افسردگي بار مالي سنگيني را تقريباً به ۱۲ درصد جمعيت جهان تحميل مي کند (آستان۳۵ وهمکاران، ۲۰۰۴). بطور متوسط هزينه اي که يک فرد افسرده بر جامعه تحميل مي کند از هزينه هايي که يک فرد مبتلا به بيماري هاي مزمن ديگر بر جامعه تحميل مي کند بيشتر است (وکيلي و همکاران، ۱۳۸۸). اقتصاددانان برآورد کردهاند که افسردگي سالانه ۴۳ بيليون دلار براي ايالات متحده آمريکا هزينه در بر دارد (هانتر۳۶، ۲۰۰۹).
بر اساس DSM-IV افسردگي باتوجه به هشت ويژگي تشخيص داده مي شود: گرفتگي خلق حداقل به مدت دوهفته، احساس عدم لذت در بسياري از فعاليت ها، اختلال در خواب، تغييرات وزني قابل ملاحظه، فقدان انرژي، احساس بي ارزشي يا احساس گناه، اشکال در تمرکز، تصميم گيري و افکار خودکشي (گرينبرگ و واتسون۳۷، ۲۰۰۷). ۱۵ درصد از افراد مبتلا به افسردگي در اثر خودکشي جان خود را از دست مي دهند. تحقيقات نشان مي دهد که هر ساله حدود يک ميليون نفر در جهان در اثر خودکشي جان خود را از دست مي دهند، به عبارتي ديگر در هر ۳۰ ثانيه يک نفر (هانتر، ۲۰۰۹)
افسردگي تحت تأثير عوامل بيولوژيکي مانند ترشح اندک هورمون رشد، ترشح اندک پرولاکتين؛ تأثيرات ژنتيکي؛ رويدادهاي پرفشار زندگي مانند مرگ عزيزان فشارهاي مالي؛ شرايط جسماني مانند بيماري هاي قلبي عروقي؛ کلسترول پايين خون؛ وضعيت اجتماعي- اقتصادي مانند بيکاري (دوبلينگ۳۸، ۲۰۰۷، به نقل از علوي، ۱۳۸۸)؛ اختالات روانپزشکي همراه مانند اضطراب، وسواس، فوبي، اختلال شخصيت و اختلال سوء مصرف مواد (کلارک۳۹، ۲۰۰۷، به نقل از علوي ، ۱۳۸۸) تاريخچه خانوادگي مانند، محيط و عملکرد خانواده، مشکلات ارتباطي، ابزار اندک عاطفه، حمايت اندک و سوء استفاده بيشتر (براون۴۰وهمکاران ۱۹۸۹، به نقل از علوي، ۱۳۸۸) ، محرک هاي استرس زا و رويدادهاي منفي روزانه (اوگرادي ۴۱، تنن۴۲ و آرملي ۴۳،۲۰۱۰) و عملکرد شناختي/شخصيتي بدبين مانند تحريف شناختي فزون يافته در مورد خود، ديگران و آينده، درماندگي، گرايش به اسناد دادن نتايج به علل خارجي غير قابل کنترل، نارسايي در مهارت هاي اجتماعي و عزت نفس پايين (علوي، ۱۳۸۸) مشخص مي شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

مطالعات مختلف نشان داده اند کودکان و نوجوانان همچون بزرگسالان از اختلالات افسردگي رنج مي برند و اين اختلالات عملکرد و زندگي آن ها را تحت تأثير قرار مي دهد (نشاط دوست ، ۱۳۸۶). نوجواني مرحله گذر از کودکي و ورود به دنياي بزرگسالي است، بسياري از نوجوانان مشکلات شخصي و خانوادگي زيادي را در اين مرحله بحراني از زندگي تجربه مي کنند. بعضي از نوجوانان با توجه به حمايت والدين و حفظ يکپارچگي خانواده از اين مرحله مي گذرند و در کنار خانواده وارد دوران جواني مي شوند. اما بعضي از نوجواناني که شبکه حمايت اجتماعي مناسبي در خانواده و محيط ندارند، از آشفتگي ها و اختلالات هيجاني و رفتاري رنج مي برند و مهارت هاي مقابله اي و حل مسئله مناسب را براي کاهش فشارها و مديريت مشکلات زندگي کسب نکرده اند (ليندس و همکاران، ۲۰۰۰؛ به نقل از کاملي، ۱۳۸۸)
نوجواني دوره اي از رشد آدمي است که با تغيير و تحول در زمينه هاي مختلفي همراه است. نوجوانان نه تنها از نظر جسماني و فيزيولوژيکي، بلکه از نظر اجتماعي، شناختي، اخلاقي، رفتاري و روابط اجتماعي با ديگران تحول مي يابند. در اين دوره فرد خود را براي پذيرش نقش هاي اجتماعي متناسب با تحول و رشد خود آماده مي سازد (روانبخش ، ۱۳۸۵؛ به نقل از کاملي، ۱۳۸۸).
