۲-۲- ضايعات پس از برداشت محصولات کشاورزي۱۷
۲-۲-۱- علل اصلي توجه به فيزيولوژي پس از برداشت۱۷
۲-۳- نقش کلسيم درگياه۱۸
۲-۳-۱- نقش کلسيم در پايداري ديواره سلول۱۸
۲-۳-۲- نقش کلسيم در رشد سلول۲۰
۲-۳-۳- نقش کلسيم در پايداري غشا و تنظيم آنزيم۲۱
۲-۳-۴-محل مصرف کلسيم و اثر آن در رشد و ترکيب گياه۲۲
۲-۳-۵- نقش کلسيم در ماندگاري ميوه۲۴
۲-۴- نقش جيبرلينها در گياه۲۴
۲-۴-۱- جيبرلين۲۴
۲-۴-۲- اثرات فيزيولوژيک جيبرلينها۲۵
۲-۴-۳-۱-نقش جيبرلين در طويل شدن سلولها۲۶
۲-۴-۳-۲- نقش جيبرلين در گلدهي۲۶
۲-۴-۳-۳- نقش جيبرلين در پارتنوکارپي۲۶
۲-۴-۳-۴- نقش جيبرلين در طويل شدن ريشه۲۶
۲-۴-۳-۵- نقش جيبرلين در رشد برگ۲۶
۲-۴-۳-۶- نقش جيبرلين در سبزکردن بذور۲۶
۲-۴-۳-۷- نقش جيبرلين در عملکرد گياه۲۷
۲-۴-۳-۸- نقش جيبرلين در بزرگي و درشتي ميوه۲۷
۲-۴-۳-۹- نقش جيبرلين درکيفيت ميوه۲۷
۲-۴-۳-۱۰- نقش جيبرلين در به عقب انداختن رسيدن ميوهها۲۷
۲-۴-۳-۱۱- نقش جيبرلين در دير برداشت کردن ميوهها۲۸
۲-۴-۳-۱۲- نقش جيبرلين در پا بلند کردن گياهان پاکوتاه۲۸
۲-۵- چيتوزان و نقش آن در پس از برداشت۲۸
۲-۶- پوشش سلوفان۳۰
۲-۷- مشکلات قبل و پس از برداشت فلفل دلمهاي۳۰
فصل سوم۳۲
مواد و روشها۳۲
۳-۱- آزمايش اول: بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر صفات کمي، کيفي و رويشي فلفل دلمهاي در شرايط کشت در مزرعه۳۳
۳-۱-۱- ويژگيهاي محل و زمان اجراي آزمايش۳۳
۳-۱-۲- ويژگيهاي خاک و آب در مزرعه۳۳
۳-۱-۳- رقم مورد استفاده۳۴
۳-۱-۴- طرح آزمايشي۳۴
۳-۱-۵- مراحل اجراي آزمايش و مراقبتهاي مزرعه۳۴
۳-۱- ۶- اعمال تيمارها۳۵
۳-۱-۷- زمان و روش نمونهبرداري۳۵
۳-۱-۸- صفات مورد ارزيابي۳۵
۳-۱-۸-۱- صفات مربوط به ميوه۳۶
۳-۱-۸-۱-۱- صفات فيزيکي و ظاهري۳۶
۳-۱-۸-۱-۱-۱- عملکرد و تعداد ميوه۳۶
۳-۱-۸-۱-۱-۲- طول، قطر و شاخص شکل ميوه۳۶
۳-۱-۸-۱-۱-۳- وزن، حجم و چگالي ميوه۳۶
۳-۱-۸-۱-۱-۴- ضخامت گوشت ميوه۳۶
۳-۱-۸-۱-۱-۵- سفتي بافت ميوه۳۷
۳-۱-۸-۱-۱-۶- پوسيدگيگلگاه و آفتاب سوختگي بافت ميوه۳۷
۳-۱-۸-۱-۲-صفات بيوشيميايي ميوه۳۷
۳-۱-۸-۱-۲-۱- مواد جامد محلول(TSS)37
3-1-8-1-2-2- درصد اسيد کل و pH آب ميوه۳۷
۳-۱-۸-۱-۲-۳-ويتامينث در بافت ميوه۳۷
۳-۱-۸-۱-۲-۴- فنل کل در بافت ميوه۳۸
۳-۱-۸-۱-۲-۵- ظرفيت آنتياکسيداني در بافت ميوه۳۹
۳-۱-۸-۱-۲-۶-محتواي مالونديآلدئيد در بافت ميوه۴۰
۳-۱-۸-۱-۲-۷- نشت يوني بافت ميوه۴۰
۳-۱-۸-۱-۲-۸- محتواي کلروفيل و کارتنوئيد بافت ميوه۴۰
۳-۱-۸-۱-۲-۹- وزن خشک ميوه۴۰
۳-۱-۸-۲- صفات رويشي گياه۴۱
۳-۱-۸-۲-۱- طول ميانگره، ارتفاع و عرض بوته۴۱
۳-۱-۸-۲-۲- تعداد شاخه۴۱
۳-۱-۸-۲-۳- سطح برگ۴۱
۳-۱-۸-۲-۴- وزن خشک ساقه، برگ و ريشه۴۱
۳-۱-۸-۲-۵- تعداد ريشه جانبي۴۱
۳-۱-۸-۲-۶- قطر طوقه۴۱
۳-۱-۸-۲-۷- محتواي کلروفيل و کارتنوئيد در برگ۴۱
۳-۲- آزمايش دوم: بررسي اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت، بر صفات کيـفي و مقاومت به سرما در ميوههاي فلفل دلمهاي طي زمان انبارماني۴۲
۳-۲-۱- تعيين درصد آلودگي يا بيماري قارچي۴۳
۳-۲-۲- تعيين درجه سرمازدگي۴۳
۳-۲-۳- تعيين ميزان بازارپسندي (رنگ و ظاهر)۴۳
۳-۳- آزمايش سوم: بررسي اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت و برهمکنش آن با پوششهاي سلوفان و چيتوزان بر صفات کيفي فلفل دلمهاي در انبار۴۴
۳-۴- آزمايش چهارم: بررسي اثر چيتوزان بر کنترل پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در انبار۴۵
۳-۴-۱- تهيه سوسپانسيون۴۵
