فصل دوم : مروري بر پژوهش‌هاي انجام شده
۲-۱- مطالعات صورت گرفته در زمينه گروه گونه‌هاي اکولوژيک و ارتباط آن با عوامل محيطي۱۷
۲-۲- مطالعات صورت گرفته در زمينه تنوع زيستي۲۳
۲-۳- مطالعات صورت گرفته در زمينه فلور۲۵
۲-۴- مطالعات صورت گرفته در زمينه زادآوري۲۷
فصل سوم: مواد و روشها
۳-۱-منطقه مورد مطالعه۲۹
۳-۱-۲-زمين‌شناسي۳۱
۳-۱-۳- خاكشناسي۳۱
۳-۱-۴- اقليم منطقه۳۱
۳-۱-۵- وضعيت اقتصادي و اجتماعي منطقه۳۲
۳-۲-روش جمع‌آوري داده‌ها۳۳
۳-۲-۱- روش نمونه‌برداري از پوشش گياهي۳۳
۳-۲-۲-نمونه‌برداري از عوامل محيطي۳۵
۳-۲-۲-۱-نمونه‌برداري از خاک۳۵
۳-۲-۲-۲-نمونه‌برداري از عوامل فيزيوگرافي۳۵
۳-۳-روش تحليل گروه گونه اکولوژيک۳۶
۳-۳-۱-روش تعيين گونه‌هاي شاخص۳۶
۳-۳-۲- ارتباط بين گروههاي اکولوژيک با عوامل محيطي۳۶
۳-۴-روش مطالعه تنوع زيستي۳۶
۳-۵-روش مطالعه فلور۳۷
۳-۶-روش مطالعه زادآوري۳۷
۳-۷-روش آزمايشگاهي شيميايي و فيزيکي خاک۳۷
۳-۷-۱- اندازه‌گيري pH خاک۳۷
۳-۷-۲-اندازه‌گيري هدايت الکتريکي EC خاک۳۸
۳-۷-۳-اندازه‌گيري نيتروژن كل خاك۳۸
۳-۷-۴- اندازه‌گيري فسفر قابل جذب خاک۳۹
۳-۷-۵- اندازه‌گيري پتاسيم قابل جذب۴۰
۳-۷-۶-اندازه‌گيري کربن آلي (مواد آلي خاک)۴۰
۳-۷-۷- اندازه‌گيري ميزان آهک خاک۴۱
۳-۷-۸- اندازه‌گيري سديم خاک۴۱
۳-۷-۹-تعيين بافت خاک به روش هيدرومتر۴۲
فصل چهارم: نتايج و بحث
۴-۱- تعيين گروه گونه‌هاي اکولوژيک۴۳
۴-۱-۱-تعيين گروه‌هاي اکولوژيک و گونه‌هاي شاخص۴۳
۴-۱-۲- بررسي گروه‌هاي اکولوژيک در ارتباط با عوامل محيطي و شاخص‌هاي تنوع زيستي۴۷
۴-۱-۲-۱- نتايج آناليز CCA47
4-1-2- 2-نتايج آناليز واريانس و مقايسه ميانگين ۵۱
۴-۱-۳- بحث و نتيجه‌گيري گروه گونه‌هاي اکولوژيک۵۲
۴-۲- نتايج تنوع زيستي۵۵
۴-۲-۱-نتايج آناليز يک طرفه و مقايسه ميانگين شاخص‌هاي تنوع زيستي در طبقات مختلف (شيب، جهت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا)۵۵
۴-۲-۲- نتايج آناليز همبستگي شاخص‌هاي تنوع زيستي با طبقات مختلف شيب، جهات جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا۵۷
۴-۲-۳-نتايج آناليز همبستگي شاخص‌هاي تنوع زيستي با متغيرهاي محيطي ۵۸
۴-۲-۴- بحث و نتيجه‌گيري تنوع زيستي۶۰
۴-۳- نتايج زادآوري گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي۶۱
۴-۳-۱- نتايج آناليز DCA62
4-3-2- نتايج آناليز CCA63
4-3-3- بحث و نتيجه‌گيري زادآوري۶۸
۴-۴- نتايج بررسي عوامل توپوگرافي در ارتباط با عوامل خاکي و محيطي۷۰
۴-۴-۱- نتايج آناليز واريانس يک طرفه و مقايسه ميانگين عوامل خاکي در طبقات مختلف (شيب، جهت جغرافيايي و ارتفاع از سطح دريا)۷۰
۴-۴-۲- نتايج آناليز همبستگي۷۳
۴-۴-۳- بحث بررسي عوامل توپوگرافي در ارتباط با عوامل خاکي و محيطي۷۴
۴-۵- نتاي بررسي فلورستيك منطقه۷۶
۴-۵-۱- بحث فلور۷۶
۴-۶- نتيجهگيري کلي۸۳
۴-۷- پيشنهادات۸۵
منابع مورد استفاده۸۶
پيوست۱۰۷
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول ۳-۱- فراواني پوشش براون بلانکه۳۳
جدول ۳-۲-طبقات شيب دامنه۳۴
جدول ۳-۳- طبقات ارتفاع از سطح دريا۳۴
جدول ۳-۴- جدول طبقات جهت۳۴
جدول ۴-۱- مقدار شاخص اهميت براي گونه‌هاي گياهي در هر گروه اکولوژيک۴۱
جدول ۴-۲- نتايج آناليز CCA داده‌هاي متغيرهاي محيطي۴۶
جدول ۴-۳- نتايج تست مونت کارلو براي همبستگي بين گونه‌ها و عوامل محيطي۴۶
جدول ۴-۴-جدول نتايج همبستگي متغيرهاي محيطي و شاخص‌هاي تنوع زيستي با محورهاي CCA47
جدول ۴- ۵- نتايج آناليز واريانس شاخص‌هاي تنوع زيستي و متغيرهاي محيطي در گروه‌هاي اکولوژيک۵۰
جدول ۴-۶- ميانگين شاخص‌هاي تنوع و عوامل محيطي در گروه‌هاي اکولوژيک۵۱
جدول۴- ۷- حداکثر، حداقل، ميانگين شاخص هاي تنوع، غنا و يکنواختي در منطقه مورد مطالعه ۵۴
جدول ۴ -۸- نتايج آناليز واريانس يک طرفه تنوع گونه‌اي، غنا و يکنواختي در طبقات مختلف ارتفاع، جهت و شيب۵۵

