۳-۲انقلاب اسلامي بمثابه يک گفتمان………………………………………………………………………………………………………….. ۶۶
۳-۳)ارزش هاي بنيادين انقلاب اسلامي………………………………………………………………………………………………………… ۸۰
۳-۴) تأسيس وتداوم نهادهاي جمهوري اسلامي ايران(مُلهم از انقلاب اسلامي) …………………………………………………… ۸۹
۳-۴-۱) در باب گفتمانِ مردم سالاري ديني ازمنظر فرهنگِ جمهوري اسلامي………………………………………………….. ۹۱
۳-۴-۲)مصداق هاي مبيّنِ توجه به قانون گرائي در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران………………………………………۹۴
فصل چهارم: ارزش هاي دنياي مدرن
۴- ۱ مدرنيته بمثابه يک گفتمان ……………………………………………………. …………………………………………………………. ۱۰۱
۴-۲چيستي وچرائي مدرنيته…………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۰۷
۴-۳ بررسي ارزشهاي بنيادين دنياي مدرن …………………………………………………………………………………………………. ۱۱۳
فصل پنجم:بررسي ارتباط مابين گفتمان انقلاب اسلامي وارزش هاي دنياي مدرن
۵-۱)ارتباط ارزش هاي غالب در گفتمان انقلاب اسلامي وارزش هاي دنياي مدرن…………………………………………… ۱۲۸
نتيجه گيري
نتيجه گيري……………………………………………………………………………………………………………………………………………….. ۱۳۹
منابع……………………………………………………………………………………………………………………………………………………………
کتابها……………………………………………………………… ……………………………………………………………………………………… ۱۴۱
مقالات……………………………………………….. ……………………………………………….. ………………………………………………. ۱۴۴
منابع لاتين ……………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۴۷
چکيده انگليسي……………………………………………………………………………………………………………………………………… ۱۴۸
چکيده
با توجه به اهميت داشتن ابعاد نظري وجامعه شناختي،انقلاب اسلامي ايران در قرن معاصر به عنوان نوع جديدِ گفتماني از انقلابها در سطح جهان که يک فصل ونوع منحصر به فردي را داراست مورد بحث قرار مي گيرد که اين نقطه متمايز کننده انقلاب ايران با ديگر انقلابهاي دنيا ،تأکيدش بر روي پايه هاي بنيادين دين ومذهب مي باشد.
براي بررسي وکنکاش در باره گفتمان انقلاب اسلامي بايد الزاماً به تحولات سياسي واجتماعي ايران در چند دهه اخير وخصوصاً پس از انقلاب مشروطه تا پيروزي انقلاب اسلامي وبعدآن،بصورت اجمالي ولي مؤثر ودقيق نظر بيفکنيم.وقبل ازآن،بطور مبسوط در يک فصل مجزا به معناي واژه گفتمان از منظر لغوي وساحت معنايي آن از ديدگاه انديشمندان غربي بحث خواهيم نمود وبعداز آن به گفتمان انقلاب اسلامي در چارچوب همان تعريف مصطلح در باب گفتمان توضيح مي دهم.دراين باب گفتمان ها،شعارها وخواست هاي موجود در انقلاب اسلامي از جانب روشنفکران،علما وتوده هاي مردم رابررسي مي نمائيم.
در فصل ديگري درپايان نامه در مورد ارزش هاي دنياي مدرن وبه تعبيري به شرايط موجود درانقلاب صنعتي وارزش هايي که بعد از دوره رنسانس دراروپا پابه عرصه ميدانهاي فکري ونظري گذاشتند،بحث خواهيم نمود. ودر بخش پاياني ونتيجه گيري،با نگاه ورويکرد تحليلي،تلفيقي بين اين دوگفتمان خواهيم پرداخت وسپس تطبيق خواهيم داد که تاچه اندازه اين دوگفتمان بايکديگر مواجه وتضاد ويا بالعکس،داراي نقاط اشتراکي نيز هستند.
دراين پژوهش سعي شده است ،ضمن بازشناسي وتوصيف گفتمانهاي انقلاب اسلامي ايران وارزش هاي دنياي مدرن به کنکاش وتحليل هم در اين باب پرداخته شود.
فصل اول:کليات تحقيق
۱-۱)بيان مساله:
در قرن بيستم ، جهان که با پديده اي بنام عصر مدرن مانوس گشته واروپا وشايد با کمي تسامح بتوان گفت دنيا، به سمت آموزه ها وارزشهاي مدرنيته ميرود در قرن بيستم ميلادي تغييرات قابل توجهي در نوع بينش وزندگي ِمردم به وجود آمد. اين تغييرات در نتيجه پيشرفت‌ها و نوآوري‌هاي فنّي، پزشکي، اجتماعي، نظري و سياسي بود. وانديشمندان وفلاسفه سياسي متعددي در اين قرن که جرقه آن بعد رنسانس زده شد اظهار نظر نموده اند ودر باب مسائل انسان،سياست،جامعه و.. نظريات بديعي داده اند.
