۳-۳ – مسائلي پيرامون رسانههاي جمعي۴۹
۳-۳-۱- مفهوم و اهميت رسانههاي جمعي۴۹
۳-۳-۲- کارکردهاي رسانههاي جمعي۵۰
۳-۳-۳- دورهبندي نظريات مربوط به تأثيرات رسانههاي جمعي۵۳
۳-۴- نظريات مربوط به تأثير رسانههاي جمعي بر اعتماد۵۴
۳-۴-۱- پاتنام۵۴
۳-۴-۲- اوسلنر۵۵
۳-۴-۳- زتومکا۵۶
۳-۴-۴- کلمن۵۶
۳-۴-۵- گيدنز۵۷
۳-۵- چارچوب نظري پژوهش۵۷
۳-۶- مدل تحليلي پژوهش۶۶
۳-۷- فرضيات پژوهش۶۷
خلاصه فصل۶۸
فصل چهارم: روش شناسي
مقدمه۷۰
۴-۱- روش پژوهش۷۱

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۴-۲- جامعه ي آماري۷۱
۴-۳- حجم نمونه ي آماري۷۲
۴-۴- روش نمونه گيري۷۳
۴-۵- فرايند گردآوري داده ها۷۴
۴-۶- ابزار پژوهش۷۴
۴-۷- متغيرهاي مستقل، واسط و وابسته پژوهش۷۴
۴-۸- تعريف مفاهيم۷۵
۴-۸-۱- تعاريف نظري مفاهيم۷۵
۴-۸-۱-۱- اعتماد بين شخصي۷۵
۴-۸-۱-۲- اعتماد اجتماعي۷۵
۴-۸-۱-۳- اعتماد نهادي۷۶
۴-۸-۱-۴- مصرف رسانه هاي جمعي۷۶
۴-۸-۱-۵- ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۷۶
۴-۸-۱-۶- هنجار معامله متقابل۷۶
۴-۸-۱-۷- نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۷۷
۴-۸-۱-۸- احساس عدالت۷۷
۴-۸-۱-۹- فرصت طلبي۷۷
۴-۸-۱-۱۰- ويژگي هاي فردي پاسخگويان۷۷
۴-۸-۲- تعريف عملياتي مفاهيم و شاخص ها۷۸
۴-۸-۲-۱- اعتماد بين شخصي۷۸
۴-۸-۲-۲- اعتماد اجتماعي۷۹
۴-۸-۲-۳- اعتماد نهادي۸۰
۴-۸-۲-۴- مصرف رسانه اي۸۱
۴-۸-۲-۵- ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۸۲
۴-۸-۲-۶- هنجار معاملهي متقابل۸۳
۴-۸-۲-۷- نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۸۳
۴-۸-۲-۸- احساس عدالت۸۴
۴-۸-۲-۹- فرصت طلبي۸۶
۴-۸-۲-۱۰- مشخصات فردي يا متغيرهاي زمينه اي۸۷
۴-۹- اعتبار و پايايي ابزار سنجش۸۸
۴-۹-۱- اعتبار پژوهش۸۸
۴-۹-۲- پايايي پژوهش۸۸
۴-۱۰- واحد تحليل۹۰
۴-۱۱- تکنيک هاي تجزيه و تحليل داده ها۹۰
۴-۱۲- استاندارد سازي۹۰
۴-۱۳- تغيير شکل مقياس ها براي معنا کردن حد بالا و پايين مقياس۹۱
خلاصه فصل۹۲
فصل پنجم: توصيف داده ها
مقدمه۹۴
۵-۱- توصيف متغيرهاي زمينه اي۹۵
۵-۱-۱- توزيع پاسخ گويان بر حسب جنسيت۹۵
۵-۱-۲- توزيع پاسخ گويان بر حسب گروه هاي سني۹۶
۵-۱-۳- توزيع پاسخ گويان بر حسب وضعيت تأهل به تفکيک جنسيت۹۷
۵-۱-۴- توزيع پاسخ گويان بر حسب مقطع تحصيلي به تفکيک جنسيت۹۷
۵-۱-۵- توزيع پاسخ گويان بر حسب دانشکده به تفکيک جنسيت ۹۸
۵-۱-۶- توزيع پاسخ گويان بر حسب معدل۹۹
۵-۱-۷- توزيع پاسخگويان بر حسب محل تولد۹۹
۵-۱-۸- توزيع پاسخگويان بر حسب محل سکونت فعلي به تفکيک جنسيت۱۰۰
۵-۱-۹- توزيع پاسخگويان بر حسب پايگاه اقتصادي- اجتماعي والدين۱۰۱
۵-۱-۱۰- توزيع پاسخگويان بر حسب محل سکونتوالدين۱۰۲
۵-۲- توصيف متغيرهاي مستقل۱۰۳
۵-۲-۱- مصرف تلويزيون داخلي ۱۰۳
۵-۲-۲- مصرف تلويزيون ماهواره اي ۱۰۷
۵-۳- توصيف متغيرهاي واسط۱۱۱
۵-۳-۱- ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۱۱۱
۵-۳-۲- هنجار معامله متقابل۱۱۴
۵-۳-۳- نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۱۱۷
۵-۳-۴- احساس عدالت ۱۱۹
۵-۳-۵- ميزان فرصت طلبي۱۲۱
۵-۴- توصيفانواعاعتماد۱۲۳
۵-۴-۱- اعتماد اجتماعي(متغير وابسته)۱۲۳
۵-۴-۲- اعتماد بين شخصي۱۲۶
۵-۴-۳- اعتماد نهادي۱۲۹
خلاصه فصل۱۳۲
فصل ششم: تجزيه و تحليل داده ها
مقدمه۱۳۴
۶-۱- بررسي رابطه بين متغيرهاي زمينه اي با متغيرهاي مستقل، واسط و انواع اعتماد۱۳۵
۶-۱-۱- مقايسه ميانگين ميزان تماشاي تلويزيون برحسب جنسيت۱۳۵
۶-۱-۲- مقايسه ميانگين انواع اعتماد بر حسب جنسيت۱۳۵
۶-۱-۳- مقايسه ميانگين متغيرهاي واسط برحسب جنسيت۱۳۷
۶-۱-۴- رابطه سن و ميزان تماشاي تلويزيون۱۳۸
۶-۱-۵- رابطه سن و انواع اعتماد۱۳۸
۶-۱-۶- رابطه ي سن و متغيرهاي واسط۱۳۹
۶-۱-۷- رابطهي مقطع تحصيلي و ميزان تماشاي تلويزيون۱۳۹
۶-۱-۸- رابطه ي مقطع تحصيلي و انواع اعتماد۱۴۰
۶-۱-۹- رابطهي مقطع تحصيلي و متغيرهاي واسط۱۴۱
۶-۱-۱۰- مقايسه ميانگين ميزان تماشاي تلويزيون برحسب محل سکونت والدين۱۴۲
۶-۱-۱۱- مقايسه ميانگين انواع اعتماد برحسب محل سکونت والدين۱۴۳
۶-۱-۱۲- مقايسه ميانگين متغيرهاي واسط برحسب محل سکونت والدين ۱۴۴
۶-۱-۱۳- رابطه پايگاه اقتصادي- اجتماعي و ميزان تماشاي تلويزيون۱۴۵
۶-۱-۱۴- رابطه پايگاه اقتصادي- اجتماعي و انواع اعتماد۱۴۵
۶-۱-۱۵- رابطه پايگاه اقتصادي- اجتماعي و متغيرهاي واسط۱۴۶
۶-۲- بررسي رابطه متغيرهاي مستقل و واسط با اعتماد نهادي۱۴۷
۶-۲-۱- مقايسه ميانگين اعتماد نهادي بر حسب تماشاي تلويزيون(داخلي/ماهواره اي)۱۴۷

۶-۲-۲- مقايسه ميانگين اعتماد نهادي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون(داخلي/ماهواره اي)۱۴۸
۶-۲-۲-۱- مقايسه ميانگين اعتماد نهادي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون داخلي۱۴۸
