۲-۵-۱-دشت خوزستان ……………………………………………………………………………………………………. ۲
۲-۵-۲-زاگرس چين خورده …………………………………………………………………………………………….. ۲
۲-۵-۳-زاگرس رورانده ……………………………………………………………………………………………………… ۲
۲-۶-کرتاسه بالايي در زاگرس ……………………………………………………………………………………….. ۲
۲-۷-پالئوژن در زاگرس ………………………………………………………………………………………………….. ۲
۲-۷-۱-سازند اميران ………………………………………………………………………………………………………… ۲
۲-۷-۲-سازند ساچون ………………………………………………………………………………………………………. ۲
۲-۷-۳-سازند تله زنگ ……………………………………………………………………………………………………… ۲
۲-۷-۴-سازند کشکان ………………………………………………………………………………………………………. ۲
۲-۷-۵-سازند شهبازان ……………………………………………………………………………………………………… ۲
۲-۷-۶-سازند جهرم …………………………………………………………………………………………………………. ۲
۲-۷-۷-سازند پابده …………………………………………………………………………………………………………… ۲
۲-۸-تاريخچه و خلاصه مطالعات انجام شده بر روي سازند پابده …………………………………. ۲
۲-۹-نانوفسيل‌هاي آهکي ……………………………………………………………………………………………….. ۲
۲-۹-۱-ساخت و مورفولوژي کوکوليتها …………………………………………………………………………. ۲
۲-۹-۲-وظايف مورفولوژي کوکوليت ………………………………………………………………………………… ۲
۲-۹-۳-تاريخچه زمين شناسي نانوفسيل‌هاي آهکي ……………………………………………………….. ۲
۲-۹-۴-بايوستراتيگرافي نانوفسيل‌هاي آهکي در ترشيري ………………………………………………. ۲
۲-۹-۵-پالئوبيوژئوگرافي نانوفسيلهاي آهکي ………………………………………………………………….. ۲
فصل ۳-سيستماتيک ۲
۳-۱-مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………….. ۲
۳-۲-سيستماتيک نانوفسيل‌هاي آهکي سازند پابده ……………………………………………………… ۲
۳-۱-نانوفسيل‌هاي کرتاسه پاياني ………………………………………………………………………………….. ۲
۳-۱-۱-هتروکوکوليت‌ها (Heterococcoliths) ……………………………………………………………….. 2
3-1-2-نانوليت‌ها (Nannoliths) ……………………………………………………………………………………… 2
3-2-نانوفسيل‌هاي پالئوژن …………………………………………………………………………………………….. ۲
۳-۲-۱-هتروکوکوليت‌ها (Heterococcoliths) ……………………………………………………………….. 2
3-2-2-هولوکوکوليت ها (Holococcolithus) ……………………………………………………………….. 2
3-2-3-نانوليت‌ها (Nannoliths) ……………………………………………………………………………………… 2
فصل ۴-ليتوستراتيگرافي و بايوستراتيگرافي ۲
۴-۱-مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………… ۲
۴-۲-ليتوستراتيگرافي ………………………………………………………………………………………………….. ۲
۴-۲-۱-ليتوستراتيگرافي سازند پابده در برشي از منطقه آبدانان …………………………………. ۲
۴-۳-بايوستراتيگرافي …………………………………………………………………………………………………… ۲
۴-۳-۱-زوناسيون سازند پابده بر اساس نانوفسيل‌هاي آهکي ……………………………………….. ۲
فصل ۵-نتيجه گيري۲
۵-۱-مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………… ۲
۵-۲-سن سازند پابده …………………………………………………………………………………………………… ۲
۵-۳-مقايسه ليتوستراتيگرافي و نانوستراتيگرافي برش مورد مطالعه با ساير برشهاي سازند پابده در حوضه زاگرس ……………………………………………………………………………………………………………………. ۲
۵-۴-پالئوبيوژئوگرافي …………………………………………………………………………………………………… ۲
۵-۵-محيط رسوبي ………………………………………………………………………………………………………. ۲
۵-۶-جمع بندي …………………………………………………………………………………………………………… ۲
تابلوها Error! Bookmark not defined.136
منابع۱۵۵

فهرست جدول‌ها
عنوانصفحه
جدول ‏۲-۱- جدول نتايج حاصل از نانوستراتيگرافي سازند پابده در برش نمونه که توسط بيات (۱۳۸۵) انجام گرديد.۲
جدول ‏۲-۲- جدول نتايج حاصل از نانوستراتيگرافي سازند پابده در چاه هاي ۵۵، ۳۰۲، ۳۳۹ که توسط غلامي فرد (۱۳۸۶) انجام گرديد.۲
جدول ‏۲-۳- جدول نتايج حاصل از نانوستراتيگرافي سازند پابده در چاه هاي ۴۲۲، ۴۲۴ که توسط حيدري (۱۳۸۹) انجام گرديد.۲
جدول ‏۴-۱- جدول تطابق زون هاي نانوفسيلي پالئوسن (Bown,1998)2
جدول ‏۴-۲- جدول تطابق زون هاي نانوفسيلي ائوسن و اليگوسن (Bown,1998)2
فهرست شكل‌‌ها
عنوانصفحه
شکل ‏۱-۱- موقعيت جغرافيايي استان ايلام در کشور و نقشه تقسيم بندي سياسي استان ايلام (برگرفته از safarpedia.ir) ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 2
شکل ‏۱-۲- تصاوير ماهوارهاي منطقه آبدانان (Google.earth, 2009) …………………………………………………… 2
شکل ‏۱-۳- نقشه زمينشناسي جنوب غرب ايران (سازمان زمين شناسي کشور) ………………………………….. ۲
شکل ‏۱-۴- نقشه راههاي دسترسي به منطقه مورد مطالعه، مقياس ۱:۲۵۰۰۰۰۰ (anobanini.ir) ……… 2
