تعريف لغوي امامت۳
تعريف اصطلاحي امامت۳
تعاريف امامت از ديدگاه اهل سنت:۳
تعاريف امامت از ديدگاه شيعه۳
مفهوم ولايت۳
زندگينامه مؤلف تفسير کشاف۳
سبک تفسيري زمخشري۳
مكتب تفسيري معتزله۳
ويژگيهاي تفسير اعتزالي۳
فصل دوم آيات امامت عامّه۲۲
پيش در آمد۲۳
گفتار اول: آيه صالح المؤمنين، تحريم/۴۲۴
الف- نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنت۳
نظر زمخشري۳
نظر آلوسي در تفسير روح المعاني۳
نظر ابن کثير در تفسير القرآن العظيم۳
نظر سيوطي در تفسير الدرّ المنثور۳
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر علامه بحراني در البرهان۳
نظر علامه حويزي در تفسير نورالثقلين۳
نظر علامه طباطبايي در تفسير الميزان۳
جمع‌بندي۳۲
گفتار دوم: آيه صادقين (توبه/۱۱۹)۳۳
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنّت۳
نظر زمخشري۳
نظر سيوطي در الدرّ المنثور۳
نظر قرطبي در تفسير القرطبي۳
نظر فخر رازي در تفسير الکبير۳
ب) تبيين آيه صادقين از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر علامه بحراني در البرهان۳
نظر علامه حويزي در النورالثقلين۳
نظر علامه طباطبائي( در الميزان۳
جمع بندي۴۱
گفتار سوم: آيه مباهله، آل عمران/۶۱۴۴
نظر زمخشري۳
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير نظرات مفسرين اهل سنت۳
نظر فخر رازي در تفسير کبير۳
نکاتي در نقد نظر فخر رازي۳
نظر شيخ آلوسي در روح المعاني۳
نظر سيوطي در الدرّ المنثور۳
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه۵۰
نظر علامه بحراني در تفسير البرهان۳
نظر علامه حويزي در تفسير نورالثقلين۳
نظر علامه طباطبايي در الميزان۳
جمع بندي۵۵
گفتار چهارم: آيه تطهير احزاب/۳۳۵۸
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنت۳
نظر زمخشري:۳
نظر نيشابوري در غرائب القرآن و رغائب الفرقان۳
نظر ابن کثير در تفسير القرآن العظيم۳
نظر آلوسي در روح المعاني۳
نقد سخن آلوسي۳
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر علامه حويزي در نورالثقلين۳
نظر علامه بحراني در البرهان۳
نظر علامه طباطبايي در الميزان۳
اهل بيت چه کساني هستند؟۳
نقد اقوال مفسرين اهل سنت۳
شأن نزول آيه از ديدگاه علامه طباطبايي۳
پاسخ به يک شبهه مهم در مورد شأن نزول آيه۳
واژه شناسي “رجس” و حمل آيه بر عصمت اهل بيت۳
جمع بندي۷۳
فصل سوم آيات امامت خاصّه۷۵
پيش در آمد۷۶
گفتار اول: آيه تبليغ: مائده/۶۷۷۶
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري با بررسي نگرش مفسرين اهل سنت۳
نظر زمخشري:۳
نظر آلوسي در تفسير روح المعاني۳
نظر رشيد رضا در تفسير المنار۳
نقد و بررسي نظرات زمخشري، آلوسي و رشيدرضا۳
نظر سيوطي در الدرّ المنثور۳
ب) تبيين آيه تبليغ از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر فيض کاشاني در تفسيرالصافي۳
نظر شيخ طوسي در تفسير التبيان۳
نظر علامه طباطبائي در الميزان۳
پاسخ به اشکالات اهل سنت در مورد شأن نزول آيه۳
تعريف قاعده سياق و نقش آن۳
اعتبار مشروط قاعده سياق۳
ماجرا غدير در ديگر کتب اهل سنت۳
جمع بندي۱۰۲
گفتار دوم: آيه ولايت آيه ۵۵ سوره مبارکه مائده۱۰۳
نظر زمخشري۳
سبب نزول آيه ولايت۳
معنايابي واژگان آيه ولايت۳
معنايابي لفظ “ولي” از ديدگاه اهل لغت۳
معنايابي رکوع و نقش جمله “و هم راکعون”۳
الف) نقد و بررسي نظر زمخشري و ساير مفسرين اهل سنت۳
نظر مراغي در تفسير المراغي۳
نظر علامه واحدي در تفسير البسيط۳
نظر آلوسي در روح المعاني۳
ب) تبيين آيه ولايت از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر علامه طبرسي در مجمع البيان۳
نظر فيض کاشاني در تفسير الصافي۳
نظر علامه طباطبائي در تفسير الميزان۳
جمع بندي۱۲۴
گفتار سوم: آيه اطاعت، نساء/۵۹۱۲۶
نظر زمخشري:۳
نکات تفسيري آيه اطاعت۳
اول: شأن نزول آيه اطاعت۳
دوم: معنايابي واژه “اولي الأمر” از نظر لغت‌نويسان۳
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير نظرات مفسرين اهل سنت۳
نظر طبري در تفسير جامع البيان في تفسير القرآن۳
نظر رشيد رضا در تفسير المنار۳