جدول ۴-۹- مقايسه ميانگين شاخصهاي تنوع زيستي در ارتفاع از سطح دريا، جهات جغرافيايي و شيب‌هاي مختلف۵۶
جدول ۴-۱۰- ضرايب همبستگي شاخص‌هاي تنوع با طبقات مختلف شيب، جهات جغرافيايي و ارتفاع از سطح
دريا۵۷
جدول ۴-۱۱- نتايج همبستگي شاخص‌هاي تنوع زيستي با عوامل محيطي۵۸
جدول۴-۱۲-نتايج زادآوري گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي موجود در پلاتهاي مورد مطالعه۶۱
جدول ۴-۱۳- همبستگي خاک و عوامل محيطي با محورهاي DCA63
جدول ۴-۱۴- نتايج آناليز CCA داده‌هاي زادآوري۶۴
جدول ۴-۱۵- نتايج تست مونت کارلو براي همبستگي بين زادآوري و عوامل محيطي۶۴
جدول ۴-۱۶- همبستگي محورهاي CCA با عوامل محيطي و خاک۶۵
جدول ۴-۱۷-نتايج آناليز واريانس يک طرفه متغيرهاي خاک در طبقات مختلف ارتفاع از سطح دريا، جهت و شيب۶۹
جدول ۴-۱۸-نتايج مقايسه ميانگين دانکن متغيرهاي خاک و محيطي در طبقات مختلف ارتفاع از سطح دريا،
جهت و شيب۷۱
جدول ۴-۱۹- نتايج آناليز همبستگي بين متغيرهاي خاک و محيطي با عوامل توپوگرافي۷۲
جدول ۴-۲۰- نام علمي، فارسي، شکل زيستي و کوروتيپ گياهان موجود در رويشگاه جنگلي وزگ۷۸
فهرست شکل‌ها
عنوان صفحه
شكل ۳-۱-موقعيت استان كهگيلويه و بويراحمد…….۲۹
شكل ۳-۲-موقعيت منطقه مورد مطالعه در ايران و در استان كهگيلويه و بويراحمد……………………………………..۲۹
شکل ۳-۳ – منحني آمبروترميك منطقه مورد مطالعه۳۱
شکل ۳-۴- منحني سطح – گونه منطقه مورد مطالعه۳۲
شکل ۳-۵- محل قرار گرفتن قطعات نمونه، نقشه ارتفاع از سطح دريا، نقشه شيب و نقشه جهت در منطقه
مورد مطالعه۳۳
شکل ۴-۱- دندروگرام طبقه‌بندي قطعات نمونه از طريق TIWNSPAN42
شکل ۴-۲- پراکنش گروه‌هاي اکولوژيک بر روي دو محور بر اساس آناليز CA45
شکل ۴-۳- متغيرهاي محيطي در ارتباط با گروه‌هاي اکولوژيک۴۸
شکل ۴-۴- متغيرهاي محيطي در ارتباط با گونه‌هاي گياهي۴۹
شکل۴- ۵- نتايج رسته‌بندي DCA براي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي۶۲
شکل ۴-۶- نتايج رسته‌بندي CCA براي ارتباط بين خصوصيات خاک و عوامل محيطي با زادآوري۶۶
شکل ۴-۷- درصد فراواني تيره‌ها.۷۶
شکل ۴-۸- طيف زيستي گياهان منطقه بر اساس طبقه‌بندي رانكاير۷۷
فصل اول: مقدمه وکليات
۱-۱-مقدمه
پوشش گياهي، شامل کليه گونه‌هاي گياهي و طرز پراکنش مکاني و زماني آنها در يک ناحيه مي‌باشد و از گونه‌هاي مختلفي تشكيل شده است (تاليس۱، ۱۹۹۱). گياهان به صورت اجتماعي زندگي مي‌کنند و در يک اکوسيستم، بين گياهان و ساير اجزاي آن ارتباط تنگاتنگي وجود دارد (بيبي۲، ۱۹۹۳، استيلينگ۳، ۲۰۰۲). از آنجايي که گياهان تحت تأثير عوامل محيطي مانند اقليم، خاك و فيزيوگرافي مي‌باشند به همين جهت براي ساليان متمادي آنها در طبقه‌بندي رويشگاه مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا شرايط رويشگاهي و توليد بالقوه جنگل را نشان دهند (ميرزايي و همکاران، ۱۳۸۶). از طرفي گرد آمدن درختان و درختچه‌ها و ساير گياهان و جانوران کوچک و بزرگ در رويشگاه معين به هيچ وجه تصادفي نيست (احمدي و شيخ السلامي، ۱۳۸۳). پوشش گياهي، شرايط و شايستگي‌هاي زيادي را در روي زمين براي مطالعه کردن دارد زيرا اولاً توزيع و تعريف تيپ‌هاي مختلف پوشش و جوامع گياهي بعنوان علم فيتوسوسيولوژي معرفي مي‌شود که در آن، تيپ‌ها و جوامع در نقشه‌هاي پوشش گياهي به ترسيم کشيده مي‌شوند و ثانياً مطالعه روابط گونه‌هاي گياهي و محيط زيست آنها بعنوان زيستگاهي براي جانوران، پرندگان و حشرات، مهم‌ترين نقش را در سرنوشت موجودات کره زمين بازي مي‌نمايد. اثرات ناهمگن بودن محيط بر روي پوشش گياهي به خوبي شناخته شده است و هر چند چنين واکنش‌هايي از پوشش گياهي در الگوي پراکندگي آنها متجلي مي‌شود ولي عمدتاً ترکيب گياهي را تغيير داده و در مقياس کلان ظاهر مي‌گردند (مقدم، ۱۳۸۰). داشتن اطلاعات از پوشش گياهي ممکن است ما را در حل مسائل اکولوژيکي مانند اهداف مديريتي بر پوشش و حفاظت بيولوژيک، کمک کند. در واقع، با مطالعه پوشش گياهي و عوامل مختلف محيطي همچون فيزيوگرافي، خاک و اقليم، مي‌توان به پايداري جوامع گياهي و همبستگي اين عوامل با پوشش گياهي پي برد که اين مسئله از