تاريخچه و تعريف استرس۸۲
فيزيولوژي استرس۸۳
نظريه‌هاي مربوط به استرس۸۵
نشانه‌هاي شايع استرس۸۷
آموزش هوش هيجاني راه مقابله با استرس۸۸
راهبردهاي مقابله‌اي۸۹
آموزش ايمن سازي در مقابل استرس۸۹
توصيف اهداف و مراحل۹۰
مراحل و روش اجراي شيوه ايمن سازي در مقابل استرس۹۲
مرحله اول: مفهوم سازي۹۲
مرحله دوم: اكتساب و تمرين مهارتها۹۳
مرحله سوم: كاربرد و پيگيري مستمر۹۵
يائسگي ۹۶
مسئله روحي۹۷
پوكي استخوان۹۷
زندگي جنسي۹۸
گر گرفتگي۹۹
تغيير سوخت و ساز۹۹
تغيير دستگاه ادراري۹۹
نامنظمي خواب و تعريق۹۹
كيفيت زندگي۱۰۰
تعريف كيفيت زندگي۱۰۵
ابعاد كيفيت زندگي۱۰۷
ابزار اندازه‌گيري عمومي در مقابل ابزار خاص۱۰۹
پژوهش‌هاي كيفيت زندگي۱۱۲
شادكامي۱۱۵
تفاوت‌هاي فردي در شادكامي۱۱۶
خرده مقياس‌هاي شادكامي۱۱۹
رضايت از زندگي۱۱۹
حرمت خود۱۱۹
بهزيستي فاعلي۱۲۱
خلق مثبت۱۲۱
رضايت خاطر۱۲۲
كيفيت زندگي در يائسگي۱۲۳
تحقيقات انجام شده در داخل كشور۱۲۴
تحقيقات انجام شده در خارج از كشور۱۳۶
فصل سوم:‌ روش‌شناسي تحقيق
مقدمه۱۴۵
جامعه آماري۱۴۵
حجم نمونه آماري۱۴۵
روش و ابزار گردآوري اطلاعات۱۴۵
طرح تحقيق۱۴۶
ابزار گردآوري داده‌ها۱۴۶
پرسشنامه كيفيت زندگي۱۴۶
پايايي پرسشنامه كيفيت زندگي۱۴۸
پرسشنامه شادكامي۱۴۹
پايايي پرسشنامه شادكامي۱۵۱
روش تجزيه و تحليل داده‌ها۱۵۲
فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده‌ها
مقدمه۱۵۴
آمار توصيفي۱۵۴
جدول ۱-۴: توزيع درصد و فراواني آزمودنيها با توجه به سن۱۵۴
جدول ۲-۴: توزيع درصد و فراواني آزمودنيها با توجه به تحصيلات۱۵۶
جدول ۳-۴: توزيع درصد فراواني وضعيت اقتصادي آزمودنيها۱۵۷
آمار استنباطي۱۵۹
جدول ۴-۴: اطلاعات توصيفي گروهاي آزمايشي با توجه به متغير كيفيت زندگي۱۵۹
جدول ۵-۴: تجزيه و تحليل واريانس يك‌ طرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير كيفيت زندگي
فرضيه‌هاي فرعي۱۵۹
جدول ۶-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير كيفيت زندگي۱۶۱
فرضيه كلي شاخص اول (روانشناختي كيفيت زندگي)۱۶۲
جدول ۷-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير روانشناختي كيفيت زندگي۱۶۲
جدول ۸-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير روانشناختي كيفيت زندگي۱۶۲
فرضيه‌هاي فرعي شاخص اول۱۶۳
جدول ۹-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير روانشناختي كيفيت زندگي۱۶۳
جدول ۱۰-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير روابط اجتماعي۱۶۴
جدول ۱۱-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير روابط اجتماعي۱۶۵
فرضيه‌هاي فرعي۱۶۵
جدول ۱۲-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير روابط اجتماعي۱۶۶
فرضيه كلي شاخص سوم (حيطه محيط و وضعيت زندگي)۱۶۶
جدول ۱۳-۴: اطلاعات توصيفي گروهـهاي آزمايـشي با تـوجه به متغير حيطه محيط و وضعيت زندگي۱۶۷
جدول ۱۴-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير حيطه محيط و وضعيت زندگي۱۶۷
فرضيه‌هاي فرعي۱۶۸
جدول ۱۵-۴:‌ اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير محيط و وضعيت زندگي۱۶۸
فرضيه كلي دوم۱۶۹
جدول۱۶-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير شادكامي۱۶۹
جدول ۱۷-۴: تجزيه و تحليـل واريانس يكطرفه بـراي گروهـهاي آزمايشي با توجه به متـغير شادكامـي۱۷۰
فرضيه‌هاي فرعي۱۷۰
جدول ۱۸-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير شادكامي۱۷۱
فرضيه‌هاي مربوط به شاخص‌هاي شادكامي۱۷۱
