– نظريه پردازان کنش متقابل نمادين۵۱
– جرج هربرت ميد۵۱
– چارلز کولي۵۲
– موريس روزنبرگ۵۳
– جنکينز۵۶
– هنري تاچفل۵۸
– جوانا واين، راب رايت۶۰
۲-۵-۳ديدگاه‌هاي جامعه شناختي۶۱
– مانوئل کاستلز۶۱
۲-۵-۴مباني نظري رسانه‌ها۶۲
– نظريه پردازان رسانه‌ها۶۶
– ديويد رايزمن۶۶
– مارشال مک لوهان۶۷
– فرديناند تونيس۶۷
عنوان صفحه
– الوين تافلر۶۸
– والتر ليپمن۶۸
– استوارت‌هال۶۹
– برنارد برلسون۶۹
-‌هاولند، جانيس۶۹
– لازارسفلد۶۹
– ژوزف کلاپر۷۰
– تامپسون۷۰
– فانک‌هاوزر، شاو.۷۱
– مک کورمک۷۱
– لاسول۷۱
– نظريات رسانه‌هاي جمعي۷۲
– نظريه تجربه تأثيرات‌ترکيبي۷۲
– نظريه وابستگي۷۳
– نظريه مارپيچ سکوت۷۴
– نظريه دروازه بانان۷۴
– نظريه گروه مرجع۷۵
– نظريه برجسته‌سازي۷۶
– نظريه کاشت۷۷
– نظريه کارکرد گرايي رسانه۷۷
۲-۵-۵ جامعه شناسي شناخت۸۰
۲-۶ هويت زن در اسلام۸۲
۲-۶-۱ شخصيت انسان در قرآن۸۳
۲-۶-۲ زن و خانواده۸۶
۲-۶-۳ استقلال اقتصادي زن۹۹
۲-۶-۴ زن و حضور اجتماعي۱۰۴
۲-۶-۵ جمع بندي هويت زن در اسلام۱۱۱
۲-۷ چارچوب نظري تحقيق۱۱۷
عنوان صفحه
فصل سوم: روش شناسي
مقدمه۱۲۲
۳-۱ تعاريف عملي موضوعات۱۲۴
۳-۱-۱ هويت اجتماعي۱۲۴
۳-۱-۲ هويت زن در خانواده۱۲۴
۳-۱-۳ استقلال اقتصادي زن۱۲۶
۳-۱-۴ ابعاد رفتاري هويت۱۲۶
۳-۱-۵ حضور اجتماعي زن۱۲۷
۳-۱-۶ شرايط مشترک اجتماعي و خانوادگي (شخصيت انساني)۱۲۷
۳-۱-۷ پيام‌هاي تصويري حجاب۱۲۷
۳-۲ ابزار گردآوري داده‌ها۱۲۸
۳-۳ آزمون مقدماتي۱۲۸
۳-۴ اعتبار چک ليست۱۲۸
۳-۵ پايايي چک ليست۱۲۹
۳-۶ جامعه آماري۱۲۹
۳-۷ حجم نمونه۱۲۹
۳-۸ روش نمونه‌گيري۱۳۳
۳-۹ واحد تحليل۱۳۴
۳-۱۰ ابزار تجزيه و تحليل۱۳۴
۳-۱۱پرسش ها و فرضيه تحقيق۱۳۴
فصل چهارم: تجزيه و تحليل
مقدمه۱۳۵
۴-۱ يافته‌هاي توصيفي۱۳۶
۴-۱-۱ تعداد فيلم‌هاي بررسي شده به تفکيک موضوع۱۳۶
۴-۱-۲ جنسيت کارگردان و نقش اول فيلم ها۱۳۶
۴-۱-۳ تعداد پيام ارائه شده۱۳۷
عنوان صفحه
۴
۴-۱-۴ بررسي هويت زن در خانواده۱۳۷
۴-۱-۵ بررسي حضور اجتماعي زن۱۴۱
۴-۱-۶ بررسي استقلال اقتصادي زن۱۴۲
۴-۱-۷ بررسي رفتار ديني و انجام مناسک توسط زنان۱۴۳
۴-۱-۸ بررسي وضعيت پوشش زنان۱۴۴
۴-۱-۹ بررسي ميزان احترام به زن و حق ابراز عقيده زنان ۱۴۵
۴-۱-۱۰ بررسي ميزان کل پيام‌هاي ارائه شده به‌ترتيب تعداد پيام۱۴۶
۴-۲- يافته‌هاي استنباطي۱۴۷
۴-۲-۱ بررسي تفاوت معنادار پيام‌هاي خانوادگي۱۴۷
۴-۲-۲ بررسي تفاوت ميزان پيام اقتصادي در دو نيمه دهه هشتاد۱۵۰
۴-۲-۳ بررسي پيام حضور اجتماعي زن در دهه هشتاد۱۵۱
۴-۲-۴ بررسي پيام احترام به زن در دهه هشتاد۱۵۲
