۳-۶-۱مفهوم سيستم خبره۵۱
۳-۶-۲ويژگي‌هاي يک سيستم خبره۵۲
۳-۶-۳اجزاي يک سيستم خبره۵۳
۳-۶-۴روش‌هاي نمايش دانش۵۴
۳-۶-۵زنجيره‌هاي استنتاج۵۵
۳-۶-۶روش‌هاي استنتاج۵۵
۳-۷جمع‌بندي۵۷
فصل چهارم: طراحي سيستم خبره انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره
۴-۱مقدمه۵۸
۴-۲تعيين نيازمندي‌هاي يك رويكرد انتخاب روش MCDM58
4-2-1نيازمندي‌هاي عمومي۶۰
۴-۲-۲نيازمندي‌هاي مربوط به معيارهاي انتخاب روش۶۱
۴-۲-۳نيازمندي‌هاي ارتباط با کاربر۶۴
۴-۲-۴نيازمندي‌هاي مربوط به فرآيند انتخاب۶۵
۴-۲-۵نيازمندي‌هاي مربوط به خروجي‌ها۶۵
۴-۳طراحي ساختار وظيفه سيستم خبره جهت انتخاب مناسب‌ترين روش MCDM65
4-3-1ساختار وظيفه کلان۶۶
۴-۳-۲ساختار وظيفه عمومي۶۶
۴-۴اکتساب دانش۷۳
۴-۴-۱فرضيات روش‌ها۷۴
۴-۴-۲ويژگي‌هاي عملکردي۸۰
۴-۴-۳داده‌هاي موردنياز۸۶
۴-۴-۴تبادل موردنياز با کاربر۸۷
۴-۴-۵حساسيت روش به تغيير مقادير داده‌هاي ورودي۸۷
۴-۴-۶خروجي۸۹
۴-۴-۷توانايي روش نسبت به ابعاد مسئله۹۰
۴-۴-۸آساني استفاده۹۲
۴-۴-۹برگشت رتبه۹۴
۴-۴-۱۰جمع‌بندي۹۶
۴-۵طراحي سيستم استنتاج۹۸
۴-۵-۱ارزيابي روش‌ها در معيارهاي الزامي۹۸
۴-۵-۲ارزيابي روش‌ها در معيارهاي غيرالزامي۱۰۳
۴-۵-۳زيرسيستم پيشنهادات۱۰۸
۴-۵-۴حل يک مثال نمونه۱۰۹
۴-۶جمع‌بندي۱۱۳
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادات
۵-۱مقدمه۱۱۵
۵-۲طراحي رويکرد انتخاب روش با نگاهي جامع۱۱۶
۵-۳پيشنهادات۱۱۸
مراجع۱۲۰
چکيده
امروزه تصميم‌گيري چندمعياره(MCDM) يکي از شاخه‌هاي پرکاربرد علم تصميم‌گيري محسوب مي‌شود. توجه تصميم‌گيرندگان و محققين به اين حوزه باعث شده است که روش‌هاي بسيار زيادي در چارچوب آن توسعه يابد. گستردگي روش‌هاي MCDM باعث سردرگمي تحليل‌گران و تصميم‌گيرندگان شده است. آن‌ها نمي‌دانند که کدام روش تصميم‌گيري براي مسئله موردنظرشان مناسب‌تر است. اين امر موجبات ترديد را در تصميم‌گيرندگان جهت استفاده از روش‌هاي MCDM فراهم آورده است. از اين‌رو طراحي رويکردهايي به منظور پيشنهاد مناسب‌ترين روش MCDM به تصميم‌گيرندگان، متناسب با شرائط مسئله تصميم‌گيري، بسيار حائز اهميت است. بدين منظور در اين تحقيق يک سيستم خبره جهت پيشنهاد مناسب‌ترين روش به تصميم‌گيرندگان طراحي گرديده است. فرايند طراحي اين سيستم شامل چهار مرحله است: ۱-تعيين نيازمندي‌هاي سيستم، ۲-طراحي ساختار وظيفه‌اي سيستم، ۳- اکتساب دانش، و ۴- طراحي سيستم استنتاج. بدين منظور ابتدا نيازمندي‌هاي اساسي يک سيستم خبره شناسايي گرديده و سپس بر اين اساس، ساختار وظيفه‌اي يا عملکردي اين سيستم به‌گونه‌اي طراحي شده است که تامين‌کننده نيازمندي‌هاي مشخص شده باشد. در ادامه، ۱۱ روش پرکاربرد از حوزه تصميم‌گيري چندمشخصه‌اي(MADM) انتخاب شده و دانش موردنياز از اين روش‌ها، بر اساس معيارهاي مشخص شده در نيازمندي‌هاي سيستم، از ادبيات موضوع جمع‌آوري و مستند گرديده است. اين امر موجب مي‌شود که دانش موجود در سيستم، قابل دفاع و همچنين قابل ارجاع باشد. پس از اکتساب دانش از ادبيات موضوع، سيستم استنتاج دانش به‌گونه‌اي طراحي گرديده است که سيستم خبره از طريق آن بتواند سوالاتي را از کاربر يا تصميم‌گيرنده پيرامون شرايط مسئله تصميم‌گيري پرسيده و بر اساس پاسخ‌هاي دريافتي مناسب‌ترين روش را براي مسئله موردنظر وي، پيشنهاد نمايد. اصلي‌ترين تفاوت سيستم خبره طراحي شده در اين تحقيق با سيستم‌هاي خبره مشابه پيشين، جامعيت فرايند توسعه آن مي‌باشد. همچنين دانش موجود در اين سيستم به صورت مستند از ادبيات موضوع جمع‌آوري گرديده است و تنها مختص به دانش ضمني يک فرد خبره نيست.
کلمات کليدي: ۱- انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره ۲- مقايسه روش‌هاي تصميم‌گيري چندمعياره ۳- تصميم‌گيري چندمعياره(MCDM) 4- تصميم‌گيري چندمشخصه‌اي(MADM) 5- سيستم خبره
۱- فصل اول
فصل اول: مقدمه
۱-۱ پيش‌گفتار
تصميم‌گيري چندمعياره۱ يا به اختصار MCDM، يکي از شاخه‌هاي علم تصميم‌گيري است که امروزه کاربرد بسيار وسيعي پيدا کرده است. انجمن بين المللي تصميم‌گيري چندمعياره۲، MCDM را اين‌گونه تعريف مي‌کند[۱]:
” مطالعه روش‌ها و رويه‌هايي که از طريق آن مي‌توان معيارهاي متضاد چندگانه را در فرآيند برنامه‌ريزي مديريت دخيل نمود.”