فرضيه كلي شاخص اول (رضايت از زندگي)۱۷۱
جدول ۱۹-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير رضايت از زندگي۱۷۲
جدول ۲۰-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير رضايت از زندگي۱۷۲
فرضيه‌هاي فرعي۱۷۲
جدول ۲۱-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير رضايت از زندگي۱۷۳
فرضيه كلي شاخص دوم (حرمت خود)۱۷۴
جدول۲۲-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير حرمت خود۱۷۴
جدول۲۳-۴: تجـزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير حرمت خود ۱۷۴
فرضيه‌هاي فرعي۱۷۵
جدول ۲۴-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير حرمت خود۱۷۵
فرضيه كلي شاخص سوم (بهزيستي فاعلي)۱۷۶
جدول ۲۵-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير بهزيستي فاعلي۱۷۶
جدول ۲۶-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير بهزيستي فاعلي ۱۷۷
فرضيه‌هاي فرعي۱۷۷
جدول ۲۷-۴: اطلاعات مربوط به تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير بهزيستي فاعلي ۱۷۸
فرضيه كلي شاخص چهارم (رضايت خاطر)۱۷۸
جدول ۲۸-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير رضايت خاطر۱۷۹
جدول ۲۹-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير رضايت خاطر ۱۷۹
فرضيه‌هاي فرعي۱۷۹
جدول ۳۰-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير رضايت خاطر۱۸۰
فرضيه كلي شاخص پنجم (خلق مثبت)۱۸۱
جدول ۳۱-۴: اطلاعات توصيفي گروههاي آزمايشي با توجه به متغير خلق مثبت۱۸۱
جدول ۳۲-۴: تجزيه و تحليل واريانس يكطرفه براي گروهـهاي آزمايشي با تـوجه به متغير خلق مثـبت۱۸۱
فرضيه‌هاي فرعي۱۸۲
جدول ۳۳-۴: اطلاعات مربوط به پيگيري تست توكي (HSD) در خصوص تفاوت بين ميانگين متغير خلق مثبت۱۸۳
فصل پنجم: بحث و نتيجه‌گيري
مقدمه۱۸۵
تبيين و تحليل فرضيه‌ها۱۸۵
محدوديتهاي تحقيق۲۰۴
پيشنهادات پژوهشي۲۰۴
پيشنهادات كاربردي۲۰۵
منابع فارسي۲۰۸
منابع لاتين۲۱۷
ضمائم۲۳۱
چکيده‌ي پايان نامه
زمينه هدف: هوش هيجاني با آگاه ساختن انسان از هيجانات گوناگون موجب ميشود كه او به ياري هيجانات نيرومند و فعال سازي آنها ، به شرايط تحميل شده و يا موقعيت هاي اجباري و استرس آميز ، پاسخ هاي جرأت آميز داده، از ساخت وجودي خود دفاع كند . در مورد ارتباط بين كيفيت زندگي و يا ئسگي محققين اختلاف نظر دارند، برخي از مطالعات نشان داده است كه ارتباط مثبتي بين كيفيت زندگي و مراحل مختلف يائسگي وجود دارد. يعني زناني كه فراواني و شدت علائم در آنها بيشتر است كيفيت زندگي پايين تري دارند.لذا در تحقيق حاضرما در پي مقايسه اثر بخشي آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس بر كيفيت زندگي و شادكامي زنان يائسه مي باشد.
روش کار: روش نيمه آزمايشي و طرح تحقيقي آن عبارت است از طرح سه گروهي با پيش آزمون و پس آزمون با گروه كنترل كه دياگرام آن بصورت زير استفاده گرديد . جامعه آماري در اين تحقيق از كليه زنان يائسه مراجعه کننده كه با مؤسسه راهيان سلامت همكاري مي كنند. نمونه آماري عبارت است از ۴۵ نفر از اين زنان كه به صورت تصادفي به سه گروه ۱۵ نفري تقسيم مي شوند.
ما در اين تحقيق بسته آموزشي هوش هيجاني و کيفيت زندگي را براي آموزش مقابله با استرس در زنان مورد آموزش قرار داديم .
يافته هاي تحقيق: نتايج تحقيق نشان داده است آموزش هوش هيجاني و کيفيت زندگي به صورت معناداري در کاهش استرس و به شادکامي در زنان يائسه منجر شده است .
