سياسي و فعاليتهاي مبارزاتي را تجربه نموده است.
آشـنايـي بـا زنـدگي شـاعر عـلاوه بر نشـان دادن نـوعي الـگو ، تعـهد ، آزاد مـردي ، آزادگـي ،
استعـمارستيزي را به ارمغان مي آورد و موجب زنده شدن روحيه مقاومت و مبارزه در انسان مي گردد.
۱ – ۵- قلمرو تحقيق
در اين رساله ، ابتدا تاريخ سياسي ، اجتماعي و فرهنگي سودان در قرن بيستم مورد بررسي قرار
گرفت. سپس به شرح حال فيتوري پرداخته و تأليفات او را معرفي نموده ، در فصل سوم به شعر سياسي و پيشينه آن تا شعر سياسي معاصر پرداخته ايم و در فصل چهارم به بررسي رويکردهاي سياسي او پرداختيم و عناويني همچون قومي گرايي ، اشعار وطني و ميهني و ساير موضوعات سياسي را استخراج و به ترجمه و شرح و توضيح آنها پرداختيم.
۱ – ۶- پيشينه تحقيق
شاعري متعهد چون فيتوري مورد تـوجه افـراد بسيـاري از جمـله دانشـجويان بـوده اسـت و در
سايت هاي مختلف مواردي در خصوص ايشان بدست آمده است و بررسي گرديده ليکن با بررسي هاي صورت گرفته اثر و يا تأليفي که به صورت تفصيلي پيرامون او و ديوان هايش نگاشته شده باشد مشاهده نشد ، حتي بانک اطلاعاتي مربوط به پايان نامه هاي کشور را نيز بررسي که موردي به دست نيامد.
۱ – ۷- فرضيه هاي تحقيق
الف ) فيتوري به موضوعات سياسي در اشعارش پرداخته است.
ب ) فيتوري علت عقب ماندگي کشورش را استعمار انگليس و آمريکا مي داند.
ج ) هدف فيتوري از سرودن اشعار ملي و وطني بيداري مردم بوده است.
د ) احتمالاً نگاه فيتوري به آزادي و مبارزه نگاه جهاني است.
هـ ) اشعار فيتوري نمايانگر ادبيات پربار عرب و ادبيات آفريقايي است.
۱ – ۸- روش تحقيق
روش تحقيق توصيفي تاريخي و روش جمع آوري منابع کتابخانه اي و اسنادي مي باشد.
در آغاز به گردآوري منابع موجود و مورد نـظر پرداخـتيم و سپـس بـا مطالـعه و بـررسي آنـها و
انتخاب موضوعات مورد نظر و مناسب به فيش برداري پرداختم.
۱ – ۹- روش گردآوري اطلاعات
از طريق مراجعه و بررسي کتابخانه هاي از قبيل : دانشگاه آزاد اسلامي گرمسار ، دانشگاه تهران ،
دانشگاه علامه طباطبايي ، کتابخانه ملي ، کتابخانه مجلس شوراي اسلامي ، کتابخانه علوم رضوي مشهد و آستان قدس ، کتابخانه آيت الله مرعشي نجفي و سايت هاي اينترنتي استفاده و بهره گرفته ام .
۱ – ۱۰- روش تجزيه و تحليل اطلاعات
ترجمه و شرح قصايد ديوان ها و تجزيه و تحليل آنها و نتيجه گيري بوده است.
۱ – ۱۱- سازماندهي تحقيق
تحقيق حاضر از چکيده ، مقدمه و ۵ فصل به همراه نتيجه تشکيل شده است.
* فصل اول ، به کليات تحقيق اختصاص دارد که بدان پرداخته ايم.
* فصل دوم ، به تاريخ سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و ادبي سودان در دوره معاصر پرداخته است.
* فصل سوم ، مربوط به زندگي شخصي و حسب حال شخصي و فرهنگي ادبي محمد فيتوري است که آنها را بيان نموده ايم.
* فصل چهارم ، پرداخت اجمالي به شعر سياسي از آغاز تا دوره معاصر است که در اين فصل با شعر سياسي و پيشينه آن و نيز زبان شعر سياسي آشنا مي شويم.