و ويژگي هاي بارز قرن بيستم که در آراءونظريات انديشمندان اين دوره فکري کاملا مشهود وهويدا است که داراي چه ارزشهايي مي باشد که از جمله آنها ميتوان به:
۱-رشد فرديت انسان ۲-رشد مسائل علمي وصنعتي،پزشکي و… ۳-اهميت به آزادي انسان ۴-نقد دوران سنت ۵-جدائي دين از دولت ۶- رواج انديشه هاي ليبراليستي
اما نکته مميزه ويا به نوعي که مربوط به گفتمان انقلاب اسلامي را شامل ميشود که اساسا راه جديدي وفصل جديدي از انقلابات را در دنيا به نمايش مي گذارد وبه اين نوع ميتوان گفت حال که عصر مدرن به سمت
جدائي دين از دولت به پيش مي رود اما انقلاب ايران با بُن مايه اسلامي ومذهبي درصدد است که نقش آموزه هاي ديني ومذهبي را در انقلاب به نمايش بگذاردوخواهان حاکميتي است که ساختار وبسترآن برگرفته از آموزه هاي ديني باشد.
انقلاب اسلامي ايران بعنوان موثرترين پديده قرن بيستم آنچنان که مورد پژوهشِ کنش گران عرصه اجتماعي، که اين کنش گران شامل همه انقلابيون فعال اعم از روحانيون،روشنفکران،توده هاي مردمي ،اساتيد دانشگاه و.. مي باشند،حاکي از اهميت وارزش جامعه شناسانه آن مي باشد که در اين پژوهش سعي خواهد شد ارزشهاي مقوم وموجود ونهادين در آن بيان شود و در عين حال با اين فرضيه به پيش خواهيم رفت که انقلاب اسلامي ايران با بن مايه مذهبي در عين حال با بعضي از ارزش هاي عصر مدرن از جمله استبداد ستيزي،افزايش مشارکت مردم،افزايش حقوق شهروندي،سياسي واجتماعي،عدالت فردي واجتماعي ،آزادي وبه نوعي جمهوريت با عصر مدرن هم خواني داشته وانتقال اين مفاهيم را ميتوان نقش روشنفکران فعال در انقلاب دانست.
انقلاب ايران داراي اهداف ومنشا خواست هايي بوده که همه گروه هاي فعال در انقلاب وتوده هاي مردم انتظار داشتند واين موارد به خوبي در شعارها وتظاهرات ها وسخنراني ها ومطالبات انقلابيون مطرح است که با شعار کليدي:استقلال،آزادي،جمهوري اسلامي نمود پيدا ميکند. ودر کنار اين بحث هايي از جمله توجه به عدالت اجتماعي که شکاف ميان فقير وغني در جامعه به کمترين حد خود برسد و در اين زمينه مباحثات زيادي عنوان شده است و يکي از جالب ترين مطالبات مردم وفعالين انقلابي رسيدن به دو اصل مترقي در مبارزات است، که آن آزادي واستقلال است که هيچ کدام قرباني يکديگر نشوند و هر کدام حساسيت واهميت خود را در شعار ها دارند.البته بين خود انقلابيون فعال در ايران بايد به اين نکته اساسي اشاره داشت که واژه هايي ويا بهتر بگوئيم خواستهايي همچون آزادي واستقلال وعدالت اجتماعي داراي تفاسير متعددي در ميان هريک از گروه هاي انقلابي بود . ولي ميتوان گفت که درچارچوب آن در رسيدن به يک نوع تفسير واحد اتفاق نظر داشتند.
آنچه که درباب موضوع وعنوان پايان نامه مي توان نگاشت،اين است که به بررسي گفتمان انقلاب اسلامي ايران به مثابه يک رويکرد علمي که بايد بصورت آگاهانه ودر محيطي آکادميک پرداخته شود،بحث خواهد شد.
در پاسخ ودر تبيين چرائي آن ، ابتدا بايد خود انقلاب اسلامي ايران به عنوان يک پديده جامعه شناسانه ومهم که ميتوان از آن بعنوان موثر ترين پديده هاي اواخر قرن بيستم ياد کرد وارزشهايي که در درون آن نهاددينه شده است مورد بحث قرار گيرد تا بتوان به سوال اساسي پايان نامه که در ادامه آمده است،پاسخي قانع کننده داد.گرچه در علوم انساني نبايد بدنبال يک راه حل ويک نظريه مشخص ومتقن در باب مسائل جامعه شناسانه بود،ولي پاسخ هاي متفاوت به پرسشي واحد امکان مقايسه وانديشدن در باب آن مسئله را افزايش خواهد داد.