حوزه مسائل تصميم‌گيري چندمعياره بسيار گسترده است، به گونه‌اي که از مسائل زندگي شخصي مانند خريد خودرو يا انتخاب شغل گرفته تا مسائل سازماني همانند انتخاب استراتژي تا مسائل کلان کشوري همانند سرمايه‌گذاري‌هاي صنعتي، مي‌تواند در اين حوزه مورد بررسي قرار گيرد. در تمامي موارد فوق مي‌توان گزينه‌هاي مختلفي را فرض نمود که مي‌بايست آن‌ها را بر اساس مجموعه‌اي از معيارهاي مشخص ارزيابي کرده، در نهايت يک يا چند مورد از آن‌ها را انتخاب نمود.
مسايل MCDM در همه زمان‌ها بصورت گسترده وجود داشته است، اما ايجاد يک زمينه جديد در اين خصوص نسبتاً عمر کوتاهي داشته و به سه يا چهار دهه اخير باز مي‌گردد.
توسعه و ايجاد اين زمينه جديد به ميزان زيادي به پيشرفت بدست آمده در فناوري کامپيوتر پيوند خورده است. از يک سو، توسعه اين فناوري در سال‌هاي اخير تجزيه و تحليل سيستماتيک مسايلMCDM را ممکن کرده است. از سوي ديگر، بکارگيري کامپيوتر و فناوري اطلاعات موجب توليد حجم زيادي از اطلاعات شده است که نياز به پردازش چنين حجم زيادي از اطلاعات، بدون بکارگيري روش‌هايي همچون روش‌هاي MCDM تقريباً غيرممکن به نظر مي‌رسد[۲].
۱-۲ طرح مسئله، ضرورت و هدف تحقيق
تصميم‌گيري چندمعياره، امروزه به عنوان يکي از شاخه‌هاي پر طرفدار علم تصميم‌گيري به حساب مي‌آيد. بِراگ و همکاران[۳] مطالعه‌اي گسترده پيرامون مقالات منتشرشده در پايگاه مجلات علمي ISI در حوزه MCDM انجام داده‌اند که نتايج آن در قالب مقاله‌اي در نوزدهمين کنفرانس بين المللي تصميم‌گيري چندمعياره ارائه گرديد. در اين مطالعه تعداد مقالاتي که در حوزه MCDM در سال‌هاي مختلف در پايگاهISI منتشر گرديده، به صورت شکل ‏۱-۱ نمايش داده شده است:

شکل ‏۱-۱٫ تعداد مقالات منتشر شده در حوزه MCDM در پايگاه ISI
همان‌گونه که در اين شکل مشاهده مي‌شود تعداد مقالات منتشر شده در حوزه MCDM در ده سال اخير رشد چشمگيري داشته است که اين امر بيانگر استقبال فزاينده محققين از اين حوزه مي‌باشد.
يکي از مهمترين دلايل روآوري گسترده محققين به اين حوزه را مي‌توان پيچيده‌تر شدن مسائل تصميم‌گيري از يک سو و عدم پاسخگويي مناسب ساير روش‌هاي تصميم‌گيري از سوي ديگر دانست. وجود معيارهاي متعدد تصميم‌گيري از جمله مهمترين پيچيدگي‌هاي مسائل واقعي تصميم‌گيري است و روش‌هاي MCDM نيز دقيقاً بر اساس همين نياز توسعه يافته‌اند.
جذابيت مسائلMCDM موجب شده است که روش‌هاي متعددي در اين حوزه ابداع گردد. رُمان و همکاران[۴] در بررسي خود تعداد روش‌هاي موجود در حوزه MCDM را بالغ بر ۷۰ روش برآورد نموده‌اند. اين در حالي است که اين بررسي در سال ۲۰۰۴ انجام گرفته و با توجه به اقبال فزاينده محققين به اين حوزه، اين روش‌ها به سرعت در حال افزايش است. همچنين بايد در نظر گرفت که تعداد مورد اشاره در اين بررسي صرف‌نظر از نسخه‌هاي متعددي است که براي برخي از اين روش‌ها ارائه گرديده است.
تعدد روش‌هاي موجود به‌جاي اين‌که تسهيل‌کننده امر انتخاب روش باشد، فرآيند انتخاب روش را براي تصميم‌گيرندگان مشکل کرده است. اين مشکل از آنجا ناشي مي‌شود که تصميم‌گيرندگان با ليست بلندي از روش‌هاي مختلف MCDM روبرو هستند که لزوماً اين روش‌ها جواب‌هاي يکساني نخواهند داد. متفاوت بودن نتايج اين روش‌ها تصميم‌گيرندگان را با ترديد مواجه کرده است، چرا که قابل اطمينان بودن نتايج،که مهمترين ويژگي يک روش تصميم‌گيري است، با ابهام همراه خواهد بود. واضح است که اگر تصميم‌گيرنده‌اي از صحت نتايج حاصل از يک روش اطمينان کافي نداشته باشد، در عمل نيز يا از اين نتايج استفاده نخواهد نمود و يا در استفاده از آن ريسک دستيابي به جواب‌هاي نامناسب را خواهد پذيرفت.
فراتر از مشکل فوق، مشکل زير سوال رفتن حوزه MCDM مي‌باشد. چراکه اگر روش‌هاي موجود در حوزه MCDM قابل اعتماد نباشند، پس کل اين مجموعه با مشکل عدم اطمينان مواجه خواهد شد. اين عدم اطمينان موجب مي‌گردد که تصميم‌گيرندگان واقعي جهت حل مسائل خود کمتر به اين حوزه رجوع کنند. در منابع [۵،۶] مهمترين دليل ترديد تصميم‌گيرندگان- به ويژه تصميم‌گيرندگاني که در اين حوزه متخصص نيستند- در استفاده از روش‌هاي اين حوزه، همين عدم اطمينان ذکر شده است. از اين رو جلب اعتماد تصميم‌گيرندگان به صحت نتايج روش‌هاي MCDM امري کاملاً ضروري است و لازم است براي آن چاره انديشي شود.
به منظور برطرف کردن عدم اطمينان تصميم‌گيرندگان در استفاده از روش‌هاي MCDM، سه راهکار کلي را مي‌توان متصور شد:
* راهکار اول: ابداع يا انتخاب روشي جامع جهت حل تمامي مسائل چندمعياره.
* راهکار دوم: طراحي يک روش چندمعياره با توجه به نوع مسئله تصميم‌گيري.