* فصل پنجم ، به بررسي رويکردهاي سياسي در اشعار محمد الفيتوري مي پردازد ، موضوعات سياسي ، قومي ، وطني و ميهني ، ظلم ستيزي ، دعوت به آزادي و … از ديوان هاي او استخراج که به ترجمه ، شرح و تجزيه و تحليل آنها اقدام شده است.
و در بخش پاياني به نتيجه گيري از پژوهش فوق پرداخته ام.
فصل دوم
بررسي وضعيت سياسي اجتماعي ، اقتصادي
ديني ، فرهنگي و ادبي سودان
۲ – ۱- وضعيت سياسي اجتماعي سودان
۲ – ۱ – ۱ – جغرافياي طبيعي سودان
جمهوري سودان بزرگترين کشور آفريقايي است که ۸۱۳/ ۵۰۵/۲ کيلومتر مربـع وسعـت دارد و
کمي بيش از ۲/۱ اروپاست. اين کشور در شمال شرقي قاره آفريقا قرار دارد و از طرف شمال محدود است به کشورهاي مصر و ليبي و از طرف مغرب به کشورهاي چاد و آفريقاي مرکزي ، از جنوب به زئير و اوگاندا و از طرف شرق به اتيوپي و درياي سرخ. قسمت اعظم سودان را دشتهاي وسيع که به وسيله رود نيل و شعبات آن آبياري مي شود تشکيل مي دهد.
در عرض جغرافيـايـي بيـن ۵/۳ در مـرز اوگـاندا و ۲۳ درجـه در شمـالي تـرين نقـاط و طـول
جغرافيايي بين ۵/۲۱ شرقي در مرزهاي چاد تا ۵/۳۸ درجه شرقي مرزهاي اتيوپي ادامه دارد.
( ملکي ، ۱۳۶۸ ، هـ . ش ، ص ۱ )
سودان در شمال آفريقا و در کنار درياي سرخ ، ميان مصر و اريتره واقع شده است. ۲ ميليـون و
۳۷۶ هزار کيلومتر مربع از مساحت اين سرزمين در خشکي و ۱۲۹ هزار و ۸۱۳ کيلومتر مربع از آن در آب واقع شده است. طول خطوط ساحلي سودان به ۸۵۳ کيلومتر مي رسد.
همچنين اين کشور از سمت شمال ۱۲۷۳ کيلومتر با مصـر ، از شمـال غـرب ۳۸۳ کيـلومتر بـا
ليبي ، از سمت غرب ۱۳۶۰ کيلومتر با چاد ، از سمت جنوب غربي ۱۱۶۵ کيلومتر با آفريقاي مرکزي ، از سمت جنوب ۶۲۸ کيلومتر با جمهوري دمکراتيک کنگو و ۴۳۵ کيلومتر با اوگاندا ، از سمت جنوب شرق ۲۳۲ کيلومتر با کنيا و بالاخره از سمت شرق ۶۰۵ کيلومتر با اريتره مرز مشترک دارد. ( فرامرز ياوري ، بي تا ، ص ۱۸۰ )
همچنين در تعبيري ديگر سودان را به دو بخش تقسيم کرده اند. بخش شرقي و بخش غربي که
بخش شرقي را امروزه سودان مصري گويند که همان جمهوري سودان است که با کنيا و اوگاندا و رود کنگو هم مرز مي باشد و بخش غربي نيز با ليبي ، چاد ، اريتره ، سنگال ، ساحل عاج و مالي هم مرز مي باشد.