شکل ‏۲-۱- برش نمونه سازندهاي گورپي-پابده (مطيعي،۱۳۷۲) ………………………………………………………… ۲
شکل ‏۲-۲- ارتباط زماني- مکاني سازندهاي زاگرس در سنوزوئيک (ars.els-cdn.com) …………………… 2
شکل ‏۲-۳-اجزاي سلول کوکوليتوفور ((Bown,1998 ………………………………………………………………………….. 2
شکل ‏۲-۴-وظايف مورفولوژي کوکوليتها (برگرفته ازYoung,1994) …………………………………………………. 2
شکل ‏۴-۱- شيل خاکستري متعلق به واحد a ……………………………………………………………………………………. 2
شکل ‏۴-۲- شيل ارغواني متعلق به واحد b ………………………………………………………………………………………… 2
شکل ‏۴-۳- تناوب مارن و آهک مارني متعلق به واحد c ……………………………………………………………………. 2
شکل ‏۴-۴- شيل و آهک کربناته متعلق به واحد d …………………………………………………………………………….. 2
شکل ‏۴-۵- آهک متعلق به واحد e ……………………………………………………………………………………………………… 2
شکل ‏۵-۱- موقعيت برش مورد مطالعه و ساير برشهاي سازند پابده در نماي کلي از ايران ……………… ۲
شکل ‏۵-۲- موقعيت برش مورد مطالعه و ساير برشهاي سازند پابده در نماي نزديک از حوضه زاگرس۲
فصل ۱- کليات

۱-۱- مقدمه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

دوران سنوزوئيک به طول حدود ۶۵ ميليون سال جزء کوتاه‌ترين دوران‌هاي زمينشناسي به حساب مي‌آيد که بعد از رخداد کوهزايي جهاني لاراميد آغاز شده است (آقانباتي، ۱۳۸۳). اين دوران به دو دوره ترشيري و کواترنري و به سه سيستم پالئوژن (نوموليتيک)، نئوژن و کواترنر تقسيم مي‌شود (درويش زاده، ۱۳۸۳). رخداد لاراميد يکي از رويدادهاي زمينساختي اثرگذار بر زمين شناسي ايران است که در اثر آن ضمن به هم رسيدن صفحههاي جدا مانده و بسته شدن زمين درز کهن (به جز مکران) حوضههاي رسوبي مستقل سنوزوئيک ايران شکل گرفته‌اند (آقانباتي، ۱۳۸۳). مورفولوژي کنوني ايران حاصل اين دوران و بر اثر کوه زايي آلپي مياني و پاياني مي‌باشد و بخش اعظم ذخاير نفت و گاز ايران در اين دوران تکوين يافته است (درويش زاده، ۱۳۸۳). از نگاه زيستي نيز در مرز مزوزوئيک و سنوزوئيک انقراض خزندگان بزرگ، آمونيتها، بلمنيتها و بسياري از موجودات ذره بيني را داريم (آقانباتي، ۱۳۸۳). در پهنه زاگرس سنگ‌هاي پالئوژن شامل سه رخساره‌ي ساحلي (سازند ساچون)، سکويي (سازند جهرم) و عميق (سازند پابده) مي‌باشد که نشانگر شرايط و اعماق متفاوت محيط رسوبگذاري پالئوژن زاگرس مي باشند. در ائوسن مياني، در اثر رخداد پيرنئن، دريا از نواحي ساحلي و سکويي پس نشسته در حاليکه در ترافها رخسارههاي عميق سازند پابده به انباشت خود ادامه مي دادهاند (آقانباتي، ۱۳۸۳).
سازند پابده در جنوب شرقي کوه پابده واقع شده و مقطع تيپ اين سازند در تنگ پابده، کوه پابده، در شمال ميدان نفتي لالي مسجد سليمان، به ضخامت ۳/۷۹۸ متر، مطالعه شده است. بخش پاييني سازند پابده (۱۴۰ متر) از جنس شيل و مارن آبي و ارغواني است که به طور رسمي به آن ” شيل ارغواني” گفته مي شود ولي بخش باقيمانده آن شيلهاي خاکستري و لايههاي آهک رسي و گاهي چرتدار است (آقانباتي، ۱۳۸۳). اين سازند در جنوب غربي لرستان، خوزستان، فارس داخلي و ساحلي گسترش داشته و سن آن‌را پالئوسن تا ميوسن ميدانند (درويش زاده، ۱۳۸۳).
با توجه به اينکه بدست آوردن سن اين سازند از جمله مسائلي است که توجه محققان مختلف را به خود جلب کرده است و مطالعات بسياري نيز تاکنون جهت تعيين سن اين سازند صورت گرفته است، در اين رساله جهت بدست آوردن سن اين سازند در برشي از منطقه‌ي آبدانان (جنوب کبيرکوه، استان ايلام) به مطالعه سازند پابده با تکيه بر نانوفسيلهاي آهکي مي‌پردازيم.
۱-۲- اهداف مطالعه
تاکنون مطالعات بسياري جهت تعيين سن اين سازند و شرايط محيط رسوبي آن انجام گرفته است، اما تا بهحال هيچ مطالعه دقيق نانوفسيلي بر روي سازند پابده در برش مورد نظر صورت نگرفته است.
بنابراين براي تعيين سن سازند پابده و تعيين مرز آشکوبها اين مطالعه انجام گرفته است و قدرت تفکيک سني بالاي اين دسته از فسيل‌ها امکان تعيين سن‌هاي دقيق‌تري را ميسر مي‌سازد. در اين مطالعه اهداف زير دنبال شده:
۱) شناسايي و معرفي نانوفسيل‌هاي موجود در سازند پابده
۲) زون بندي زيستي سازند پابده در برش مورد مطالعه
۳) بدست آوردن سن نسبي دقيق سازند پابده
۱-۳- موقعيت جغرافيايي منطقه مورد مطالعه
منطقه‌ي مورد مطالعه در جنوب غرب ايران در بخشي از حوضهي زاگرس در استان ايلام در برشي از منطقه‌ي آبدانان، جنوب کبيرکوه و غرب شهرستان آبدانان انتخاب شده است.