* راهکار سوم: انتخاب يک روش چندمعياره از بين روش‌هاي موجود با توجه به شرايط مسئله تصميم‌گيري.
به دليل تنوع مسائل تصميم‌گيري و با توجه به اين که هر مسئله تصميم‌گيري، ويژگي‌ها و مفروضات خاص خود را دارد، ابداع يا انتخاب يک روش که بتواند تمام اين فرضيات و ويژگي‌ها را پوشش دهد، عملاً غيرممکن است. حتي در صورت امکان‌پذير بودن اين کار، روشي بسيار پيچيده پديدار خواهد شد که استفاده کنندگان از آن را با مشکل مواجه مي‌سازد. وجود روش‌هاي متعدد و مختلف در حوزه MCDM بيانگر آن است که يک روش خاص نمي‌تواند پاسخگوي تمام مسائل تصميم‌گيري باشد. از اين رو راهکار اول عملاً امکان پذير نيست.
در خصوص راهکار دوم بايد گفت که توسعه يک روش جديد متناسب با شرايط مسئله تصميم‌گيري، اولاً بسيار سخت و پيچيده است؛ ثانياً نياز به يک زمان نسبتاً طولاني دارد؛ و ثالثاً مستلزم صرف هزينه‌هاي سنگين مي‌باشد. اين شرايط شايد تنها براي آن دسته از تصميم‌گيري‌هاي کلان و حساسي توجيه‌پذير باشد که ممکن است عدم تصميم‌گيري درست ضررهاي فراواني را به همراه داشته باشد. لذا راهکار دوم نيز در اغلب مواقع غير منطقي است.
هر روش MCDM داراي فرضيات و ويژگي‌هايي مختص به خود است. چرا که يک فرد طراح بر اساس مجموعه‌اي از فرضيات، يک روش را ابداع مي‌کند. لذا اگر بتوان با تحليل و ارزيابي هر روش به فرضيات و ويژگي‌هاي آن پي برد، به راحتي مي‌توان گفت که اين روش براي تمامي مسائلي که متناسب با اين فرضيات و ويژگي‌ها باشد، قابل استفاده است. به عبارت ديگر اگر فرد تصميم‌گيرنده۳(DM) فرضيات و ويژگي‌هاي يک روش را بپذيرد، و آن را با شرايط مسئله خود مطابق ببيند، مي‌تواند از صحت نتايج آن نيز اطمينان حاصل نمايد. از آنجا که دستيابي به فرضيات و ويژگي‌هاي روش‌هاي MCDM با استفاده از تکنيک‌هاي مختلفي امکان پذير است، لذا راهکار سوم منطقي به نظر مي‌رسد. ضمناً اين راهکار به مراتب ساده‌تر از دو راهکار قبلي است.
از اين‌رو هدف تحقيق حاضر، با درنظرگرفتن راهکار سوم به عنوان يک راهکار منطقي، دستيابي به رويکردي مناسب جهت تسهيل فرآيند انتخاب روش مي‌باشد.
۱-۳ پرسش‌هاي تحقيق
تحقيق حاضر در راستاي دستيابي به رويکردي مناسب جهت تسهيل فرآيند انتخاب روش، به دنبال پاسخگويي به پرسش‌هاي زير است:
۱- چه رويکردهايي تاکنون جهت انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره اتخاذ گرديده است؟ نقاط قوت و ضعف هر يک از اين رويکردها چيست؟
۲- يک رويکرد مناسب جهت انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره چه نيازمندي‌هايي را مي‌بايست برآورده سازد؟
۳- آيا استفاده از يک سيستم خبره مي‌تواند رويکردي مناسب جهت انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره باشد؟ در اين صورت اين سيستم چه ساختاري بايد داشته باشد؟
۴- يک تصميم‌گيرنده چگونه مي‌تواند با سيستم ارتباط برقرار کرده و سيستم بر چه اساسي مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره را به او معرفي خواهد کرد؟
۱-۴ كاربرد نتايج تحقيق
بسياري از مسائلي که تصميم‌گيرندگان در محيط‌هاي مختلف با آن مواجه هستند، در حوزه مسائل تصميم‌گيري چندمعياره قرار مي‌گيرد و استفاده از يک روش تصميم‌گيري چندمعياره مستلزم جلب اعتماد تصميم‌گيرنده از صحت و اعتبار نتايج حاصل از آن مي‌باشد. از اين رو تهيه يک سيستم قابل اعتماد جهت کمک به تصميم‌گيرنده در انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره موجب خواهد شد که تصميم‌گيرندگان در موضوعات مختلف از اين سيستم جهت دستيابي به نتايج مطمئن استفاده نمايند.
۱-۵ ساختار تحقيق
ساختار اين تحقيق از پنج فصل تشکيل گرديده است. در فصل دوم فعاليت‌هاي انجام شده در زمينه مقايسه و انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره مرور مي‌گردد. در فصل سوم مفاهيم اساسي تصميم‌گيري چندمعياره و همچنين سيستم‌هاي خبره معرفي مي‌گردد. همچنين در اين فصل روش‌هاي تصميم‌گيري چندمعياره‌اي که در سيستم خبره موردنظر، روش پيشنهادي از بين آن‌ها پيشنهاد داده خواهد شد، انتخاب گرديده و به اختصار معرفي خواهند شد. فصل چهارم بخش اصلي اين تحقيق را تشکيل مي‌دهد. در اين فصل يک سيستم خبره جهت انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره با توجه به ويژگي‌هاي مسئله تصميم‌گيري ارائه مي‌شود. در فصل آخر نيز برخي نتايج بدست آمده از اين تحقيق به اختصار بررسي شده و پيشنهاداتي جهت توسعه فعاليت‌هاي اين تحقيق ارائه مي‌گردد.

۲- فصل دوم
فصل دوم: مرور ادبيات
۲-۱ مقدمه
به طورکلي فعاليت‌هايي که تاکنون به منظور کمک به تصميم‌گيرنده جهت انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره انجام گرفته است را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد: رويکردهاي مبتني بر مقايسه و رويکردهاي مبتني بر انتخاب.
در ادامه، فعاليت‌هاي مختلف انجام گرفته در هر يک از اين دو دسته مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
۲-۲ رويكردهاي مبتني بر مقايسه
در اين رويکردها روش‌هاي مختلفMCDM تنها با يکديگر مقايسه شده‌اند تا از اين طريق فهم صحيحي از ويژگي‌هاي روش‌هاي مختلف در مقايسه با يکديگر حاصل گردد. نتايج حاصل از اين رويکردها به تصميم‌گيرنده کمک مي‌کند تا در انتخاب و استفاده از يک روش بتواند دقت لازم را اعمال نمايد.