واژه هاي کليدي : هوش هيجاني ، استرس، آموزش مقابله اي ، شادکامي ، زنان يائسه.
۱- ۱- مقدمه
زنان از مهم ترين اركان جامعه و خانواده بوده و سلامت اجتماع در گروه تأمين نيازهاي مختلف آنان است .درحالي كه يكي ازبحراني ترين مراحل زندگي زنان ، يائسگي مي باشد.
تعيين سن يائسگي تا حدودي دشوار بوده و براساس تخمين حاصل از مطالعات مقطعي ، متوسط آن حدود ۵۰ تا ۵۲ سالگي است. با وجود افزايش اميد به زندگي ، سن شروع يائسگي يا قطع قاعدگي تغيير نكرده وزنان تا حدود ۳۰ سال يا بيشتر ( بيش از يك سوم) عمر را در يائسگي و يا حوالي يائسگي
مي گذرانند. از نظرساختار جمعيتي ، بيشتر از ۵۰درصدجمعيت كشور ايران زير ۲۳ سال و در حدود ۶/۶ درصد جمعيت ، سالمند بوده و تعدادافراد اين قشر در خال فزوني است، بنابر اين هم مشكل كشورهاي جهان سوم ( از نظر جوان بودن جمعيت ) و هم مشكلات ناشي ازرشد سالمندان وجود دارد .(کوستا۱ ،۱۹۸۰)
به نظر مي رسد تعدادعلايم يائسگي بي شمار است اما خوشبختانه هيچ كس همه آنها را تجربه نكرده ، بعضي از زنان اصلاً علايم آشكار ي ندارند. با وجود اين تحمين زده مي شود حدود ۷۵درصد زنان پس از يائسگي علايم حادي را تجربه مي كنند.(فريدمن۲،۲۰۰۰)
بسياري از مردم معتقدند كه استرس و بيماري با يكديگر ارتباط دارند. حق با آنان است. محققان اين اعتقاد را تأييد كرده و براي مثال نشان داده اند كه زماني كه افراد در معرض سطوح بالايي از استرس قرار دارند ، بروز بيماريهاي تنفسي افزايش مي يابد. چرا اينطور است ؟ يك پاسخ محتمل اين است كه استرس، عملكردهاي ايمني را به نوعي سركوب ميكند و فرد را در برابر عفونت بيدفاع ميگذارد. اين توضيح با اين يافته ها هماهنگ است كه افرادي كه در بزاقشان ، ميزان آنتي بادي IgA ـ بخشي از خط اول دفاعي بدن در برابر عفونت تنفسي ـ كم است در مقايسه با كساني كه ميزان IgA در آنها بالاست، بيشتر به بيماريهاي تنفسي مبتلا مي شوند (بهرامي ،۱۳۸۵)
در طي سالهاي اخير بررسي شادکامي توسط روانشناسان و جامعه شناسان افزايش يافته است ، و روانشناسان علاقه مند به حيطه روان شناسي مثبت نگر توجه خود را بر منابع بالقوه احساسهاي مثبت نظير احساس شادکامي معطوف کردند.(اسدي پروا،۱۳۸۴ )
شادکامي عبارت است از مقدار ارزش مثبتي که يک فرد براي خود قائل است. اين سازه دو جنبه دارد ، يکي عامل عاطفي است که نمايانگر تجربه هيجاني شادي ، سرخوشي ، خشنودي و ساير هيجانهاي مثبت هستند و ديگري ارزيابي شناختي رضايت از قلمروهاي مختلف زندگي که بيانگر شادکامي و بهزيستي رواني است ( اندروز و مک کنل۳ ، ۱۹۸۰) . با وجود اين ، شادکامي نشانه فقدان افسردگي نيست بلکه نشان دهنده وجود شماري از حالتهاي شناختي و هيجاني مثبت است ( دينر۴ ، ۱۹۹۹)
هيجانهاي مثبت و منفي از يکديگر متمايز هستند و فرد را براي درجه اي از تعاملهاي برد – باخت يا برد – برد آماده مي سازند( سليگمن۵ ، ۲۰۰۲ ).افراد شاد با ارزنده سازي مهارتهاي خود ، بيشتر با رويدادهاي مثبت همراه مي شوند تا اينکه خود را با رويدادهاي منفي همراه کنند. آنها در تصميم گيريهاي مربوط به آينده زندگي خود بهتر عمل مي کنند ، چون از راهبردهايي نظير جستجوي اطلاعات مرتبط با خطر – امنيت سود مي جويند،به طور کلي انسان به گونه اي تحول مي يابد که برخي از موقعيتها او را شاد مي کنند و پاره اي ديگر ، به تجربه احساس درماندگي در او منجر مي شوند. تفاوتهاي فردي در احساس شادکامي با تفاوت هاي شخصيتي مرتبط اند.