نظر قرطبي در کتاب الجامع لأحکام القرآن۳
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر شيخ طوسي در تفسير التبيان۳
نظر ابوالفتوح رازي در تفسير روح الجِنان و روض الجَنان۳
نظر علامه طباطبائي در تفسير الميزان۳
نقد نظرات: زمخشري، طبري، رشيدرضا۳
نقد و بررسي قول زمخشري در واژه “اولوالأمر”۳
اول: تناقض دلالي اخبار۳
دوم: نبود امتياز عصمت در واليان و حاکمان۳
جمع بندي۱۴۲
گفتار چهارم: آيه امامت بقره/۱۲۴۱۴۴
نظر زمخشري:۳
معنايابي واژگان آيه امامت۱۴۶
واژه “ابتلا”۳
واژه “امام” در آيه شريفه۳
واژه “الظالمين”۳
الف) نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير نظرات مفسرين اهل سنت۳
نظر ابن عاشور در تفسير التحرير و التنوير۳
نظر ناصرالدين البيضاوي در تفسير بيضاوي۳
ب) تبيين آيه امامت از ديدگاه مفسرين شيعه۳
نظر علامه طبرسي در تفسير مجمع البيان۳
نظر علامه حويزي در نورالثقلين۳
نظر علامه طباطبايي در الميزان۳
جمع بندي۱۵۹
نتيجه گيري۱۶۱
منابع و مآخذ:۱۶۳

مقدمه
تفسير قرآن مستلزم معرفت و شناخت آن است و چون آن درجات گوناگون دارد بنابراين مراتب آن نيز مختلف خواهد بود . بعضي قرآن را در اثر اتحاد با حقيقت آن مي شناسند مثل پيامبر اکرم ( و اهل بيت ( که منزله ي جان پيغمبر ( هستند.
بعضي ديگر اعجاز قرآن را بر اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود مي شناسند که تبيين آن کشش خاص از اين دسته اند و براي کسي که از آن موهبت نصيبي ندارد، ميسور نيست، و گروه سوم قرآن را با بررسي ابعاد گوناگون اعجاز وي مي شناسند که نظر اکثر مفسران بي شک کامل ترين شناخت قرآن ، همان معرفت عميقانه گروه اول است که نه تنها به تمام معارف آن آشنايي کامل دارند بلکه خود قرآن ناطق هستند.
گروه دوم به واسطه آيات انفسي قرآن به سوي اين هدف والا جذب شده اند و با راهنمايي قرآن ، وارد عمق معاني آن مي شوند.
اما گروه سوم با بررسي ابعاد اعجاز آميز قرآن کريم ، آن را مي شناسند و در واقع فهم قرآن آنها از طريق الفاظ و اصطلاحات است به همين دليل کتاب هاي گوناگوني در باب تفسير قرآن که بعضي ادبي، تاريخي، روايي و فلسفي گماشته شده است و از اين رهگذر هر مفسري طبق تخصص خود به تفسير قرآن پرداخته است و ديگر جوانب قرآن براي او مخفي مانده است از اين رو بر دانشمندان واجب است در هر زمان به تلاش و کوشش علمي خود ادامه دهند تا حقايق بيشتري از قرآن کريم و ولايت که پيوندي عميقي دارند به دست آورند.
آري ، پيوندي عميقي بين قرآن و ولايت وجود دارد بطوري که شيعه آن را از اصول اعتقادات و يک منصب الهي و دنباله رو نبوت پيامبران مي داند اما عالمان اهل سنت امامت را به عنوان يک فرع فقهي مي دانند و نگاه سطحي به مسأله امامت دارند.
از اين رهگذر يکي از تفاسيري که درباره ي قرآن نوشته شده، تفسير “الکشاف عن حقايق التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التاويل” توسط ابوالقاسم محمود بن عمر زمخشري مي باشد، که يکي از مهمترين تفاسير اهل سنت مي باشدکه صبغه ادبي داشته و از تفاسير مهم ادبي اهل سنت به شمار مي رود، ايشان نيز همانند ديگر مفسرين اهل سنت به آيات امامت در قرآن اشاره کرده و ديدگاه خودش را بيان نموده است. بدين منظور ما در اين تحقيق قصد داريم با مراجعه و بررسي اين تفسير، آيات منتخب امامت و ولايت ائمه( را که از مباحث ضروري مذهب تشيع است، مبنا قرار داده و با بررسي نقادانه اين تفسير مشهور و مورد اعتماد فريقين، نظرات وي را با بررسي تطبيقي با ديگر نظرات مفسرين اهل سنت و تبيين آيات از نگرش مفسرين اماميه به خصوص الميزان مرحوم علامه طباطبايي ( مقايسه و نقاط اشتراک و افتراق دو ديدگاه را کشف نموده و حقايق را مطابق با اصول تفسير صحيح درباره آيات منتخب استخراج نموديم.
اميد آنکه خداوند متعال ما را مورد لطف خويش قرار داده و بر ما منت نهاده تا بتوانيم صراط مستقيم را که همان مسير رستگاري و سعادت است ره بپيماييم، و در مسير قرآن و عترت ثابت قدم بمانيم. در پايان قابل ذکر است در ترجمه ي آيات مورد بررسي در اين تحقيق از ترجمه ي تفسير کشاف استفاده شده است.