۴-۲-۵ بررسي ميزان به تصوير کشيدن حجاب در دهه هشتاد۱۵۲
۴-۲-۶ بررسي ميزان پيام رفتار و مناسک اسلامي در دهه هشتاد۱۵۳
فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات
۵-۱ نتيجه گيري۱۵۴
۵-۲پيشنهادات۱۶۲

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

پيوست ها۱۶۳
منابع و مآخذ۱۸۵
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول (۲- ۱) خلاصه نظريات برخي نظريه‌پردازان و رابطه نظريات با نقش سينما۱۲۱
جدول (۳-۱) تعداد و درصد فيلم‌هاي اکران شده دهه‌ي هشتاد به تفکيک سال۱۲۹
جدول (۳-۲)حجم نمونه۱۳۰
جدول(۳-۳) دسته بندي موضوعي فيلم‌ها۱۳۳
جدول (۴-۱) تعداد و درصد فيلم‌هاي بررسي شده به تفکيک موضوع۱۳۶
جدول(۴-۲) تعداد و درصد کارگردان‌ها و نقش اول فيلم‌ها بر اساس جنسيت۱۳۶
جدول (۴-۳) نشان دهنده تعداد و درصد پيام‌هاي هويتي ارائه شده در ميان ۹۴ فيلم نمونه۱۳۷
جدول(۴-۴)نشان دهنده پيام‌هاي هويت زن در خانواده۱۳۷
جدول(۴-۵)ميزان و شرايط فعاليت اجتماعي۱۴۱
جدول(۴-۶) تعداد و درصد پيام اقتصادي هويت زن مسلمان۱۴۲
جدول(۴-۷) تعداد و درصد پيام رفتار و مناسک اسلامي۱۴۳
جدول(۴-۸)پيام پوشش بازيگران فيلم‌ها۱۴۴
جدول(۴-۹) ميزان احترام به زن و حق ابراز عقيده زنان۱۴۵
جدول (۴-۱۰)تعداد و درصد کل پيام‌ها به‌ترتيب تعداد پيام۱۴۶
جدول (۴-۱۱) ميزان و تفاوت ارائه پيام‌هاي خانوادگي در دو نيمه‌ي دهه هشتاد۱۴۷
جدول (۴-۱۲)ميزان و تفاوت ارائه پيام‌هاي اقتصادي۱۵۰
جدول(۴-۱۳)ميزان و تفاوت ارائه پيام‌هاي اجتماعي هويت زن۱۵۱
جدول (۴-۱۴)ميزان و تفاوت پيام‌هاي احترام به زن و ابرازه عقيده زنان در دو نيمه‌ي دهه هشتاد۱۵۲
جدول(۴-۱۵) ميزان و تفاوت دو نيمه‌ي دهه در نشان دادن زنان در فيلم‌ها با حجاب کامل۱۵۲
جدول (۴-۱۶) نشان دهنده ميزان و تفاوت دو نيمه‌ي دهه در نشان دادن رفتار و مناسک ديني۱۵۳
فصل اول
کليات تحقيق
مقدمه
هم زمان با تولد انسان يک سؤال بزرگ نيز به همراه او پا به جهان هستي خواهد گذاشت، سؤالي که پاسخش مسير هر انسا ن و به تبع آن موقعيت اجتماعي و در يک روند کلي و اجتماعي، راه جامعه اش را مشخص خواهد کرد .انسان همانگونه که به پرسشگري از محيط خود خواهد پرداخت و علاقمند است و ضروري مي‌داند که بداند در اطراف او چه مي گذرد، جهانش چگونه است و آ يا مي‌توانست به گونه‌اي ديگر باشد؟ در مورد خودش نيز سراسر ابهام و سوال خواهد بود. اصولاً انسان‌ها قدم به قدم در راه شناخت اجتماع و دنياي خويش به شناخت خود نيز خواهند پرداخت.
