۳-۴-۱ تحليل با استفاده از نمودار ايشي کاوا۷۹
۳-۴-۲ تحليل با استفاده از نمودار پارتو۸۲
۳-۴-۳ تحليل کمي سازمان ۸۴
۳-۴-۳-۱ نرخ توقف خط توليد ۸۴
۳-۵ مدل تصميم گيري در سيستم پشتيبان تصميم ۸۷
۳-۵-۱ روش تصميم گيري۸۷
۳-۵-۲ برپائي پايگاه (مخزن) خريدها:۹۱
۳-۵ -۳ بازيابي۹۴
۳-۵-۴ تصميم گيري ۹۶
۳-۶ تجميع سيستم برنامه ريزي منابع سازماني و سيستم پشتيبان تصميمگيري۹۶
۳-۷ ساختار ERP در زنجيره تأمين ۹۸
۳-۸ معماري داخلي ERP بخش‌هاي سازماني۱۰۰
۳-۹ معماري DSS عمومي۱۰۴
۳-۱۰ بستر ارتباطي۱۰۶
۳-۱۱ نحوه اجرا۱۰۷
فصل چهارم: ارزيابي
۴-۱ مقدمه۱۱۰
۴-۲ مقايسه چارچوب با چارچوب‌هاي ديگر(bench marking)110
4-2-1 بيان پارامتر هاي مقايسه۱۱۰
۴-۲-۲ مقايسه قابليت‌هاي چارچوب‌ها۱۱۲
۴-۳ تحليل با استفاده از پرسشنامه ۱۱۴
۴-۳-۱ مشخصات پاسخ دهندگان۱۱۴
۴-۳-۲ بررسي قابليت اعتماد پرسشنامه ۱۱۸
۴-۳-۳ پرسشنامه:۱۲۲
۴-۳ شبيه سازي ۱۳۰
فصل پنجم نتيجه گيري و پيشنهادات
۵-۱ خلاصه۱۴۸
۵-۲ مزاياي اجراي اين پروژه۱۴۸
۵-۳ معايب۱۵۰
۵-۴ نتيجه گيري ۱۵۰
۵-۵ پيشنهادات با توجه به مورد کاوي براي پياده سازي ERP هاي تجميعي۱۵۱
۵-۶ کار هاي آينده۱۵۲
منابع ۱۵۴
پيوست ها۱۶۲
ضميمه ب: فراواني پاسخ پرسشنامه ۱۵۸
چكيده لاتين۱۸۵
فهرست اشكال و نمودار
شكل ۱-۱۸
شكل ۲-۱- دلايل تکنولوژيکي پياده سازي ERP [8]14
شكل ۲-۲- دلايل تجاري پياده سازي ERP [8] 14
شكل ۲-۳- لايه‌ها در تحولات از MRP تا ERP توسعه يافته [۱۰] ۱۷
شكل ۲-۴- يکپارچگي اطلاعات محيطي در سيستم ERP [10]18
شکل ۲-۵- گام‌هاي دست يابي به حاکميت معماري سرويس گرا۲۲
شکل ۲-۶- حاکميت معماري سرويس گرا و چرخه در بر گيرنده۲۵
شکل ۲-۷- حاکميت معماري سرويس گرا در سازمان و تبديل سازمان به يک سازمان سرويس گرا۳۴
شكل ۲-۸- فازهاي سيستم سرويس گرا۳۶
شکل ۲-۹- هرم‌هاي مؤلفه هاي فني و رهبري خدمت گذار در سازمان سرويس گرا [۲۶]۳۷
شکل ۲-۱۰- لايه هاي بنيادي سازمان سرويس گرا ۳۸
شكل ۲-۱۱- فرآيند كسب و كار۳۹
شکل ۲-۱۲- فرايند کسب و کار در سيستم سازماني۴۰
شكل ۲-۱۳- مدل تصميم گيري ۳ فازي از هربرت سايمون۴۷
شکل ۲-۱۴- توسعه يافته مدل تصميم گيري ۳ فازي هربرت سايمون ۴۷
شکل ۲-۱۵- ساختار يک سيستم پشتيبان تصميم۵۳
شکل (۳-۱) جنبه هاي مطرح درERP [52]65
شکل (۳-۲) – خروجي‌هاي مختلف از مدل‌هاي سيستم مورد استفاده در چارچوب معماري ERP67
شکل (۳-۳) چرخه شناخت اوليه سازمان۷۰
شکل (۳-۴) گام‌ها يا بخش‌هاي شناخت اوليه سازمان۷۴
شکل (۳-۵) فرايند مونتاژ در وضعيت موجود يک سازمان توليد کننده خودرو۷۵
شکل (۳-۶) ادامه فرايند مونتاژ در وضعيت موجود يک سازمان توليد کننده خودرو۷۷
شکل (۳-۷) ادامه فرايند مونتاژ در وضعيت موجود يک سازمان توليد کننده خودرو۷۸
شکل (۳-۵) نمودار علي و معلولي زمان توليد ۸۰
شکل (۳-۶) – نمودار علي و معلولي نرخ بالاي توليد خودروي معيوب ۸۱
شکل (۳-۷) – نمودار علي و معلولي نرخ بالاي دوبارهکاري ۸۲
شکل (۳-۸) – نمودارپارتو-زمان تأخير فرايندها ۸۳
شکل (۳-۹) – نمودار پارتو-نرخ مازاد کار-دوبارهکاري ۸۳
شکل (۳-۱۰) – نمودار پارتو-ايرادات کيفي مربوط به بررسي کيفيت بخش ۸۳
شکل (۳-۱۱) – نمودار پارتو- هزينه مازاد تحميلي زمان و کارکرد۸۳
شکل (۳-۱۲) -نمودار xbar chart نرخ توقف۸۵
شکل (۳-۱۳) -نمودار R chart نرخ توقف۸۵
شکل (۳-۱۴) -نمودار ترکيبي Xbar chart و R chart نرخ توقف۸۵
شکل (۳-۱۵) نمودار توزيع پراکندگي۸۶
شکل (۳-۱۶) -نمودار شش سيگما از نرخ ۸۶
شکل (۳-۱۷) – شاخص هاي قابليت فرايند۸۶
شکل (۳-۱۸) چرخ? روش استدلال بر مبناي مورد CBR [6]89
شکل (۳-۱۹) مدل تصميم گيري در سطح کلان۹۰
شکل (۳-۲۰) نمايش متغير هاي فازي در نرم افزار MATLAB92
شکل (۳-۲۱) – چارچوب CoERP – چارچوب سرويس گرا از collaborative ERP97
