۱- بد حجابي و عدول از موازين شرعي در پوشش و آرايش در صورتي که با ماده ۶۳۸ ق . م . ا و تبصره آن دقيقاً منطبق باشد جرم بوده و در غير اين صورت فقط انحراف اجتماعي محسوب مي شود ، و لذا نبايد با آن برخورد قهر آميز شود .
۲- گزينش برخورد کيفري يا پليسي با آن قسمت از پديده مذکور که فقط انحراف اجتماعي محسوب مي شود نه تنها فايده از لحاظ بازدارندگي و يا ارشاد اخلاقي افراد ندارد بلکه ضمن ضربه زدن به اصل حاکميت قانون و نظارت عاليه قوه قضائيه ، موجب دين گريزي و ايجاد احساسات منفي نسبت به دستگاه قضايي و انتظامي شده و نهايتاً به علت ترويج نگاه منفي نسبت به مسئله حجاب ، آثار نا مطلوب فراوان در پي دارد .
بندچهارم:هـدف
۱- علمي : برخورد با پديده بدحجابي و پوشش و آرايش نا متعارف در نظام عدالت کيفري ايران . ( بررسي حقوقي جرم شناسي ) .
۲- کاربردي : ارائه بهترين راه کارها براي مقابله با پديده بد حجابي و بي حجابي و پاک سازي جامعه از پوشش هاي نامتعارف و منافي عفت بر پايه يک معرفت ديني ، اخلاقي و جرم شناختي .
بندپنجم: پيشينـه تحقيـق
تا کنون در مورد بدحجابي از ديدگاه حقوق جزا و جرم شناسي تحقيقي صورت نگرفته است .
بندششم: روش تحقيـق
عمده روش تحقيق روش کتابخانه اي بوده که به بررسي ومطالع? کتابهاي موجوددرخصوص موضوع پرداخته شده است.و با توجه به کمبود پژوهش در اين زمينه ناچار به استفاده از مقالات منتشر شده در مطبوعات و حتي يادداشت هاي منتشر شده در پايگاه هاي اينترنتي هستيم.در ضمن اينکه منابع فقهي و اسلامي نيز قسمتي از منابع اين تحقيق را در بر ميگيرد.
بندهفتم:ضـرورت و اهميـت بحـث
با توجه به اينکه در سالهاي اخير ، اجراي طرح هاي قاطع و سخت گيرانه اي توسط نيروي انتظامي تحت عناويني چون (حجاب و عفاف ) ( ارتقاء امنيت اجتماعي) و (گشت ارشاد) ، باز خورد هاي اجتماعي فراواني داشته و در محافل علمي و حتي سياسي بحث انگيز شده است ، ضرورت دارد که براي نتيجه گيري از بحث هاي مطرح شده توسط صاحب نظران و تبيين حدود اختيارات نيروي انتظامي در اين زمينه ، پژوهش علمي و بي طرفانه اي صورت پذيرد.

