۱-۳٫ شيوه يادگيري۳۲
۱-۴٫ دوران كودكي۳۳
۱-۵٫ آغاز جواني “عبد الله بردوني”۳۳
۱-۶٫ خصوصيات اخلاقي۳۴
۱-۶-۱٫ بدبيني۳۵
۱-۷٫ فلسفه مرگ وي۳۶
۲- زندگي ادبي۳۸
۲-۱٫آغاز شاعري۳۸
۲-۲٫ تأثير پذيري”بردوني”۴۰
۲-۳٫ فرهنگ “بردوني”۴۰
۲-۳-۱٫ رابطه فرهنگ با سياست در نزد بردوني۴۱
۲-۴٫ موضوعات شعري “بردوني”۴۲
۲-۴-۱٫ غربت و دوري از وطن۴۲
۲-۴-۲٫ غم و اندوه۴۵
۲-۴-۳٫دلتنگي و تنهايي۴۷
۲-۴-۴٫ عشق۴۹
۲-۵٫ مکتب رمانتيسم و بردوني۵۰
۲-۵-۱٫ مکتب ادبي رمانتيسم۵۱
۲-۵-۲٫اصول مکتب رمانتيسم۵۲
۲-۵-۲-۱٫توجه به احساسات و هيجانات فرد۵۲
۲-۵-۲-۲٫آزادي و شخصيت۵۳
۲-۵-۲-۳٫گريز از اجتماع و واقعيت و سير در عالم رؤيا و خيال۵۳
۲-۵-۲-۴٫تجديد در مضامين و ساختار اجناس ادبي۵۴
۲-۵-۳٫ موضوعات کلي مکتب رمانتيک۵۴
۲-۶٫ فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي”بردوني”۵۶
۲-۶-۱٫ سمت‌هاي سياسي “بردوني”۵۹
۲-۷٫ منزلت ادبي “عبد الله بردوني”۵۹
۲-۸٫ بردوني در سخن ادباء و ناقدان۶۰
۲-۹٫ آثار و تأليفات۶۲
الف) آثار شعري “بردوني”۶۲
ب) آثار منثور۶۳
ج) نسخه‌ها خطي چاپ نشده۶۴
فصل سوم: بررسي و پژوهشي در اشعار وطني عبدالله بردوني۶۶
۱- تاريخچه وطنيات در ادبيات عربي۶۷
۱-۱٫وطن و شعر وطني۶۷
۱-۲٫ معني لغوي وطن۶۷
۱-۳٫ تعريف شعر وطني۶۸
۱-۴٫ شعر وطني در ادبيات عربي قديم۶۹
۱-۵٫ شعر وطني در ادبيات عربي معاصر۷۱
۱-۶٫ عوامل به وجود آورندة شعر وطني۷۲
۱-۷٫ مظاهر شعر وطني۷۳
الف) گرايش عثماني۷۳
ب) گرايش شرقي۷۴
ج) گرايش ناسيوناليستي۷۵
د) گرايش اقليتي و منطقه اي۷۶
۱- در مصر۷۶
۲- در لبنان۷۷
ه‍ (گرايش بازگشت به وطن:۷۷
و)مساله فلسطين:۷۸
۱-۸٫بردوني و يمن۷۸
۱-۹٫بردوني شاعر وطني و قومي۸۱
۲- شعر “بردوني”۸۳
۲-۱٫ ويژگي‌هاي اشعار وطني “عبدالله بردوني”۸۴
۲-۱-۱٫تعصب وتعهد۸۴
۲-۱-۲٫صداقت و واقعيت۸۷
۲-۱-۳٫غموض و ابهام۹۱
۲-۱-۴٫ تکرار۹۲
۳- زبان اشعار وطني بردوني۹۵
۳-۱٫اسلوب ها۹۵
۳-۱-۱٫سخريه۹۵
۳-۱-۲٫حوار۹۸
۳-۱-۳٫تصوير۹۹
۳-۲٫صنايع ادبي۱۰۱
۳-۲-۱٫اسلوب ردالعجز الي الصدر۱۰۱
۳-۲-۲٫ مقابله۱۰۴
۳-۲-۳٫طباق۱۰۵
۴- مضامين اشعار وطني۱۰۶
۴-۱٫آزادي۱۰۶
۴-۲٫دعوت به وحدت، همبستگي و تعاون۱۰۹

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۴-۳٫مبارزه با استعمار۱۱۵
۴-۴٫انتقاد از رجال سياسي۱۱۹
۴-۵٫فقر و محروميت۱۲۴
۴-۶٫صلح و امنيت۱۲۵
۴-۷٫جمهوري خواهي۱۲۶
۴-۸٫ميهن‌دوستي۱۲۹
۴-۹٫تجليل از قهرمانان ملي۱۳۱
۴-۱۰٫ افتخار به شکوه و عظمت گذشته و دعوت به احياي آن۱۳۴
۴-۱۱٫ضرورت فراگيري علم و دانش۱۳۵
۴-۱۲٫جهل و عقب‌ماندگي۱۳۶
۴-۱۳٫به تصوير کشيدن مشکلات مردم در زمان حکومت۱۳۹
نتيجه۱۴۱
فهرست منابع ومآخذ۱۴۲
منابع فارسي۱۴۲
منابع عربي:۱۴۲
فهرست مقالات۱۴۵
مقدمه

شعر وطني بازتاب تحولات سياسي جامعه و نتايج حوادث مربوط به آن است. حوادث پرفراز و نشيب جهان عرب در دوره‌ معاصر به ويژه در يمن شاعران را به شدت تحت تأثير قرار داد که درباره وطن شعر سرايند؛ لذا شعر ملي ـ ميهني در ديوان شعراي معاصر از جايگاه والايي برخوردار است. عبدالله بردوني در اين زمينه شاعري بزرگ و از پيشگامان شعر معاصر يمن به شمار مي‌‌آيد. او مسائل و مشکلات جامعه يمن را به واسطه اشعار وطني‌اش به تصوير مي‌‌کشد و گاه پا فراتر نهاده و به بيان مشکلات جامعه عرب مي‌‌پردازد و در گرفتاري‌ها و مشکلات، خود را شريک غم و اندوه آنها مي‌‌داند. قدرت بيان، عاطفه قوي، امتزاج سبک قديم شعر با سبک جديد باعث شده که وي در اين عرصه نام‌آور شود و شعرش جزء بهترين اشعار ملي ـ ميهني دوره‌ معاصر به شمار آيد.
