۳-۲۳ ازدواج با مرتدان از ديدگاه فقهاي اسلام۷۸
۳-۲۴ ازدواج با مرتدان در آيين زرتشت۷۹
فصل چهارم
۴-۱ مهريه۸۳
۴-۲ تمکين و نشوز۸۸
۴-۲تمکين و نشوز در زرتشت۹۴
۴-۳ نفقه۹۴
فصل پنجم :
۵-۱ تعريف و خصوصيت‏هاي طلاق۱۰۳
۵-۲ تاريخچه طلاق در برخي جوامع و اديان۱۰۵
۵-۴ طلاق در مذاهب اهل تسنن۱۱۰
۵-۵ ارکان طلاق۱۱۲
۵-۶ شرايط طلاق۱۱۳
۵-۷ اقسام طلاق در قانون مدني۱۱۳
۵-۸ اقسام طلاق در فقه شيعه۱۱۴
۵-۹ موجبات طلاق۱۱۶
۵-۱۰ مواردي كه فقط زن مي‏تواند تقاضاي طلاق كند۱۱۷
۵-۱۱ تدابيراسلام براي پيشگيري ازطلاق۱۱۹
۵-۱۳ خلع و مبارات۱۲۳
۵-۱۴ طلاق در آيين زرتشت۱۲۵
فصل ششم
۶-۱ حضانت در اسلام۱۲۹

۶-۲ حضانت در زرتشت۱۳۲
۶-۳ ماهيت حقوقي حضانت۱۳۳
۶-۴ نقش والدين در حضانت۱۳۴
۶-۵ قانون حق حضانت فرزندان صغير يا محجور به مادران آنها۱۴۲
۶-۶ حضانت و نگهداري اطفال۱۴۳
۶-۷ ولايت قهري و قيمومت در زرتشت۱۴۴
۶-۸ فرزند خواندگي و پُل‌گذاري در زرتشت۱۴۵
چکيده :
چنانچه بديهي است مطالعه تطبيقي ميتواند بستر مناسبي جهت درک بهتر اديان آسماني از يکديگر بوده و جهت همدلي و آشنايي بيشتر با زرتشتيان به عنوان اقليت ديني در ايران بر آن شده تا مقايسه اي تطبيقي در حقوق خانوادگي زن در اين دو دين داشته باشد.
در پايان نامه حاضر، در تطبيق اين دو دين با نقاط مثبت فقه اسلام نسبت به حقوق خانواده بيشتر آشنا شده و دقت نظر فقها در حواشي و جزئيات قابل تحسين است. با ريزبيني و نگاه جامع به زندگي زناشويي در مي يابيم ديدگاه اسلام و زرتشت بسيار به هم نزديک بوده و در خيلي از مطالب با هم مشترک مي باشند. با توجه به اين که هر دو دين براي امر ازدواج (با تفاوت در نوع ازدواج ها) تقدس قائل شده اند، ليکن دين زرتشت چون مهريه را مقابل طلاق مي داند، مهريه ايي براي زن قائل نمي شود بر خلاف اسلام که اين دو مقوله را از هم جدا مي داند و مهريه را مختص طلاق نمي داند. در مورد حضانت نيز تفاوت چشم گيري بين اين دو دين ديده مي شود.
خواننده پس از مطالعه اين پايان نامه به وضوح درک خواهد کرد با وجود تفاوت ها، منشاء وحياني در دو دين يکي مي باشد .
نتيجتا ً مي توان گفت اسلام نسبت به دين باستاني زرتشت، دين کامل شده اي مي باشد و برخي احکام و فروعاتي که در زرتشت مطرح نشده و يا به صورت خلاصه آمده در اسلام لحاظ گرديده و کامل گشته است.
واژگان کليدي:
اسلام – زرتشت – حق – ازدواج – طلاق – نفقه – مهريه -حضانت – تمکين – نشوز .
فصل اول:
مقدمه
۱-۱ بيان مساله:
سخن گفتن از حقوق انسان در قالب جديد و مدون يكى از مهم‏ترين ويژگيهاى دوران معاصر است، و در آن ميان حقوق زنان از اهميت ويژه‏اى برخوردار مى‏باشد. رفع تبعيضهاى حقوقى ناشى از جنسيت، در ابعاد مختلف زندگى حقوقى بشر، با تاكيد بر حقوق زنان، محور اصلى همه معاهدات و اعلاميه‏هاى بين المللى و منطقه‏اى مربوط به حقوق زنان را تشكيل مى‏دهد.
دانشوران حقوق و سياست، صاحبان قدرت و معلمان اخلاق و فضيلت همگى با مبانى و انگيزه‏هاى متفاوت، در باب چرائى و چگونگى حقوق انسان ها سخن مى‏گويند. در ميان انبوه گفت و شنودهايى كه از اين محافل به گوش مى‏رسد، برخى گفتمان ها، پر رونق‏تر و حياتى‏ تر مى‏نمايد. از آن جمله مى‏توان به حلقه گفتگو از حقوق سياسى انسان و حوزه گفت و شنود از “حقوق زن‏” اشاره كرد . رفع تبعيض هاى حقوقى ناشى از جنسيت، در ابعاد مختلف زندگى حقوقى بشر، با تاكيد بر حقوق زن، محور اصلى همه معاهدات و اعلاميه‏هاى بين‏المللى و منطقه‏اى مربوط به حقوق زنان را تشكيل مى‏دهد.