عمده فعاليت‌هاي انجام شده در اين دسته را مي‌توان در سه رويکرد طبقه‌بندي نمود: مقايسه از طريق تحليل نظرات كاربران، مقايسه از طريق مدل‌هاي رياضي، و مقايسه از طريق تحليل ساختار و مراحل روش‌ها.
۲-۲-۱ مقايسه از طريق تحليل نظرات كاربران
در اين رويكرد ابتدا روش‌هاي تصميم‌گيري موردنظر به مجموعه‌اي از كاربران آموزش داده شده و سپس مسائلي از نوع واقعي طرح مي‌گردد تا كاربران اين روش‌ها را در اين مسائل مورد استفاده قرار دهند. در نهايت نظرات كاربران بر اساس شاخص‌هايي جمع‌آوري شده و تحليل مي‌گردد.
عموماً شاخص‌هايي كه در اين رويكرد مورد استفاده قرار مي‌گيرد، کيفي مي‌باشند و عبارتند از: سادگي استفاده، قابليت اعتماد، كيفيت نتايج، قابليت فهم و …
هابز و همکاران[۷] روش‌هاي برنامه‌ريزي آرماني۴،۵ ELECTRE-I، توابع ارزش جمعي۶ و توابع مطلوبيت ضربي۷ را به همراه سه روش مختلف وزن‌دهي به منظور شناسايي ميزان مناسب بودن و سادگي استفاده، اعتبار نتايج و تفاوت‌هاي نتايج مورد بررسي قرار داده‌اند. مسئله مورد بررسي در خصوص برنامه‌ريزي منابع آبي بوده است و لذا کاربران از مهندسان متخصص در حوزه منابع آبي انتخاب گرديده‌اند. کُرنر و بوچانان[۸] روش‌هايNAIVE ،SMART8 و Zionts-Wallenius را با هدف تعيين توانايي هر روش در دستيابي صحيح به رجحان تصميم‌گيرنده مورد مقايسه قرار داده‌اند. آن‌ها از سه معيار اطمينان روش، آساني استفاده، و آساني فهم بهره برده‌اند و کاربران نيز ۸۴ نفر از دانشجويان بوده‌اند. چو و همکاران[۹] نيز سه روش SAW9، TOPSIS10و VIKOR را در چارچوب مسائل تصميم‌گيري گروهي مقايسه نموده و براي اين مقايسه از ۱۶ معيار استفاده کرده‌اند. اَخوي و هايِس[۱۰] دو روش AHP11 و MRO12را به منظور ارائه بينشي به طراحان نرم افزار براي نحوه انتخاب روش تصميم گيري مورد مقايسه قرار داده اند. براي اين مقايسه آن ها از ۱۵ دانشجو و استاد کمک گرفته اند. هابز[۱۱] آزمايش‌هايي را جهت مقايسه برخي روش‌هاي تصميم‌گيري از طريق تحليل نظرات کاربران در خصوص چهار معيار مناسب بودن روش براي مسئله، آساني استفاده، اعتبار، و حساسيت نتايج انجام داده است.
اولسن و همکاران[۱۲] آزمايشي را ترتيب داده‌اند که از طريق آن مجموعه‌اي از کاربران، يک مسئله تصميم‌گيري را با استفاده از چهار نرم‌افزار مختلف حل نموده‌اند. اين نرم‌افزارها عبارتند از: DECAID، ZAPROS، Logical Decision و Expert Choice. هر کدام از اين نرم‌افزارها مبتني بر يکي از روش‌هاي تصميم‌گيري چندمعياره مي‌باشد. در آخر سوال‌هايي در خصوص اين روش‌ها از کاربران پرسيده شده و نتايج آن تحليل گرديده است. بِل و همکاران[۱۳] يک مسئله تصميم‌گيري در حوزه محيط زيست را درنظرگرفته و آن را با بکارگيري روش‌هاي تصميم‌گيري قطعي و غيرقطعي توسط ۲۰ متخصص اين حوزه حل نموده‌اند. در نهايت بر اساس نتايجي که از کاربران بدست آمده، تحليل‌هايي را در مقايسه اين روش‌ها ارائه داده‌اند. وانگ و يانگ[۱۴] نيز با بهره‌گيري از همين رويکرد، سه روش AHP، SMART و EAM13 را بر اساس معيارهاي اعتبارسنجي تئوريک، عملکرد پيش‌بيني شده، و عملکرد مشاهده شده از طريق ۶۹ کاربر مقايسه نموده‌اند. محمود و گارسيا[۱۵] نيز به صورت مشابه روش‌هاي ميانگين وزني، PROMETHEE-II14، ELECTRE-II، AHP، و برنامه‌ريزي سازشي۱۵ را بر اساس سه معيار سازگاري نتايج، ميزان تعامل موردنياز با کاربر، و قابليت استفاده توسط کاربران با سطوح دانش مختلف، مورد مقايسه قرار داده‌اند.
* مزايا و معايب
از مهمترين مزاياي اين رويکرد مي‌توان به ملموس بودن شاخص‌ها براي كاربران، و همچنين نزديك بودن شرايط مسئله به واقعيت اشاره کرد. در عوض برخي محدوديت‌ها و معايب اين رويکرد به شرح زير است[۱۶]:
* دامنه و اندازه نمونه مسائل مورد مطالعه خيلي محدود است.
* عموماً تنها معيارهاي کيفي در اين مقايسات مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
* كاربران اغلب دانشجويان هستند تا تصميم‌گيرندگان واقعي.
* تفاوت‌هاي ذاتي افراد موجب مي‌شود كه تصميمات بيشتر از آن كه به روش‌ها وابسته باشد، به افراد وابسته گردد.
* اثر يادگيري، خروجي‌ها را تحت تاثير قرار مي‌دهد، به خصوص وقتي كه يك استفاده كننده روش‌هاي مختلف را به طور متوالي بكار برد.
۲-۲-۲ مقايسه از طريق مدل‌هاي رياضي
در اين رويكرد عموماً با طراحي يك مدل رياضي، نتايج روش‌هاي مورد مقايسه شبيه‌سازي شده و يا تحليل حساسيت بر روي جواب‌ها انجام مي‌پذيرد.