بخش اول:
بررسي ابعاد تاريخي ،اجتماعي ومذهبي پوشش وظاهر اشخاص

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

با تاکيد بر جامعه ايران امروز

فصل اول: پيشينه حجاب درميان اقوام باستان تاکنون وحجاب درجامعه ايران امروز
مبحث اول:تاريخچه حجاب
مقولة پوشش و لباس از جملة مسائلي است كه همواره انسان در زندگي با آن در ارتباط بوده و بعنوان يك نياز ضروري و جزء جدائي ناپذير حيات خود، به آن نگريسته است. اين تعلق و نياز به پوشش و استتار بدن، در طول تاريخ بشري و درميان ملل و اقوام مختلف وجود داشته و امري كاملاً مشهود و بي نياز از تعريف است.
درواقع،از آنجايي که مطالعه پوشاک به يک علم مکمل محدود نمي شود، جـدا نمـودن آن از زمينه تاريخي اش عاقلانه نخواهد بودگرچه لباس به نيازهاي کلي انسانها مربوط ميشود،ويژگيهاي مختص هر دوره را نيز ارائه مي دهد،همچنين بي شک دربه دست آوردن خط مشي اصلي زندگي روز مره مردم هر دوره کمک کننده خواهدبود،بهره برداري اززندگي پيشينيان براي درک بهترموقعيت کنوني،مارا ياري مي کند.
تمام کساني که زندگي بشر و تحولات آن را مورد ارزيابي قرار داده اند، تصديق نموده اند که از آغاز پيدايش انسان هر يک از زن و مرد کوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه کند.
شکل گيري پوشش در ميان اقوام مختلف داراي خاستگاهي مشترک بوده، اما در گذر زمان تحت تاثير عوامل گوناگون، هريک از اقوام نوعي خاص از پوشش را برگزيده اند که در واقع نماد تجربه تاريخي و فرهنگي آنان به شمار مي آيد.
پوشاک نيز همانند ساير پديده هاي زندگي از بدو پيدايش در طول تاريخ سير تکاملي خود را طي کرده و از صورت ابتدايي خود بيرون آمده است.
شرايط جغرافيايي و محيطي و آب و هوا، نحوه زندگي و اسكان و اوضاع اجتماعي ، جنگ ها و اوضاع سياسي و نوع حكومت،شرايط و اوضاع اقتصادي و پيشرفت هاي تكنولوژي، اعتقادات مذهبي و آداب و رسوم، نظام طبقاتي حاكم بر جامعه ، روابط فرهنگي، اقتصادي و سياسي، بر فرم لباس ها درجوامع مختلف موثر بوده اند.
گفتار اول:حجاب در اقوام باستان
در رابطه باحجاب وپوشش درميان اقوام باستاني به ذکر نوع پوشش وظاهر اشخاص در دوقوم باستاني يونان وروم مي پردازيم:
در دوران “مي سن ين”۱ همزمان با تمدن مصر،زنان،پيراهن دوخته شده چسبان،از پارچه اي که کيفيت آن مشخص نيست به رنگهاي درخشان مي پو شيدند.همراه با آن، يک دامن کمر چين دار که داراي چندين رديف چين افقي بود و تا مچ مي رسيد،بر تن مي کردند.با اين دامن کتي کوتاه پوشيده مي شد.جلو بالا تنه تا کمر کاملاً باز بود،به طوري که سينه عريان مي ماند.
دايره المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان باستان مي گويد: زنان يوناني در دوره هاي گذشته، صورت و اندامشان را تا روي پا مي پوشاندند. اين پوشش كه شفاف و بسيار زيبا بود، درجزاير كورس و امرجوس وديگر جزاير ساخته مي شد. زنان فنيقي نيز داراي پوششي قرمز بودند. سخن درباره حجاب ، در لابلاي كلمات قديمي ترين مولفين يوناني نيزبه چشم مي خورد، حتي ” بنيلوب ” (همسر پادشاه ” عوليس” فرمانرواي ايتاك) نيز با حجاب بوده است . زنان شهر ” ثيب ” داراي حجاب خاصي بوده اند، بدين صورت كه حتي صورتشان رانيزبا پارچه مي پوشاندند. اين پارچه داراي دو منفذ بود كه جلوي چشمان قرار مي گرفت تا بتوانند ببينند.
در”اسپارته” دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند، ولي بعد از ازدواج خود راازچشم مردان مي پوشاندند. نقش هايي كه برجاي مانده ، حكايت مي كند كه زنان سررا مي پوشانده، ولي صورت هايشان بازبوده است ، ووقتي به بازارمي رفتند ، برآنان واجب بوده است كه صورت هايشان را بپوشانند ، خواه باكره و خواه داراي همسر باشند. حجاب در بين زنان سيبري وساكنان آسياي صغير وزنان شهرماد ( وفارس وعرب) نيزوجود داشته است. زنان روماني ازحجاب شديدتري برخوردار بوده اند، به طوري كه وقتي ازخانه خارج ميشدند، با چادري بلندتمام بدن را تا روي پاها ميپوشاندند وچيزي ازبرآمدگيهاي بدن مشخص نميشد.۲
يكي از تاريخ نويسان غربي نيزشواهد زيادي دال بروجود حجاب دربين زنان يونان وروم باستان آورده است. او درباره ” الهه عفت ” كه يكي ازخدايان يونان باستان است، مي گويد : ” آرتميس ” ، الهه عفت است و عالي ترين نمونه ( والگو براي) دختران جوان به شمار مي آيد. داراي بدني نيرومند و ورزيده وچابك وبه زيور عفت وتقوا آراسته است.۳
اين مورخ درجاي ديگر مي گويد: ” زنان فقط درصورتي مي توانند خويشان ودوستان خود راملاقات كنند ودرجشن هاي مذهبي و تماشاخانه ها حضور يابند كه كاملا درحجاب باشند.۴
گفتار دوم:حجاب در ميان اديان الهي
گرايش به پوشش وعفاف درميان زنان و مردان به صورت يک اصل پسنديده مطرح بوده و کم تر قوم وملتي است که زنان آن پوشش مناسبي نداشته باشند. تفاوتها مربوط به چگونگي وحدود آن بوده است .
اما ميزان و شکل آن رابطه ي مستقيمي با اخلاق و فرهنگ جوامع داشته و دارد . در سرزمين هاي مختلف ، انسان هايي که به ارزش هاي اخلاقي اعتقاد بيشتري داشته اند ، از پوشش کامل تر و متين تري استفاده کرده اند و هر قدر سطح ارزش هاي اخلاقي در آن جوامع پايين آمده ، پوشش مردان و زنان نيز در سطح پايين تري قرار گرفته و شکل نامناسبي پيدا کرده است .