شکل (۳-۲۲) چارچوب DE (DSS-ERP ) بستر مناسب جهت تجميع ERP و DSS در سيستم توزيع شده۹۸
شکل (۳-۲۲) معماري سازمان توليدي و معماري سيستم پشتيبان تصميم خصوصي۱۰۳
شکل (۳-۲۳) – Public web server DSS براي تجميع و هماهنگ کردن عملکرد کليه سيستم‌ها۱۰۴
شکل (۳-۲۴) – مکانيزم‌ها و ماژول‌هاي مورد نياز براي پياده سازي سيستم ERP توزيع شده۱۰۶
نمودار (۴-۱) سطح تحصيلات شرکت کنندگان در پرسشنامه۱۱۵
نمودار (۴-۲) مربوط به رشته هاي شرکت کننده در تحقيق۱۱۶
نمودار (۴-۳) تجربه کاري شرکت کنندگان در تحقيق۱۱۷
نمودار (۴-۴) فراواني ميانه پاسخ‌هاي استخراج شده از پرسشنامه۱۲۸
نمودار (۴-۵) فراواني مربوط به ميزان رضايت از حوزه هاي مختلف مطرح در پرسشنامه۱۲۹
فهرست جداول

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

جدول۲-۱- پيشرفت سيستم ERP12
جدول ۲-۲- عنوان دهي به ERP و وزن آن‌ها از نظر شرکت‌ها [۱۰]۱۹
جدول (۳-۱) شاخص‌ها مطرح در صنعت توليد۷۹
جدول (۳-۲) نحوه ارزيابي معيار انتخاب فروشنده۹۳

جدول (۳-۳) ساختار نگه داري اطلاعات خريدها (مخزن خريدها)۹۳
جدول (۴-۱) مقايسه چارچوب‌هاي شرکت‌هاي مطرح با چارچوب پيشنهادي۱۱۳
جدول (۴-۲) ميزان تحصيلات شرکت کنندگان در تحقيق۱۱۵
جدول (۴-۳) سطح تحصيلات شرکت کنندگان در پرسش۱۱۶
جدول (۴-۴) تجربه کاري شرکت کنندگان در تحقيق۱۱۷
جدول (۴-۵) فراواني مربوط به پاسخ‌هاي پرسشنامه در نرم افزار SPSS123
فهرست رابطه‌ها
رابطه (۳-۱) ۸۴
رابطه (۳-۲)۸۴
رابطه (۳-۳)۸۵
رابطه (۳- ۴) ۸۵
رابطه (۳-۵)۸۶
رابطه (۳-۶) ۹۰
رابطه (۳-۷) ۹۱
رابطه (۳-۸)۹۱
رابطه (۳-۹) ۹۴
رابطه(۳-۱۰)۹۵
رابطه(۳-۱۱) ۹۵
رابطه (۴-۱) ۱۲۰
رابطه (۴-۲) ۱۲۰
رابطه (۴-۳) ۱۲۱
چکيده:
يکي از مسائل پر چالش و روز دنيا براي سازمان‌هاي امروزي , همکاري و تجميع سازمان‌هاي گسترده است. سازمان‌هايي که به دنبال بهبود شرايط و وضعيت خود در بازار رقابتي هستند، همواره به دنبال راه کارهايي بهينه براي ايجاد يک همکاري متناسب بين بخش‌هاي سازماني خود مي‌باشند . تا بتوانند به بهترين نحو ممکن منابع سازمان را مديريت نمايند . دست يابي به اين مهم , نياز به يک رويکرد فکري و عملي مناسب خواه داشت که همواره با شرايط و بازار هاي کنوني منطبق بوده و نياز هاي سازمان‌هاي امروزي را بر طرف نمايد . چارچوب ارائه شده در اين پروژه يک رويکرد فکري و عملي را براي سازمان‌هاي گسترده و رقابتي امروزي فراهم مي‌کند. اين چارچوب به دنبال بهبود مديريت منابع سازمان و ايجاد حاکميت معماري سرويس گرا در آن است. چارچوب پيشنهادي در اين پروژه براي بهبود تصميم گيري و عملکرد سازمان‌ها، سيستم پشتيبان تصميم را در ضميمه سيستم برنامه ريزي منابع سازمان پيشنهاد مي‌کند. اين چارچوب جهت بهبود عملکرد، از بدو ورود به سازمان و استراتژي‌ها، اهداف و فرايندها شروع کرده و با تحليل وضعيت سازمان و اعمال باز مهندسي سعي در بهبود شاخص‌هاي مطرح در سازمان، ايجاد مديريت بهينه در منابع سازمان و اعمال حاکميت معماري سرويس گرا دارد. در اين پروژه از شرکت‌هاي فعال در صنعت خودرو سازي ايران جهت بررسي اين چارچوب استفاده شده است.
فصل اول
كليات
۱-۱ مقدمه:
فشارهاي هزينه و رقابت بين سازمان‌هاي امروزي باعث شده که سازمان‌ها به سمت ايجاد يک بستر يا چارچوب مناسب و در عين حال ساده و سازگار بروند تا بتوانند در بازار رقابتي با توان بالا حرکت کنند. در اين بستر توسعه به جاي کاغذ بازي‌ها و تصميم‌گيري‌هاي پايه‌اي، از راه حل‌هاي يکپارچه و جامع که عمليات‌هاي مدل سازي، شبيه سازي، پايش، طراحي و بهبود را انجام دهد، استفاده مي‌کنند. که لازمه‌ي عملياتي شدن اين راه حل، استفاده از بستر سرويس گرايي و برنامه‌هاي کاربردي مديريت منابع سازمان به صورت يکپارچه است.
