فصل سوم:ترجمه کتاب خلاف بخش سلم
ترجمه کتاب سلم از خلاف شيخ طوسي از مساله ۱ تا ۳۸۲۲
فصل چهارم:ادبيات تحقيق
بيع سلف و صيغه هاي آن۵۶
پيشينه تاريخي بيع سلف و سلم۵۷
بيع سلف درحقوق اسلام و ايران۵۸
مفهوم و ماهيت و شرايط بيع سلف۵۹
گفتار اول مفهوم بيع سلف۵۹
اسناد تجاري و کاربردي در بيع سلف۶۱
شرايط و ارکان بيع سلف۶۲
شرط اول و دوم: ذکر جنس و وصف مبيع۶۲
شرط سوم: قبص ثمن۶۳
شرط چهار: معلوم بودن مقدار مبيع۶۵
شرط پنجم: تعيين مدت۶۶
شرط ششم: فراواني جنس فروخته شده۶۶
ضرورت قبض ثمن بيع سلف در مجلس۶۷
روايات دال بر شرط بودن قبض در مجلس۷۱
روايت دال بر شرط بودن قبض در مجلس و روايت دال بر جواز تاخير قيمت۷۳
بررسي موافقت يا مخالفت سلم يا اصل۷۵
قبض راس المال سلم۷۶
طرح مساله در احکام بيع سلف۷۷
حکم بيع سلف۸۵
مورد عقد در بيع سلف۸۵
بيع سلف در پول۸۵
موارد عقد در بيع سلف۸۶
مشخصات اصلي بازار سلف۸۶
بيع دين به دين (کالي به کالي)۸۷
بيع کالي به کالي در منابع فقهي و آراي فقها۹۱
دوم – بررسي مساله در بيع دين به دين۹۲
گفتار اول – مفوم بيع دين به دين۹۲
ماهيت قرارداد پيش فروش ساختمان در حقوق ايران و فقه اماميه۱۰۴
بيع مال آينده۱۰۷
نظر فقهي آيت لله خامنه اي در باره احكام خريد و فروش‏ – بيع سلف‏۱۰۹
شرح تفصيلي نظر شوراي نگهبان درباره لايحه پيش فروش ساختمان۱۱۱
بررسي فقهي۱۱۳
شرايط پيش فروش آپارتمان۱۱۴
توضيح شرايط۱۱۵
بررسي قرارداد پيش فروش آپارتمان با مسائل مشابه حقوقي۱۱۸
قرارداد پيمانکاري۱۱۸
قرارداد خصوصي۱۱۹
تعهد به بيع۱۱۹
قرارداد خصوصي تمليکي۱۲۰
تمليک عين به همراه شرط۱۲۱
بيع قطعي مال آينده۱۲۲
شرايط پيش فروش فروش خودرو۱۲۲
?شبهه شرعي و قانوني۱۲۷
?پيامدهاي اقتصادي۱۳۲
نتايج۱۳۵
پيشنهادات۱۳۷
منابع و ماخذ۱۳۸
فصل اول:
مفاهيم و کليات
مقدمه
انديشه‌ي تقريب بين مذاهب و وحدت امت اسلامي، تنها از ناحيه‌ي دانشمندان بزرگ اسلامي که داراي مؤلّفه‌هاي اين انديشه به معناي واقعي هستند مي‌تواند ترويج شود و با صرف شعار و بيان و گفتار ظاهري هرگز عملي نمي‌گردد. شيخ طوسي از جمله علماي بزرگ اسلامي است که تمامي زمينه‌هاي لازم براي تقريب را به تمام و کمال داراست؛ زمينه‌هايي چون عقل‌گرايي، دوري از جمود فکري، آزادانديشي و پرهيز از تعصب قومي و نژادي و… که براي وارد شدن در جريان تقريب داشتن چنين زمينه‌هايي ضروري است.
شيخ طوسي ضمن حفظ عقايد شيعي خود؛ در مباحث فقهي. کلامي و تفسيري هرجا که زمينه‌ي وحدت و تقريب بين امت اسلامي وجود داشت، وارد عمل مي‌شد و بدون هيچ پروايي به بيان موضوع و طرح مسأله مي‌پرداخت. برترين فکر تقريبي شيخ را مي‌توان در کتاب “الخلاف” او به عينه يافت.
برگزاري کرسي درس مشترک بين شيعه و سني در بغداد و استقبال چشم‌گير علماي بزرگ از اين اقدام، بي‌شک جزء بي‌نظيرترين اقدامات يک عالم ديني در جهت تقريب و وحدت امت اسلامي در جامعه آن روز تلقي مي‌شود که خوشبختانه بعد از قرن‌ها ترويج و توسعه‌ اين انديشه، امروز ثمراتش در حال ظهور و بروز است. يکي از مواردي که در کتاب خلاف به آن پرداخته شده است مساله سلف بوده است.