سؤال “خودت را بشنا س” در سر در معبد دلفي به چشم مي‌خورد. اين دليلي است که نشان مي‌دهد از ديرباز انسان به پاسخ اين سوال اهميت مي‌داده است(دوران و …، ۱۳۸۳:۸۵). اين سؤال از تولد تا مرگ همراه آدمي خواهد بود و با توجه به زمان در اختيار هر انسان و محيط زندگي‌اش پاسخي به اين سؤال خواهد داد . پاسخ به اين سؤال را “هويت” مي‌نامند.
هويت در ميان دانش‌ها، موضوعي ميان رشته‌اي است؛ هرچند بيش از همه در روان شناسي و علوم اجتماعي از آن بحث شده است، ولي موضوعي فلسفي به معني عام و معرفت شناختي به معناي خاص هم هست. درحوزه‌هاي عرفان، اخلاق، فرهنگ، سياست، امنيت و حتي اقتصاد از موضوعات و مباحث بسيار مهم به شمار مي‌آيد. بنابراين هويت واقعيتي چند بعدي است.
شکل (۱- ۱) الگوي شماتيک رشته‌هاي علاقه مند به موضوع هويت
“چالشهاي هويتي امروزه سرنوشت سازند. براساس اجماع علمي،هويت پيش شرط هر نوع عمل، به ويژه عمل اجتماعي و شرط لازم توسعه است”(عليخاني،۱۳۸۳: ۲۰). امروزه در عصر اطلاعات و رسانه‌ها، هنوز هم تعريف هويت از اهميت برخودار است؛ چرا که بدون آن فرد تو خالي بوده و به دنبال آن جامعه‌ي اطراف خويش را تهي مي‌سازد؛ پس بايد دانست هويت چيست؟ چگونه ساخته مي‌شود؟ و همه‌ي آن چيزهايي که در اين امر دخيلند کدامند؟
يافتن هويت در هر کجا و براي هر شخص از اهميت برخوردار است. اما اين مقوله تحت شرايطي مي‌تواند از درجه ي نوسان اهميت و ضرورت برخوردار باشد، به طور مثال پاسخ به سؤال هويت در همه‌ي سال‌هاي زندگي انسان به يک ‌اندازه داراي اهميت نيست، در نوجواني و جواني از اهميت بيشتري برخوردار است و در سنين کهنسالي برعکس. اما بايد در نظر داشت اين قضيه در مورد همه‌ي انسان‌ها صد در صد صدق نمي‌كند و اين احتمال وجود دارد که در برخي انسان‌ها قضيه کاملاً مخالف اين تصور باشد، يعني ضرورت پاسخ به سؤال”هويت من چيست؟” در کهنسالي براي فرد ضرورت يابد.
سؤال هويت و پاسخ به آن در مورد دو جنس متفاوت زن و مرد نيز تفاوت دارد. هويتي که براي اين دو وجود دارد در بخش‌هايي با هم همانند و در برخي قسمت‌هاي ديگر، از هم متفاوت است. از سوي ديگر تعريف هويت در برهه‌هاي مختلف زمان اجتماعي انسان نيز متفاوت است.