ماهيت مديريت فرايند کسب و کار و معماري سرويس گرا مي‌توانند مکمل همديگر باشند. در هر سازمان در ابتدا شاکله سازمان از طريق فرايندهاي کسب و کار بدست مي‌آيند. اين فرايندها براي ارتباطات بينابيني خود به تکنولوژي و فناوري‌هاي ارتباطي نيازمندند که شکل بارز و بهينه آن در معماري سرويس گرا مطرح و بيان مي‌شود. لذا اين دو در کنار هم و با همکاري هم مي‌توانند به بهبود سازمان کمک کنند.
از عوامل مطرح در سازمان‌ها برنامه‌ريزي منابع سازمان است. اين برنامه‌ريزي شامل کليه تأمين‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي از تا مين اوليه و برنامه تأمين کنندگان شروع و نهايتاً تا تحويل به مشتري و خروج از سازمان ادامه پيدا مي‌کند. اين برنامه ريزي را اصطلاحاً ERP 1 گويند.
در حال حاضر نقاط ضعفي در ERP وجود دارد: (۱) علي رغم دستاوردهاي آن در فرايند مديريت و برنامه‌ريزي منابع، نمي‌تواند به مديريت جامع بلادرنگ پويا که براي پاسخ به تغييرات عملي و تصميم‌گيري معقول مهم است، دست پيدا کند. (۲) خيلي از شرکت‌ها هنوز از ERP در يک سطح مشترک مثل سيستم‌هاي اطلاعاتي عمومي (که هدف ان‌ها جمع آوري اطلاعات ، انتقال ، محاسبه است)، استفاده مي‌کنند، علاوه بر اين، ماژول پشتيبان تصميم در ERP ، فاز جمع آوري اطلاعات را به جاي تجزيه و تحليل جامع نگه مي‌دارد. (۳)عدم انعطاف پذيري ERP در روش تکراري تجزيه و تحليل در شرکت‌هاي مختلف، و نتيجه‌گيري‌هاي غيرمنطقي و نامناسب. (۴) در حال حاضر، ERP به خوبي در مديريت اطلاعات داخلي سازمان کارش را انجام مي‌دهد، اما ERP در تعامل خارجي و تصميم گيري گروهي نمي‌تواند اقدامات موثري انجام دهد. (۵)امروزه با توجه به توسعه سرويس گرايي و همچنين وجود سازمان‌هاي شبکه‌اي و گسترده، نياز به پياده‌سازي ERP در قالب گسترده و همکار، وجود دارد. اما با توجه به عدم وجود زير ساخت‌هاي مناسب و عدم به کار گيري چارچوب کلان و منطبق در جهت بهبود عملکرد ERP , کارايي مناسب محقق نمي‌گردد.
لذا با توجه به نقاط ضعف بيان شده نياز به چارچوبي کاملاً يکپارچه که کليه نقاط ضعف را پوشش دهد الزامي است. آن چه که امروزه علاوه بر بحث يکپارچه سازي منابع سازمان لازم است،ايجاد يک محيط است که در آن قسمت‌هاي مجزاي يک شرکت يا شرکت‌هاي مجزا ،خودشان بتوانند فعاليت‌هايشان را مديريت کنند و با ساير قسمت‌هاي کسب و کار و شرکايشان و همچنين مشتريان و تأمين کنندگان، بتوانند تعامل داشته باشند. پس هدف ايجاد محيطي است که کاربران، خصوصاً در سازمان‌هاي توليدي، فرايندهاي کسب و کارشان را در زير ساخت‌هاي کسب‌وکار صرف نظر از آنکه در داخل يا بيرون شرکت باشند، مديريت کنند.
اين امکان برآورده نمي‌شود مگر با فراهم کردن بستر سرويس‌ها. در چنين بستري برنامه‌ريزي‌هاي منابع سازمان به شکل سرويس‌هاي مورد نياز درخواست و در وب سرور مرکزي، سرويس‌دهي مي‌شوند. کارايي در سيستم‌هايERP را مي‌توان با پيش بيني صحيح زمان و کميت‌ها، يکپارچگي همه جانبه و کاهش خطا‌ها و بهبود عملکرد ,به شکل قابل توجهي افزايش داد. اما همواره درصدي از خطا امکان وقوع دارد، که نتيجه معکوس در کارايي را ايجاد مي‌کند. اين خطاها ميتوانند خطاي محاسباتي و يا حتي اشتباهات و خطاهاي حياتي‌تري باشند.بنابراين استفاده از يک سيستم پشتيبان تصميم, ۲DSS, همواره خطر وقوع خطا را به همراه خواهد داشت. بنابراين با استفاده محض از اين سيستم‌ها، دست‌يابي به اهداف سيستم به خطر خواهد افتاد. بنابراين نياز است که همواره صحت اين تصميمات بررسي و سپس به عنوان تصميم به سيستم القا شود. لذا، براي بهبود عملکرد ERP، نيازمند سيستم همکار پشتيبان تصميم هستيم. علت اينکه اين سيستم‌ها براي استفاده در مقياس‌هاي مختلف و به شکل وسيع فراهم مي‌شود، اين است که افراد زيادي در سيستم از تصميم‌گيري‌هاي مشابهي استفاده مي‌کنند. بنابراين به آن‌ها امکان استفاده از الگوريتم‌هاي استاندارد و يا استفاده از چارت‌هاي مختلف را مي‌دهد.
۱-۲ فرضيات مسئله:
? در اين پروژه، سازمان‌هاي توليد در صنعت توليد خودرو در ايران در نظر گرفته شده است.
? معماري سرويس گرا بدون در نظر گرفتن زبان و ماشين مورد استفاده براي اجراي سرويس‌ها، يک چارچوب براي سرويس‌هاي ارتباطي توزيع شده فراهم مي‌کند.
? معماري و ساختار ERP به گونه‌اي است که يکپارچگي و جامعيت اطلاعات سطح سازمان را فراهم نموده و جرياني روان از اطلاعات بين بخش‌هاي مختلف سازمان فراهم مي‌کند.
? سيستم پشتيبان تصميم، سيستمي جهت يادگيري، تأمين انعطاف پذيري، پاسخگويي سريع، پوشش دادن تغييرات و کمک به تصميم گيري در زمينه هاي مختلف است.