۳-۴-۲- تهيه واکس چيتوزان۴۶
۳-۵-مواد مصرفي در اجراي آزمايشها۴۶
۳-۶- آناليز آماري۴۶
فصل چهارم۴۷
نتايج و بحث۴۷
۴-۱-۱- نتايج آزمايش اول: بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم واسيدجيبرليک بر صفات کمي، کيفي و رويشي فلفل دلمهاي در شرايط کشت در مزرعه۴۸
۴-۱-۱-۱- نتايج مربوط به صفات ميوه۴۸
۴-۱-۱-۱-۱- اثر تيمارها بر صفات رويشي ميوه۵۱
۴-۱-۱-۱-۲- اثر تيمارها بر پوسيدگي گلگاه و آفتاب سوختگي ميوه۵۱
۴-۱-۱-۱-۳- اثر تيمارها بر ضخامت گوشت و سفتي بافت ميوه۵۱
۴-۱-۱-۱-۴- اثر تيمارها بر مواد جامد محلول ميوه۵۲
۴-۱-۱-۱-۵- اثر تيمارها بر pH و اسيد کل۵۲
۴-۱-۱-۱-۶- اثر تيمارها بر ويتامينC، ظرفيت آنتي اکسيدان و فنل کل۵۲
۴-۱-۱-۱-۷- اثر تيمارها بر کلروفيل ميوه۵۲
۴-۱-۱-۲- نتايج مربوط به صفات گياه فلفل دلمهاي۵۴
۴-۱-۱-۲-۱- اثر تيمارها بر وزن خشک شاخه و ريشه۵۶
۴-۱-۱-۲-۲- اثر تيمارها بر طول ساقه و ميانگره۵۶
۴-۱-۱-۲-۳- اثر تيمارها بر شاخه اصلي و شاخه فرعي۵۶
۴-۱-۱-۲-۴- اثر تيمارها بر تعداد برگ، سطح برگ و کلروفيل برگ۵۶
۴-۱- ۲- نتايج آزمايش دوم: اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت برماندگاري و مقاومت به سرما ميوه فلفل دلمهاي در انبار۵۸
۴-۱-۲-۱- اثر تيمار، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر کاهش وزن و سفتي بافت ميوه فلفل دلمهاي۶۱
۴-۱-۲-۲- اثر تيمارها، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر بازارپسندي (تغييررنگ و ظاهر)، شيوع بيماري و سرمازدگي ميوه۶۱
۴-۱-۲-۳- اثر تيمارها، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر pH و اسيد کل آب ميوه۶۲
۴-۱-۲-۴- اثر تيمار، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر مواد جامد محلول ميوههاي فلفل دلمهاي۶۲
۴-۱-۲-۵- اثر تيمار، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر ميزان ويتامينC، ظرفيت آنتياکسيداني و فنل کل در ميوههاي فلفل دلمهاي۶۳
۴-۱-۲-۶- اثر تيمار ، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر نشت يوني و محتواي مالون ديآلدئيد در ميوههاي فلفل دلمهاي۶۳
۴-۱-۲-۷- اثر تيمار ، دماي نگهداري و دورهي انبارماني بر کلروفيل و کارتنوئيد در ميوههاي فلفل دلمهاي۶۴
۴-۱-۲-۸- برهمکنش اثر تيمار و دماي انبار بر ميزان بيماري و سرمازدگي ميوههاي فلفل دلمهاي۶۷
۴-۱-۲-۹- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بازارپسندي ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۶۷
۴-۱-۲-۱۰- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بيماري در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۶۹

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۴-۱-۲-۱۱- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان مواد جامد محلول در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۶۹
۴-۱-۲-۱۲- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان اسيدکل در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۰
۴-۱-۲-۱۳- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ظرفيت آنتياکسيدان ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۱
۴-۱-۲-۱۴- برهمکنش اثر تيمار، دما و دوره انبارماني بر ميزان بيماري ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۱
۴-۱-۳- نتايج آزمايش سوم: اثر برهمکنش کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل ازبرداشت و پوششهاي سلوفان و چيتوزان بر ماندگاري ميوه فلفل دلمهاي در انبار۷۲