بيع سلف عبارت است از فروش مال موصوف كلى كه در آينده تسليم مشترى شود درمقابل مال ديگرى، كه به اعتقاد مشهور فقها، بايد در مجلس عقد به قبض فروشنده درآيد والا بيع باطل است. اما ضرورت قبض ثمن مورد اتفاق همگان نيست و به همين جهت در تعريف بيع سلف نيز اختلاف نظر وجود دارد. ما در همين مبحث با تفصيل بيشترى در اين باره گفتگو خواهيم كرد. در بيع سلف نيز مانند ساير انواع بيع، قواعد عمومى قراردادها ازجمله اهليت طرفين، توافق دو اراده، مشروعيت جهت معامله و معلوم بودن مورد معامله از شرايط اساسى است و علاوه بر آن در اين نوع بيع همگان گفته اند كه معلوم بودن به ذكر جنس و وصف و مقدار و تعيين مدت تسليم مبيع است. در روايات نيز همين امور مورد تاكيد قرار گرفته است؛ ليكن شروط ديگرى نيز از يك مقطع خاص زمانى به بعد به شرايط بيع سلف افزوده شده است كه از جمله آنها، لزوم قبض ثمن در مجلس عقد است در حالى كه در روايات نه تنها به آن تصريح نشده بلكه از مفاد برخى از آنها عدم لزوم آن نيز استنباط مى شود.
بيان مساله
کتاب خلاف شيخ طوسي نخستين کتاب کاملي است که در فن خود در ميان اماميه نوشته شده است بالاتر بگويم نخستين کتابي است که در فن خود در ميان فقهاي اسلام نوشته شده، فقهاي ديگر اسلام چنين کتابي را نداشته و ندارند. شايد پذيرش اين سخن بر کساني دشوار آيد ولي اندکي شکيبائي براي شنيدن توضيحي از نويسنده اين دشواري را آسان خواهد کرد.
کتاب خلاف در دو جهت ممتاز است و همين دو جهت آنرا بي نظير قرار داده است:
۱٫ همه مباحث فقه و همه کتابهاي فقه را داراست.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۲٫ نظريات همه فقيهان اسلام را در هر مسئله اي متعرض مي شود. البته در صورتيکه فقيهي داراي نظريه اي در آن مسئله باشد.
کتابهائي که دانشمندان اهل تسنن نوشته اند چنين نيست. يعني نظريات همه فقها را ندارد. اختلاف الفقهاي طبري که قبل ار شيخ نوشته شده، بداية المجتهد ابن رشد که بعد از شيخ نوشته شده نظريه هاي فقيهان امامي را متعرض نيستند، بلکه فقيهان اهل تسنن کمتر از فقه اماميه و کيفيت استدلال آنها آگاهند. فقيهان امامي از نظريات فقيهان ديگر اطلاع دارند. ولي بيشتر فقهاي اسلام از نظريات فقيهان امامي و کيفيت بحث و استدلال ايشان بي خبر بوده اند.
اخيراً در پاره اي از دانشکده هاي کشور هاي مسلمان کرسي تدريس فقه مقارن تأسيس شده است ولي تدريس فقه مقارن موقوف است که استاد مدرس در تمام فقه ها متخصص و مجتهد باشد و بتواند بر طبق همه مذاهب فتوي بدهد.
هدف تحقيق
هدف از اين تحقيق ترجمه کتاب سلم از کتاب خلاف شيخ طوسي به انضمام بررسي فقهي پيش فروش هاي متداول بوده و در نهايت هدف از اين رساله بررسي بحث سلم و آثار پيش فروش هااز بُعد فقهي است.
اهميت و ضرورت تحقيق
مسائل الخلاف بگواهي سرآغازش پس از تهذيب و استبصار تصنيف شده. شيخ در بحث “عصبه” کتاب الفرائض خلاف که مسئله ۸۰ مي باشد به تهذيب اشاره مي کند و مي گويد: ولقد الزم القائلون بالعصبة من الاقوال الشنيعه مالايحصي ذکرنا بعضها في تهذيب الاحکام…
اگر نامهاي تأليفات شيخ در فهرست بترتيب تاريخ زمان تأليف باشد از فهرست شيخ دانسته مي شود که تأليف خلاف پس از فراغت از کتابهاي تلخيص الشافي، عده، رجال و فهرست بوده است.
از عبارات خلاف در کتاب الفيء و قسمت الغنائم مسئله ۴ نيز دانسته مي شود که در هنگام تأليف اين کتاب تلخيص الشافي، تأليف شده بوده و کتاب مشهوري بوده است.
يکي از دانشوران اخباري امامي مذهب درباره خلاف گفته: شيخ در اين کتاب مجتهد و اصولي مي باشد. و گاهگاهي در مسائل آن بقياس و استحسان عمل مي کند.
شايد سخن اين دانشمند تا حدي درست باشد. زيرا شيخ درين کتاب در برابر فقيهان ديگر اسلام قرار دارد . و بسياري از ايشان بقياس و استحصان عمل مي کنند. شيخ در برابر آنها روش منطقي جدل را پيش مي گيرد. و مذهب خود را برپايه دليلي قرار مي دهد که مخالف آنرا قبول داشته باشد. خواه آن دليل مروي بوسيله يکي از صحابه باشد، خواه قياس، خواه استحسان.
خود شيخ در سرآغاز خلاف بدين نکته اشاره کرده است ولي گويا دانشمند اخباري از آن غافل بوده. زيرا از سخنش بر مي آيد که نظر انتقادي دارد. سيد مرتضي در “انتصار” تصريح مي کند که در مسائل الخلافش براي اثبات مذهب خود در برابر ديگران به قياس استدالال مي کند.