نوجوان در اين سن که سن طغيانگري است با مشکلات و بحران هايي حول محور هويت يابي مواجه مي شود و اگر دراين مرحله از زندگي، سبک هاي حل مسئله و راه هاي مقابله با مشکلات را فرا نگيرد ممکن است براي طغيان عليه والدين و يا جستجوي شرايط ايده آل زندگي دست به فرار بزند (اريکسون۴۴، ۱۹۵۰؛ به نقل از کاملي، ۱۳۸۸). اريکسون معتقد است در دوره نوجواني يک بحران هويت روي مي دهد که بهنجار است. نوجوان براي پاسخدهي به اين سوال که من کيستم؟ به بررسي و ارزيابي دوباره باورها، ارزش ها و عقايدي مي پردازد که در طول سال ها از طريق خانواده و مدرسه و اجتماع کسب کرده است. وي در جستجوي اين است که تصوير روشني از خود، خواسته ها، اهداف و نيازهايش بدست بياورد. وجود چنين بحراني در دوره نوجواني، طبيعي و بهنجار است؛ اما ناتواني براي کنار آمدن با اين بحران نابهنجار به شمار مي رود. زيرا اگر نوجوان نتواند بدرستي اين بحران را پشت سر بگذارد از داشتن يک پايگاه هويتي نيرومند و موثر براي زندگي در بزرگسالي محروم خواهد شد. چنين شخصي دچار سردرگمي هويت يا آشفتگي نقش مي شود که اين حالت خود را به صورت اختلالات رفتاري بزهکاري، افسردگي و….. نشان مي دهد (منصور، ۱۳۸۱؛ به نقل از کاملي، ۱۳۸۸).
۲-۱-۱- علائم افسردگي و ميزان شيوع آن در دوره نوجواني:
اختلالات خلقي ۴۵ همانند بسياري از بيماري هاي ديگر انواع متفاوتي دارند که مشهورترين آن ها در ارتباط با افسردگي هستند. بر اساس تقسيم بندي که در راهنماي تشخيصي و آماري اختلال هاي رواني (DSM) و مصاحبه باليني با ساختار۴۶ بر اساس راهنماي تشخيصي و آماري اختلالات رواني آمده است، عبارتند از:
۱٫ دوره افسردگي اساسي
۲٫ اختلال افسرده خويي
۳٫ اختلال خلق ادواري
۴٫ اختلال دو قطبي
اختلالات مذکور داراي علائم تشخيصي خاصي هستند که به طور مفصل و دقيق در منابع ذکر شده مطرح شده است (انجمن روانپزشکان امريکا، ۱۳۷۴).
اما آن چيزي که در اين پژوهش اهميت دارد علائم و نشانه هاي افسردگي در نوجواني است.