زَناکيس و همکاران[۱۶]، هشت روش مربوط به تصميم‌گيري چند مشخصه‌اي۱۶(MADM) را از طريق شبيه سازي با يکديگر مقايسه کرده‌اند. اين روش‌ها عبارتند از: ELECTRE، TOPSIS ،SAW، MEW17 و چهار نسخه متفاوت از روش AHP. پارامترهاي شبيه‌سازي شامل تعداد گزينه‌ها، تعداد شاخص‌ها، توزيع شاخص‌ها و گزينه‌ها؛ مي‌باشد. آن‌ها از ۱۲ سنجه عملكرد به عنوان معيارهاي سنجش استفاده نموده‌اند. ولترز و مارشال[۱۷] روش‌هاي PROMETHEE را با هدف شناسايي شباهت‌ها و تفاوت‌هاي اين روش‌ها مورد مقايسه قرار داده‌اند. بدين منظور آن‌ها از سه نوع تحليل حساسيت زير استفاده نموده‌اند:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

* تحليل حساست رتبه‌ها نسبت به تغيير در ارزيابي انجام شده در مورد تمام گزينه‌ها براي يک شاخص خاص.
* تحليل حساسيت رتبه‌ها نسبت به تغيير در ارزيابي انجام شده در مورد يک گزينه خاص.
* حداقل تغيير لازم در اوزان شاخص‌ها که به تعويض گزينه برتر منجر شود.
روش سنجش در تحليل‌هاي فوق پيدا کردن حداقل تغييرات لازم از طريق برنامه ريزي آرماني بوده است.
قاضي نوري و طباطباييان[۱۸] نيز تحليل حساسيت روش‌هاي MADM را مورد بررسي قرار داده‌اند. بدين منظور آن‌ها از دو روش AHP و آنتروپي جهت وزن‌دهي مشخصه‌ها و از سه روش ELECTRE، TOPSISو SAW جهت رتبه‌بندي گزينه‌ها استفاده نموده‌اند. از ترکيب روش‌هاي وزن‌دهي با روش‌هاي رتبه‌بندي، شش ترکيب حاصل گرديده است که در نهايت اين ترکيبات را در يک مثال خاص دو به دو با يکديگر مقايسه جفتي (۱۵مقايسه) و تحليل حساسيت نموده‌اند. معيارهاي سنجش در اين مقاله عبارت است از: نرمال سازي تفاضل‌ها، فاصله اقليدسي، همبستگي رتبه‌اي اسپيرمن، مقايسه با نظر کارشناسان. ژو و انگ[۱۹] بر مبناي سنجه شانون-اسپيرمن۱۸ آزمون‌هايي را طراحي کرده و به مقايسه پنج روش تصميم‌گيري چندمعياره پرداخته‌اند. سنجه شانون-اسپيرمن معياري مبني بر مفهوم فقدان اطلاعات مي‌باشد. اميني[۲۰] نوعي از تحليل حساسيت را در مسائل MADM مورد استفاده قرار داده است، تا از اين طريق بتوان با تغيير دادن وزن يک مشخصه و همچنين مقدار کارايي يک گزينه در يک مشخصه، تغييرات در امتياز گزينه ها را بدست آورد. بدين منظور وي دو روش TOPSIS و SAW را انتخاب کرده و مجموعه اي از روابط رياضي تحليل حساسيت را براي اين دو روش بدست آورده است.
تريانتافيلو و سانچز[۲۱] دو مسئله تحليل حساسيت را، يکي جهت تعيين بحراني‌ترين معيار و ديگري جهت مشخص کردن بحراني‌ترين مقدار عملکردي، طراحي کرده و سپس اين مسائل را با استفاده از سه روش AHP، SAW و WPM19 حل نموده‌اند. بودِ و همکاران[۲۲] مجموعه‌اي از آزمايش‌هاي شبيه‌سازي را ترتيب داده‌اند که بر اساس آن پديده برگشت رتبه۲۰ در روش‌هاي MAVT21، AHP، TOPSIS، درصددهي۲۲، و يک الگوريتم فازي بررسي گرديده است. استوارت[۲۳] نيز يک مدل شبيه‌سازي جهت بررسي سازگاري مدل‌هاي ارزش جمعي ترتيب داده است.
* مزايا و معايب
مهمترين مزيت اين رويکرد آن است که مي‌توان تاثيرات تغييراتي که در آينده امکان وقوع دارد را در هر يک از روش‌ها مشاهده کرد. همچنين برخي از معايب اين رويکرد به شرح زير مي‌باشد:
* همانند رويکرد قبل، نتايج مبتني بر مسائل درنظرگرفته شده است.
* تنها معيارهاي کمي را مي‌توان در آن سنجش نمود.
* با توجه به نوع مدل کردن و حل مسئله ممکن است نتايج متفاوت باشد.
۲-۲-۳ مقايسه از طريق تحليل ساختار و مراحل روش‌ها
در اين رويکرد با تحليل ساختار روش و تک تک مراحل آن، ويژگي‌ها، مزايا و محدوديت‌هاي هر روش مشخص مي‌گردد و در نهايت اين ويژگي‌ها با هم مقايسه مي‌شود.
اِستِوارت[۲۴] چندين دسته از روش‌هاي MCDM را مورد نقد قرار داده و از دل اين روش‌ها نقاط ضعف هر يک را استخراج نموده است. در نهايت نيز پيشنهاداتي در استفاده مناسب از اين روش‌ها ارائه نموده و بر حسب شرايط پيشنهاد کرده است که چه روش‌هايي استفاده شود. سيمپسون[۲۵] دو روش ELECTRE-II و MAVTرا با هدف شناسايي شباهت‌ها و تفاوت‌هاي آن‌ها مورد مطالعه قرار داده است. پِني واتي[۲۶] نيز ۱۶ روش تصميم‌گيري گروهي را در سه دسته ساختاردهي، رتبه بندي، ساختاردهي و اندازه گيري؛ طبقه‌بندي نموده و مورد مقايسه قرار داده است. وي جهت شناسايي شباهت‌ها و تفاوت‌هاي اين روش‌ها از ۱۶ معيار كيفي استفاده نموده است.