۶-۲-۲-۲- مقايسه ميانگين اعتماد نهادي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون ماهواره اي۱۴۹
۶-۲-۳- بررسي رابطه بين ميزان تماشاي تلويزيون(داخلي/ماهواره اي)با اعتماد نهادي۱۴۹
۶-۲-۴- بررسي رابطه متغيرهاي واسط با اعتماد نهادي۱۵۰
۶-۳- آزمون فرضيات۱۵۱
۶-۴- ماتريس همبستگي۱۵۶
۶-۵- تحليل رگرسيوني متغيرهاي پيش بيني کننده اعتماد اجتماعي۱۵۹
۶-۵-۱- تحليل رگرسيوني عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعي۱۵۹
۶-۵-۲- تحليل رگرسيوني عوامل مؤثر بر هنجار معامله متقابل۱۶۳
۶-۵-۳- تحليل رگرسيوني عوامل مؤثر بر نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۱۶۴
۶-۵-۴- تحليل رگرسيوني عوامل مؤثر بر احساس عدالت۱۶۵
۶-۵-۵- تحليل رگرسيوني عوامل مؤثر بر ميزان فرصت طلبي۱۶۶
۶-۵-۶- تحليل رگرسيوني عوامل مؤثر بر ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۱۶۷
۶-۶- تحليل مسير۱۶۸
خلاصه فصل۱۷۱
فصل هفتم: نتيجه گيري
مقدمه۱۷۴
۷-۱- نتايج عمده پژوهش۱۷۴
۷-۲- بحث و نتيجهگيري۱۷۹
۷-۳- ارائه پيشنهادها وراهکارهاي اجرايي و پژوهشي۱۸۵
۷-۳-۱- پيشنهادهاي اجرايي۱۸۵
۷-۳-۲- پيشنهادهاي پژوهشي۱۸۶
فهرست منابع۱۸۷
ضمائم۱۹۷
فهرست جداول
۴-۱- جدول تعداد دانشجويان در جامعه و نمونه آماري به تفکيک دانشکده و جنسيت۷۳
۴-۲- جدول پرسش هاي مربوط به اعتماد بين شخصي۷۸
۴-۳- جدول گويه هاي مربوط به اعتماد اجتماعي۷۹
۴-۴- جدول گويه هاي مربوط به اعتماد نهادي۸۰
۴-۵- جدول پرسش هاي مربوط به مصرف رسانه اي۸۱
۴-۶- جدول پرسش هاي مربوط به ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۸۲
۴-۷- جدول گويه هاي مربوط به هنجار معامله متقابل۸۳
۴-۸- جدول گويه هاي مربوط به نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۸۴
۴-۹- جدول گويه هاي مربوط به احساس عدالت۸۵
۴-۱۰- جدول گويه هاي مربوط به ميزان فرصت طلبي۸۶
۴-۱۱- جدول پرسش هاي مربوط به مشخصات فردي۸۷
۴-۱۲- جدول ضريب آلفاي طيف هاي مورد استفاده در پيش آزمون و همچنين مطالعه نهايي۸۹
۵-۱- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب جنسيت۹۵
۵-۲- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب گروه هاي سني۹۶
۵-۳- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب وضعيت تأهل به تفکيک جنسيت۹۷
۵-۴- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب مقطع تحصيلي به تفکيک جنسيت۹۷
۵-۵- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب دانشکده به تفکيک جنسيت۹۸
۵-۶- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب معدل۹۹
۵-۷- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب محل تولد۹۹
۵-۸- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب محل سکونت فعلي به تفکيک جنسيت۱۰۰
۵-۹- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب پايگاه اقتصادي- اجتماعي والدين۱۰۱
۵-۱۰- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب محل سکونت والدين۱۰۲
۵-۱۱- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب تماشاي تلويزيون داخلي در طول روز۱۰۳
۵-۱۲- جدول توزيع پاسخگويان برحسب مدتزمان تماشاي تلويزيون داخلي در طول روز۱۰۳
۵-۱۳- جدولتوزيع پاسخگويان برحسباولويتبندي برنامه هاي مورد مشاهدهشبکههاي تلويزيوني داخلي۱۰۵
۵-۱۴- جدول توزيع پاسخگويان برحسب مقوله هاي ادغام شده اولويت نخست تماشاي تلويزيون داخلي۱۰۶
۵-۱۵- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب تماشاي تلويزيون ماهواره اي در طول روز۱۰۷
۵-۱۶- جدول توزيع پاسخگويان برحسب مدتزمان تماشاي تلويزيون ماهواره اي در طول روز۱۰۷
۵-۱۷- جدولتوزيع پاسخگويان برحسباولويتبندي برنامههاي مورد مشاهدهشبکههاي تلويزيونيماهوارهاي۱۰۹
۵-۱۸- جدول توزيع پاسخگويان برحسب مقولههاي ادغام شده اولويت نخست تماشاي تلويزيونماهوارهاي۱۱۰
۵-۱۹- جدول توزيع پاسخگويان برحسب پرسشهاي ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۱۱۱
۵-۲۰- جدول توزيع پاسخگويان برحسب ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۱۱۳
۵-۲۱- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب گويه هاي هنجار معامله متقابل۱۱۴
۵-۲۲- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب ميزان هنجار معامله متقابل و ابعاد آن۱۱۶
۵-۲۳- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب گويههاي نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون ۱۱۷
۵-۲۴- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب ميزان نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۱۱۸
۵-۲۵- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب گويه هاي احساس عدالت۱۱۹