پژوهش حاضر تلاشي در جهت شناخت و طنيات اين شاعر بزرگ است. علاوه بر کليات متشکل از سه فصل است.در فصل اول به بررسي اوضاع سياسي ـ اجتماعي عصر شاعرپرداخته شده است. فصل دوم به سير زندگي شخصي و ادبي و معرفي آثار وي اختصاص دارد. در فصل سوم و نهايي تحت عنوان بررسي و پژوهش در اشعار وطني، سعي بر آن بوده است که هدف اصلي از پژوهش برآورده شود. اين فصل با بررسي تاريخچه شعر وطني به طور خلاصه آغاز شده؛ پس از آن با دسته‌بندي ويژگي‌هاي شعر وطني و زبان اشعار و سبک او ادامه يافته است. اين فصل با دسته‌بندي موضوعات وطني همچون: آزادي، وحدت، به تصوير کشيدن مشکلات مردم، انتقاد از رجال سياسي، مبارزه با استعمار و… خاتمه مي‌‌يابد. و اين مضامين بخش عمده‌اي از مجموعه اشعار عبدالله بردوني را به خود اختصاص داده است. به گونه‌اي که مي‌‌توان گفت نبوغ وي در اين زمينه شکوفا شده است. و عوامل زيادي از جمله: فقر و محروميت، ظلم و ستم حاکمان، غربت و دوري از وطن و خانواده‌ بر روي شعر وي تأثيرگذار بوده است. وي در بيان اين اشعار از مکتب ادبي رمانتيسم تأثيربسياري پذيرفته است. در تمامي اين مراحل سعي بر آن بوده که از نمونه‌هاي شعري متناسب براي هر بخش استفاده شود.
سؤال‌هاي اصلي تحقيق
با توجه به مطالب ياد شده در اين پژوهش سؤالاتي مطرح مي‌‌شود که پاسخ آنها زيربناي اصلي پژوهش را تشکيل مي‌‌دهد. اين سؤالات عبارتند از:
اشعار وطني عبدالله بردوني به بيان چه موضوعاتي از مسائل ملي ـ ميهني پرداخته است؟
– دايره شمول مضامين ملي ـ ميهني عبدالله بردوني تا چه حدي است؟
– چه عواملي بر روي اشعار وطني وي تأثير گذاشته است؟
– اشعار وطني وي بيشتر تحت تأثير کدامين مکتب ادبي بوده است؟
فرضيه‌ها
– بردوني در اشعار وطني خود به بيان موضوعاتي چون آزادي، وحدت ، عشق و علاقه به وطن، به تصوير کشيدن مشکلات مردم، مبارزه با استعمار، انتقاد از رجال سياسي، صلح و آشتي، جمهوري‌خواهي و… پرداخته است.
– با بررسي مجموعه‌هاي شعري وي معلوم شد که اشعار وطني، قسمت اعظم ديوان دو جلدي او را تشکيل مي‌‌دهد.
– تأثير محيط و اوضاع سياسي ـ اجتماعي بر روي اشعار وطني وي بسيار است و به نظر مي‌‌رسد که شعر وي آيينه تمام نماي عصرش باشد.
– بردوني اشعار ملي و ميهني خود را بيشتر بر اساس مکتب رمانتيک سروده است.
ضرورت انجام تحقيق و اهداف
از آنجا که ادبيات معاصر يمن در اين دوره نسبت به دوره‌هاي قبل ناشناخته مانده است و عبدالله بردوني از ادباي بزرگ دنياي عرب مي‌‌باشد. مسأله وطن و سرودن شعر در خصوص آن يکي از اصلي‌ترين مضامين شعري شاعران علاقه‌مند به ميهن است که احساسات هر انسان آزاده‌اي را برمي‌انگيزد و از سوي ديگر به خاطر بکر و جديد بودن موضوع و همچنين نياز جامعة ادبي ايران نسبت به دستاوردها و آثار شاعران معاصر يمن به نظر مي‌‌رسد که بررسي اشعار وطني اين شاعر بزرگ و نقش‌آفرين يک ضرورت پژوهشي باشد.
با توجه به اين ضرورت‌ها اهدافي که در پژوهش حاضر دنبال خواهد شد عبارت است از:
– معرفي عبدالله بردوني به عنوان شاعر، ناقد، کاتب و مورخ يمن.
– تأثير محيط سياسي ـ اجتماعي بر اشعار وطني شاعر
– بررسي مضامين وطني و شناخت مهمترين مضامين اشعار وطني وي.
