۱) اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران ( اعم از پايان نامه، کتاب، مقاله و ….) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رويه موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آنرا در فهرست مربوطه ذکر و درج کردهام.
۲) اين پايان نامه قبلا براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي ( هم سطح، پايين تر يا بالاتر) در ساير دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
۳) چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه يا رساله را داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد، مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
۴) چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را ميپذيرم و دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيليام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي: ليدا فلاح ذبيحي نياکو
تاريخ و امضاء:

فهرست مطالب
چکيده۱
فصل اول : کليات تحقيق۲
۱-۱- مقدمه۳
۱-۲- بيان مسأله۳
۱-۳- اهميت و ضرورت پژوهش۵
۱-۴- اهداف تحقيق۶
۱-۵- متغيرها۶
۱-۶- سؤالات تحقيق۶
۱-۷- فرضيه‏هاي تحقيق۶
۱-۸- اصطلاح شناسي(ترمينولوژي)۷
فصل دوم: ادبيات و پيشينه پژوهش۱۰
۲-۱- پيش درآمد۱۱
۲-۲- تاريخچه طرحواره۱۲
۲-۳- تعريف طرح واره۱۳
۲-۴- تجارب کودکي و طرح واره هاي ناسازگار۱۶
۲-۵- ذهنيت هاي طرح واره اي۱۸
۲-۶- حوزه هاي طرح واره و طرح واره هاي ناسازگار اوليه۲۰
۲-۷- عملکردهاي طرح واره۲۷
۲-۸- تدوام طرح واره۲۷
۲-۹- بهبود طرح واره۲۸
۲-۱۰- سبک هاي مقابله اي ناسازگار۲۸
۲-۱۱- جبران افراطي طرح واره۲۹
۲-۱۲- اجتناب طرح واره۲۹
۲-۱۳- تسليم طرح واره۳۰
۲-۱۴- سيماي باليني طرحواره هاي فعال مربوط به افسردگي و اضطراب۳۰
۲-۱۵- منظور از افسردگي چيست؟۳۲
۲-۱۶- سبب شناسي افسردگي۳۳
۲-۱۷- افسردگي از ديدگاه نظريه هاي زيست شناختي۳۴
۲-۱۸- معاينه وضعيت رواني۳۹
۲-۱۹- ملاکهاي DSM-IV-TR درمورد دوره افسردگي اساسي۴۰
۲-۲۰- درمان هاي اختلالات افسردگي۴۱
۲-۲۰-۱- درمان هاي روانشناختي افسردگي۴۱
۲-۲۱- اضطراب۴۴
۲-۲۲- تفاوت ترس و اضطراب۴۵
۲-۲۳- اختلالات اضطرابي۴۶
۲-۲۴- نشانههاي اضطراب۴۷
۲-۲۵- اختلال اضطراب اجتماعي۴۷
۲-۲۶- علت شناسي۴۸
۲-۲۶-۱- عوامل رفتاري۴۸
۲-۲۶-۲-عوامل شناختي۴۸
۲-۲۷- نظريه هاي اضطراب۴۸
۲-۲۷-۱- نظريه زيست شناختي۴۸
۲-۲۷-۲- نظريه رفتارگرايي۴۹
۲-۲۷-۳- نظريه روانکاوي۴۹
۲-۲۷-۴- نظريه شناختي۴۹
۲-۲۷-۵- علوم زيستي۵۰
۲-۲۸- پيشينه پژوهش۵۱
فصل سوم : روش پژوهش۶۲
۳-۱- روش پژوهش۶۳
۳-۲- جامعه آماري۶۳
۳-۳- روش نمونه گيري و نمونه آماري۶۳
۳-۴- روش اجرا۶۳
۳-۵- ابزار پژوهش۶۴
۳-۶- روش تجزيه و تحليل داده ها۶۶
فصل چهارم : تجزيه و تحليل داده ها۶۷
۴-۱- تحليل توصيفي داده‌ها۶۸
۴-۱-۱- گروه مضطرب۶۸
۴-۱-۲- گروه افسرده۶۸
۴-۱-۳- گروه بهنجار۶۹
۴-۲- تحليل استنباطي داده‌ها۷۰
۴-۲-۱- فرضيه اصلي پژوهش۷۲
۴-۲-۲- فرضيه‌هاي فرعي پژوهش۷۶
۴-۲-۲-۱- فرضيه فرعي اول۷۶
۴-۲-۲-۲- فرضيه فرعي دوم۷۷
۴-۲-۲-۳- فرضيه فرعي سوم۷۸
۴-۳- تحليل رگرسيون خطي گام به گام۷۹
۴-۳-۱- پيشبيني طرحوارههاي اثرگذار بر افسردگي۷۹
۴-۳-۲- پيشبيني طرحوارههاي اثرگذار بر اضطراب۸۳
۴-۴- نتايج تحليل شبکه عصبي مصنوعي۸۵
۴-۴-۱- پيشبيني تفاوت در اضطراب و افسردگي از لحاظ طرح واره ها۸۵
۴-۴-۲- پيشبيني مهمترين طرح واره ها در ايجاد افسردگي و اضطراب۸۷
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري۹۳
۵-۱- مقدمه۹۴
۵-۲- بحث و نتيجه گيري۹۴
۵-۳- محدوديت هاي پژوهش۹۸
۵-۴- پيشنهادات پژوهش۹۸
منابع و مأخذ۹۹
منابع فارسي۱۰۰
منابع انگليسي۱۰۲
پيوست ها۱۰۴
پرسشنامه طرحواره يانگ۱۰۵
پرسشنامه افسردگي، اضطراب و استرس DASS110
فرم جمعيت شناختي۱۱۲
خروجي داده ها۱۱۳
فهرست جداول
