۷-۱-۲ گرايش ارزشي۲۸
۸-۱-۲ گرايش استراتژيک۳۲
۱-۸-۱-۲ گرايش به بازار۳۳
۲-۸-۱-۲ گرايش به نوآوري۳۵
۳-۸-۱-۲ گرايش ارتباط با مشتري (مشتري گرايي)۳۶
۴-۸-۱-۲ گرايش به برند۳۶
۵-۸-۱-۲ گرايش کارآفرينانه۳۹
۶-۸-۱-۲ گرايش به يادگيري۴۰
۲-۲ پيشينه تحقيق۴۲
۱-۲-۲ پيشينه خارجي۴۲
۲-۲-۲ پيشينه داخلي۴۴
۳-۲ چارچوب نظري۴۶
پيوست فصل دوم : مروري بر صنعت پوشاک و معرفي کسب وکارهاي خانوادگي پوشاک ورزشي ايران و جهان۵۱
۴-۲ صنعت پوشاک۵۳
۱-۴-۲ تاريخچه پوشاک در جهان۵۳
۲-۴-۲ تاريخچه پوشاک در ايران۵۴
۳-۴-۲ صنعت پوشاک در ايران۵۴
۴-۴-۲ بررسي وضعيت تجارت پوشاک ايران۵۵
۵-۴-۲ روند صنعتي شدن توليد پوشاک۵۶
۶-۴-۲ دوازده برند معروف پوشاک ورزشي جهان۵۸
۱-۶-۴-۲کسب و کارهاي خانوادگي پوشاک ورزشي جهان۶۵
۷-۴-۲ کسب و کارهاي خانوادگي ايراني در پوشاک ورزشي۵۸
فصل سوم:روش شناسي تحقيق۶۱
مقدمه۶۳
۱-۳ روش تحقيق۶۴
۱-۱-۳ روش تحقيق براساس هدف۶۴
۱-۱-۱-۳ تحقيقات بنيادي۶۵
۲-۱-۱-۳ تحقيقات کاربردي۶۵
۳-۱-۱-۳ تحقيقات توسعه اي۶۵
۴-۱-۱-۳ تحقيقات ارزيابي۶۵
۲-۱-۳ روش تحقيق براساس ماهيت و روش۶۶
۲-۳ جامعه آماري،تعيين حجم نمونه و روش نمونه گيري۶۷
۳-۳ روش گردآوري اطلاعات۶۸
۱-۳-۳ مطالعات کتابخانه اي۶۸
۲-۳-۳ تحقيقات ميداني۶۸
۴-۳ پرسشنامه ۶۹
۱-۴-۳ پايايي و روايي پرسشنامه۷۰
۱-۱-۴-۳ پايايي۷۱
۲-۱-۴-۳ روايي۷۲
۲-۴-۳ مقياس هاي مورد استفاده پرسشنامه۷۴
۱-۲-۴-۳ مقياس اسمي۷۴
۲-۲-۴-۳ مقياس ترتيبي۷۵
۳-۲-۴-۳ مقياس فاصله اي۷۵
۴-۲-۴-۳ مقياس نسبي۷۵
۵-۳ روش هاي تجزيه و تحليل داده ها۷۶
۱-۵-۳ تحليل مسير۷۷
۲-۵-۳ تحليل عاملي تاييدي۷۸
۶-۳ دلايل انتخاب روش پي.ال.اس براي اين مطالعه۷۸
۷-۳ نتيجه گيري۷۹
فصل چهارم:تجزيه وتحليل داده ‏ها۸۱
مقدمه۸۳
۱-۴ تجزيه وتحليل توصيفي داده ها۸۵
۱-۱-۴ تحليل داده هاي جمعيت شناختي۸۵
۱-۱-۱-۴ متغيرجنسيت پاسخ دهندگان۸۵
۲-۱-۱-۴ متغيرسن پاسخ دهندگان۸۶
۳-۱-۱-۴ متغيرتحصيلات پاسخ دهندگان۸۷
۴-۱-۱-۴ متغير وضعيت تأهل پاسخ دهندگان:۸۸
۵-۱-۱-۴ متغير ميزان درگيري ومشارکت اعضاي خانواده در مديريت امور کسب وکار۸۹
۶-۱-۱-۴ متغير اعضاي خانواده سهامدار و داراي حق مالکيت درکسب وکار۹۰
۷-۱-۱-۴ متغير درصد سهام افراد خانواده درکسب وکار۹۱

۸-۱-۱-۴ متغير نوع مالکيت کسب وکار۹۲
۹-۱-۱-۴ متغير سال شروع فعاليت کسب وکار۹۳
۱۰-۱-۱-۴ متغير از والدين به ارث رسيدن کسب وکار۹۴
۱۱-۱-۱-۴ متغير شيب رشد تعداد کارکنان کسب وکار۹۵
۱۲-۱-۱-۴ متغير تعدادکارکنان درسال ۹۳۹۶
۲-۴ تجزيه وتحليل استنباطي داده ها۹۷
۱-۲-۴ بررسي تأثيرات متغيرهاي جمعيت شناسي برمتغيرهاي درونزا۹۷
۱-۱-۲-۴ تحليل تأثير جنسيت برمتغيرهاي درونزا۹۷
۲-۱-۲-۴ تحليل تأثير سن برمتغيرهاي درونزا۹۹
۳-۱-۲-۴ تحليل تأثير تحصيلات برمتغيرهاي درونزا۱۰۰
۴-۱-۲-۴ تحليل تاثير وضعيت تأهل مديران برمتغيرهاي درونزا۱۰۱
۵-۱-۲-۴ تحليل تأثير ميزان درگيري و مشارکت اعضاي خانواده در مديريت امورکسب وکار برمتغيرهاي درونزا۱۰۳
۶-۱-۲-۴ تحليل تأثير اعضاي خانواده داراي حق مالکيت بر متغير هاي درونزا۱۰۴
۷-۱-۲-۴ تحليل تاثير درصد سهامداري اعضاي خانواده بر متغيرهاي درونزا۱۰۶
۸-۱-۲-۴ تحليل تأثير نوع مالکيت کسب وکار بر متغيرهاي درونزا۱۰۷
۹-۱-۲-۴ تحليل تأثير سال شروع فعاليت بر متغيرهاي درونزا۱۰۸
۱۰-۱-۲-۴ تحليل تاثير به ارث ماندن کسب وکار بر متغيرهاي درونزا۱۱۰
۱۱-۱-۲-۴ تحليل تأثير شيب افزايش تعدادکارکنان بر متغيرهاي درونزا۱۱۱
۱۲-۱-۲-۴ تحليل تأثير تعداد کارکنان درسال ۹۳ برمتغيرهاي درونزا۱۱۲
۳-۴ روش مدل سازي معادلات ساختاري(SEM)114
4-4 روش حداقل مربعات جزئي(PLS)114
1-4-4 بررسي برازش مدل به روش(PLS)115
1-1-4-4 بررسي برازش بخش مدل هاي اندازه گيري۱۱۵