آنچه که در اين مدخل متصور ميباشد به نوعي خواهد بود که در بدو امر به کنکاش ومداقه در ساحت معنايي واژه گفتمان بصورت خلاصه پرداخته خواهد شدودر ادامه آن به ترکيبي بنام گفتمان انقلاب اسلامي ايران که در مورد انقلاب ۱۳۵۷مردم ايران است پرداخته ميشود ودراين بخش از پايان نامه ميتوان به مواردي همچون:بررسي انقلاب اسلامي ايران در سالهاي منتهي به پيروزي انقلاب پرداخته خواهد شد وبه ارزشهاي نهادين درآن توجه ويژه خواهد شد .که اساسا چه ارزش هايي در انقلاب سال ۱۳۵۷ ايران وجود داشته است، واين ارزش ها نامبرده خواهند شد و راجع به اين ارزشها توضيح داده ميشود که اساسا خواستگاه ارزشهاي موجود ونهادين در انقلاب اسلامي چيست ومنشاء ونقطه عطف آن چه مي باشد؟
در بخش هاي بعدي آن ميتوان به ارزش هاي دنياي مدرن وبه نوعي مدرنيته غرب توجه داشت که چه ارزش هايي هستند؟
همانطور که از بعد رنسانس وانقلاب صنعتي در اروپا، طليعه ي يک حرکت فکري ويک ظهور علمي در دنياي غرب چه از حيث روش شناسي وچه از لحاظ فلسفيآغاز گشت،واروپايِ بعد رنسانس، شاهد شکوفايي علمي وصنعتي بوده وچيزي بنام دنياي مدرن درغالب مدرنيته نهادينه گشته که خواه وناخواه داري بار معنايي خاصي بوده وحامل ارزشهايي ميباشد که صرف نظر از آنکه داوري نمائيم که مدرنيته يِ حامل اين ارزشها مثبت ميباشد يا منفي،تنها وتنها به بررسي اجمالي وبازشناسي آنها در اين پايان نامه پرداخته ميشود در ادامه سپس در يک چارچوب علمي وساختاري مشخص، به مقايسه وبررسي ارزشهاي دنياي مدرن با انقلاب ايران مي پردازيم که تا چه اندازه اين ارزش ها تطابق داشته است؟
واين سوال اساسي مطرح خواهد شد که آيا ارزشهاي موجود ومقوم در انقلاب اسلامي ايران هم راستا وهم جهت با ارزشهاي دنياي مدرن بوده است؟
پايان نامه در جهت الگوي ساختاري مشخصي در راستاي روش پژوهش وچار چوب هاي تحليلي موجود در دانش سياسي خواهد بود ويکي از الگوهاي متناسب با موضوع در ادامه پايان نامه انتخاب خواهد گشت وطبق الگوي همان چارچوب تحليلي پايان نامه در همان راستا تدوين خواهد گرديد.
در انتها اين پايان نامه ،در راستاي نتيجه گيري علمي درجهت مباحث آکادميک ودر فضاي علمي وبدور از جهت گيري ها واغراض شخصي خواهد بود و در اين پايان نامه سعي وافر خواهد شد تا نظم ساختاري مشخصي در جهت پاسخ به پرسشهاي مطروحه ي موجود در پايان نامه گام برداشته شود.
۱-۲ سوالات پژوهش:
۱-۲-۱) سوال اصلي:
چه ارتباطي ميان گفتمان انقلاب اسلامي ايران وارزشهاي دنياي مدرن وجود دارد؟
۱-۲-۲)سوالات فرعي:
۱-گفتمان چيست؟

۲-گفتمان انقلاب اسلامي حامل چه ارزشهايي مي باشد؟
۳-ارزشهاي دنياي مدرن چه ارزشهايي را شامل ميشود؟
۱-۳ فرضيات پژوهش:
۱-۳-۱)فرضيه اصلي :
در خواسته هايي همچون آزادي ،رفع استبداد وحضور مردم در عرصه هاي تصميم گيري حاکميت که در اصل تفکيک قوا وجمهوريت مي باشد با دنياي مدرن در يک راستا قرار دارد..
۱-۳-۲)فرضيه هاي فرعي :
۱-سابقه واژة ” گفتمان ” در برخي منابع به قرن ۱۴ ميـلادي مي‌رسد، اين واژه فرانسوي به معني گفتگو ، محاوره ، گفتار و به معني طفره رفتن ، از سر باز كردن ، تعلل ورزيدن و … گرفته شده است
۲-هر انقلابي در دنيا حامل ومشمول ارزشها وفضاي گفتماني خاص خود است که انقلاب ايران هم مستثني نميباشد وبصورت خلاصه ميتوان گفت ارزشهايي همچون:آزادي،عدالت،جمهوريت در کنار اسلاميت ،استقلال و..
۳-انچه که مدنظر است فضا وگفتماني از دنياي مدرن ويا به تعبيري عصر مدرن است که بعد از رنسانس طليعه آن ظهور يافت ويقينا داري ارزشهايي بود که از جمله آن ميتوان به مکتب فکري ليبراليسم،سکولاريسم،وارزشهايي همچون عدالت اجتماعي و… اشاره نمود.
۱-۴ ادبيات پژوهشي:
۱-۴-۱) کتابها:
در مورد موضوع پژوهش حاظر ميتوان گفت که مطالب کمي وجود دارد ،حداقل با قاطعيت ميتوان گفت که کتابي که بتوان با نگاه تطببيقي وتحليلي يافت که ارزشهاي انقلاب اسلامي ايران وارزشهاي دنياي مدرن را بررسي کرده باشد ، معدود وکم است.