حقوق مدنى زن به دليل گستره عام و فراگير آن جايگاه ويژه‏اى در اين مجموعه دارد؛ به دليل نقش بنيادين زن، در زندگى خانوادگى و اجتماعى انسان، دفاع از حقوق خانوادگي زنان ؛ اشخاص و حلقه‏هاى دفاع از حقوق زنان را ‏به خود مشغول داشته است
پر واضح است كه قبل از هر اقدام ناصحانه‏اى جهت‏ حمايت از حقوق زنان در خانواده، كنكاش در قواعد حاكم بر حقوق خانوادگي وي ، در اديان، تمدنها و نظامهاى حقوقى موجود و عمده جهان اجتناب‏ناپذير است; يعنى در ابتدا لازم است تفاوت هاي زن و مرد، عناصر متشکله در ترسيم حقوق زن، جايگاه حقوقي و اجتماعي زن در ايران باستان، قبل و بعد از اسلام مورد بررسي قرار گيرد سپس قدم فراتر نهاده و در مصاديق جزئي تر وارد شده و مقايسه اي صورت پذيرد.
از آنجا که عنوان اين طرح تحقيقي “بررسي تطبيقي حقوق خانوادگي زن در اسلام و زرتشت” ميباشد، سعي شده است از مباحث حاشيه اي پرهيز گردد و مطالب بيشتر حول محور اسلام و زرتشت گردآوري و تدوين شود تا به غايت موضوع خدشه ايي وارد نسازد.
۲-۱پيشينه تحقيق
نگارنده تا جايي که تتبع کرده است ؛ مطلب ، کتاب و يا مقاله اي در رابطه با موضوع تحقيق وجود ندارد و از اين جهت موضوع بکر بوده و نتايج خوبي به همراه دارد .
۳-۱روش تحقيق
روش تحقيق به صورت کتابخانه اي و با تکيه بر تجزيه و تحليل داده ها مي باشد . نگارنده به منظور درک بهتر دين زرتشت ، براي آشنايي نزديک تر و عميق تر با مراجعه حضوري به آتشکده زرتشتيان تحت عنوان ” آدريان ” ، با برخورد عالي و روي گشاده زرتشتيان مواجه شده و از راهنمايي هاي گفتاري و تصويري و حتي کتابخانه مخصوص آنها به صورت “باز” بهره مند گشته است .
در اين تحقيق آنچه آمده است حاصل تلاش وافري است، اما از آنجا که منابع زرتشت بسيار اندک و محدود بوده و کتاب هاي بسيار نادري در زمينه زرتشت بويژه حقوق زنان در اين آيين نگاشته شده است ، در مقايسه با منابع اسلامي که بسيار غني و پر بار و فراوان مي باشد تطبيق ها شايد خيلي هم وزن به نظر نرسد اما سعي بر آن بوده از همان اندک نتايج خوبي بدست بيايد که حاصل تجزيه و تحليل منابع زرتشت و اسلام است .
۱- ۴ اهداف تحقيق
از اهداف تحقيق مي توان به اين موارد اشاره کرد :
۱- پاسخ گويي به شبهات وارده در تطبيق اديان

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۲- مقايسه جايگاه و حقوق خانوادگي زن پيش از اسلام و پس از اسلام در ايران
۳- پاسخ گويي به سئوالات دانش آموزان در گير با تبليغات سوء رسانه هاي غربي
۴- يافتن منشاء واحد اديان
۵- جذابيت ايران باستان و به تبع آن دين حاکم بر آن زمان.
۶- يافتن وجوه تشابه و تفاوت مسائل حقوقي زن امروز و زن در ايران باستان.
۱-۵ سوالات تحقيق
از سوالات تحقيق مي توان به موارد ذيل اشاره کرد :
۱- از لحاظ حقوقي زن کنوني برتر است يا زن در ايران باستان؟
۲- از لحاظ موقعيت اجتماعي و فرهنگي زن کنوني برتر است يا زن در ايران باستان؟
۳- حقوق زنان در دين زرتشت در مقايسه با اسلام تا چه حد متفاوت است؟
۴- عظمت زن در انگاره هاي تاريخي که به چشم مي خورد مرتبط با دين او بوده يا به جايگاه اجتماعي ناشي از حاکميت در آن زمان؟
۵- زن در دين اسلام از اهميت بيشتري برخوردار است يا زن در دين زرتشت؟
۶- با توجه به تغييرات زمان و نيازهاي اجتماعي، آيا دين باستاني زرتشت تامين کننده نيازهاي زن امروز مي باشد؟
۶-۱فرضيه هاي تحقيق
۱- با توجه به تقدم زماني زرتشت و تقدم حضور در ايران، شايد مطابقت بيشتري با فرهنگ ايران و نيازهاي زن ايراني داشته باشد، بر خلاف دين اسلام که برخاسته از کشوري ديگري است و شايد صرفا مطابق با فرهنگ و نيازهاي اجتماعي آن.
۲- به علت تاخر زماني دين اسلام، شايد پيش بيني عميق تري بر مسائل زن و نيازهاي حقوقي، اجتماعي و خانوادگي وي کرده باشد.
۳- از آنجا که دين اسلام آخرين دين مي باشد، لذا طبق حکم عقل کامل ترين دين مي باشد، بنابراين کامل تر و جامع تر از دين زرتشت مي باشد و نيازهاي حقوقي خانوادگي فرهنگي و اجتماعي زن را بهتر پيش بيني و قانون گذاري کرده است.
۷-۱ نکته تکميلي
قابل تذکر مي باشد که در عنوان پايان نامه دين مطروحه اسلام و زرتشت مي باشد و از آن جا که دين مبين اسلام داراي شاخه ها و فرقه هاي مختلفي است و انصافا جمع آوري و تطبيق مطلب برابر همه ابعاد آن بسيار دشوار و شايد غير ممکن باشد ( و يا در حد توان نگارنده نباشد )؛ لذا در تمامي موارد و احکام فقه اماميه منظور شده و از اطاله کلام جلوگيري نموده است .