۲-۱-۲- آيا نشانه هاي افسردگي در نوجواني و بزرگسالي متفاوت است؟
احمدخانيها (۱۳۸۰؛ به نقل از گرجي، ۱۳۸۱)، معتقد است که علائم زير صرف نظر از سن در بين تمامي افسرده ها ديده مي شود:
۱٫ افکار خود کشي
۲٫ بي خوابي و مشکلات خوابيدن
۳٫ فقدان تمرکز
۴٫ خلق افسرده
۵٫ تحريک پذير
افسردگي در نوجوانان ممکن است به صورت اخم و ترشرويي، منفي گرايي، گوشه گيري، شکايت از درک نشدن يا مورد تحسين قرار نگرفتن، احتمالاً رفتارهاي ضد اجتماعي و سوء استفاده از داروها مشخص شود که عبارت است از بزرگ نمايي مسائل عادي نوجوانان (کنتول۴۷، ۱۹۸۲؛ به نقل از آزاد، ۱۳۷۳).
بارلوو دورند۴۸(۱۹۹۵ ، به نقل از گرجي، ۱۳۸۱)، بر اين باورند که نشانه ها و علائم افسردگي در سنين مختلف با هم تفاوت هايي دارند. آن ها علائم مربوط يه اين اختلال را در سنين ۱۳ تا ۱۸ سالگي به شرح زير مشخص مي کنند:

۱٫ حالت غمگيني
۲٫ بي حالي
۳٫ زود رنجي
۴٫ افزايش شکايت هاي افسرده وار
۵٫ از دست دادن لذت يا رغبت
۶٫ تغيير اشتها يا وزن
۷٫ بي خوابي يا پرخوابي
۸٫ فتارهاي پرخاشگرانه
۹٫ تندي رواني
۱۰٫ فقدان انرژي
۱۱٫ احساس گنهکاري
۱۲٫ سطح پايين کارآمدي تحصيلي
۱۳٫ افکار مربوط به خود کشي
۱۴٫ اضطراب
۱۵٫ شکايت هاي بدني
در تحقيقي که توسط رايان ۴۹ و ديگران (۱۹۸۲؛ به نقل از سارهوش، ۱۳۸۴)، به منظور بررسي ومقايسه فراواني و شدت علائم اختلال افسردگي در دو گروه از کودکان و نوجوانان در بخش روانپزشکي دانشگاه پترزبورگ انجام گرفت، ۲۴ نفر کودک و ۹۲ نفر نوجوان شرکت داشتند. سن اين افراد بين ۴ تا ۱۸ سال بود و از بين کساني که به برخي از علائم افسردگي از قبيل: غم، افکار خودکشي، عصبي بودن، عدم لذت از زندگي و .. به بخش روانپزشکي مراجعه کرده بودند، انتخاب شده و به مدت دو هفته تحت نظر قرار گرفتند تا از نظر تطبيقي مورد ارزيابي قرار گيرند.
در اين مدت تکميل فرم “اف. اس.ا.دي.اس.پي” که معياري براي تشخص افسردگي شديد است و معاينه توسط متخصص اطفال، به مرحله اجرا در آمد. همچنين مصاحبه يک به يک کودکان و نوجوانان و والدين آن ها صورت گرفته و تشخيص نهايي بر اساس کل اطلاعات کسب شده داده شد. از لحاظ علائم افسردگي تفاوت معناداري بين دو گروه وجود نداشته است. از کل کودکان و نوجوانان ۱۱۷ نفر داراي خلق افسرده در حد خفيف، ۱۱۸ نفر به بي علاقگي، ۱۶ درصد داراي اختلال در تمرکز فکر، ۱۳ درصد ناراحتي و عصبانيت و ۱۱ درصد عصبي، ۲۴ درصد بي خوابي و ۲۸ درصد انزواي اجتماعي بوده اند.