در حاليکه يکي از بحراني ترين مراحل زندگي زنان يائسگي ميباشد مهم ترين چيزي كه يك پزشك مي تواند حول وحوش يائسگي ارايه كند آموزشي است كه زنان به آن نيازمند ند و ميل دارند از انتخاب هاي درماني آگاه شوند . هدف كلي، طولاني كردن دوره اي است كه فرد حداكثر انرژي جسمي و فعاليت بهينه مغزي و اجتماعي دارد ( چنگ۶ ،۲۰۰۳ ) يكي از اهداف بهداشت براي قرن ۲۱، بهبود كيفيت زندگي است و طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني ” كيفيت زندگي ” عبارت است از تصور افراد از موقعيت خود در زندگي با توجه به بافت فرهنگي و سيستم ارزشي كه در آن به سرمي برند، با در نظر گرفتن اهداف، انتظارات، استانداردها و نگراني هايشان ( سازمان بهداشت جهاني۷ ، ۲۰۰۷ ). در مورد زنان يائسه کيفيت زندگي معمولا به جنبه هاي مرتبط با سلامتي در کيفيت زندگي با توجه به مجموعه اي از علائم و بدون در نظر گرفتن عملکرد جسمي ،عاطفي و اجتماعي اشاره دارد،بنا بر اين اغلب اصطلاح کيفيت زندگي به سادگي به مفهوم وجود علائم يائسگي مانند گر گرفتگي ،تعريق شبانه و خشکي واژن اشاره‌ مي‌كند .مطمئنا وجود اين علائم بر کيفيت زندگي زنان موثر است،ضمن انکه توجه همزمان به ساير جنبه هاي کيفيت زندگي مانند وضعيت سلامتي فرد،رضايت مندي از زندگي و عملکرد رواني نيز حائز اهميت ميباشد.(بلومل۸ و همکاران، ۲۰۰۰ )
۲-۱- بيان مسئله
هوش هيجاني با آگاه ساختن انسان از هيجانات گوناگون موجب ميشود كه او به ياري هيجانات نيرومند و فعال سازي آنها ، به شرايط تحميل شده و يا موقعيت هاي اجباري و استرس آميز ، پاسخ هاي جرأت آميز داده، از ساخت وجودي خود دفاع كند . (گلمن۹، ۱۹۹۵) .
طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني ، يائسگي يا منوپوز به معني قطع واقعي قاعدگي به مدت حداقل ۱۲ ماه است كه به علت از دست رفتن فوليكولهاي تخمداني اتفاق مي افتد.
در مورد ارتباط بين كيفيت زندگي و يا ئسگي محققين اختلاف نظر دارند، برخي از مطالعات نشان داده است كه ارتباط مثبتي بين كيفيت زندگي و مراحل مختلف يائسگي وجود دارد. يعني زناني كه فراواني و شدت علائم در آنها بيشتر است كيفيت زندگي پايين تري دارند.(عابد زاده،۱۳۸۸).
براي داشتن زندگي سالم به آگاهيهايي نياز است ـ زندگي سالم فقط به سلامت جسماني ختم نميشود، بلكه داشتن سلامت رواني و روابط مثبت انساني هم ضروري است . سلامت جسم شامل تغذيه مناسب، فعاليتهاي بدني و ورزش ، ترك سيگار و هورمون درماني است . همچنين در دوران يائسگي لازم است براي اطمينان از سلامت پستانها، توسط پزشك معاينه صورت گيرد و نيز براي كاهش مشكلات ايجاد شده در دوران يائسگي نياز به مشاوره با پزشك است.
در مورد سلامت رواني، برداشت مثبت از زندگي، موضوع اصلي در سلامت رواني است . همچنين داشتن روابط انساني ،‌ايجاد شرايط مناسب بين فعاليتهاي كاري و شخصي ، كنترل شخصي و كنترل هيجانات ، انجام تمرينات آرامش بخش و ايجاد توازن بين كارهاي روزمره داراي اهميت زيادي است.