پيشينه تحقيق
با توجه به اينکه بحث بيع سلف در فقه اسلامي مطرح مي باشد، بنابراين فقها به اين موضوع پرداخته اند که برخي ازين فقها عبارتند از:
شيخ صدوق در کتاب المقنع، شيخ مفيد در کتاب مقنعه، سيد مرتضي مشهور به علم الهدي در کتاب الانتصار، شيخ طوسي در کتاب النهايه و در کتاب المبسوط و کتاب الخلاف وابوالمکارم ابن زهره در کتاب الغنيه، ابن حمزه در کتاب الوسيله، ابن ادريس در کتاب السرائو و محقق حلي در شرايع الاسلام، شهيد اول در الدروس، احمد بن طاووس در کتاب البشري و البته فقهاي ديگري نيز به اين بحث پرداخته اند ولي بصورت خاص و مستقل کتابي در اين زمينه تدوين نشده است.
سوالات و فرضيه هاي تحقيق
۱٫ مفاهيم کليدي بيع سلف و بيع کالي به کالي با يکديگر در حوزه فقه و حقوق تطبيق پذير مي باشد.
۲٫ مستند فقهي و حقوقي مساله قبض ثمن در مجلس عقد بيع سلف قابل نقد و بررسي مي باشد.
۳٫ پيش فروش هاي متداول با نظرات فقهي مطابقت دارد.
روش تحقيق
اين پژوهش حاصل تحقيقي به روش کتابخانه اي و با جمع آوري اسناد از کتاب هاي شيخ طوسي و قوانين فقهي پيش فروش بوده است.
ساختار محدوده تحقيق
اين رساله با تمسک به امام زمان (عج) در چهار فصل تدوين گرديده است، فصل اول شامل کليات تحقيق و فصل دوم شرح حالي از شيخ طوسي و آثار وي بالاخص کتاب خلاف بررسي شدو در فصل سوم به ترجمه کتاب سلم از مساله ۱ تا ۳۸ پرداخته، در فصل چهارم نيز در باره بيع سلم و پيش فروش هاي متداول و نتيجه گيري کلي پرداخته ايم و در آخر منابع رساله آورده شده است.

مشکلات تحقيق
اين پژوهش به دليل کمياب بودن منابع محدوديت هاي خاصي داشت ابتدا اين که منابع موجود در خصوص شيخ طوسي بسيار کم بود و با توجه به اين که رساله تطبيقي و مقايسه اي نبود کار بسيار زيادي مي طلبيد.
فصل دوم:
آشنايي با مولف
آشنايي با مولف کتاب خلاف
شيخ ابو جعفر محمد بن حسن بن علي بن حسن است که معروف به “شيخ الطايفه” و مشهور به “شيخ طوسي” است. در رمضان سال ۳۸۵ در طوس به دنيا آمد و در بيست و دوم محرم الحرام سال ۴۶۰ از دار دنيا رفت. در بيست و سه سالگي به عراق هجرت کرد و در بغداد ساکن شد. ابتدا نزد شيخ مفيد مقدمات علوم را فرا گرفت تا سال ۴۱۳ که شيخ از دنيا رفت و سيّد مرتضي به جاي او بر کرسي مرجعيّت تکيه زد. شيخ طوسي از محضر سيد مرتضي به مدّت بيست و سه سال بهره برده و شديداً مورد توجّه او واقع گرديده بود. پس از وفات سيّد مرتضي، شيخ طوسي، مرجعيّت شيعه را به عهده گرفت و محلّ توجه عام و خاص شد. منزلش در کرخِ بغداد، محل رفت و آمد کساني بود که از راه دور و نزديک براي حلّ مسائل و مشکلات خويش به ايشان مراجعه مي‌کردند.
يکي از نکات برجسته‌ي شخصيت شيخ طوسي آنست که قادر بالله – خليفه‌ي وقت – با وجود اينکه سنّي مذهب بود، براي شيخ در بغداد – مرکز علم و انديشه‌ي آن روز – کرسي درس برپا کرد و همين خود حکايت از مقام علمي و اشراف ويژه‌ي شيخ بر مباحث مشترک علمي شيعه و سنّي در آن
روز دارد .
چگونگي تأسيس حوزه‌ي علميه نجف به وسيله‌ي شيخ طوسي، از قطعات شنيدني تاريخ زندگي سراسر برکت اين مرد بزرگ است. وقتي فتنه‌ي سلجوقيان سنّي مذهب متعصّب و درگيري بين شيعه و سنّي در سال ۴۴۷ هـ . ق به اوج خود رسيد، حاکمان سلجوقي از هيچ اقدام خصمانه‌اي عليه شيعيان، دريغ نورزديدند، يکي از اين اقدامات وحشيانه، از بين بردن آثار ارزشمند علمي و فرهنگي بود، آنان کتاب خانه‌ي شيخ را که ده هزار جلد کتاب نفيس داشت، سوزاندند و منزل او را غارت کردند. همين امر موجب شد که شيخ به ناچار از بغداد به نجف اشرف هجرت کند و در آن‌جا اقامت گزيند و حوزه‌ي علميه‌ي نجف اشرف را تأسيس نمايد؛ حوزه‌اي که بعدها به عنوان بزرگ‌ترين مرکز علمي جهان تشيّع، پرآوازه گرديده است.
شيخ طوسي داراي تأليفات متنوّع و متعدّدي است که از آن جمله مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
۱ ، “النّهايه” در فقه که در گذشته جزء کتب درسي طلاّب و رساله‌ي عمليّه‌ي شيخ بوده است.