علائم شايع در نوجواني در دوره بلوغ را مي گذراندند عبارت بودند از : ۲۴ درصد ظاهر افسرده، ۱۳ درصد شکايات جسماني، ۲۴ درصد برانگيختگي رواني- حرکتي. به علاوه دلواپسي جدايي، ترس مرضي و توهمات بيشتري وجود داشته است. علائم شايع در گروه نوجوانان، نااميدي ۶۸ درصد، بدخوابي ۲۱ درصد، کاهش وزن ۲۴ درصد، خشونت ، استفاد از الکل و داروهاتي مخدر، اقدام به خودکشي و تغييرات وزن در سنين بالاي ۱۱ سال بيشتر بوده اند. در نوجواناني که سابقه افسردگي دو سال و بيش از آن داشته اند، نسبت به کساني که سابقه افسردگي کمتري داشته اند، فراواني عقايد خودکشي و اقدام به خودکشي بيشتر بوده است و اقدام به خودکشي با استفاده از راه هاي پيشرفته تري صورت گرفته است در مورد هر دو گروه نوجوانان و کودکان، عوامل کاملاً مشابهي وجود داشته است. از آن جمله عوامل درون زاد و عامل اضطراب. در بسياري از تحقيقاتي که در مورد افسردگي نوجوانان صورت گرفته، همين نتايج بدست آمده است (سارهوش، ۱۳۸۴).
۲-۱-۳- ميزان شيوع افسردگي در دوره نوجواني در مقايسه با بزرگسالي:
به طور کلي مطالعات همه گيرشناسي در مورد اختلال افسردگي دامنه وسيعي از مقادير را براي جامعه بزرگسالان مبتلا نشان مي دهد که خطر مادام العمر اختلال افسردگي در نمونه هاي اجتماعي ۱۰ تا ۲۵ درصد براي زنان و ۵ تا ۱۲ درصد براي مردان است (DSM IV ، ۱۹۹۴؛ به نقل از گرجي، ۱۳۸۱). تخمين زده مي شود که هر ساله حدود ۲۰ ميليون نفر در ايالات متحده از افسردگي رنج مي برند و ۲۵ درصد زنان و کمتر از آن ۱۲ درصد از تمامي مردان دوره هايي از افسردگي را در طي زندگيشان تجربه کرده اند. حدوداً از هر ۶ امريکايي بزرگسال يک نفر در طي زندگي خود به افسردگي مبتلا مي شود (زلفت۵۰، ۲۰۰۰؛ به نقل از گرجي، ۱۳۸۱).
سازمان بهداشت جهاني اعلام کرده است که حدود ۱۲ درصد از جمعيت کشورهاي مختلف به درجاتي از افسردگي مبتلا هستند (افروز، ۱۳۸۱؛ به نقل از گرجي، ۱۳۸۱). سازمان بين المللي بهداشت رواني (NIMH) اعلام کرده است که تنها در امريکا هر ساله ۱۷ ميليون نفر دچارافسردگي مي شوند که متأسفانه يک سوم از افرادي که به افسردگي مبتلا هستند در صدد درمان برمي آيند (نقي زاده، ۱۳۸۰؛ به نقل از گرجي، ۱۳۸۱).
احمدي در پژوهش خود به اين نتيجه رسيد که ۶/۱ درصد دانشجويان پزشکي شيراز دچار افسردگي شديد، ۳/۳ درصد نسبتاً شديد. ۹/۸ درصد نيز در حد متوسطي افسرده بوده اند. در يک بررسي حبيبي نيا (۱۳۸۰؛ به نقل از گرجي، ۱۳۸۱)، در يکي از مناطق آموزش و پرورش تهران نشان داد که ۵۰ درصد از پسران و ۶۰ درصد از پسران دبيرستاني، نشانه ها و علائم تشخصي متفاوتي از انواع افسردگي را بروز داده اند و ۱۰ درصد از کل جامعه نمونه، علائم باليني افسردگي مرضي را از خود نشان داده اند.