۵-۲۶- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب ميزان احساس عدالت و ابعاد آن ۱۲۰
۵-۲۷- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب گويه هاي ميزان فرصت طلبي ۱۲۱
۵-۲۸- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب ميزان فرصت طلبي۱۲۲
۵-۲۹- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب گويه هاي اعتماد اجتماعي۱۲۳
۵-۳۰- جدول توزيع پاسخ گويان بر حسب ميزان اعتماد اجتماعي۱۲۵
۵-۳۱- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب سوالات اعتماد بين شخصي۱۲۶
۵-۳۲- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب ميزان اعتماد بين شخصي و ابعاد آن ۱۲۷
۵-۳۳- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب گويه هاي اعتماد نهادي۱۲۹
۵-۳۴- جدول توزيع پاسخگويان بر حسب ميزان اعتماد نهادي و ابعاد آن۱۳۱
۶-۱- جدول نتايج آزمون معني داري تفاوت ميانگين ميزان تماشاي تلويزيون بر حسب جنسيت۱۳۵
۶-۲- جدول نتايج آزمون معني داري تفاوت ميانگين انواع اعتماد بر حسب جنسيت۱۳۶
۶-۳- جدول نتايج آزمون معني داري تفاوت ميانگين متغيرهاي واسط برحسب جنسيت۱۳۷
۶-۴- جدول نتايج آزمون رابطه سن با ميزان تماشاي تلويزيون۱۳۸
۶-۵- جدول رابطه سن با انواع اعتماد۱۳۸
۶-۶- جدول رابطه سن و متغيرهاي واسط ۱۳۹
۶-۷- جدول نتايج آزمون رابطه مقطع تحصيلي با ميزان تماشاي تلويزيون۱۴۰
۶-۸- جدول نتايج آزمون رابطه مقطع تحصيلي با انواع اعتماد۱۴۰
۶-۹- جدول نتايج آزمون رابطه مقطع تحصيلي با متغيرهاي واسط۱۴۱
۶-۱۰- جدول نتايج آزمون معنيداري تفاوت ميانگين ميزان تماشاي تلويزيون برحسب محل سکونت والدين۱۴۲
۶-۱۱- جدول نتايج آزمون معني داري تفاوت ميانگين انواع اعتماد بر حسب محل سکونت والدين۱۴۳
۶-۱۲- جدول نتايج آزمون معني داري تفاوت ميانگين متغيرهاي واسط برحسب محل سکونت والدين۱۴۴
۶-۱۳- جدول نتايج آزمون رابطه پايگاه اقتصادي- اجتماعي با ميزان تماشاي تلويزيون۱۴۵
۶-۱۴- جدول نتايج آزمون رابطه پايگاه اقتصادي- اجتماعي با انواع اعتماد۱۴۵
۶-۱۵- جدول نتايج آزمون رابطه پايگاه اقتصادي- اجتماعي با متغيرهاي واسط۱۴۶
۶-۱۶- جدول مقايسه ميانگين اعتماد نهادي برحسب تماشاي تلويزيون(داخلي/ماهواره اي)۱۴۷
۶-۱۷- جدول مقايسه ميانگين اعتماد نهادي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون داخلي۱۴۸
۶-۱۸- جدول تفاوت ميانگين اعتماد نهادي بر حسب مقايسه دوبه دوي نوع برنامه هايتلويزيون داخلي۱۴۸
۶-۱۹- جدول مقايسه ميانگين اعتماد نهادي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون ماهواره اي۱۴۹
۶-۲۰- جدول نتايج آزمون رابطه ميزان تماشاي تلويزيون (داخلي/ماهواره اي) با اعتماد نهادي۱۴۹
۶-۲۱- جدول نتايج آزمون رابطه متغيرهاي واسط با اعتماد نهادي۱۵۰
۶-۲۲- جدول مقايسه ميانگين اعتماد اجتماعي بر حسب تماشاي تلويزيون داخلي۱۵۱
۶-۲۳- جدول مقايسه ميانگين اعتماد اجتماعي بر حسب تماشاي تلويزيون ماهواره اي۱۵۱
۶-۲۴- جدول مقايسه ميانگين اعتماد اجتماعي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون داخلي۱۵۲
۶-۲۵- جدول مقايسه ميانگين اعتماد اجتماعي بر حسب انواع برنامه هاي تلويزيون ماهواره اي۱۵۳
۶-۲۶- جدول نتايج آزمون رابطه ميزان تماشاي تلويزيون(داخلي/ماهواره اي) با ميزان اعتماد اجتماعي۱۵۳
۶-۲۷- جدول نتايج آزمون رابطه ميزان تماشاي تلويزيون داخلي با متغيرهاي واسط۱۵۴
۶-۲۸- جدول نتايج آزمون رابطه ميزان تماشاي تلويزيون ماهواره اي با متغيرهاي واسط۱۵۵
۶-۲۹- جدول نتايج آزمون رابطه ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه با ديگر متغيرهاي واسط۱۵۵
۶-۳۰- جدول نتايج آزمون رابطه متغيرهاي واسط با اعتماد اجتماعي۱۵۶
۶-۳۱- جدول ماتريس ضرايب همبستگي ميان متغيرهاي مستقل و واسط با متغير وابسته۱۵۷
۶-۳۲- جدول خلاصه مدل رگرسيون چند متغيره اعتماد اجتماعي۱۵۹
۶-۳۳- جدول ضرايب رگرسيوني مدل تبيين کننده اعتماد اجتماعي۱۵۹
۶-۳۴- جدول خلاصه مدل رگرسيوني چند متغيره هنجار معامله متقابل۱۶۳
۶-۳۵- جدول ضرايب رگرسيوني مدل تبيين کننده هنجار معامله متقابل۱۶۳
۶-۳۶- جدول خلاصه مدل رگرسيوني چند متغيره نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۱۶۴
۶-۳۷- جدول ضرايب رگرسيوني مدل تبيين کننده نگرش مثبت نسبت به اجراي قانون۱۶۴
۶-۳۸- جدول خلاصه مدل رگرسيون چند متغيره احساس عدالت۱۶۵
۶-۳۹- جدول ضرايب رگرسيوني مدل تبيين کننده احساس عدالت۱۶۵
۶-۴۰- جدول خلاصه مدل رگرسيون چند متغيره ميزان فرصت طلبي۱۶۶
۶-۴۱- جدول ضرايب رگرسيوني مدل تبيين کننده ميزان فرصت طلبي۱۶۶
۶-۴۲- جدول خلاصه مدل رگرسيون چند متغيره ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۱۶۷
۶-۴۳- جدول ضرايب رگرسيوني مدل تبيين کننده ميزان فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه۱۶۷