فصل اول
مفاهيم،کليات

گفتار اول : کليات
تعريف مسأله
امامت نزد شيعه ي اماميه به معناي رهبري امت اسلامي بعد از پيامبر اکرم ( است که طبق اين اعتقاد علي ( به عنوان جانشين و خليفه ي بلافصل و بر حق، بعد از پيامبر ( است و بعد از ايشان اولاد طاهرينش تا وجود مقدس حضرت ولي عصر( صاحبان اين منصب، باشند. در اين تحقيق برآنيم تا پاره اي از آيات مربوط به امر امامت و ولايت را از ديدگاه يکي از مفسرين معروف و قابل اعتماد اهل سنت، يعني زمخشري در تفسير معروف خود (الکشاف) مورد تبيين قرار دهيم و در نهايت نتيجه خواهيم گرفت که آيا کشاف در راستاي اثبات، يا نفي مقام امامت برآمده است ؟ بررسي نحوه ي استفاده از روايات ضعيف و يا تفسير به رأي روايات صحيح و تبيين نحوه ي استدلال مفسر مورد نظر ما يکي از مهمترين فرازهاي بحث خواهد بود؛ اين امر به دليل قدرت عقلانيت و استفاده ي غلط فرقه ي معتزله که زمخشري مهم ترين مفسر آنان است از اهميت خاصي برخوردار است .
پيشينه ي تحقيق
بحث امامت و ولايت از قرن ها پيش مورد اختلاف و بحث بين فريقين (شيعه ي اماميه) و (اهل سنت) بوده و هست و هر دو فريق سعي و تلاش خود را در جهت اثبات مدعاي خويش بکار برده اند و در اين تحقيق ان شاء الله از نظرات علماي سرشناس فريقين اعم از متقدمين و متأخرين استفاده خواهد شد ، مرحوم علامه ي اميني( کتاب شريف الغدير بطور مفصل و مستند موضوع مورد اشاره را بررسي و حقانيت شيعه را اثبات کرده است. فخر رازي از سرآمدترين مفسران اهل سنت در کتاب تفسير کبير نيز بطور مبسوط و علمي و دقيق مباحث امامت را مورد بحث قرار داده است .
در تمام تفاسيري که به تفسير کل قرآن پرداخته اند، طبعاً به آيات ولايت همچون ديگر آيات اهتمام داشته، اما کتاب جامعي که بطور اخص به اين موضوع پرداخته باشد بدست نيامد .
جنبه جديد بودن و نوآوري تحقيق در چيست ؟
استخراج آيات مربوط به ولايت در تفسير کشاف زمخشري و تبيين و نقد و بررسي و همچنين تطبيق نظريات اين مفسر با مفسران معروفي از فريقين و بالآخره اثبات حقانيت عقيده ي شيعه ي اماميه درباره ي صحت ادعاي خود مبني بر وجود آيات متعدد در قرآن کريم که صراحتاً يا تلويحاً زعامت امت بعد از رحلت پيامبراکرم( را مطرح و مفسر مورد نظر ما (زمخشري) آنها را پذيرفته و شرح داده است.
ضرورت تحقيق
از آنجائي که موضوع امامت و ولايت ائمه (از مباحث ضروري مذهب شيعه ي اماميه است و قبول و عدم قبول آن از اهميت خاصي برخوردار است، لذا مقتضي است اين موضوع مورد دقت قرار بگيرد. از رهگذر اين تحقيق، ميزان ضعف استدلال و واهي بودن ادله ي مخالفين مذهب حق به خوبي روشن وبراي جويندگان حقيقت راه گشا خواهد بود .
هدف تحقيق
هدف تحقيق تبيين آيات امامت و ولايت در يکي از مهمترين تفاسير اهل سنت (کشاف زمخشري) و اثبات حقانيت امامت امام علي ( و اولاد طاهرينش( است .که از اين رهگذر قطعا نتايج خوبي در جهت اثبات امامت و ولايت اهل بيت ( بدست مي آيد و با بررسي نقادانه اين تفسير که از تفاسير مشهور و مورد اعتماد فريقين است نقاط اشتراک و افتراق دو ديدگاه روشن شده و حقايق تاريخي مطابق با اصول تفسير صحيح درباره آيات منتخب روشن خواهد شد.
سئوالات تحقيق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

سئوال اصلي
ديدگاه زمخشري دربارة آيات ولايت و امامت در قرآن چيست ؟ و اينکه زمخشري در تفسير اين آيات به تأويل و تفسير خاص معتزلي پرداخته است يا خير ؟
سئوالات فرعي
۱٫ شيوه ي زمخشري در تفسير آيات امامت چگونه است ؟
۲٫ آيا امامت از ديدگاه وي از ضروريات دين است ؟
۳٫ آيا زمخشري در تفسيرش ديدگاههاي فرق مختلف اسلامي از جمله شيعه اماميه را مطرح کرده است ؟
۴٫ نقطه نظرهاي اهل سنت بطور عموم و زمخشري به وجه اخص در خصوص خلافت و تفاوت آن با امامت مورد اعتقاد شيعه چيست ؟
فرضيه ها

۱٫ در قرآن کريم آيات متعددي درباره فضايل امام علي ( و اهل بيت ( وجود دارد و بصورت گذرا از اين آيات گذشته است وهمچنين بصورت صريح به ولايت اشاره نکرده است.