كيفيت زندگي مفهومي كلي مي باشدکه نه تنها شامل همه جنبه هاي زندگي مانند اجتماعي فيزيكي، عاطفي و معنوي است (دونگان و پاتز، ۱۹۹۰ به نقل از گلمن، ۲۰۰۱) ، به علاوه بر نيازهاي فردي از قبيل اميال و آرزوها، هنجارهاي فرهنگي و اجتماعي نيز توجه دارد. منشأ اندازه گيري كيفيت زندگي را ميتوان در كار ثرندايك (۱۹۳۹) ملاحظه نمود. در ابتدا رويكرد شاخصهاي اجتماعي با اين فرض كه تأثير معني داري بر كيفيت زندگي افراد دارد مورد پذيرش بوده (کمپل،۱۹۷۶نقل ازيئو۱۰ ، ۲۰۰۴) . اما بعدها ثابت شد كه شاخصهاي اجتماعي براي اندازه گيري كيفيت زندگي كافي نمي باشد و اعتقاد روزافزون بر آن شد كه اكثر تأمين كننده هاي كيفيت زندگي، بيشتر جنبه روانشناختي دارند تا اقتصادي و جمعيت شناختي( يئو، ۲۰۰۴) پس از آن رويكرد ، دو جريان ظهور نمود (باكرو اينتا گلياتا۱۹۸۱،به نقل از جاکوب۱۱،۲۰۰۰) جريان اول ارزيابي كلي از بهزيستي ، مسرور بودن يا رضايتمندي را به عنوان معيار كيفيت زندگي موردنظر قرار دادند.
جريان دوم به طور تجربي، زمينه هاي خاص زندگي را شناسايي كرده و واكنش فرد را نسبت به اين زمينه ها ارزيابي مي کند.(جاکوب، ۲۰۰۰)
به اعتقاد آرجيل۱۲ و همكاران( ۱۹۹۱) شادكامي سه جزء اساسي دارد. هيجان مثبت، رضايت از زندگي و نبود هيجانات منفي از جمله افسردگي و اضطراب . آرجيل و همكارانش(۱۹۹۱) دريافتند كه روابط مثبت با ديگران، هدفمند بودن زندگي، رشد شخصيتي ، دوست داشتن ديگران و زندگي از اجزاء شادكامي هستند. شوارتز۱۳ (۱۹۹۰) معتقد است كه افراد شادكام كساني هستند كه در پردازش اطلاعات در جهت خوشبيني و خوشحالي سوگيري دارند. يعني اطلاعات را به گونه اي پردازش و تفسير مي كنند كه به خوشحالي آنها منجر ميشود.
با توجه به موارد فوق مشخص ميشود كه بسياري از متغيرهاي روان شناختي كه ارتباط آنها با عملكرد نظام ايمني روشن شده است جزئي از شادكامي تلقي مي شوند. و نيز پژوهشها ارتباط معني دار شادكامي با سلامت جسماني را نشان داده اند پس به طور منطقي ميتوان استدلال كرد كه افرادي كه به سلامت جسمي خود اهميت ميدهند و در اقدامات مرتبط با مصون سازي كوشا هستند از شادكامي بيشتري برخوردارند.
لذا محقق در اين تحقيق به بررسي اثر بخشي آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس بر كيفيت زندگي زنان يائسه پرداخته است. بدين سبب به طرح سوالهاي كلي وفرعي به شرح ذيل برآمده است:
سوالات تحقيق:
سوال کلي اول
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوالهاي مربوط به شاخصهاي كيفيت زندگي
سوال کلي شاخص اول (بعد روانشناختي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله بااسترس موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوالات فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص دوم (روابط اجتماعي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
سوالات فرعي:
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص سوم (حيطه محيط و وضعيت زندگي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوالات فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه
مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي دوم
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
سوالهاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود؟
سوالات مربوط به شاخصهاي شادكامي
سوال کلي شاخص اول (رضايت از زندگي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص دوم (حرمت خود):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه
مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص سوم (بهزيستي فاعلي):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
سوال هاي فرعي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص چهارم (رضايت خاطر):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه
مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف- آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود؟
سوال کلي شاخص پنجم (خلق مثبت):
آياآموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه
مي شود؟
سوال هاي فرعي
الف -آياآموزش هوش هيجاني موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود؟
ب- آياآموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود؟
ج- آياآموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود؟
۳-۱- اهميت و ضرورت تحقيق
علاقه به هوش هيجاني تا اندازه اي نشان دهندة آن است كه تفاوتهاي فردي در پردازش اطلاعات هيجاني / عاطفي احتمالاً موفقيت در زندگي را پيش بيني مي كند (سالوي۱۴ و مه ير، ۱۹۹۰ ، گلمن،
۱۹۹۵ ) هوش هيجاني به منزلة توانايي تشخيص ، پردازش و مديريت هيجانهاي خود و ديگران تعريف مي شود.
مفهوم هوش از جمله مفاهيم انتزاعي و مجردي است كه ارائه تعريف جامعي از آن به راحتي ميسر نيست. زيرا يك سازه فرضي است نه يك خصلت عصب شناختي آدمي ، به عبارت ديگر هوش يك مفهوم ساختگي است كه روانشناسان آن را براي سهولت ارتباط ابداع كردهاند.