۶-۴۴- جدول ميزان تأثيرمستقيم وغيرمستقيم وکل متغيرهاي مستقل و واسط برمتغير وابسته(اعتماد اجتماعي)۱۷۰
فهرست نمودارها
۳-۱- نمودار مدل تحليلي۶۶
۵-۱- نمودار توزيع درصدي پاسخ گويان بر حسب جنسيت۹۵
۵-۲- نمودار توزيع درصدي پاسخ گويان بر حسب گروه هاي سني۹۶
۵-۳- نمودار توزيع درصدي پاسخگويان بر حسب پايگاه اقتصادي- اجتماعي۱۰۱
۵-۴- نمودار توزيع درصدي پاسخ گويان بر حسب محل سکونت والدين۱۰۲
۵-۵- نمودارتوزيع درصدي پاسخگويان برحسب مدتزمان تماشاي تلويزيون داخلي در طول روز(به دقيقه)۱۰۴
۵-۶- نمودارتوزيعدرصديپاسخگويان برحسب مدتزمانتماشايتلويزيونماهوارهايدرطولروز(به دقيقه)۱۰۸
۵-۷- نمودار توزيع درصدي پاسخ گويان بر حسب ميزان اعتماد اجتماعي۱۲۵
۵-۸- نمودار توزيع درصدي پاسخگويان بر حسب ميزان اعتماد بين شخصي۱۲۸
۵-۹- نمودار توزيع درصدي پاسخگويان بر حسب ميزان اعتماد نهادي۱۳۱
۶-۱- نمودار تحليل مسير۱۶۹
مقدمه
امروزه و در پرتو گسترش پروسه جهاني شدن مدرنيته، بيشتر کشورهاي جهان سوم و از جمله ايران در وضعيت عدم امکان بازگشت تاريخي قرار گرفته اند؛ بدين معنا که نميتوانند به جاي حرکت رو به جلو در اين مسير، بايستند و يا به عقب برگردند. به ويژه اينکه در طول اين سالها، حکومتهاي مختلف در ايران به طور صريح و يا تلويحي مظاهر مادي توسعه و تمدن غربي را پذيرفته و گامهايي هر چند ناقص و توأم با اشکال در جهت گسترش آن برداشته اند که از آن جمله ميتوان به نظام تعليم و تربيت، نظام ارتش، نظام اداري، قانون اساسي، مجلس قانونگذاري، کابينه و… اشاره کرد.
اما آنچه که همگام با اين تحولات مادي بايد مد نظر قرار گيرد، ملزومات فرامادي آنها ميباشد، چرا که هر واقعيت اجتماعي هم داراي جنبه مادي و هم جنبه معنايي (ساير، ۱۳۸۸) است که توسعه نيز از اين قاعده مستثني نميباشد. توجه صرف به راه حلهاي سخت و دستوري و ناديده انگاشتن راه حلهاي نرم و فرهنگي در مسير توسعه کشور بعضاً موجبات عقبگردهايي در آن شده است که جبران آن با توجه به روند سريع تحولات جهاني تقريباً ناممکن ميباشد.
“کارشناسان و صاحبنظران امور اقتصادي و اجتماعي به خوبي به اين نکته واقف اند که برنامههاي توسعه کشور، ديگر نميتوانند فقط به بعد مادي يا رشد کلان اقتصادي توجه داشته باشند؛ زيرا اين روند، در چند دهه گذشته مشکلات اجتماعي و فرهنگي را ناديده گرفته است که در ميانمدت و درازمدت حاصلي جز زيان و در نهايت ايجاد موانع در راه پيشرفت همهجانبه و توسعه پايدار در کشور نخواهد داشت” (تاجبخش و ديگران، ۱۳۸۲: ۱۵۶-۱۵۵).
اعتماد اجتماعي و نيز اعتماد نهادي از جمله مهمترين ملزومات توسعه (اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي) ميباشند امري که در طول اين سالها مورد غفلت واقع شده و حتي گاهي آگاهانه و يا غير آگاهانه موجبات فرسايش آن فراهم گشته است.
انتشار يافتههاي پيمايش ملي ارزشها و نگرشها که در سال ۱۳۸۰ و تحت سرپرستي دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در ۲۸ استان کشور صورت گرفته است، حاکي از نگرش منفي شهروندان کشور نسبت به وضعيت ارزشهاي حاکم بر جامعه است. يگانه ارزش مثبتي که اکثريت مردم به غالب بودنش در جامعه اذعان داشته اند، تلاش و جديت بوده است. به طور حتم، باور به رايج بودن ضد ارزش
هايي نظير دورويي و تظاهر، تقلب و کلاهبرداري، تملق و چاپلوسي و در مقابل، عدم اعتقاد افراد به فرادستي ارزشهايي از قبيل گذشت، انصاف، امانتداري، خيرخواهي و کمک، صداقت و پايبندي به قول و قرار از اين امر حکايت ميکند که اعتماد اجتماعي در سطح نازلي در کشور برقرار است. در زمينه اعتماد به اقشار و اصناف (اعتماد نهادي) نيز به جز معلمان، تقريباً تمامي گروههاي مهم و تأثيرگذار و صاحبنفوذ در جامعه داراي اعتماد کم يا متوسط بوده اند (همان: ۱۶۳-۱۶۱).
علاوه بر اين، توجه به آمار مربوط به جرايمي نظير اختلاس و ارتشا، چک بلامحل، تخلفات رانندگي، و… نشان دهنده کمبود سرمايهاجتماعي در کشور و از جمله اعتماد ميباشد (سياهپوش، ۱۳۸۷: ۱۱۷-۱۱۶).
بدين ترتيب، با توجه به نقش مثبتي که اعتماد خصوصاً نسبت به افراد غريبه و سازمانها و نهادها و اقشار و اصناف در جريان زندگي فردي و جمعي بشر دارد، بررسي عواملي که ميتوانند در افزايش و يا کاهش آن نقش مؤثري را ايفا کنند از اهميت ويژهاي برخوردار ميباشد. برخي از صاحبنظران و پژوهشگران- که از رابرت پاتنام ميتوان به عنوان يکي از شناختهشدهترين آنها ياد کرد- در کنار ساير عوامل، به نقش رسانههاي جمعي نيز در کاهش و يا افزايش اعتماد اجتماعي توجه داشتهاند و بر اين باورند که رسانههاي جمعي
ميتوانند با تغييراتي در جريان عيني و ذهني زندگي افراد سطح اعتماد آنان را تحت تأثير قرار دهند.