آنچه مسلم است، آن است که انسان بايد پاسخي براي اين سؤال بيابد؛ چرا که بدون آن عملاً زندگي انسان فلج خواهد شد و گاه شأن انساني فرد به حيوانيت تنزّل خواهد کرد. در اين ميان انسان مراحل و گزينه‌هاي متفاوتي را مي‌تواند پشت سر گذارد تا پاسخي مناسب به اين سؤال سرنوشت‌ساز دهد، به نظر مي‌رسد دين جزء موارد مناسب براي پاسخ به اين سؤال باشد.
۱-۱بيان مسأله و اهميت
موجوديت هر انساني به تلقي او از خود بستگي دارد و ميزان پيوند و دلبستگي فرد به بيرون از خود و جامعه و تاريخش، دين و فرهنگش، نوع تلقي او از خود را “رقم” مي‌زند. اين تلقي از خود که جوابي به “چيستي و کيستي” شخص به شمار مي‌رود، همان هويت اوست. هويت جامعه نيز مبني برتاريخ و دستاوردهاي علمي، انساني، اخلاقي، اعتقادي و تاريخي اش است.
هر انسان از بدو تولد، از مرحله‌ي ساده تا پيچيده، به دنبال شناخت خويش است و مشخص نيست که دقيقاً هر فرد چه زماني به اين سؤال پاسخي حقيقي،دقيق و اقناع کننده مي‌دهد؛ آن چنان که هم خود شخص راضي باشد و هم جامعه آن را بپذ يرد. به طور کلي هويت‌يابي افراد مي‌تواند مرحله‌اي پويا و زنده باشد که روز به روز تغيير کند و گاه شخص را به پيروزي و گاه او را به شکست رهنمون سازد.
هويت در دنياي سنت چندان به سطح خود آگاه خود نرسيده بود. اما با ورود به دنياي مدرن، دنيايي که رسانه‌ها به شکل‌هاي مختلف آن را تسخير كرده‌اند و سر برآوردن هويت‌هاي تازه و خدشه‌دار شدن هويت‌هاي پيش، هويت در جايگاه خاصي از توجه انسان و علم قرار گرفت. از اولين روزهاي حضور انسان در كره‌ي خاکي تا امروز، او گزينه‌هاي متفاوتي براي شناخت و ساخت هويت خويش و جامعه اش داشته است. اين گزينه‌ها از منابع مختلف و از طرق گوناگون به او رسيده و مي‌رسند. جريان جهاني شدن و گذشتن اطلاعات هويت‌‌ساز از مرزهاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي؛ شتاب گرفتن تغييرات، رخداد انقلاب الکترونيک وحرکت به سمت جامعه اطلاعاتي و شبكه‌اي در عصر حاضر، تأثير شگرفي بر شكل‌گيري هويت داشته است و هويت را بيش از پيش در معرض پرسش قرار داده است.
هويت را مؤلفه‌هاي مختلف که از کانال‌هاي گوناگون به انسان مي‌رسند، مي‌سازند. هويت در اصطلاح “مجموعه‌اي از علايم، آثار مادي، زيستي، فرهنگي و رواني است که موجب شناسايي فرد از فرد،گروه از گروه يا اهليتي از اهليت ديگر و فرهنگي از فرهنگ ديگر مي‌شود”(شيخاوندي،۶:۱۳۸۰).
يکي از کانال‌هاي پر اهميت در عصر حاضر براي ساخت هويت، رسانه‌ها هستند رسانه‌ها نه تنها هويت‌‌سازي کرده و آن را به افراد بشر منتقل مي‌سازند؛ بلکه مي‌توانند به صورت غير مستقيم نوع و چگونگي رابطه انسان با جامعه و اطراف او را نيز تبيين کنند؛ چرا که”يکي از بنيادي‌ترين نقش‌هايي که هويت در زندگي انسان ايفا مي‌نمايد، تبيين ارتباط او با عالم هستي است. در واقع، انسان با علم و آگاه شدن به هويت خويش نه تنها رابطه‌ي خود را با هستي تعريف مي‌كند، بلکه فراتر از آن در دگرگوني و تغيير و اصلاح و تکامل(و حتي انحطاط و فساد) محيط به گونه‌اي اهتمام مي‌ورزد تا توسط آن‌ها بتواند هويت خويش را معرفي و تقويت نمايد”(نقي زاده، ۱۳۸۶: ۳۲۶). پس رسانه‌ها با تأثير گذاري بر هويت، نقشه اي خاص براي شخصيت فرد و روابط اجتماعي او تعريف مي‌كنند.