استان ايلام در غرب دامنه سلسله جبال زاگرس قرار گرفته است و از جنوب با خوزستان، از شرق با لرستان، از شمال با کرمانشاه و از سمت غرب با کشور عراق هم‌جوار است و با ۱۹۰۸۶ کيلومتر مربع ، حدود ۴/۱ درصد از مساحت کل کشور را تشکيل ميدهد و داراي ۷ شهرستان ميباشد (شکل ‏۱-۱) (پايگاه ملي داده هاي علوم زمين کشور، www.ngdir.ir).
شکل ‏۱-۱- موقعيت جغرافيايي استان ايلام در کشور و نقشه تقسيم بندي سياسي استان ايلام (برگرفته از safarpedia.ir)
1-3-1- شهرستان آبدانان
شهرستان آبدانان در جنوب شرقي استان ايلام، در دامنه جنوبي کبيرکوه، در بين دو کوه کبيرکوه و دينارکوه و در ارتفاع ۸۸۰ متري از سطح دريا قرار دارد. اين شهرستان از غرب و جنوب با شهرستان دهلران، از شمال شرقي با شهرستان دره شهر، از جنوب شرقي با شهرستان انديمشک همسايه است (پايگاه ملي داده هاي علوم زمين کشور، www.ngdir.ir).
مختصات جغرافيايي منطقه مورد بررسي ” E:47°۰۹`۵۹,۳۲ و”N:32°۵۴`۵۹,۲۱ مي‌باشد(شکل ‏۱-۲).
شکل ‏۱-۲- تصاوير ماهوارهاي منطقه آبدانان (Google.earth, 2009)
شکل ‏۱-۳- نقشه زمينشناسي جنوب غرب ايران (سازمان زمين شناسي کشور)
۱-۳-۲- راه هاي دسترسي به منطقه مورد مطالعه
براي رفتن به شهرستان آبدانان بايد از جاده دره شهر – آبدانان عبورکرد. شهرستان آبدانان در فاصله ۸۷۶ کيلومتري تهران و ۱۶۴ کيلومتري شهر ايلام واقع شده است. از شهر ايلام و مرکز استان بعد از طي مسافتي حدود ۱۳۰ الي ۱۴۰ کيلومتر به طرف جنوب استان به شهرستان دره شهر رسيده و بعد از طي مسافت ۳۵ کيلومتر ميتوان به شهرستان آبدانان رسيد. راههاي دسترسي به محل اين برش در شکل ‏۱-۴ نشان داده شده است (برگرفته از اداره كل راه و ترابري استان ايلام، www.ilamroad.ir).
شکل ‏۱-۴- نقشه راه هاي دسترسي به منطقه مورد مطالعه، مقياس ۱:۲۵۰۰۰۰۰ (anobanini.ir)
1-3-3- تغييرات توپوگرافي استان
تغييرات توپوگرافي استان ايلام نسبتاً درخور توجه است. نقاط مرتفع و كوهستاني نظير كبيركوه سردسيراند درحاليکه در مناطق كم ارتفاع غرب و جنوب غرب استان كه دشت‌هاي گرمسيري مهران، دهلران و دشت عباس ميباشند به لحاظ ارتفاع كم (۳۰۰متر) هوا نسبتاً گرم است. از جمله ويژگي‌هاي آب و هواي استان بادهاي خشك و سوزان عربستان است كه در تابستان بخش جنوب غربي استان را تحت تأثير قرار مي‌دهد (پايگاه ملي داده هاي علوم زمين کشور، www.ngdir.ir).
1-3-4- وضعيت بيابان و پوشش گياهي در استان
بيش از ۷/۱ ميليون هكتار از اراضي استان ايلام پوشيده از جنگل‌ها و مراتع سرسبز است كه از اين مقدار ۵۰۰ هزار هكتار آن جنگل و مراتع مشجر مي‌باشد. گونههاي درختي متفاوتي از قبيل بلوط، بنه، ارجن، گردو و … در اين استان وجود دارد. پوشش گياهي استان بستگي به شرايط آب و هواي آن دارد، در ارتفاعات كبير كوه به لحاظ دريافت نزولات فراوان جوي مراتع غني و پوشش گياهي از نوع معتدله و سردسير است ولي در كوه دينار درختچههاي بلوط و ساير گياهان از نوع معتدله گرمسير است (پايگاه ملي داده هاي علوم زمين کشور، www.ngdir.ir).
1-3-5- جغرافياي طبيعي و اقليم استان
ناهمواري‌هاي استان ايلام از رسوبات دوران اول تا چهارم زمينشناسي به يادگار مانده‌اند؛ ولي شکلگيري آن‌ها عموماً به دوران دوم و سوم زمينشناسي مربوط است. شمال و شمال شرقي استان ايلام کوهستاني و نواحي مغرب و جنوب غربي آن را اراضي پست و کم ارتفاع تشکيل داده‌اند و از نظر اقليمي استان به سه منطقه تقسيم مي‌شود که عبارتند از:
– مناطق مياني که داراي آب و هواي معتدل است .
– مناطق کوهستاني با ارتفاع بيشتر از ۲ هزار متر در ناحيه شمال و شمال شرقي که داراي آب و هواي سردسير با زمستاني طولاني است.
– مناطق جلگهاي غرب و جنوب غربي که داراي آب و هواي گرمسيري است. (پايگاه ملي دادههاي علوم زمين کشور، www.ngdir.ir).
1-3-6- درجه حرارت و ميزان بارندگي شهرستان آبدانان
آب و هواي استان ايلام به سبب تأثير پذيري از عوامل گوناگوني چون عرض جغرافيايي (زاويه تابش آفتاب)، ارتفاع امتداد رشته کوه‌هاي زاگرس ، فاصله از بيابان‌هاي عراق و عربستان و بادهاي محلي و ناحيهاي، از تنوع زيادي برخوردار است به گونهاي که آن را استاني چهار فصل دانسته‌اند، و تفاوت دما در مناطق مختلف آن گاه به ۳۰ درجه و بيشتر از آن مي‌رسد (پايگاه ملي دادههاي علوم زمين کشور، www.ngdir.ir).