همچنين با توجه به نقشي که جوانان و به ويژه دانشجويان هر کشور به عنوان سرمايه انساني آن در روند توسعه خواهند داشت در اين پژوهش بر آن شديم که تأثير رسانههاي جمعي بر اعتماد اجتماعي را در ميان دانشجويان دانشگاه مازندران مورد بررسي قرار دهيم.
پژوهش حاضر شامل هفت فصل ميباشد. در فصل اول (كليات پژوهش)، مسئله اصلي پژوهش، اهميت و ضرورت و همچنين اهداف پژوهش مطرح ميگردند. در فصل دوم (پيشينه تجربي پژوهش)، پژوهشهاي داخلي و خارجي انجام شده كه مرتبط با موضوع تحقيق حاضر ميباشند، مرور ميگردند. فصل سوم (پيشينه نظري پژوهش)، اختصاص به بررسي مفاهيم و نظريات و انتخاب چارچوب نظري و تعيين فرضيات تحقيق دارد. در فصل چهارم (روششناسي)، فرايند روششناختي پژوهش تشريح ميگردد. فصل پنجم (توصيف دادهها)، اختصاص به توصيف متغيرهاي مستقل، واسط و انواع اعتماد دارد. در فصل ششم (تجزيه و تحليل دادهها)، دادههاي حاصل از پژوهش مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته و فرضيات پژوهش نيز مورد آزمون قرار ميگيرند. فصل هفتم (نتيجهگيري) نيز به بحث نظري پيرامون نتايج حاصل از تحقيق و همچنين مقايسه نتايج حاصل از اين پژوهش با تحقيقات انجام شده پيشين اختصاص دارد.
فصـل اول
کليـات پـژوهـش
فصل اول: کليات پژوهش
۱-۱- بيان مسئله
برخي از ويژگيهاي جامعهي معاصر سبب شده که اعتماد۱ اهميت ويژه اي پيدا کند. اول اينکه يکي از ويژگيهاي جامعهي امروز، عدم يقين و عدم قطعيت است. به تعبير لوهمان۲، ما در دورهاي زندگي ميکنيم که ميزان وابستگي آيندهي جامعه به تصميمگيري، افزايش يافته است. ما ديگر در جامعهي مبتني بر تقدير نيستيم بلکه در جامعهي مبتني بر کنش هدفمند انساني، زندگي ميکنيم. براي اينکه با آينده برخورد فعالانه و سازنده داشته باشيم، نياز به اعتماد داريم.
دوم اينکه، جهان ما به شدت به هم وابسته است. در درون هر جامعه اي، تمايز و تخصص نقشها، کارکردها، مشاغل، سلائق و سبکهاي زندگي، بسيار زياد شده است. يعني بيش از هر زمان ديگري به تعبير دورکيم۳ به انسجام ارگانيکي دست يافته ايم. تقسيم کار شديد داراي اين ويژگي است که آسيب پذيري فرد را در مقابل قصور ديگران براي انجام مسئوليتهايشان زياد ميکند. هر چقدر وابستگي انسانها به هم بيشتر باشد، اهميت اعتماد بيشتر ميشود. به همين جهت ميزتال۴ معتقد است که به هموابستگي سبب شده نياز به اعتماد بيشتر شود (شارعپور، ۱۳۸۸: ۳-۲).
سوم اينکه، زندگي اجتماعي ما مملو از تهديدات و مخاطراتي است که ساختهي دست ما انسانها هستند. هر قدر تکنولوژي در جامعه بيشتر باشد، زندگي ما پيشبينيناپذيرتر ميشود يعني پيامدهاي ناخواستهي بيشتري پديد ميآيد. به همين سان لوهمان معتقد است که تکنولوژي باعث افزايش پيچيدگي در زندگي شده است و انسانها براي تحمل اين پيچيدگي، روز به روز به اعتماد بيشتري نياز دارند (همان: ۳).
اعتماد، باور كنشگر به اين امر است كه در بدترين حالت ديگران آگاهانه و يا از روي ميل و رغبت به او آسيبي نخواهند رساند و در بهترين حالت بر طبق منافع او عمل خواهند كرد (نيوتن، ۲۰۰۱: ۲۰۲).
مفهوم اعتماد به طور گستردهاي از سنت نظريهي اجتماعي توكويل۵ و جان استوارت ميل۶ نشأت
ميگيرد و بر اين اساس منبع اصلي اعتماد در شبكهي وسيع، عميق و متراكم انجمنهاي داوطلبانه۷ و سازمانهاي ميانجي كه جامعهي مدني۸ را تشكيل ميدهند، نهفته است (نيوتن، ۲۰۰۱: ۲۳۴). نظريه پردازان کلاسيک از زمان توکويل معتقد بودند که انجمنهاي داوطلبانه با گردهمآوردن انسانهاي مختلف براي انجام کار مشترک به آنها اعتماد و همکاري را آموزش ميدهند (شارعپور، ۱۳۸۸: ۵). از نظر توكويل اصل دموكراسي نوين همانا نفع است و نه فضيلت. اما ميان نفع كه اصل دموكراسيهاي نوين است و فضيلت كه اصل جمهوريهاي باستاني است، عناصر مشتركي وجود دارد و آن، اين كه در هر دو مورد شهروندان بايد از انضباطي اخلاقي پيروي كنند و ثبات دولت بر پايه تأثير مسلط و حاكم رسوم و اعتقادات بر رفتار افراد بنا شده است (آرون، ۱۳۷۰: ۲۵۴).