و منظور از زن ، همسر لحاظ شده است .
گرچه در مواردي به علت نياز به تکميل مطلب ، و يا نياز بحث مطالبي پيرامون زن در جايگاه “خواهر” و يا ” مادر ” ذکر شده است .
و به علت محدوديت هاي موجود در اين تحقيق از حقوق خانوادگي زن ، تنها به ازدواج ، طلاق ، نشوز و تمکين ، مهريه ، نفقه و حضانت بسنده شده است .
۸-۱ واژه شناسي
۱- نکاح: به نظرم نکاح ،عقدي است التزامي بين يک مرد و يک زن به قصد معاشرت و به عنوان زوجيت (=نکاح الاعلان). بايد به ايجاب و قبول لفظي باشد با موالات بين ايجاب و قبول و اهليت مجري صيغه نکاح و بدون تعليق.
۲- طلاق: ازاله رابطة زوجيّت در عقد دوام، به صيغة خاصّ با حضور عدلين که موضوعيّت دارد. بايد منجر باشد و قصد نتيجه به عمل آيد و طلاق دهنده عاقل و بالغ و مختار باشد. به وکالت هم طلاق توان داد. طلاق، اخصّ از فراق است زيرا طلاق رجعي فراق نيست. پس از سپري شدن عدّه فراق پديد مي آيد. در مباحث طلاق (از نظر ماهوي) شارع را نظرها است که بايد رعايت شود. شارع در عرف طلاق که قبل از اسلام بوده است، اصلاحات اساسي دارد، هم از نظر زمان طلاق دادن و هم از نظر عدد طلاقها .
۳- نفقات: هزينه ها که عهدة کسي به سود غير باشد مانند نفقة زوجه و اقارب و بهائم.
نفقة زوجه: شوهر بايد نفقة او را بدهد مطابق شئون او از جهت خوراک و پوشاک و دوا و مسکن. زوجه از باب امتاع از نفقه بهره مي برد و مالک آن نمي شود.
۴- مهر، مهريه : (=صداق) مهر يا کابين، مالي است که زمان انعقاد عقد نکاح، شوهر به زن مي دهد به نقل مالکيّت آن و يا به تعهد انتقال، خواه عين باشد خواه طلب و يا مال موصوف (کلّي در ذمّه).
۵- حضانت: پروردن طفل است به وسيله ابوين و اقارب او در حدود قوانين مربوطه. حضانت هم حق است هم تکليف. با وقوع طلاق، در مدت رضاع (=دو سال) اولويت در حضانت با مادر است. شروط حضانت اين است:
۶- تمکين: دادن اختياري از اختيارات خود به کسي. در باب نکاح، تمکين نفس است از سوي زوجه به زوج و اطاعت زوجه از زوج در زمينة حسن سلوک.
۷- نشوز: تخلف هر يک از زوجين از تکاليف ناشي از نکاح به زبان يکديگر. خودداري از دادن نفقة زوجه، نشوز زوج است.
۸- احوال شخصيه : مجموعه اوصاف انسان که قانون مدني، آنها را موضوع آثار حقوقي قرار داده است مانند ازدواج، اسم، اهليت، اقامتگاه، تابعيت. اصطلاح تفصيلي آن، احوال اشخاص يا احوال شخصيه است.
۹- حق: پديده اي است مرکب از دو چيز ۱) قدرت آدمي ۲) اختيار وي در اعمال آن قدرت. اين هر دو رابطة دو شخص است. پاره اي از حقوق، قبل از حدوث جامعه وجود داشته است مانند حق تملک و نکاح. کرد و به کمال رساند مانند وضع اماره فراش در لحوق نسب و مانند حضانت اطفال. اين ها عوارض حقوق تأييدي مذکور است. اما پس از حدوث جامعه، حقوق بسيار تأسيس شد (=حقوق تأسيسي) مانند حقوق شرکاء شرکت سهامي و حق حاکميت ملي و هرگونه حق که در رفراندوم تصويب شود. منابع حقوق را بايد با توجه به حقوق تأييدي و تأسيسي مورد بررسي قرار داد. مثلا به نظر من غريزه حقوقي از جمله منابع حقوق است که خارج از عرف، قانون، دکترين است. پس مباحث اصالت اجتماع و اصالت فرد، که مستقل از شناسايي حقوق تأييدي و غريزه حقوقي، مي کنند به کلي بي اساس است. در فرق بين حق و ملک گفته شده است که حق قائم به دو طرف است به خلاف ملک. (جعفري لنگرودي/۱۳۸۹)
نظربه اينكه احوال شخصيه ويژه جامعه زرتشتيان ايران برابر اصل سيزدهم قانون اساسي بازنگري شده و مورد تاييد انجمن موبدان تهران (مرجع ديني زرتشتيان) و انجمن‌ها و نهادهاي زرتشتي سراسر كشور در همايش تاريخ ۲۷/۲/۱۳۸۶ قرار گرفته ‌است و از آن تاريخ لازم‌الاجرا است، ضمن ارسال متن اين آيين‌نامه كه تغييرات پيشنهادي اداره حقوقي قوه ‌قضائيه نيز برابر نامه شماره ۵۷۳۴/۷ به تاريخ ۲۸/۸/۱۳۸۶ در آن صورت گرفته، گزارش آن در روزنامه رسمي كشور براي اطلاع عموم منتشر شد.