? چارچوب و زنجيره توليد مد نظر, از SCM3 شروع تا توليد و مونتاژ و تحويل به مشتري و CRM 4 ادامه مي‌يابد و چارچوب با نگاه به کل زنجيره ايجاد مي‌گردد.
?چارچوب سرويس گرا، با ساختاري مبتني بر فناوري است و تبادلات اطلاعات با استفاده از سرويس‌ها انجام مي‌شود.
۱-۳ هدف از اجرا :
اهداف اصلي که در اين پايان نامه مد نظر قرار خواهد گرفت:
(حاکميت معماري سرويس گرا
( توسعه چرخه عمر مديريت فرايند کسب و کار و مديريت منابع سازمان در جهت پوشش چرخه عمر معماري سرويس گرا
( افزايش چالاکي، کاهش هزينه براي سازمان‌هاي توليدي و ايجاد يکپارچگي بين سيستم‌هاي اطلاعاتي و فناوري زير ساختي
( رسيدن به مدل يکپارچه با اجماع ايده هاي مطرح در دو حوزه کسب و کار و فناوري اطلاعات
( کاربردي کردن مدل پيشنهادي با در نظر گرفتن حدود مطالعه موردي
( رسيدن به يک چارچوب و سکو۵ جامع در جهت توسعه برنامه‌ريزي منابع سازمان در سيستم‌هاي سرويس گرا
( هوشمند سازي سيستم با در نظر گرفتن سيستم‌هاي پشتيبان تصميم در برنامه ريزي‌هاي سازمان‌هاي توليد و مونتاژ خودرو در ايران
( بهبود فرايندها با استفاده از مهندسي مجدد فرايندها و سوق دادن سازمان از ساختار گرايي به فرايند گرايي با زير ساخت فناوري در صنعت خودرو سازي
۱-۴توجيه ضرورت انجام پروژه :
امروزه مي‌توان رشد اطلاعاتي در سازمان و پيچيده‌تر شدن فرايندهاي کسب و کار را مشاهده نمود؛ لذا اين سازمان‌ها به مديريت و کنترل فرايندهاي کسب و کارشان نيازمند مي‌باشند. زيرا ساز و کارهاي متنوع و مختلفي براي مديريت بر فرايندهاي کسب و کار تهيه و طراحي گرديده است. اما در اين سيستم‌ها شناسايي و نظارت بر فرايندها از يک سو و کنترل عملکرد آن‌ها از سوي ديگر، همچنين ملموس شدن اين فرايندها در دنياي واقعي مهم‌ترين ديدگاه‌هايي است که در فناوري اطلاعات مطرح مي‌باشد و سيستم‌هاي کنوني اين دو را مجزا مي‌دانند. چرا که در گذشته در يک سازمان تجاري، فرايندها به عنوان هسته مرکزي قرار داشتند و براي هر فرايندي سيستم مجزايي را تهيه مي‌کردند که به آن‌ها سيستم‌هاي جزيره اي مي‌گفتند. به دليل عدم ارتباط بين اين سيستم‌ها و نداشتن يک مدل يکپارچه، اهداف کلي مديريتي سازمان به نحو مناسبي پاسخ داده نمي‌شد. براي اين منظور و رفع مشکلات، ايده هاي مدل‌هاي يکپارچه و همکار شکل گرفت.
در يک نگاه جامع، يک سيستم کسب و کار، ممکن است از چندين زير سيستم مرتبط با يکديگر تشکيل شده باشد. اما مي‌دانيم که طراحي و پياده‌سازي اين سيستم‌ها حجم کاري زيادي را مي‌گيرد. اما با توجه به ماهيت‌هاي فرايند کسب و کار (شامل تحليل و شناسايي، مدل سازي، طراحي و بهبود و پايش فرايندها) و معماري و چارچوب سرويس گرا (شامل طراحي و پياده سازي فرايندهاي کسب و کار به صورت سرويس‌هاي کسب و کار) و سيستم‌هاي پشتيبان تصميم، از اين حجم کاري کاسته مي‌شود.
اگر چه معماري سرويس گرا و مديريت فرايند کسب و کار مستقلند، اما آن‌ها اهداف عمومي را به اشتراک مي‌گذارند و باعث چابکي و چالاکي سازمان مي‌شوند. پس براي کاستن حجم کاري در سازمان‌ها، رسيدن به چابکي و چالاکي و کاهش هزينه‌ها و داشتن يک سيستم يکپارچه و همکار و بنابراين کاهش زمان توليد در سازمان‌هاي توليدي و در نتيجه بهبود وضعيت نهايي سازمان در بازارهاي رقابتي، نياز به يک سيستم يکپارچه و سرويس گرا براي مديريت منابع سازمان، خصوصاً در سازمان‌هاي توليدي امروزي الزامي مي‌باشد.
بنابراين ضعف‌هاي موجود به قرار زير است:
– عدم وجود فرايند گرايي و سلب و ساختار گرا بودن سازمان‌ها
– ضعف‌هاي ارتباطي
– جامع و يکپارچه نبودن اطلاعات و وجود سيستم‌هاي جزيره اي
– عدم وجود بستر و زير ساخت مناسب فناوري
– نبود سيستم پشتيبان تصميم که در تصميم گيري‌هاي کليدي و در لايه هاي مختلف مديريتي به عنوان سيستم همکار، سازمان را ياري نمايد
– نامناسب بودن فرايند هاي کسب و کار و هم راستا نبودن با اهداف
– عدم تحقق استراتژي‌ها و اهداف سازمان‌ها
– برنامه ريزي نامناسب منابع سازمان
– نا هماهنگ بودن برنامه ريزي‌ها و منابع سازمان با زنجيره تأمين، مشتريان و تأمين کنندگان
– هزينه هاي بالا و نامتناسب توليد
– عدم دستيابي به کيفيت مد نظر
– عدم هماهنگي با برنامه ريزي‌هاي زماني
که جهت رسيدگي به اين نقاط ضعف، چارچوبي با اهداف بيان شده ارائه خواهد شد.