۲-۲-درمان کوتاه مدت راه حل محور۵۱:
مشاوره و درمان کوتاه مدت از سال ۱۹۹۰ به بعد به دليل تکنيک هاي هدف- محور۵۲مستقيم۵۳، فعال۵۴و خلاق۵۵، مقبوليت قابل توجهي پيدا کرد. اين ديدگاه برخلاف ساير رويکردهاي مشاوره اي، توسط کمپاني ها و آژانس هاي بيمه که به دنبال پول کمتر بودند، مورد تشويق قرار گرفت. به دليل اين پذيرش سريع، تعدادي از نظريه ها به سمت کوتاه مدت حرکت کردند (ليچيک، ۱۹۹۴). درمان هاي عقلاني- عاطفي۵۶، استراتژيک۵۷، درمان هاي متمرکز بر هيجان۵۸، درمان ساختاري ۵۹، برنامه ريزي عصبي- کلامي۶۰، درمان شناختي- رفتاري و درمان راه حل محورهمگي در حال حاضر به صورت کوتاه مدت به کار گرفته مي شوند. طول مدت درمان در اين گونه درمان ها به ۶ تا ۱۰ جلسه محدود است (بودمن۶۱،۱۹۹۳؛ به نقل از نظري ، ۱۳۸۳). پروژه درمان کوتاه مدت در انستيتو تحقيقات رواني (MRI) در پالوالتو کاليفرنيا بعد از دهه ۱۹۵۰ شروع شد اين گروه که ابتدا شامل دان جکسون، جان ويکلند و جي هيلي۶۲بود روشي را براي درمان خانواده و ازدواج به صورت کوتاه مدت طرح کردند. گروه MRI به خاطر اين ابداع شهرت فراوان پيدا کردند. برخلاف درمان کوتاه مدت روان پويايي که ممکن بود جلسات آن به ۴۰ تا ۶۰ جلسه برسد. گروه MRI مراجعان را حداکثر در ۱۰ جلسه ملاقات مي کرد. تمرکز اصلي اين رويکرد تأکيد بر شناخت يک مسئله وکار کردن بر روي آن است. در حقيقت اين ديدگاه مشکل- محور۶۳ناميده مي شود (به نقل از نظري، ۱۳۸۳).
۲-۲-۱- نظريه پردازان و تاريخچه رويکرد راه حل محور:
پايه گذاران و شکل دهندگان رويکرد راه حل محور، خانواده درمانگراني مثل بيل اوهانلون۶۴، استيو دي شازر و اينسو کيم برگ۶۵مي باشند. بيل اوهانلون و استيو دي شازر دو تن از خانواده درمانگران با تجربه راه حل محورهستند که هر دو با ميلتون اريکسون۶۶تحصيل مي کردند. دي شازر همانند اوهانلون در دهه ۱۹۸۰ به عنوان درمانگر ارشد در خانواده درماني شناخته شد. وي به عنوان يک خانواده درمانگر استراتژيک که تحت تأثير ميلتون اريکسون، گريگوري بيتسون ۶۷کارکنان موسسه تحقيقات رواني قرار داشت، مورد نظر بود. ولي در طول دهه ۱۹۸۰، نوشته هاي وي به همراه همسر و يا همکارش اينسوکيم برگ از خط فکري رويکرد خانواده درماني کوتاه مدت نامگذاري و آن را به عنوان يک رويکرد اکوسيستمي توصيف کرده است (سوداني، ۱۳۸۵). در نهايت درمان راه حل محوردر اواخر دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، از سوي استيو دي شازر و همکارانش در مرکز درمان کوتاه مدت خانوادگي (BFTS) در ميلو واکي۶۸واقع در ويسکانسين انگلستان، بوجود آمد. دي شازر، تحت تأثير کار موسسه و مرکز پژوهش رواني (MRI) در پالوآلتو در کاليفرنيا قرار گرفته بود (واتسزلويک، ويکلند، و فيسک۶۹، ۱۹۷۴؛ فيسک و سيگال۷۰، ۱۹۸۲؛ شوهام و رورباخ۷۱، ۲۰۰۲) که آن ها نيز، تحت تأثير ميلتون اريکسون، روانکاو، روان شناس و هيپنوتيزم گر معروف، بويژه ديدگاه هاي وي در مورد مداخله استراتژيک و بکارگيري کامل قابليت هاي نهفته مراجع قرارگرفته بودند. همانطور که از عنوان کتاب معروفشان بر مي آيد. تغيير: اصول مشکل سازي و حل مشکل (واتسزلويک۷۲ و همکاران ، ۱۹۷۴)، گروه MRI، توجه خود را معطوف به تشيوه اي نمودند که مراجعين مشکل مي سازند