در مورد خود انقلاب کتابهاي متعددي در توضيح واژه انقلاب وجود دارند که از جمله ميتوان به کتاب تئوري هاي انقلاب اثر آلوين استانفورد کوهن به ترجمه عليرضا طيب اشاره کرد که در صفحه ۳۶ آن خود واژه انقلاب را تعريف وتبيين مي نمايد يا در کتابي ديگر با عنوان انقلاب وبسيج سياسي به نوشته حسين بشيريه اينطور انقلاب را تعريف مي نمايد که :انقلاب تحول سياسي پيچيده اي است که در طي آن حکومت مستقر به دلائل توانايي اجبار واعمال زور را از دست مي دهد وگروه هاي گوناگون اجتماعي وسياسي به مبارزه بر مي خيزند تا قدرت سياسي را قبضه کنند.
يا در کتاب ديگري با نام توسعه وتضاد به نوشته فرامرز رفيع پور اينگونه فضاي انقلاب را از نظر ساحت معنايي ارائه مي کند که عموما انقلاب داري عناصر زير هستند:
۱-نابودي ساختار سياسي،اقتصادي، اجتماعي
۲-استفاده از عامل قهري(زور)۳-با مشارکت اساسي و وسيع توده مردمي،وبالاخص قشر پائين
اما در مورد خود انقلاب اسلامي کتاب هايي از جمله انقلاب ايران وبازتاب جهاني آن به قلم اسپوزيتو۱ وکتاب ديگري توسط ميشل فوکو۲ که خود چند بار در بحبوحه انقلاب به ايران آمد وکتابي با عنوان ايراني هاچه رويايي در سر دارند؟ از او به چاپ رسيد و در مورد ريشه هاي انقلاب وخواست هاي گروه هاي فعال وتوده هاي مردم ميتوان به کتاب ريشه هاي انقلاب اسلامي ايران به نوشته صادق زيبا کلام پرداخت که عمدتاً او خواست اساسي ومحل چالش اصلي را در استبداد سياسي حاکم در زمان پهلوي دانسته است وبه اين مهم، نگاهِ ويژه اي دارد.
“ارنستولاكلاو۳″و “شانتال موفه”۴دركتاب “هژموني وراهبردسوسياليستي(۱۹۸۵)،گفتمان را مجموعه اي معني دارازعلائم ونشانه ها ي زبانشناختي وفرا زبانشناختي تعريف مي كنند .درنزدآنان گفتمان صرفاًتركيبي ازگفتارونوشتارنبوده بلكه اين دوخود اجزاي دروني كليت گفتمان فرض مي شوند وگفتمان هم دربرگيرنده بعدمادي وهم مزين به بعدنظري است.حميد عضدانلو در کتاب “گفتمان و جامعه” ،بر اين عقيده است که اگر نويسنده اي قصد دارد تا ارتباطات ناشي از زبان را که چه از طريق کلمات و واژه ها و چه از طريق علايم و کنايه ها و رموز غير کلامي ايجاد ميشود؛ دريافته و به خصلت آنها پي ببرد؛ گفتمان ابزار مناسبي در اختيار اوست. به عبارت ديگر، گفتمان، زبان را در حدي فراتر از جمله، و در کليت خويش که همان ” متن” است؛ تبيين و موشکافي ميکند.درکتابي با عنوان چالشهاي دين ومدرنيته به قلم سيدحسين سراج زاده ميتوان اشاره داشت که مباحثي از جمله سازگارييا ناسازگاري دين ودموکراسي،کهآنرا در ساحت يک مفهوم ونظريه بررسي نموده است.
ولي در مجموع منبع مشخص ومتقن ومبيّني که بخواهد نگاه تطبيقي به اين دو داشته باشد کم بوده ويا،يافت نمي شود.
۱-۴-۲) مقالات:
اما در مورد خود گفتمان انقلاب اسلامي مقالات زيادي انتشار يافته است که ميتوان از مقاله: مصطفي کواکبيان با عنوان”گفتمان آزادي ومردم سالاري در انقلاب اسلامي ايران” که با نظم مخصوص و جزئي نگر ودقيق به بحث آزادي در شعارها وخواست هاي توده هاي مردم ومطالبات گروه هاي فعال يا به تعبيري انقلابيون مي پردازد ونقش روحانيون فعال در انقلاب که درباب تاييديا تشريح آزادي سخن گفته اند ذکر مي نمايد وبصورت متقن ودقيق به بُعد انقلاب نظر دارد وحتي آثار شعارهاي اساسي انقلابيون را درمتن قانون اساسي بررسي مي کند واين مقاله بيشتر بر روي ارزش آزادي در انقلاب اسلامي نظر دارد وبه تشريح وتبيين آن مي پردازد.