۲-۱-۴-۴ بررسي برازش بخش مدل ساختاري۱۲۱
۳-۱-۴-۴ بررسي برازش بخش مدل کلي۱۲۵
۵-۴ تحليل داده ها متناسب با فرصيات پژوهش۱۲۵
فصل پنجم:نتيجه گيري و پيشنهادها۱۲۹
مقدمه۱۳۱
۱-۵ يافته هاي تحقيق۱۳۱
۱-۱-۵ نتايج بررسي هاي جمعيت شناختي۱۳۱
۲-۱-۵ نتايج فرضيه هاي تحقيق۱۳۲
۱-۲-۱-۵ فرضيه اول۱۳۲
۲-۲-۱-۵ فرضيه دوم۱۳۳
۳-۲-۱-۵ فرضيه سوم۱۳۴
۴-۲-۱-۵ فرضيه چهارم۱۳۶
۲-۵ پيشنهاد ها۱۳۶
۱-۲-۵ پيشنهاد هاي اجرايي مبتني بريافته هاي پژوهش۱۳۶
۲-۲-۵ پيشنهاد به محققين آتي۱۳۸
۳-۵ موانع ومحدوديتهاي تحقيق۱۳۸
منابع و مآخذII
منابع فارسيIV
منابع لاتينVIII
پيوست ۱:XVI
پرسشنامهXVIII
فهرست اشکال
شکل ۱-۲: ابعاد رشد در يک سازمان( منبع: هنري مينتزبرگ)۴۱
شکل ۲-۲: مدل مفهومي تحقيق۶۴
شکل۱- ۴: نمودار فراواني جنسيت پاسخ دهندگان۱۰۳
شکل۲-۴: نمودار فراواني سن پاسخ دهندگان۱۰۴
شکل۳-۴: نمودار فراواني تحصيلات۱۰۵
شکل۴-۴: نمودار فراواني وضعيت تأهل۱۰۶
شکل۵-۴: نمودار فراواني ميزان مشارکت اعضاي خانواده درمديريت امورکسب وکار۱۰۷
شکل۶-۴: نمودار فراواني اعضاي خانواده سهامدار و داراي حق مالکيت درکسب وکار۱۰۸
شکل۷-۴: نمودار فراواني درصد سهام اعضاي خانواده درکسب وکار۱۰۹
شکل۸-۴: نمودار فراواني نوع مالکيت کسب وکار۱۱۰
شکل۹-۴: نمودار فراواني سال شروع فعاليت کسب وکار۱۱۱
شکل۱۰-۴: نمودار فراواني به ارث رسيدن کسب وکار۱۱۲
شکل۱۱-۴: نمودار فراواني شيب رشد تعداد کارکنان کسبوکار۱۱۳
شکل۱۲-۴: نمودار فراواني تعداد کارکنان درسال ۹۳۱۱۴
شکل ۱۳-۴: ضرايب معناداري مدل براي سنجش برازش بخش مدل ساختاري۱۳۹
شکل ۱۴-۴:ضرايب معناداري مدل براي سنجش برازش بخش مدل ساختاري پس از حذف فرضيه چهارم۱۴۰
شکل ۱۵-۴: مدل معادلات ساختاري در حالت تخمين ضرايب مسير۱۴۱
فهرست جداول
جدول ۱-۱: سهم شرکت هاي خانوادگي از توليد ناخالص ملي و اشتغال در برخي ازکشورهاي جهان۲۰
جدول ۱-۲: درصد شرکتهاي خانوادگي ازکل شرکتهاي موجود در برخي کشورهاي جهان۳۷
جدول ۲-۲: طبقه بندي انواع کسب وکارها و درصد هرکدام از آنها از کل کسب وکار هاي خانوادگي۳۸
جدول ۳-۲: جدول پشتيبان فرضيات و متغير‏ها۶۲
جدول ۴-۲: برندهاي پوشاک ورزشي۷۲
جدول ۱-۳: مدل تحليلي پژوهش(تعريف عملياتي متغيرها)۸۵
جدول۲-۳: نتايج آزمون آلفاي کرونباخ پيش آزمون۸۸
جدول۱-۴: آزمون اعتبار شاخصها با استفاده ازآزمون كرونباخ۱۰۱
جدول ۲-۴: توزيع فراواني متغير جنسيت۱۰۲
جدول ۳-۴: توزيع فراواني متغير سن۱۰۳
جدول ۴-۴: توزيع فراواني متغير تحصيلات۱۰۴
جدول ۵-۴: توزيع فراواني متغير وضعيت تأهل۱۰۵
جدول ۶-۴: توزيع فراواني متغير ميزان درگيري و مشارکت اعضاي خانواده در مديريت امورکسب وکار۱۰۶
جدول ۷-۴: توزيع فراواني متغير اعضاي خانواده سهامدار و داراي حق مالکيت درکسب وکار۱۰۷
جدول ۸-۴: توزيع فراواني متغير درصد سهام افراد خانواده درکسب وکار۱۰۸
جدول ۹-۴: توزيع فراواني متغير نوع مالکيت کسب وکار۱۰۹
جدول ۱۰-۴: توزيع فراواني سال شروع فعاليت کسب وکار۱۱۰
جدول ۱۱-۴: توزيع فراواني از والدين به ارث رسيدن کسب وکار۱۱۱
جدول ۱۲-۴: توزيع فراواني شيب رشد تعدادکارکنان کسب وکار۱۱۲
جدول ۱۳-۴: توزيع فراواني تعدادکارکنان درسال ۹۳۱۱۳
جدول ۱۴-۴: ميانگين وانحراف معيارنمرات۱۱۵
جدول ۱۵-۴: خلاصه آزمونT115
جدول ۱۶-۴: خلاصه آزمونANOVA116
جدول ۱۷-۴: خلاصه آزمونANOVA117
جدول ۱۸-۴: ميانگين وانحراف معيارنمرات۱۱۸
جدول ۱۹-۴: خلاصه آزمونT119
جدول ۲۰-۴: خلاصه آزمونANOVA120
جدول ۲۱-۴: خلاصه آزمونANOVA121
جدول ۲۲-۴: ميانگين وانحراف معيارنمرات۱۲۳
جدول ۲۳-۴: خلاصه آزمونT124
جدول ۲۴-۴: خلاصه آزمونANOVA124
جدول ۲۵-۴: خلاصه آزمونANOVA126
جدول ۲۶-۴: ميانگين وانحراف معيار نمرات۱۲۷