جدول۳-۱: نقاط برش برحسب شدت خرده‌مقياس‌هاي افسردگي، اضطراب و استرس۶۵
جدول ۴-۱: توزيع فراواني متغيرهاي جمعيت‌شناختي اعضاي گروه مضطرب۶۸
جدول ۴-۲: توزيع فراواني متغيرهاي جمعيت‌شناختي اعضاي گروه افسرده۶۸
جدول ۴-۳: توزيع فراواني متغيرهاي جمعيت‌شناختي اعضاي گروه بهنجار۶۹
جدول ۴-۴ : توزيع فراواني رشته‌هاي تحصيلي اعضاي گروه‌ها مضطرب، افسرده و بهنجار۶۹
جدول ۴-۵: ميانگين و انحراف معيار نمرات اضطراب و افسردگي سه گروه افسرده، مضطرب و بهنجار۷۰
جدول ۴-۶: نتايج آزمون t مستقل براي مقايسه ميانگين‌هاي اضطراب و افسردگي در دو گروه مضطرب و افسرده۷۱
جدول ۴-۷ : نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين‌هاي طرحواره‌هاي حوزه گسستگي و طرد در دو گروه افسرده و مضطرب۷۲
جدول ۴-۸: نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين‌هاي طرحواره‌هاي حوزه خودگرداني/عمكرد مختل در دو گروه افسرده و مضطرب۷۳
جدول ۴-۹: نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين‌هاي طرحواره‌هاي محدوديت‌پذيري مختل در دو گروه افسرده و مضطرب۷۳
جدول ۴-۱۰: نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين‌هاي طرحواره‌هاي حوزه ديگرجهت مندي در دو گروه افسرده و مضطرب۷۴
جدول ۴-۱۱ : نتايج آزمون t براي مقايسه ميانگين‌هاي طرحواره‌هاي پيش آمادگي/ پيش بازداري در دو گروه افسرده و مضطرب۷۴

جدول ۴-۱۲: شاخص‌هاي آماري طرحوارههاي هيجده‌گانه مرتب شده از بيشترين به كمترين در گروه افسرده۷۶
جدول ۴-۱۳: شاخص‌هاي آماري طرحوارههاي هيجده‌گانه مرتب شده از بيشترين به كمترين در گروه بهنجار۷۷
جدول ۴-۱۴: شاخص‌هاي آماري طرحوارههاي هيجده‌گانه مرتب شده از بيشترين به كمترين در گروه بهنجار۷۸
جدول ۴-۱۵- خلاصه تحليل رگرسيون چند گانه گامبهگام براي تبيين افسردگي دانشجويان براساس طرحوارهها۸۰
جدول ۴-۱۶- تحليل واريانس رگرسيون چند گانه گام به گام براي پيشبيني ميزان افسردگي دانشجويان مورد مطالعه۸۱
جدول ۴-۱۷- ضرايب رگرسيون براي پيشبيني ميزان افسردگي دانشجويان مورد مطالعه۸۳
جدول ۴-۱۸- خلاصه تحليل رگرسيون چند گانه گام به گام براي تبيين اضطراب دانشجويان بر اساس طرحوارهها۸۳
جدول ۴-۱۹- تحليل واريانس رگرسيون چند گانه گام به گام براي پيشبيني ميزان اضطراب۸۴
جدول ۴-۲۰- ضرايب رگرسيون براي پيشبيني ميزان اضطراب دانشجويان مورد مطالعه۸۵
جدول ۴-۲۱- خلاصه فرآيند انجام شده۸۵
جدول ۴-۲۲- مقايسه اهميت افسردگي و اضطراب در پيشبيني شبکه عصبي۸۷
جدول ۴-۲۳- خلاصه فرآيند انجام شده۸۷
جدول ۴-۲۴- طبقهبندي موارد در افسردگي۹۰
جدول ۴-۲۵- طبقهبندي موارد در اضطراب۹۰
جدول ۴-۲۶- اهميت طرح واره ها در پيشبيني شبکه عصبي۹۱
فهرست نمودارها
نمودار ۴-۱- ساختار معماري شبکه تحليل عصبي مصنوعي۸۶
نمودار ۴-۲- مقايسه اهميت افسردگي و اضطراب در پيشبيني شبکه عصبي۸۷
نمودار ۴-۳- ساختار معماري شبکه تحليل عصبي مصنوعي۸۹
نمودار ۴-۴- اهميت طرح واره ها در پيشبيني شبکه عصبي۹۲

چکيده
هدف: پژوهش حاضر مقايسه طرحواره هاي فعال در آزمودنيهاي افسرده با آزمودنيهاي مضطرب در دانشجويان دانشگاه آزاد و غيرانتفاعي شهر رشت مي باشد. روش تحقيق از نوع همبستگي و پس رويدادي مقايسه اي و مقطعي است. جامعه آماري پژوهش حاضر کليه افرادي بود که در سال ۹۳- ۹۲ در مراکز آموزش عالي استان گيلان مشغول به تحصيل بوده اند که تعداد آنها حدوداً۱۴۲۰۰۰ نفر بوده اند. نمونه آماري بر اساس جدول مورگان، تعداد ۵۹۵ نفررا از دانشجويان را تشکيل مي دهد. روش نمونه‌گيري در اين پژوهش طبقه اي و تصادفي است. به منظور گرد آوري داده ها از پرسشنامه DASS و طرحواره يانگ استفاده شد. در اين پژوهش داده ها به سه شيوه متفاوت مورد بررسي قرار گرفتند. در شيوه اصلي که گروه هاي سه گانه با هم مقايسه شده اند و در شيوه دوم از رگرسيون خطي و در شيوه سوم تحليل شبکه عصبي استفاده شد.