سابقه و پيشينة تحقيق
اگرچه در زمينه‌ شعر وطني معاصر ،تحقيقات و پژوهش‌هايي صورت گرفته است، اما در زمينه “بررسي اشعار وطني عبدالله بردوني” تاکنون در محافل علمي و دانشگاهي ايران پژوهش کامل و جامعي مشاهده نشده است. اما در خارج ايران مقالات و پژوهش‌هاي زيادي در مورد او وجود دارد که از تعدادي از آنها تا جايي که امکان دسترسي بوده، استفاده شده است. مهمترين آن رساله‌اي از آقاي” وليد مشوح” است که به صورت کتاب به چاپ رسيده است. همچنين مقالات و گفتگوهاي روزنامه‌اي که از وي مصاحبه به عمل آورده شده است.
روش کار و منابع تحقيق
مطالب اين پژوهش به روش کتابخانه‌اي گردآوري شده است. و شيوه انجام کار ترکيبي از شرح، توصيف در فصل نخست است. به طور کلي سعي بر اين بوده است که مجموعه کار مبتني بر نوآوري باشد. منابع اصلي تحقيق کتابهاي مختلفي در زمينة شعر وطني و اوضاع سياسي ـ اجتماعي عصر شاعر است. اما زيربناي تحقيق مجموعه اشعار عبدالله بردوني تحت عنوان “الأعمال الشعرية الکاملة” است. و بخشي از منابع را نيز، مقالاتي که از سايت شاعر و مجله‌ و سايت‌هاي اينترنتي تشکيل مي‌‌دهد. با توجه به فهرست منابع، روشن است که منابعي که به طور مستقيم مربوط به بردوني بوده است بخش کمتري از منابع را به خود اختصاص داده است. شايد بتوان اين مسأله را به عنوان يکي از سختي‌هاي کار مطرح کرد.
در پايان خداوند منان را سپاسگذاريم که توفيق داد اين پژوهش در سايه رهنمودهاي اساتيد گرانقدر به اتمام برسد. اميد است که تمامي خوانندگان لغزش‌ها و خطاهاي موجود در اين اثر ناچيز را به ديده‌ اغماض نگريسته و ما را با نظرات ارزشمند خود در اکمال آن ياري کنند.
فصل اول:
بررسي اوضاع سياسي اجتماعي عصر عبدالله بردوني
۱- اوضاع سياسي واجتماعي عصر شعر
به طور کلي مي‌‌توان تحولات سياسي معاصر يمن را به دو دوره تقسيم کرد: ۱- دوره قبل از قيام ۱۹۶۲م، ۲- دوره‌اي که با اعلان آن انقلاب آغاز شد.
۱-۱٫اوضاع يمن قبل از انقلاب ۱۹۶۲م.
نظام حکومتي يمن قبل از انقلاب ۱۹۶۲م بر اين اساس استوار بوده است که رئيس دولت عمده‌دار دو قدرت مادي و معنوي يعني پادشاهي و نوعي امامت بوده است و قانون دولت همان شريعت اسلام بود که در حقيقت، زمامدار، اين شريعت را آنگونه که مي‌‌خواسته تفسير مي‌‌کرده است.نظام حکومتي، يک نظام فردگرايي مطلق بوده و خزانه دولت به مثابه بيت ‌المال محسوب مي‌‌شده است. و رئيس حکومت در آن دخل و تصرف مي‌‌کرده و انواع ماليات را بدون اينکه اساس ثابتي داشته باشد واجب مي‌‌نموده است.۱
۱-۲٫تحولات سياسي يمن در فاصله دو جنگ
يمن تا آغاز قرن بيستم همواره جزئي از امپراطوري عثماني به شمار مي‌‌آمد. دولت عثماني به دليل دوري‌اش از مرکز حکومت و قيام‌ها و شورش‌هايي که بر عليه وي مي‌‌شد نتوانست حکومت خود را در يمن مستقر کند، از جمله اين قيام‌ها، قيام امام زيدي يحيي حميدالدين (۱۸۶۹ – ۱۹۴۸م) در سال ۱۹۰۵م بوده است؛ اين خيزش و قيام با بستن قرارداد صلح “دعان” بين امام يحيي و حکومت عثماني در اکتوبر سال ۱۹۱۱م پايان يافت.