( مورخ ، ۱۹۹۷ م ، ص ۳۶ )
۲ – ۱ – ۱ – ۲ – آبهاي داخلي
در نواحي شمال سودان باران بسيار کم و در جنوب سودان فصل بارندگي طولاني و در حدود ۸
ماه مي باشد. قسمت اعظم رود نيل از سودان مي گذرد. شعبه اصلي رود نيل به نام نيل سفيد و يکي ديگر از شعبات آن به نام آبي که از اتيوپي داخل خاک سودان مي شود و در نزديکي خارطوم بهم متصل مي شوند. رودخانه نيل منبع اصلي تحرکات اقتصادي سودان است و به قول وينستون چرچيل نخست وزير ايام جنگ دوم جهاني زندگي فقط با نيل در سودان و مصر جريان مي يابد. رود نيل شمال و جنوب سودان را به يکديگر متصل ساخته و از طرف ديگر جنوب سودان را به مصر و درياي مديترانه ؛ علاوه بر رودخانه نيل رودهاي ديگري نيز در سودان به ويژه در جنوب آن کشور جاري مي باشند مانند بحرالجبل ، خورفلوس و جور يا سباط. اما هيچ يک از آنها قابل قياس با نيل نمي باشند. رود نيل سفيد از درياچه ويکتوريا تا خارطوم بطول ۲۳۰۰ ميل تداوم مي يابد. برخلاف رود آرام نيل سفيد ، نيل آبي خروشان و پر تلاطم مي باشد. اين رود که اتيوپي و خارطوم را به يکديگر متصل مي سازد ، به طول ۱۰۷۵ ميل جريان مي يابد . ( ملکي ، ۱۳۶۸ ، هـ . ش ، ص ۲ )
۲ – ۱ – ۱ – ۳ – آب و هوا
زمينهاي سودان دشت گسترده اي است و کوهـها و بلنديهـاي آن در جنـوب و دورترين نقـطه
غربي آن قرار دارد. کوههاي نوجه در مرکز و کوههاي درياي سرخ در شرق واقع است. سودان در منطقه مداري آفريقا است و آب و هواي آن در جنوب استوايي و در مرکز سافنا و در شمال قاره اي است.
هواي سودان از شمال به جنوب تفاوت عمده اي پيدا مي کند و بـه تـدريـج از درجـه حـرارت
کاسته مي شود بطوريکه درجه حرارت ” جوبا ” در جنوب نسبت به درجه حرارت ” رانگولا ” در شمال به مراتب خنک تر و پايين است. ( Sudan.gov.sd/ar )
درجه حرارت در شهرهاي مختلف سودان بين ۲۵ تا ۴۵ درجه مي باشـد در مجموع سه ناحـيه
مشخص اقليمي در سودان وجود دارد. يک منطقه بياباني شمال که همان صحراي نوبه مي باشد. قسمت شمال شرقي و کناره درياي سرخ که ارتفاعات آن ناحيه حدود ساحلي را از دشتهاي سودان جدا مي کند. در قسمت مرکزي کوههاي نوبه قرار دارد که دامنه آن را تپه هاي شني پوشانده است.
آب و هواي سودان در مجموع گرم و سوزان است و فقط در زمستـان در مناطـق شمالـي تا ۱۸
درجه تقليل مي يابد. در نواحي شمالي باران بسيار کم و در جنوب سودان فصل بارندگي طولاني و در حدود ۸ ماه است. وجود قسمت اعظم رود نيل در سودان باعث تغييرات مؤثري در آب و هواي کشور گرديده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از مشخصات اقليم سوداني ، گرماي شديد در تمام سال و اختلافات شديد بيـن گـرماي شب و
روز است. ( مشيري ، ۱۳۸۱ هـ . ش ، ص ۱۴۸ )
۲ – ۱ – ۲ – شهرهاي مهم
پايتخت قومي و فدرال سودان خارطوم است که از سـه بخـش خارطـوم ، خارطـوم بحـري و ام
درمان تشکيل شده است و محل تمرکز وزارتخانه و مؤسسات دولت فدرال و سازمان هاي مربوط به ولايت خارطوم است.