شهرستان آبدانان داراي آب و هواي معتدل است. بيش‌ترين درجه حرارت در مركز اين شهرستان؛ تابستان‌ها ۴۰ درجه بالاي صفر و کم‌ترين آن در زمستان‌ها به ۸ درجه زير صفر مي‌رسد. در استان ايلام ميانگين بارش سالانه در شمال و شمال شرقي ۷۰۰ ميليمتر و در نواحي پست جنوبي ۲۵۰ ميليمتر است. ميزان بارندگي ساليانه آبدانان به طور متوسط به ۳۰۰ ميلي متر مي‌رسد. همچنين اين شهرستان داراي معادن نفت و گوگرد و چشمه هاي آبگرم است (سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني کشور، ۱۳۸۵).
۱-۴- مراحل مطالعه نانوفسيل‌هاي آهکي
مطالعه رسوبات سازند پابده به دو صورت مطالعات صحرايي و مطالعات آزمايشگاهي انجام گرفته است.
در ابتدا قبل از انجام عمليات صحرايي براي جمع آوري نمونه، بايد با توجه به محدوده چينه شناسي اين فسيلها، اندازه و محيط مناسب از لحاظ حفظشدگي خوب آنها، ليتولوژي و رخسارههاي حاوي فسيل آگاه شد. با توجه به ماهيت آهکي نانوفسيلها تشخيص ليتولوژي مناسب کار سادهاي است. اما تشخيص اينکه کدام لايه از نظر حضور نانوفسيل غنيتر است ساده نيست (Hay,1977). حضور فرامينيفرهاي پلانکتون خوب حفظ شده مي‌تواند نشانهاي بر حضور نانوفسيل‌ها باشد (Bown & Young, 1998). بايد به اين مسئله نيز توجه داشت که از نشانههاي عدم حضور نانوفسيل در يک لايه مي توان به دولوميتي شدن، هوازدگي، حل شدن فسيل‌هاي آراگونيتي، متامورفيسم و وجود بلورهاي ژيپس و سلنيت اشاره کرد (Bown,1998).
1-4-1- مطالعات صحرايي
۱-۴-۱-۱- تکنيک‌هاي نمونه برداري (Perch-Nilsen, 1985a)
روش جمع آوري و نمونه برداري نانوفسيل‌هاي آهکي با ميکروفسيل‌هاي بزرگ‌تر متفاوت است. با توجه به اندازه کوچک نانوفسيل‌ها، مقدار بسيار کم آن، در حد چند گرم کافي است. مورد مهمي که هنگام برداشت نمونه بايد در نظر گرفته شود، عدم آلودگي نمونه‌هاست. در رسوبات غني از نانوفسيل حضور گرد و غبار روي دست و ابزار کار مي‌تواند مهم‌ترين عامل آلودگي بوده يا آلودگي مي‌تواند به طور طبيعي بر روي رخنمونها اتفاق افتد که همه‌ي اين‌ها در نهايت موجب خطا در تعيين سن نمونه‌ها در آزمايشگاه مي‌شود. چند نکته براي يافتن بهترين نانوفسيل‌ها با بيشترين حفظ شدگي:
– فراواني فرامينيفرها اغلب نشانه‌ي خوبي بر فراواني نانوفسيل‌هاي آهکي مي‌باشد و نانوفسيل‌هاي آهکي و فرامينيفرهاي پلانکتون فسيلي اغلب با هم ديده مي‌شوند و همچنين گل سفيد که اغلب از کوکوليت‌ها تشکيل شده منبع غني نانوفسيلي مي‌باشد.
– رسوبات دانه ريز در حد سيلت و رس معمولاً غني‌ترين رسوبات حاوي نانوفسيلاند همچنين ماسه سنگ‌هاي رس دار به طور غير معمول غني از نانوفسيلاند.
– با توجه به ساختمان ريز نانوفسيل‌ها، رس مي‌تواند به حفظ شدگي خوبشان کمک کند و با پوششي که روي تکتک آن‌ها ايجاد مي‌کند از آن‌ها در برابر شستشو، انحلال و کلسيتي شدن محافظت مي‌کند.
۱-۴-۲- مطالعات آزمايشگاهي
۱-۴-۲-۱- تکنيک‌هاي آماده سازي نمونه‌ها (Bown, 1998)
با توجه به ويژگي اصلي نانوفسيل‌ها که اندازه ريز اين‌هاست، بايد دانست احتمال آلودگي نسبت به ساير فسيل‌ها بسيار بيشتر است بنابراين بايد نهايت دقت را جهت آمادهسازي نمونهها به کار گرفت.
براي آمادهسازي نانوفسيلهاي آهکي روشهاي گوناگوني وجود دارد و بسته به اينکه نمونه مورد نظر براي چه هدفي مورد استفاده قرار گيرد تکنيکها متغيير است. روشهاي آمادهسازي به چند دسته تقسيم ميشوند (Bown, 1998). از آنجائيکه در مطالعه فعلي هدف شناسايي نانوفسيلهاي موجود و طبقهبندي بايوستراتيگرافي با استفاده از ميکروسکوپ نوري است، روش ته نشست ثقلي انتخاب شده است. اساس اين روش قانون استوک (Stoke’s Low) مي باشد.