يافته ها: با احتمال خطاي بين ۰۵/۰ تا ۰۰۵/۰ مي‌توان پذيرفت كه آزمودني‌هاي مضطرب و افسرده در طرحواره هاي تنبيه، خويشتن‌داري/خودانضباطي ناكافي، استحقاق/بزرگ‌منشي، شكست، وابستگي/بي‌كفايتي، انزواي اجتماعي بيگانگي، نقص شرم و محروميت هيجاني با هم متفاوتند و در ساير طرحواره‌ها تفاوت معناداري مشاهده نشد. تنها تفاوت دو گروه افسرده و مضطرب در طرحواره‌هاي فعال،طرحواره استحقاق/بزرگ‌منشي است كه تفاوت اين دو گروه در اين طرحواره با ۴۰۱/۲- t=و?> 050/0معنادار است.
نتيجه گيري: يافته هاي فوق نشان داد که طرحواره ي ، استحقاق / بزرگ منشي در رابطه با تفاوت طرحواره فعال در افراد افسرده و مضطرب به طور معناداري قابل پيش بيني بودند.
واژه هاي کليدي: طرحواره، افسردگي، اضطراب
فصل اول
کليات تحقيق

۱-۱-مقدمه
اختلالات خلقي گروه وسيعي از اختلالات را شامل مي شود كه افسردگي يكي از شايع ترين آن ها مي باشد، به طوري كه آن را رايج ترين اختلال روانپزشكي مي دانند. افسردگي سرما خوردگي رواني است، تقريباً همه، در دوره اي از زندگي بصورت خفيف احساس افسردگي كرده اند. احساس دمقي، بي حوصلگي، غمگيني، نااميدي، دلسوزي و ناخشنودي همگي تجربيات افسردگي رايج هستند.
بطور كلي شخصيت نقش مهمي را در عملكرد عاطفي و هيجاني مؤثر و اثر بخش به جاي
مي گذارد(سادوك و سادوك،۲۰۰۳).
بنابراين، طي بررسي هاي كه در شخصيت افراد افسرده انجام شد، بك و همكارانش بر پايه پژوهش ها وتجارب باليني متعدد به اين نتيجه رسيدند كه افراد افسرده درباره خود، دنيا، تجارب و آينده شان افكار منفي دارند، ديگران را طرد كننده و غير حمايت گر مي بينند و خود را فردي دچار نقص و ضعف در جنبه هاي مهم مي دانند. اين بدان دليل است كه افراد در دوران كودكى داراى طرح واره هايى هستند كه اين طرح واره ها به دنياى بزرگسالى راه مي يابند. در واقع عامل پيش زمينه بسياري از اختلالات هيجاني، طرح واره هاي ناسازگار اوليه است. هنگامي كه طرح واره هاي ناسازگار اوليه فعال مي شوند سطوحي از هيجان منتشر مي شود ومستقيم و غيرمستقيم منجر به اشكال مختلفي از آسيب هاي رواني مي شود.
يانگ(۱۹۹۴)، يكي از نظريه پردازان شناختي،۱۸ طرح واره را معرفي مي كند و آن ها را در قالب۵ حوزه، بريدگي و طرد، خودگرداني و عملكرد مختل، محدوديت هاي مختل، ديگر جهت مندي و گوش به زنگي بيش از حد و بازداري گروه بندي مي نمايد.
اضطراب عبارت است از يک احساس ناخوشايند و مبهم هراس و دلواپسي با منشاء ناشناخته، که به فرد دست مي‌دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگي و برانگيختگي فيزيولوژي است. اضطراب هنگامي در فرد بروز مي‌کند که شرايط استرس‌زا در زندگي او بيش از حد طولاني شود يا به ‌طور مکرر رخ دهد، و يا اينکه دستگاه عصبي بدن نتواند به مرحلة مقاومت تنيدگي پايان دهد و بدن براي مدتي طولاني همچنان بسيج باقي بماند. در اين صورت بدن فرسوده و در برابر بيماري‌هاي جسمي و رواني (مانند اضطراب) آسيب‌پذير مي‌شود(کرينگ و همکاران ، ۲۰۰۷).
۱-۲- بيان مسأله
اختلال افسردگي۱؛ يکي از شايع ترين و ناتوان کننده ترين اختلال روانپزشکي است که در صورت
عدم درمان، آسيب هاي رواني و عوارض اجتماعي و اقتصادي بسياري را براي بيماران ايجاد مي کند
(ترجمه خداياري فرد و عابديني،۱۳۸۹).
خلق افسرده، فقدان علاقه و لذّت از علايم اصلي افسردگي به شمار مي آيند. اضطراب از علايم شايع افسردگي است که بسياري از بيماران يعني حدود ۹۰ درصد از آنها را گرفتار مي کند (کاپلان و سادوک؛ ترجمه رضاعي،۱۳۸۹).