اين شهر درمحل اتصال نيل آبي و سفيد قرار دارد و جمعيت آن حدود پنج ميليون نفر و ماننـد
بسياري از پايتخت هاي کشورهاي درحال توسعه همواره در معرض کوچ شهروندان قرار دارد چرا که جمعيت آن در سال ۱۹۷۴ از يک ميليون نفر تجاوز نمي کرد. پورت سودان واقع در ولايت شرقي و بندر مهم واد مدتي مرکز ولايت جزيره ، ابيض مرکز ولايت کردفان ، ناشر مرکز ولايت شمال جوبا مرکز بحرالنيل ، واو و ملکال ، الدامر ، کسلا و نيز شهرهاي عطبره و دنقلا و قضارف از شهرهاي مهم اين کشور است. ( www.islamworld2020.Persianblog.ir )
2 – 3- جغرافياي انساني سودان
۲ – ۱ – ۳ – بافت جمعيتي در سودان
بافت جمعيتي سودان از قبايل گوناگون برخي عربي تبـار و برخـي آفـريقايـي يـا ترک تشکـيل
يافته اند که به سودان مهاجرت کرده اند. ( www.kheimehnews.com )
آغاز قرن بيستم فقط دو ميليون نفر در سودان زندگي مي کردنـد درسـال ۱۹۵۶ هنگامـي کـه
جمهوري مستقل سودان تشکيل گرديد اين جمعيت به ۱۰ ميليون نفر رسيد. درسال ۱۹۶۰ جمعيت سودان را ۱۵ ميليون نفر برآورد نمودند. درآن سال ۳۹% از مردم سودان را عرب ، ۲۰% بومي نيلوتيک ، ۹% را سکنه دارفور و ۶% را قبيله بيجا و ۶۵ را نوبين تشکيل مي دادند فقط ۵% باقيمانده از نيوفيماتيک بودند. درحدود يک ميليون نفر نيز از فرزندان مهاجرين نيجريه و ساير مستعمرات فرانسه و انگلستان در سودان زندگي مي کنند که از نظر نژادي با ساير سوداني ها تفاوت دارند. جمعيت سودان نسبت به وسعت آن کم و پراکندگي جمعيت نيز نامتعادل است بطوري که ۵۰ درصد جمعيت در ۱۵ درصد خاک سودان متمرکزند. سرشماري که در سال ۱۹۷۶ انجام شده جمعيت سودان را ۰۰۰/۹۵۰/۲۲ نفر بر شمرده اند. حدوداً در سال ۱۹۸۵ جمعيت سودان را بطور غير رسمي حدود ۲۵ ميليون نفر تخمين زده اند. ( ملکي ، ۱۳۶۸ هـ . ش ، ص ۵ )
طبق جديدترين برآورد ، جمهوري سودان بيش از ۴۰ ميليون نفـر جمعيت دارد کـه ۴۵ درصد
از آنها زير ۱۴ سال ، ۵۳ درصد بيش ۱۵ تا ۶۵ سال و ۲ درصد بقيه بيشتر از ۶۵ سال سن دارند.
نرخ رشد سالانه جمعيت سودان ۳ و ۶% درصد است. اين کشور به ازاي هر هزار نفر از جمعيـت
خود ۳۴/۵۸ نفر نرخ زاد و ولد ، ۱۲/۲۸ نفر نرخ مرگ و مير و ۰/۷ نفر نرخ مهاجرت دارد. اميد به زندگي در بين مردان سوداني به ۵۵/۴۹ سال و در زنان اين کشور به ۵۷/۶۶ سال مي رسد. از سوي ديگر ۵۲ درصد از ساکنين اين کشور از نژاد سياه پوستان آفريقايي ، ۳۹ درصد عرب و ۸ درصد از نژاد قبيله ” بجا ” هستند. ( فرامرز ياوري ، بي تا ، ص ۱۴۱ )
۲ – ۱ – ۳ – ۱ – وضعيت اجتماعي
کشور سودان مستمره ي بريتانيا ( اجتماع مصري – انگليسـي ) بود و قبـل از آن هم حکـومت
دولت عثماني را بر کشورهاي عربي و سودان داشتيم. کشور سودان جزو کشورهاي عقب افتاده بود که ظلم و ستم در آن بيداد مي کرد.
وجود بيماري هاي واگيردار ، فقر ، سوء تغذيه ، بيچارگي ، عدم بهداشـت و خدمات رفاهي و …
سبب شده بود. نسبت مرگ و مير کودکان به بيشترين رقم در دنيا برسد. کمبود نهادهاي فرهنگي و مدارس مناسب اسباب عقب ماندگي آنها را فراهم آورده بود.