برخي از محققين مانند سالمينِن و همکاران[۲۷] و اُپريکويک و تي‌زِنگ[۲۸] علاوه بر مقايسه ساختار روش‌ها، اين روش‌ها را در مسائل نمونه مورد استفاده قرار داده‌اند و از اين طريق نتايج روش‌ها را بر اساس تفاوت ساختاري آن‌ها تحليل نموده‌اند. استوارت[۲۹] نيز ساختار و فرضيات روش‌هاي MCDM را در پنج دسته روش‌هاي مبتني بر تئوري ارزش و مطلوبيت، روش‌هاي مبتني بر نقاط مرجع، روش‌هاي برتري‌دهي۲۳، روش‌هاي تئوري مجموعه‌هاي فازي، و روش‌هاي توصيفي مورد بررسي قرار داده است. اپريکويک و تي‌زنگ[۳۰] از طريق تحليل ساختار و مراحل روش‌ها، به مقايسه روش‌ VIKOR با TOPSIS پرداخته‌اند. فيسچر[۳۱] ساختار روش‌هاي مطلوبيت چندمشخصه‌اي، و بويسو و وينکه[۳۲] نيز روش‌هاي برتري‌دهي، را مورد بررسي و تحليل قرار داده‌اند. وُنگ[۳۳] نيز مشابه استوارت[۲۹] فرضيات برخي روش‌هاي MCDM را به اختصار تحليل نموده است.
* مزايا و معايب
مهمترين مزيت اين رويکرد آن است که تحليل‌هاي ارائه شده جامعيت داشته و برخلاف دو رويکرد قبل، مبتني بر مسئله نيست. البته بايد توجه داشت که برخي از مقايسه‌ها را نمي‌توان تنها از روي تحليل روش انجام داد، مانند مقايسه ميزان حساسيت روش‌ها نسبت به تغيير در وزن مشخصه‌ها.
۲-۳ رويكردهاي مبتني بر انتخاب
هدف از اين رويکردها معرفي يک فرآيند يا يک ابزار به تصميم‌گيرنده بگونه‌اي است که وي بتواند از بين چندين روش مختلف، مناسب‌ترين روش را بر اساس شرايط مسئله انتخاب نمايد. رويکردهاي موجود در اين دسته را مي‌توان در سه رويکرد استفاده از نمودار درختي، روش چندمعياره، و سيستم خبره؛ طبقه‌بندي کرد[۴]، که در ادامه مورد بررسي قرار خواهند گرفت.
۲-۳-۱ انتخاب به کمک نمودار درختي
در اين رويکرد ابتدا يک طبقه‌بندي از روش‌هاي MCDM ارائه مي‌شود و سپس با استفاده از اين طبقه‌بندي، يک قاعده انتخاب به صورت نمودار درختي براي انتخاب مناسب‌ترين روش پيشنهاد مي‌گردد.
فعاليت‌هاي صورت گرفته با اين رويکرد، برگرفته از کار مک کريمون[۳۴] مي‌باشد. وي ابتدا يک طبقه‌بندي از روش‌هاي MCDM ارائه نموده است و سپس تمايزات اين روش‌ها را مبتني بر اطلاعات ترجيحي، شناسايي کرده و يک نمودار مشخصات به صورت نمودار درختي جهت انتخاب مناسب‌ترين روش چند معياره پيشنهاد کرده است. مک کريمون ظاهراً اولين کسي است که ضرورت انتخاب روش مناسب از بين روش‌هاي متعدد MCDM را تشخيص داده و راهکاري براي آن پيشنهاد نموده است[۱۶،۳۵].
هوانگ و يون[۳۶] با ايده گرفتن از رويکرد مک کريمون، ابتدا يک طبقه‌بندي از روش‌هاي MADM به صورت شکل ‏۲-۱ ارائه نموده‌اند و سپس با استفاده از اين طبقه‌بندي، يک قاعده انتخاب به صورت نمودار درختي براي انتخاب مناسب‌ترين روش پيشنهاد نموده‌اند که در شکل ‏۲-۲ نشان داده شده است. همانطور که در اين شکل مشاهده مي‌شود، پرسش‌هايي به صورت گام به گام طراحي شده است که کاربر مي‌تواند با پاسخ دادن به اين پرسش‌ها به روش(يا روش‌هاي) مناسب دست يابد.

شکل ‏۲-۱٫ طبقه‌بندي روش‌هاي MADM توسط هوانگ و يون[۳۶]
شکل ‏۲-۲٫ قاعده انتخاب هوانگ و يون[۳۶]
سن و يانگ[۳۷] و همچنين لاريبي[۳۸] نيز به طور مشابه نمودارهايي درختي جهت کمک به انتخاب مناسب‌ترين روش چندمعياره ارائه نموده‌اند. تفاوت کارهاي فوق از يک سو در تعيين معيارهاي انتخاب، و از سوي ديگر در روش‌هايي مي‌باشد که مدنظر قرار گرفته است.
* مزايا و معايب
از مزاياي اين رويکرد مي‌توان به سادگي كار با آن، و همچنين ارائه يک طبقه‌بندي از روش‌هاي MCDM ؛ اشاره نمود[۴]. از سوي ديگر فعاليت‌هاي انجام شده در اين رويکرد داراي معايبي به شرح زير مي‌باشند[۴،۳۵]:
* عموماً روش‌هاي مورد استفاده خيلي محدود است.
* سوال‌ها و معيارهاي انتخاب جامعيت نداشته و عموماً پيرامون داده‌هاي موردنياز روش‌ها مي‌باشد. همچنين اين معيارها در برخي حالات به يک جواب منحصر بفرد ختم نمي‌گردد.
* در برخي از مواقع ممکن است تصميم‌گيرنده، به هر دليل اعم از عدم دانش کافي و يا ترديد و ابهام، نتواند به برخي از اين سوالات پاسخ روشن دهد. در اين صورت انتخاب غيرممکن مي‌گردد.
۲-۳-۲ انتخاب به کمک يک روش تصميم‌گيري چندمعياره
در اين رويکرد، ابتدا مجموعه‌اي از معيارها يا شاخص‌هاي انتخاب تعيين گرديده و سپس روش‌هاي تصميم‌گيري موجود بر اساس اين شاخص‌ها ارزيابي مي‌شود. در نهايت بر اساس يک روش تصميم‌گيري چندمعياره، مناسب‌ترين روش انتخاب مي‌گردد.
گِرشُن و داکستين[۳۹]، انتخاب مناسب‌ترين روش MCDM را با استفاده از ارزيابي روش‌ها در مجموعه‌اي از شاخص‌ها که در يکي از چهار طبقه الزامي، غير الزامي، وابسته به روش، و وابسته به کاربرد قرار مي‌گيرند، پيشنهاد نموده‌اند. روش‌هاي مختلف با توجه به شرايط مسئله توسط اين شاخص‌ها تا دستيابي به مناسب‌ترين روش، ارزيابي مي‌گردند. آن‌ها در بررسي خود ۱۸ روش تصميم‌گيري چندمعياره را منظور نموده‌اند و براي انتخاب مناسب‌ترين روش از برنامه‌ريزي سازشي استفاده کرده‌اند.