۲٫ بعضي از مفسران اهل سنت صراحتاً يا تلوحياً به نزول آياتي در فضل اهل بيت( اشاره نموده اند. و امامت از ديدگاه زمخشري از ضروريات دين نيست.
۳٫ زمخشري بسيار اندک از نظرات مفسرين شيعه در تفسير آيات کريمه استفاده نموده است.
۴٫ عقيدة شيعه اماميه از رهگذر بررسي دقيق تفاسيراهل سنت خصوصا مفسران متقدم آنان قابل اثبات است. و اين عقيده عبارت است که امامت بلا فصل بعد از پيامبر اکرم( وجود اميرالمومنين علي ( و اولاد طاهرين ( اوست.
روش انجام تحقيق
اين تحقيق بصورت کتابخانه اي انجام گرفته و از رهگذر بررسي تفسير کشاف و تفاسير معتبر شيعه مانند الميزان، نورالثقلين، البيان، التبيان و … و از تفاسير اهل سنت مانند: روح المعاني، الدر المنثور، البسيط، الکبير فخر رازي، تفسير القران العظيم و … مورد بررسي قرار گرفته است.
اين بررسي جنبة تطبيقي داشته با استفاده از روش تفسيري و بالآخره استخراج نتايج تحقيق مستند به منابع و مآخذ مورد مراجعه فريقين است. همچنين از نرم افزارهاي مربوط به موضوع استفاده مي شود .
گفتار دوم : مفاهيم و اصطلاحات
تصوير کلي شيعه و اهل سنت از امامت
امامت در ديدگاه اهل سنت منصبي الهي نيست و از اين رو، امام با آراي مردم يا نمايندگان آنان انتخاب مي‌شود و يا حتي ممکن است با توسل به نيروي نظامي بر مسند قدرت بنشيند. اما در رأي شيعه، امامت منصبي الهي و در تداوم رسالت پيامبر اکرم ( است و از اين رو، شخص امام بايد از فضايل و صلاحيتهاي ويژه‌اي برخوردار باشد تا در استقرار بخشيدن به رهبري پيامبر ( توفيق يابد.
به ديگر سخن، در نظر شيعه، امام بايد تمام ويژگي‌هاي پيامبر اکرم ( را به جز نبوت که از دريافت و ابلاغ وحي تجلي مي‌يابد، دارا باشد.
تعريف لغوي امامت
امامت از نظر لغوي اسم مصدر و از ريشه أمَّ گرفته شده که به معناي قصد کردن و توجه کردن است.
امام در معاني “پيشوا، پيشرو، سرپرست، دليل و رهنما، طناب و چوبي که در ساختمان به کار مي‌رود تا پايه‌هاي آن به صورت برابر قرار بگيرد، نشانه‌اي که سپاهيان لشکر به دنبال آن حرکت مي‌کنند” به کار مي‌رود که اين معاني در منابع مختلف لغوي نيز ذکر شده است.۱
البته واژه امام از الفاظ است که داراي اشتراک معنايي است، لذا راغب اصفهاني در مفردات مي‌نويسد: “الأمام المؤتم به انساناً کان يقتدي بقوله او فعله أو کتاباً أو غير ذلک محقاً کان أو مبطلاً و جمعُه ائمة”.۲
امام به کسي گفته مي‌شود که پيش رو قرار گرفته است، خواه انسان باشد که به گفته و عمل آن اقتدا نموده‌اند، يا نوشته و غير آن باشد و همچنين فرقي بين امام حق و باطل وجود ندارد و جمع آن ائمه است.
واژه امام و جمع آن “ائمه” دقيقاً دوازده بار در قرآن کريم و به معناي مختلفي به کار رفته و از آن جمله، در پاره‌اي آيات، بر پيشواي حق و رهبر الهي اطلاق شده است.۳
“قال إنّي جاعلک للنّاس اماما”ً.۴
خداوند به ابراهيم فرمود: “همانا من تو را پيشواي مردم قرار مي‌دهم”.
“فقاتِلوُا ائمّه الکفر”۵
پس با پيشوايان کفر پيکار کنيد.
با توجه به اين دو آيه، قرآن کريم واژه امام را در معنايي گسترده‌تر از معناي مصطلح در علم کلام، که به جانشين پيامبر اختصاص مي‌يابد، به کار رفته است.
تعريف اصطلاحي امامت
متکلمين فريقين هرکدام تعاريفي از تعريف اصطلاحي امامت ذکر نموده‌اند، ما در اين پژوهش به بعضي از تعاريف مي پردازيم:
تعاريف امامت از ديدگاه اهل سنت:
تفتازاني: “هِي رئاسة عامه في امر الدين و الدنيا خلافة عن النّبي ( “
امامت، رهبري عمومي در دين و دنيا براي يکي از اشخاص به صورت نيابت از پيامبر مي‌باشد.”۶
سيف الدين آمدي:
قال بعض الأصحاب أنّها عبارٌة عن الرئاسة في الدين و الدنيا عامة لشخص من الأشخاص و ينتقض ذلک بالنبوة و الحقّ أنّ الأمامه عبارةٌ عن خلافة شخص من الأشخاص للرسول ( في اقامة قوانين الشرع و حفظ حوزة المله علي وجه يجب اتباعَةُ علي کافة الأمة.