۲ ، “المبسوط” که فقه را وارد مرحله‌ي جديدي کرده و در عصر خود مشروح‌ترين کتاب فقهي بوده است.
۳ ، “الخلاف” که هم آراء فقهاي اهل سنّت در آن است و هم رأي شيعه
۴ – دو کتاب حديثي و به اصطلاح دو اصل حديثي شيعه به نام‌هاي “تهذيب” و “استبصار”
۵ – سه اصل رجالي به نام‌هاي “الرّجال”، “الفهرست” و “اختيار کتاب الکشّي”
۶ – تفسير “تبيان” در بيست مجلد
۷ ، “مصباح المتهجد” در اخلاق و سير و سلوک و…
موقعيّت علمي ممتاز شيخ طوسي آن چنان بود که اغلب علماي شيعه بعد از او به نوعي از افکار و انديشه‌هاي فقهي، کلامي و تفسيري او تأثير پذيرفته‌اند؛ بطوريکه به ويژه در فقه هيچ يک از فقهاء جرأت نمي‌يافتند در برابر آراء شيخ، نظرات خود را ابراز نمايند. معروف است تا حدود يک قرن پيش اگر در فقه “شيخ” را بطور مطلق به‌کار مي‌بردند، منظور “شيخ طوسي” و اگر “شيخان” مي‌گفتند مقصود “شيخ مفيد” و “شيخ طوسي” بوده است. شيخ طوسي در عين حال که از طرف شيعيان، عنوان “شيخ الطايف” يافته، مورد توجّه علماي اهل سنّت نيز بوده است و از هر دو طايفه، شاگردان بسياري در محضرش دانش مي‌آموخته و از خرمن فضلش خوشه‌اي مي‌اندوخته‌اند.
زمينه‌هاي تقريب در انديشه‌ي شيخ طوسي
با وجود اينکه شيخ طوسي جزء استوانه‌هاي عقيدتي و فقهي شيعه به شمار مي‌رود و قطعاً در دفاع از اصول و آرمان‌هاي شيعه ذرّه‌اي کوتاهي نکرده است اما هرگز اين دفاع قاطعانه از مکتب، به معناي ناديده گرفتن وجوه مشترک بين شيعه و سنّي نيست لذا به‌نظر مي‌رسد شيخ طوسي به دنبال يافتن مشترکات اصيل ميان اين دو مذهب عقيدتي – سياسي در آيات و روايات و حوزه‌هاي منقول و معقول بوده است. گرچه شايد انديشه‌ي تقريب به اين‌گونه که الآن مطرح است در زمان شيخ طوسي مطرح نبود اما با مراجعه به برخي آثار و مستندات و تحقيقات، مي‌توان زمينه‌هاي تقريب را در انديشه‌ي شيخ الطايفه ديد. ما زمينه‌هاي تقريبي را در انديشه شيخ طوسي در هفت مورد فهرست کرديم که البته شايد برخي از آن‌ها را بتوان در يک عنوان خلاصه کرد. اکنون به شرح و بسط اين زمينه‌ها در حد وسع مقال مي‌پردازيم.
۱ – استفاده از نظرات اهل سنّت
به‌نظر مي‌رسد بين دانش وسيع اسلامي و انديشه‌ي تقريب، نوعي تناسب مستقيم وجود دارد به اين معنا که هر چقدر معلومات دانشمندان اسلامي در حوزه‌هاي گوناگون ديني بيشتر مي‌شود، خود بخود نوعي گرايش به سوي تقريب بين مذاهب در آن‌ها ديده مي‌شود. شيخ شلتوت و آيت الله العظمي بروجردي از علماي طراز اول اهل سنت و شيعه، نمونه‌ي بارز اين ادّعا هستند. شيخ طوسي هم با داشتن معلومات وسيع علمي و غور بسيار زياد در علوم اسلامي، به اين نقطه رسيده بود. يکي از ابتکارات شيخ، استفاده از نظرات اهل سنت و استنتاج از مسائل کلامي، فقهي و تفسيري آنان است. اين استفاده گرچه دو جهت مثبت و منفي مي‌تواند داشته باشد اما انصاف اينست که جهت مثبت آن، غالب است. اينکه يک عالمي در سطح شيخ طوسي از ديدگاه‌ها‌ي اهل سنت در کتاب‌ها و تجزيه و تحليل‌هاي خويش ياد مي‌کند، مي‌تواند زمينه‌اي براي اتحاد فکري و عملي مسلمانان و اعتماد سازي بيشتر جهت تفاهم در امور اعتقادي مشترک تلقّي شود.
در تفسير التبيان، از تفاسير اهل سنت بسيار زياد نقل شده است بطوري که تعداد معروف‌ترين رجالي که از آن‌ها در اين تفسير شريف مطالبي نقل مي‌شود بيش از ده نفر است؛ افرادي چون حسن بصري، قتادة ابن دعاسه، ابوعلي جبائي، ابراهيم زجاج، ضحاک‌ بن مزاحم، ابوالقاسم عبدالله بن احمد بلخي، علي بن عيسي رماني، ابوعبيد جراح، محمد بن جرير طبري و عبدالملک بن عبدالعزيز بن جريح.