و حل مي کنند از جمله اين شيوه که، چگونه تلاش ها در جهت حل يک مسئله گاهش اوقات باعث تداوم آن مشکل مي شود. دي شازر و گروه وي که مبتني بر نظريات ميلوواکي بودند، ديدگاه نسبتاً متفاوتي را اتخاذ کردند و در عوض توجه خود را معطوف به مواقعي (استثنائات) کردند که مشکل موجود حاضر نبود و اين موضوع در عنوان رساله ي آن ها، درمان کوتاه مدت: تکامل راه حل- محور (دي شازر و همکاران، ۱۹۸۶) بيان شده است. زمينه درمان کوتاه اين است که به مراجعين کمک کند با تغيير رفتار تعاملي و تغيير رفتار و موقعيت ها به منظور يافتن راه حل (يک راه حل براي نارضايتي آن ها) کاري متفاوت انجام دهند (به نقل از گرمان، ۲۰۰۸).
در ابتدا رويکرد راه حل- محور، به شيوه استقرايي از مطالعه آنچه مراجعين و درمانگران قبل از آنکه اعلام نمايند که مشکلاتشان حل شده است بوجود آمد. بايد توجه کرد، وقتي که مراجعين درگير برداشت ها و رفتارهاي متفاوت و جديد درباره مشکل موجود هستند، مشکلات به صورت حل شده (که ديگر وجود ندارد) توصيف مي شوند. اين موضوع منتهي به اصول اساسي درمان راه حل – محور شد:
– اگر نشکست، تعميرش نکنيد.
– همين که دانستيد چه چيز کارايي دارد هر چه بيشتر آن را انجام دهيد.
– اگر، آن چيز کارآمد نبود، دوباره انجامش ندهيد. چيز ديگري انجام دهيد (هويت ۱۹۹۶).
۲-۲-۲- مقايسه رويکرد راه حل محوربا رويکرد مشکل محور
از آن جا که رويکردهاي مشکل محور مبتني بر ديدگاه مدرنيسم يا سنتي هستند و رويکردهاي راه حل محور، مبتني بر ديدگاه پست مدرنيسم. لذا فنون مورد استفاده در اين دو دسته از رويکردها تا اندازه زيادي متفاوت از يکديگرند. در جدول (۱-۲) مهارت هاي اصلي رايج در هر يک از اين رويکردها منعکس شده است (بهاري، ۱۳۸۸).
رويکردهاي متمرکز بر مشکل رويکردهاي متمرکز بر راه حل گوش دادن فعال تصديق مشکل و اهميت دادن به آن تأييد وارد شدن به گفتگوي عاري از مشکل سوالات قبل و بعد از عبارت اکتشاف تغيير قبل از جلسه ذهن انگيزي (بارش فکري) مذاکره درباره ي تعريف مشکل تکميل جمله مراجع هدف گزيني همدلي اساسي (و پيشرفته) گوش دادن به نقاط قوت و استثناء ها ارزيابي کردن فراخواندن ظرفيت و منابع مراجع کشف تصورات ذهني ملحق شدن به زبان متناسب با مراجع دادن اطلاعات استفاده از سوالات “چطور” به جاي “چرا” تعيين هدف مذاکره درباره نومبناسازي مشکل بيواسطگي تشديد تغيير جمله ناتمام جستجوي تفاوت ها بي پرده گويي از خود به صورت غير مستقيم عادي سازي دعوت به باز کردن گفت و گو توسعه راهکارها حداقل تشويق پيشنهاد گزينه هم اين / هم آن عادي سازي سوالات معجزه اي بازگويي سوالات رابطه اي اولويت بخشي/متمرکز سازي مقياس سازي سوالات(باز/بسته/حلقوي) دادن بازخورد به مراجع بازتاب دادن /آيينه کردن تحسين وتمجيد نو مبنا سازي دادن تکليفجستجوي تصريح ارزيابي کردن
جدول ۲-۱ مقايسه مهارت هاي اصلي رايج در رويکردهاي متمرکز بر مشکل با رويکردهاي متمرکز بر راه حل
همچنين آشکارترين تفاوت بين مهارت هاي مورد استفاده در رويکرد راه حل محورو ساير اشکال مشاوره، مرکزيت “سوال پرسي” در رويکرد راه حل محوراست. همگان با درمان سيستمي، عقيده بر آن است که “سوالات به خودي خود، درمان هستند”. در جدول ۲-۲ اين تفاوت ها نشان داده شده است.