۴-۱-۳-۱- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر کاهش وزن و سفتي بافت ميوه فلفل دلمهاي در انبار۷۶

۴-۱-۳-۲- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر بيماري و بازارپسندي ميوه فلفل دلمه در انبار۷۶
۴-۱-۳-۳- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر اسيدکل و نسبت قند به اسيد ميوه فلفل دلمهاي در انبار۷۶
۴-۱-۳-۴- اثر تيمارهاي پس از برداشت بر آنتياکسيدان و فنل کل در ميوه فلفل دلمهاي در انبار
۷۶
۴-۱-۳-۵- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر کاهش وزن ميوه۷۹
۴-۱-۳-۶- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بيماري ميوه۷۹
۴-۱-۳-۷- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بازارپسندي ميوه۸۰
۴-۱-۳-۸- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر اسيد کل ميوه۸۰
۴-۱-۳-۹- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر نسبت قند به اسيد ميوه۸۱
۴-۱-۳-۱۰- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر ظرفيت آنتياکسيدان ميوه۸۲
۴-۱-۳-۱۱- اثر برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر فنلکل ميوه۸۳
۴-۱-۴- نتايج آزمايش چهارم: اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي ۸۴
۴-۱-۴-۱- نتايج اثر چيتوزان در کنترل عامل پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در شرايط درون شيشهاي۸۴
۴-۱-۴-۲- نتايج اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در انبار۸۵
۴-۱-۴-۲-۱- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر کاهش وزن، سفتي و وزن خشک ميوه۸۷
۴-۱-۴-۲-۲- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر بيماري و بازارپسندي ميوه۸۷
۴-۱-۴-۲-۳-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر pH و اسيد کل ميوه۸۷
۴-۱-۴-۲-۴-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر مواد جامد محلول، نسبت قند به اسيد و وزن خشک ميوه۸۷
۴-۱-۴-۲-۵- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر ويتامينث و آنتياکسيدان ميوه۸۸
۴-۱-۴-۲-۶-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر نشت يوني ميوه۸۸
۴-۱-۴-۲-۷-اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر فنلکل و کارتنوئيد ميوه۸۸
۴-۲-۱- بحث آزمايش اول۹۱
۴-۲-۱-۱- نتيجه گيري کلي آزمايش اول۹۶
۴-۲-۲- بحث آزمايش دوم۹۶
۴-۲-۲-۱- نتيجهگيري کلي آزمايش دوم۱۰۳
۴-۲-۳- بحث آزمايش سوم۱۰۳
۴-۲-۳-۱-نتيجه گيري کلي آزمايش سوم۱۰۶
۴-۲-۴- بحث آزمايش چهارم۱۰۷
۴-۲-۴-۱- نتيجه گيري کلي آزمايش چهارم۱۰۹
پيشنهادها۱۱۰
منابع۱۱۱
پيوستها…………………………………………………………………………………………….۱۱۸
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول ۴-۱- تجزيه واريانس آزمايش اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کمي و کيفي ميوه فلفل دلمهاي ۴۹
جدول ۴-۲- مقايسه ميانگين آزمايش اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کمي و کيفي ميوه فلفل دلمهاي ۵۳
جدول ۴-۳- تجزيه واريانس آزمايش اثر کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات گياه فلفل دلمهاي۵۵
جدول ۴-۴- مقايسه ميانگين اثر تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات رويشي گياه فلفل دلمهاي۵۷
جدول ۴-۵- تجزيه واريانس اثر تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کيفي و مقاوت به سرما در ميوههاي فلفل دلمهاي۵۹