به عنوان مثال در تفسير تبيان ذيل آيه “اليوم اکملت لکم دينکم”(آيه ۳ مائده) آمده است ابن عباس و سدي و اکثر مفسران معتقدند که معناي آيه اين است که: من براي شما فرائض، حدود، امر و نهي و حلال و حرامم را بنابر آنچه نازل کردم کامل نمودم لذا نه در آن زيادتي وجود دارد نه نقصي که بواسطه نسخ بعد از اين روز متوجه آن گردد… حَکم و سعيد بن جبير و قتاده مي‌گويند معناي آيه اين است که: من براي شما حجتتان را کامل کردم … و زجاج مي‌گويد: اکملت لکم دينکم يعني شما را از ترس دشمنانتان نگه داشته‌ام و شما را برآن‌ها مسلط نموده‌ام … آنگاه پس از نقل اين نظرات امام محمد باقر و امام جعفر صادق(ع) مي‌آورد و دلالت آيه را به نصب امام علي(ع) از طرف حضرت رسول(ص) و ماجراي غديرخم بيان مي‌دارد.
در کتاب خلاف شيخ که در واقع مصدر طرح نظرات فقهي مذاهب گوناگون اهل سنت است و فلسفه اصلي تدوين اين کتاب نيز به شمار مي‌رود پر است از آراء مختلف پيشگامان سنت و جماعت که ما از باب نمونه به يکي دو مورد اشاره مي‌کنيم. در کتاب الحج جلد سوم مسئله ۱۴۰ چنين آمده است: السعي بين صفا و المروه رکن، لايتم الحج الاّ به… و قال ابن مسعود و ابن عباس و ابي بن کعب: السعي سنة و ليس بواجبٍ، و قال ابوحنيفه: واجب و ليس برکنٍ و هو بمنزلة المبيت بالمزدلفة.
ونيز در جلد چهارم الخلاف مسئله دوم کتاب النکاح آمده است: النکاح مستحب غير واجب للرجال و النساء و به قال ابوحنيفة و اصحابه، ومالک، و الشافعي، و الليث بن سعد، و الاوزاعي، و کافة العلماء، و قال داود: النکاح واجب.
البتّه اين نکته جاي بحث دارد که آيا استفاده از احاديث اهل سنت و تجزيه و تحليل آن‌ها به وسيله‌ي علمايي چون شيخ طوسي، زمينه‌ي ورود فرهنگ‌هاي انحرافي بعدي را فراهم کرده است يا نه؟ آنچه قابل ذکر است اينست که شيخ طوسي در آن فضاي خاص تعصّب وجود بين شيعه و سنّي، با جرأت تمام از احاديث اهل سنت ياد مي‌کرد. اين همان انديشه‌ي بلندي است که ضمن توجه به اصول مذهب خود و پايبندي بسيار زياد به مباني آن، براي رعايت انصاف و اعتدال، از نظريات مخالف نيز بهره مي‌برد تا شايد بتواند به اين وسيله اين دو جريان فکري و عقيدتي را به هم نزديک نمايد.
۲ – ايجاد فقه مقارن
در ميان مؤلّفه‌هاي تقريبي شيخ طوسي، تأسيس فقه مقارن، بي‌سابقه و بي‌نظير است. فقه مقارن يعني بيان نظرات فقهي اهل سنت در کنار مباحث فقهي شيعه. اين نگاه به مباحث فقهي ظاهراً قبل از شيخ طوسي در ميان شيعه و سني به اين صراحت يا اصلاً وجود نداشت يا کمتر وجود داشت. شيخ با رصد کردن فضاي علمي بي‌نظيري که بخاطر تعدّد مذاهب و اختلاف گروهها در بغداد ايجاد شده بود و به نوعي علم کلام را با پيشتازي متکلمان اماميه و معتزله، دگرگون مي‌کرد، دست به يک اقدام تازه زد که همان ايجاد فقه و اصول مقارن بود.
عرصه عملي اصلي اين فکر، کتاب “الخلاف” بود که در آن ضمن بحث فقهي شيعه، آراي عمده‌ي مذاهب فقهي اهل سنت نيز بطور دقيق مطرح مي‌شود؛ حتي اقوال و فتاواي نادر آن‌ها هم بيان مي‌گردد؛ چيزي که در گذشته در حوزه‌هاي علميه‌ي شيعه، سابقه‌اي نداشته است.
پيشينه ي فقه مقارن را در اسلام بايد در مکتب جعفري جستجو کرد زيرا نخستين مکتب فقهي که از دامن اسلام سربرآورد، مکتب فقه جعفري بود.
امام صادق”عليه السلام” رئيس اين مکتب با صاحبان انديشه‌هاي مختلف کلامي و فقهي، مناظره مي‌فرمودند و آراء فقهاي حجاز و فقهاي عراق را به تفصيل بيان مي‌کردند و رأي درست را درباره‌ي هر مسأله اظهار مي‌نمودند، از اين رو امام صادق(ع) را بايد مؤسس فقه مقارن دانست.
آنچه تاريخ فقه نشان مي‌دهد اينست که اولين کتاب مستقل در باب فقه مقارن، کتابي است که “محمد بن احمد بن الجنيد اسکافي”، دانشمند قرن چهارم نوشته است، مهم‌ترين کتاب پس از کتاب “جنيد اسکافي” کتاب “خلاف” شيخ طوسي است که در نوع خود بي‌نظير است.