گرچه از نظر تئوري جداسازي نانوفسيل‌ها از رسوبات و سنگ‌هاي رسوبي بسيار ساده به نظر ميرسد، اما بايد توجه داشت که اين فرايند بسيار حساس بوده و بنابراين براي جلوگيري از آلودگي، بايد گرد و غباري در محيط آزمايشگاهي نباشد. همچنين تا جايي که امکان دارد بايد از وسايل و تجهيزات يکبار مصرف استفاده شود، يا تمامي وسايل و ابزار آزمايشگاهي جهت پاکسازي پس از استفاده به مدت ۳-۴ ساعت در اسيد کلريدريک رقيق غوطهور شوند زيرا پس از يک بار استفاده از بشرها، نانوفسيلهاي آهکي به سطح بشرها چسبيده و در دفعات بعد باعث آلودگي نمونههاي جديد ميشوند (Hay, 1977).
روش ته نشست ثقلي (Gravity setting) را محققين مختلفي توصيف کردهاند و هر يک از آنها براي حصول نتيجه بهتر، زمانبنديهاي مختلفي را مورد استفاده قرار دادهاند که از آن جمله ميتوان به مقالات Bown,(1998); Perch-Nielsen,(1985) ; Lord,(1982); Hay,(1977) اشاره کرد.
لوازم و مواد مورد نياز براي آماده سازي به روش ته نشست ثقلي:
لوازم:
– اسلايد يا لام شيشهاي- لامل شيشهاي
– ني پلاستيکي يک‌بار مصرف- چراغ الکلي
– قطره چکان پلاستيکي يک‌بار مصرف- هاون آگات
– بشرهاي بزرگ، ۲۵۰ ميلي ليتري- کرنومتر
– بشرهاي کوچک، ۱۰۰ ميلي ليتري- چراغ مطالعه
– ني پلاستيکي يک‌بار مصرف- پمپ آکواريوم قوي
مواد:
– چسب انتلن (Enthelan)- هگزامتافسفات سديم
آب مقطر
جهت آمادهسازي نمونههاي پابده تلفيقي از روشهاي مختلف (Bown, 1998 ; Hay, 1977) به کار برده شده است. براي آمادهسازي، نمونههاي مارني و شيلي به دليل نرم بودن نيازي به کوبيدن ندارند اما نمونههاي سخت را بايد با دقت در هاون کوبيد. سپس نمونه را داخل بشر ۲۵۰ ميلي ليتري ريخته و حدود ۲۰۰ ميلي ليتر آب مقطر به آن اضافه ميکنيم به طوري که تمام سطح نمونه را بپوشاند تا نمونه خيسانده شود. گاهي درصد آهک موجود در نمونهها زياد است و براي جدايش بهتر نانوفسيلها ميتوان نمونهها را بر روي چراغ الکي حرارت داد و به نمونه هگزامتافسفات سديم افزود، سپس نمونه را که تا ۷۰-۸۰ درجه حرارت ديده داخل حمام آب سرد قرار داد تا کاملاً سرد شود و ميتوان براي جدايش بهتر اين عمل را چند بار تکرار کرد. سپس به منظور پراکندگي و جدايش سريع رس و ته نشست ذرات درشت به مدت حدود ۱۰ دقيقه توسط پمپ آکواريوم به درون نمونهها دميده ميشود. بعد از عمل دميدن به مدت ۱ دقيقه به نمونه استراحت داده و بعد مخلوط بالاي رسوب را به داخل بشر ۱۰۰ ميلي ليتري ريخته و پس از گذشت ۱ دقيقه، مخلوط بالاي رسوب را تا ارتفاع ۲ سانتي متر به بشر کوچک دوم منتقل کرده و با آب مقطر ارتفاع آن را به ۲ سانتي متر ميرسانيم. اين بار به مدت ۴-۸ دقيقه به نمونه استراحت داده شد، در نهايت مخلوط بالاي بشر کوچک دوم را دور ريخته و از رسوب باقيمانده در کف بشر براي تهيه اسلايد استفاده شده است. براي حصول نتيجه بهتر اسلايدهاي متعددي با زمان بنديهاي مختلف ۴- ۶ و ۸ دقيقه تهيه گرديد و زمان مناسب بدست آمد.
۱-۴-۳- مطالعات نانوفسيل‌ها
در حدود بيشتر از صد سال است که ميکروسکوپ نوري (LM) تنها وسيله براي ديدن نانوفسيل‌هاست و به علت سرعت و سهولت آمادهسازي و مشاهده آن‌ها، به ويژه در استفادههاي چينهشناسي زيستي (بايوستراتيگرافي)، هنوز هم روش ميکروسکوپ نوري اولين روش مي‌باشد. براي اولين بار در سال ۱۹۵۰ ميلادي با اختراع ميکروسکوپ الکتروني، تصاويري از نانوفسيل‌هاي آهکي با وضوح زياد تهيه شد که منجر به تحولي بزرگ در اطلاعات ما از ساختمان نانوفسيل‌ها و سپس در طبقه بندي آن‌ها شد. با توجه به اينکه با ميکروسکوپ نوري اطلاعاتي از ساختمان و کريستالوگرافي نانوفسيل‌ها و با ميکروسکوپ الکتروني جزئيات بيشتري از ساختمان آن‌ها بدست مي‌آيد، بنابراين ترکيب اين دو روش باعث بدست آوردن بيشترين اطلاعات از نانوفسيل‌ها خواهد شد (Bown,1998).
1-4-3-1- تکنيک‌هاي مطالعاتي
به طور معمول جهت کار با ميکروسکوپ نوري دو نوع اسلايد تهيه مي شود. ۱- اسلايد با چسب ثابت ۲- اسلايد با چسب متحرک. اسلايد با چسب متحرک جهت چرخاندن و مطالعه نانوفسيلها در ديد از پهلو ميباشد. در اسلايد با چسب ثابت، چسبهاي مختلفي بکار مي‌رود ولي بايد دانست چسب بکار رفته براي اينکه در زمان طولاني باعث انحلال نانوفسيل‌هاي آهکي حفظ شده نشود، بايد PH حدود ۵/۸-۸ داشته باشد و براي داشتن حداکثر ضريب تفکيک، ضريب شکستي در حد ضريب شکست کلسيت (۶۵۸۵/۱- ۴۸۶۴/۱) داشته باشد (Bown,1998). در اين تحقيق از اسلايد با چسب ثابت استفاده ميشود.