حجاب و پوشش در تمام اديان و مذاهب وجود دارد. از آن جهت که تحت هيچ آموزش يا فرماني از جانب خداوند يا فرشته وحي و يا تذکر هريک به ديگري صورت گرفته است، بيانگر فطري بودن پوشش در انسان است و ثابت مي کند که لباس و پوشش، به تدريج و بر اثر تمدن ها ايجاد نشده است، بلکه انسان هاي نخستين، يا به تعبير بهتر، نخستين انسان ها، به طور فطري بدان گرايش داشته اند. و بنا به گواهي متون تاريخي، در اکثر قريب به اتفاق ملت ها و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان، معمول بوده است. . اگر به لباس ملي کشورهاي جهان بنگريم، به خوبي حجاب و پوشش زن را در آن مي بينيم. دقت در لباس ملي کشورها ما را از ورق زدن کتب تاريخي براي يافتن ملل و اقوامي که زنان آنها داراي حجاب بوده اند، بي نياز مي سازد و به خوبي اثبات مي کند که حجاب در ميان اکثر ملت هاي جهان، معمول بوده و اختصاص به مذهب يا ملت خاصي نداشته است. تمام اديان آسماني، حجاب و پوشش زن را واجب و لازم شمرده اند و جامعه بشري را به سوي آن دعوت کرده اند؛ زيرا لزوم پوشش و حجاب به طور طبيعي در فطرت زنان به وديعت نهاده شده است و احکام و دستورهاي اديان الهي هماهنگ و همسو با فطرت انساني تشريع شده است، پس در همه اديان الهي پوشش و حجاب زن واجب گشته است. در اديان زرتشت، يهوديت، مسيحيت و اسلام، حجاب زنان امري لازم بوده است.
بند اول:پـوشش وحجـاب در آييـن زرتشت
پژوهش‏ها نشان مي‏دهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراي حجاب كاملي، شامل پيراهن بلند چين‏دار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلي بلند بر روي لباس‏ها بوده‏اند.۵ اين حجاب در دوران سلسله‏هاي مختلف پارس‏ها نيز معمول بوده است.۶ بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايراني از حجابي كامل برخوردار بوده‏اند. برابر متون تاريخي، در همه آن زمان‏ها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد مي‏كردند و همپاي مردان به كار مي‏پرداختند، ولي اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاي فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگي پوشش در ميان زنان نجيب ايران‏زمين به گونه‏اي است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامي كه خشايارشاه به ملكه “وشي” دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايي اندام او را بنگرند، وي امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچي، به حكم دادوَران، عنوان “ملكه ايران” را از دست داد.۷
در زمان ساسانيان – كه پس از نبوت زرتشت است – افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاي اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نمي‏شد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي حتي پدر و برادرشان را ببينند. در نقش‏هايي كه از ايران باستان بر جاي مانده است، هيچ صورت زني ديده نمي‏شود و نامي از ايشان نيامده است.۸
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشم‏گير است كه برخي از انديشمندان و تمدن‏نگاران، ايران را منبع اصلي ترويج حجاب در جهان معرفي كرده‏اند.۹
از آن‏جا كه مركز بعثت “اشو زرتشت” ايران بوده است و آن حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودي نمي‏ديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاي خود ريشه‏هاي دروني حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواري حجاب معمول قرار دهد.
بر اساس آموزه‏هاي ديني، يك زرتشتي مؤمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دوري جويد و حتي از به كارگيري چنين مرداني خودداري كند. در اندرز “آذربادماراسپند” مؤبد موبدان آمده است: “مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن”.۱۰
در کيش آريايي زنان محجوب و محترم بوده اند زنان ايراني براي حفظ حيثيت طبقه ممتاز و ايجاد حدودي که آنان را از زنان عادي و طبقه چهارم امتياز دهد صورت خود را مي پوشاندند و گيسوان خود را پنهان مي داشتند لذا محجوب بودن ” پوشش صورت ” به زنان برتر جامعه اختصاص داشته است در نقاشيها و کنده کاريهاي باستاني ايران بسيار کم از زن تصويري به چشم مي خورد اگرچه زنان کد بانوي خانه و مدير و مدبر امور خانواده بودند ولي حفظ حرمت ايشان با پوشيده داشتن ايشان رعايت مي شد تا پاکدامني آنها حفظ شده و از هر آسيبي در امان باشند.۱۱
“اشوزرتشت” مي‏فرمايد:
اي نوعروسان و دامادان!… با غيرت، در پي زندگاني پاك‏منشي بر آييد… .اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي كنيد. هيچ گاه گردِ دروغ و خوشي‏هاي زودگذري كه تباه كننده زندگي است، نگرديد؛ زيرا لذّتي كه با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر كشنده‏اي است كه با شيريني درآميخته و همانند خودش دوزخي است. با اين گونه كارها، زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد. پاداش رهروان نيكي، به كسي مي‏رسد كه هوا، هوس، خودخواهي و آرزوهاي باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهي و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.فريب خوردگاني كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختي و نيستي خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است.۱۲
بند دوم:پـوشش و حجـاب در آييـن يهـود
همه مورخان، از حجاب سخت زنان يهودي سخن گفته‏اند۱۳٫ ويل دورانت مي‏گويد: گفت‏وگوي علني ميان ذكور و اِناث، حتّي بين زن و شوهر از طرف فقهاي دين ممنوع گرديده بود. .دختران را به مدرسه نمي‏فرستادند و در مورد آنها كسب اندكي علم را به ويژه چيز خطرناكي مي‏شمردند. با اين همه، تدريس خصوصي براي اِناث مجاز بود.۱۴ نپوشاندن موي سر خلافي بود كه مرتكب آن را مستوجب طلاق مي‏ساخت.۱۵ زندگي جنسي آنان، علي‏رغمِ تعدد زوجات، به طرز شايان توجّه ، منزّه از خطايا بود. زنان آنان، دوشيزگاني محجوب، همسراني كوشا، مادراني پُرزا و امين بودند و از آن‏جا كه زود وصلت مي‏كردند، فحشا به حدّاقل تخفيف پيدا مي‏كرد.۱۶