ويژگي‌هاي فقه مقارن که به نوعي حقوق تطبيقي در اسلام به شمار مي‌رود، عبارتست از:
۱ – در فقه مقارن، درجه‌بندي قوانين از جهت فائده يا مصلحت، مطرح نيست بلکه ادعاي هر فقيهي آنست که حکم الهي را تنها وي و هم عقيده‌هايش يافته‌اند و عقايد ديگران نادرست است و قابل عمل نيست. در عين حال بعضي معتقدند که هرچند مجتهد، ممکن است حکم واقعي را به‌دست نياورده، چون کوشش خود را به‌کار برده، داراي پاداش و ثواب است.
۲ – فقه مقارن، اختصاص به معاملات و حدود و جنايات ندارد بلکه عبادات را نيز شامل مي‌گردد.
۳ – به وسيله‌ي فقه مقارن، ما مواردي را به دست مي‌آوريم که فقها نسبت به آن اتّفاق نظر دارند و به اصطلاح فقهي يکي از نتايج فقه مقارن، تحصيل موارد اجماع عامه و خاصه يا اجماع عامه يا اجماع خاصه است.
بناي شيخ طوسي در کتاب “خلاف” بر اين بوده است که آراي همه‌ي فقهاي مذاهب مخالف را گردآوري نمايد و اگر در مسأله‌اي ميان فقهاي شيعه، اختلاف وجود داشت، بيان کند و در پايان هر مسأله، نظر صحيح را اظهار نمايد. در اين کتاب که هفتاد و هشت باب دارد، تمامي زمينه‌هاي لازم براي ايجاد فقه مقارن، وجود دارد. از اين‌رو فقهاي بزرگ چون علامه‌ي حلي در “تذکرة الاحکام” و “مختلف الشيعه” به پيروي از شيخ، حق فقه مقارن را ادا کردند.
۳ – داشتن وسعت مشرب فکري و روح آزادانديشي
گستره‌ي بينش شيخ طوسي نسبت به فقهاي پيش از خود بيشتر است به اين معني که در مباحث علمي، نگاه خود را به دايره‌ي کتب معتبر شيعي، محدود نمي‌کند، بلکه بر خلاف ديگران از يک طرف همه ي احاديث اهل سنت را مردود نمي‌داند و از طرف ديگر برخي از احاديث منقول شيعه حتي تعدادي از احاديثي را که در کتاب کافي نقل شده است، نمي‌پذيرد. اين روح آزادانديشي شيخ طوسي است که در جامعه‌ي بسته‌ي آن‌روز، چنين فکر باز و روشني داشته است و در حاليکه پيروان مذاهب، بر طبق جنگ و ستيزه مي‌کوبيدند و حاضر بودند براي به کرسي نشاندن مشرب فکري خود، دست به هر جنايتي بزنند و به هر راهي متوسل شوند، او با وسعت مشرب فکري‌اش به دنبال اثبات حق بود و از مذهب خود، کورکورانه دفاع نمي‌کرد بلکه گستره ي انديشه‌اش را براي ورود هر مذهب فکري و اعتقادي باز نگه مي‌داشت تا از مجموع اين آرا به يک جمع‌بندي واقع بينانه‌تري دست يابد.
با اينکه شيخ در تفسير تبيان آنجا که درباره آيه‌اي نظر خلاف وجود داشته باشد،‌ نظرهاي مذاهب را مطرح، آنگاه نظر اماميه را بيان مي‌کند؛ در بعضي از جاها تنها به نقل اقوال بسنده مي‌کند و همين مي‌تواند به معناي پذيرش نظرات آنان تلقي شود به عنوان مثال ذيل آيه ۱۷۷ اعراف (من يهدي الله فهو المهتدي…) آمده است: قال الجبائي: معني الآيه من يهديه الله الي نيل الثواب… فهو المهتدي للايمان و الخير… و قال البلخي: المهتدي هو الذي هداه الله فقبل الهداية و اجاب اليها… و قيل: معني “من يهدي الله” من يهديه الله بهدايته “فهوالمهتدي”.
۴ – توجّه به قياس و استحسان اهل سنت
قياس و استحسان از جمله مميّزات فقهي غالب مذاهب اهل‌سنت است و در فقه شيعه از اين اصول هرگز استفاده نمي‌شود؛ با اين همه شيخ طوسي در کتاب خلاف خود، از اين دو استفاده کرده است. گرچه شيخ به هيچ وجه، قياس و استحسان را در فقه شيعه نپذيرفته است و تنها وجه قابل قبول براي استفاده از اين دو در کتاب خلافش، در پيش گرفتن روش منطقي جدل در برابر فقيهان مذاهبِ ديگر اسلامي است، با اين همه، طرح اين دو اصل فقهي غير شيعي در کتابش، حاکي از انديشه‌ي بلند تقريبي اوست. سيد مرتضي در “انتصار” تصريح مي‌کند که (شيخ طوسي) در مسائل الخلافش، براي اثبات مذهب خود در برابر ديگران، به قياس استدلال مي‌کند.
پر واضح است که چنين انديشه‌اي گرچه به مذاق بسياري از ظاهر گرايان شيعي خوش نيايد، اما براي اثبات حقّانيت مذهب اصيل و نزديک شدن به انديشه‌ي واحد اسلامي، مناسب‌تر است چرا که از صافي‌هاي گوناگون ضد و نقيض به سلامت بيرون آمده است.