جهت توسعه و احياي جوامع جنگلي بسيار مهم و کاربردي است (بصيري، ۱۳۸۲). توصيف پوشش گياهي همواره بخش مهمي از مطالعات اكولوژي را به خود اختصاص داده و ارتباط بين شرايط رويشگاهي و پوشش گياهي توسط محققين مختلفي بررسي شده است (ويتني۴، ۱۹۹۱٫، هيکس و پيرسي۵، ۱۹۹۷ و کاشين۶ و همکاران، ۲۰۰۳). از نظر جغرافيايي، کشور ايران در منطقه‌اي از نيمکره شمالي واقع شده است که معمولاً فقير از جنگل مي‌باشد. با اين وجود، به دليل تنوع اقليمي کشور، وسعت زياد آن و رشته کوههاي البرز و زاگرس جنگلهاي متنوعي در آن گسترش يافته‌اند. ناحيه رويشي زاگرس به عنوان وسيع‌ترين ناحيه رويشي کشور محسوب مي‌شود (آريان‌وند و پيروکيلي، ۱۳۷۴)، که با طول متوسط ۱۵۰۰ کيلومتر و عرض ۷۵ کيلومتر بين دو مدار ۲۹ تا ۳۸ درجه عرض شمالي و ۴۵ تا ۵۲ درجه طول شرقي از ارتفاع ۶۵۰ تا ۲۷۰۰ متر از سطح دريا گسترش دارد (يوسفي و همکاران، ۱۳۸۱) كه از سردشت واقع در استان آذربايجان غربي تا فسا واقع در استان فارس گسترش داشته و شامل استانهاي آذربايجان غربي، کردستان، لرستان، کرمانشاه، ايلام، خوزستان، اصفهان، چهارمحال و بختياري، کهگيلويه و بويراحمد و فارس مي‌باشد. اين جنگلها نقش بسيار مهمي در جلوگيري از فرسايش خاک، تلطيف آب و هوا و حفاظت محيط زيست منطقه و کشور ايفا مي‌کنند. همچنين وجود گونه‌هاي متنوع گياهي و جانوري اين منطقه را متمايز از ساير مناطق ساخته و توجه اکثر محققين علوم زيستي را به خود معطوف ساخته است. امروزه اين جنگل ها در معرض تخريب قرار گرفته‌اند (فتاحي، ۱۳۷۳). بنابراين اين جنگلها نياز مبرم به حمايت و حفاظت دارند که اين هم نيازمند شناخت بهتر از روابط بين رستني‌ها و شرايط رويشگاهي در اکوسيستم و تنوع زيستي آن مي‌باشد که يکي از اهداف مهم مديريت واحدهاي زيست محيطي و دستيابي به اصل توسعه مستمر و پايدار مي‌باشند. جنگلهاي استان کهگيلويه و بويراحمد در ناحيه رويشي زاگرس جنوبي قرار گرفته‌اند و يک ميليون هکتار از جنگلهاي زاگرس را شامل مي‌شوند. گونه غالب اين جنگلها بلوط ايراني مي‌باشد و گونه‌هاي ديگري از جمله بنه، بادام وحشي، زالزالک، زبان گنجشک، گلابي وحشي، افرا و غيره همراه آن حضور دارند. منطقه مورد تحقيق بخشي از جنگل‌هاي استان کهگيلويه و بوير احمد در ۱۵ کيلومتري جنوب شرق ياسوج در منطقه وزگ قرار دارد که به لحاظ توپوگرافي، جهات جغرافيايي، غناي گونه‌اي و شرايط خاص رويشگاهي داراي تنوع بسيار خوبي بوده و چشم انداز رويشي خاصي را در منطقه به وجود آورده است. با توجه به اينکه گزارشي مبني بر مطالعه اکولوژيک پوشش گياهي در اين منطقه مشاهده نشده است به همين منظور به جهت انجام مطالعات پوشش گياهي و تفکيک جوامع موجود و بررسي تنوع زيستي منطقه جهت مديريت بهتر اين تحقيق انجام مي‌شود. علاوه بر اين در اين تحقيق زادآوري طبيعي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي منطقه نيز مورد بررسي قرار مي‌گيرد تا با دستيابي به اين اطلاعات بتوان گام مهم و مؤثري در جهت حفظ و احياي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي منطقه برداشت و با بررسي اثر عوامل مختلف محيطي بر زادآوري طبيعي گونه‌ها بتوان راهكارهاي كاربردي و مناسبي در امر جنگل‌كاري گونه‌هاي بومي ارائه داد. به طور کلي مي‌توان گفت که تحقيق حاضر اهداف زير را دنبال خواهد کرد:
۱- تعيين گروههاي اکولوژيک گياهي منطقه مورد مطالعه
۲- تعيين مهمترين فاکتورهاي محيطي مؤثر در تفکيک گروه‌هاي اکولوژيک
۳-دستيابي به اطلاعاتي در خصوص تنوع زيستي منطقه و رابطه آن با فاکتورهاي محيطي
۴-بررسي زادآوري طبيعي گونه‌هاي درختي و درختچه‌اي و رابطه آن با فاکتورهاي محيطي
۵-شناسايي فلور گياهي منطقه
فرضيات تحقيق
۱- مهمترين فاکتورهاي محيطي مؤثر در تفکيک گروه‌هاي اکولوژيک، جهت دامنه و ارتفاع از سطح دريا مي‌باشد
۲-تنوع زيستي گياهي در منطقه تحت تأثير جهت جغرافيايي بوده و از اين لحاظ جهت شمالي تنوع بيشتري را داراست.
۳-با افزايش ارتفاع از سطح دريا تنوع زيستي کاهش مي‌يابد.
۴-زادآوري گونه‌هاي درختي تحت تأثير فاکتورهاي خاکي مي‌باشد.
۵-تروفيت‌ها، بارزترين شكل زيستي منطقه هستند.