سودان به دو بخش شمال و جنوب تقسيم مي شد که هريک ويژگي هاي خاص مربوط به خـود
را داشت. ساکنين بخش شمالي ، عرب و مسلمان بودند ولي بخش جنوبي آن از مردم غير عرب و غير مسلمان تشکيل شده بود.
وضعيت فرهنگي – اجتماعي در سودان بسيار ضعيـف بـود بـه طـوري کـه در قلمـرو آن هيـچ
مدرسه ي علوم ديني يا آموزش و شناخت قرآن به چشم نمي خورد. برده داري بالا بردن ماليات هاي مردم ، خريد و فروش غلامان و مبادله ي آنها به جاي پول در مقابل کالاها از ديگر مشکلات موجود در سودان بود.
وضعيت اجتماعي سودان با توجه به گذشت زمان خيلي کند و آرام رو به پيشـرفت مـي رود که
اوج پيشرفت آن در سال ( ۱۹۵۵ م ) ( سال استقلال سودان ) به وقوع مي پيوندد.
ناگفته نماند که کشور سودان سرشار از منابع غني ذخاير زيرزميني ، آب فـراوان و نفـت و گـاز
طبيعي مي باشد. دروازه ي راه يابي به قلب قاره ي آسيا و وسعت و پهناوري بخش ديگري از ويژگي هاي کشور سودان به شمار مي رود. همين امر سبب شده بود که استعمارگران چشم طمع به اين کشور بدوزند. ( فرامرز ياوري ، بي تا ، ص ۱۴۲ )
۲ – ۱ – ۳ – ۲ – شمال و جنوب سودان
مهمترين مسئله يکپارچه سازي سودان از ناهماهنگي فرهنـگي و نـژادي آن منتـج مـي شـود.
گرچه شمال به طور اصولي عربي است ، ولي جنوب جزء آفريقاي سياه قرار گرفته است.
جمعيت به ۵۷۲ قبيله که به ۲۶ زبان عمده و ده ها لهجه تکلـم مي کننـد ، تقسيـم مي شـود .
عرب ها که بزرگترين گروه را تشکيل مي دهند ، در حدود ۴۰ درصد کل جمعيت را شامل مي شوند. تفاوتهاي زباني و نژادي با يک شکاف بزرگ مذهبي ترکيب مي شود. شمالي ها مسلمان هستند و جنوبي ها از دو گروه مسيحي و روح پرست به وجود آمده اند.
به علت وضع طبيعي سودان ، سودان شمالي و جنوبي از تجربه هاي تاريخي جداگانه برخـوردار
بوده اند و توجيهات فضايي آنها هم متفاوت بوده است. در حالي که مناسبات فرهنگي اقتصادي و سياسي شمال با خاور ميانه و منطقه مديترانه بوده ، تماس جنوب با آفريقاي سياه بوده است. کنش متقابل بين دو بخش تا دهه ۱۸۴۰ ، زماني که عربها و ساير بيگانگان به منظور استثمار به داخل منطقه ساد نفوذ کرده و شروع به خارج کردن برده و عاج نمودند ، ناچيز بود.
انگليسي ها که کشور را از ۱۸۹۹ تا ۱۹۵۶ تحت تسلط داشتنـد ، طرفـدار روش غيـر مستقـيم
بودند و تا ۱۹۴۷ با شمال و جنوب به صورت واحدهاي کاملاً مجزا برخورد مي کردند. براي ساليان دراز ، آنها فعالانه مانع از کنش متقابل بين دو ناحيه شدند. آنها ، همچنين ، با تشويق کوششهاي تبشيري مسيحي و اتخاذ زبان انگليسي به عنوان زبان رسمي فواصل فرهنگي و اجتماعي را وسعت بخشيدند.