۵ – دوري از تعصب قومي و نژادي و فکري
در برشمردن زمينه‌هاي ايجاد تقريب بين مذاهب، بدون شک، تعصب به معناي طرفداري شديد، بي‌چون و چرا و غير منطقي، آفت بزرگي است؛ چرا که اصلاً مجالي براي هم انديشي‌، وحدت و همبستگي به وجود نمي‌آورد. براي همين، عبدالحسين مغنيه از اعضاي تقريب بين مذاهب اسلامي، در آغاز مجموعه‌اي به‌ نام “دعوة التقريب” که مقالات جمعي از انديشمندان ونويسندگان در آن درج شده است، ضمن بيان ضرورت تقريب، پنج هدف را براي منشورات جماعة التقريب، بر مي‌شمارد که هدف چهارم آن، جنگ و ستيز با تعصب ناپسند است؛ بيان مغنيه چنين است با تعصب ناپسند مبارزه مي‌کنيم زيرا تعصب، عقل‌ها و قلب‌ها را کور مي‌کند ومتون قرآن و سنت نبوي از تعصب نهي و به تسامح ديني و مذهبي و برادري بين مردم دعوت مي‌‌نمايد”.
امام علي(ع) در نهج‌البلاغه به شدت از تعصب کورکورانه نهي مي‌کند و مي‌فرمايد: من در اعمال و رفتار جهانيان نظر دوختم، هيچ کس را نيافتم که بدون علت درباره چيزي تعصب ورزد جز با دليلي که با آن ناآگاهان را بفريبد و يا برهاني آورد در عقل سفيهان نفوذ کند…
مردان بزرگ در ميدان انديشه و عمل، اهل تعصب به معني جانبداري کورکورانه از عقايد و اعمال خويش نيستند. شهيد مطهري در مقاله‌ي “الهامي از شيخ الطايفه” به اين ويژگي شيخ طوسي بطور صريح اشاره کرده است. در آن‌جا آمده است: “شيخ طوسي، صد در صد يک عالم اسلامي است. جز رنگ اسلامي، رنگ ديگري ندارد. او از کساني است که از برکت تعليمات اسلامي پا بر روي تعصبات قومي و نژادي گذاشتند، شعوبي‌گري‌ها را محکوم کردند و مقياس‌هاي جهاني و انساني را محترم شمردند.”
حضرت آيت‌الله جناتي بعنوان يکي از فعالان عرصه تقريب در کتاب همبستگي اديان و مذاهب اسلامي درباره پيامدهاي مثبت کنارگذاشتن تعصبات به مسئله بسيار جالب توجهي اشاره مي کند که بدين شرح است: “ابوحنيفه پيشواي مذهب حنفيان قائل به جواز قرائت قرآن در نماز به فارسي بود. اکثر فقهاي مذاهب در فقه مقارن خود اين نظر را مورد نقد و بررسي قرار داده‌اند و اين موجب شد که فقهاي متأخر حنفي به رأي ساير مذاهب نزديک‌تر شوند. شيخ محمد شلتوت، شيخ الازهر مصر با اينکه خود حنفي بود به جاي تعصب‌ورزي نسبت به ديدگاه پيشواي مذهب فقهي خود با اخلاص تمام به اجماع فقيهان ديگر مذاهب فقهي پيوست و اعلام داشت که قرآن اسمي است براي لفظ و معناي آن‌ ‌ـ حتي در قرائت نمازـ‌ و نمي‌توان حمد و سوره را به غير عربي خواند.
۶ – مبارزه با جمود فکري
رابطه بسيار روشني بين جمود فکري و تعصب کورکورانه از يک طرف و اين دو با نفهميدن حقيقت دين از طرف ديگر و اين سه با عدم پذيرش آهنگ اتحاد بين مذاهب از طرف سوم وجود دارد. کسي که فکرش بسته است همه چيز را در دايره محدود نگاه خويش مي‌بيند و توجيه مي‌کند. از اين رو؛ قدرت تشخيص ندارد و نمي‌تواند فکر و انديشه مقابل خود را هر چند درست باشد، تحمل کند؛ نمونه بارز فکر جامد در تاريخ اسلام، خوارج هستند. اين‌ها آنچنان در لاک فکر محدود و جاهلانه خود فرو رفته بودند که حتي حاضر نبودند اميرمومنان را با آن انديشه بلندش تحمل کنند چه برسد به ديگران.
بنابراين در طول تاريخ، علماي طراز اول با انديشه‌هاي خشک و بي‌روح و انسان‌هاي جامد و ظاهرنگر، مواجه بودند و هميشه هم با آن‌ها مبارزه مي‌کردند. در بين علماي معاصر، حضرت امام خميني(ره) به شدت با چنين انديشه‌هايي برخورد کرده و هرگز بناي مماشات و مسامحه با آن‌ها را در پيش نگرفته است. نمونه‌ي بارز موضع‌گيري سخت حضرت امام(ره) عليه عالمان قشري و ظاهر‌گرا، در “منشور روحانيت” ايشان آمده است.