تِکله[۴۰] نيز ۴۹ شاخص‌ انتخاب روش را در چهار دسته طبقه‌بندي نموده است. اين چهار دسته عبارتند از: شاخص‌هاي مرتبط با تصميم‌گيرنده، شاخص‌هاي مرتبط با روش، شاخص‌هاي مرتبط با مسئله، و شاخص‌هاي مرتبط با جواب. وي يک مسئله تصميم‌گيري در زمينه مديريت منابع آبي را درنظر گرفته و ۱۵ روش مختلف تصميم‌گيري چندمعياره، که آشنايي بيشتري با آن‌ها داشته است، را برگزيده است. پس از ارزيابي مسئله و روش‌ها در اين شاخص‌ها، از برنامه‌ريزي ترکيبي۲۴، که گسترش يافته برنامه‌ريزي سازشي مي‌باشد، جهت انتخاب مناسب‌ترين روش بهره برده‌است. تکله و داکستين[۴۱] نيز رويکردي مشابه را دنبال کرده‌اند. وينکه[۴۲]، انتخاب مناسب‌ترين روش MCDM را در سه مرحله به صورت زير پيشنهاد نموده است:
* مرحله۱٫ با توجه به شرايط مسئله ليستي از ويژگي‌هايي که مي‌بايست در مسئله درنظر گرفته شود، تهيه مي‌گردد.
* مرحله۲٫ روش‌هاي موجود با اين هدف که کدام يک از ويژگي‌هاي موجود در ليست را پوشش مي‌دهند، تحليل مي‌گردند.
* مرحله۳٫ روشي که بر ديگر روش‌ها چيره گردد، انتخاب مي‌گردد.
ديسان[۴۳] نيز رويکردي مشابه جهت انتخاب مناسب‌ترين روش پيشنهاد نموده است. همچنين الشمري و همکاران[۴۴] جهت انتخاب مناسبترين روش ، سه رويکرد مختلف استفاده شده توسط گرشن و داکستين[۳۹]، تکله[۴۰] و ديسان[۴۳] را براي يک مسئله واقعي به صورت جداگانه به کار برده و نتايج آنها را تحليل نمودهاند.
* مزايا و معايب
اين رويکرد يک ساختار منطقي براي مسئله انتخاب مناسب‌ترين روش فراهم مي‌آورد. مناسب بودن اين رويکرد تا حد زيادي وابسته به جامعيت شاخص‌هاي انتخاب و همچنين دانش فرد تصميم‌گيرنده، به منظور ارزيابي روش‌هاي مختلف در اين شاخص‌ها، مي‌باشد. زيرا دانش تصميم‌گيرندگان در مورد روش‌هاي مختلف بر نتايج نهايي بسيار تاثيرگذار است. همچنين ارزيابي تک‌تک روش‌ها در شاخص‌هاي مختلف يک فعاليت بسيار زمان‌بر و احتمالاً خسته کننده براي تصميم‌گيرنده خواهد بود[۴]. ايراد ديگري که عموماً به اين رويکرد گرفته مي‌شود، مسئله ايجاد دور باطل است[۴۵]. چرا که در استفاده از اين رويکرد جهت انتخاب مناسب‌ترين روش، مجدداً اين سوال مطرح خواهد شد که کدام روش MCDM براي حل مسئله انتخاب روش مناسب‌تر است.
۲-۳-۳ انتخاب به کمک سيستم خبره
از اوايل دهه ۹۰ ميلادي، محققان مختلفي بکارگيري رويکرد سيستم خبره را جهت انتخاب مناسب‌ترين روش چندمعياره، آغاز کردند. در اين رويکرد عموماً مراحل زير ديده مي‌شود:
* تعيين شاخص‌هاي مرتبط با انتخاب روش.
* شناسايي فرضيات و نيازمندي‌هاي اطلاعاتي روش‌ها.
* ايجاد يک پايگاه دانش که در آن هر يک از روش‌ها به صورت مجموعه‌اي از قوانين بر اساس دو گام پيشين فرموله مي‌شود.
* استفاده از يک سيستم پشتيباني تصميم۲۵(DSS) جهت تعامل با کاربر و انتخاب مناسب‌ترين روش با توجه به قوانين پايگاه دانش.
اُزرنوي[۳۵] ابتدا شاخص‌هايي را جهت انتخاب مناسب‌ترين روش، از سه منظر معرفي مي‌نمايد: شاخص‌هاي فرد تصميم‌گيرنده، شاخص‌هاي مسئله تصميم‌گيري، و شاخص‌هاي روش‌هاي MCDM . پس از تعيين شاخص‌ها، ازرنوي بيان مي‌دارد که مي‌بايست براي هريک از روش‌هاي موردنظر در پايگاه دانش MCDM ، اولاً فرضيات روش‌ها شناسايي شود، و ثانياً نيازمندي‌هاي اطلاعاتي هر يک از آن‌ها مشخص شده و به صورت سوالاتي با تصميم‌گيرنده مطرح شود. سپس بر اين اساس بايد مجموعه‌اي از قوانين انتخاب روش را براي هر يک از روش‌هاي موجود توليد نمود. اما وي فرضيات و نيازمندي‌هاي اطلاعاتي روش‌ها، و همچنين قوانين ايجاد شده در پايگاه دانش را تشريح نکرده، و تنها به بيان مثال‌هايي اکتفا نموده است. در انتهاي اين مقاله، وي با يک مثال کوچک، نحوه عملکرد سيستم خبره موردنظر خود را نمايش داده است.
پُه[۴۶] يک سيستم راهنماي مبتني بر دانش۲۶ به منظور تسهيل فرآيند تصميم‌گيري ارائه نموده است. اين سيستم در سه سطح مختلف از آشنايي کاربران با روش‌هاي MADM طراحي شده که عبارت است از: مبتدي، متوسط، و با تجربه. در مقايسه با فعاليت اُزرنوي[۳۵]، سيستم ارائه شده توسط پُه، صريحاً دربرگيرنده پايگاه دانشي است که کاربران را در انتخاب مناسب‌ترين روش MADM بر اساس شاخص‌هاي تعريف شده، راهنمايي مي‌کند. طراحي اين پايگاه دانش بر اساس شکل ‏۲-۳ است.