رويکردهاي مشکل محور (PFT)رويکردهاي راه حل محور(SFT)از مشکل شروع مي کند به راه حل مي پردازد به گذشته بر مي گردد و به سمت آينده مي نگرد به سمت آينده مي نگرد علل توصيف هاي متعدد چرا؟چگونه/ چطور بينش(معالجه) رشد تغيير چه اتفاقي افتاده است؟چه مي خواهيد ؟عمق سطح مشاور هدايت کننده است مبتني بر همکاري است چه اشکالي وجود دارد؟چه چيزي درست است؟مراجع از مشاور مي آموزد مشاور از مراجع مي آموزد طولاني است کوتاه مدت است. درمان متناسب با مشکل است راه حل هاي متناسب با شخص هستند مقامت مراجع را به دنبال دارد همکاري مراجع را به دنبال دارد از زبان تخصصي استفاده مي شود از چارچوب و زبان مراجع استفاده مي شود. جدول ۲-۲ تفاوت بين درمان هاي راه حل محور(SFT) و رويکردهاي مشکل محور (PFT)
اينک به اختصار برخي از اين تفاوت هاي توضيح داده مي شوند:
توجه به راه حل ها به جاي توجه به مشکل: در رويکردهاي راه حل محوربر گزينه هاي هم اين هم آن تأکيد مي شود.
تمرکز بر اينده به جاي گذشته: بازگشت و چسبيدن به گذشته موجب نااميدي مراجعان مي شود. اما توجه به زمان حال و آينده موجب اميد مي شود.
توصيف هاي متمعدد به جاي پرداختن به علل مشکل: از ديدگاه راه حل محوري، گذشته را فقط مي توان از چشم انداز و منظر زمان حال بازسازي کرد. گذشته رانمي توان بهبود بخشيد يا کشف کرد. اگر گذشته مراجع کلکسيوني از مشکلات است، پس کشف راه هاي جديد درک و رفتار از زاويه زمان حال به جاي نگريستن از زاويه گذشته که با تداعي هاي منفي همراه است، مي تواند مفيدتر باشد.
طرح سوال با “چطور و چگونه” به جاي “چرا”: از ديدگاه متمرکز بر راه حل، طرح اين سوال که “چرا ما آن طوري رفتار مي کنيم؟” با اين سوال که “چگونه مي توانيم آن طور که مي خواهيم، رفتار کنيم” متفاوت است. سوال “چرا” بر نياز به رفتن به فراسو يا زير بناي واقعيت مراجع تأکيد مي کند تا معلوم کند که چه عوامل ناهشيار يا عوامل ديگري ممکن است باشند که مشکل را ايجاد کرده اند. سوال “چگونه/ چطور” اين ديد را اتخاذ “درست” يا “حقيقي” باشد. اما فقط متناسب با فرد خاصي در مقطع زماني خاصي است يا به درد فرد خاصي در مقطع زماني خاصي مي خورد.

دسته بندی : 22

پاسخ دهید