بدون ترديد مبناي حجاب در شريعت يهود، آيات تورات بود كه بر حجاب تأكيد مي‏نمود. كاربرد واژه “چادُر” و “برقع” كه به معناي روپوش صورت است، در آن آيات، كيفيت پوشش زنان يهودي را نشان مي‏دهد. تورات تشبه مرد و زن به يكديگر را نهي نموده، مي‏گويد:متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد؛ زيرا هركه اين را كند، مكروه “يَهْوَه” خداي تو ست.۱۷ بي‏حجابي سبب نزول عذاب معرفي شده است؛
در كتاب مقدس، وجوب پوشاندن موي سر لزوم پرهيز از زنان فريبكار و بيگانه‏، نهي از لمس و تماس و واژه چادر نقاب و برقع‏ آمده است؛ به عنوان نمونه در مورد عروس يهودا مي‏خوانيم: پس رخت بيوكي را از خويشتن بيرون كرده، برقعي به رو كشيده و خود را در چادري پوشيد و به دروازه عينايم كه در راه تمنه است، بنشست.۱۸
در “تلمود” اصلي‏ترين كتاب فقهي كه به گفته ويل‏دورانت، اساس تعليم و تربيت يهود۱۹ است، نيز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان، لزوم سكوت زن و پرهيز از هرگونه آرايش براي ساير مردها، پرهيز از نگاه زن به مردان بيگانه، اجتناب ازنگاه مرد به زنان نامحرم‏و لزوم پرهيز از هر امر تحريك‏آميز،۲۰ تأكيد شده است.

دسته بندی : 22

پاسخ دهید