۱-۵ سوال تحقيق:
با توجه به نقاط ضعف بيان شده , اين سوالات ذهن خطور مي کنند :
آيا با توجه به ضعف زير ساخت فناوري و سلب بودن ساختار فرايند ها , امکان يکپارچه سازي سازمان و سيستم ها وجود دارد يا خير؟
آيا با توجه به اينکه اهداف سازمان هاي توليدي کنوني به حد رضايت بخش محقق نمي شوند, امکان ايجاد بستر هاي فناوري براي تحليل وضعيت موجود و بهبود فرايند ها در جهت دست يابي به اهداف وجود دارد يا خير؟
آيا امکان پياده سازي بستر سرويس ها با توجه به وضعيت کنوني سازمان ها وجود دارد يا خير؟
و نهايتا آيا امکان پياده سازي چارچوبي سروس گرا و مبتني بر سيستم پشتيبان تصميم براي برنامه ريزي منابع سازمان هاي توليدي گسترده و همکار وجود دارد يا خير؟
۱-۶ روش پژوهش و تکنيک‌هاي اجرائي:
پس از مطالعات کتابخانه اي و مقالات موجود در سايت‌هاي معتبر و نمايه شده مربوط به حوزه برنامه ريزي منابع سازمان در معماري سرويس گرا و در سازمان‌هاي توليدي همچنين تلفيق با مباحث سيستم‌هاي پشتيبان تصميم به ارائه مدل و يا چارچوب پايان نامه مي‌پردازيم؛ و سپس الگوريتم‌ها، گام‌ها و روش‌هاي مطرح شده در آن زمينه را توضيح خواهيم داد و با يک تحليل به ارزيابي آن مي‌پردازيم.
در اين پروژه به صنعت خودرو به شکل ميداني وارد خواهيم شد و به دست يابي به اطلاعات در اين حوزه خواهيم پرداخت، فرايندها را استخراج، تحليل و مدل سازي و بعد از بررسي‌ها در داخل چارچوب سرويس گرا با زير ساخت فناوري، بهبود خواهيم داد.
۱-۷ روش تحقيق:
شكل ۱-۱ گام هاي تحقيق
فصل دوم
مرور ادبيات موضوع
۲-۱مقدمه:
با توجه به نياز بشر به فناوري اطلاعات و پيشرفته شدن دانش در اين زمينه، رويکرد و چشم انداز بسياري از سازمان‌ها به سوي به‌کارگيري فناوري اطلاعات مي‌باشد؛ لذا در زمينه معماري سرويس گرا تحقيقات ارزنده اي انجام شده است. اما در زمينه ترکيب اين معماري با مديريت فرايند کسب و کار و ايجاد سازمان‌هاي يکپارچه، همکار، هوشمند و سرويس گرا به دليل جديد بودن تجربيات زيادي وجود ندارد و در اغلب موارد شامل مثال‌هاي ساده اي از پياده سازي بخشي و جزئي از اين موارد (با توجه به نياز سازمان خاص) مي‌شود و ارائه چارچوب کلان در اين زمينه در زمره تحقيقات روز دنيا قرار مي‌گيرد.
۲-۲ ERP 6
تاريخچه ERP و برنامه ريزي و مديريت منابع سازمان به قبل از سال ۱۹۶۰ ميلادي باز مي‌گردد. [ ۸]
در اين برهه از زمان نرم افزارهايي به نام BOM PROCESSORS توسعه پيدا کردند. که هدف آن‌ها استخراج مواد لازم براي توليد تعدادي محصول بود. اين نرم افزارها توجه زيادي به حجم توليد و يا به تعبيري ديگر Lot Sizing نداشته و از سوي ديگر زمان تحويل را هم مد نظر نمي‌گرفتند. به همين دليل با استفاده از آن‌ها حجم موجودي در جريان افزايش پيدا نمي‌کرد.
بين سال‌هاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ , در اوايل اين دهه تمرکز نرم افزاري بيشتر بر روي سيستم‌هاي کنترل موجودي بود. در اين مدت همچنان بيشتر از مفاهيم سنتي کنترل موجودي براي توسعه نرم افزار هاي مرتبط استفاده مي‌شد. اما در اواخر اين دهه مفهوم MRP و يا برنامه ريزي مواد مورد نياز معرفي و نرم افزار MRP? توسط IBM توسعه پيدا کرد. مهم‌ترين مشکل اين نرم افزار و نرم افزار هاي مشابه، اجراي آن بر روي main frame هاي گران قيمت مستقر در مراکز دانشگاهي و يا نظامي بود؛ و همين امر فاصله زماني بين برنامه ريزي‌ها را افزايش مي‌داد. اين سيستم به صورت بازگشتي زمان تحويل اقلام مورد نياز براي ساخت يک محصول خاص را از زمان تحويل به مشتري تا زمان مورد نياز براي مونتاژ، برنامه ريزي مي‌کرد. سازمان‌ها در اجراي MRP? مشکلات زيادي داشتند. اين مشکلات بيشتر مشکلاتي سيستمي و ناشي از کاربران بود تا مشکلات تکنولوژيکي. از طرف ديگر اين سيستم ارتباط بين توليد و استراتژي‌هاي رقابتي سازمان را چندان مد نظر قرار نمي‌داد. ضمن ظرفيت‌هاي توليد سازمان چندان در اين سيستم لحاظ نمي‌شد.
بين سال‌هاي ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰, تمرکز با توجه به برنامه کلان توليد يا MPS و توسعه MRP حلقه بسته بود. در اين سيستم‌ها، امکان بروز رساني در زنجيره توليد به حد اقل رسيد اما همچنان اين سيستم‌ها فقط برنامه ريزي توليد را انجام داده و حمايت چنداني از ساير منابع توليد نداشتند.