بحرانهاي زندگي از جمله يائسگي ميتواند سلامت زنان را تحت تاثير قرار دهدو براي همه به يک شکل تعريف و احساس نميشود.وضعيت روحي_رواني،سلامت عاطفيو زمينه فرهنگي و اجتماعي فرد در ان دخيل ميباشد.
متخصصان بهداشت رواني بر اين باورند که واکنش افراد در برابر رويدادهاي استرس اميز و نيز ميزان فشارزايي رويدادها تحت تاثير عوامل گوناگون اجتماعي و فردي است.برخي از ويژگيهاي افراد نسبتا مقاوم در برابر رويدادهاي استرس زاي زندگي عبارتند ازسرسختي،اميدواري وخوش بيني(لازاروس و فولكمن،۱۹۸۴)۱۵٫اهميت و ضرورت اين پژوهش از اين نظر است که زنان که بخش بزرگي از جامعه را به خود اختصاص ميدهند و سلامت انها ضامن سلامت خانواده وجامعه است و يائسگي منجر به پيامدهاي جسماني،رواني و اجتماعي براي انان ميشود لذا بهره گيري از نتايج چنين مطالعاتي در ارتقائ سلامت انان موثر واقع شده و به انها کمک ميکند تا ميانسالي را با حفظ سلامت جسماني و رواني طي کرده و در سالهاي بعد نيز سالمندان مولدي ،براي جامعه خود باشند.
۴-۱- اهداف تحقيق
هر انساني در زندگي روزمره خود درمعرض انواع فشارهاي رواني قرار مي گيرد كه اين فشارها بهداشت رواني و جسمي اورا تهديد مي كند اما آنچه دراين ميان فوق العاده مهم است. نحوه مقابله و كنار آمدن فرد با استرس است .
بررسيهاي طولي نشان مي دهند که شادکامي بر طول عمر موثر است . مطالعه طولي که توسط اُستير۱۶ ، مارکيدر ، بک و گودوين ، (۲۰۰۰ ) در بيش از دو هزار تن از امريکاييهاي مکزيکي تبار بالاتر از ۶۵ سال انجام شد ، نشان داد که ميزان هيجانهاي مثبت تعيين شده در شروع مطالعه ، توانستند پيش بيني کنند که پس از دو سال چه کسي زنده مي ماند ، چه کسي ميميرد وچه کسي دچار ناتواني ويا استقلال در کنش وري خواهد شد.( کار۱۷، ۲۰۰۴ )
يائسگي يك رويداد فيزلوژيك است كه درتمام زنان درفواصل سنين ۵۹-۴۰ سالگي رخ خواهد داد و منجر به پيامدهاي جسماني ، رواني و اجتماعي براي فرد شده، درنتيجه كيفيت زندگي آنان را تحت تأثير قرار مي دهد . با توجه به نتايج متتاقض در تحقيقات قبلي اين مطالعه كه آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در برابر استرس را هدف قرارداده انجام گرفته است
بدين منظور اين پژوهش که يك مطالعه ازمايشي است با اهداف تعيين سطح کيفيت زندگي و تعيين سطح شادکامي در زنان يائسه و نيز تعيين ميزان اثر بخشي اموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس بر کيفيت زندگي و شادکامي اين افراد انجام ميشود.
۵-۱- فرضيه هاي تحقيق :
فرضيه کلي اول
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه‌هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص اول کيفيت زندگي(بعد روانشناختي):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه
مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش بعد روانشناختي کيفيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص دوم كيفيت زندگي (روابط اجتماعي):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش روابط اجتماعي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص سوم كيفيت زندگي (حيطه محيط و وضعيت زندگي):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي

۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش حيطه محيط و وضعيت زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي دوم
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود.
فرضيه فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش شادکامي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص اول شادكامي(رضايت از زندگي):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش رضايت از زندگي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص دوم شادكامي (حرمت خود):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش حرمت خود زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص سوم شادكامي (بهزيستي فاعلي):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش بهزيستي فاعلي زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص چهارم شادكامي (رضايت خاطر):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش رضايت خاطر زنان يائسه مي شود.
فرضيه کلي شاخص پنجم شادكامي (خلق مثبت):
آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود.
فرضيه هاي فرعي
۱- آموزش هوش هيجاني موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود.
۲- آموزش مصون سازي در مقابله با استرس موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود.
۳- آموزش هوش هيجاني در مقايسه با آموزش مصون سازي در مقابله با استرس ، بيشتر موجب افزايش خلق مثبت زنان يائسه مي شود.