جدول ۴-۶- مقايسه ميانگين اثر تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک بر خصوصيات کيفي و مقاوت به سرما در ميوههاي فلفل دلمهاي۶۵
جدول۴-۷- تجزيه واريانس آزمايش اثر برهمکنش کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل ازبرداشت و پوششهاي سلوفان و چيتوزان بر ماندگاري ميوه فلفل دلمهاي در انبار…..۷۴
جدول۴-۸- مقايسه ميانگين اثر تيمارهاي پس از برداشت بر صفات ميوه فلفل دلمهاي در انبار.۷۷
جدول ۴-۹- تجزيه واريانس اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم و صفات کيفي فلفل دلمهاي در انبار.۸۶
جدول ۴-۱۰- مقايسه ميانگين اثر چيتوزان بر پوسيدگي نرم و صفات کيفي فلفل دلمهاي در انبار۸۹
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل۲-۱- ساختار چيتوزان۲۹
شکل ۳-۱- جذب غلظتهاي مختلف اسيد گاليک در طول موج ۷۶۰ نانومتر و منحني استاندارد آن.۳۹
شکل۴-۱- برهمکنش اثر تيمار و دماي انبارماني بر ميزان سرمازدگي و بيماري در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۶۸
شکل۴-۲- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بازارپسندي ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۶۸
شکل۴-۳- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان بيماري در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۶۹
شکل۴-۴- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان مواد جامد محلول در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۰
شکل۴-۵- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ميزان اسيد کل در ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۰
شکل۴-۶- برهمکنش اثر تيمار و دوره انبارماني بر ظرفيت آنتياکسيدان ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۱
شکل ۴- ۷-رهمکنش اثر تيمار، دما و دوره انبارماني بر ميزان بيماري ميوههاي فلفل دلمهاي در انبار۷۲
شکل ۴- ۸- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر کاهش وزن ميوه۷۹
شکل ۴-۹- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بيماري ميوه۸۰
شکل ۴-۱۰- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر بازارپسندي ميوه۸۱
شکل ۴-۱۱- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر اسيد کل آب ميوه۸۱
شکل ۴-۱۲- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر نسبت قند به اسيد ميوه۸۲
شکل ۴-۱۳- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني برظرفيت آنتياکسيدان ميوه۸۳
شکل ۴-۱۴- برهمکنش تيمارهاي پس از برداشت و دوره انبارماني بر فنل کل ميوه۸۳
شکل۴-۱۵- اثر غلظتهاي مختلف چيتوزان بر کنترل عامل پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در شرايط کشت درون شيشه۸۴
شکل ۴-۱۶- همبستگي بين وزن تک ميوه و عملکرد تک بوته.۹۲
شکل۴-۱۷- همبستگي بين طول ميانگره و ارتفاع گياه.۹۶
شکل ۴-۱۸- همبستگي بين شاخص سرمازدگي و شاخص آلودگي ميوه.۹۸
شکل ۴-۱۹- همبستگي بين شاخص سرمازدگي و محتواي مالون ديآلدئيد.۹۹
شکل ۴-۲۰- همبستگي بين شاخص سرمازدگي و درصد نشت يوني.۱۰۰
شکل ۴-۲۱- همبستگي بين ميزان کاهش وزن و سفتي بافت ميوه.۱۰۵
شکل۴-۲۲- همبستگي بين ميزان ويتامينC و ظرفيت آنتياکسيدان ميوه.۱۰۶
شکل ۴-۲۳- همبستگي بين افزايش غلظت چيتوزان و کاهش گسترش قارچ در محيط کشت درون شيشه.۱۰۷
شکل ۴-۲۴- همبستگي بين درصد نشت يوني و شاخص بيماري.۱۰۸
فصل اول
مقدمه
مقدمه