جدول ۲۷-۴: خلاصه آزمونT128
جدول ۲۸-۴: خلاصه آزمونANOVA128
جدول ۲۹-۴: خلاصه آزمونANOVA130
جدول ۳۰-۴: بارعاملي شاخصهاي تحقيق۱۳۳
جدول ۳۱-۴: آلفاي کرونباخ و پايايي ترکيبي سازه هاي اصلي۱۳۵
جدول ۳۲-۴: نتايجAVE136
جدول ۳۳-۴: نتايجAVEپس ازحذف سوال(Q36)136
جدول ۳۴-۴: ماتريس بررسي روايي واگرا در مورد سازه هاي پژوهش۱۳۷
جدول ۳۵-۴: مقادير R^2 براي سنجش برازش بخش مدل ساختاري۱۴۱
جدول ۳۶-۴ ضرايب مسير،آماره يtوضريب تعيين (متغيروابسته: رسمي سازي)۱۴۲
جدول ۳۷-۴ ضرايب مسير،آماره يtو ضريب تعيين (متغيروابسته: رشدکسب وکار)۱۴۳
جدول ۳۸-۴: ضرايب مسير،آماره يtوضريب تعيين (متغيروابسته: رشدکسب وکار)۱۴۷
فصل اول:
کليات تحقيق
مقدمه
در حال حاضر کسب‌وکارهاي خانوادگي به‌عنوان يکي از شاخه‌هاي کارآفريني از روند رو به رشدي برخوردار مي‌باشند. در حدود ۹۰ درصد از کسب‌وکارهايي که در آمريکا شکل مي‌گيرند از نوع خانوادگي مي‌باشند. در ايران نيز بااينکه آمار رسمي از سوي مراجع معتبر درزمينه? کسب‌وکارهاي خانوادگي منتشر نشده است ولي روند رو به رشد شکل‌گيري اين کسب‌وکارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده هست. با توجه به اين موارد مي‌توان دريافت که رشد و يا شکست کسب‌وکارهاي خانوادگي به‌طور مستقيم در رشد اقتصادي جوامع تأثيرگذار است. به همين دليل تعيين عوامل مؤثر در اين زمينه از اهميت بالايي برخوردار مي‌باشد.
يك عامل ثابت در اين کسب‌وکارها، درگير بودن اهداف خانواده با اهداف کسب‌وکار است، كه ممكن است مستقيماً و يا غيرمستقيم با عملكرد کسب‌وکار مرتبط باشد. براي آنكه کسب‌وکاري مانند شركت خانوادگي در يك رقابت شديد بازار جهاني در قرن ۲۱ پايدار باشد لازم است يك هم‌افزايي و همزيستي مابين کسب‌وکار و خانواده وجود داشته باشد. کسب‌وکار بايد در مسيري انجام شود تا براي خانواده ارزش‌آفريني نمايد و خانواده نيز بايد براي کسب‌وکار بايد ارزش افزوده‌اي داشته باشد كه بدون خانواده امكان‌پذير نباشد. در غير اين صورت هيچ‌گونه دليلي براي توجيه دخالت خانواده وجود ندارد. بر همين اساس،‌ هدف خانواده نيز احتمالاً بيش از بيشينه‌سازي ثروت مي‌باشد چراکه اين هدف تنها مشخصه قسمت کسب‌وکار، و نه زوج کسب‌وکار- خانواده است.
از طرفي کسب‌وکارهاي خانوادگي همچون ديگر کسب‌وکارها در شرايط متغير و نامطمئن پر از رقابت کنوني در تلاش‌اند که در مواجهه با اين تغييرات به بهترين شکل عمل کنند و به مزيت رقابتي پايدار نسبت به رقبا دست يابند. هدف اصلي مديريت استراتژيک دستيابي به شيوه‌ي عملکردي است که به شرکت‌ها اجازه مي‌دهد در برابر رقبا بهتر عمل کنند. تأثير ابعاد شش‌گانه گرايشات استراتژيک: گرايش به کارآفريني (گرايش کارآفرينانه)، گرايش به نوآوري، گرايش به ارتباط با مشتري (مشتري‌گرايي)، گرايش به بازار (بازار گرايي)، گرايش به برند (برند گرايي) و گرايش به يادگيري (يادگيري محوري) بر روي رشد کسب‌وکارهاي خانوادگي در اين پژوهش مورد بررسي قرارگرفته است.
در اين فصل از پژوهش به کليات تحقيق پرداخته مي‌شود که پس از بيان مسئله، اهميت و ضرورت پژوهش و روش تحقيق ارائه خواهد شد. اهداف، فرضيات و تعريف واژگان و اصطلاحات تحقيق از ديگر مطالب اين فصل است.
۱-۱ بيان مسئله
در سال‌هاي اخير کسب‌وکار خانوادگي۶ به‌عنوان عامل مهمي در توسعه اقتصاد جهاني شناخته‌شده است. بخش قابل توجهي از کسب‌وکارهاي موجود بر پايه مديريت با مالکيت خانوادگي استوار است، اما تصور و باور ما از کسب‌وکار خانوادگي چيست:
کسب‌وکارهايي که بخش عمده مالکيت و کنترل آن در اختيار يک خانواده است و خانواده به‌طور کامل و يا پاره‌وقت مستقيما در آن درگير مي‌باشد (رزنبلات و اندرسون۷،۱۹۸۱).