بين سال‌هاي ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰, گسترش MRP? به ساير حوزه‌ها و اضافه نمودن سيستم‌هاي پشتيبان تصميم به آن‌ها توسعه در تمام عرصه هاي توليدي، خدماتي، تجاري، توزيع و غيره، کارايي داشت؛ و نهايتاً ظهور ERP بود. مشکل عمده سيستم‌هاي MRP? و توسعه يافته هاي آن، اين بود که تنها سيستم توليدي ساخت به منظور انبار يا MTS را پشتيباني مي‌کرد؛ و ساير سيستم‌هاي توليدي را چندان پوشش نمي‌داد. اما با ظهور ERP در حوزه توليد، تمامي سيستم‌هاي توليدي تحت پوشش قرار گرفتند. بخش‌ها، فرايندها و وظايف مختلفي از جمله کنترل کيفيت، نگه داري و تعميرات، حسابداري و مالي و غيره به سيستم‌هاي توليدي متصل شده و ERP به عنوان حد فاصل سيستم‌هاي SCM و CRM مطرح گرديد. اين سيستم بيش از آنکه عنوان جديدي براي MRP? باشد، به عنوان سطح بعدي در سطوح تکاملي سيستم‌هاي کامپيوتري طراحي شده براي پشتيباني از عمليات سازمان مطرح گرديد.
در سال ۱۹۹۵ , مقوله اينترنت وارد ERP شد و در سال‌هاي ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ , EDI و ERP با يکديگر پيوند خوردند. در سال ۲۰۰۰ اينترنت به عنوان جزئي تفکيک ناپذير از ERP محسوب و سيستم‌هاي ERP تحت وب توسعه يافتند که فناوري چند لايه اي در معماري سيستم اطلاعاتي را پشتيباني مي‌کنند. امروزه هم سيستم‌هاي جديدي با عنوان ERP? در حال توسعه‌اند که اساس آن‌ها وب بوده و تمرکز زيادي بر حمايت از ماژول SCM دارند و عملاً در تعريف امروز ERP , آن را کاملاً مرتبط و جدايي ناپذير از SCM تعريف مي‌نمايند. قابل ذکر است که در سال ۱۹۹۸ , بيش از ۲۰۰۰۰ سازمان در سراسر جهان، مبلغي افزون بر ۱۷ ميليارد دلار در زمينه ERP سرمايه گذاري نمودند که اين رقم در سال‌هاي بعد بين ۳۰ تا ۵۰ درصد رشد داشته و در سال ۲۰۰۳ به رقمي نزديک به ۱۰۰ ميليارد دلار رسيده است.

جدول۲-۱- پيشرفت سيستم ERP
ERP ? 2005 Extended ERP 2000 Enterprise resource planning (ERP) 1990 Manufacturing resource planning( MRP ?) 1980 Material require planning (MRP) 1970 Inventory control packages 1960
از طرفي، هزينه نگهداري و به روز رساني سيستم‌هاي پياده سازي شده در سال ۲۰۰۰ به رقمي در حدود ۲۱٫۵ ميليارد دلار بالغ شده که نرخ رشدي برابر ۱۳٫۱% نسبت به ۱۹۹۹ داشته است. ضمناً طبق بررسي‌هاي صورت گرفته در حال حاضر، بيش از ۷۰ % از ۱۰۰۰ شرکت طراز اول جهان از ديد مجله fortune, سيستم‌هاي ERP را با موفقيت پياده نموده‌اند و يا در حال پياده سازي آن هستند. [۸]
لازم به ذکر است که از ERP به عنوان کاتاليزور۷ و يا تسهيل کننده در BPR و يا مهندسي مجدد نام برده مي‌شود. اما در مورد اينکه ERP و BPR کدام يک مقدم بر ديگري است، بحث‌هاي زيادي مطرح شده است. برخي ERP و BPR را لازم و ملزوم هم دانسته‌اند و تاکيد بسيار بر اجراي کامل BPR همزمان با پياده سازي ERP و يا قبل از آن دارند در حالي که برخي ديگر بسيار تاکيد بر عدم اجراي BPR سنگين در فرايند هاي سازمان به منظور افزايش احتمال موفقيت پروژه پياده سازي ERP در سازمان دارند. تاکيد گروه دوم بيشتر بر افزايش دقت در انتخاب ERP مناسب براي سازمان که داراي بيشترين انطباق با فرايند هاي سازماني است، مي‌باشد.
اما به هر حال بايد اشاره کرد که در برخي موارد، نرم افزار ERP خريداري شده و منطبق با آن BPR صورت مي‌گيرد. که به آن BPR منطبق بر بسته۸مي‌گويند؛ و در نوع ديگر BPR استاندارد، اعمال و سپس ERP منطبق با آن انتخاب مي‌شود. هر کدام از اين روش‌ها مزايا و معايبي دارند.
نکته بسيار مهمي که بايد به آن توجه شود اين است که پياده سازي يک سيستمERP به صورت موفق در يک سازمان بسيار مشکل است، به گونه اي که بر اساس مطالعاتي که صورت گرفته، تاکنون در ۵۰% موارد، پياده سازي اين سيستم با شکست مواجه شده است و در ۹۰ % سيستم‌هاي پياده شده موفق، فراتر از زمان و بودجه مصوب اوليه عمل شده است. بنابراين با وجود مزايا بسياري که پياده سازي آن دارد، تا زماني که توجيه لازم براي انجام آن وجود ندارد، نبايد هيچ سازماني خود را با آن درگير کند. تصميم به خريد و پياده سازي ERP در يک سازمان به منزله قماري است که کل سازمان در آن شرط بندي مي‌شود. در صورت عدم موفقيت پروژه پياده سازي، ادامه حيات سازمان با مشکل مواجه خواهد شد. از دلايل و توجيهاتي که براي پياده سازي ERP در سازمان‌ها مي‌توان بيان کرد شامل:
شكل ۲-۱- دلايل تکنولوژيکي پياده سازي ERP [8]

شكل ۲-۲- دلايل تجاري پياده سازي ERP [8]
2-2-1مفهوم:
سيستم برنامه ريزي سازمان، يك بسته نرم افرازي قابل تنظيم و بر اساس استانداردهاي جهاني است كه هدف آن يكپارچگي اطلاعات و جريان اطلاعات بين تمامي بخش‌هاي سازمان از جمله مالي، حسابداري، منابع انساني، زنجيره عرضه و مديريت مشتريان با رويكرد مشتري گرايي و پاسخ به بازار مي‌باشد.