با اين قرارداد يمن به دو بخش تقسيم شد، منطقه‌اي که تحت سيطرة ترک‌ها بود که شامل صنعاء و مناطق ديگر مي‌‌شد، و ديگري منطقه‌اي که تحت اداره امام يحيي بود که شامل مناطق کوهستاني و مناطق زيديه نشين مي‌‌شد. امام يحيي در اين بخش خواستار خودمختاري در سايه سروري و سيادت عثماني‌ها بود. هفت‌سال بعد از گذشت قرارداد صلح “دعان” يمن به استقلال رسيد. بعد از اينکه ترک‌ها در جنگ جهاني اول آسيب زيادي ديدند و در برابر هم‌پيمانانشان مجبور به تسليم شدند و ميان آنها در ۳۰ تشرين ۱۹۱۸م آتش‌بس به وجود آمد که به موجب آن ترک‌ها تعهد کردند که از کشور عربي بروند. در ماه نوامبر همان سال امام يحيي وارد صنعاء شد. از اين تاريخ به بعد وي به توسعه و گسترش سيطره‌اش بر بزرگترين بخش کشور يمن پرداخت.۲
منطقه مرکزي از همان ابتدا توجه امام يحيي را به خود جلب کرد، زيرا به حاصلخيزي معروف بود. شش ماه پس از مقاومت مردم منطقه، نيروهاي امام يحيي توانستند بر منطقه سيطره يابند، اما او نتوانست بر حکومت سعودي سيطره يابد، در نتيجه مجبور شد معاهده “الطائف” را با حاکم سعودي در نوزدهم مارس سال ۱۹۳۴م امضا کند، که در نتيجه آن درگيري‌ها و مشکلات مرزي که ميان آنها وجود داشت، پايان يافت. در همان سال، امام معاهده “مماثله” را با حکومت بريتانيا، با هدف تسويه مشکلات مرزي بين يمن و محميات امضاء‌ کرد اما اين معاهده براي مردم يمن بي‌فايده بود و پيامدهاي بدي را براي آنها به دنبال داشت.۳
۱-۲-۱٫سياست امام يحيي در داخل کشور
براي تسلط بر اداره‌ يک کشور و ايجاد استقرار و امنيت در آنجا، بايستي يک نيروي نظامي قوي در کشور وجود داشته باشد، لذا امام براي اجراي طرح‌هاي نظامي از افسران و سپاهيان ترک، که ساکن آنجا بودند، ياري طلبيد. در نتيجه اين کار، سپاه وي به دو قسم رزمي و دفاعي تقسيم شد. گروه ديگري هم به عنوان سپاه نفوذي داشتند. بيشتر افراد اين گروه اخير از مناطق کوهستاني شمال کشور بودند که بدون حقوق کار مي‌‌کردند. همچنين امام براي تقويت سپاه خود، بعد از اينکه معاهده “صداقت و تعاون مشترک” را با عراق امضا کرد، در سال ۱۹۳۴م اولين گروه از جوانان را براي ادامه تحصيل به بغداد فرستاد، اما فوراً از کار خود پشيمان شد، زيرا مي‌ترسيد اين جوانان از جريان‌هاي سياسي خارج متأثر شوند و پس از بازگشت با نظام حکومتي او مخالفت کنند.۴ بعد از اين ماجرا امام ترجيح داد که گروه‌هاي آموزشي از خارج به يمن بيايند، تا تحت کنترل دولت باشند.
اولين گروه‌هاي نظامي در سال ۱۹۴۰م از عراق وارد کشور شدند، رئيس اين گروه “عقيد اسماعيل صفرت” بود. در انقلاب ۱۹۴۸م بر عليه امام انقلاب کرد، اين گروه در تغيير سپاه يمن سهيم بودند و تأثير آن در زمينه بيداري سياسي نمايان است. هرچند در اداره حکومت اصلاحاتي صورت نگرفت.۵
رفتارهاي تأسف‌بار امام در اداره کشور همچنان باقي بود، نظام اداري شکل خاص و اسلوب مطلق مخصوص به خود داشت، زيرا زمام همه امور به دست او بود و در همه چيز بر اساس اختيار خود دخل و تصرف مي‌‌کرد. در موارد اندک با مردم مشورت مي‌‌کرد. مراکز اداري و سياسي کشور را در دست طبقه بالاي جامعه (سادات و قاضيان) محدود کرده بود. همچنين مردم يمن از فقر و انواع بيماري‌هايي که رايج بود و ماليات‌هاي سنگيني که حکومت بر آنها واجب نموده بود، رنج مي‌‌بردند. همين‌طور، امام فعاليت‌هاي بازرگاني را به قبيله و خانواده خود محصور کرده بود. مردم از نبود خدمات بهداشتي و آموزشي، و وسايل ارتباطي جديد، و نهادها و سازمان‌هاي صنعتي و مالي رنج مي‌‌بردند.
امام براي تحريم يمن با جهان خارج تلاش‌هاي زيادي کرد، با اين بينش که ارتباط يمن با جهان خارج و تأثيرپذيري‌اش از نظام و جريان‌هاي سياسي، موجب به خطر افتادن مرکز حکومتش مي‌‌شود، در نتيجه اين سياست اشتباه وي يمن به شهرت جهاني، از نظر عقب افتادگي رسيد.
در نتيجه رقابت‌هاي استعماري و تمايل امام به افزايش قدرت خود، امام در دهه سي قرن بيستم مجبور به امضاي يک سلسله معاهده‌هاي صداقت و تجارت با کشورهاي عربي و اروپايي شد که به موجب آنها در سال ۱۹۴۵م و ۱۹۴۷م به اتحاديه کشورهاي عربي و سازمان ملل پيوست.۶
۱-۲-۲٫حرکت ملي ـ ميهني بين دو جنگ
سياست مرتجعانه امام يحيي باعث شد که شورش‌ها و انقلاب‌هاي ملي ـ ميهني بر عليه حکومتش از دهه سي آغاز گردد، بويژه بعد از اينکه نيروهاي او در مقابل سعودي‌ها شکست خوردند. معاهدات مرزي که با کشور سعودي و بريتانيا در سال ۱۹۳۴م بست. اين مخالفت‌ها پس از اتمام جنگ جهاني دوم شدت يافت. وي سرانجام در سال ۱۹۴۸م توسط مخالفان ترور شد و حکومتش به سر رسيد.۷
۱-۳٫تحولات سياسي در يمن بعد از جنگ جهاني دوم
پس از جنگ جهاني دوم امام يحيي به جوانان اجازه تحصيل در خارج از کشور را داد. لذا شماري از آنها را براي آموزش رزمي به بغداد فرستاد. اين افراد هنگامي که به وطن برگشتند به عقب‌ماندگي خودشان در مقايسه با ديگر کشورها از نظر صنعت و تکنولوژي پي بردند، پس نسبت به نظام حکومتي اعتراض کردند. اين افراد حزب آزادي‌خواه “احرار اليمن” تشکيل دادند. محل استقرار اين گروه در عدن بود و وسايل ارتباطي در اختيار داشتند. همچنين افراد زيادي از طبقة بازرگانان که مايل به سرنگوني رژيم پادشاهي بودند از اين حزب طرفداري کردند.