بعضي از اصحاب گفته‌اند که امامت عبارت از رهبري عمومي در دين و دنيا براي شخصي از اشخاص مي‌باشد ولي چنين تعريفي با نبوت نقض مي‌شود و حق اين است که بگوييم، امامت عبارت است از خلافت و نيابت شخصي از اشخاص از رسول اکرم ( در اقامه قوانين شرع و حفظ کيان امت مي‌باشد و به شکلي که تبعيت از آن بر همه امت واجب مي‌باشد.۷
قاضي عبدالجبار:
إنّ الامام في اصل اللغة هو المقدم، سواء کان مستحقاً للتقديم أولم يکن مستحقاً و اما في الشرع فقد جعله اسماً لمن له الولاية علي الامة و التصرف علي وجه لا يکون فوق يده يد، احترازاً عن القاضي و المتولّي۸
امامت در لغت به معناي مقدم مي‌باشد چه مستحق تقديم باشد چه نباشد و در شرع به کسي مي‌گويند که ولايتي بر امت داشته باشد و همچنين قدرت تصرف به صورتي که بالاتر از او کسي نباشد.
تعاريف امامت از ديدگاه شيعه
شيخ مفيد: “إنّ الائمّة القائمين مقام الانبياء في تنفيذ الاحکام و اقامة الحدود و حفظ الشرايع و تأديب الانام”۹
امامان جانشين پيامبر اسلام در تبليغ احکام، بپا داشتن حدود اسلامي، پاسداري ازدين الهي و تربيت نفوس انساني است.
خواجه نصيرالدين طوسي: “الأمامة رئاسة عامّه دينيه، مشتمله علي ترغيب عموم الناس في حفظ مصالحهم الدينيه و زجرهم عمّا يضرّهم بحسبها”۱۰
امامت رهبري عمومي در دين که شامل ترغيب عموم مردم در حفظ مصالح ديني و دنيوي و منع شان از مسائل مضر مي‌باشد.
علامه حلّي: “الأمامة رئاسة عامّة في امور الدنيا و الدين لشخصٍ من الأشخاص نيابةً عن النبي(“۱۱
امامت رهبري عمومي در دين و دنيا براي يک انسان به جانشين پيامبر ( مي‌باشد.
با توجه به نقل نظرات فريقين، به اينجا مي‌رسيم که ماهيت امام در حد رتبه اول يعني زعامت جامعه که کمترين رتبه است تقليل دهيم، مورد توافق فريقين خواهد بود، ليکن با اضافه کردن دو رتبه بعدي، مفهوم امامت از مميزات شيعه خواهد بود.
علماي اماميه مفهوم امامت را برخلاف ديدگاه اهل سنت، تداوم نبوت پيامبر( مي‌داند و تبيين معصومانه دين را از وظايف ايشان تلقي مي‌کند، بنابراين نظر افعال و اقوال امام همچون پيامبر ( عين دين است.
با توجه به الهي بودن امامت، در نزد اماميه انتخاب و تعيين امام توسط مردم غير ممکن خواهد بود همانطوري که تعيين پيامبر اين چنين بوده است.
نتيجه مباحث گذشته اين است که امامت، جانشيني رسول اعظم ( در رياست عامه ديني بر مسلمانان در همه امور ديني و دنيوي آن‌هاست.
مفهوم ولايت
حال که مفهوم امامت را به صورت اجمال شناختيم، اکنون به يکي از واژه‌هايي که در اين تحقيق پيش روي ماست مي‌پردازيم.
براي مفهوم ولايت معاني مختلفي ذکر کرده‌اند بطوري که ۲۰ معنا را لغت نويسان در کتابهاي خود آورده‌اند.
در اين بين نويسنده محترم کتاب قرآن و امامت اهل بيت ( مي‌نويسد:
لغت‌نويسان بيش از بيست معنا براي لفظ ولي و هم خانواده آن ذکر کرده‌اند که شماري از آنها عبارتند از: ياري کردن، دوست داشتن، سرپرستي نمودن، اداره کردن امور ديگران، هم پيمان شدن ۱۲و … اما نکته شايسته توجه و دقت آن است که از مجموع معاني ياد شده براي لفظ ولي، مي‌توان يک معنا را بدست آورد و آن اينکه ولي به کسي گفته مي‌شود که شايستگي دارد تا امور ديگران را اداره کند و بر عهده بگيرد، ليکن در حوزه انديشه اسلامي به خصوص انديشه شيعي، ولايت در سايه سار امامت قرار مي‌گيرد.۱۳
در اينجا لازم است بگوييم ولايت به معناي سلطه و حاکميت مطلق فقط از آن خالق هستي، خداوند عزّوجل مي‌باشد و ولايت پيامبر ( و ائمه معصومين ( در طول اين ولايت قرار دارد همانطوري که از آيه شريفه همين معنا استفاده مي‌شود: “النبيُّ أولي بالمؤمنينَ من أنفسِهِم”۱۴
بنابراين براساس اعتقاد اماميه، ولايت امام معصوم بر جان و مال مردم از نوع تبعيت از ولايت خداوند سبحان است لذا مي‌فرمايد: “اطيعو الله و اطيعوالرَّسولَ و أولي الأمر منکم”۱۵
زندگينامه مؤلف تفسير کشاف
ابوالقاسم محمود زمخشري در شب چهارشنبه ??رجب سال???هـ. ق در زمان سلطان جلال‌الدين ابوالفتح ملکشاه در روستاي “زمخشر” از توابع خوارزم، ديده به جهان گشود و به خاطر اينکه بخش زيادي از عمر خود را در مکه و در کنار خانه‌ي خدا سپري کرد، به او لقب “جارالله” دادند. همچنين به دليل تبحر در علوم مختلف لقب “فخر خوارزم” را از آن خود گردانيد.