فصل دوم:
کليات
۲-۱ نگاهي مختصر به دين زرتشت:
دين زرتشتي يكي از كهنترين اديان جهان است كه احتمالا ۲۵۰۰ تا۳۰۰۰ سال پيشينه دارد. هم اكنون اين دين داراي پيروان اندكيا ست و بسياري از آنان حتي در مورد ادعاي اين دين به عنوان دين زنده ،ترديد دارند. اما اين دين به دليل ارزش ذاتي آن به عنوان دين اخلاقي و نيز تاثير شايان توجه آن بر ادياني همچون يهوديت ، مسيحيت و اسلام ، هنوز شايسته ي ‌آن است كه در اينجا مورد مطالعه قرارگيرد.(فنايي/۱۳۸۷/۴۵)
زردشتي ، دين ايران باستان و پارسيان سراسر جهان است (هرچند كه تعداد آن اندك است) و حتي هم اكنون نيز به اين دين عمل ميكنند. زردشت پيامبر كه در روايت لاتين بهzaroaster مشهوراست، بنيانگذار اين دين ، و زنداوستا يا اوستا، به عنوان كتاب مقدس دين زرتشتي دانسته شده است. در مورد زمان واقعي دين زردشت ، اختلاف نظرهايي وجود دارد، اما اين نكته كم و بيش روشن است كه وي با بسياري از حكماي باستاني هند بودايي، هم دوران بوده است.درزنداوستا، نشانه هاي آشكاري از تاثير بودايي به چشم ميخورد. (همان)
پيش از ظهور زرتشت در صحنه ي مذهبي ايران باستان،گرايش افراطي به برگزاري آيينها، مراسم خرافي، كاهن پروري، و اينگونه كاري ناپسند در زمينه ي دين، حكم فرما بود و نوعي چند خدايي مطلق در همه جا رواج داشت. اين آشفتگي و نابساماني در حوزه ي دين، به خوبي در آغاز نخستينسرود گاتها در اوستا توصيف شده است. درآنجا گفته شده است كه بشريت گيج و پريشان به خداي آفريننده ي بزرگ نزديك شده و شكايت مي كند كه شر و بدي تمام زمين را فرا گرفته است و بنابراين بايد يك ناجي به سوي زمين بفرستد. به دنبال آن خداي بزرگ از فرشتگان درگاه خود ميپرسد كه آيا انها ميتوانندكسي را نام ببرندكه بتواند اين وظيفه را بر عهده گيرد.هنگامي كه فرشتگان ناتواني خود را نشان ميدهند، خداوند بزرگ از زردشت به عنوان ناجي بشر نام مي برد و او را به زمين مي فرستد . هر چند كه اين داستان اسطوره به نظر مي آيد اما نشانگر وضعيت نابسامان ايران باستان در زمان تولد زردشت پيامبراست. (همان/۴۶)
زردشت در آغاز همانند انسان معمولي با همسر (احتمالا ۳ همسر) و فرزندان خود زندگي ميكرد و در سن ۳۰ سالگي كه پيامي الهي از سوي خداوند دريافت كرد، دركنار رود خانه اي فرشته ي وهومانا،۹ بار به شكل انسان در برابر او پديدار شد. فرشته به زردشت گفت كه فقط يك خدا به نام اهورامزدا وجود دارد و او (زردشت) بايد به عنوان پيامبر او خدمت كند. در سراسر ۱۰ سال بعد، زردشت الهام هاي ديگري نيز دريافت كرد و طي آنها هر يك از فرشتگان اهورامزدا بر او پديدار شدند و حقايق ديگري را بر او آشكار كردند. زردشت بنابر الهام هاي دريافتي تبليغ حقايق مذهبي را آغاز كرد، اما در آغاز موفقيتي بدست نياورد. او از سوي مردم به عنوان گستراننده ي ارواح شر و بدي محكوم شد. اما سرانجام موفق شد دست كم پسر عموي خود (maidhyomah) را به كيش خود وا دارد. سپس او و پسر عمويش بريالبه دربار و شتاسب در بلخ شتافتند. اين دو براي وادار ساختن پادشاه به كيش خود، تلاش بسياري كردند اما نتوانستند موفق شوند تا آنگاه كه زردشت اسب بيمار پادشاه را بهبودي بخشيد. در اين هنگام پادشاه و همگي درباريان همراه با مردم سرزمين او پيرو زردشت شدند و از آن به بعد نقطه ي عطفي در تاريخ گسترش دين زردشتي پديدار شد. درسالهاي بعد دين زردشتي به ياري پادشاه و حتي گاهي از راه جنگ هاي مقدس بسرعت گسترش يافت. زردشت در سن ۷۷ سالگي به دست يكي از سربازان دشمن كشته شد. (همان/۵۶)
مهمترين دستورهاي سه گانه ي اخلاقي زردشت، پندارنيك ،گفتارنيك وكردار نيك بود و نشانگر شيوه اي است كه زردشت با توجه به آنها ميخواست آييني كاملا اخلاقي و بدون هر گونه تشريفات گرايي و گرايش افراطي به آيينها و مراسم بيهوده را پي ريزي كند.
۲-۲ جنبه هاي اساسي دين زردشت:
در دين زردشتي همانند اديان ديگر ،به دليل برخي از جنبه هاي متمايز و مشخص آن، معروف است.در اينجا براي آشنايي با ايده هاي مقدماتي،آنها را به طورخلاصه بيان مي كنيم:
۱-دين زرتشتي، دين توحيدي با نوعي ثنويت (دوگانگي) دروني در الوهيت است. (همان/۸۹)
۲-اهورامزدا خداي بزرگ است كه به عنوان قادر مطلق، آگاه مطلق و نيكي مطلق، دانسته شده است.