اختلال اضطرابي۲؛ يکي از شايعترين اختلالات روانپزشکي در جمعيت عمومي هستند. در ايالات متحده حدود ۳۰ ميليون نفر دچار اين اختلال هستند و نسبت ابتلاي زنان تقريباً دو برابر مردان است(کاپلان و سادوک؛ ترجمه رضاعي،۱۳۸۹).
اضطراب، هشداري است که فرد را گوش به زنگ مي کند يعني به فرد هشدار مي دهد که خطري در راه است و باعث مي شود که فرد بتواند براي مقابله با خطر اقداماتي به عمل آورد. احساس اضطراب دو مؤلفه دارد: با خبر شدن فرد از تغييرات جسمي خود (مثل تپش قلب و تعريق) و با خبر شدن از اينکه عصبي شده است يا ترسيده است. اضطراب اغلب سردرگمي و تحريفهاي در ادراک ايجاد مي کند؛ تحريفهايي نه فقط در درک زمان و مکان، که حتي در درک افراد و معنا و اهميت وقايع. اين تحريفها با کاستن از تمرکز، کم کردن قدرت يادآوري، مختل ساختن قدرت ربط دادن امور به هم ـ يعني تداعي کردن ـ مي توانند در يادگيري اختلال ايجاد کنند (کاپلان و سادوک؛ ترجمه رضاعي،۱۳۸۹).
واژ? طرح واره ۳در روان شناسي و به طور گسترده تر در حوز? شناختي، تاريخچه اي غني و برجسته دارد. در حوز? رشد شناختي، طرحواره را به صورت قالبي در نظر مي گيرند که بر اساس واقعيت يا تجربه شکل مي گيرد تا به افراد کمک کند تجارب خود را تبيين کنندو علاوه بر اين، ادراک از طريق طرح واره، واسطه مندي مي شود و پاسخهاي افراد نيز توسط طرح واره جهت پيدا مي کنند. يکي از مفاهيم جدي و بنيادي حوز? روان درماني، اين است که بسياري از طرح واره ها در اوايل زندگي شکل مي گيرند، و به حرکت خود ادامه مي دهند و خودشان را به تجارب بعدي زندگي تحميل مي کنند، حتّي اگر هيچ گونه کاربردي نداشته باشد. اين مسئله همان چيزي است که گاهي اوقات به عنوان نياز به هماهنگي شناختي از آن ياد مي شود، يعني حفظ ديدگاهي با ثبات دربار? خود يا ديگران؛ حتّي اگر اين ديدگاه نادرست يا تحريف شده باشد. با اين تعريف کلي، طرحواره مي تواند مثبت يا منفي، سازگار يا ناسازگار و همچنين مي تواند در اوايل زندگي يا در سير بعدي زندگي شکل بگيرد. يانگ(۱۹۹۰،۱۹۹۱) معتقد است برخي از اين طرحواره ها ـ بويژه آن ها که عمدتاً در نتيجه تجارب ناگوار دوران کودکي شکل مي گيرند ـ ممکن است هست? اصلي اختلال شخصيت، مشکلات منش شناختي خفيف تر و بسياري از اختلالات مزمن محور I قرار بگيرند(يانگ،کلوسکو و ويشار؛ ترجمه حميدپورو اندوز،۱۳۸۹). بنابراين مسأله اساسي پژوهش حاضر مقايسه طرحواره هاي فعال در آزمودنيهاي افسرده با آزمودنيهاي مضطرب است.
۱-۳-اهميت و ضرورت پژوهش:
ضرورت انجام هر پژوهشي از سوأل هاي مطرح شده و منافع احتمالي انجام آن پژوهش ناشي مي شود. ما در اين پژوهش به دنبال طرحواره هاي فعال در افراد افسرده و مضطرب هستيم اما هدف ما از اين پژوهش اين است که آيا افراد بهنجار هم طرحواره هايي که کمتر ارزش مرضي دارند را دارا ميباشند؟
نخستين دوره ي افسردگي در پنجاه درصد از بيماران، بيش از چهل سالگي روي مي دهد، و اگر ديرتر شروع شود با فقدان سابقه ي خانوادگي، اختلالات خلقي، اختلال شخصيت ضد اجتماعي، و سوء مصرف الکل همراهي دارد. دوره ي افسردگي بدون درمان شش تا سيزده ماه و با درمان در اکثر اوقات حدود سه ماه طول مي کشد (قاسم زاده،۱۳۸۳).
هر کسي دچار اضطراب مي شود و آن، تشويشي فراگير، ناخوشايند و مبهم است که اغلب، علايم دستگاه خودکار(اتونوم) نظير سردرد، تعريق، تپش قلب، احساس تنگي در قفسه سينه، و ناراحتي مختصر معده نيز با آن همراه است. فرد مضطرب ممکن است احساس بي قراري هم بکند که نشانه اش اين است که نمي تواند به مدت طولاني يک جا بنشيند يا بايستد ( کاپلان و سادوک؛ ترجمه رضاعي،۱۳۸۹).