شيخ طوسي به عنوان يکي از آغاز کنندگان انديشه‌ي تقريب، به مبارزه‌ي بي‌امان خود با جمود فکري پرداخته است. شيخ در مقدمه‌ي کتاب نفيس خود، مبسوط، از گروه جامد فکران گله آغاز مي‌کند و مي‌گويد: “من هميشه مي‌شنيدم که فقها اهل جماعت، فقه ما شيعيان اماميه را تحقير مي‌کردند… همواره در اشتياق به‌سر مي‌بردم که کتابي تأليف کنم متضمّن فروع، ولي اشتغالات و گرفتاري‌ها مانع بود و از جمله چيزهايي که عزم مرا مي‌کاست اين بود که اصحاب ما کمتر، رغبت به اين کار نشان مي‌دادند زيرا با متون اخبار و صريح الفاظِ روايات خو گرفته بودند و حتّي حاضر نبودند لفظي تغيير کند، کار جمود به آن جا کشيده شده بود که اگر لفظي به‌جاي لفظ ديگر قرار مي‌گرفت، در شگفت مي‌شدند و فهمشان از درک آن معني کوتاهي مي‌کرد.” شهيد مطهري با اشاره به حريّت شيخ طوسي مي‌نويسد: سراسر وجود شيخ طوسي از ايمان اسلامي و شور اسلامي و علاقه به خدمت به اسلام موج مي‌زند، او يک دلباخته سراز پا نشاخته است ولي اين شور ايمان ودلباختگي هرگز او را به سوي جمود و تقشر سوق نداده است،‌ او با جامدان و قشريان نبرد کرده است… در اين فضاي خشک انديشه و زنداني شدن روح آزاد، آزادانديشي شيخ طوسي زمينه‌ي مناسبي براي ترويج تعاليم بلند اسلامي ايجاد کرده بود.
۷ – توجّه به عقل
در حالي که در اغلب دوره‌هاي تاريخي بين اهل حديث و ظاهر گرايان با عقل گرايان در مکاتب و مشرب‌هاي فکري – عقيدتي اهل سنّت، اختلاف شديد وجود داشت، در بين شيعيان اثناعشري با وجود چنين گرايش‌هايي، درگيري و نزاع به وجود نمي‌آمد چرا که براي آن‌ها عقل و نقل هر دو به‌عنوان منابع شناخت، مطرح بود و توجه به عقل به معناي رها کردن نقل و گرايش به نقل به معناي بي‌توجهي به عقل نبود و اين يکي از امتيازات مکتب عقيدتي شيعه به حساب مي‌آيد. با وجود چنين برداشت حاکمي از عقل و نقل به عنوان منابع شناختي در مکتب شيعه، باز هم برخي از دانشمندان طراز اول اين مکتب به سمت نقل و برخي نيز به سمت عقل گرايش بيشتري پيدا کردند.
اين گرايش به سمت نقل و دور شدن از عقل، گذشته از محدود کردن فضاي ذهني براي صدور احکام فقهي و احتجاجات کلامي، نوعي تعصب غير منطقي در مواجهه با ديگر مذاهب اسلامي ايجاد مي‌کرد. از اين رو با قاطعيت مي‌توان گفت اغلب کساني که در گذشته مخالف طرح وحدت بين شيعه و سني بودند و امروز هم با تمام وجود، “تقريب بين مذاهب اسلامي” را غيرممکن مي‌دانند در طبقه ظاهرگرايان يا اهل حديث يا نقل‌گرايان دو طرف عمده شيعه و سني مي‌گنجند.
شيخ طوسي نظر را واجب مي‌داند و مرادش از نظرهمان فکر است و تفکر هم خاص عقلاست. بنابراين تقليد کوکورانه صحيح نيست و هر کسي آزاد است بلکه لازم است که اظهار نظر کند و تفکر و تعقل نمايد زيرا خداوند در مقام مذمت از کفار و مشرکين مي‌فرمايد: وقتي حضرت ابراهيم قومش را به عقل و فکر تحريص مي‌کند آن‌ها با به کار انداختن اين موهبت الهي استنکاف کرده و مي‌گويند انا وجدنا آبا‌ءنا علي‌هذا…
شيخ طوسي از جمله علماي بزرگي است که گرايش او به سمت عقل با وجود مشرب فکري و سيعش، قوي‌تر از توجه او به نقل است و اين از ويژگي‌هاي بارز شخصيتي اين عالم فرزانه‌ي شيعه به شمار مي‌رود. در گرايش عقلاني شيخ طوسي همين نکته بس که وقتي جريان عقل‌گرايي شيعه پس از شيخ مفيد به سيّد مرتضي معروف به علم الهدي، سرايت کرد، شيخ طوسي از جمله شاگردان سيد مرتضي به شمار مي‌رود که اين جريان را کامل کرد و با آثاري چون “تمهيد الاصول” در استحکام و گسترش ديدگاه مزبور نقش بسزايي ايفا کرد.
شهيد مطهري درباره‌ي اين ويژگي شيخ طوسي آورده است: “شيخ طوسي با آنکه محدّثي عظيم الشأن است و کتاب “تهذيب الاحکام” و کتاب “استبصار” او بهترين دليل بر مدعاست، مسائل اصول دين را حق‌طلق عقل مي‌داند به اين معني که تعبد و تقليد را در اين مسائل جائز نمي‌شمرد. وي در عدة الاصول به گروهي از جامد فکران که در شيعه پيدا شده‌اند، اشاره مي‌کند و بر سبيل انتقاد مي‌گويد:
اذا سئلوا عن التوحيد والعدل او صفات الائمّة او صحة النّبوة
قالوا روينا کذا؛ يعني اگر از اينان در باب توحيد يا عدل يا امامت يا نبوت پرسش شود به جاي آنکه به دليل عقلي استناد کنند به ذکر روايات مي‌پردازند.”
اساتيد شيخ طوسي

دسته بندی : 22

پاسخ دهید