اسلايد با چسب ثابت به صورت زير تهيه مي شود:
در ابتدا همانطور که در مرحله آمادهسازي گفته شد اگر نمونه سخت باشد آن‌را با دقت درون هاون کمي خرد مي‌کنيم البته براي نمونههاي نرم مانند مارن نيازي به اين کار نيست. بعد نمونه را درون بشر بزرگ ريخته و به آن آب مقطر اضافه مي‌کنيم، بشر را روي شعله قرار داده و به آن در حد نوک کبريت هگزامتافسفات سديم مي‌افزاييم که به رهاسازي بهتر فسيل‌ها از رسوبات کمک مي‌کند، قبل از به جوش آمدن آن، بشر را از روي شعله برداشته و در وان آب سرد مي‌گذاريم سپس از بالن هوا به مدت ۸ دقيقه استفاده کرده تا مواد داخل بشر کاملاً بههم زده شود. سپس مايع بالاي بشر را درون بشر کوچکي تا ارتفاع ۲ سانتي متري مي‌ريزيم، بعد از گذشت ۱ دقيقه و استراحت و ته نشست رسوبات ( در صورت لزوم اين مرحله مي‌تواند دو بار انجام گيرد)، مايع بالاي بشر را در بشر کوچک ديگري ريخته و بعد از گذشت زمان ۶- ۸ دقيقه، مايع بالاي بشر را خالي کرده تا جايي که مقداري محلول و رسوب در ته ظرف بماند. جهت تهيه اسلايد اين محلول و رسوب باقيمانده را به خوبي بههم زده و با قطره چکان ۱ يا ۲ قطره از آن را روي لاملي که روي سطحي صاف قرار گرفته و به آب مقطر آغشته شده، مي‌ريزيم تا خشک شود. بعد از خشک شدن لاملها، لام را شمارهگذاري کرده و روي سطحي صاف و ترجيحاً تيره ( براي ديد بهتر) قرار داده، سپس مقداري چسب انتلن بر روي لام ريخته و لاملي را که بعد از خشک شدن داراي لايه نازکي از رسوب است، بر روي آن قرار مي‌دهيم و با چوب کبريت به آن فشار کمي جهت خروج حباب هوا وارد مي‌کنيم و حدوداً يک روز زمان مي‌دهيم تا خشک شود (Bown & Young, 1998).
1-4-3-2- تکنيک‌هاي نور پردازي
تکنيک‌هاي اصلي براي استفاده از نور عبوري عبارتند از: نور قطبي ضربدري(XPL) و نور قطبي صفحهاي (PPL)، نور قطبي ضربدري با تيغه کمکي ژيپس. در مطالعههاي نانوفسيلي تکنيک (XPL) اغلب زماني بکار مي‌رود که بايرفرنژانس نانوفسيل را داشته باشيم و در مواردي که بايرفرنژانس کم باشد مثل ديسکوآسترها و نانوتتريناها با نور (PPL) و باقي فرم‌ها با نور پلاريزه (XPL) و گاهي براي شناسايي بهتر از تيغه ژيپس کمک مي‌گيرم. تيغه‌ي کمکي ژيپس اطلاعات بيشتري در ارتباط با جهتيابي بلورشناسي به ما مي‌دهد.
در اين کار از ميکروسکوپ نوري نيکون Optiphot 2po1 با تجهيزات عکس‌برداريUIII استفاده شد که داراي تجهيزات ضروري ديگري از قبيل: عدسي‌هاي شيئي با بزرگنمايي ۱۰۰ به همراه روغن ايموژن – لنزها و کندانسور با کيفيت و نورپردازي XP1 است.

فصل ۲- مروري بر مطالعات قبلي
۲-۱- مقدمه
بخش اعظم فلات ايران در نقشههاي تکتونيک دنيا به صورت يک صفحه (پليت) کوچک مثلثي نشان داده مي‌شود که توسط دو سيستم گسل تراستي (البرز در شمال و زاگرس در جنوب غرب) محدود مي‌شود و از نظر موقعيت جغرافيايي در حاشيه جنوبي صفحه اوراسيا و در طول بين ،۴۴? ۵′ و۶۳? ۱۸′ و عرض بين۲۵? ۳′ و ۳۹? ۴۷′ قرار دارد (درويش زاده، ۱۳۸۳).
اين باور در زمينشناسي ايران وجود دارد که ايران در بخش مياني کوهزاد آلپ هيماليا واقع شده است که از غرب اروپا آغاز و پس از گذر از ترکيه، ايران، افغانستان تا تبت و شايد تا نزديکي‌هاي برمه و اندونزي ادامه دارد. در ايران پوسته از دو نوع قارهاي و اقيانوسي است که به صورت نوار يا قطعات نامتجانس در کنار يکديگر قرار گرفته‌اند. پوسته ايران در زير راندگي اصلي زاگرس (زاگرس مرتفع) با ضخامت ۵۰ – ۵۵ کيلومتر بيشترين ضخامت را دارد و امتداد ساحل درياي عمان با ضخامت ۲۵ کيلومتر نازک‌ترين بخش از پوسته‌ي ايران ميباشد (آقانباتي، ۱۳۸۳).
رخداد لاراميد يکي از رويدادهاي زمينساختي اثرگذار بر زمين شناسي ايران بوده که در اثر آن ضمن به هم رسيدن صفحههاي جدا مانده و بسته شدن زمين درز کهن (به جز مکران) حوضههاي رسوبي مستقل سنوزوئيک ايران شکل گرفتند. در اين ميان تقسيم بندي‌هاي مختلفي به شکل زير براي زاگرس پيشنهاد شده است: (درويش زاده،۱۳۸۳)
– از نظر جغرافيايي، زاگرس را مي‌توان به نواحي لرستان – خوزستان و فارس تقسيم کرد.