ريشه تحّولي طرح واره هاي ناسازگار اوّليه در تجارب ناگوار دوران کودکي نهفته است. طرح واره هايي که زودتر بوجود مي آيند و معمولاً قوي ترين هستند، از خانواده هاي هسته اي نشأت مي گيرند. وقتي بيماران در موقعيت هاي از زندگي بزرگسالي، طرح واره هاي ناسازگار اوّليه شان فعال مي شوند، معمولاً خاطره اي هيجان انگيز از دوران کودکي خود تجربه مي کنند. طرح وار? انزواي اجتماعي که معمولاً در اواخر دوران کودکي شکل مي گيرد و ممکن است انعکاسي از پويايي خانواد? هسته اي نباشد. طرح واره هاي محروميت هيجاني يا رها شدگي به دليل نقص در محيط اوليه به وجود مي آيند. در محيط زندگي چنين کودکي، ثبات، درک شدن يا عشق وجود ندارد. درطرح وار? وابستگي / بي کفايتي والدين به ندرت با کودک جدّي برخورد مي کنند و کودک روي پَر قو بزرگ مي شوند و لوس بار مي آيند. در نتيجه نيازهاي هيجاني کودک به خودگرداني يا محدوديت هاي واقع بينانه ارضاء نمي شوند (يانگ،کلوسکو و ويشار؛ ترجمه حميدپورو اندوز،۱۳۸۹).
در اين راستا، هدف پژوهش حاضر نيز تلاش در اين زمينه که آيا طرحواره هاي فعال در افراد افسرده با افراد مضطرب تفاوت دارد؟
۱-۴-اهداف تحقيق
اهداف کلي: بررسي احتمال تفاوت ميان طرحواره هاي فعال در جمعيت افسرده با جمعيت مضطرب.
اهداف ويژه:
۱) تعيين طرحواره هاي فعال در جمعيت افسرده.
۲) تعيين طرحواره هاي فعال در جمعيت مضطرب.
۳) بررسي احتمال عدم وجود طرحواره هاي فعال در جمعيت بهنجار
۱-۵-متغيرها
متغير ملاک: طرحواره‌هاي فعال
متغير پيش بين: افسردگي و اضطراب
۱-۶-سؤالات تحقيق:
سوأل اصلي:
آيا طرحواره هاي فعال در آزمودنيهاي افسرده با طرحواره‌هاي فعال آزمودنيهاي مضطرب متفاوت است؟
سوألات فرعي:
۱)متحمل ترين طرحواره هاي فعال در جمعيت افسرده کدام هستند؟
۲)متحمل ترين طرحواره هاي فعال در جمعيت مضطرب کدام هستند؟
۳) آيا آزمودني‌هاي بهنجار فاقد طرحواره (ها)ي فعال هستند؟
۱-۷-فرضيه‏هاي تحقيق:
فرضيه اصلي : طرحواره هاي فعال در آزمودنيهاي افسرده با آزمودنيهاي مضطرب تفاوت دارد.
فرضيه هاي فرعي:
۱) محتمل ترين طرحواره‌هاي فعال در جمعيت افسرده، محروميت هيجاني و انزواي اجتماعي/ بيگانگي است.
۲) محتمل ترين طرحواره‌هاي فعال در جمعيت مضطرب، آسيب پذيري نسبت به ضرر يا بيماري ، اطاعت، شکست است.
۳) آزمودني‌هاي بهنجار فاقد طرحواره‌هاي فعال هستند.
۱-۸- اصطلاح شناسي(ترمينولوژي)
تعريف مفهومي(نظري):
افسردگي اساسي : در اين اختلال يک يا چند دوره افسردگي اصلي وجود دارد که در آن خلق افسرده يا از دست دادن علاقه و احساس لذت به مدت حداقل ۲ هفته و همراه با ۴ نشانه ديگر افسردگي شامل کاهش يا افزايش وزن، بي خوابي يا پرخوابي، تحرک يا کندي رواني – حرکتي، احساس بي ارزشي يا گناه کاهش توانايي تفکر يا تمرکز، بي تصميمي و افکار تکرار شونده مرگ است(کرينگ، ديويسون، نيل،
جانسون، ۲۰۰۷).
اضطراب: عبارت است از يک احساس ناخوشايند و مبهم هراس و دلواپسي با منشاء ناشناخته، که به فرد دست مي‌دهد و شامل عدم اطمينان، درماندگي و برانگيختگي فيزيولوژي است (کرينگ و همکاران، ۲۰۰۷).
استرس: برانگيختگي ذهن و بدن در پاسخ به اوضاع و شرايطي که فرد آن را فراتر از منابع شخصي و اجتماعي خود ادراک مي کند(کرينگ و همکاران، ۲۰۰۷).
سلامت روان: عبارتست از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغييرو اصلاح محيط فردي و اجتماعي وحل تضادها و تمايلات شخصي بطور منطقي وعادلانه و مناسب (عليزاده، ۱۳۸۸).
طرحواره : بازنمايي انتزاعي خصوصيات متمايز کنند? يک واقعه است. به عبارت ديگر، طرحي کلي از عناصر برجست? يک واقعه را طرح واره مي گويند (يانگ،کلوسکو و ويشار؛ ترجمه حميدپورو اندوز،
۱۳۸۹، ص۲۹).
تعريف عملي(عملياتي) :
۱٫افسردگي : منظور از افسردگي در اين تحقيق نمره اي است که آزمودني در خرده مقياس (DASS) اخذ مي‌كند. بر مبناي آن نمره‌ي هر آزمودني بين ۰ و ۴۲ متغير است.