در ERP كليه برنامه هاي كاربردي سازمان به صورت يك برنامه نرم افزاري يكپارچه بر روي يك پايگاه داده به گونه اي عمل مي‌کنند كه كليه بخش‌ها بتوانند به سادگي اطلاعات خود را به اشتراك گذارده و با يكديگر ارتباط برقرار كنند. اين يكپارچه سازي، در صورت تحقق، بازگشت سرمايه عظيمي را براي سازمان به ارمغان خواهد آورد.
سيستم‌هاي ERP كه در دهه ۹۰ توليد و توسعه يافته‌اند به صورت يكپارچه و يك جا ارايه مي‌شدند و سازمان‌ها مي‌بايستي كليه ماژول‌ها را راه اندازي مي‌کردند. رويكرد فعلي در ERP به گونه اي است كه سازمان‌ها مي‌توانند بخشي از ماژول‌هاي ERP از قبيل مالي و يا منابع انساني را خريداري، نصب و راه اندازي نمايند و توسعه ساير ماژول‌ها را به زمان ديگري موكول نمايند.
۲-۲-۲ تعاريف :
سيستم برنامه ريزي منابع سازمان، ابزار نويني است كه رفع ناهماهنگي‌ها را با تاكيد بر بهبود فرايندهاي سازمان و تصميم گيري صحيح‌تر و آسان‌تر مديران، هدف قرار داده است. به بيان ديگر:
ERP يک بسته نرم افزاري تجاري است که هدف آن يکپارچگي اطلاعات و جريان اطلاعات بين تمامي بخش‌هاي سازمان ازجمله مالي، حسابداري، منابع انساني، زنجيره عرضه و مديريت مشتريان است. [۹]
سيستم‌هاي ERP سيستم‌هاي اطلاعاتي قابل تغيير و تنظيمي هستند که اطلاعات و فرايند هاي مبتني بر اطلاعات در سازمان را در درون واحد هاي سازماني و بين آن‌ها يکپارچه مي‌نمايند.[۱۰]
ERP يك راه حل سيستمي مبتني بر فناوري اطلاعات است كه به منظور ارتقاي مديريت فرايند و عمليات سازماني منابع سازمان را به وسيله يك سيستم به هم پيوسته، با سرعت، دقت و كيفيت بالا در كنترل مديران سطوح مختلف سازمان قرار مي‌دهد.[۱۰]
ERP شامل سيستم‌هاي مبتني بر كامپيوتر مي‌باشد كه براي فرايندهاي يك سازمان طراحي شده و برنامه ريزي، توليد و پاسخگويي به مشتريان را يكپارچه مي‌سازد.[۱۰]
روشي براي برنامه ريزي و کنترل موثر تمامي منابع مورد نياز براي دريافت، توليد، ارسال و پاسخگويي به نياز هاي مشتريان در شرکت‌هاي توليدي، توزيعي و خدماتي است.[۱۰]
ERP دو مزيت عمده ارايه مي‌کند كه در سيستم‌هاي سازماني غير يکپارچه وجود ندارند:
يك نگرش يكپارچه سازماني از كسب و كار كه در برگيرنده تمام فعاليت‌ها (وظايف سازماني) و بخش‌ها است.
يك پايگاه داده اي براي سازمان است كه تمام فعاليت‌هاي كسب و كار در آن: وارد، ضبط، پردازش، نظارت و گزارش مي‌شوند.
اين نگرش يكپارچه مستلزم گسترش همكاري و هماهنگي بين بخش‌هاي مختلف بوده و سازمان را در رسيدن به اهداف خود و ارتقاي قابليت پاسخگويي، توانا مي‌سازد.

شكل ۲-۳- لايه‌ها در تحولات از MRP تا ERP توسعه يافته [۱۰]

در ERP، كليه سيستم‌ها را به سه سطح مي‌توان تفكيك نمود كه عبارتند از:
سطح ۱: سيستم‌هاي عملياتي
سطح ۲: سيستم‌هاي تاکتيکي
سطح ۳: سيستم‌هاي استراتژيکي
سطح عملياتي شامل مجموعه اي از داده هاي حقيقي مي‌باشد. سطح تاکتيکي توسط مديريت مياني براي تحليل و ارزيابي داده‌ها به کار برده مي‌شود. سطح استراتژيک، اطلاعات تجميعي را براي مديريت ارشد جهت پشتيباني از تصميمات فراهم مي‌نمايد.
شکل زير فعل و انفعالات امکان پذير عملكرد محيطي اجزاي ERP را نشان مي‌دهد. عملكرد محيطي، هر سه سطح را در ERP به نمايش مي‌گذارد.

شكل ۲-۴- يکپارچگي اطلاعات محيطي در سيستم ERP [10]

با توجه به ادعاهاي بسياري از شرکت‌ها در خصوص امكان ارايه ERP، اين نكته كه به چه سيستم‌هايي در واقع ERP اطلاق مي‌گردد و يا به عبارت ساده چه سيستم‌هاي نرم افزاري مي‌توانند در رده هاي ERP دسته بندي گردند، موضوعي بسيار پر اهميت مي‌باشد كه در جدول زير اين ويژگي‌ها همراه با ضرايب وزني آن‌ها ذكر شده است.

جدول ۲-۲- عنوان دهي به ERP و وزن آن‌ها از نظر شرکت‌ها [۱۰]
توصيفوزن عنوان همه ماژول‌ها از پايگاه داده به صورت يكپارچه استفاده مي نمايند.۳ يكپارچگي پايگاه داده۱نه تنها هر يك از ماژول ها با پايگاه اطلاعاتي مشتركي ارتباط دارند، بلكه با ساير ماژول ها نيز مستقيم مرتبط هستند.۲ يكپارچگي نرم افزار۲اين كه اين نرم افزار براي فرايندها و گردش اطلاعات در يك صنعت خاص پيكر بندي و بهينه شده باشد و در آن صنعت، تجارب گردش اطلاعات، آزموده شده و باعث ارتقاء كيفي سازمان شده باشد.۴ تجارب معتبر و موفق۳استاندارد WFMS و امكان تعريف، كنترل و پايش و مديريت فرآيندها در سطح كليه ماژول ها.۲ فرآيند گرايي۴مهمترين نقطه افتراق سيستم هاي متداول با ERP ها، در امكان برنامه ريزي و پيش بيني جامع منابع است.۵ جامعيت و امكان برنامه ريزي كليه منابع سازمان۵
آنچه در همه تعاريف و مشخصه‌ها ارائه شده، توجه و تمرکز بر روي عبارت enterprise در اختصار ERP است، تا توجه به عبارات ديگر اختصار. چرا که اين سيستم فراتر از برنامه ريزي عمل کرده و با وجود تمرکز بر روي منابع سازماني، عناصري فراتر از آن‌را نيز پوشش مي‌دهند.