به لحاظ نظري بايد گفت كه مفهوم اعتماد به عنوان مهمترين بعد سرمايهي اجتماعي۹ به صورت مستقيم يا غير مستقيم، از زمان شكلگيري جامعهشناسي مورد توجه بوده كه خود بيشتر ناشي از توجه به مسئلهي نظم اجتماعي۱۰ بوده است. به اعتقاد آيزنشتات۱۱ مهمترين مسئلهي نظم اجتماعي از نظر دوركيم و تا حدودي تونيس۱۲ اعتماد و همبستگي اجتماعي است، يعني اين كه بدون انسجام و نوعي اعتماد پديداري نظم اجتماعي ممكن نيست (چلبي، ۱۳۷۵: ۱۲). به عقيده دوركيم در جامعهي رقابتي مدرن، جامعهي مبتني بر قرارداد ممكن نيست مگر اين كه مردم در مورد اين كه هموطنانشان به انجام قراردادشان پايبند باشند، اعتماد داشته باشند. وي وجود ساختهاي جديد (گروههاي حرفه اي) را كه بايد در جهت جلوگيري از نابساماني ظهورنمايند، ضروري ميديد (بيگلي و ترنر، ۱۳۸۴: ۳۹۱). به اعتقاد او هر قدر به حجم جوامع افزوده
ميشود، وجدان جمعي گسترده تر و انتزاعي تر شده و حوزهي اخلاقي فرد از سطح محلي و درونگروهي به سطح عام و برونگروهي توسعه مييابد و از تعداد غريبههايي كه نميتوان به آنها اعتماد كرد كاسته
ميشود و از اين طريق راه براي همكاري وسيع در سطح ملي هموار ميگردد (افشاني و ديگران، ۱۳۸۹: ۱۹۵ به نقل از پنجه بند، ۱۳۸۵: ۴۴). تونيس نيز به تقابل دو نوع زندگي اجتماعي پرداخت: “اجتماع”۱۳ كه ويژگي تجمعات كوچك است و “جامعه”۱۴ كه ويژگي شهرهاي بزرگ است. به اعتقاد او در روستا زندگي اجتماعي شبيه به يك ارگانيسم زنده است كه در آن مردم داراي اخلاق مشتركي بوده و پيوندهاي شديدي بين آنان وجود دارد، اما در شهر زندگي اجتماعي به صورت يك تجمع مكانيكي مملو از فردگرايي، خودپرستي و حتي خصومت است (شارعپور، ۱۳۸۷: ۱۱۱). بر اساس منطق تونيس، روابط مبتني بر اعتماد تنها در اجتماع وجود دارد. يك فرد به اعضاي خانواده و دوستانش اعتماد ميورزد، چرا كه احساس او بر اساس مشابهت ها، فهم و تأييد متقابل است و اين فرايند به طور دائمي به كمك فعاليتها و تجارب مشترك تقويت
ميگردد. بنابراين، اعتماد نميتواند به طور مصنوعي ايجاد گردد. اعتماد به طور اخص مبناي انسجام اجتماعي است كه از سوي ارزشهاي دين و اخلاق تقويت ميشود و آن نيز به نوبهي خود روابط مبتني بر اعتماد را تسهيل كرده و به افزايش چسبندگي اجتماعي كمك ميكند. در مقابل، افراد خودمحور و حسابگر جامعهي مدرن، نمي توانند مورد اعتماد قرار گيرند و آنها نيز نميتوانند به ديگري اعتماد داشته باشند. چه، براي رفع نيازها هر شخصي به داراييهاي ديگري نياز دارد كه اين امر به فريبكاري و ابزاري بودن رابطه ميانجامد (ميزتال، ۱۳۸۰: ۵۹).
اعتماد و معتمد بودن اغلب به عنوان نوعي گريس اجتماعي در نظر گرفته شدهاند که چرخهاي تبادلات اجتماعي و اقتصادي متنوع را روغنکاري مي کنند و در صورت عدم وجود آن اين تبادلات بسيار هزينهبر، بروکراتيک و زمانبر خواهد شد (فيلد، ۱۳۸۶: ۱۰۴). هر چند خود اعتماد نميتواند حالت كالا به خود بگيرد يا مبادله شود اما سرمايه اي معنوي براي جلب حمايت، حسن نيت، زمان و پول به شمار ميرود. اين نكته در تعاريف مختلف از اعتماد به عنوان “روغن” تسهيل كننده اقدام (لومان، ۱۹۸۸)، نوعي “اعتبار نمادين” (سليگمن، ۱۹۷۷) يا شكلي از “سرمايهي اجتماعي” كه به تأمين نتايج مشخص كمك كند، تجلي يافته است (پاسي و تونكيس، ۱۳۸۷: ۴۵).
اعتماد به سه صورت خود را نشان ميدهد يا به عبارتي داراي سه نوع است:
۱٫اعتماد بين فردي۱۵ يا اعتماد به افراد آشنا،
۲٫ اعتماد اجتماعي۱۶ يا اعتماد تعميم يافته۱۷ يا اعتماد به بيگانگان،
۳٫ اعتماد مدني۱۸ يا اعتماد به سازمان ها و نهاد ها (شارعپور، ۱۳۸۰: ۷۴).
البته، از ميان انواع اعتماد، آنچه که لازمه همکاري و مشارکت ميليونها شهوندي است که جوامع پيچيده و مدرن امروزي را تشکيل ميدهند، علاوه بر اعتماد مدني يا نهادي، اعتماد اجتماعي يا اعتماد تعميميافته
ميباشد (اجاقلو و زاهدي، ۱۳۸۴: ۱۰۳-۱۰۲). پژوهشهاي انجام شده نشان ميدهند كه در شكلگيري و تقويت اعتماد اجتماعي عوامل مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي در سطوح خرد و كلان از جمله درآمد، پايگاه اجتماعي، رضايت شغلي و رضايت از زندگي، احساس شادماني و غرور ملي (دلهي و نيوتن، ۲۰۰۳؛ نيوتن، ۲۰۰۱)، خانواده، مدرسه و شبكهي دوستان (عبد الرحماني، ۱۳۸۴؛ دلهي و نيوتن، ۲۰۰۳) ميزان مشاركت مدني و عضويت در انجمنهاي داوطلبانه، همبستگي اجتماعي و امنيت عمومي (قديمي، ۱۳۸۶؛ نيوتن، ۲۰۰۱؛ ران و ترنزو، ۱۹۹۸)، اثربخشي و سودمندي دولت، احزاب سياسي و آزادي سياسي (عباسزاده، ۱۳۸۳؛ هرروز و كريادو، ۲۰۰۸؛ دلهي و نيوتن، ۲۰۰۳) نقش مهم و تعيين كننده اي را ايفا ميكنند. در كنار عوامل مذكور، برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه رسانههاي جمعي۱۹ هم ميتوانند بر اعتماد اجتماعي تأثير بگذارند (جعفرينيا، ۱۳۸۹؛ جواهري و بالاخاني، ۱۳۸۵؛ گراس و ديگران، ۲۰۰۴؛ موي و شوفل، ۲۰۰۰). رسانهها به عنوان منبع مهم اطلاعات و هم چنين يكي از عوامل اصلي فرايند جامعه پذيري نقش مؤثري در فرايند اعتمادسازي و يا اعتمادسوزي بازي ميكنند. بنابر نظر صاحبنظران، رسانهها به تصورات افراد از محيط شكل ميدهند، آنها ميتوانند با ارائه تصويري زشت و يا زيبا از جامعه ميزان اعتماد در بين مخاطبان خود را افزايش و يا كاهش دهند. رسانهها به شكلگيري الگوهاي كنش در بين مخاطبان كمك ميكنند. اين الگوهاي كنش به افراد كمك ميكنند تا در موقعيتهاي مختلف دست به كنش بزنند. رسانههاي جمعي از طريق تحرك رواني امكان تعاملات اجتماعي را در بين مخاطبان خود افزايش ميدهند. رسانههاي جمعي ميتوانند زمينههاي دسترسي به نهادهاي انتزاعي و تخصصي را براي مخاطبان خود فراهم كرده و در نتيجه موجب اعتماد و يا بياعتمادي به اين نهادها – در بين مخاطبان خود- شوند (بالاخاني، ۱۳۸۴: ۱۶). هم چنين، ذکر انواع انحرافات از طريق رسانه ها و اعلام رشد سرسام آور آن منجر به ايجاد روحيه سوء ظن و شک نسبت به ساير افراد جامعه مي شود و احتمال وقوع اين انحرافات را از سوي تک تک اعضاي جامعه تقويت کرده و روحيه اعتماد عمومي را تضعيف مي نمايد (خالصي، ۱۳۸۸: ۲۷۵).