امام يحيي در اواخر عمر خود به اتحاديه عرب پيوست. عضو سازمان ملل متحد شد و با ساير کشورهاي عرب بر عليه رژيم صهيونيسم فعاليت کرد. او همچنين از جانب رهبران قبايل قول بيعت با پسرش احمد را به عنوان وليعهد گرفت. در اين هنگام مخالفان رژيم پادشاهي (جمهوري خواهان) در يک ميثاق مقدس ملي به توافق رسيدند که يک پيشوايي بر اساس قانون اساسي تحت رهبري سيد عبدالله الوزير تأسيس کنند؛ سرانجام رژيم مستبدانه امام يحيي در سال ۱۹۴۸ م با کودتاي الوزير با حمايت سران قبايل سرنگون گرديد و امام ترور شد. اين اولين کودتايي بود که پس از جنگ جهاني دوم اتفاق افتاد و از سوي جهان عرب غيرقانوني اعلام شد.۸
۱-۳-۱٫يمن در زمان حکومت امام احمد
امام احمد از آذار سال ۱۹۴۸م حاکم يمن شد. او همانند پدرش مستبدانه حکومت کرد. هيچ گونه اصلاحات سياسي و اداري و اجتماعي به سبب ضعف سلطه‌اش در اداره کشور انجام نداد؛ بلکه سعي مي‌‌کرد که يمن در همان وضعيت اوليه باقي بماند، اما اين نقشه او بي‌فايده بود، زيرا ديگر سطح اطلاعات مردم بالا رفته بود و وسايل تبليغاتي و ارتباطي براي مردم فراهم بود؛ لذا مردم بر عليه وي قيام کردند.
او بسياري از رهبران قيام را اعدام و براي مدت زمان طولاني ديکتاتوري سهمگيني را در آنجا حکمفرما کرد، به همين سبب اين حزب مدتي از فعاليت بازماند.۹
۱-۳-۲٫انقلاب ۱۹۴۸م و ۱۹۵۵م.
مردم براي رهايي از نظام حکومتي و بديها و مصيبت‌هايش، از سال ۱۹۳۷م شورش‌ها و اعتراض‌هايي کردند؛ حزب آزادي‌خواه (احرار اليمن) يمن در اين سال تأسيس شد، و مشهورترين افراد اين حزب احمد محمد نعمان و… بودند و مقر فعاليت آن‌ها در يمن بود. در سال ۱۹۴۸م بين فلسطين و صهيونيسم جنگ در گرفت. در هفدهم شباط نيز در صنعاء انقلاب شد. و امير عبدالله الوزير، و ابراهيم پسر يحيي در اين انقلاب شرکت کردند.
امام يحيي در اين انقلاب کشته شد؛ عبدالله الوزير رئيس حکومت شد. اما اين انقلاب شکست خورد، زيرا امام احمد قبايل پيرامون خود را گرد آورد و در ۱۳ آذار به اين حرکت پايان داد. خودش امام يمن شد و تعز را مقر دولت خود قرار داد. هفت سال از شکست انقلاب ۱۹۴۸م گذشت. کشورهاي عربي “عراق، سوريه، لبنان، مصر، اردن و…” در زمينه‌هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي پيشرفت کردند، اما يمن در همان وضعيت پيشين باقي بود، لذا در آذار سال ۱۹۵۵م امير عبدالله الوزير بر عليه وي قيام کرد. امام احمد به قلعه “العودي” پناهنده شد، اما پسرش توانست وي را نجات بدهد و دوباره به منصب خود برگردد.۱۰
۱-۳-۳٫کوشش‌هاي اصلاح طلبانه
پس از شکست انقلاب در سال ۱۹۵۵م حاکم يمن تصميم گرفت که شيوة سياستمداري اش را تغيير دهد، لذا ابتدا فعاليت خود را در زمينه بين‌المللي آغاز کرد. سپس به تحريم کشور پايان داد. او همچنين براي ساخت جاده‌اي در صنعاء با چيني‌ها يک قرارداد را امضاء کرد، در ژانويه ۱۹۵۱م به منظور توسعه و عمران با انگليس و فرانسه و آمريکا وارد مذاکره شد و در اين راستا موفق شد؛ زيرا توانست از دولت‌هاي ياد شده کمک‌هاي فني را دريافت نمايد و همزمان با ايجاد اين تحولات در کشور، با کشورهاي خارجي از جمله آمريکا و انگلستان و مصر روابط سياسي برقرار کرد. در فوريه ۱۹۵۸م وليعهد کشور با هدف تأسيس فدراسيوني با مصر به قاهره سفر کرد. با خواسته وي موافقت شد، فدراسيون مزبور به نام “دولت‌هاي متحده عربي” نامگذاري شد؛ همچنين در آن تصويب شد که از سياست خارجي و خط مشي دفاعي مشترکي پيروي کنند و در مرحله بعدي، سياست گمرکي و پول واحد به مورد اجرا درآيد؛ اما هيچ اقدام مثبتي در اين زمينه‌هاي ياد شده به عمل نيامد، و دو سال بعد در دسامبر ۱۹۶۱م، مصر فدراسيون را منحل کرد.