۶-۱- تعيين متغيرهاي تحقيق
در تحقيق حاضر آموزش هوش هيجاني و مصون سازي در مقابله با استرس به عنوان متغيرهاي مستقل در نظر گرفته شده است و كيفيت زندگي و شادكامي به عنوان متغيرهاي وابسته تعيين شده‌اند.
۷-۱- متغيرها: تعاريف نظري
۱-۷-۱- هوش
در تعريف ژان پياژه هوش يک نوع سازش و انطباق است (پياژه۱۳۷۸روانشناسي هوش، ترجمه ربِّاني) همچنين هوش عبارتست از حالت تعادلي که کليه استعدادهاي سازشي پي در پي از نوع حسي و حرکتي و نيروهاي شناختي و اکتسابي و همچنين کليه تبادلات جزيي و انطباقي که بين جسم و محيط صورت مي گيرد بدان گرايش دارد.
کاپلارد هوش را که به مثابه فونسيون و عمل ذهني به منظور سازش با موقعيت جديد مي باشد در مقابل عادت و غريزه يعني سازش با موقعيت هايي که مداوم تکرار مي شود قرار مي دهد. اينکه فرد در برابر موقعيت هاي تازه و غير مترقبه و پيش بيني نشده چه واکنشي از خود نشان مي دهد. نتيجه هوش اوست.ازنظر کاپلارد واشترن هوش نوعي تطابق ذهني با مقتضيات و موقعيت هاي جديد است .
۲-۷-۱- هيجان:
در فرهنگ لغت انگليسي آکسفورد هيجان عبارت است از تحريک يا اغتشاش در ذهن ، احساس عاطفي و هر حالت ذهني قدرتمند ياتهييج شده.
۳-۷-۱- هوش هيجاني:
هوش هيجاني يک مفهوم گسترده است که شامل مهارت هاي فردي و حالات دروني مي باشد و به مجموعه مهارتهاي درون فردي و برون فردي اطلاق مي گردد. هوش هيجاني را مي توان آگاهي از هيجانات و چگونگي تأثير پذيري از هيجانات ديگر ، بروز احساسات ، مديريت هيجانات و عواطف ، همدلي و خود آگاهي و چگونگي اداره ارتباطات بين فردي دانست . ( گلمن ، ۱۹۹۵ ، )
۴-۷-۱- استرس :
وير۱۸(۲۰۰۰)؛ معتقد است كه استرس عبارت است از “يك حالت تنش روان شناختي كه بوسيله انواع نيروها يا فشارهاي جسماني ، رواني ، اجتماعي و حاصل مي‎گردد”.
۵-۷-۱- كيفيت زندگي:
“كيفيت زندگي ” عبارت است از تصور افراد از موقعيت خود در زندگي با توجه به بافت فرهنگي و سيستم ارزشي كه در آن به سرمي برند، با در نظر گرفتن اهداف، انتظارات، استانداردها و نگراني هايشان ( سازمان بهداشت جهاني ، ۲۰۰۷ )
۶-۷-۱- شادکامي:
شادکامي عبارت است از مقدار ارزش مثبتي که يک فرد براي خود قائل است .(وين هوون۱۹ ، ۱۹۹۷ )
۷-۷-۱- يائسگي:
يائسگي يا منوپوز به معني قطع واقعي قاعدگي به مدت حداقل ۱۲ ماه است كه به علت از دست رفتن فوليكولهاي تخمداني اتفاق مي افتد.( سازمان بهداشت جهاني۲۰)
۸-۷-۱- شيوه هاي مقابله اي :
تلاش در جهت بكارگيري روش هاي شناختي – رفتاري در كنترل استرس و پاسخ به آن درافراد مختلف است .
۸-۱- تعاريف عملياتي :
۱-۸-۱- شادکامي :
عبارت است از نمره اي كه زنان يائسه مراجعه كننده به موسسه راهيان سلامت در پرسشنامه آکسفورد كسب كرده اند.
۲-۸-۱- آموزش مقابله اي :
عبارت از شيوه هاي آموزشي بكارگرفته شده توسط محقق در طي۸ جلسه ۹۰ دقيقه اي آموزش حضوري با استفاده از بسته هاي آموزشي مصون سازي در مقابله با استرس مايکن بام به مراجعان آموزش داده است ..
۳-۸-۱- آموزش هوش هيجاني:
طي ۸ جلسه آموزشي ۹۰ دقيقه اي با استفاده از بسته آموزشي هوش هيجاني به زنان يائسه آموزش داده شد.