در ميان رسانه هاي جمعي مختلف، نفوذ و جاذبه تلويزيون در دنياي کنوني امري بديهي به نظر مي رسد و نقش آن در آموزش، هدايت، جهت دهي و قالب سازي افکار عمومي جامعه انکار ناپذير است؛ به همين دليل، تلويزيون به عنوان يکي از ابزار هاي اصلي نفوذ در افکار عمومي مورد استفاده قرار گرفته و توسط دولت ها يا بخش خصوصي در جهت اهداف مورد نظر به کار برده مي شود. ضمن اينکه، اختراع ماهواره هاي مخابراتي نيز تأثير گذاري تلويزيون را از مرز هاي ملي عبور داده و به امري فراملي و جهاني تبديل کرده است. کشور هاي قدرتمند با تکيه بر امکانات قوي ارتباطي و ماهواره اي در صددند تا سراسر جهان را به عرصه تاخت و تاز امواج تصويري خود تبديل کرده و به طور يک جانبه و يک سويه افکار جهانيان را در جهت افکار و اميال خود سوق دهند و بدين گونه اين کشور ها بر آن اند که از تلويزيون به عنوان جعبه جادويي براي يکسان سازي افکار عمومي جهانيان و تشکيل دهکده واحد جهاني بهره برداري نمايند (همان: ۲۷۶). لذا، چنين به نظر مي رسد که در ميان رسانه هاي جمعي مختلف، تلويزيون (داخلي/ ماهواره اي) داراي نقش ويژه اي در افزايش و يا کاهش اعتماد (به ويژه اعتماد اجتماعي) باشد.
البته بايد خاطرنشان ساخت كه بر طبق پژوهشهاي صورت گرفته، تأثير برنامههاي مختلف در اين زمينه يكسان نبوده و براي مثال برنامههاي خبري به ويژه اخبار مربوط به حوادث و جرايم و دنياي سياست (سلمي و ديگران، ۲۰۰۷؛ ايوري، ۲۰۰۹) نقش فعال تري در فرايند اعتمادسازي و يا اعتماد سوزي مخاطبان خود ايفا ميكنند.
پژوهش حاضر با توجه به نقش مهم رسانههاي جمعي در شكلدهي به افكار عمومي و نيز كاركردهاي آموزشي، خبري، اطلاعرساني و اعتمادسازي و يا اعتمادزدايي در جامعهي امروز، به بررسي تأثير مصرف رسانه اي۲۰ بر اعتماد اجتماعي در بين دانشجويان دانشگاه مازندران ميپردازد. به بيان ديگر، در پژوهش حاضر تلاش ميشود تا به اين پرسش هاي اساسي پاسخ داده شود که آيا استفاده از رسانه هاي جمعي بر ميزان اعتماد اجتماعي مخاطبان تأثير مي گذارد؟ و آيا تأثير رسانه هاي جمعي بر اعتماد اجتماعي بر حسب انواع مختلف رسانه (تلويزيون داخلي/ ماهواره اي) تفاوت مي کند؟
۱-۲- اهميت و ضرورت پژوهش
۱-۲-۱- اهميت اعتماد اجتماعي
اعتماد اجتماعي از جمله مفاهيمي است كه نقش و اهميت آن در حوزههاي مختلف حيات فردي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي تأييد شده است. در سطح فردي، اعتماد، مردم را سالم تر، شادتر و مهمان نوازتر مي سازد. اعتماد آن ها را قادر به شكل دادن روابط معني دار با ديگراني مي سازد كه مي توانند مجموعه اي از دارايي ها كه شامل دسترسي به شغل و آگاهي از فرصت هاي شغلي، پول، دوستي، حمايت اخلاقي و اجتماعي، مراقبت، سلامت رواني و جسماني و طرفداري از ديدگاه هاي دموكراتيك مي باشد را براي آن ها فراهم سازند (ولچ و ديگران، ۲۰۰۵: ۴۶۳).
در باب اهميت اجتماعي اعتماد نيز مي توان به نكات چندي اشاره كرد؛ اول آن كه اعتماد كنش هاي ما را پيش بيني پذير مي سازد. افراد نبايد به سادگي در خصوص هر كنش واحدي تجديد نظر كنند، چرا كه بنا به دلايلي رفتار متقابلاً جهت يافته افراد، گروه ها و سازمان ها به نتيجه مطلوب منجر خواهد شد. دوم، اعتماد احساس امنيت را براي اعضاي سازمان ها فراهم مي سازد. يك محيط قابل اعتماد حتي اگر فردي در معرض خطر بهره وري باشد، به او احساس امنيت و راحتي مي دهد. سوم، اعتماد به حفظ و گسترش هويت يك سازمان به عنوان كنش گر اخلاقي كمك مي كند. شركاي يك مبادله قابل اعتماد نيز شايستگي اعتماد را دارند؛ چرا كه آن مبادله همان چيزي است كه آن ها مي باشند (هاميلز و روزندال، ۲۰۰۱: ۸۸).