فلفل دلمهاي با اسم علمي Capsicum annuum L.)) از خانواده Solanaceae ميباشد و يکي از مهمترين سبزيجات ميوهاي خاص مناطق گرمسيري و نيمهگرمسيري جهان است که حاوي ترکيبات فعال بيولوژيکي مانند آنتياکسيدانها، ويتامينها و ساير موادگياهي است و امروزه جايگاه خود را در رژيم غذايي ميليونها نفر در سطح جـــهان پيدا نموده است (پيوست، ۱۳۸۸). فلفلها به صورتهاي مختلف مورد مصرف قرار ميگيرد. به عنوان يک سبزي تازه خوري در سالاد، غذاي پخته شده و يا خشک شده به عنوان چاشني استفاده ميشود. خاصيت آنتياکسيداني بالا، وجود اسيدآسکوربيک، کاروتنها و ويتامينE به مقدار زياد در فلفلها باعث جلوگيري از بروز انواع سرطانها ميشود و بيماريهاي قلبي و تصلب شريان را با تاخير مياندازد. اما با توجه به همهي اين مزايا اين محصول با مشکلات فراواني در طول فرايند توليد و فرايند قبل و پس از برداشت روبهرو ميباشد. پوسيدگي گلگاه، آفتابسوختگي و حمله آفات و بيماريها در قبل از برداشت و چروکيدگي سريع گوشت ميوه، تغيير رنگ ميوه و پوسيدگيهاي قارچي در پس از برداشت، از مهمترين مشکلات توليد اين محصول ميباشند. با توجه به روند افزايش جمعيت در سطح جهان، نياز به توليد محصول با کيفيت و عملکرد بالا توجه افراد را بيش از پيش به خود جلب کرده است (شباني و همکاران، ۱۳۹۰).
فلفل دلمهاي از جمله محصولاتي است که در دو سيستم کشت گلخانهاي و کشت مزرعهاي توليد ميشود. در سيستم کشت گلخانهاي به دليل کنترل شرايط محيطي معمولا? محصول با کيفيت مناسب توليد ميشود. اما باتوجه به هزينههاي بالاي توليد در سيستم کشت گلخانهاي بخش قابل توجهي از سطح زير کشت اين محصول به مزارع اختصاص دارد که به دليل عدم کنترل شرايط محيطي عملکرد اين محصول به طور قابل توجهي کاهش مييابد و همچنين تلفات اين محصول نيز نسبت به کشت گلخانهاي بيشتر است (دانشور، ۱۳۸۷).
تلفات فرآوردههاي باغباني در جريان پس از برداشت و بازاررساني به گونهي گستردهاي شايان توجه است که بخش عمدهاي از اين تلفات مرتبط با تغذيه نامناسب محصول در زمان رشد و قبل از برداشت ميباشد (راحمي، ۱۳۸۴). بخش قابل توجهي از اين تلفات ميتواند با افزودن موادي مشخص در زمان قبل و پس از برداشت کنترل شود. در ميان عناصر معدني، عنصر کلسيم موثرتر از ساير عناصر در کنترل عارضههاي پس از برداشت ميباشد (راحمي، ۱۳۸۴ و خلدبرين و اسلامزاده، ۱۳۸۰ ). در کشور ايران از جمله تلفاتي که در اين محصول در کشت مزرعهاي قابل توجه ميباشد ميتوان به پوسيدگي گلگاه، آفتابسوختگي و حمله آفات و بيماريها اشاره کرد (دانشور، ۱۳۸۷). عارضههاي چون لکه تلخ سيب۱، پوسيدگي گلگاه۲ در گوجه فرنگي و سوختگي حاشيه برگهاي سبزيجات به کمبود کلسيم نسبت داده ميشود (سار، ۱۹۸۷). از جمله راهکارهاي توصيه شده جهت کاهش اين عوارض در محصولاتي که به اين عارضهها حساس هستند محلولپاشي با نمکهاي کلسيم ميباشد (ليما، ۱۹۸۷). امروزه نقش کلسيم در نگهداري وحفظ کيفيت ميوه و سبزيجات بخوبي شناخته شده است. افزايش محتواي کلسيم در ديواره سلولي ميوهها ميتواند نرم شدگي بافت و شيوع عوارض فيزيولوژيک را کاهش دهد (کپدويل و همکاران،۲۰۰۳). در سالهاي اخير توجه بسياري از پژوهشگران به نقش کلسيم در انواع ميوهها و سبزيجات معطوف شده است. کاربرد کلسيم پيش از برداشت موجب جلوگيري از عارضههاي فيزيولوژيکي و به تاخير انداختن فرايند پيري و رسيدگي ميوهها ميشود (کانوي و سام، ۱۹۸۷ و ليما،۱۹۹۰). کمبود کلسيم در ميوهها معمولا به دليل تحرک و جابهجاي کم اين عنصر