آنچه به راستي کسب و کارهاي خانوادگي را منحصر به فرد مي کند وجود اين ارتباطات دروني بين نقش هاي شغلي و خانوادگي است، يعني رابطه اي که به طور معمول در کسب و کار ها ي غير خانوادگي يافت نمي شوند (شاه بابايي، ۱۳۹۰).
کسب و کارهاي خانوادگي به عنوان موتور محرکه کارآفريني و نوآوري (کواک۸، ۲۰۰۳)، نه تنها اکثريت توليد ناخالص داخلي جهان را به خود اختصاص داده است، بلکه مهمترين عامل ايجاد شغل در سراسر جهان است (آستراچان۹، ۲۰۰۳؛ مؤسسه شرکت هاي خانوادگي۱۰، ۲۰۱۱؛ گمز، نونز و گوتيرز۱۱، ۲۰۰۲).
در ايالات متحده به طور تقريبي بيش از ۱۰٫۸ ميليون کسب و کار خانوادگي وجود دارد که اين تعداد ۵۸ درصد کل نيروي کار اين کشور را به استخدام در آورده است. کسب و کارهاي خانوادگي همچنين سهمي بالغ بر ۵۹ درصد توليد ناخالص ملي اين کشور را به خود اختصاص داده اند (آستراچان و شانکر۱۲،۲۰۰۳). بيش از ۹۰ درصد از کل کسب و کارها در ايالات متحده، از نوع کسب و کارهاي خانوادگي هستند که بيش از ۸۰ درصد شغل هاي جديد را تامين مي نمايند (خاکپور مقدم،۱۳۹۰، به نقل از مک کن۱۳،۲۰۰۵).
مانند ساير نقاط جهان کسب و کارهاي خانوادگي نقش چشم گيري در اقتصاد کشور هاي حاشيه ي خليج فارس ايفا مي کند، بطوريکه تخمين زده مي شود نقش اين کسب و کار ها در توليد ناخالص داخلي اين کشور ها از کمترين مقدار در عربستان که به نوعي بخش دولتي حاکم است، از ۳۵ تا ۳۸ درصد تا بيشترين مقدار،۶۵ درصد در GDP کشورهايي مثل کويت متفاوت است. اين مقدار در کشور ايران محاسبه نشده است، ولي آنچه بديهي است، نقش شرکت هاي خانوادگي در اقتصاد غير دولتي بسيار حائز اهميت است. شرکت هايي از قبيل گلرنگ، ماديران، بهروز، بوتان و مجموعه شرکت هاي درياني ها در صنايع مختلف و ساير شرکت هاي خانوادگي نقش قابل توجهي را در اقتصاد غير دولتي ايران دارند (ايراندوست،۱۳۹۰).
بنابرين رشد و يا شکست کسب و کارهاي خانوادگي به طور مستقيم در رشد اقتصادي جوامع تأثيرگذار است. مطالعات انجام شده در خصوص علل، تأثيرات يا فرايند هاي رشد کسب و کار نتايج مختلفي داشته اند.
مطابق پژوهش هايي که در خصوص کسب و کارهاي خانوادگي انجام شده است، رشد يک کسب و کار خانوادگي را مي‌توان از ابعاد مختلف تعريف کرد، از جمله مي‌توان به گسترش بخش هاي بازار، افزايش تعداد پرسنل انساني، افزايش تعداد شعبات، دوام کسب و کار براي نسل هاي دوم، افزايش درآمد، نام تجاري مطرح و بين‌المللي شدن به عنوان مؤلفه هايي براي رشد يک کسب و کار اشاره کرد. براي اين که کسب و کار خانوادگي رشد نمايد و براي نسل هاي بعدي نيز بقا داشته باشد بايد داراي برنامه ريزي استراتژيک دقيق و اصولي با اهداف مشخص باشد تا توان خلق ارزش و نهايتا مزيت رقابتي را در بازار ملي و بين المللي به منظور رشد و توسعه داشته باشد (شاه بابايي، ۱۳۹۰).
در حالي که عوامل مختلفي به عنوان تعيين کننده رشد شرکت‌ها اظهار شده است اما محققين در خصوص آن ها به اتفاق آرا نرسيده اند (وينزيمر۱۴، ۲۰۰۰) و علي رغم تلاش ها ي صورت گرفته در جهت ساختن مدلي براي پيش بيني رشد آينده ي شرکت ها، نتيجه قابل قبولي حاصل نشده است.
از جمله عوامل مؤثر بر رشد شرکت ها گرايشات استراتژيک۱۵ مي باشد، محققان بازاريابي در طول سال ها چندين گرايش استراتژيک را موثر بر عملکرد شرکت معرفي کرده اند ازجمله گرايش ارتباط با مشتري۱۶، گرايش به نوآوري۱۷، گرايش به بازار۱۸، گرايش به برند۱۹، گرايش به کارآفريني۲۰، گرايش به يادگيري۲۱ (لاکانن و ديگران۲۲، ۲۰۱۱) که هر يک از آن ها تاثيراتي بر رشد و سودآوري در کسب و کارهاي خانوادگي دارند (آلتينداگ و زهير۲۳، ۲۰۱۲).
عاملي که نمي توان از اثر آن بر گرايشات استراتژيک شرکت ها (چاگانتي و سامباريا۲۴، ۱۹۸۷) چشم پوشي کرد و به خودي خود بر رشد کسب و کارها تأثير گذار است (پترسون و ديستلبرگ۲۵، ۲۰۱۱)، گرايشات ارزشي۲۶ مي باشد. ديستلبرگ و سورسون۲۷(۲۰۰۹) معتقدند که کسب و کارهاي خانوادگي ميتوانند به واسطه ي گرايش ارزشيشان سازماندهي شوند. در مجموع، ارزشها به عنوان نيروي محرک و پيش زمينه اي براي اهداف کسب و کار مي باشند و به اندازهي مالکيت و انتقال منابع در حمايت از اين اهداف اهميت دارند.