او، آفريننده و حاكم جهان نيز شناخته شده است.
۳-خداوند، دست نيافتني است و بنابراين، با دانش معمولي بشر، شناختني نيست. با اين وجود، گاهي خود را به وسيله ي فرشتگان به انسانها مي نماياند.
۴-جهان، ميدان نبرد دو نيروي خير و شر تصوير شده كه سپند مينو، نشانگر خير و انگره مينو يا اهريمن، نشانگر نيروي شر است. اين نبرد، بايد ادامه يابد تا آنگاه كه سرانجام، نيروي خير بر نيروي شر، چيره شود.
۵-انسان را آزادي اراده عطا كرده اند تا او آزادي گزينش خود را با گزينش جانب نيروي نيكي عليه نيروي بدي بيازمايد به همين دليل، چنين انساني به جز زندگي پرهيزگاران ، كار ديگري ندارد. با اين وجود،راهي را كه انسان بر ميگزيند،كاملا به خود او بستگي دارد.
۶-دين زردشتي به زندگي پس از مرگ نيز باورمند است.در آن زندگي،جايگاه انسان كاملا مطابق با قانون پاداش و كيفر تعين ميشود.آنان كه اعمال نيكشان،بيشتر از اعمال بدشان باشد،به بهشت يا جايگاه تنعم و شادي فرستاده ميشود.در حالي كه آنان كه اعمال بدشان،بيشتر از اعمال خوبشان است،به جهنم،جايگاه رنجهاي هولناك فرستاده ميشوند.
۷-با اين وجود محكوميت جهنم ،ابدي نيست و دين زردشتي ،شادماني نهايي و زندگي خوب را به همه ي پيروانان نويد ميدهد.
۸-دين زردشتي به وجود فرشتگاني باورمند است كه همواره پيرامون خداوند ايستاده و منتظر دستورهاي اوهست.
۹-در اين دين ،ارواح شر نيز وجود دارند كه اهرمين را براي گسترش شر در جهان ،ياري ميدهند.
۱۰-اين دين ،دين اخلاقي بدون تشريفات است و پندار نيك ،گفتار نيگ ،و كردار نيك ،اصليترين فضايل اخلاقي آن به شمار ميآيند.
۱۱-اگر چه در اين زردشتي ،عبادت و يا پرستش اهورامزدا تجويز شده ،اما زندگي مذهبي عمدتا در برگيرنده ي گسترش فضايل اخلاقي است.
۱۲-آتش،پديده اي بسيار پاك و نماد پاكي الوهيت است.(همان/۱۱۱-۱۱۹)
۲-۳ تفاوت فلسفه آفرينش زن و مرد
بى ترديد ،زن و مرد در اصل آفرينش از يک گوهرند ، ولى اين واقعيت نيز وجود دارد که ويژگى هاى طبيعى و روحى و جسمى زن و مرد با يکديگر متفاوت است. البته اين تفاوتها الزاما ًبه معناى ناقص بودن يکى و کامل بودن ديگرى نيست ،بلکه خداوند حکيم براى استوارى نظام آفرينش و استحکام روابط اجتماعى و خانوادگى ،اين تفاوتها را در آنان قرار داده است تا هر کدام مسؤوليتهاى متناسب با روحيه خود را بر عهده بگيرند.(جوادي آملي/۱۳۷۶/۲۴۸)
تفاوت هاى زنان با مردان از نوع تفاوت هاى اعضاى بدن انسان است که در عين متفاوت بودن ،مجموعه اى متشکل از يک پيکر هستند و هر يک متناسب با ساختار وجودى خود ،وظيفه اش را به شايستگى انجام مى دهد. بدين ترتيب ،انسان تنها با گردهم آمدن همه اعضاى بدن خويش که ويژگى ها و کارآيى هاى متفاوت دارند ،انسان کامل خواهد بود. تفاوت هاى زن و مرد نيز به گونه اى مقدر شده است که مکمل نظام آفرينش باشد. اصولا نظام آفرينش ،استعدادهاى متقابل و گوناگون مى طلبد ،تا زندگى به بهترين وجه اداره شود. خداوند انسانها را با استعدادها و شرايط گوناگون آفريد تا نظام هستى استوار بماند. اگر همه در يک سطح از توانايى و استعداد بودند ،زندگى انسانى سامان نمى يافت ; زيرا کارهاى گوناگون ،استعدادهاى متناسب خود را مى خواهد. اين اصل در مورد زن و مرد نيز صادق است. ويل دورانت مى گويد: “کار خاص زن ،خدمت به بقاى نوع است و کار خاص مرد ،خدمت به زن و کودک. ممکن است کارهاى ديگرى هم داشته باشند ،ولى هم په از روى حکمت و تدبير تابع اين دو کار اساسى گشته است.”(مطهري/۱۳۷۴/۲۰۵)
۲-۴ جايگاه زن قبل از اسلام
۲-۴-۱ جايگاه زن در عصر جاهليت :
زنان عرب در دوره ى قبل از اسلام ،نه تنها از حقوق اوليه انسانى بهره اى نداشتند ،بلكه از هر حيوانى پستتر و زبون تر به شمار مى رفتند. با زنان و دختران ،مانند چهار پايان رفتار مى كردند و آنان را به صورت كالا در معرض خريد و فروش قرار مى دادند.