در شمال کشور از آغاز دهه ۶۰ انجمن‌ها و نهادهاي سياسي تأسيس شد که به مخالفان دولت امام احمد پيوستند از جمله اين نهادها، نهاد افسران آزادي‌خواه (الضباط الأحوار) بودند و عبدالله المغني، و عبدالله الجزيلات رهبران آن بودند. اين حزب در سال ۱۹۶۱م در صنعاء تأسيس شد، و با ديگر احزاب مدرسه رزمي صنعاء ارتباط گسترده‌اي داشت. هدف اين احزاب از همان ابتدا، بر پايه از بين بردن نظام حکومتي در شمال کشور، برپايي نظام جمهوري و ساختن آينده‌اي برتر بر اساس روابط اجتماعي جديد، آزادي جنوب يمن (محميات)، و تأکيد بر حق مردم براي ايجاد يک دولت کامل استوار بود.۱۱
۱-۳-۴٫اوضاع سياسي و اجتماعي در شمال يمن
مردم يمن در اين بخش کشور شاهد درگيري و تحولات عظيمي بودند، از يک طرف درگيري ترک‌ها (که به واسطه نيروي نظامي بر بزرگترين بخش شمالي سيطره يافته بودند) و از طرف ديگر نيروهاي مقاومت و پايداري کشور به رهبري امام يحيي حميدالدين که تنها نيروي سياسي و نظامي يمن در آن زمان بود؛ تا اينکه سرانجام جنگ جهاني اول اتفاق افتاد و دولت عثماني در اين جنگ خسارت زيادي ديد، لذا بعد از پايان جنگ جهاني اول تسليم شد و به موجب آن از يمن بيرون رفت.
پس از اينکه ترک‌ها به کنار رفتند، امام يحيي به راحتي توانست بر همه کشور “بخش شمالي” سيطره يابد. به گونه‌اي که امام به خاطر استقرار حکومتش از آغاز سال ۱۹۱۸م تلاش کرد ترک‌ها را به دورافتاده‌ترين مناطق کشور انتقال دهد. او همچنين ماليات‌هاي سنگيني را بر مردم واجب کرد و آنها را به انجام کارهاي ناشايست واداشت، و سياست گروگان‌گيري فرزندان سران قبايل را به خاطر ترس از سرکشي آنها در کشور رواج داد، زيرا فکر مي‌‌کرد با وجود اين سياست‌ها کسي قادر نيست که به حکومتش پايان دهد. بيش از حد بر مردم ظلم و ستم مي‌‌کرد و تجارت را بسيار محدود کرده بود و آموزش در همان شکل ابتدايي باقي مانده بود؛ اوضاع کشور از لحاظ آموزشي ـ فرهنگي بسيار عقب افتاده بود. مردم در مساجد درس مي‌‌خواندند و بيشتر روستائيان از شدت بي‌سوادي رنج مي‌‌بردند.
امام يحيي و پسرش امام احمد گمان مي‌‌کردند که اگر مردم را در فقر و محروميت نگه دارند و نيروهاي مخالف با حکومتشان را از بين ببرند با وجود اين سياست‌ها، کسي نمي‌تواند به حکومتشان پايان دهد. همانگونه که افراد جامعه را بر اساس مليت‌ها و نژاد و رگ و ريشه طبقه‌بندي کردند. در نتيجه اين سياست اشتباه آنها، منجر به سرکشي و تظاهرات و انقلاب‌هايي شد که نتيجه‌اش انقلاب ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۲ م بود.۱۲
جامعه قبل از انقلاب ۱۹۶۲م بر اساس تقسيم‌بندي زير بوده است:
الف)- سادات: به آن گروه اجتماعي‌اي اطلاق مي‌‌شد که مهمترين پست‌هاي دولتي به آنها اختصاص داشت و ادعا مي‌‌کردند که نسبشان به امام علي( مي‌‌رسد، لذا به سبب نسبشان، حق تملک ديني و مذهبي را دارا بودند؛ اين گروه توانستند براي زمان طولاني بر مردم يمن حکومت کنند و از امتيازات ويژة آن برخوردار شوند.
ب)- قضاة: اين افراد به شيوه قاضيان در دولت امامي کار مي‌‌کردند، به واسطه حرفه شان موقعيت اجتماعي خوبي کسب کرده بودند، که به موجب آن با ديگر افراد جامعه فرق داشتند. اين حرفه به عنوان يک ارث براي فرزندانشان نيز باقي مي‌‌ماند؛ اما نسبت به سادات يک درجه پايين‌تر بودند. اين سياست اماميه باعث افشاي فقر و جهل و بيماري‌هاي گوناگون شده بود.