و از طرفي، آنچه که در تعاريف بيشتر نمود دارد، يکپارچگي و استاندارد بودن سيستم ERP است؛ و همين دو جنبه مهم آن‌را از ساير سيستم‌هاي اطلاعاتي يکپارچه متمايز مي‌سازد. همچنين بايد اشاره شود که ERP داراي دو هسته مرکزي ۹ و بخش تحليل بازار ۱۰ است که سطوح مختلف سيستمي سازماني را پوشش مي‌دهد، به اين صورت که هسته مرکزي پوشش دهنده TPS و MIS مي‌باشد و ابزارهاي تحليل و تجزيه تجاري پوشش دهنده سطوح DSS و EIS در سازمان هستند. البته لازم به ذکر است که اين تقسيم بندي چندان شفاف نبوده و مرز مشخصي بين اين سطوح و دو بخش اصلي ERP قابل ترسيم نيست و همپوشاني‌هايي در اين بين وجود دارد. [۱۰]
در تعريف ارائه شده براي ERP، منظور از ساختار ماژولار بيشتر استقلال بخش‌هاي مختلف برنامه از يكديگر است به اين معنا كه وجود برنامه‌ها يا نرم‌افزارها يا ماژول‌هاي مختلفي از جمله مالي و حسابداري، منابع انساني، برنامه‌ريزي و كنترل توليد و عمليات و … در دل يك بسته ERP مانع از توسعه بخش‌هايي از ERP در سازمان نمي‌شود.سيستم‌هاي ERP بر اساس بهترين فرآيندهاي موجود يا Best Practiceها در بخش‌هاي مختلف صنعت طراحي شده‌اند. به اين معنا كه فرآيندهايي كه در بسته‌هاي نرم‌افزاري ERP براي پشتيباني از روال‌هاي كليدي سازمان قرار گرفته است، بر اساس رويه‌هاي استانداري طراحي شده كه به تجربه ثابت شده بهترين راه براي انجام آن فرآيند خاص است رويکرد هاي مختلفي براي اين سيستم‌ها ارائه شده است که در ادامه بيان خواهد شد. براي ارائه اين رويکردها از معماري سرويس گرا استفاده مي‌شود.
آن چه که امروزه علاوه بر بحث يکپارچه سازي منابع سازمان لازم است، ايجاد يک محيط است که در آن قسمت‌هاي مجزاي يک شرکت يا شرکت‌هاي مجزا، خودشان بتوانند فعاليت‌هايشان را مديريت کنند و با ساير قسمت‌هاي کسب و کار و شرکايشان و همچنين مشتريان و تا مين کنندگان، بتوانند تعامل داشته باشند. پس هدف ايجاد محيطي است که کاربران، فرايند هاي کسب و کارشان را در زيرساخت‌هاي کسب‌وکار صرف نظر از آنکه در داخل يا بيرون شرکت باشند، مديريت کنند. اين امکان بر آورده نمي‌شود مگر با فراهم کردن بستر سرويس‌ها. در ادامه بيان خواهد شد.

۲-۳ سرويس گرايي:
آنچه که در چارچوب‌هاي سازمان‌هاي امروزي مطرح است، حاکميت معماري سرويس گرا است. حاکميت معماري سرويس گرا ترکيبي از دو لغت حاکميت و معماري سرويس گرا است. معماري سرويس گرا در بر گيرنده تکنولوژي محاسبات سرويس گرا است. در واقع تکنولوژي محاسبات سرويس گرا، زير بناي شکل گيري و ايجاد معماري سرويس گرا است. محاسبات سرويس گرا شامل مفاهيم، پروتکل‌ها و تکنولوژي‌هاي متعددي است که به مدل سازي و مهندسي سرويس، آناليز و ترکيب سرويس، طراحي و توسعه تکنيک‌ها و متدولوژي هاي طراحي سرويس مطابق با مشخصات فرايند کسب و کار مي‌پردازد. سرويس‌ها مکانيزمي را براي يکپارچگي برنامه‌ها فراهم مي‌کنند. مبناي اجراي اين يکپارچگي، معماري سرويس گر است، که زير ساختي قابل انعطاف و مطمئن را براي استفاده از سرويس‌ها ايجاد مي‌کند.
اضافه کردن قابليت‌هاي حاکميت به معماري سرويس گرا، نيازمند آماده سازي سازمان براي پذيرش و موافقت و حرکت به سمت سرويس گرايي است. بنابراين سرويس گرايي سازمان پيش نياز استقرار حاکميت معماري سرويس گرا است. سازمان سرويس گرا به فرهنگ سازي، مديريت فرايند کسب و کار، تشخيص و تعيين ساختارها و فرايند هاي تصميم گيري و مديريت سرويس مي‌پردازد. حاکميت معماري سرويس گرا در پهنه وسيع‌تر و با تمرکز بر چرخه حيات سرويس، به سياست گذاري و تعيين عمليات‌ها، فرايند هاي تصميم و انتخاب رفتارها و در مجموع، مديريت سرويس مي‌پردازد. سازمان در اين مسير نيازمند چارچوب مناسب است تا اين مديريت را به شکل مناسب انجام دهد. در شکل (۲-۵) اين چارچوب نمايش داده مي‌شود.

شکل ۲-۵- گام‌هاي دست يابي به حاکميت معماري سرويس گرا
۲-۳-۱ محاسبات سرويس گرا :

دسته بندی : 22

پاسخ دهید