در جاي ديگر مهدي مطهرنيا در مقاله اي با عنوان”مقدمه اي بر تحليل:ادبيات گفتماني انقلاب اسلامي” به خود واژه گفتمان از نظر ساحت معنايي و يک روش پژوهش که وارد ادبيات سياسي ايران ودر مورد پديده انقلاب اسلامي بکار مي رود مطالبي را عنوان مي نمايد. وبه نوعي در حوزه تحليل انقلاب اسلامي در قالب گفتمان ونظريه مي پردازدو در مقاله ديگري با عنوان:”مولفه هاي گفتمان سياسي انقلاب اسلامي” نوشته حجت اله ايوبي است.که به مولفه هاي سياسي ومقوم وموجود در انقلاب ايران ازجمله سست کردن وشکستن نظام پاترمونياليستي وسست نمودن آن است و جايگيزيني آن با حکومتي که مولفه هايي همچون مردم گرائي ديني،استقلال،مباررزه با طاغوت ، برابري ومساوت و… اشاره دارد.فرهنگ رجايي در مقاله اي با عنوان”ايدئولوژي و جهان بيني ايراني: صدور انقلاب فرهنگي ايران”وي ويژگي هاي انقلاب را در چهار محور معرفي مي نمايد:
الف. آرمان گرايي: آرمان گرايي را ناشي از تأثير عرفان اسلامي و خصلتهاي آرمان گرايانه تفكر سياسي-اجتماعي در دو سده گذشته مي پندارد.
ب.جهان شمولي: اسلام ديني است كه خواستار سعادت بشر بوده و براي نيل به هدف مهمش نيازمند ايجاد يك انقلاب اجتماعي است. البته چنين رويداد مهمي اتفاق نمي افتد، مگر اينكه افراد جامعه از درون دچار انقلاب شوند.
ج.مردمي بودن: از ديدگاه رجايي، علماي شيعه با توجه به اينكه در طول تاريخ در اقليت بوده اند و معمولاً تعامل سلبي با حاكمان داشته اند، به اتكاي به مردم روي آورده اند و با استفاده از مسئله شهادت حسين بن علي (ع) صورت قابل ملاحظه اي موفق به بسيج توده ها شده اند.
د.ايراني گرائي: روحيه عدال تجويانه ايرانيان و پادشاهان باستاني آن، به قرن ششم قبل از ميلاد برم يگردد و يكسان انگاري نظام امامت و پادشاهي آرماني نزد آريايي هاي قديم در فلات ايران سبب تأثيرپذيري انقلاب ايران از فرهنگ سياسي ايراني شده است.
در مقاله ديگري باعنوان”تبلور آرمانهاي پايه گذاران انقلاب در قانون اساسي”به نوشته عماد افروغ وعلي محمد صادقي به اين سرفصل کلي اشاره دارد که گروه هاي متعدد وفعال موجود در قبل پيروزي انقلاب رابررسي مينمايد وبه ۴ گفتمان ميرسد با نام هاي:
۱-گفتمان اسلام مبارز ۲-گفتمان اسلام راديکال ۳-گفتمان اسلام ليبرال ۴-بين گفتماني
که در مورد هرکدام از اين گفتمانها به تبيين وتشريح مواضع رهبران فکري اين جريان ها که در انقلاب فعال بودند مي پردازد
داريوش آشوري در مقاله اي تحت عنوان ” نظريه غرب زدگي و بحران تفکر در ايران” در نشريه ي ايران نامه ،براي اولين بار در ايران واژه گفتمان را ابداع و معرفي گرديده است.
اما در مورد ارزش هاي دنياي مدرن ميتوان به کتاب ومقالات زيادي در اين زمينه ارجاع داد از جمله آنها ميتوان به: کتاب ليبراليسم ومحافظه کاري به قلم حسين بشيريه پرداخت که در آن بحث خود ليبراليسم بعنوان يک مکتب فکري که دردنياي مدرن وقرن بيستم اهميت ويژه اي دارد بطور مبسوط به آن پرداخته شده وزمينه هاي تاريخي وفکري ليبراليسم را درقرن بيستم بحث نموده ودرکتاب ديگري با عنوان مدرنيته،دموکراسي وروشنفکران به نوشته رامين جهانبگلو که از انديشه تجدد وسياست ودموکراسي در دنياي مدرن مطالبي آورده است باز ميتوان به کتاب تاريخي جامع تري مانند کتاب تاريخ اروپا ،نوشته عباسقلي غفاري فرد اشاره نمود که بصورت مشروح وجامع از قرون وسطي تا نيمه دوم قرن بيستم به تحولات تاريخي وسياسي عصر مدرن پرداخته است.واز مقالات ميتوان به مقاله محمد توحيد فام با عنوان”گفتمان اخلاق وسياست در عصر مدرنيته وپسا مدرنيته”اشاره کردکه بيشتر به مسئله نوشدن وتجدد وفرديت انسان ودموکراتيک تر شدن دولتها اشاره دارد اما جداي از اين رشد هاي علمي وفناوري به آن بخش از روح انساني هم توجه کرده وبه نوعي مدرنيته را قابل نقد دانسته است.
.