ج)- بازرگانان: اين طبقه اجتماعي از هر گونه امتيازات سياسي محروم شده بودند، و افرادشان در شهرهاي بزرگي همچون صنعاء و تعز و حديده متمرکز شده بودند و قاعده و قانون صنعتي و تجاري خاصي براي آنها وجود نداشت، لذا فعاليت آنها به خريد کالاهاي ضروري از شهرهاي ساحلي و فروش آنها در داخل کشور و همچنين بازار فراورده‌هاي کشاورزي مانند پنبه و قهوه در داخل و خارج کشور محدود شده بود؛ در نتيجه قيد و بندهاي زيادي که نظام حکومتي براي اين افراد قرار داده بود، نظام تجاري رشد نکرد و همواره وضعيت بازار در مضيقه و تنگنا بود، و اقتصاد پايه‌هاي درآمد خود را از اين بازار تأمين مي‌‌کرد، همانگونه که نقش تاجران قديم در داخل کشور به وارد کردن کالاهاي مورد نياز حاکمان محدود شده بود.
همين سياست‌هاي بازدارنده باعث شد که آنها در رشد و توسعه نقش نداشته باشند. اين همان چيزي است که تاجران مهجر را واداشت که عدن را پايگاه و مقر اصلي انقلاب و قيام بر عليه نظام حکومتي آن زمان قرار دهند. افرادي که از قدرت و سياست امام يحيي فرار کرده بودند براي برپايي انقلاب، از نيمه دوم قرن بيستم فعاليت‌هاي زيادي کردند.
د). قبايل: اين افراد ساکنان مناطق شمالي و شمال شرقي يمن بودند که براي گذراندن امورات زندگي به زراعت فصلي متکي بودند. قبايل در زمان حکومت اماميه (۱۹۱۸ – ۱۹۶۲م) براي انجام عمليات زد و خورد در مناطق کشاوري نقش مثبتي نداشتند، در مناطق شرقي وحدت‌هاي قبيله‌اي بدوي ديده شده که فعاليت اصلي آنها جابه‌جا کردن کالاها و مسافرين به کاروان‌هايشان که مالک آنها بودند محدود شده بود، اما شدت فقر و بدبختي در اين گروه به گونه‌اي بود که ائمه زيدي فکر نمي‌کردند که فرزندان اين طبقه روزي با حکومت آنها مخالفت کنند.
ه). کشاورزان: اغلب ساکنان يمن در بخش شمالي را اين گروه تشکيل مي‌‌دادند؛ ايشان همواره بزرگترين گروه (طبقه) اجتماعي بودند و تنها منبع درآمد آنها محصولات کشاورزي بود. اين طبقه به ضعف نظام قبيله‌اي مشهور بودند و بروز روابط فئودالي و شبه فئودالي اين گروه را به گونه‌اي قرار داد که براي بهتر کردن امورات زندگي به سازمان مدني دولت تمايل پيدا کنند.۱۳
۱-۳-۵٫انقلاب و پايان حکومت ائمه در يمن
روزهاي پاياني حکومت امام احمد شاهد اضطراب و ناآرامي‌هاي گسترده‌اي در سراسر کشور بود، به گونه‌اي که نزديک بود امام احمد توانايي اداره کشور را از دست بدهد، زيرا نبرد ميان نيروهاي مسلح و قبايل انقلابي و طلاب زياد شده بود. از آب سال ۱۹۶۲م صنعاء و ديگر شهرهاي يمني شاهد تظاهرات و راهپيمايي طلاب بودند، اين تظاهرات تا ايلول ۱۹۶۲م با وجود مشکلات زياد ادامه داشت. در چنين شرايطي در ۱۸ ايلول ۱۹۶۲ امام احمد درگذشت؛ وليعهد “محمد بدر” پسر امام احمد حاکم يمن شد و بر خود لقب “المنصور بالله” نهاد. اما او متوجه بحراني بودن موقعيت‌اش، به سبب دشمني مخالفان با حکومت خاندان پدري‌اش شده بود. اعلان نمود که تصميم دارد در ادارة کشور اصلاحات انجام دهد، لذا دستور داد که زندانيان و تبعيد شدگان مورد عفو قرار گيرند و ماليات‌هايي که از سال ۱۹۶۲م باقي مانده بود، بخشيده شود، همچنين نظام گروگان‌گيري را لغو کرد، حقوق سپاه را افزايش داد و به ايجاد شورا پرداخت. اما اين اصلاحات و وعده‌ها بعد از اينکه افسران حزب آزادي‌خواه تصميم گرفته بودند نظام حکومتي کشور را از طريق نبرد مسلحانه تغيير بدهند، اتفاق افتاد. هشت روز پس از اينکه “محمد بدر” منسب امامت را به عهده گرفت انقلاب ۱۹۶۲م رخ داد و سپاه با قدرت تمام به نظام حکومتي آنها پايان داد و نظام جمهوري را در کشور اعلان نمودند. رهبران حزب عبدالله سلال، عبدالله جزيدات، علي عبدالمغني، عبداللطيف ضيف الله بودند.۱۴
۱-۳-۶٫انقلاب ۱۹۶۲م و اعلان جمهوري
انقلاب ۲۶ سپتامبر سال ۱۹۶۲م به حکومت فردي مطلق در شمال يمن پايان داد، و جمهوري عربي يمن را اعلان نمود. در اين سال اولين قانون موقت براي يمن تصويب شد و رهبر آن عبدالله سلال گرديد. رهبران انقلاب هدف خود را از برپايي انقلاب به شرح ذيل بيان کرده‌اند:
۱- پايان دادن به حکومت فردي مطلق و نفوذ بيگانگان در يمن.
۲- پايان دادن به حکومت پادشاهي و برپايي حکومت جمهوري دمکراتيک اسلامي بر اساس عدالت اجتماعي براي ايجاد يک دولت موحد که تجسم کننده مردم و تحقق خواسته‌هاي سياسي آنان باشد.