زمخشري در جامعه‌اي مي‌زيست که عقايد و فرهنگ اسلام و زبان و ادبيات عرب، ديگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها را تحت تأثير امواج خود، قرار داده بود، ولي با اين وجود آداب و رسوم و فرهنگ اقليت‌هاي غير مسلمان نيز در جامعه‌ي اسلامي از يک طرف و به‌ وجود آمدن نهضت ترجمه از سوي ديگر، بر افکار ديني، فرهنگ و تمدن اسلامي، تأثير گذاشت و اين تغيير و تحول نيز باعث به‌وجود آمدن عقايد گوناگون و فرقه‌هاي مختلف اسلامي شد و سرانجام اين اختلاف‌ها به درگيري و ناامني در زمينه‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي منجر گرديد.
اما علي‌رغم همه‌ي اينها، برخي از پادشاهان، امرا و وزراء با بنيانگذاري مدارس، توجه به کتابخانه‌ها، شرکت در حلقه‌هاي درس و مجالس مناظره، باعث به ‌وجود آمدن حرکت‌هاي علمي مختلف در زمينه ي : حديث، تفسير، تاريخ، جغرافيا، لغت، ادبيات، فلسفه و منطق، شدند.۱۶
ايشان در عصري که علم و ادب در سرزمين خوارزم، رونق زيادي داشت در روستاي “زمخشر” در ميان خانواده‌هاي فقير و متدين بزرگ شد و در آغوش خانواده‌ي خود برخي از علوم و ادب روز را ياد گرفت.
زمخشري براي ادامه‌ي تحصيل و طلب علم به بخارا و از آنجا به خراسان رفت و در اين ديار با برخي از دولت‌ مردان سلجوقي، ارتباط برقرار نمود. سپس راهي اصفهان شد و پس از مدتي راه بغداد را در پيش گرفت و با علماي آنجا به مناظره پرداخت و در حلقه‌ي درس آن‌ها، شرکت نمود و به سخنانشان، گوش فرا داد.
اين مفسر بزرگ تشنه‌ي علم و ادب بود و در عصر خود به عنوان بزرگترين دانشمند غيرعرب از همه بيشتر بر زبان و ادبيات عرب، کتب و منابع آن، اطلاع و آگاهي داشت. قفطي مي‌گويد: “به محض اينکه وارد شهري مي‌شد، در اطراف او گرد مي‌آمدند، شاگرد وي مي‌شدند، از او بهره مي‌گرفتند و استفاده مي‌نمودند. او در ادبيات عرب و نسب و رجال عرب، دانشمند بود، در خوارزم اقامت گزيد که دل شترها به سوي آن سوق داده مي‌شد، در حياط خانه‌ي او بار و بنه مردان باز مي‌شد و با نام او شتر آرزوها به حرکت درمي‌آمد.۱۷
محمود زمخشري در علم تفسير، قرائت، حديث، فقه، لغت، نحو، بلاغت (معاني، بيان و بديع) علم کلام، منطق، ادبيات و شاخه‌هاي مختلف آن‌ها امام و پيشوا بوده است، زمخشري با علاقه‌ي زياد اين علوم را دنبال نموده و با دقت فراوان و نظري منتقدانه به بررسي اين علوم مي‌پردازد و در اکثر آن‌ها صاحب نظر مي‌شود که هيچ کدام از تاريخ نگاران اين حقيقت را انکار نمي‌کنند، تفسير کشاف که يک تفسير علمي، عقلي، ادبي، فقهي و فلسفي است خود به تنهايي شاهد و گواه بر علم، هوش و استعداد او مي‌باشد.
تنوع موضوعات در تأليفات زمخشري در حقيقت بيانگر فضل و بزرگواري اين انديشمند فرزانه مي‌باشد. نثر زمخشري، نثري فني تا حدودي سنگين و مسجع است که از صنايع بديعي بسيار زياد بهره مي‌گيرد.زمخشري نه‌تنها عالم و نويسنده، بلکه خطيب و شاعر نيز بوده، وي در شعرش نيز از صنايع بديعي زيادي بهره مي‌گيرد، اما نه به ميزان نثرش و از طرفي ديگر مسايل علمي بر اشعار وي سايه افکند.