انگليسي ها براي توسعه اقتصادي يا اجتماعي جنـوب ، کـار چنـداني نکـردند. در اواسـط دهـه
۱۹۴۰ ، از ۵۱۴ محصل مدارس متوسطه سودان ، ۴۸۳ نفر از شمالي ترين استانها آمده بودند. حتي در زمان استقلال ، در ۱۹۵۶ ، ۸۸ درصد همه ديپلمه هاي متوسطه ، شمالي بودند. اين دو نتيجه عمده در برداشت : اول اينکه ، تعداد کمي از جنوبي ها مي توانستند در ادارات محلي استخدام شوند به اين ترتيب ، بعد از استقلال کليه پستهاي خالي انگليسي ها به عربها داده مي شد. دوم ، جنوب فاقد هر نوع تحصيل کرده ي محلي بود و به اين ترتيب در سطح ملي ، عرب ها بودند که مي توانستند حيات سياسي ، اقتصادي ، نظامي و فرهنگي را به انحصار خود درآورند. جنوبي هاي سياه احساس عدم حضور و فراموش شدگي مي کردند. حکومت مرکزي هم در برنامه هاي عمراني بعد از استقلال ، کليه سرمايه گذاري ها را در شمال متمرکز کرد و با وسيع کردن تفاوتهاي ناحيه اي به انزجار سياه پوستان دامن زد.
( درايسدل ، ۱۳۶۹ هـ . ش ، ص ۲۹۱ )
تاريخ کشمکشهاي جنوب سودان از آغاز ، به جريان سياست ملي در خرطوم وابسته بوده اسـت.
نخستين رژيم پارلماني و دولت نظامي پس از آن ، در عين حمايت لفظي از نظريه خود مختاري محدود در جنوب ، هرگز دستخوش تغيير فکر اساسي ، که لازمه عملي ساختن آن نظريه است ، نشده بودند. آنها نه تنها به حفظ تماميت ارضي معتقد بودند ، بلکه عقيده داشتند که آينده سودان به منزله بخشي از ” خاور ميانه مسلمان ” است.
رئيس جمهور نميري دريافت که جنگ بين شمال و جنـوب ، بـر باد دادن منابـع مالـي انـدک
سودان است و جنگي بي معني است که هيچ يک از دو طرف نمي تواند برنده آن باشد. لذا بايد به سمت وحدت رفت که در پي آن خودمختاري هايي نيز به جنوب داده شد که موجوديت کشور را استحکام بخشيد. ( هالت ، ۱۳۶۶ هـ . ش ، ص ۲۲۰ )
۲ – ۱ – ۳ – ۳ – قبايل موجود در سودان
قبيله در آفريقا نقش بسياري در ساختار اکثر دولتهاي آفريقايي دارد و کشور سودان نيـز از اين
اصل مستثني نيست و قبيله پرستي همچون شعله ور کننده جنگ و درگيري در استان هاي جنوبي سودان بوده و همچنين باعث جنگهايي ميان دو قبيله ” الثور ” و ” الرزيقات ” در سال ۱۹۶۶ و دو قبيله ” الرزيقات ” و ” العاليه ” در سال ۱۹۶۷ گرديد. جنگ و کشتاري که قربانيان بسياري را در پي داشت.
تعداد قبايل ساکن در سودان حدود ۵۹۷ قبيله بزرگ و کوچک است که ريشه تمام آنـها به ۵۶
مجموعه باز مي گردد. گسترده ي وسيع اين قبايل و نبودن وسايل ارتباطي و مواصلاتي و چندگانگي و خشونت طبيعت زيستي ، زمينه را براي رشد منش و عصبيت هاي قبيله اي فراهم ساخته است. ” ترکيب مذهبي ” در سودان عبارتست از ؛ ۸۰ تا ۸۵ درصد جمعيت را مسلمانان تشکيل مي دهند ، ۳ درصد جمعيت مسيحي و بقيه بت پرست مي باشند. مسيحيان و بت پرستان در جنوب اين کشور مستقرند و در جنوب سودان ۶۵ درصد از جمعيت را بت پرستان ، ۱۸ درصد مسلمانان و ۱۷ درصد را مسيحيان تشکيل مي دهند.
تعصب و وابستگي قبيله اي در سودان تا آنجا ريشه دوانده است که هر قبيله براي متمايز کردن

افراد قبيله از ديگران با ابزارهاي بُرنده و تيز نشانه ي ويژه ي قبيله را بر چهره افراد و وابستگان به خود حک مي کنند ، که محو نمودن اين نشانه به هيچ عنوان ممکن نيست و با اين نشانه افراد قبيله همديگر را مي شناسند. ( اين سنت در عضر حاضر تا حدودي از بين رفته است ).