۱-۲-کليات
۱-۲-۱- اکولوژي
منابع طبيعي تجديد‌ شونده از مهم‌ترين و در عين حال از گران‌بهاترين سرمايه‌هاي طبيعي محسوب مي‌شوند و نقش بسيار ارزنده‌اي در توليد فراورده‌هاي مختلف اعم از غذايي، دارويي و صنعتي دارند (اکبرزاده و رزاقي، ۱۳۸۱) و به عنوان بستر حيات بشر و توسعه پايدار اقتصادي محسوب مي‌شوند (خليليان و طاهري، ۱۳۸۰). يکي از شيوه‌هاي اصولي نيل به اين پايداري نسبي بوم شناختي، توجه به حفظ و افزايش تنوع گونه‌اي در اجراي عمليات زيست شناختي است (حقاني و حجتي، ۱۳۸۵). طبق تعريف، به مطالعه ارتباط بين موجودات زنده و محيط‌شان، اکولوژي گويند. محيط نه تنها در برگيرنده محيط فـيزيكي اسـت بـلكه شرايـط بـيولوژيـكي كه موجود در آن زنـدگي مي‌كند را در بر مي‌گيرد (اسميت۷، ۱۹۹۹). اکولوژي گياهي يکي از شاخه‌هاي اکولوژي است که به مطالعه ارتباط گياهان با عوامل محيطي مي‌پردازد (کربز۸، ۲۰۰۱). پوشش گياهي به لحاظ اکولوژيکي داراي جنبه‌هاي مهمي است چرا که پوشش گياهي به عنوان يکي از اجزاء حياتي يک اکوسيستم، ما حصل توليد اوليه است که اين نيز خود پايه هرم غذايي بوده و در آخر به عنوان زيستگاه عمل مي‌کند که در آن انواعي از موجودات زيست مي‌کنند (مصداقي، ۱۳۷۸). با مطالعه اكولوژيك منابع و محيط، مي‌توان توازني بين توليد و بهره‌برداري ايجاد نمود.
۱-۲-۳-جامعه گياهي۹
گونه‌هاي گياهي در طبيعت به تنهايي زندگي نمي‌کنند. آنها همواره به طور جمعي، منطقه‌اي را اشغال مي‌کنند. جامعه گياهي به مجموعه‌اي از گونه‌هاي گياهي که در يک جاي بخصوص با يکديگر زندگي مي‌کنند و يک قرابت با همديگر داشته و يا يک اجتماع واضحي را نشان مي‌دهند، گفته مي‌شود (مصداقي، ۱۳۸۴). يک جامعه گياهي مانند ساير جامعه‌ها از افراد متعددي تشکيل يافته است که در بعضي صفات با يکديگر شباهت دارند و همين اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرايط واحد برويند. يکي ديگر از شاخه‌هاي علم اکولوژي، جامعه‌ شناسي گياهي است که به فيتوسوسيولوژي معروف است که در آن اجتماعات گياهي از نظر ترکيب گونه‌اي مورد بررسي قرار گرفته مي‌شود (براون-بلانکه۱۰، ۱۹۳۲). جوامع گياهي يکي از مهم‌ترين جنبه‌هاي اکولوژي گياهي است (لوئيزيا۱۱ و همکاران، ۲۰۰۱٫، جيانگ۱۲ و همکاران، ۲۰۰۰). در واقع با شناخت جوامع گياهي که در برگيرنده تشخيص زيستگاهها است مي‌توان چگونگي تحول يابي پوشش گياهي را در يک محيط معين پيش بيني نمود. کلمنتس۱۳ که نظريه ارگانيسمي را توسعه داد، معتقد است که هر جامعه گياهي مانند يک واحد زيستي (موجود زنده) است که هر قسمت آن با ساير قسمت‌هاي ديگر ارتباط دارد و همچنين بيان کرد که پوشش گياهي در نواحي مختلف به صورت منظم تکرار مي‌شود. ‌در حالي که گليسون۱۴ عقيده دارد گرچه جوامع گياهي در يک نقطه از مکان به صورت گروهي از گونه‌ها ديده مي‌شوند اما اين ترکيب منحصراً مربوط به همان نقطه‌اي است که وجود دارند. امروزه عقيده بر اين است که توزيع پوشش گياهي به صورت موزاييکي است (ويتاکر و لوين۱۵، ۱۹۷۷٫، ويتاکر، ۱۹۵۳). براي شناخت و تفکيک جوامع گياهي مکاتب مختلفي به وجود آمده‌اند. از ميان مكاتب موجود، مكتب زوريخ- مونپليه كه توسط براون-بلانكه در سال ۱۹۲۸ پيشنهاد شده از اهميت خاصي برخوردار است (کنت و کوکر۱۶، ۱۹۹۴). هدف کلي روش برون-بلانکه ساختن طبقه‌بندي جوامع گياهي مي‌باشد. مطالعه فيتوسيولوژي به روش برون- بلانکه توسط محققيني چون شمي‌ول۱۷، بيکينگ۱۸، پاولوسکي۱۹، پوره۲۰، مولر-دامبويس۲۱ و واندرمال۲۲ تشريح شده و روشهاي اجرايي آن مورد بررسي قرار گرفته است.
۱-۲-۴- گروه گونه اکولوژيک ۲۳
به مجموعه‌اي از گونه‌هاي گياهي که زندگي مشترکي دارند، گروه گونه اکولوژيک گويند. اين گونه‌ها در شرايط محيطي مشابه با همديگر رشد مي‌کنند (کاشين و همکاران، ۲۰۰۳) و شرايط خاص محيطي از قبيل نور، رطوبت، حرارت و ويژگي‌هاي خاک در ايجاد ترکيبات گياهي مشخص که گروه گونه‌هاي اکولوژيک ناميده مي‌شوند، نقش بسزايي دارند (ديبنسکي و هولت۲۴، ۲۰۰۰٫، وايت۲۵، ۲۰۰۲). به عبارت ديگر، گروه گونه‌هاي اکولوژيک ارتباط بين جوامع گياهي و محيط رويشگاهي را نشان مي‌دهند. گروه گونه‌هاي اکولوژيک بر اساس فراواني چندين گونه از يک گروه ايجاد مي‌شود (برگرون و بئوچارد۲۶، ۱۹۸۴ و اسپيز۲۷ و بارنز، ۱۹۸۵). نواحي كه از گروه گونه‌هاي اكولوژيك مشابه تشكيل شده باشند تشكيل گروههاي اكولوژيك را مي‌دهند. گروههاي اكولوژيک واحدهاي رويشي همگن جنگل بوده كه از تركيب فلوريستيك و محيطي يكساني برخوردار هستند. (زاهدي و نويل، ۱۳۷۸). گروه گونه اکولوژيک اغلب در طبقه‌بندي پوشش گياهي بکار مي‌روند (براون۲۸ و همکاران، ۱۹۹۶٫، کونولوا و چي‌تري۲۹، ۲۰۰۴). هدف اصلي طبقه‌بندي پوشش گياهي، نشان دادن ماهيت يك واحد گياهي و تركيب گونه‌هاي سازنده آن مي‌باشد (مقدم، ۱۳۸۰)
طبقه‌بندي و گروه‌بندي اکولوژيک اراضي و رويشگاه‌هاي جنگلي از دهه ۱۹۸۰ تا به امروز از مباحث اصلي مديريت جنگل بوده است (بارنز و همکاران، ۱۹۸۲). گروه گونه‌هاي اکولوژيک از طريق معيارهايي نظير حضور و غياب يا پوشش نسبي، در هر گروه به شناسايي اکوسيستم‌ها و طبقه‌بندي آنها کمک مي‌کند. گروه‌ها با توجه به خصوصيات فيزيوگرافي و خاک تشکيل مي‌شوند و از اين طريق مي‌توان ارزيابي سريعي از کيفيت رويشگاه‌ها و تهيه‌ي نقشه اراضي جنگلي داشته باشند و به تعيين عمليات جنگل شناسي کمک کنند (آرچمبولت۳۰ و همکاران، ۱۹۹۰). روشهاي متعدد براي طبقه‌بندي پوشش گياهي ابداع و توسعه يافته است كه روش تجزيه و تحليل خوشه‌اي۳۱ و تجزيه و تحليل دو طرفه گونه‌هاي معرف۳۲ به طور گسترده‌اي در مطالعات اكولوژي پوشش گياهي براي تشخيص گروههاي اکولوژيک در جنگلها به کار گرفته مي‌شود (سهرابي و همکاران، ۱۳۸۶، بصيري و کرمي، ۱۳۸۵).
۱-۲-۵- تنوع زيستي۳۳
بر اساس نتايج کنفرانس محيط زيست و توسعه سازمان ملل متحد۳۴ (UNCED) هر گونه تغييرپذيري بين موجودات زنده در تمام منابع شامل: زميني، دريايي، ساير اکوسيستم‌هاي آبي و فرايندهاي اکولوژيکي آن را تنوع زيستي مي‌نامند (پوربابايي و آهني، ۱۳۸۳) که به بررسي تنوع بين گونه‌ها، تنوع در ميان گونه‌ها و تنوع اکوسيستم‌ها مي‌پردازد (بورلي۳۵، ۲۰۰۲). ارزيابي تنوع زيستي، درک انسان را از تغييرات پوشش گياهي و محيط زيست بهبود مي‌بخشد. جدا از اهميت اقتصادي، جنگلها تضمين کننده بقا و پايداري آب، خاک و هواي سالم هر سرزميني بوده و پشتوانه مطمئني براي نگهداري و توسعه کشاورزي و ساير منابع تغذيه انسان محسوب مي‌شوند (مجنونيان۳۶، ۱۹۸۶). اسميت (۱۹۹۶) حفظ تنوع زيستي را به عنوان يکي از مهمترين اهداف در مديريت رويش‌هاي طبيعي قلمداد کرده و همچنين بيان کرد که رويشگاهي که داراي تنوع زيستي بالايي باشد از پايداري اکولوژيکي و حاصلخيزي بيشتري برخوردار بوده و يک اکوسيستم پايدار و پويا خواهد بود. تنوع گونه‌اي و تنوع زيستي به طور خيلي گسترده در مديريت منابع طبيعي و اكولوژيكي به كار مي‌روند. تنوع گونه‌هاي گياهي هميشه با مفهوم پايداري در اکوسيستم‌هاي جنگلي، همراه بوده است و مطالعه آن به لحاظ فراهم ساختن اطلاعات زيربنايي در تشريح فرآيندهاي اکولوژيکي و به منظور مدل‌سازي عملکرد و پويايي رويش‌هاي جنگلي کاربرد فراوان دارد (گايرولا۳۷ و همکاران، ۲۰۱۱). اصولاً بحث تنوع زيستي بيشتر بر دو موضوع تنوع گونه‌اي و تنوع اکوسيستم‌ها مطرح است و تنوع گونه‌اي مهمترين آنهاست (لئوست و ناچترگاله۳۸، ۱۹۹۶٫، سچويلک۳۹ و همکاران، ۲۰۰۶).