۱-۵) اهميت وضرورت تحقيق:
باتوجه به مباحث جامعه شناسي وعلوم انساني ،هميشه يک بحث ثابت ومتقن مي باشد که در علوم انساني که با پديده هاي انتزاعي وگاهاً عيني سروکار دارد حتي پس از سالهاي سال از يک پديده گذرميکنيم ولي ارزش آن پديده در ساختار تحليلي وجامعه شناسانه تازگي وماندگاري خواهد داشت وبه کشف زواياي جديدي از آن پديده منجر خواهد گشت.اگر بخواهيم علمي تر بگوئيم از زماني که کارل پوپر۵ انديشمند و فليلسوف اتريش-انگليسي معتقد است که:علم کامل و تکامل ناپذير وجود ندارد. او برخلاف نظريات پوزيتيويست ها، معتقد است، رشد علم در تاييد و اثبات نظريات نيست، بلکه محصول نقد آنها و تجديدنظر در آنهاست. در انديشه پوپر، علم از نقد و ابطال حاصل مي شود. از همين رو ميتوان انقلاب اسلامي ايران را که در سالهاي پيش اتفاق افتاده ويقينا يکي از موثرترين پديده هاي سياسي وجامعه شناسي قرن بيستم محسوب ميگردد،با نگاهي علمي،آکادميک وتطبيقي نگريست تا زواياي جديدي از آن شناسايي ومعرفي گردد.عموما انقلابها از پديده هاي جذاب عرصه جامعه شناسي وعلوم سياسي مي باشند که حتي پس از چنديدن سال قابليت پژوهش وبررسي را دارند.وحال آنکه انقلاب ايران با کار ويژه ها ومولفه هايي که داشته،ميتواند پديده اي با قابليت تحقيقاتي بالا داشته باشد.
۱-۶ اهداف مشخص پژوهش:
۱-۶-۱) اهداف کلي تحقيق:
اهداف کلي وآرماني که ميتوان براي پژوهش حاظر ارائه نمود،بدين صورت خواهد بود که يکي از کليدي ترين اهداف نگاه علمي،آکادميک ودقيق ومتقن به موضوع مذکور مي باشد که با اين نگاه حتما ظواهر جديد وناشناخته اي از جنبه هاي موضوع مورد پژوهش بازشناسايي خواهد شد وبه انتشار خواهد رسيد.
بحث بعدي يا هدف ديگر نگاه تطبيقي دو پديده که در زماني اتفاق افتاده اند که دنيا به سمت دنياي مدرن ميرفت وبررسي گفتمان انقلاب اسلامي ايران خواهد بود که تا چه اندازه با ارزشهاي دنياي مدرن در ارتباط بوده است.
۱-۶-۲) اهداف جزئي پژوهش:
بررسي نقش خود واژه گفتمان در فضاي انقلاب اسلامي ايران خواهد بود که اين گفتمان واين فضاي مذکور ونامبرده شده داراي چه ارزش هايي مي باشد. ودرعين حال بررسي ارزشهاي دنياي مدرن خواهد بود که کدامين ارزشهاي دنياي مدرن با انقلاب اسلامي ايران هم خواني يا ارتباط دارد.
وهدف ديگري که ميتوان به آن اشاره کرد نتيجه گيري تحليلي وپاسخي قانع کننده به پرسشهاي مطروحه ي موجود در پژوهش خواهد بود.
۱-۷ )خلاصه مراحل پژوهش:
روش پژوهش در علوم انساني معمولا کتابخانه اي مي باشد واين پژوهش هم دربردارنده روش کتابخانه اي خواهد بود و از ابزارهايي همچون فيش برداري وجمع آوري خام داده ها واطلاعات از کتب ومقالات مرتبط با موضوع خواهد بود .
روش تجزيه وتحليل داده ها بصورت توصيفي ودر نتيجه گيري بصورت تحليلي درخواهدآمد. روش پژوهش در اين پايان نامه روش تاريخي- تحليلي ودر يک نگاه کل گرايانه ميتوان به تطبيقي بودن آن هم اشاره داشت. که در اين راستا با گردآوري داده هاي تاريخي مربوط به دو حوزه پژوهش وسپس با استنباط ونتيجه گيري داده ها به راه حلي تطبيقي وتحليلي پرداخته خواهد شد
در اين پايان نامه به سه بخش اصلي پرداخته خواهد شد که در بخش دوم آن به فصول هاي متفاوت ومنتظمي در باب عنوان اصلي خود پايان نامه پرداخته خواهد شد. در بخش اول بحث کليات ومقدمه وچرائي پژوهش حاضر بحث خواهد شد ودر بخش دوم که از محتوا وچارچوب هاي نظري پايان نامه محتوي شده است و در آن به ۴فصل مجزا خواهيم پرداخت که در فصل اول: در باب خود واژه “گفتمان”، از منظرمعنايي ولغوي پرداخته خواهد شد وبه تاريخچه واژه گفتمان پرداخته ميشود ومورد بررسي قرار ميگيرد ودر فصل دوم به گفتمان انقلاب اسلامي که ابتداً به بررسي ماهيت خود انقلاب ايران پرداخته خواهد شد وسپس ارزشهاي نهادين ومقوم در درون انقلاب اسلامي ويا به نوعي گفتمانها وخرده گفتمانها انقلاب اسلامي با توجه به خواست نيروهاي فعال در انقلاب وتوده هاي مردم بررسي خواهد شد ودر ادامه از زاويه ارزش هاي دنياي مدرن که عموما از رنسانس تا به امروز که حامل چند ارزش بنيادين در دنياي مدرن که تجلي آن در غرب مي باشد، مي پردازد وضمن برشمردن آن ارزش هاي معروف، به مداقه وپژوهش وتحليل آنها خواهد پرداخت،اما در فصل چهارم اين پايان نامه که شامل جمه بندي کلي ونگاه تحليلي نگارنده پايان نامه است،آنطور که از نامش بر مي آيد،در ساحت تحليلي آن بر مي آئيم وبا توجه به اينکه در دو فصل پيشين ِ بخش دوم در مورد خود گفتمان ،گفتمان انقلاب اسلامي وارزش هاي دنياي مدرن بحث خواهد شد وبعد از آن مي توان با پشتوانه بررسي هاي سابق، به تحليل ونتيجه گيري رسيد، که تا چه اندازه وبه چه ميزان بين گفتمان انقلاب اسلامي وارزش هاي دنياي مدرن در چه جهاتي قرابت وجود دارد ودر چه جهاتي پارادوکس ومتضاد يکديگر هستند ويا به نوعي با زباني ديگر مي توانيم بگوئيم که خوانش آنها ونوع ارزش هايشان متفاوت مي باشد.وسرانجام کار هم با نتيجه گيري خلاصه،به اتمام خواهد رسيد
۱-۸)تعاريف واژه ها واصطلاحات:
در تحقيق حاظر از واژه هايي استفاده شده است که نياز به تعريف عملياتي بر اساس اهداف تحقيق دارند زيرا واژه ها از ديدگاه هاي متفاوت ودرمورد مصرف گوناگون مي توانند تعاريف نظري وعملياتي متعدد ومتفاوتي پيدا نمايند.