ادبيات و هنر سودان ، ادبياتي است که سرشار از روح و سنتهاي قبيله اي است ، به طور کلي با
نظري ژرف و عميق به تاريخ سودان در مي يابيم که قبيله يکي از مهمترين عوامل حرکت تاريخ در سودان به شمار مي آيد.
استعمارگران انگليسي از اين حقيقت بهره برداري بايسته اي انجام دادنـد و از قبيـله به عنـوان
کانال و اهرم فشار جهت نفوذ و گسترش سلطه و بهره برداري از آن در راستاي منافع خود ، سود جستند. ( الطيب ، بي تا ، ص ۷۵ – ۷۸ )
قبايل معروف و بزرگ سودان
قبايل جنوب : دينکا ، دينکاليط ، الباري ، زاندي ، نوير ، شلک و انواک مي باشند.
قبايل شمال : نوبيون ، بجا ، حدندوه ، بشاريون ، امـرأر ، بني عامـر ، خـور قمـر ، مسـاليت ،
فلاته ، برني ، زعاوه.
ساکنان شمال سـودان از نظـر وضعيـت اجتمـاعي ، تحصيـلات و شغلـي نسبـت بـه جنـوبيـها
پيشـرفته تر مي باشند و معمولاً زمامداران حکومت مرکزي از عناصر شمالي مي باشند. از جنوبيها به عنوان کارگران ساده بهره برداري مي شود و نسبت بالاي بي سوادي و عقب ماندگي در ميان جنوبيها ، پراکندگي جمعيت ، مشکلات ناشي از ارتباطات ، غلبه زبانهاي بومي و تحريک کشورهاي استعمارگر همچون انگليس در گذشته و استکبار جهاني درحال حاضر براي جدايي جنوب از شمال را مي توان از عوامل اين عقب ماندگي دانست. ( همان ، بي تا ، ص ۹۰ )
اقدامات انگلستان در مقابل قبايل
از اقدامات انگلستان براي جدا نمودن منطقه جنوب از شمال ، اعلام جنـوب به عنـوان مناطـق
بسته مي باشد و اين اقدام در راستاي مبارزه با اسلام و زبان عربي و ايجاد اداره محلي براي جنوب انجام شده است و سياست آموزش ويژه از ديگر اقدامات اين کشور مي باشد.
انگلستان نقشه خود را در سودان و به ويژه جنوب آن بر سه محور استوار کرد که تاکنون کـم و
بيش توسط قدرتهاي خارجي به شيوه هاي متفاوت اعمال مي شود ، سه محور فوق عبارتست از :
۱٫ سياسي : جدا کردن جنوب از نظر اداري از کل سودان و اجراي سياستي استعمارگرانه در اين منطقه ، متفاوت با ديگر مناطق.
۲٫ مذهبي : دادن آزادي عمل به هيأتهاي تبليغي مسيحي و در اختيار گذاردن امکانات براي آنها و تحريک رؤساي قبايل بت پرست در جنوب جهت قتل عام مسلمانان ساکن در جنوب.
۳٫ فرهنگي : تحصيل زبان انگليسي بر تمام بخشهاي جنوب به عنوان زبان رسمي در ادارات و آموزش و پرورش و فعاليتهاي مسيحي.
بنابراين به اين شکل انگلستان مشکل جنوب را در درون سـودان بـه وجـود آورد و بـا اقدامـات
بعدي موفق شد که اين مشکل را هرچه بيشتر توسعه و گسترش دهد. ( ملکي ، بي تا ، ص ۱۱۵ )
۲ – ۱ – ۴ – جغرافياي سياسي سودان
سودان وسيع ترين کشور آفريقايي و عربي است کـه با ۹ کشـور آفريقـايي عـربي و غيـر عـربي
( مصرليبي ، چاد ، زئير ، آفريقاي مرکزي ، کينا ، اتيوپي و اريتره ) هم مرز مي باشد.