از آنجايي که صنعت پوشاک (ورزشي) که به عنوان صنعت و محصولات مصرفي در عرصه رقابت حضور دارد و از جمله صنايعي است در ايران که درصد بالايي از آنها به صورت خانوادگي اداره مي شوند (به نقل از رئيس صنف مربوطه) و همچنين توليد در اين صنعت رو به رشد است به دنبال پاسخ به اين سؤال هستيم که چگونه گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير ميگذارند.
۲-۱ اهميت و ضرورت موضوع
مطالعات بين المللي نشان مي دهد که خانواده ها تقريبا بين ۶۰ تا ۹۵ درصد کسب و کارها را در هر ملتي در دست دارند، به طوري که شرکت هاي خانوادگي حدود ۶۰-۹۳ درصد کل شرکت هاي اروپايي و ۹۰ درصد کسب و کارهاي آمريکاي شمالي را تشکيل مي دهند (ايراندوست، ۱۳۹۰ به نقل از داير۲۸، ۲۰۱۰). اين رقم براي ايالت متحده – به عنوان بزرگترين اقتصاد جهاني – بيش از ۹۰% مي باشند، که تقريبا ۱۳ ميليون کسب و کار را در هر اندازه و هر نوعي از موسسات تشکيل مي دهد. تحقيقات نشان داده اند که سهم اين کسب وکارها از GDP جهاني بين ۷۰ تا ۹۰ درصد مي باشد (ايراندوست، ۱۳۹۰ به نقل از جوهان و لزيور۲۹،۲۰۱۱).
در جدول ذيل اطلاعات مربوط به سهم شرکت ها ي خانوادگي از توليد ناخالص ملي و اشتغال در برخي از کشور هاي جهان قابل مشاهده است.
جدول ۱-۱: سهم شرکت هاي خانوادگي از توليد ناخالص ملي و اشتغال در برخي از کشور هاي جهان
کشوردرصد سهم شرکت هاي خانوادگي از توليد ناخالص مليدرصد نيروي کار استخدام شده توسط شرکت هاي خانوادگي نسب به کل نيروي استخدام شده در کشورايلات متحده۴۰۶۰ايتاليا۷۹فنلاند۴۰-۴۵۴۰-۶۰اسپانيا۶۵هلند۵۴۴۳پرتغال۶۰بلژيک۵۵انگلستان<50آلمان۵۵۵۸فرانسه۶۰۴۵استراليا۵۰۵۰منبع: موسسه بين المللي تحقيقات کسب و کارهاي خانوادگي
در ايران نيز با اينکه آمار رسمي از سوي مراجع معتبر در زمينه کسب و کارهاي خانوادگي منتشر نشده است ولي روند رو به رشد شکل گيري اين کسب و کارها کاملاً محسوس و قابل مشاهده مي باشد بنابرين لازم است برنامه ريزي هاي بسيار دقيق و هدفمند در خصوص رشد و توسعه کسب و کاهاي خانوادگي در ايران انجام گيرد.
هدف اصلي فرايندهاي مديريت استراتژيک، رساندن شرکت ها اعم از شرکت هاي خانوادگي به عملکردي است که امکان موفقيت آن ها در محيط رقابتي را فراهم کند (هابرشان۳۰، ويليامز۳۱، مک ميلان۳۲، ۲۰۰۳) متغيير گرايش استراتژيک اثري عميق بر ابعاد مختلف کسب و کار، کارايي و مزيت رقابتي دارند (ماريون۳۳،۲۰۰۶). از طرفي اهداف کسب و کار نيز به عنوان عنصري استراتژيک، در کسب و کار هاي خانوادگي برخاسته از گرايشات ارزشي مالکين يا مديران آن مي باشند (پترسون و ديستلبرگ،۲۰۱۱).
در اين تحقيق تلاش بر اين است که تاثير دو متغيير- گرايشات ارزشي و استراتژيک- بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي که در صنعت پوشاک ورزشي فعاليت مي کنند، سنجيده شود. از آنجايي که فعاليت هاي کسب و کار خانوادگي به شدت تحت تاثير مديريت ارشد آن مي باشد (آلتينداگ و زهير، ۲۰۱۲)، تحقيق حاضر به مديريت اين شرکت ها کمک خواهد کرد تا تصميمات استراتژيک خود را در جهت رشد کسب و کار هدايت کنند.
۳-۱ اهداف تحقيق
۱-۳-۱ هدف اصلي
هدف اين تحقيق، بررسي تأثير گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کار هاي خانوادگي صنعت پوشاک ورزشي است.
۲-۳-۱ هدف کاربردي
کمک به مديران کسب و کارهاي خانوادگي در صنعت پوشاک ورزشي در جهت آگاهي از اثرات گرايشات ارزشي و استراتژيک آن ها بر رشد کسب و کارشان، تا بتوانند از مزاياي بکارگيري گرايشات استراتژيک (مشتري گرايي، بازار‌گرايي، برند‌گرايي، گرايش به نوآوري، گرايش کارآفرينانه و گرايش به يادگيري) بهره برند و با تعديل و اصلاح گرايش ارزشي جاري در کسب و کارشان به وسيله ي رسمي تر کردن فعاليت هايشان، گامي در جهت رشد بيشتر کسب و کارشان بردارند.
۴-۱ سؤالات اصلي و فرعي تحقيق
۱-۴-۱ سؤال اصلي تحقيق
گرايشات ارزشي و استراتژيک چه تأثيري بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي دارد؟
۲-۴-۱ سؤالات فرعي تحقيق
آيا گرايش ارزشي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
آيا گرايشات استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
آيا گرايش ارزشي بر رسمي سازي کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
آيا رسمي سازي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبتي خواهد داشت؟
۵-۱ فرضيههاي تحقيق
با توجه به سؤالات تحقيق و مدل نظري مورد بررسي، فرضيه‏هاي تحقيق بدين صورت است:
H1: گرايش ارزشي بر رسمي سازي در کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبت دارد.
H2: رسمي سازي در کسب و کارهاي خانوادگي بر رشد آن‌ها تأثير مثبت دارد.
H3: گرايش استراتژيک بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبت دارد.
H4: گرايش ارزشي بر رشد کسب و کارهاي خانوادگي تأثير مثبت دارد.