۱-۸-۱) انقلاب اسلامي :
انقلاب ???? ايران در بهمن ماه سال۱۳۵۷ شمسي با مشارکت طبقات مختلف مردم، بازاريان، احزاب سياسي مخالف حکومت پهلوي،روشنفکران، دانشجويان و روحانيون شيعه درايران انجام پذيرفت،ونظام پادشاهي وسلطنتي ساقط گشت وبه دليل رهبريت روحاني شيعه امام خميني(ره) وبن مايه هاوشالوده انقلاب ايران با نام انقلاب اسلامي مشهور گشت.
۱-۸-۲)ارزش ها:
ارزش ،در اصطلاح جامعه شناسي عقايدي است که افراد يا گروه‌هاي انساني درباره آن‌چه مطلوب، مناسب، خوب يا بد است؛ دارند. ارزش‌هاي مختلف نمايانگر جنبه‌هاي اساسي تنوعات در فرهنگ انساني است.ارزش ها معمولا از هنجارها وعادات نشات مي گيرند.به طور کلي به اموري که براي اعضاء گروه اهميت دارند و آرمان مشترک اعضاء گروه تلقي مي‌شوند، ارزش مي گويند.ارزش به صورتي دوگانه در واقعيت وجود دارد: نخست به منزله آرماني متجلي مي‌شود که خواستار پيوستگي است و دعوت به احترام مي‌کند. دوم در اشياء يا رفتارهايي جلوه گر مي‌شود که آن را به شيوه‌اي عيني يا دقيقاً به شيوه سمبليک بيان مي‌کند.
۱-۸-۳)گفتمان:
سابقه واژة ” گفتمان ” در برخي منابع به قرن ۱۴ ميـلادي مي‌رسد، اين واژه فرانسوي ، به معني گفتگو ، محاوره ، گفتار و به معني طفره رفتن ، از سر باز كردن ، تعلل ورزيدن و … گرفته شده است.
۱-۸-۴)دنياي مدرن:
به تعبيري همان عصر مدرن را شامل مي شود که از نظر تاريخي، دوران مدرن با دورهرنسانس آغاز شده و با عصر روشنگري و انقلاب فرانسه و ايده‌آليسم آلماني به عنوان گفتار کليدي غرب تحکيم مي‌شود. از ويژگي‌هاي اين دوران مي توان به اين موارد اشاره نمود:
در اين دوره فرديت اعتلا يافته وسنت نقد ميشود -آگاهي فرد از فرديت خود-جداي دين از دولت-تاکيد برآزادي هاي فردي-همراه با انقلابهاي صنعتي وعلمي است. و از لحاظ مباني مدرنيته وخواستگاه مدرنيته را شامل ميشود.
فصل دوم: در باب گفتمان
۲-۱)در باب گفتمان:
آنچه که در اين پايان نامه مشهود ومبرز است ،نگاه ويژه به واژه “گفتمان”۶مي باشد که با توجه به اين مسئله مي بايست به اصول پايان نامه توجه نمود.در باب گفتمان از چند ساحت وچند بخش مي توان شروع نمود،تا بتوان به تفسير وتحليل موضوع پايان نامه، که همانا بحثِ حاکي از گفتمان انقلاب اسلاميمي باشد،دست يافت.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

درهمه مباحثات جديد در ساحت معنايي ولغوي در باب پديده هاي جامعه شناسي وعلوم سياسي،از واژه پرمعناي،گفتمان،سخن به ميان مي آيد،اما مقصود ومراد از ايراد گفتمان در پايان نامهِ حاضر ،توجه به ساحت معنايي ودقيق علمي ولغوي آن مي باشد که بحث وچارچوب علمي ومستدل آن قابل مشاهده باشد که در يک چارچوب منطقي ونظم متقن به مسائل در پيش روي ما، پاسخي درخور واقناع کننده بيابيم.