زنده به گور كردن دختران در ميان پاره اى از اعراب به ويژه طايفه اسد و تميم رواج داشت. اينان ،به خاطر حماقت و نادانى ،دخترانشان را زنده به گور مى كردند.(ماهنامه پيام زن/۷۸/۸۷)
اين عمل جنون آميزشان بدان خاطر بود كه مبادا دخترانشان در جنگ به اسارت دشمن درآيند و موجب ننگ و عارشان گردند و نيز معتقد بودند ،اگر دخترانشان با افراد بيگانه ازدواج كنند ،سبب ازدياد نفوس شان گشته و در نتيجه به روزيشان افزوده خواهد شد و اين ،موجب شكست اينان مى شود ،ولى قرآن كريم علت اصلى كشتن فرزندان را فقر و ندارى و تنگدستى مى داند.(همان)
فرزندانتان را از بيم تنگدستى مكشيد. ما به آنان و به شما روزى مى رسانيم.
[ولا تقتلوا اولادكم خشيه إملاق. نحن نرزقهم و إياكم.] فرزندانتان را از بيم ندارى و تنگدستى مكشيد. ما به شما و آنان روزى مى رسانيم. (اسراء/ ۳۱)
[ولا تقتلوا اولادكم من املاق. نحن نرزقكم و اياهم.] در اين دو آيه شريفه علت اصلى فرزندكشى بيم ندارى و گرسنگى معرفى شده است. (انعام/ ۱۵۱)
به هر حال ،چه عامل اقتصادى و چه عوامل ديگر ،هر چه باشد ،سبب شدند كه زنده به گور شدن دختران در ميان اعراب جاهلى به صورت رسم و عادت در آيد و به ديگر قبايل سرايت كند.
قرآن كريم درباره وضع زن در جاهليت و عكس العمل مرد نسبت به او چنين مى فرمايد: وقتى به مردى خبر داده مى شد كه دخترى پيدا كرده ،رنگش از خشم تيره مى شد و از روى شرمندگى از انظار مردم پنهان مى گشت. سپس يا با نهايت بى علاقگى از دختر نوزاد ، نگهدارى مى كرد و يا كودك بى گناه را زير خاك پنهان مى نمود. (همان)
[و اذا بشر احدهم بالانثى ،ظل و جهه مسودا و هو كظيم.] نحوه دختر كشى در ميان قبايل عرب ،متفاوت بود. بعضى نوزاد دختر را سر مى بريدند و بعضى ديگر از بالاى كوه پرتاب مى كردند و گروهى نيز در آب غرق مى كردند. (نحل/ ۵۸ و ۵۹)(همان)
جنايات نسبت به زنان و دختران :
درميان بعضى قبايل ، رسم چنين بود كه زنان باردار به هنگام وضع حمل به نقطه اى دور از خانواده هاى خود در صحرا مى رفتند و با كمك زنان ديگر به حفر گودال مى پرداختند تا اگر نوزاد دختر باشد ،كودك بى گناه را در ميان گودال دفن نمايند و زحمت پدر در به خاكسپردن فرزند ،كم شود.(مطهري/۱۳۷۴/۲۲۶)
در نتيجه ،با كشتن دختران بى گناه از تعداد زنان كاسته مى شد و بالاجبار ،هر سه يا چهار مرد با يك زن ازدواج مى كردند. چنين ازدواجى را ضمد مى ناميدند. زن ،پس از وضع حمل ،به ناچار ،به شوهران خود مراجعه مى كرد و از ميانشان پدرى براى فرزند خويش پيدا مى نمود و نوزاد به هر كدامشان كه بيشتر شباهت داشت ،تعلق مى يافت و او پدرش محسوب مى شد. (همان)
حال ،بايد ديد فرزندانى كه از خون و شير مادرانى كه داراى همسران متعددى بودند ،تغذيه مى كردند ،داراى چه روحيه و خلق و خويى مى شدند و در جامعه چه ارزش و قيمتى داشتند ؟در اعراب عصر جاهليت ،مادر هيچگونه نقشى در سرنوشت فرزندان خويش نداشت و تنها پدر بود كه از اختيارات نامحدود درباره فرزندان استفاده مى كرد. حتى مادر با آن همه عواطف مادرى كه وديعه الهى است ،نمى توانست از زنده به گور شدن دختران جلوگيرى كند و ناگزير شاهد مرگ جانگداز جگر گوشه اش – كه قلب كوچكش مالامال از اميد به زنده ماندن و زيستن بود – مى شد. (همان/۲۲۷)
۲-۴-۲ زن در اقوام هند و اروپايى باستان در عصر ماقبل تاريخ‏
زن در نزد اقوام هند و اروپايى باستان نيز موقعيت برترى دارد ، به ويژه در زمان‏ هايى كه اقتصاد كشاورزى بر آن جوامع حاكم است. جوامع هند و اروپايى هم ، مادر سالار هستند و معتقدند كه نسل از طريق مادر بقا مى‏يابد. در آسياى غربى به آثارى از جوامع مادرسالار بر مى‏خوريم. علاوه بر نجد ايران ،تا حدود سند و همچنين تا آسياى صغير و دربخش‏ هايى از مصر ،نظام مادرسالارى ،نظام مشتركِ حاكم بين همه جوامع نامبرده است. (جان ناس/۱۳۷۲/۴۵۰-۴۵۶)
ازمشخصات بارز فرهنگ هند و اروپايي ان بسيار كهن در هزاره چهارم قبل از ميلاد مسيح كه در سرزمين گسترده‏اى كه بين رود خانه يني ‏سئى تا شمال غربى درياى سياه امتداد دارد ،حتى نشان‏ هايى از زن‏سالار بودن مى‏توان يافت. درگورهايى كه از آنها كشف شده ،صورت زن ‏ها به سمت مشرق و صورت مردها به سمت مغرب بوده است. واژه “زن” به معنى “زادن”و واژه مرد به معناى “مردن”بوده است. (همان)