۶-۱ متغيرهاي تحقيق
در يک تحقيق علمي ‏براي پاسخ دادن به سؤالهاي تحقيق و يا آزمون فرضيهها، تشخيص متغيرها امري ضروري است (سرمد، بازرگان و حجازي، ۱۳۸۷). در تحقيق حاضر دو نوع متغير در نظر گرفته شده است:
۱-۶-۱ متغير برونزا (مستقل)
متغيري که بر روي متغير ديگر تأثير دارد، اما خودش تحت تأثير قرار نميگيرد (سرمد و ديگران، ۱۳۸۷). براساس اين تعريف، گرايش ارزشي و گرايش استراتژيک متغيرهاي برونزا هستند.
۲-۶-۱ متغير درونزا (وابسته)
متغيري که از متغيرهاي ديگر تأثير ميپذيرد (سرمد و ديگران، ۱۳۸۷). بنابراين، رسمي سازي و رشد کسب و کار، متغير درونزا در نظر گرفته مي‏شوند.
۷-۱ روششناسي تحقيق
تحقيق حاضر از نظر نوع هدف، کاربردي بوده و از لحاظ شيوه جمع آوري داده‏ها توصيفي، از نوع پيمايشي مي‏باشد. تحقيق توصيفي شامل جمع آوري اطلاعات براي آزمون فرضيه يا پاسخ به سؤالات مربوط به وضعيت فعلي موضوع مطالعه مي‏شود. يک مطالعه توصيفي چگونگي وضع موجود را تعيين و گزارش مي‏کند. يک نمونه متعارف تحقيق توصيفي شامل ارزيابي نگرش‏ها يا عقايد نسبت به افراد، سازمان‏ها، رويدادها يا رويه‏ها مي‏گردد و به شرايط يا روابط موجود، عقايد متداول، آثار مشهود يا روندهاي در حال گسترش توجه دارد (خاکي، ۱۳۷۸).
در اين پژوهش براي تجزيه و تحليل داده هاي به دست آمده از نمونه ها از روش آمار توصيفي و استنباطي استفاده شده است. در ابتدا با استفاده از داده هاي جمع آوري شده از بخش اول پرسشنامه به کمک آمار توصيفي، اطلاعات جمعيت شناختي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و در بخش آمار استنباطي، داده‏هاي اين تحقيق با مقياس ليکرت جمع آوري شده و براي سنجش پايايي پرسشنامه از ضريب آلفاي کرونباخ استفاده شده است. براي تعيين رابطه متغيرها و آزمون فرضيات، از نرم افزارهاي SPSS و SMARTPLS2 و براي ارزيابي مدل مفهومي از مدل معادلات ساختاري بهره گرفته شده است.
۸-۱ قلمرو تحقيق
۱-۸-۱ قلمرو موضوعي تحقيق
قلمرو موضوعي تحقيق حاضر با عنوان “تأثير گرايشات ارزشي و استراتژيک بر رشد کسب و کار‌هاي خانوادگي در صنعت پوشاک ورزشي” حوزه بازاريابي استراتژيک، کارآفريني و کسب و کار‌ خانوادگي مي‏باشد.
۲-۸-۱ قلمرو مکاني تحقيق
اين تحقيق در سطح شهر تهران انجام شده است و جامعه آماري مورد بررسي، کسب و کار‌هاي خانوادگي موجود در صنعت پوشاک ورزشي در سطح تهران هستند.
۳-۸-۱ قلمرو زماني تحقيق
جمع آوري داده‏هاي اين تحقيق از اوايل آذر ماه، سال ۱۳۹۲ تا تابستان سال ۱۳۹۳ انجام شده و کل تحقيق تا زمستان سال ۱۳۹۳ به طول انجاميده است.
۹-۱ روش نمونه گيري و تخمين حجم جامعه
در اين پژوهش از روش نمونه برداري تصادفي از جامعه آماري نمونه برداري مي شود و براي تعيين حجم نمونه از جامعه آماري به جدول استاندارد مفروض که توسط (مورگان۳۴،۱۹۷۰) تنظيم و ارائه شده است ارجاع داده شده که حداقل حجم نمونه مناسب براي اين تحقيق برابر با ۸۰ نمونه مي باشد (سکاران،۱۳۸۱).
۱۰-۱ ابزار گردآوري اطلاعات
ابزارهاي گوناگوني براي به دست آوردن داده‏ها وجود دارد. هر يک از ابزارها معايب و مزايايي دارند که هنگام استفاده از آنها بايد مورد توجه قرار گيرند تا اعتبار پژوهش دچار خدشه نشود و از طرفي نقاط قوت ابزار، تقويت گردد. در اين تحقيق، براي گردآوري داده‏ها و اطلاعات ميداني از ابزار پرسشنامه استفاده شده و همچنين جهت تدوين مباني نظري و ادبيات تحقيق، اطلاعات کتابخانه اي، اينترنت و ساير منابع فارسي و لاتين مورد استفاده قرار گرفته است.
۱۱-۱ شرح واژهها و اصطلاحات تحقيق
کسب و کار خانوادگي:
در تمامي تعاريفي که براي کسب و کار خانوادگي بيان شده است، به نوعي خانواده در کنار کسب و کار قرار گرفته است و نقش يا وظايفي که اعضاي خانواده در کسب و کار ايفا مي کنند، ارائه شده است.
از نظر رزنبلت و اندرسون (۱۹۸۵) هر نوع کسب و کاري که بخش عمده مالکيت يا کنترل آن در اختيار يک خانواده باشد و خانواده به طور کامل و يا پاره وقت، مستقيما در آن درگير باشد خانوادگي خوانده مي شود.
ادوارد هس۳۵(۲۰۰۶) کسب و کارهاي خانوادگي را از اهميت خاصي برخوردار مي داند و دليل آن را دو سنگ بنا “کسب و کار” و “خانواده” مي داند که سبب ايجاد هم افزايي در اين نوع کسب و کارها شده است، و علاوه بر ايجاد درآمد براي اعضاي خانواده، باعث بهبود روابط ميان اعضا و کاهش مسائل و مشکلات اجتماعي براي خانواده ها خواهد شد (شاه بابايي ۱۳۹۰).