ابن‌خلکان در مورد او مي‌گويد: “الامام الکبير في التفسير والحديث والنحو واللغة وعلم البيان، کان امام عصره من غير مدافع تشد اليه الرحال في فنونه”.۱۸
زمخشري در تفسير حديث، نحو، لغت و علم بيان، پيشوا و رهبر بود، بدون رقيب امام عصر خود به شمار مي‌آيد که به‌ خاطر علم و هنرش، کاروان‌ها به سوي او مي‌آمد؛ ايشان در علوم ديني و ادبي مانند تفسير، حديث، فرايض، فقه، اصول فقه، لغت، نحو، عروض، مواعظ و نصايح، اخلاق و شعر تأليفات زياد و ارزشمندي از خود به يادگار گذاشته است که نشانه‌ي تبحر و فراست او در علوم مختلف مي‌باشد.
اما مهم‌ترين تأليف ايشان تفسير کشاف مي‌باشد که خود در مورد انگيزه‌ي نوشتن آن، در مقدمه‌ي کوتاهي که نگاشته است، پس از سپاس و ستايش خداوند و درود و صلوات بر پيامبر ( و تکيه و تأکيد بر جايگاه بلند دانش و تفسير در ميان علوم اسلامي و نيازمندي همگان به آگاهي از قرآن و آشنايي به دانش تفسير، چنين نوشته است:
برادران ديني از فاضلان اهل توحيد و فرقه‌ي ناجيه (معتزليان) که جامع علوم عربيت و اصول ديانت‌اند؛ چون در تفسير آيات به من مراجعه مي‌کردند و من پرده از برخي حقايق آيات برمي‌گرفتم، تعجب مي‌کردند و تحسين مي‌نمودند. مراجعه‌هاي مکرر و بازگويي حقايق، شوق و رغبت را در آنان افزون ساخت، از اين ‌روي، از من خواستند کتابي بسازم که اين حقايق را بازگويد و سرچشمه‌هاي گفتار را در تأويل آيات باز شناساند. من از اين کار سرباز مي‌زدم، ولي آنان در مراجعه‌ اصرار مي‌ورزيدند و در راه تحقق بخشيدن به اين آرزو، به عالمان اهل توحيد و عدل، پناه برده آنان را واسطه قرار مي‌دادند، تا من به اين کار تن دادم و حقايقي از سوره‌ي توحيد و بقره را به تفصيل باز گفتم… و بالاخره ديگر بار تفسير قرآن را از سرگرفتم، ولي شيوه‌ي اختصار را برگزيدم، با اين تعهد که فوايد بسياري در لابلاي آن عرضه کنم.۱۹
بدين‌سان زمخشري، تفسير را به‌عنوان پاسخي مثبت به برادران ديني‌اش از معتزليان مي‌نگارد و گويا مسؤوليت دفاع از اصول و مباني اعتزال را به دوش مي‌کشد و اين وظيفه را هرگز در تمام تفسيرش فراموش نمي‌کند. باري، تفسير زمخشري، در ميان آثار تفسيري از جايگاه بلند و مقام رفيعي برخوردار است.
اين کتاب، يکي از معروف‌ترين و متقن‌ترين تفاسير اهل‌سنت است. از نظر نکات ادبي، به خصوص نکات بلاغتي، در ميان تمامي تفاسير ممتاز است؛ گويا نگارش کشاف در مکه‌ي معظمه قطعي است. او براي تفسير کشاف ارزش فوق‌العاده‌اي قايل بود. ازاين‌روي، به آن اهميت مي‌داد.
سبک تفسيري زمخشري
اسلوب ايشان در تفسير آيات اين است: ابتدا بخشي از آيات را مي‌آورد و به تبيين و توضيح جملات آنها مي‌پردازد و در ضمن آن، در قالب پرسش‌ها و پاسخ‌ها (ان قلتَ قلتُ) و… به تشريح و تفسير ادامه مي‌دهد و در راستاي توضيح آيات، به جنبه‌هاي بلاغي، نحوي، ادبي و قرائتي آيات، به‌دقت رسيدگي کرده و شأن نزول آيات و ديگر ويژگي‌هاي کلام الهي را بررسي مي‌کند. افزون بر آنچه گذشت زمخشري در تفسير آيات، به حل معضلات اعتقادي پرداخته و براي عقل، جايگاه بلندي در تفسير آيات معتقد شده است.
مهم‌ترين ويژگي اين تفسير، جنبه‌هاي ادبي و بلاغي آن است. بکارگيري دانش بلاغت، صرف و نحو و لغت در تفسير آيات و تبيين و تشريح جنبه‌هاي بلاغي قرآن در تفسير کشاف آنچنان هنرمندانه، عالمانه و ژرف‌نگرانه است که مخالفين سرسخت زمخشري را نيز، به اعتراف واداشته است و آنان نيز، از اين جهات تفسير وي را ستوده‌اند.