۲٫اضطراب : منظور از اضطراب در اين تحقيق نمره اي است که آزمودني در خرده مقياس (DASS) اخذ مي‌كند. بر مبناي آن نمره‌ي هر آزمودني بين ۰ و ۴۲ متغير است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۳٫آزمودني بهنجار: منظور از آزمودني بهنجار آزمودني است که نمره مقياس فرم ۹۰ سوألي يانگ از ۳۰ کمتر باشد.
۴٫طرحواره: منظور از طرحواره (ها)ي فعال، حداکثر سه طرحواره اي است که هر آزمودني در پاسخ به پرسشنامه ي طرحواره ي يانگ(فرم کوتاه ۹۰ گويه اي) حائز مي شود و مطابق با شرايط زير است: اولاً نمر? آزمودني براي هر طرحواره حداقل برابر با ۱۷ يا بالاتر باشد، ثانياً آزمودني در سه طرحوار? موردنظر بالاترين نمره را آورده باشد.
۱٫ رها شدگي و بي ثباتي: فردي که چنين طرحواره اي در ذهنش شکل گرفته باشد، معتقد است هر لحظه امکان دارد افراد مهم زندگيش بميرند يا اين که او را رها کنند و به فرد ديگري علاقمند شوند.
۲٫ بي اعتمادي/ بدرفتاري: ممکن است فرد احساس کند هميشه يک نفر موجودي او را مي دزدد و يا حق او را مي خورد.
۳٫محروميت هيجاني: انتظار اين تمايلات و نيازهاي فرد به حمايت عاطفي به اندازه کافي از جانب ديگران ارضاء نمي شوند.
۴٫نقص/شرم: احساس اينکه فرد در مهم ترين جنبه هاي شخصيت اش، انساني ناقص، نامطلوب، بد، حقير و بي ارزش است يا اين که در نظر افراد مهم زندگيش، فردي منفور و نامطلوب به حساب مي آيد.
۵٫انزواي اجتماعي/ بيگانگي: احساس اينکه، فرد از جهان کناره گيري کرده و با ديگران متفاوت است يا اين که به جامعه و گروه خاصي تعلق ندارد.
۶٫ وابستگي/ بي کفايتي: اعتقاد به اينکه فرد نمي تواند مسئوليت هاي روزمره را (مثل مراقبت از ديگران، حل مشکلات روزانه، قضاوت خوب، از عهده تکاليف جديد برآمدن و تصميم گيري صحيح) بدون کمک قابل ملاحظ? ديگران، در حد قابل قبولي انجام دهد. اين حالت اغلب به صورت درماندگي ظاهر مي شود.
۷٫آسيب پذيري نسبت به ضرر يا بيماري: ترس افراطي از اين فاجعه نزديک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد و اين که فرد نمي تواند از آن جلوگيري کند.
۸٫خود تحول نيافته/گرفتار: ارتباط عاطفي شديد و نزديکي بيش از حد با يکي از افراد مهم زندگي(اغلب والدين)، به قيمت از دست دادن فردَيت يا رشد اجتماعي طبيعي.
۹٫ شکست: باور به اين که فرد شکست خورده است يا در آينده شکست خواهد خورد و اين که شکست براي او اجتناب ناپذير است.
۱۰٫استحقاق/ بزرگ منشي: فردي که چنين طرحواره اي دارد معتقد است که نسبت به ديگران يک سر و گردن بالاتر است، حقوق ويژه اي براي خودش قائل است و تعهدي نسبت به رعايت اصول روابط متقابل که راهنماي تعاملات اجتماعي بهنجار هستند، ندارد.
۱۱٫خويشتن داري و خود انظباطي ناکافي: مشکلات مستمر در خويشتن داري مناسب و تحمل نکردن ناکامي ها در راه دستيابي به اهداف شخصي يا ناتواني در جلوگيري از بيان هيجان ها و تکانه ها.
۱۲٫اطاعت: احساس اجبار نسبت به واگذاري افراطي کنترل خود به ديگران. اين کار معمولاً براي اجتناب از خشم، محروميت، يا انتقام صورت مي گيرد.
۱۳٫ايثار: تمرکز افراطي بر ارضاء نيازهاي ديگران در زندگي روزمره که به قيمت عدم ارضاي نيازهاي خود فرد تمام مي شود.
۱۴٫ پذيرش جويي/ جلب توجه: تأکيد افراطي در کسب تأييد، توجه و پذيرش از سوي ديگران که مانع شکل گيري معنايي مطمئن و واقعي از خود مي شود.
۱۵٫منفي گرايي/بدبيني: تمرکز عميق و مداوم بر جنبه هاي منفي زندگي(درد، مرگ، دلخوري، خيانت، کارهايي که اشتباه انجام مي شوند…..) همراه با دست کم گرفتن جنبه هاي مثبت و خوش بينانه زندگي يا غفلت از آنها.
۱۶٫بازداري هيجاني: بازداري افراطي اعمال، احساسات و ارتباطات خودانگيخته که معمولاً به منظور اجتناب از طرد ديگران، احساس شرمندگي و از دست دادن کنترل بر تکانه هاي شخصي صورت مي گيرد.
۱۷٫ معيارهاي سرسختانه/عيب جويي افراطي: باور اساسي مبني بر اين که فرد براي رسيدن به معيارهاي بلند پروازانه دربار? رفتار و عملکرد خود، بايد کوشش فراواني به خرج دهد و اين کار معمولاً براي جلوگيري از انتقاد صورت مي گيرد.