– از نظر زمين ريختشناسي، زاگرس از شمال شرق به جنوب غرب شامل: زاگرس مرتفع (زاگرس داخلي)، زاگرس چين خورده (زاگرس خارجي) و دشت خوزستان است.
– از نظر الگوي ساختاري، زاگرس از شمال شرق به جنوب غرب شامل: زون راندگيها، کمربند چين خورده، فروافتادگي دزفول و دشت خوزستان است.
– بربريان (۱۹۷۷) بر پايه انباشتههاي نمکي سري هرمز، زاگرس را به دو بخش جنوب شرقي، يا “حوضه هرمز” و بخش شمال غربي، يا “حوضه اهواز” تقسيم مي‌کند که مرز جدايي اين دو بر خطواره قطر- کازرون است.
۱-
۲-۲- حوضه ي رسوبي زاگرس
در پرمين_ترياس، اقيانوسي در حاشيه جنوب و جنوب غرب ايران (حدوداً در محل گسل زاگرس) به وجود آمد و سپس به تدريج گسترش يافت، به طوري که در دوره ژوراسيک بين ايران مرکزي و عربستان ( در واقع آفريقا)، اقيانوسي با پهنايي حدود ۱۵۰۰ کيلومتر به نام نئوتتيس به وجود آمد. اما از اواسط کرتاسه مقدمات بسته شدن اين اقيانوس فراهم شد و فرورانش پوسته اقيانوسي به زير ايران مرکزي اتفاق افتاد که نتيجه آن ايجاد ارتفاعات مهمي است که در سرتاسر زاگرس ديده مي‌شود، به اين رشته کوه‌ها، با سن کرتاسه پاياني، زاگرس مرتفع ميگويند. با نزديک شدن بخش جلويي قاره آفريقا به لورازيا و برخورد آن با ايران مرکزي و جنوب ترکيه و ادامه آن در قبرس، افيوليتهاي تيغه مانند برجا مانده، نشاني از بسته شدن اقيانوس نئوتتيساند. پيچ و تاب‌هايي که در روند ساختماني اين مناطق حاصل شد نتيجه‌ي جلوآمدگي قاره آفريقا بوده، که بنا به نظر (Ricou, 1973) حاشيه عربي نام گرفت. در ميوسن پسين، با حرکت شبه قاره عربستان به سوي فلات ايران، درياي کم عمق موجود بين ايران و عربستان (درياي زاگرس) که در آن رسوبات آهک و ماسه سنگ و رس انباشته مي‌شد، دچار چين خوردگي شده و سلسله کوه‌هاي زاگرس، با نام زاگرس چين خورده در نواحي خوزستان، لرستان و فارس ايجاد شد. (درويش زاده، ۱۳۸۳)
۲-۳- مرز K/T و فاز لاراميد در ايران
از اواخر کرتاسه تا اوايل پالئوژن، در بيشتر نواحي ايران، شواهد روشني از چين خوردگي، ماگمازايي و دگرگوني وجود دارد که با رخداد کوهزايي لاراميد قابل قياس است. در نگاهي کلي رخداد لاراميد ويژگي‌هاي دوگانه فشارشي و کششي داشته که به دنبال هم عمل کرده‌اند. در فاز فشارشي، بسته شدن کافت هاي مزوتتيس آغاز شده که حاصل آن، شکلگيري آميزههاي رنگين ايران و رانده شدن آن‌ها بر روي لبه قاره‌ها است. جاگيري تودههاي نفوذي، دگرگوني و چينخوردگي همچنين از پيامدهاي فشارشي اين فاز است. فاز کششي رخداد لاراميد نوعي رهايي پس از فشردگي است که در پالئوسن- ائوسن رخ داده و اوج آن در ائوسن مياني بوده و حاصل آن آتشفشاني شديد ائوسن با ترکيبي که بيشتر از نوع آندزيت است مي‌باشد (آقانباتي، ۱۳۸۳). در خاتمه کرتاسه و در حدفاصل آن با ترشيري، حرکات کوهزايي مربوط به فاز لاراميد در شمال و مرکز ايران به شدت تأثير گذاشته و عموماً دگرشيبي زاويهدار ميان رسوبات اين دو دوره (کرتاسه – ترشيري) به جا گذاشته است. ولي در جنوب و جنوب غربي ايران شدت آن کمتر بوده و فقط به صورت انفصال رسوبگذاري مشخص مي‌شود. علاوه بر دگرشيبي که در بالا به آن اشاره شد، فاز لاراميد در نقاط مختلف ايران اثرات مهمي به جا گذاشته (درويش زاده، ۱۳۸۳)، از قبيل:
> حدود اقيانوس نئوتتيس کوچک‌تر شده است و شاخههاي آن در محدوده خرده قاره ايران قابل تعقيب است.
> در حاشيه ايران مرکزي مناطق فرورانش ايجاد شده است.
> بلوک لوت در امتداد گسل‌هاي حاشيهاي خود حرکت راست گرد دارد.
> دگرگوني در نوار شمالي سنندج – سيرجان در حد رخساره شيست سبز که آثار آن در ملاير ديده مي‌شود و آهک‌هاي کرتاسه سد همدان تا اندازهاي مرمري شده است.
> رسوبات فليش شرق ايران (زون نهبندان – خاش) دگرگوني ملايمي را متحمل شده است.