“زمينه هاي اجتماعي وکنش هاي غيرگفتماني از عواملي هستند که شرايط لازم رابراي شکل گيري يک گفتمان به وجود مي آورند؛با تکميل عناصر گفتماني وعوامل غيرگفتماني،شبکه ي معنايي از يک صورت بندي دانايي پديدار مي شود.به سخن ميشل فوکو:شبکه معنا از صورت بندي دانايي عمدتا به اين دليل متمايز مي شود که در برگيرنده ي کردارهاي غير گفتماني وگفتماني هردوستو گفتمانها،نهادها،ساخت هاي معماري،قواعد،قوانين،اقدامات اداري،احکام علمي،قضاياي فلسفي،اخلاق،انسان دوستي وغيره را دربر مي گيرد”.(حقدار،۱۱:۱۳۷۸)گفتمان، اصطلاحي است که در زمينه‌ها و رشته‌هاي گوناگوني چون فلسفه، جامعه‌شناسي، انسان‌شناسي و زبان‌شناسي به طور گسترده به کار برده شده‌است و فيلسوفان و نظريه‌پردازان مختلف درباره دامنه، مفهوم، نقش و کارکرد آن، نظريه‌هايي گوناگون، و تا حدي متفاوت، مطرح کرده‌اند و پيرامون آن ديدگاه‌هاي گوناگوني داشته‌اند.گفتمان در سالهاي اخير، در حوزه جامعه شناسي ،علوم سياسي ،مباحثات دانشگاهي وسياسيِ روز،به يک واژه متداول بدل گشته است که از هرحوزه اي بدان استناد مي شود ولي اگر بخواهيم به تبار شناسي واژه گفتمان برسيم،بايد بدين نکته اشاره نمائيم که گفتمان در مغرب زمين ابداع و رواج يافت و در دهه هايي تا امروز مورد استناد واستفاده انديشمندان حوزه علوم اجتماعي قرار مي گرفته است. به موازات آن در دهه ۷۰ در ايران ،نسبت به مسائل سياسي وکنکاش در حوزه هاي اجتماعي از اين واژه به روز، در تعريف وتبيين پديده هاي سياسي واجتماعي،بهره مند شدند.
“توصيف گفتمان بخشي ازيك فرآينداجتماعي است؛تبيين گفتمان رابه عنوان كنش اجتماعي توصيف مي كند ونشان مي دهدكه چگونه ساختارهايِ اجتماعي،گفتمان راتعيّن مي بخشند؛همچنين تبيين نشان مي دهد كه گفتمانهاچه تاثيرات بازتوليدي ميتوانندبرآن ساختارهابگذارند،تاثيراتي كه منجربه حفظ ياتغيير آن ساختارهامي شوند. دانش زمينه اي واسطه ي تعيُن اجتماعي واين تاثيرات است؛به اين معنا كه ساختارهاي اجتماعي به دانش زمينه اي شكل مي دهند .واين يكي شكل دهنده ي گفتمانهاست وگفتمانها دانش زمينه اي راحفظ مي كنندياآنراتغييرمي دهندواين دومي باز به نوبه ي خودحافظ ياتغييردهنده ي ساختارهاست”(يحيايي ايله اي،۱۳۹۰: ۶۴)
مفهوم گفتمان پديده‌اي است چندوجهي و چند معنايي ، كثرت وجوه و كثرت معاني اين پديده به همراه آشفتگي‌هاي مفهومي و خطاهاي معنايي كه توسط نويسندگان آثار پديده آمده از يك‌سو و بداعت مسائل و موضوعات مطروحه در بحث گفتمان از سوي ديگر موجب ابهام در دريافت صحيح معاني و تعاريف آن در جامعه ما شده است. از اين رو در گفتار حاضر سعي كرديم تا ضمن اشاره به معاني و برداشت‌هاي مختلف از مفهوم گفتمان ، منظورمان از گفتمان را در اين پژوهش روشن سازيم. در اين راستا ابتـدا ضمن اشاره به معناي اين واژه و كاربردهاي مختلف آن به ارائه تعريف‌ها و معاني متفاوت و بالاخره به معناي مورد نظرمان از گفتمان در اين پژوهش پرداخته‌ايم با اين اميد كه اين گام مقدماتي مورد استفاده و اصـلاح در مطالعات بعدي قرار بگيرد.
“تحليل‌گران جنبش‌هاي اجتماعي از رهيافت تحليل گفتماني استقبال نموده و در صددند تا تحليل گفتماني را جانشين تئوري بسيج منابع و رهيافت‌هاي آسيب‌شناسانه رفتار جمعي نمايند. در رهيافت تحليل گفتماني ، كنش جمعي۷بعنوان يك سازه اجتماعي۸يا برساخته اجتماعي در نظر گرفته مي‌شود. به عبارت ديگر كنش و گفتمان در يك ارتباط تنگاتنگ قرار دارند و معناسازي توسط گفتمان است كه كنش جمعي را به ارمغان مي‌آورد و متقابلاً تحت خود كنش باز تعريف مي‌شود.”(سمتي،۱۳۷۷)

دسته بندی : 22

پاسخ دهید