۱۸٫تنبيه: باور اساسي مبني بر اين که افراد بايد به خاطر اشتباهاتشان، شديداً تنبيه شوند. اغلب شامل خشم، نابردباري و بي صبري نسبت به کساني (از جمله خود فرد) است که طبق معيارها و انتظارات او عمل نکردند.
طرحواره هاي فعال:
محروميت هيجاني: طرحواره اي است که ۵ گويه(۱،۱۹،۳۷،۵۵،۷۳) در آزمون ۹۰ سوألي يانگ شامل مي شود و نمره آزمودني در آن بين ۵ تا ۳۰ متغير است.
انزواي اجتماعي/ بيگانگي: طرحواره اي است که ۵ گويه(۴،۲۲،۴۰،۵۸،۷۶) در آزمون ۹۰ سوألي يانگ شامل مي شود و نمره آزمودني در آن بين ۵ تا ۳۰ متغير است.
آسيب پذيري نسبت به ضرر يا بيماري: طرحواره اي است که ۵ گويه(۸،۲۶،۴۴،۶۲،۸۰) در آزمون ۹۰ سوألي يانگ شامل مي شود و نمره آزمودني در آن بين ۵ تا ۳۰ متغير است.
اطاعت: طرحواره اي است که ۵ گويه(۱۰،۲۸،۴۶،۶۴،۸۲) در آزمون ۹۰ سوألي يانگ شامل مي شود و نمره آزمودني در آن بين ۵ تا ۳۰ متغير است.
شکست: طرحواره اي است که ۵ گويه(۶،۲۴،۴۲،۶۰،۷۸) در آزمون ۹۰ سوألي يانگ شامل مي شود و نمره آزمودني در آن بين ۵ تا ۳۰ متغير است.

فصل دوم
ادبيات و پيشينه پژوهش
۲-۱- پيش درآمد
آمارهاي همه گير شناختي در کشورهاي مختلف حاکي از شيوع متفاوت افسردگي در جوامع مختلف است. مطالعات، ميزان شيوع افسردگي باليني را در ايران بيشتر از کشورهاي ديگر نشان مي دهند؛ همچنين احتمال ابتلاي زنان به افسردگي بيشتر از مردان است (کاوياني، احمدي ابهري وهرمزي، ۱۳۸۱).
از طرفي شيوع اضطراب در جامعه ايران نيز همانند افسردگي است(کاوياني و همکاران، ۱۳۸۱). افسردگي همايندي بالايي با اضطراب دارد و حدود ۶۰ درصد کساني که به خاطر اختلال اضطرابي تحت درمان هستند واجد ملاک هاي تشخيصي افسردگي اساسي اند. (تي – اي . براون و همکاران ،۲۰۰۱). آدم هاي افسرده به اين علت احساس غمگيني مي کنند که معتقدند از چيز مهمي محروم شده اند که عزت نفس
آن ها را تهديد مي کند. نگرش هاي کژکار آن ها باعث مي شود که فرض کنند بي ارزش و در مانده هستند و تلاش هايشان محکوم به شکست است. در نتيجه اين، افراد افسرده احساس مي کنند از سلامتي، انرژي، تمايل بودن با ديگران و علاقه به محيط کمي برخوردارند(هالجين۴ و همکاران، ۱۹۴۸).
فرد افسرده خود را مملو از عيب ها، نارسايي ها و فاقد ارزش مي پندارد و نتيجه مي گيرد که رويدادهاي منفي فقط به بي ارزشي خود او مربوط است. چنين فردي هنگام توصيف خود، اصطلاحات نامناسب را درباره خودش بکار مي گيرد و خود را آدمي تنبل، ترسو، ناتوان، کند ذهن و… مي داند. گذشته از اينها احساس مي کند که براي رسيدن به اهدافي که موجب رضايت او مي شوند فاقد توانايي هاي مطلوب و لازم است.
معمولاً ماهيت ناکارآمد طرح واره ها وقتي ظاهر مي شود که بيماران در روند زندگي روزمر? خود و در تعاملشان با ديگران به گونه اي عمل کنند که طرح واره هاي آن ها تأييد شود، حتّي اگر برداشت اوّليه آن ها درست نباشد. طرح واره هاي ناسازگار اوليه و راههاي ناکارآمدي که بيماران که از طريق آن ها ياد مي گيرند با ديگران کنار بيايند، اغلب زير بناي نشانه هاي مزمن اختلالات محور I مثل اضطراب، افسردگي، سوء مصرف مواد و اختلالات روان تني به شمار مي روند(يانگ،کلوسکو و ويشار؛ ترجمه حميدپورو اندوز،۱۳۸۹).
۲-۲- تاريخچه طرحواره
طرح واره به طور كلي به عنوان ساختار۵، قالب ۶ يا چارچوب ۷تعريف مي شود.