زن به عنوان عنصر زاينده ، با طلوع خورشيد مناسبت پيدا مى‏كند و مرد به عنوان عنصرى كه نقش او در زادن نامعلوم است و با مرگ خود نابود مى‏شود ،روى به سويى دارد كه خورشيد در آن غروب مى‏كند. پس در جوامع هند و اروپايى نيز در ۴۰۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح ،تبار از راه مادر حفظ مى ‏شده است.(همان)
۲-۴-۳ جايگاه زن در ايران پيش از اسلام‏
سخن از مقام و مرتبه زن است در گذشته ‏هاى بسيار دور در هزاره ‏هاى پيشين ،زنِ ساكن نجد و فلات ايران ،يا زنِ عصرِ ما قبل تاريخ ،پيش از ورود آرياها ،حتى در ده هزار سال پيش از ميلاد مسيح ،با توانايى ‏هايى كه در مسائل اقتصادى ،خانوادگى ،اجتماعى و دينى دارد ،همواره با مردان و يكسان با آنان ،از مواهب طبيعت خداداد بهره ‏مند بوده است. اوكشف‏كننده آتش است ،نخست اوست كه با جستجو در دشت و كوه مى‏تواند ريشه ‏هاى خوردنى گياهان و ميوه ‏ها را پيدا كند ،گياهان و دانه‏هاى آنها را شناسايى كند و از فصل رويش و رشد گياهان مختلف آگاه شود. اين زن است كه در اطراف زمين ‏هاى رسوبى خيمه ‏هاى محل سكونت خود و افراد قبيله ‏اش ،نخستين تلاش‏ ها و مساعى را در باب كشاورزى به عمل مى‏آورد. در دوره نئوليتيك يا نوسنگى ،زن سازمان ‏دهنده امور توليد و اداره ‏كننده كارهاى قبيله و خانه است. او به مقام روحانيت مى‏رسد و واحد خانواده به او تعلق دارد. درجامعه مادرسالار ما قبل تاريخ نجد ايران ،طايفه تا آنجا گسترش پيدا مى‏كندكه به دودمان مادر وابسته باشد. (همان)
اين شوهر است كه وارد خانواده زن مى‏شود. زن در امر چاره ‏انديشى براى رفع مشكلات ،موجودى نيرومند بوده است. ساعات درازى را به انجام كارهاى دشوار مى‏پرداخته و حتى در راه حفظ جان فرزندان قبيله‏اش ،تا سرحد مرگ با متجاوزين مى‏جنگيده و مقاومت مى‏كرده است. زن علاوه بر آوردن فرزند ،توزيع‏كننده غذاى افراد قبيله و خانواده است. او نظم ‏دهنده قبيله خود است و مى‏تواند داور و فرمانروا هم باشد. (همان-۴۸۱)
فنون ريسندگى ،پارچه ‏بافى ،دوخت و دوز و سبد بافى را زن به وجود آورد. در اواخر هزاره چهارم قبل از ميلاد ،زن فن سفالگرى و ساختن ظروف و كوزه‏ ها را به ارمغان مى‏آورد. هر چند كه اطلاعات محققان درباره دين بوميان ساكن نجد ايران ،پيش از آمدن آريا ها ،بسيار ناچيز است ،بااين حال كشفيات باستان ‏شناسى نشان مى‏دهد كه در ميان اين قبايل ماقبل تاريخ ،تعداد زيادى از پيكرك‏هاى كوچك متعلق به الهه ‏ها را يافته ‏اند و همين كشفيات به باستان ‏شناسان اجازه مى‏دهدكه بگويند انسان‏هاى ساكن نجد ايران در هزاره ‏هاى نخستين پيش از ميلاد چه اعتقادات و باورهايى داشته ‏اند. (همان)
زن بومى ساكن نجد ايران و ايلام بين‏النهرين ،نه تنها در زمين ،بلكه در آسمان هم قدرت داشته است. مجسمه الهه‏ها بر فراز بلندترين عبادتگاهها بوده است. بر خلاف برخى از مصريان باستان كه مى‏پنداشتند منشأ حيات ،مذكر است بوميان فلات ايران ،منبع زندگانى را مؤنث مى‏دانستند. (همان)
۲-۴-۴ مقام زن در آيين زرتشت
زن در ايران باستان مقام بسيار والايي داشت و در برخي موارد به صورت ويژه مورد احترام واقع ميشد (آن هنگام كه به عنوان مادر بها و نگريسته ميشد) وگاهي احترام وي هم رديف مردان بود كه در براخي امور چون كشاورزي و حتي جنگ در كنار مردان قرار ميگرفت .و اين احترام در حالي بود كه در اغلب كشورها در زمان ظهور زرتشت و پس از آن دختران منفور بودند و زنده دفن ميشدند. (موريس شيخي/۱۳۷۶/۵۵)
دراغلب موارد در اوستا مردان و زنان را يكسان ميبينيم به طور مثال در اورمزديست ميخوانيم:
…همت ،فدرت ،توانايي ،فيروزمندي و فروز ور را ميستاييم ،اهورا مزداي رايومند و خروهمند را ميستاييم ،از بين مردان و زنان كسي كه برابر آيين راستي ستايشش بهتر است ،مزدا اهورا از آن آگاه ميباشد ،اينگونه مردان و زنان را ميستاييم. (همان)
و يا در “هفتن پشت” ميخونيم:
… اي اهورا مزدا بشود كه همه ما از كشور نيك تو برخوردار شويم بشود كه تو برما چه زن و چه مرد فرمانروايي كني اي در هردوگيتي نيك ترين هستي… (همان)
…ما ميستاييم روان يلان و پهلوانان را ،مردان و زنان نيك انديشي كه در هر كشور با وجدان نيك بر ضد بدي قيام نموده يا مينمايند.