به دليل بالا بودن شعاع يوني آن ميباشد (خلدبرين و اسلامزاده، ۱۳۸۰). لذا محلولپاشي با مواد حاوي کلسيم ميتواند باعث جلوگيري از عارضههاي ناشي از کمبود کلسيم شود. همچنين جيبرلين يکي از مهمترين تنظيمکنندههاي رشد سلولي ميباشد که نقش مهمي در رشد و نمو گياهان بازي ميکند. از جمله نقشهاي مهمي که اين هورمون درگياهان دارد ميتوان به طويل شدن سلولها، گلدهي، توليد ميوه بدون دانه، طويل شدن ريشه، رشد برگها، جوانه زني بذور، بزرگ شدن و کيفيت ميوه، تاخير در رسيدن ميوهها و افزايش طول ميانگره اشاره کرد (لانگ، ۱۹۹۸). جيبرلين باعث بهبود رشد گياه، افزايش کيفيت و کاهش تلفات پس از برداشت ميشود. همچنين باعث افزايش کلروفيل، مواد جامد محلول و ويتامينث در ميوههاي فلفل دلمهاي ميشود (بلکبير و همکاران، ۱۹۹۸). گزارشات ديگر اثرجيبرلين بر افزايش سطح برگ، رشد اندام هوايي، افزايش ميانگرهها و افزايش رشد ميوه در گياه فلفل دلمهاي را نشان ميدهد (گرجيا و همکاران، ۲۰۱۰). همچنين بيان شده که جيبرلينها بسته به زمان استفاده، در گياه اثرات متفاوتي را نشان ميدهد و در کنترل بيماريهاي قارچي و باکتريايي نيز نقش دارند (هدن و فليپس، ۲۰۰۰).
لذا تاکنون گزارشي در مورد اثر زمانهاي مختلف محلولپاشي قبل از برداشت با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک و اثرات آنها بر خصوصيات کمي، کيفي، رويشي و انبارماني فلفل دلمهاي در شرايط کشت مزرعهاي و پس از آن درانبار ارائه نشده است. بنابراين در اين تحقيق اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم۵/۰ درصد و اسيدجيبرليک ۵۰ ميليگرم بر ليتر بر صفات کمي، کيفي، رويشي و انبارماني در گياه فلفل دلمهاي در شرايط کشت مزرعهاي و پس از آن در شرايط مختلف انبارماني و با استفاده از تيمارهاي چيتوزان و سلوفان مورد بررسي قرار گرفت.
تيمارهاي چيتوزان و سلوفان از طريق ايجاد پوشش و جلوگيري از کاهش رطوبت، و ايجاد اتمسفري تعديل يافته باعث افزايش انبارماني بسياري از ميوهها ميشوند (کيستر و فنما، ۱۹۹۸). همچنين اثر چيتوزان به دليل ايجاد خاصيت ضد ميکروبي و جلوگيري ازگسترش بيماريهاي قارچي و باکتريايي در بسياري از ميوهها به اثبات رسيده است (شهيدي و همکاران، ۱۹۹۹). به طور کلي اين پژوهش در قالب چهار آزمايش جداگانه، جهت بررسي صفات کمي، کيفي، رويشي و انبارماني فلفل دلمهاي، تحت اعمال تيمارهاي شيميايي و غيرشيميايي در قبل و پس ازبرداشت طراحي و اجرا گرديد.

اهداف کلي:
۱- بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت بر خصوصيات کمي و کيفي فلفل دلمهاي.
۲- بررسي اثر محلولپاشي با کلريدکلسيم و اسيدجيبرليک قبل از برداشت بر برخي از خصوصيات کيفي و مقاومت به سرما در ميوه فلفل دلمهاي در انبار.
۳- بررسي اثر برهمکنش بين تيمارهاي کلريدکلسيم و اسيد جيبرليک در قبل از برداشت با تيمارهاي چيتوزان و سلوفان در پس از برداشت بر برخي از خصوصيات کيفي فلفل دلمهاي در انبار.
۴- بررسي اثر پوشش خوراکي چيتوزان بر پوسيدگي نرم فلفل دلمهاي در انبار.
فصل دوم
کليات و مروري بر منابع
۲-۱- فلفل
۲-۱-۱- منشا و خاستگاه فلفل
موطن فلفل دلمهاي مرکز و جنوب آمريکاست .اولين کشورهايي که نسبت به کاشت آن اقدام کردند، مکزيک و پرو بودند. آثار باقيمانده از ميوه اين گياه به هفت هزار سال قبل از ميلاد برميگردد که در غارهاي اين نواحي يافت شده است و شواهد مورد دسترس براي کاشت اين گياه در ۳۵۰۰ تا ۴۵۰۰ سال قبل از ميلاد نيز به دست آمده است( دانشور، ۱۳۸۷)..