گرايش ارزشي:
ديسلبرگ و سورنسون (۲۰۰۹) معتقدند که کسب و کار هاي خانوادگي ميتوانند توسط گرايش ارزشيشان سازماندهي شوند و اين نکته اهميت دارد که گرايش ارزشي چه امتيازي را براي اهداف سيستم کسب و کار و اهداف سيستم خانواده در نظر مي گيرد. در واقع گرايشهاي ارزشي يک نوع شناسي است که تفاوت يک نوع از سيستم کسب و کار خانوادگي، نسبت به ديگري را مشخص مي کند
گرايش استراتژيک:
ژو۳۶ و همکاران (۲۰۰۵) معتقدند که توانمندي هاي سازماني هر مجموعه اي از گرايشات استراتژيک آن مجموعه قابل شناسايي است. آنها گرايشات استراتژيک را به عنوان فلسفه شرکت جهت چگونگي هدايت کسب و کار از طريق تعدادي ارزش ها و باورهاي عميق که تلاش هاي شرکت را جهت دستيابي به کارايي برتر سوق مي دهد، تعريف ميکنند.
رشد کسب و کار:
رشد کسب و کار به معني افزايش در ميزان فروش سال جاري کسب و کار نسبت به سال مالي سال گذشته مي باشد (اين معيار در تحقيقات محققيني همچون رادرفورد۳۷، بالر۳۸ و مک مولان۳۹(۲۰۰۳) و شواددز۴۰ و همکاران (۲۰۰۱) مورد استفاده قرار گرفته است. معيار افزايش تعداد کارمندان کسب و کار (اتليو رابنستن،۱۹۸۷) به عنوان معيار رشد مطرح مي باشد (شاه بابايي، ۱۳۹۰).
گرايش ارتباط با مشتري:
گرايش ارتباط با مشتري به بازارگرايي بسيار وابسته مي باشد. ارتباط با مشتري به عنوان يکي از دارايي هاي مهم کسب و کار تلقي مي شود (جاياچاندران۴۱ و ديگران،۲۰۰۵)، و در قلب استراتژي کسب و کار قرار دارند (سين۴۲ و ديگران،۲۰۰۵). کسب و کاري که به ارتباط با مشتري گرايش دارد داراي ويژگي هاي زير است:۱) همه ي کارکنان بر اين باورند که حفظ مشتري ضروري است ۲) اطلاعات مشتري آزادانه به اشتراک گذاشته مي شود) مشتريان بر اساس اين که چطور انتظار مي رود در بلند مدت ايجاد ارزش کنند تقسيم مي شوند (دي۴۳،۲۰۰۳)، در نتيجه اين نوع کسب و کار ارتباطات مؤثر و سودآوري ميان کارمندان و مشتريان ايجاد کرده، توسعه ميدهد و حفظ مي کند (کاماررو۴۴،۲۰۰۷).
گرايش به نوآوري:
دراکر۴۵(۱۹۵۴) از اولين کساني بود که اهميت نواوري را نشان داد و بر غفلت از آن در تحقيقات سازماني تاکيد کرد. بر اساس بسياري از محققان شرکت بايد براي بقا در محيط پر تلاطم نوآورانه عمل کند (جانسون۴۶ و ديگران، ۱۹۹۷) اين موضوع با افکار هورلي و هالت۴۷ (۱۹۹۸) همراستا است، که شرکت هايي که از ظرفيت بالاتري براي نوآوري برخوردارند در واکنش به محيط و ايجاد توانايي هايي که منجر به مزيت رقابتي و عملکرد ممتاز مي شود موفق تر خواهند بود.
گرايش به بازار:
کوهلي و جاوورسکي (۱۹۹۰) ادعا مي کنند که ديدگاه بازارگرايي شامل:
۱_ توليد هوشمندي بازار
۲- انتشار تسهيم و به اشتراک گذاري اين درک در ميان بخش ها
۳ و پاسخگويي به نياز مشتريان مي باشد.
گرايش به بازار در زنجيره اي که شرکت ها اطلاعاتي که از مشتري، کانالهاي توزيع و رقبا جمع آوري مي شود را به دست مي آورند، به اشتراک مي گذارند و به آ‌ن‌ها پاسخ مي دهند وجود دارد (لاکانن و ديگران،۲۰۱۱؛ جاهورسکي و کوهلي۴۸ ۱۹۹۳؛ کوهلي و جاهورسکي،۱۹۹۰؛ کوهلي و ديگران،۱۹۹۳)
گرايش به برند:
گرايش به برند بر اساس بازارگرايي ايجاد مي شود (ريد۴۹ و ديگران،۲۰۰۵؛ آرده۵۰،۱۹۹۹). ذهنيت نسبت به برند به عنوان جزعي از استراتژي بازاريابي شرکت گرايش به برند ناميده مي شود (آرده،۱۹۹۹؛ وانگ و مريليس۵۱،۲۰۰۸)، در نتيجه نمايي ظاهري از گرايش به بازار است (آرده، ۱۹۹۹). در واقع شرکت هايي که گرايش به برند دارند ممکن است حتي فرصت هايي که در تضاد با اهداف بلند مدت برند شرکت مي باشد را رد کنند.
گرايش به کارآفريني:
گرايش کارآفرينانه يک برداشت کارآفرينانه از سبک ها، رويه ها و فعاليت هاي تصميم گيري را شرح مي دهد (ويکلاند و شفرد۵۲، ۲۰۰۵). کسب و کارهاي با گرايش کارآفرينانه به صورت خود مختار، سلطه جو در برابر رقابت، پيش فعال، نوآور و متمايل به مخاطره پذيري تعريف مي شوند (لامپکين و دس۵۳،۱۹۹۶). در مجموع اينگونه کسب و کارها خوب ميدانند چطور بازاريابي کنند و به درک نياز مشتري، برنامه ريزي بلندمدت و عملکرد بلند مدت توجه خاص دارند (اسمارت و کاننت۵۴، ۱۹۹۴).