درآيين زرتشت آن هنگام كه به زنان توجه ميشود فقط زناني مورد احترام هستند كه پاك هستند و در مسير اهورامزدا گام برميدارند ،و در بين اين زنان زناني كه داراي فرزندان بسيار باشند با ارزشترند ،به عنوان نمونه در بخشي از “هفتن پشت “ميخوانيم:
…زنان دارنده ي فرزندان بسيار و خاندان خوب و نيرومند و خوش اندام و بلند بالا را … ميستاييم .كه در اينجا علاوه بر فرزندان بسيار به خاندان خوب كه بسان تنه ي درختي نيرومند و سالم ميتواند شاخه هاي زيبا و سالم داشته باشد ،و اندام زيبا و بلند كه از آن فرزنداني خوش اندام و بلند بالا به وجود خواهد آمد نيز توجه شده. (همان/۵۶)
ايرانيان باستان در آموزش و پرورش فرزندان خود و تربيت آنها براي زندگي آينده تلاش فراواني ميكردند .به طوريكه پسران را فنون اسب سواري ،تيراندازي و هنرهاي رزمي مي اموختند (البته برخي دختران نيز چنين آموزشهايي را ميديدند) و در كنار آنها دختران تعليم مييافتند تا كدبانوي خوبي براي شوهر و فرزندان خويش باشند.(همان)
پروفسوركريستن سن خاور شناس دانماركي در كتاب خود تحت عنوان شاهنشاهي ساسانيان مينويسد :دوشيزگان ايران باستان نه تنها به وظايف خانوادگي آشنا ميشدند بلكه اصول اخلاقي و قوانين مذهبي اوستا را نيز فرا ميگرفتند و چه در اجتماع و چه در زندگي خصوصي از آزادي عمل برخوردار بودند. (مهرآبادي/۱۳۸۶/۲۱)
درباره ي تعليم دختران و زنان مطالبي چند در اوستا آمده كه اهميت تعليم بانوان و دوشيزگان و توجه خاص به اين امر را نشان ميدهد مثلا در “گاه ايوه سري ترم” آمده:
“…كدبانوي خانه كه اشو و سردار اشوئي (پاك در انديشه و گفتار وكردار) باشد را مي ستاييم، زن پارسايي را مي ستاييم كه بسيار نيك انديش ،بسيار نيك گفتار ،بسيار نيك كردار به خوبي تعليم يافته و فرمانبردار شوهر خود باشد را ميستاييم ،اي اهورامزدا ميستاييم زنان فرمانبردار و با محبت را…” (همان)
دراينجا علاوه بر تعليم به فرمانبرداري از شوهر كه به عنوان يك نقطه ي مثبت مي باشد و در كنار محبت ميتواند زندگي شيريني را بسازد توجه شده است. (همان)
درآيين زرتشت دختران آزادند تا شوهر آينده ي خويش را خود انتخاب نمايند و پدر مادر حق ندارند به اجبار آنها را شوهر دهند ،و آنگاه كه دختر اعلام رضايت نمود موبدان مراسم مذهبي يژه را اجرا مي نمايند. و حتي مواردي كه پدر و مادر نيز به ازدواج دختر رضايت ندارند اما خود دختر رضايت به ازدواج دارد موبدان مراسم ويژه ي ازدواج را اجرا مي نمايند. (همان)
۲-۴-۴-۱ امشاسپندان و ايزد بانوان مؤنث در انگاره ‏هاى زرتشتى‏
درآئين زرتشت كه نوعى اعتدال را در باورهاى قديم‏ تر آرياها پيشنهاد مى‏كند ،در كنار امشاسپندان (ناميرايانپاك) مذكر ،امشاسپندان مؤنث را مى ‏بينيم : امرداد گه فرشته مؤنث موكّل بر بى ‏مرگى و پژمرده نشدن گياه است و خرداد ،فرشته مؤنث موكل بر كلّيت و كمال و مظهر شادابى گياهان و نجات افراد بشر است و اسفند (سپندارمد) الهه زمين و مظهر تحمل و بردبارى است.(آذرگشسب۱۳۵۴/۱۴۵)
۲-۴-۴-۲ زن در نامه مقدس اوستا
در آئين زردشت و در اوستا ،نامه مقدس اشو زردشت ،همه جا نام زن و مرد در يك رديف ذكر مى ‏شود. هرآنچه در اوستا راجع به زن و مرد است ،متضمن برابرى حقوق مى‏باشد و زنان و مردان پارسا با هم تقديس مى‏شوند. در بين همه باورها و اعتقادات دينى پيش از اسلام درايران ،به نظر مى‏رسد كيش زرتشتى بيش از آئين‏هاى ديگر معتقد به مساوات در خلقت زن و مرد بوده است. براى نمونه در فصل يازدهم بُندَهِشْنْ كه از آثار برجسته دينى در ادبيات زرتشتى است (به خط و زبان فارسى ميانه) آمده است:
“اهورامزدا ،روان را به كالبد نخستين زن و مرد ،مشى و مشيانه بدميد و آنها جاندار شدند و به آنها گفت شما تخمه بشر هستيد ،شما پدر و مادر جهانيد ،به شما موهبت كامل ‏انديشى بخشيده‏ام ،پس نيك بگوييد ،كار نيك كنيد و ديوان و خدايان دروغين را نستاييد.”(همان)

دسته بندی : 22

پاسخ دهید