۱-۲-۵-۲- تنوع گونه‌اي و اجزاي آن
تنوع گونه‌اي يکي از ويژگي‌هاي يک جامعه زيستي است و به تنوع در سطح منطقه‌اي يا محلي مي‌پردازد (کربز، ۱۹۹۶) و اندازه جمعيت‌هاي معرف آن گونه‌ها در يک حوزه جغرافيايي معين است. تنوع گونه‌اي بخش عظيمي از مطالعات تنوع زيستي را به خود اختصاص داده و به طور کلي شامل دو جزء مي‌باشد (لوديگ و رينولدز۴۰، ۱۹۸۸، کربس۴۱، ۱۹۹۸، مگوران۴۲، ۱۹۹۶): غناي گونه‌اي۴۳ که شامل تعداد گونه‌ها در يک مساحت مشخص و يکنواختي۴۴ چگونگي توزيع فراواني نسبي افراد را در بين گونه‌ها مي‌باشد (اولريچ۴۵، ۲۰۰۱).
۱-۲-۵-۳-انواع تنوع
ويتاکر۴۶ (۱۹۷۲) سه اصطلاح را براي اندازه‌گيري تنوع زيستي در مقياس مکاني بيان کرد. بنابراين، در يک تقسيم‌بندي کلي مي‌توان تنوع را در مقياس‌هاي متفاوت زير بررسي نمود (مگوران، ۱۹۹۶، سات‌وود۴۷، ۱۹۷۸، وايت۴۸، ۲۰۰۰).
تنوع آلفا (?)۴۹: تنوع آلفا تنوع درون زيستگاهي است. در واقع همان تنوع گونه‌هاي يافت شده در يک اجتماع، زيستگاه يا بوم سازگان خاص مي‌باشد. بيشتر مطالعات اکولوژيک مرتبط با تنوع زيستي روي تنوع آلفا متمرکز مي‌شود (زوبل۵۰ و همکاران، ۱۹۹۳، تونتري۵۱، ۱۹۹۴، ري‌بنياز۵۲، ۱۹۹۵). مولز۵۳ (۱۹۹۹) تنوع گونه‌اي را ترکيبي از تعداد گونه‌ها و فراواني نسبي۵۴ آنها تعريف کرد.