گرايش به يادگيري:
گرايش به يادگيري تمايل شرکت به ايجاد و استفاده از انواع دانش را تحت تاثير قرار ميدهد. شرکت هايي که گرايش بيشتري به يادگيري دارند اشتياق بيشتري دارند که پيش فرض هاي قديمي و فلسفه عمليات قديمي را مورد سوال قرار دهند (سنج۵۵، ۱۹۹۰؛ اسلاتر و نارور۵۶،۱۹۹۵) و کارکنان را تشويق مي کنند و يا حتي ملزوم مي کنند به اين که مرتبا نورم هاي سازمان که هدايت کننده ي فعاليت هاي سازماني و فعاليت هاي فرايند اطلاعات بازار مي باشد را مورد سوال قرار دهند (دي، ۱۹۹۱؛ سينکولا۵۷،۱۹۹۴: سينکولا و ديگران،۱۹۹۷).
رسمي سازي:
لوسير و سانفيلد۵۸(۲۰۰۴) رسمي سازي را همانند با در کنار هم کار کردن اعضاي خانواده و تشکيل انجمن ها و برگزاري جلسات خانوادگي در نظر گرفته اند و بر اين باور بودند که سطح بالاتري از رسمي گرايي نتايج بهتري را براي کسب و کار پيش بيني مي کند. (پترسون و ديستلبرگ،۲۰۰۱؛ باسکو و پرس رودريگز۵۹،۲۰۰۹؛ داير و داير۶۰،۲۰۰۹؛ وارد۶۱،۱۹۹۷)
فصل دوم:
مباني نظري و پيشينه تحقيق
مقدمه
اين فصل از ۳ بخش تشکيل شده است که بخش اول مباني نظري تحقيق مي‏باشد که در آن ابعاد اصلي چارچوب نظري يعني عناصر گرايشات ارزشي و استراتژيک، رسمي سازي و رشد کسب و کار تشريح شده است. بخش دوم به مرور پيشينه تحقيق که دربرگيرنده تعدادي از تحقيقات صورت گرفته در ايران و جهان است و نيز مدل مفهومي پژوهش مي‏پردازد و بخش سوم يا پيوست بخش دوم، به صنعت پوشاک و معرفي کسب و کارهاي خانوادگي حوزه پوشاک ورزشي در ايران و جهان اختصاص يافته است.
۱-۲ مباني نظري تحقيق
در اين بخش ابتدا به مرور بر تعاريف کسب و کارهاي خانوادگي خواهيم پرداخت سپس به تعاريف و ابعاد رشد کسب و کار و به طور خاص کسب و کارهاي خانوادگي مي پردازيم در ادامه عناصر گرايش ارزشي و ابعاد گرايش استراتژيک را مورد بررسي قرار خواهيم داد.
۱-۱-۲ کسب و کار
نويسندگان مختلف تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامه ي آکسفورد، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه ي لانگ من کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از پول حاصل شود، گفته مي شود.
به زبان ساده کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود در بر مي گيرد. پترسن و بلومن۶۲ بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت مي گيرد، کسب و کار نيست بکه کسب و کار هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.
پروفسور اون، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند (شاه بابايي،۱۳۹۰؛ به نقل از دان من و بارت۶۳، ۲۰۰۴) بنابرين با توجه به تعاريف يادشده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه خدمات به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاريف ياد شده، ويژگي هاي کسب و کار عبارتند از:
فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش
معامله کالاها و خدمات
تکرار معاملات
انگيزه سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک اداره امور کسب و کار)
فعاليت توأم با ريسک کسب و کار هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو همواره کسب و کار توأم با ريسک است (دان من و بارت، ۲۰۰۴).
۲-۱-۲ کسب و کار خانوادگي
خانواده و کسب و کار به عنوان دو زير سيستم از يک ابر سيستم به نام جامعه و اجتماع هستند که در اثر ارتباطات و تأثيرات متقابلي که بر روي يکديگر مي گذارند تشکيل يک نظام کلي تر به نام کسب و کار خانوادگي را مي دهند. اگر پويايي و تحرکات خانواده و کسب و کار به طور واضح و آشکار با يکديگر تعامل و ارتباط داشته باشند ميان اين دو نوعي تلفيق و ترکيب به وجود مي آيد که از ديد محققان باعث پيدايش يک نظام نوين و منحصر به فرد به نام کسب و کار خانوادگي مي شود (دانمن و بارت، ۲۰۰۴) چشم انداز اقتصادي اکثر کشورها تحت سلطه ي شرکت هاي تجاري خانوادگي باقي مي ماند، بنابرين تعجبي ندارد که جوامع دانشگاهي و علمي آغاز به شناسايي و تشخيص اهميت مطالعات در زمينه شرکت هاي خانوادگي کرده اند. کسب و کار هاي خانوادگي به عنوان يکي از مهمترين عوامل ايجاد ثروت و استخدام نيروي کار در تمام کشورهاي جهان و نقش عمده اي در رشد و توسعه اقتصادي بسياري از کشورهاي جهان دارا هستند. به طوري که سهم شرکت هاي خانوادگي از کل شرکت هاي موجود در اروپا حدود ۶۰ تا ۹۳ درصد در ايالات متحده حدود ۹۵ درصد و در آمريکاي مرکزي و جنوبي حدود ۶۵ درصد مي باشد. علاوه بر آن معادل ۴۰ تا ۶۰ درصد از توليد ناخالص ملي کشور آمريکا متعلق به اين گونه کسب و کارها مي باشد (استراچان و همکاران۶۴، ۲۰۰۳).
طبق تعريف جامعي که هندلر از کسب و کار خانوادگي ارائه داده است، کسب و کار خانوادگي به مثابه سازماني است که اصلي ترين تصميمات قرارداد که اين اعضا در مالکيت و يا مديريت آن سازمان نقش اصلي را بر عهده دارند (آدندورف۶۵، ۲۰۰۸).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در تعريف يک کسب و کار خانوادگي سه عامل مهم خانواده، مالکيت و مديريت مطرح مي باشند. آنچه که از يافته هاي تحقيقات بر مي آيد اين است که همگرايي عامل خانواده و تنها يکي از دو عامل مالکيت و مديريت (خانواده و مالکيت يک کسب وکار، يا خانواده و مديريت يک کسب و کار) مي تواند به تعريف يک کسب و کار خانوادگي بسنده کند. (دان من و بارت، ۲۰۰۴).

دسته بندی : 22

پاسخ دهید