چين خوردگي شديدي که در بسياري از نقاط ايران بجز زاگرس و کپه داغ ديده مي‌شود، ولي در حوضه رسوبي کپه داغ رسوبات قرمز و آواري سازند پستليق به سن پالئوسن به جا گذاشته شد که حاکي از عقب نشيني دريا در نتيجه حرکات لاراميد است. در طي کرتاسه پاياني- پالئوسن و در اثر فاز کوهزايي لاراميد بوده که فلات ايران به شکل امروزي خود ظاهر شد. (درويش زاده، ۱۳۸۳)
۲-۴- پالئوژن در ايران
در ايران حوادث کوهزايي کرتاسه پاياني موجب شد که در بخش عمدهاي از ايران، رسوبات دوره ترشيري به طور دگرشيب، رسوبات کرتاسه يا قديميتر را بپوشانند. در بيشتر نواحي زاگرس چين خورده، بويژه ناحيه لرستان ناآراميهاي کف حوضه رسوبي و نوسان عمق در پالئوسن سبب تشکيل رسوبات شبه فليش (سازند اميران) شده است. در ضمن رسوبات تبخيري سازند ساچون (پالئوسن) در فارس نتيجه عملکرد اين فاز است (درويش زاده،۱۳۸۳). در زاگرس بدون در نظر گرفتن ابعاد و تغييرات ناحيهاي رخساره‌ها، رديف‌هاي ترشيري به دو بخش تقسيم شده: يکي ترشيري پاييني به سن پالئوسن تا ميوسن پيشين و دوم ترشيري بالايي به سن ميوسن پسين تا پليوسن و جوانتر و ترشيري پاييني خود شامل دو چرخه‌ي رسوبي است. چرخه‌ي رسوبي جهرم به سن پالئوسن تا ائوسن مياني و چرخه‌ي رسوبي آسماري به سن اليگوسن تا ميوسن پيشين مي‌باشد (مطيعي، ۱۳۷۲).
۲-۴-۱- چرخه‌ي رسوبي جهرم
پس از حرکات کرتاسه پسين، در اوايل ترشيري، تمامي زاگرس با يک درياي پيشرونده پوشيده شد. در مناطق ساحلي اين دريا “سازند آواري ساچون”، در مناطق کم عمق “سازند کربناتي جهرم”، و در نواحي عميق “سازند شيلي پابده” رسوب مي‌کرد. در همين زمان، در کوههاي زاگرس سه ناوه لنگه، خوزستان و تتيس وجود داشت که با پشته‌هايي از يکديگر جدا بودند. مواد فرسايشي اين پشته‌ها که بيشتر از چرت‌هاي راديولاريتي است به گودي‌ها حمل مي‌شد و ممکن است با رسوبات عميق سازند پابده و يا کربنات‌هاي جهرم تداخل داشته باشند. هرگاه رسوب‌هاي آواري پشته‌ها با سازند پابده همراه باشند به نام “سازند فيليشي اميران” و در نقاطي که با کربنات‌هاي جهرم تداخل دارند، “سازند کشکان” ناميده مي‌شوند. در ائوسن مياني همزمان با رويداد پيرنئن، با پس‌روي دريا، نواحي سکويي جهرم از آب بيرون آمد و تنها در مناطق مرکزي ناوهها ( ناوه لنگه و ناوه خوزستان)، رسوب‌گذاري سازند پابده ادامه داشته است. بدين ترتيب چرخه‌ي رسوبي جهرم با يک ناپيوستگي فرسايشي خاتمه يافته است (آقانباتي، ۱۳۸۳).
۲-۴-۲- چرخه‌ي رسوبي آسماري
در ائوسن پسين- اليگوسن، شمال شرقي لرستان و سکوي فارس داخلي از آب بيرون ماندند اما در ناوههاي خوزستان و لنگه، رسوب‌گذاري نهشتههاي عميق سازند پابده ادامه داشته است. در پايان اليگوسن در نتيجه پيشروي آرام و محدود دريا، چرخه کوچک آسماري پاييني، به سن شاتين، تشکيل شده است. در مرز اليگوسن – ميوسن، در نواحي اهواز ماسه‌هايي نهشته مي‌شد که از آن به عنوان “بخش ماسه سنگي اهواز” از سازند آسماري ياد مي‌شود. در اين زمان، در لرستان، رسوب‌هاي تبخيري “بخش کلهر” نهشته شده است. رسوب‌هاي آکيتانين، با ويژگي محيط‌هاي کمعمق، در تمام حوضه نهشته شده و (چرخه آسماري مياني) را به وجود آورده است. کم عمق شدن دريا از چرخه آسماري پاييني به آسماري مياني، محسوس است و حتي دولوميتي شدن رديف‌هاي آسماري مياني ممکن است نشانه يک مرحله دياژنز در مرز بالاي آسماري مياني باشد. بعد از اين فرسايش، با پيشروي گسترده درياي بورديگالين (چرخه آسماري بالايي) در تمام لرستان و قسمت اعظم خوزستان انباشته شده ولي اين سنگ‌ها در شمال شرقي خوزستان وجود ندارد. در اواخر بورديگالين، با افت سطح دريا شرايط تبخيري حاکم و چرخه‌ي رسوبي آسماري به پايان رسيده است (آقانباتي، ۱۳۸۳).
۲-۵- مختصري بر زمينشناسي جنوب غرب ايران
ناحيه جنوب و جنوب غرب ايران توسط زون زاگرس دربرگرفته شده است. حد غربي آن راندگي اصلي و حد شرقي آن گسل ميناب است که آن را از زون مکران جدا مي‌کند. زون زاگرس خود به سه زون کوچک‌تر به نام‌هاي دشت خوزستان، زاگرس چين خورده و زاگرس رورانده تقسيم مي‌شود (درويش زاده، ۱۳۸۳).
۲-۵-۱- دشت خوزستان:
اين قسمت که غربي‌ترين ناحيه زاگرس را شامل شده به صورت دشت تقريباً مسطحي است که قسمت اعظم بيرونزدگي آن‌را رسوبات آبرفتي عهد حاضر و يا نئوژن تشکيل مي‌دهد که رسوبات قديمي را از نظر مخفي کرده‌اند. ضخامت اين پوشش رسوبي از اهواز به طرف آبادان و سواحل خليج فارس به تدريج زياد مي‌شود و اين بخش همان توالي‌هاي زاگرس چين خورده را دارد و در عين حال، با کشورهاي عربي همسايه نيز شباهت بسيار دارد و روند چين‌ها شمالي_جنوبي با شيبي ملايم است (درويش زاده،۱۳۸۳).

دسته بندی : 22

پاسخ دهید