کريستف کلمب کاشف آمريکا، فلفل را به جنوب آورد وسپس در خاورميانه، آفريقا و آسيا توزيع شد و از آنجا نيز به قسمتهاي شمالي برگشت. پس از کشف آمريکا توسط کريستف کلمب به اروپا برده شد. در اسپانيا و ايتاليا به تصور اين که ميتوان از آن به عنوان ادويه استفاده کرد، به طور وسيع گسترش يافت و به فلفل اسپانيايي مشهور شد و از طريق کشورهاي اروپا به آسيا راه يافت. در حال حاضر در مناطق گرمسيري و نيمهگرمسيري در فضاي باز و در اروپا در گلخانهها کشت ميشود (پيوست،۱۳۸۸).
۲-۱-۲- مشخصات گياه شناسي
فلفل دلمهاي با نام علمي L. Capsicum annuum از خانواده Solanacea است که در بين اين خانواده بعد از سيب زميني و گوجه فرنگي مقام سوم را از نظر اهميت دارد. اين جنس داراي ۳۰ گونه گياهي وحشي است ( دانشور، ۱۳۸۷). انواع اهلي فلفل به پنج گونه بزرگ و مهم تقسيم شده است که عبارتند از ۱-C.annuum L. 2- C. chinense lacquim acc 3- C. pubescens ruiz et ravon 4- C. frutesens L. cv. tabasco 5- C. baccatum var . pendulum سه نوع اول داراي ميوههاي با طعم ملايم و درشت ميباشند که به عنوان سبزي مورد استفاده قرار ميگيرند و دو گونه چهارم و پنجم داراي ميوههاي تند و ريز هستند که جهت ادويه مصرف ميشوند. رقم کاليفرنيا واندر که خاستگاه آن آمريکا است در ايران به عنوان بهترين رقم فلفل دلمهاي مورد کشت وکار قرار ميگيرد.
در طبقهبندي تاکسونومي آن اختلاف زيادي وجود دارد. کليه گونهها داراي ۲۴=n2 کرموزوم هستند. فلفل دلمهاي گياهي علفي و حساس به سرما ميباشد که در نواحي معتدله به صورت يکساله بوده ولي در نواحي گرمسيري ممکن است رشد آن تا چند سال تداوم داشته باشد. فلفل براي توليد ميوه سبز يا کاملا”رسيده کشت ميشود که اين ميوه به عنوان يک سبزي خام يا پخته در سالاد مصرف ميگردند. اکثر گونههاي فلفل مورد کشت در نواحي معتدله وگرمسيري به گونهCapsicum annum L. تعلق دارد. اين گياه داراي گلهاي کامل و ساقهي منشعب به طول ۱۵ تا ۱۸۰ سانتيمتراست. برگها بدون بريدگي بوده و تخم مرغي يا بيضي شکل ديده ميشوند. در فضاي آزاد اين گياه از اواخر بهار تا اواخر تابستان گل ميدهد. گلهاي آن به صورت پنج قسمتي است و به رنگ سفيد، زرد، سبزروشن و بنفش ديد ميشود. پرچمها مجزا از هم و داراي ميله بنفش رنگ هستند. تخمدان سه برچهاي و طول خامه آن بين ۴ تا ۵ ميليمتر است. قسمت برآمده مادگي از يک طرف آزاد و از طرف ديگر با پرده واسط به مزوکارپ چسبيده است. ميوه فلفل از نظر گياهشناسي يک سته است و به رنگهاي مختلف ديده ميشود. از نظر گردهافشاني اغلب خودگشن است ولي به علت بزرگي گل، قدرت زياد و مدت طولاني تلقيح دگرگردهافشاني وجود دارد. ريشه اصلي عميق و حداکثر تا ۸۰ سانتيمتر عمق دارد. قدرت توليد ريشه نابجا در آن ضعيف است و به همين دليل کاشت عميق آن بر عکس گوجه فرنگي بيفايده است (پيوست، ۱۳۸۸).