تنوع بتا (?)۵۵: تنوع بتا يا تنوع بين زيستگاهي، تنوع بتا به مقدار تغييرات گونه‌ها در طول گراديان محيطي اشاره دارد (ويتاکر، ۱۹۷۲، ويلسون و شميدا۵۶، ۱۹۸۴ و ايشيدا۵۷، ۲۰۰۵). از طريق تنوع بتا مي‌توان سرعت تغييرات تنوع گونه‌اي (تعداد يا يکنواختي آنها) را بين جوامع مختلف و يا در طول شيب‌هاي محيطي بررسي کرد (ويلسون و موهلر۵۸، ۱۹۸۷).
تنوع گاما (?)۵۹: تنوع گاما يا تنوع منطقه‌اي، تنوع يک واحد بزرگ و يا يک منظر يا چشم‌انداز۶۰ است (لئوست، ۱۹۹۶). در واقع غناي گونه‌اي محدوده‌اي از زيستگاه‌ها در يک منطقه جغرافيايي، تنوع گاما ناميده مي‌شود که خود به دو جز تنوع آلفا و بتا تقسيم مي‌شود. هانتر۶۱ (۲۰۰۲) تنوع گاما را تنوع گونه‌اي در مقياس جغرافيايي۶۲ ناميد.

۱-۲-۵-۴- روش‌هاي اندازه‌گيري تنوع
اندازه‌گيري تنوع، که يکي از مهم‌ترين مفاهيم در بوم شناسي است، مي‌تواند به روش‌هاي مختلف انجام شود (کربز، ۱۹۹۸). تنوع به منظور توصيف رويشگاه‌ها و مقايسه مناطق به وسيله شاخص‌‌هايي اندازه‌گيري مي‌شود که در ساده‌ترين شکل خود ليستي از گونه‌ها و با شمارش آن‌هاست (بارنز، ۱۹۹۸). مروري کلي بر منابع مربوط به تنوع نشان مي‌دهد که تعداد زيادي شاخص جهت اندازه‌گيري آن معرفي شده است (بيش از ۶۶ شاخص تنوع) که هر کدام از اين شاخص‌ها سعي دارند تا تنوع يک واحد نمونه‌برداري يا يک جامعه را با يک عدد يا نمودار مشخص سازند. تعيين و برآورد تنوع زيستي گياهي اغلب در قالب شاخص‌هاي عددي غناي گونه‌اي، يکنواختي و تنوع گونه‌اي مورد توجه واقع مي‌شوند (پوربابايي، ۱۳۸۳).