در فلسفه يونان باستان قديم منطقيون رواقي۸، مخصوصاً فروسيپوس۹ (۲۰۶ الي ۲۷۹ ق.م) اصول منطقي را در قالب ” طرح واره ي استنباط۱۰″ مطرح كردند (نوسبام۱۱،۱۹۹۴ به نقل از يانگ و همکاران ۲۰۰۳) و از آنچه بين همه اعضا يك طبقه مشترك است .همچنين بعضي از حوزه هاي گوناگون ديگري كه در آن از مفهوم طرح واره استفاده شده است، شامل نظريه مجموعه ها، هندسه جبري، آموزش، نقدهاي ادبي، و برنامه نويسي كامپيوتري است. زيربناي نظريه طرح واره در كارهاي ايمانوئل كانت۱۲(۱۹۲۹،۱۷۸۱) رديابي مي شود. او توصيف كرد كه طرح واره ي سگ يك الگوي ذهني است كه مي تواند تصوير يك سگ چهارپا را در كليتي توضيح دهد كه بدون محدوديت براي تجربه ي هر تصوير معين يا بازنمايي هر تصوير ممكن به صورت ملموس و عيني مي باشد(آجيده۱۳،۲۰۰۳). طرح واره در نظام فلسفي كانت به عنوان “درك ودريافت نقطه اشتراك تمام عناصر يك مجموعه” تعريف مي شود. او معتقد بود ادراك و حافظه، نتيجه تجارب حسي دنياي خارج هستند كه تحت ساختارهاي شناختي متأثرمي شوند و تغيير شكل مي دهند(پيس۱۴،۱۹۸۸؛ استين۱۵،۱۹۹۲ و استين و يانگ،۱۹۹۲).
كسي كه اولين بار مفهوم طرح واره را بسط داد بارتلت۱۶ در سال ۱۹۳۰ بود .بارتلت(۱۹۳۲) با بسط نظريه طرح واره اش براي روان شناسان عصر خود يك چهارچوب طرح واره ايجاد كرد و در رابطه با اطلاعات جديد به تأثير آگاهي قبلي بر ادراك و حافظه پرداخت. او دريافت فراخواني حافظه الزاماّ توسط سرشت و منش تعيين مي شود و گذشته فرد در جريان رويدادهاي كنوني به طور مداوم بازسازي مي شود. متخصصان باليني قبل از۱۹۸۰، اختلالات شخصيت را با اصطلاح “منش” مشخص مي كردند. امروزه در ارتباط با بعد روان شناسي، براي اختلالات شخصيت به جاي واژه “منش” از اصطلاح “طرحواره” استفاده مي شود. بيشتر اوقات اگر نگوييم هميشه، فرآيندهاي مربوط به طرح واره به صورت خودكار و بدون آگاهي بر بخشي از سيستم دريافتي ـ ادراکي ما اتفاق مي افتد. بدين ترتيب از اوايل دهه ي ۱۹۸۰، نظريه طرح واره وسيله اي مقدماتي براي درك جنبه هاي روان شناختي فرهنگ نيز شده است. واژه طرح واره در روان شناسي و به طور گسترده تر در حوزه شناختي، تاريخچه اي غني و برجسته دارد. در حوزه رشد شناختي، طرح واره به عنوان “نقشه انتزاعي شناختي” در نظر گرفته مي شود كه راهنماي تفسير اطلاعات و حل مسئله است. بنابراين ما به يك طرح واره زباني۱۷ براي فهم يك جمله و به يك طرح واره فرهنگي۱۸ براي تفسير يك افسانه نياز داريم(يانگ،کلوسکو و ويشار؛ ترجمه حميدپورو اندوز،۱۳۸۹).
شناخت درماني، بك (۱۹۷۶) در اولين نوشته هايش به مفهوم طرح واره اشاره كرد. با اين حال در بافتار روان شناسي و روان درماني طرح واره به عنوان اصل سازمان بخش كلي در نظر گرفته مي شود كه براي درك تجارب زندگي فرد ضروري است. يكي از مفاهيم جدي و بنيادي حوزه روان درماني، اين است كه بسياري از طرح واره ها در اوايل زندگي شكل مي گيرند، به حركت خود ادامه مي دهند و خودشان را به تجارب بعدي زندگي تحميل مي كنند، حتي اگر هيچ گونه كاربرد ديگري نداشته باشند. اين مسئله، همان چيزي است كه گاهي اوقات به عنوان نياز به هماهنگي شناختي ۱۹ از آن ياد مي شود، يعني “حفظ ديدگاهي در مورد خود يا ديگران؛ حتي اگر اين ديدگاه نادرست يا تحريف شده باشد. با اين تعريف كلي، طرح واره مي تواند مثبت يا منفي، سازگار يا ناسازگار باشدو همچنين مي تواند در اوايل زندگي در سير بعدي زندگي شكل بگيرد (يانگ،کلوسکو و ويشار؛ ترجمه حميدپورو اندوز،۱۳۸۹).
۲-۳- تعريف طرح واره:
براي طرح واره تعاريف گوناگوني ارائه شده است و هر يك از اين تعاريف به جنبه اي از اين تعاريف پرداخته اند. در زير به چند تعريف اشاره مي شود:
يانگ(۱۹۹۹،۱۹۹۰) اين فرضيه را مطرح ساخته است كه بعضي طرح واره ها(به ويژه طرح واره هايي كه عمدتاً و در اصل در نتيجه تجارب تلخ دوران كودكي ايجاد شده اند) مي توانند بنيان و مركز اختلالات شخصيت، مشكلات منشي ملايم تر و بسياري از اختلالات مزمن محور يک باشند. براي بررسي اين فرضيه، و زير مجموعه اي از طرح واره ها كه آن ها را طرح واره هاي ناسازگارانه اوليه ناميد تعريف كرد.
تعريف جامع و بازبيني شده يانگ از طرح واره هاي ناسازگارانه اوليه، عبارت است از:
* مضمون يا الگويي وسيع و منتشر

دسته بندی : 22

پاسخ دهید