مكتب تفسيري معتزله
معتزله فرقه‌اي كلامي است كه در اواخر قرن اول و اوائل قرن دوم هجري و در كشاكش نبرد قدرت امويان و عباسيان پيدا شد و در عصر عباسي به اوج خود رسيد.مؤسس اين فرقه واصل بن عطاء(۸۰ ـ ۱۳۱هـ.ق) متولد مدينه بود كه در شهر بصره ساكن شد و در همين شهر مكتب اعتزال را تشكيل داد و مهم‌ترين دوران معتزله بين سالهاي ۱۰۰ تا ۲۵۵ هـ بود.۲۰ تقريبا ميان علماي علم کلام تقسيم اصول خمسه اعتزالي به ترتيب ذيل مورد وفاق است.
۱-توحيد ۲-عدل ۳-وعد و وعيد ۴-منزلة بين منزليتن ۵-امر به معروف و نهي از منکر.۲۱
ويژگيهاي تفسير اعتزالي
بدون شك تفسيري كه بايد در برابر عقيده خاضع باشد، احتياج به مهارت خاصي داشته و بايد تكيه‌اش بر عقل بيشتر از تكيه اش بر نقل باشد؛ تا مفسر بتواند عبارت را آن طور كه مي‌خواهد بچرخاند و آن را ازحالت تعارض با عقيده خارج سازد .معتزله گرچه تفسير خود را بر مبناي عقايدشان پايه گذاشته‌اند اما در تفسير از ويژگيهايي برخوردارند كه به اختصار به ذكر آنها مي‌پردازيم :
معتزله در تفسـير آياتـي كه ظاهـرشان با هم تعـارض دارد، عقـل را حاكم مي کند. اين در حالي است كه مفسران غير معتزلي براي فهم چنين آياتي، اصالت را به نقل داده و آنچه را كه از معصوم( يا صحابه يا تابعين رسيده است را بر عقل خود مقدم مي‌دانند .
معتزله احاديث صحيحي را كه با اصول مذهبشان سازگاري ندارند، انكار كردند. گرچه آثار استناد به نقل و روايات در تفسير آنها وجود دارد۲۲ و معناي اين انكار به هيچ وجه قيام بر عليه حديث يا تفسير نقلي نيست.
در تفسير معتزله، لغت، جايگاه خاصي دارد. مفسران مكتب اعتزال بيشترين استفاده از لغت را در تفاسير خود مي‌برند. هر جا كه عبارت قرآني ، ظاهرش با مقام ربوبي سازگار نباشد و يا اينكه عبارت شامل تشبيه است يا با عقايدشان نمي‌خواند، اولاً سعي در ابطال معني متشابه نموده، سپس معني ديگري كه براي آن عبارت قرآني مي‌توانند در لغت پيدا كنند را اثبات نموده تا “تشابه” را از عبارات برطرف نموده و آنها را با عقيده‌ي خود نيز سازگار نمايند. براي اين كار بيشترين استفاده را از لغت و اشعار قديم عرب نموده‌اند .

فصل دوم
آيات امامت عامّه

پيش در آمد
آيات امامت عامه در قرآن فراوان هستند که در اين فصل به آيات منتخب اشاره خواهيم نمود.
امامت عامه علمي است که از ضرورت وجود امام در جامعه و اثبات عصمت ، افضليت، علم الهي و لدني و معجزه براي مقام امام معصوم و جايگاه امامت بحث مي شود. و آيات ذکر شده در اين فصل ناظر به همين موضوعات هستند.
يکي از دلايل مهم اثبات امامت اهل بيت( بصورت عام تمسک به آيات ولايت و امامت در قرآن کريم است، در اين فصل آيات منتخب قرآن کريم که عبارتند از: آيه صالح المومنين، آيه صادقين، آيه مباهله و آيه تطهير مورد بررسي قرار مي گيرد که پس از نقل نظر زمخشري در تفسير کشاف مطالب دو قسمت ارائه خواهد شد:
الف) نقد و بررسي آيه از ديدگاه زمخشري و ساير اهل سنت
ب) تبيين آيه از ديدگاه مفسرين شيعه
در پايان هر آيه جمع بندي بحث آورده مي شود. از رهگذر اين مباحث به اثبات امامت عامه اهل بيت ( مي پردازيم.
گفتار اول: آيه صالح المؤمنين، تحريم/۴
آيه: “إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِکَةُ بَعْدَ ذلِکَ ظَهيرٌ”
ترجمه: شما اي دو همسر پيامبر، اگر به درگاه خداوند توبه کنيد، بي‌گمان دلهايتان به حق گرايش يافته است، و اگر به زيان او پشت به پشت هم شويد بدانيد که خداوند کارساز اوست و نيز جبرئيل و درستکاران مؤمن کارسازان اويند و نيز فرشتگان پس از او پشتيبانند.
الف- نقد و بررسي ديدگاه زمخشري و ساير ديدگاه مفسرين اهل سنت
نظر زمخشري
ايشان در ذيل اين آيه مي‌گويد: “أن تتوبا” که در آيه آمده است از طريق التفات متوجه حفصه و عايشه است و در واقع آيه به طور رسا از آنها عتاب مي‌کند.
از بياني که در تفسير اين آيه ذکر کرده است عتاب و سرزنش حفصه و عايشه به خاطر اين بوده است که از آن چيزي که پيامبر ( دوست مي‌داشت، آنها ميل نمي‌ورزيدند و اگر از چيزي ناپسند مي‌شدند، آنها مي‌پسنديدند.

دسته بندی : 22

پاسخ دهید