در ساحت اقتصادي، اعتماد اغلب به عنوان عامل كمك كننده مهمي در توسعه محلي، ايجاد خوشه ها، يادگيري مناطق، تثبيت و مشروع سازي هويت هاي مكاني، خلاقيت و نوآوري شركت ها و توسعه تاريخي شبكه هاي تجاري و كسب و كار در نظر گرفته مي شود. علاوه بر اين، اعتماد انتقال اطلاعات مدون، اشكال ضمني دانش و فناوري هاي نرم به مكانهاي مختلف را تسهيل مي كند (مورفي، ۲۰۰۶: ۴۳۰).
در حوزه سياست نيز مطالعات مربوط به فرهنگ سياسي به طور گستردهاي بر اهميت ابعاد سياسي و اجتماعي اعتماد براي حكومت دموكراتيك مؤثر تأكيد كردهاند. اعتماد اجتماعي مهم است؛ چرا كه روابط همكاري جويانه و تعاوني كه پايه و اساس اجتماع محسوب مي شوند را روان ساخته، كنش جمعي جوامع كه ممكن است در غير اين صورت گرفتار افراد اتميزه۲۱ شوند را تسهيل مي كند (اماني، ۲۰۰۷: ۱۳۳۰).
در کل ميتوان چنين استدلال کرد که وجود اعتماد (به ويژه اعتماد اجتماعي و نهادي) در هر جامعه اي هم به رشد و توسعهي منابع انساني و هم رشد و توسعهي اجتماعي، اقتصادي و سياسي آن جامعه کمک شاياني
ميکند و کمبود يا فقدان آن جوامع را در معرض فروپاشي اجتماعي قرار ميدهد. با اين وجود ، نتايج تحقيقات متعدد درباره ميزان اعتماد، حاكي از آن است كه جامعه ايران از ضعف اعتماد اجتماعي رنج مي برد. به عبارت ديگر، اين تحقيقات نشان دهنده ميزان بالاي عدم اعتماد مردم حتي نسبت به يكديگر و باز نمايي از پايين بودن اعتماد مردم نسبت به دستگاه ها و ارگان هاي رسمي كشور مي باشد (حاجي قاسمي، ۱۳۹۰؛ گلابي، ۱۳۸۹؛ کتابي و ديگران، ۱۳۸۹؛ پيمايش ملي نگرش ها و ارزش هاي ايرانيان، ۱۳۸۱؛ ازكيا و غفاري، ۱۳۸۰؛ شارع پور، ۱۳۸۰؛ رفيع پور، ۱۳۷۸).
۱-۲-۲- اهميت جامعهي آماري
دانشجويان از مهمترين سرمايههاي انساني هر کشوري محسوب ميگردند و امروزه، نقش و اهميت سرمايه انساني نيز در جريان توسعه کشورها بر کسي پوشيده نيست. نگاهي به جريان تاريخي توسعه در جهان، نشان ميدهد که کليه کشورهاي توسعه يافته امروز، با پشتوانه سرمايه انساني توانستند به سير در راه صنعتي شدن سرعت بخشند. در جريان تاريخي توسعه، رابطهاي مستقيم بين کيفيت سرمايه انساني و طول زمان تکامل ساختاري اين کشورها به چشم ميخورد.
کارنامه تاريخي ملتها همچنين اين نکته را روشن ميسازد که هر کشوري که بهره بيشتري از ثروت سرمايه انساني داشته باشد، با سرعت و کيفيت بهتر به رفاه دست خواهد يافت. برعکس، کشورهايي که به علت سستي ساختاري نظام و يا هر دليل ديگري دچار رکود در پرورش انديشه و کمبود پويايي آن شدند، کارنامه مورد تأييدي از تاريخ دريافت نکرده اند (کلانتري، ۱۳۷۲: ۵۵).
در کنار اهميت و نقش مثبت دانشجويان در جريان توسعه جوامع، به دو دليل زير ميتوان به ضرورت بررسي اعتماد در ميان آنها پي برد:
۱٫کاهش اعتماد و سرمايهي اجتماعي افراد در پي افزايش ميزان تحصيلات آنان،
۲٫کاهش اعتماد دانشجويان هم در سطح افقي وهم در سطح عمودي (غلام زاده، ۱۳۸۷: ۶ به نقل از محسني، ۱۳۷۵).
۱-۳- اهداف پژوهش
۱-۳-۱- هدف کلي
شناسايي اثرات مصرف رسانه اي بر ميزان اعتماد اجتماعي دانشجويان دانشگاه مازندران
۱-۳-۲- اهداف جزيي
۱٫شناسايي ميزان مصرف تلويزيون هاي داخلي/ماهواره اي در ميان دانشجويان دانشگاه مازندران
۲٫ شناسايي ميزان مصرف تلويزيون هاي داخلي/ماهواره اي در بين دانشجويان بر حسب متغيرهاي زمينه اي (سن، جنسيت و…)
۳٫ شناسايي ميزان اعتماد (بين شخصي، اجتماعي و نهادي) در بين دانشجويان دانشگاه مازندران
۴٫ بررسي تأثير مصرف تلويزيون (تماشا يا عدم تماشا/نوع برنامه هاي مورد علاقه/ميزان تماشا) بر اعتماد اجتماعي به تفکيک تلويزيون هاي داخلي و ماهواره اي
۵٫ شناسايي الگوي اجتماعي توزيع اعتماد در بين دانشجويان بر حسب سن، جنسيت، پايگاه اجتماعي، مقطع تحصيلي و محل سکونت والدين
۶٫ شناسايي اثرات متغيرهاي واسط(فعاليت در انجمن هاي داوطلبانه، فرصت طلبي، …) بر ميزان اعتماد اجتماعي
خلاصه فصل
پژوهش حاضر در پي بررسي تأثير مصرف رسانه اي (تلويزيون داخلي/ ماهوارهاي) بر ميزان اعتماد اجتماعي دانشجويان دانشگاه مازندران ميباشد. در اين فصل ابتدا به بررسي مسئله پژوهش (اهميت اعتماد، تعريف اعتماد، سير تاريخي توجه به مفهوم اعتماد به ويژه در انديشه جامعه شناسان کلاسيک، انواع اعتماد، انواع عوامل مؤثر بر اعتماد اجتماعي و از جمله رسانههاي جمعي و نقش انواع مختلف برنامههاي تلويزيوني در افزايش و يا کاهش اعتماد) پرداخته شد. سپس اهميت و ضرورت انجام اين پژوهش عنوان گرديد و در پايان نيز به بررسي هدف کلي و اهداف جزئي پژوهش پرداخته شد.
فصـل دوم
پـيشـينه تجربـي پـژوهـش
فصل دوم: پيشينه تجربي پژوهش
مقدمه

دسته بندی : 22

پاسخ دهید