فلفل منبع غني براي تامين ويتامينهاي ضروري و مواد معدني ميباشد. از طرف ديگر فلفل حاوي مقادير بالايي از آنتياکسيدانتها و مواد ضروري از قبيل ويتامينث، کارتنوئيدها و ترکيبات فنوليک ميباشد. اين محصول همچنين حاوي غلظت بالايي از پتاسيم ميباشد که اين مواد در مجموع ظرفيت تغذيهاي و آنتياکسيداني فلفل را تشکيل ميدهند. فلفل نيز مانند گوجه فرنگي به خاطر بالا بودن آنتياکسيدانتها و ليکوپن در پيشگيري از بيماريهاي قلبي نقش مهمي دارد. فلفل با توجه به رنگ پوست حاوي مقادير مختلفي از ويتامينث است و به رغم تنوع ژنتيکي غني که در اين محصول وجود دارد، دانش ما دربارهي فيزيولوژي آن محدود است و منحصر به ارقام اندکي ميباشد که بيشتر از همه در مورد فلفل C. annuum با ميوههاي زنگولهاي شکل ميباشد (بوسلند و وتوگا، ۲۰۰۰).
۲-۱-۳- اهميت اقتصادي و ارزش غذايي
فلفلهاي شيرين به رنگ قرمز، نارنجي و زرد سبزيجات زنگولهاي شکلي هستند که در وعده غذايي بشر به صورت سبزي تازه در سالادها، سوپها، خورشتها، ترشيها، دلمه و خوراکهاي پخته شده يا خشکشده براي ادويه استفاده ميشوند (اينز و مونتاگو، ۲۰۰۰). فلفل تازه به عنوان يکي از سبزيجات با ميزان بالايي از ويتامينث در سلسله گياهي بررسي شده است. فلفلهاي شيرين فاقد تندي و داراي ديواره محکم هستند. پريکارپ ميتواند فاقد تندي اما بافت جفت ميتواند تند باشد (جعفر و همکاران، ۱۹۹۴).
فلفل غني از ويتامينهايي چون A،B1 ، B3، C، Eو ترکيبات فنوليکي است (اينز و مونتاگو، ۲۰۰۰). فلفلهاي قرمز حاوي سطوح بالايي از فنوليکهاي طبيعي (Quercetin، Luteolin و Capsasinoid) ميباشند (بهنامينا و همکاران، ۲۰۰۹). اين ترکيبات بر روي طعم ميوه و کيفيت غذايي در زمانهاي تغيير رنگ، طعم، چاشني موثر است. اين ترکيبات اثرات مفيدي در سلامت انسان دارند. فلاونوئيد، فلاونها و کارتنوئيدها رنگيزههاي موجود در کلروپلاست ميباشند (سيمون و کوين، ۱۹۸۸). کارتنوئيدهاي فلفلهاي قرمز شامل Capsorubin و Capsanthin، در ميوههاي نارنجي شامل Zeaxanthin و Vioaxanthin و در ميوههاي زرد Zeaxanthin، Lutein، Vioaxanthin و Antheraxanthin ميباشد (اينز و مونتاگو، ۲۰۰۰). در فلفل رسيده و بالغ پروويتامينA، اسيد آسکوربيک و ميزان کارتنوئيدکل افزايش مييابد (جعفر و همکاران، ۱۹۹۴).
سطح زيرکشت اين گياه در جهان از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ حدود ۳۰ درصد افزايش داشته است. در حال حاضر سطح زير کشت آن در فضاي آزاد و گلخانه جمعا? حدود يک ميليون هکتار برآورده ميشود که ۵۶ درصد آن در آسيا، ۱۷ درصد در اروپا، ۱۵ درصد در آفريقا، ۱۰ درصد آمريکاي شمالي و مرکزي و ۲ درصد در آمريکاي جنوبي است (پيوست، ۱۳۸۸). فلفل دلمهاي منبع غني براي تامين ويتامينهاي ضروري بدن از جمله ويتامينث و مواد معدني است. از طرفي حاوي مقادير زياد آنتياکسيدانها و موادي همچون کارتنوئيد و ترکيبات فنوليک ميباشد. فلفل دلمهاي همچنين حاوي مقادير بالايي پتاسيم ميباشد. به طور معمول ميزان ويتامينث يک فلفل دلمهاي متوسط در حدود شش برابر ويتامينث پرتقال ميباشد. بايد توجه داشت که فلفلهاي دلمهاي با رنگهاي متفاوت حاوي مقادير مختلفي ويتامينث ميباشند. گزارش شده است که يک فلفل دلمهاي متوسط سبزرنگ ۸۰ درصد نياز روزانه ويتامينث و ۸ درصد ويتامينA مورد نياز يک فرد بالغ را تامين مي کند (بوسلند و وتوگا، ۲۰۰۰).

دسته بندی : 22

پاسخ دهید