اين کشور همچون گذرگاهي ارتباطي ، شمال آفريقا را به جنوب آن پيوند مي زنـد . در صورتـي
که سودان در چنين موقعيت استراتژيکي ؛ نبود دو بخش قاره سياه ” شمال و جنوب ” توسط صحرايي گسترده ولم يزرع از هم جدا مي شد. موقعيت ميانه و رابط سودان در قاره سياه ، اين کشور را همچون پل ارتباطي و مرکزيتي براي گسترش فرهنگ اسلامي به جنوب اين قاره تبديل کرده است.
کشور سودان بر کناره درياي سرخ واقع شده است و موقعيت استراتـژيک و مهـم ايـن دريـا بـر
اهميت اين کشور در صحنه بين المللي افزوده است. از طرفي سودان روابط تاريخي خود را با شرق اسلامي و به ويژه جزيرة العرب از طريق همين دريا برقرار کرده است.( طلايه ، بي تا ،ص ۴ – ۵ )
اين کشور يک ميليون مايل مربعي ، سرزميـن وسيعـي اسـت که در آن ۵۹۷ قبيـله و بيـش از
۲۰۰ زبان و گويش محلي وجود دارد که نمايانگر عدم انسجام و نداشتن وحدت ملي در اين سرزمين است ، لذا تنها رابط و پيوند دهنده و مشخصه وحدت اين سرزمين ، اسلام و زبان عربي است.
سرزمين سودان مسکن اقوام مختلفي بوده و آنان تمدن هايي در اين منطقه به وجود آوردند که
اکثر آنها تا قرن اخير ناشناخته باقي مانده اند. مصريان باستان تا مناطق مجاور چهارمين آبشار نيل را در تصرف خود داشتند و اقوام مختلفي از قبيل ” نوبه ” ، ” شيلوک ” و ” فونج ” سکونت داشتند. با فتح مصر توسط مسلمين ( ۶۴۱ م ) مسلمانان به سمت جنوب روي آوردند. جنوب و شمال سودان تحت تأثير تعاملات و کنشهاي سياسي فراواني بوده که هنوز بر سودان سايه افکنده است. ( www.islamworld2020.persianblog.ir )
آنچه بر اهميت جغرافياي سياسي سودان مي افزايد و ويژگيهاي ذيل مي باشد.
۱٫ موقعيت استراتژيک سودان :
آگاهان امور استراتژيک معتقدند که سودان دروازه ورود به آفريقاست و شاهراه کشورهاي عربـي
به قاره آفريقا محسوب مي شود. در نتيجه تحولات اين کشور تأثير مستقيمي بر قاره سياه و جهان عرب دارد.
۲٫ منابع نفت :
سودان در گذشته از نظر منابع کشوري غني محسوب نمي شد ، اما اکنون کشف منابـع عظيـم
نفت و گاز ، اين کشور در کانون توجه قدرت هاي بزرگ قرار داده است.
۳٫ امنيتي بودن جغرافيايي سودان :
سودان در منطقه اي قرار گرفته است که از نظر غرب به لحاظ امنيتي بسيـار قابـل تأمـل است
زيرا درست آن سوي ساحل سودان ، عظيم ترين بنادر و پايانه هاي نفتي عربستان واقع شده است و قدرت هاي بزرگ در اين منطقه حضور فعال نظامي و سياسي و اقتصادي دارند.
۴٫ ساختار حکومتي سودان :
نوع نظام حاکم بر اين کشور ، نظامي اسلام گرا و انقلابي و در تعارض بـا هژمـوني نظـام سلـطه
است و در نتيجه مي توان نتيجه گيري کرد که بخش عمده بحران هاي به وجود آمده در اين کشور هم چون بحران دارفور ، نمي تواند بدون در نظر داشتن اين واقعيت ، مورد بررسي قرار گيرد.
( www.sudan.gov.sd/ar )
2 – 1 – 4 – 1 – سودان در يک نگاه
موقعيت جغرافيايي : شمال شرقي آفريقا
همسايگان : مصر ، اريتره ، اتيوپي ، کنيا ، اوگاندا ، چاد ، ليبي ، جمـهوري آفريقـايي مرکـزي
جمهوري دمکراتيک کنگو.
مساحت : ۹۶۷ هزار و ۵۰۰ مايل مربع

دسته بندی : 22

پاسخ دهید