۴-۸-۱- كيفيت زندگي:
عبارت است از نمره اي كه زنان مراجعه كننده به موسسه راهيان سلامت چه درمرحله اول و در نهايت در پايان دوره آموزش هاي هوش هيجاني و مقابله با استرس از آزمون كيفيت زندگي كسب نموده اند.
۱-۲- مقدمه :
تصور ما از اهميت هيجانات يا اهميت تفکر در نظريه هاي گونان اين وسوسه را ايجاد مي کند که نظريه اي وجود داشته باشد که بتواند انسان و زندگي را بدون يک بخش از وجود او اعم از شناخت ، هيجان و يا رفتار در نظرگرفته باشد و حيات رواني او را بر اساس فرضيه هاي يک بعدي تبيين کند . اما واقعيت اين است که به جز نظريه هاي بسيار افراطي – که به ميزان شدت افراطي بودنشان محدوديت هم دارند- هيچ نظريه اي نتوانسته است و يا بهتربگوييم نخواسته است که انسان را که يک موجود ماهيتاَ چند بعدي است با يک بعد معرفي کند و همه حيات رواني ، جسماني او را با يک بعد قابل توضيح و تفسير بداند. لذا يک حرکت رفت و برگشتي حلزوني اصلاح شونده را در حرکت نظريه ها مشاهده مي کنيم . به هر ترتيب لازم است اين مطلب را مورد توجه قرار دهيم که نظريه هوش هيجاني به هيچ وجه يک نظريه غير شناختي محسوب نمي شود. ( خسرو جاويد،۱۳۸۱ )‌
همچنانکه ماير و سالووي اعلام مي کنند ، هوش هيجاني نظريه اي است که در بيان مؤلفه هاي خود ابتدائاَ به شناخت هيجانات اشاره مي کند و بعد به ادراک که يک فعاليت شناختي است . گلمن در تعريف آموزش مؤلفه هاي هوش هيجاني مي گويد : خط به خط اين مولفه ها آموزش خود شناسي مي باشد . اما اين نوع خودآگاهي يک برانگيختگي در نئوکرتکس به ويژه مناطق زبان است به طوري که احساسات برانگيخته شده را مورد شناسايي قرار داده و نامگذاري کند و در بحبوحه احساسات بر آشفته به خود انديشي ادامه دهد.( خسرو جاويد،۱۳۸۱)‌
تعريفي که گلمن براي خود آگاهي در نظرگرفته است چنين است : درک عميق و روشن از احساسات ، هيجانات ، نقاط ضعف و قوت ، نياز ها و سائق هاي خود .
گلمن درباره يادگيري هوش هيجاني مي گويد : شيوه يادگيري از طريق الگو گيري ، تمرين و تکرار و باز خورد مي باشد . به قول بار – اُن اينجا مدل ، مفهومي منطقي نيست بلکه مدلي است که شامل تربيت کردن ، نقش بازي کردن ، توجه به بازخوردهاي رفتار ها است و در کل بهترين شيوه پرورش هوش هيجاني ، ايجاد يک تصوير دقيق از نقاط ضعف و قوت خويش مي باشد . همه روان شناسان به دنبال مهارت و سلامت انسان هستند . فرويد۲۱(۱۹۲۳) براي تبيين مشکلات رواني و بعضاَ مشکلات جهاني انسان ترس از آگاه شدن را مايه اضطراب انسان دانست و مازلو اين کشف را بزرگترين کشف فرويد ناميد . انسان هميشه از اينکه بداند در درونش چه مي گذرد ، چه احساساتي دارد و چه انگيزه هاي واقعي براي رفتارهاي خود دارد ، فرار مي کند . او براي فرار دچار يک دور باطل مي شود که لاجرم منجر به بيماريش مي شود ، به اين خاطر که هميشه بخش مهمي از انرژي خود را براي پنهان کردن خود واقعي ، از خود آگاهي وارزيابي ديگران صرف مي کند. لذا نمي تواند با همه ظرفيت خود زندگي کند.اگرانسان بتواند از اين دور باطل خارج شود ، طبعاَ به سلامت راه پيدا مي کند و اگر پنهان کاري، فراموشي ، ناهشيار سازي، اتومانيزه شدن و يا هر عنوان ديگري موجب بيماري است، پس آگاهي موجب سلامتي است.
نظريه هاي مختلف اين مطلب را تأييد مي کنند،هر چند اين آگاهي در ديدگاه هاي گوناگون متفاوت است . گروهي آگاهي يافتن به زوايايي از زندگي که به عنوان دلايل پريشاني شناخته شده است را مورد توجه قرار مي دهند . (گلمن،۲۰۰۱به نقل از جعفري کندوان ،۱۳۸۵ )‌

دسته بندی : 22

پاسخ دهید