۱-۲-۵-۵- شاخص‌ها و نمايه‌هاي رياضي براي اندازه‌گيري تنوع
با توجه به آنچه كه گفته شد، تنوع گونه‌اي داراي سه جنبه مي‌باشد، غناي گونه‌اي، يكنواختي كه هر كدام از اين جنبه‌ها داراي شاخصها و نمايه‌هاي مختص به خود مي‌باشند.
۱-۲-۵-۵-۱-شاخص‌هاي تنوع گونه‌اي۶۳
براي محاسبه تنوع گونه‌اي چند شاخص وجود دارد كه عبارتند از:

الف)- نمايه سيمپسون۶۴ (سيمپسون، ۱۹۴۹)
اين نمايه تنوع گونه‌اي را از طريق رابطه زير به دست مي‌آورد:
(رابطه۱-۱)
كه در آن:
S: تعداد گونه
N: تعداد كل افراد جامعه
:ni تعداد افراد گونه iام : نمايه سيمپسون

اين نمايه درصد تنوع را به ما مي‌دهد، يعني اگر دو فرد را از يك جامعه به صورت تصادفي بگيريم، چند درصد احتمال دارد كه اين دو فرد از دو گونه مختلف باشند. شاخص سيمپسون از صفر تا تقريباً يک تغيير مي‌کند.
ب)- نمايه شانون- وينر (شانون- وينر، ۱۹۶۴)
رابطه‌اي كه براي اين نمايه مورد استفاده قرار مي‌گيرد به شكل زير است:
(رابطه ۱ -۲)

: نمايه شانون- وينر
:Pi فراواني نسبي افراد گونه i در نمونه مورد نظر
مقدار اين شاخص از ۵/۱ تا ۵/۳ متغير مي‌باشد.
۱-۲-۵-۵-۲-شاخص‌هاي غناي گونه‌اي۶۵
غناي گونه‌اي كه به نام تراكم گونه‌اي نيز خوانده مي‌شود به مفهوم تعداد كل گونه‌هاي موجود است كه شاخص‌هاي رياضي براي اندازه‌گيري آن عبارتند از:
الف)شاخص غناي مارگالف۶۶ (مارگالف، ۱۹۹۷)
كه در اين شاخص از رابطه (۱- ۳) براي محاسبه غناي گونه‌اي استفاده مي‌شود:
(رابطه۱- ۳)
كه در آن:
R: غناي گونه‌اي
S: تعداد گونه
N: تعداد افراد

ب) شاخص غناي منهينيك۶۷ (منهينيک، ۱۹۶۴)
كه از رابطه زير استفاده مي‌شود:
(رابطه۱-۴)

۱-۲-۵-۵-۳-شاخص‌هاي يكنواختي گونه‌اي۶۸
مؤلفه ديگر، يکنواختي است که از نسبت هر شاخص تنوع به حداکثر مقدار آن حاصل مي‌شود، به عبارت ديگر يکنواختي چگونگي توزيع افراد را بين گونه‌هاي مختلف نشان مي‌دهد و مقدار آن بين عدد صفر و يک تغيير مي‌کند، که براي محاسبه آن از شاخص يکنواختي پيلو۶۹ استفاده گرديد.
پيلو (پيلو، ۱۹۷۵):
(رابطه ۱-۵)
۱-۲-۶- فلور۷۰
مطالعه منشأ جغرافيايي و بررسي فلورستيک رويش‌هاي هر منطقه از مؤثرترين روشها جهت شناخت ظرفيت و نيز مديريت و حفاظت از ذخاير توارثي تنوع زيستي است و مي‌تواند اطلاعات و نتايج بنيادي و ارزشمندي براي درک ويژگي‌هاي طبيعي به ما بدهد. تعريف پوشش گياهي بر مبناي فلورستيک به اين معني است که هر گونه در داخل جامعه مورد بررسي بايد معرفي گردد. در روش پوشش گياهي بر اساس داده‌هاي فلورستيکي بايستي گونه‌هاي گياهي جامعه شناسايي شوند. در اين روش يکي از فاکتورهايي که مي‌تواند به ما کمک کند، اشکال زيستي مي‌باشد. شکل زيستي۷۱ هر گونه گياهي بر اساس سازش‌هاي اکولوژيک گياه با شرايط محيطي به وجود آمده است. در واقع اين سيماي ظاهري نوعي سازش فيلوژنيک با شرايط محيطي معين است. گياهاني که با شکل زيستي مشابه در کنار هم رشد مي‌کنند ممکن است به طور مستقيم با يکديگر براي فضا يا آشيان اکولوژيک رقابت نمايند. اين تشابه ساختاري و شکل بيانگر مشابهت در سازش جهت بهره‌گيري از منابع محيطي موجود در يک مکان معين است (مبين، ۱۳۶۰). به طور کلي اشکال زيستي در هر اجتماع گياهي متفاوت مي‌باشند و در واقع همين تفاوت اشکال زيستي، اساس ساختار اجتماعات گياهي را تشکيل مي‌دهند (اسماعيل‌زاده و همکاران، ۱۳۸۳). تاکنون فنون مختلفي براي طبقه‌بندي اشکال زيستي گياهان انجام شده است که يکي از مشهورترين فنون ساختاري توصيف پوشش گياهي، روش فرم رويشي رانکاير۷۲ است (رانکاير، ۱۹۳۴). وي بر اساس محل ظهور جوانه‌هاي رشد در هر گونه (که معمولاً در فصل مساعد، رشد گياهان از همين محل شروع مي‌شود) يک طيف بيولوژيکي را ارائه نمود. طبقه‌بندي فرم رويشي رانکاير بر اساس اين فرض است که مورفولوژي گونه‌ها با عوامل آب و هوايي کاملاً مرتبط مي‌باشد. مناطق حاره‌اي مرطوب مساعدترين شرايط را براي گونه‌ها از نظر تشعشات خورشيدي، دما و نزولات فراهم مي‌آورد در حالي که ساير محيط‌ها با کمبود رطوبت، تشعشعات خورشيدي و يا دما مواجه‌اند، در نتيجه گونه‌ها درجات متفاوتي از سازش را نشان داده و عکس العمل آنها در جابجايي محل ظهور جوانه‌ها بروز مي‌نمايد. در راستاي شناسايي گونه‌هاي گياهي بر اساس فيزيونوميک مطالعات زيادي صورت گرفته است (پوررضايي و همکاران، ۱۳۸۹٫، ايرانبخش و همکاران، ۱۳۸۷٫، صفي‌خاني و همکاران ۱۳۸۶).