لو و همکاران[۴۷] نيز مشابه پُه[۴۶]، يک سيستم پشتيبان تصميم‌گيري چندهدفه پيشنهاد داده‌اند که مي‌تواند در انتخاب روش به تصميم‌گيرنده کمک کند. شاخص‌هايي که پُه[۴۶] و همچنين لو و همکاران[۴۷] در انتخاب مناسب‌ترين روش بکار برده‌اند، بر مبناي شاخص‌هايي است که تکله[۴۰] توسعه داده است. لي[۴۸] نيز يک سيستم خبره ارائه نموده است که در آن ويژگي‌هاي روش‌هاي مختلف بر اساس تعدادي از شاخص‌ها ،که عموماً مربوط به کليات روش‌ها و نيازمندي‌هاي اطلاعاتي آن‌ها مي‌باشد، جمع آوري شده و به صورت سوالاتي با تصميم‌گيرنده مطرح مي‌گردد و در نهايت بر اساس پاسخ‌هاي تصميم‌گيرنده، مناسب‌ترين روش به وي پيشنهاد مي‌شود. يکي از قابليت‌هاي اين سيستم نسبت به سيستم‌هاي قبلي، پيشنهاد استفاده ترکيبي از روش‌ها در حالاتي است که هيچ روش مناسبي از بين روش‌هاي موجود براي مسئله تصميم‌گيري يافت نشده است. ترکيب يا تلفيق روش‌ها بدين منظور است که از اين طريق فرضيات و ويژگي‌هاي مسئله تصميم‌گيري پوشش داده شود.

شکل ‏۲-۳٫ ارتباط بين روش‌ها و شاخص‌ها[۴۶]
* مزايا و معايب
استفاده از رويکرد سيستم خبره در انتخاب مناسب‌ترين روش، مزاياي متعددي به همراه دارد. از جمله اين مزايا مي‌توان به موارد زير اشاره کرد[۳۵]:
* امکان در نظر گرفتن شاخص‌هاي انتخاب از جنبه‌هاي مختلف(مسئله، کاربر، روش) و به صورت‌هاي مختلف(کمي، کيفي)،
* قابليت توجيه نتيجه گيري از طريق نمايش فرآيند استدلال،
* قابليت استفاده توسط افراد غيرمتخصص در حوزه MCDM،

* آساني استفاده براي کاربر،
* سرعت مناسب در دستيابي به جواب،
* عملکرد يک سيستم خبره انتخاب روش از جهت صحت، قابليت اطمينان و سازگاري نتايج نه تنها قابل مقايسه با يک فرد خبره است، بلکه به دليل بهره بردن از دانش افراد خبره متعدد چه بسا که عملکردي فراتر از يک فرد خبره داشته باشد.
با وجود محاسن فوق، فعاليت‌هايي که تاکنون با اين رويکرد توسعه يافته است، محدوديت‌ها و کاستي‌هايي دارند. البته هيچکدام از اين کاستي‌ها به ذات رويکرد سيستم خبره بر نمي‌گردد. به طور مثال همانگونه که ذکر شد، ازرنوي[۳۵] فرضيات و نيازمندي‌هاي اطلاعاتي روش‌ها، و همچنين قوانين ايجاد شده در پايگاه دانش را تشريح نکرده است. لو و همکاران[۴۷] و همچنين لي[۴۸] نيز از تعداد شاخص‌هاي نسبتاً کمي در فرآيند انتخاب استفاده نموده‌اند. همچنين در هيچ‌يک از فعاليت‌هاي مذکور اشاره نشده که قوانين انتخاب از کجا آورده شده است. آيا مبتني بر تجربه و دانش شخصي است؟ يا بر گرفته از نظرات افراد خبره است؟ و يا با تحليل و مقايسه روش‌ها اين قوانين حاصل شده است؟ و اگر اينگونه است، اين تحليل و مقايسه بر چه مبنايي و به چه شکل انجام شده است؟
يکي ديگر از کاستي‌هاي موجود در فعاليت‌هاي اشاره شده، محدود بودن روش‌هاي پرکاربرد MCDM مورد استفاده است. هر چند نويسندگان اين مقالات سعي خود را کرده‌اند که روش‌هاي متعددي را از حوزه‌هاي مختلف بکار گيرند، اما اين تعداد در مقايسه با تعداد روش‌هاي موجود ناچيز است. ‌به طور مثال اُزرنوي[۳۵] و پُه[۴۶]، به ترتيب نه و هفده روش را درنظر گرفته‌اند به طوري که تمامي اين روش‌ها از دسته MADM انتخاب شده‌اند. از سوي ديگر لو و همکاران[۴۷] تنها هفت روش از دسته MODM27 را برگزيده‌اند. سيستم خبره لي[۴۸] نيز شامل شش روش از هر دو دسته MADM وMODM مي‌باشد. اين در حالي است که رُمان و همکاران[۴] در بررسي خود بيش از ۷۰ روش MCDM را شناسايي نموده‌اند. همچنين جداي از مسئله تعداد روش‌هاي مورد استفاده در فعاليت‌هاي فوق، تعداد روش‌هاي پرکاربرد استفاده شده در آن‌ها نيز کم است. بسياري از روش‌هاي مورد استفاده در اين فعاليت‌ها، روش‌هاي بسيار ساده‌اي است که در مسائل واقعي تصميم‌گيري کمتر مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
استفاده نکردن از تمامي روش‌هاي موجود به اين معنا است که نمي‌توان مطمئن بود مناسب‌ترين روش ممکن انتخاب شده است، چرا که ممکن است مناسب‌ترين روش اصلاً در مجموعه روش‌ها گنجانده نشده باشد. لذا هر چه مجموعه روش‌ها بزرگتر باشد، اطمينان از دستيابي به مناسب‌ترين روش ممکن نيز بيشتر است.
به طور کلي مهمترين ضعف سيستم‌هاي خبره مورد اشاره آن است که تقريباً هيچ يک از آن‌ها بر اساس يک ساختار جامع و سيستماتيک توسعه نيافته است. منظور از ساختار جامع، ساختاري است که در آن کليه مراحل مختلف توسعه يک سيستم خبره انتخاب مناسب‌ترين روش تصميم‌گيري چندمعياره اعم از تعيين نيازمندي‌هاي سيستم، اجزاء و ساختار سيستم، شاخص‌هاي انتخاب، روش‌هاي تصميم‌گيري مورد استفاده و قوانين موجود در پايگاه دانش به صورت سيستماتيک و هدفمند شکل گرفته باشد.
۲-۴ جمع‌بندي

دسته بندی : 22

پاسخ دهید