۳- در زمينه داخلي:
۱٫ زنده نگه داشتن شريعت اسلام به روش صحيح و درست و از ميان برداشتن بغض، کينه و تفرقه ميان نسل‌هاي مذهبي.
۲٫ نظم‌دهي جمهور مردم.
۳٫ رعايت نظم و سازماندهي سپاه به شيوة جديد، تا يک نيرو براي حمايت مردم و انقلاب باشد.
۴٫ ايجاد انقلابي فرهنگي – آموزشي براي پايان دادن به اختلافات گذشته که جهل و عقب ماندگي فکري را عميق نموده بود.
۵٫ تحقق عدالت اجتماعي از طريق نظام اجتماعي متناسب با واقعيت زندگي مردم و روح شريعت اسلامي و آداب و رسوم ملي و ميهني نيکو.
۶٫ تشويق بازگشت مهاجران به وطن و استفاده از تجارب و اموال آنها.
۷٫ التزام و پايبندي به سياست، مقاومت در برابر استعمار و دخالت بيگانگان.
۸٫ پيمان با سازمان ملل متحد و تأييد جايگاه آن.۱۵
در سوم اکتوبر ۱۹۶۲م شوراي انقلابي، قانون موقتي را اعلان نمود که اصول و مبادي آن برپايه موارد ذيل پايه‌ريزي شده است. ۱- بازگشت به شريعت حقيقي اسلام ۲- لغو نژادپرستي. ۳- برقراري مساوات و برابري در برابر قانون ۴- پايان دادن به کينه‌ها ميان زيديه و شافعي ۵- بالا بردن سطح زندگي مردم و اجراي برنامه و طرح‌هاي اقتصادي. ۶ـ مردم منشأ قدرت باشند. همه قانون‌ها از شريعت اسلام گرفته شود.۱۶
۱-۳-۷٫جمهوري دمکراتيک خلق يمن
الف) جنوب يمن تحت نفوذ و سيطره بريتانيا
جنوب يمن شامل عدن، و دو منطقه شرق و غرب و جزرکوريا موريا و کمران مي‌‌باشد؛۱۷ دو منطقه شرق و غرب از امارت‌ها و مناطق شيخ‌نشين زيادي تشکيل شده است. منطقه شرق از چهار امارت (واحدي، کثيري، قعيطي، مهره) و منطقه غرب، از بيش از سي امارت و شيخ‌نشين و پادشاه تشکيل شده است.۱۸
از ميان همه شهرها و بنادر جنوب يمن، شهر عدن و بندر آن به واسطه ‌موقعيت تجاري و استراتژيکي که داشت توجه بسياري از بيگانگان از جمله بريتانيا را به خود جلب کرد. از زمان جنگ استعمار فرانسه با مصر در سال ۱۷۹۸م بريتانيا به اشغال بندر عدن چشم دوخته بود. دولت بريتانيا، حادثه غرق کشي هند که در نزديکي بندر عدن در سال ۱۸۳۹م اتفاق افتاد، دستاويز قرار داد و نيروهاي دريايي را به رهبري “هانيز” بر عليه عدن شوراند، اين نيروها توانستند به مقاومت سرسختانه‌اي که عرب‌ها از خود نشان دادند، پايان دهند و عدن را اشغال کنند. “هانيز” اولين مقيم سياسي بريتانيا در عدن شد، او به تنهايي با همة‌ قدرت‌هايي که در يمن بودند مقابله کرد و سرانجام توانست اداره کشور را به دست بگيرد.۱۹
حکومت بريتانيا در آغاز با مشکلات زيادي مواجه شد. بزرگ‌ترين مشکل وي ،مقاومت قبايل مجاور عدن براي بيرون راندن آنها از آنجا بود. اما همه تلاش‌هاي آنها بي‌فايده بود، زيرا آنها مجهز به سلاح و وسايل ارتباطي پيشرفته بودند. بعد از اينکه از شدت مقاومت آن‌ها کاسته شد و بريتانيايي‌ها از مرکز حکومتشان ايمن شدند، گام ديگري در جهت گسترش نفوذ خود در منطقه برداشتند و با سلاطين و امراي همسايه عدن يک سلسله معاهدات “الصداقة” بستند؛ سپس جزرکورياموريا و منطقه بريم واقع در تنگه “باب المندب” را در سال ۱۸۵۹م اشغال نمودند.
بعد از گشايش کانال سوئز در سال ۱۸۶۹م و سيطرة‌ عثماني‌ها بر يمن، براي بار دوم در سال ۱۸۷۲م حکومت بريتانيا به امضاي يک سلسله معاهدات “الحماية” با سلاطين و امرايي که قبلاً گفته شد، روي آورد و با آنان معاهده‌ “الصداقة” را امضا نمود، زيرا از احتمال نفوذ عثماني‌ها در جنوب و اشغال مناطق آنها به وحشت افتاده بود. به موجب اين معاهداتي که سالهاي ۱۸۸۶م و ۱۹۱۴ م امضا کرد، بريتانيا تعهد کرد که از آنها در برابر دشمنان خارجي حمايت کند، در مقابل آنها نيز تعهد کردند که با هيچ قدرت خارجي ارتباط نداشته باشند و زمين‌هاي زراعي خود را فقط بريتانيايي‌ها بدهند.۲۰
ب) حکومت بريتانيا در جنوب يمن در بين دو جنگ

دسته بندی : 22

پاسخ دهید