بر اساس طبقه‌بندي رانکاير اشكال زيستي يا فرم رويشي گياهان به صورت زير معرفي مي‌شود (مصداقي، ۱۳۸۰).
فانروفيت۷۳: شامل درختان مي‌باشد چون جوانه‌ي احياكننده‌ي۷۴ آنها بالاي ارتفاع ۲۵ سانتي‌متر است.
همي‌كريپتوفيت۷۵: جوانه‌ي احيا كننده در سطح زمين است و اندام احيا‌كننده در زمستان از بين مي‌رود بسياري از گياهان يكساله و چند ساله از اين گروه هستند.
كريپتوفيت۷۶: جوانه‌ي احياكننده‌ي آنها در زير زمين است (آنهايي كه ريزوم (غده) يا پياز يا ساقه‌ي زيرزميني دارند جزء ژئوفيت‌ها هستند. گياهاني كه كلاً داخل آب هستند از نوع هيدروفيت۷۷ هستند.
كامه‌فيت۷۸: شامل گياهاني است که حالت پشته‌اي دارند و جوانه‌ي احياي آنها بين سطح زمين و ارتفاع ۲۵ سانتي‌متر مي‌باشد.
تروفيت۷۹: اين نوع گياهان زود گذر هستند كل دوره‌ي رويشي خود را در مدت زمان كوتاهي سپري مي‌كنند (۱۵ روز يا حداكثر يك ماه) در آغاز فصل كه هوا گرم است قبل از رسيدن دوره‌ي سرما دوره‌ي رويشي خود را تمام مي‌كنند و در اين مدت دانه‌ها را ايجاد مي‌كنند، تكثير اينها با دانه است.
اپي‌فيت۸۰: گياهاني كه روي گياهان ديگر به عنوان تكيه‌گاه زندگي مي‌كنند از اين گروه هستند، مثل پيچنده‌ها. اين نوع فرم رويشي شرايط اكولوژيكي بسيار مساعد لازم دارند.
۱-۲-۷- زادآوري۸۱
زادآوري جنگل به پديدهاي اطلاق ميشود که در نتيجه آن به جاي درختان، نتاج خواه به صورت دانه‌زاد يا شاخهزاد پا به عرصه حيات گذارد و بقاي جنگل را تداوم بخشد (جزيرهايي، ۱۳۷۹). بدون شک زادآوري و تضمين استمرار جنگل يکي از مهمترين جنبههاي مديريت پايدار جنگلهاست و توجه به آن بايد در اولويت طرحهاي جنگلداري قرار گيرد (توانکار و همکاران، ۱۳۸۸). استقرار زادآوري در جنگل، ضامن بقاي جنگل و توليد مستمر در آن ميباشد که به اين جهت همواره مورد توجه جنگلشناسان بوده است (سفيدي، ۱۳۸۶). عمل تجديد حيات يا زادآوري جنگل در جنگلهاي طبيعي خودبخود صورت مي‌گيرد. به عبارت ديگر هر جنگل طبيعي قادر است بدون دخالت انسان نسل و بقاي خود را حفظ کند يا تجديد نمايد (مروي‌مهاجر، ۱۳۸۳). هدف اصلي از مديريت منابع طبيعي حفظ تنوع زيستي و تداوم زادآوري در اکوسيستم‌هاي طبيعي است (اسميت، ۱۹۹۶). همچنين اهميت بالاي زادآوري طبيعي از نقطه نظر تنوع گونه‌اي، پايداري بيشتر و همچنين هزينه‌هاي کمتر نسبت به انجام جنگل‌کاري‌ها و نيز تأثيرات مهم عوامل محيطي بر زادآوري طبيعي سبب شده که محققين مختلف به بررسي زادآوري طبيعي در رابطه با عوامل توپوگرافي و خاکي بپردازند (ميرزايي، ۱۳۸۶ و حسيني، ۱۳۸۷).

۱-۲-۸- عوامل محيطي۸۲
عوامل محيطي (خاک و فيزيوگرافي) در بررسي‌هاي اکولوژيکي به طور گسترده‌اي استفاده مي‌شوند. خاک و توپوگرافي و همچنين تأثيرات مستقيم و غيرمستقيم آنها در روابط اکولوژيک از اهميت بالايي برخوردار است. بسياري از خصوصيات فيزيکي و شيميايي خاک‌ها مثل اسيديته و قابليت دسترسي به عناصر غذايي هم از گياهان تأثير مي‌پذيرد و هم روي گياهان تأثير مي‌گذارد. برهمکنش بين گياهان و خصوصيات خاک و فيزيوگرافي توسط بسياري از محققان مورد بررسي قرار گرفته است (آن۸۳ و همکاران، ۱۹۹۷ و لي‌يو۸۴ و همکاران، ۱۹۹۶). خصوصيات فيزيکي و شيميايي مي‌تواند تأثير معني‌داري بر رشد و توزيع گونه‌هاي گياهي داشته باشد (وزل۸۵ و همکاران، ۲۰۰۰).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۱-۲-۸-۱- فيزيوگرافي۸۶

دسته بندی : 22

پاسخ دهید