از گذشته‌هاي دور يکي از ابزارمهم حکومتها براي راهبري جامعه، رسانه‌ها هستند(به فراخور رسانه موجود در هر دوره)،که امروزه با پيشرفت تکنولوژي که در رسانه‌ها رخ داده است، نقش آنها را مؤثرتر ساخته است. با نگاهي دقيق به دولت‌هايي که موفقيت‌هايي در راه اداره‌ي مملکت خود داشته‌اند، متوجه مي‌شويم يکي از دلايل پيروزي آنها درست استفاده کردن آن‌ها از رسانه‌هاي آن کشور است. اين استفاده‌ي حکومتها مي‌تواند به طرق مختلف باشد که اين راه‌ها را سياست‌هاي کلي،‌‌ايدئولوژي و منافع آن کشورها مشخص مي‌كند.
به طور مثال “از نظر لاکان در تجدد غربي هويت انسان در برابر وجود”ديگري”يا “غير” تعريف مي‌شود؛ انسان منفرد و عاقلي که در قرون جديد در غرب پيدا مي‌شود، نيازمند آن است که در برابر خود ديگري يا غيري داشته باشد تا بتواند هويت خود را به منزله‌ي انسان متجدد بشناسد. غير يا ديگري، عالم پر ابهامي است که وقتي هويت پيدا کرد به”ماهو”هويت مي‌دهد” (سمتي، ۱۳۸۵: ۹). اين ديگري که لاکان از آن نام مي‌برد را، رسانه‌ها مي‌سازند، تا هم به هويت افراد ملت خود شکل دهند و هم مردم با ديدن افراد غير از خود در ساير نقاط دنيا، به شکلي که رسانه‌ها معرفي مي‌كنند، به تحکيم اتحاد ملي و روند اداره‌ي کشور به صورت دلخواه سران سياسي، کمک کنند. براي نمونه، تصويري که رسانه‌هاي آمريکا از مردم آمريکا و در مقابل آن‌ها، خاورميانه و مردمش مي‌سازند.
از ديگر مواردي که دولت‌ها در رهبري جامعه‌ي خويش از آن سود مي‌جويند، دين است. دين در مناطق مختلف معنا و تعبيرهاي متفاوتي دارد. دين مي‌تواند دستور‌العملي مفيد به حال همه‌ي جامعه باشد و يا برعکس سودمند به حال مخترعان آن! اما در هر صورت وقتي گفته مي‌شود دين، منظور نوعي دستور‌العمل خاص براي ساخت زندگي بشر است،که تعريف هويت افراد نيز جزئي از آن محسوب مي‌شود.
از ابزارهايي که دولت‌ها در راه هويت‌‌سازي ملت خود سود مي‌جويند، دو مورد مد نظر اين تحقيق است: سينما به عنوان يک رسانه و دين اسلام به عنوان يکي از اديان. دولت‌ها مي‌توانند با تلفيق رسانه و دين به هدايت جامعه و از جمله هويت‌‌سازي افراد محدوده‌ي حکومت خويش بپردازند.
سينما يکي از قدرت مندترين رسانه‌هاست. سينما صنعتي است که تولدش، هيجان برانگيز و جادويي بود و در طي عمر نه چندان طولاني‌اش، نه تنها از جذابيتش کم نشد، بلکه امروزه به دليل پيشرفت روزافزونش در وسايل مورد استفاده اش، هنوز هم مي‌تواند قدرت شگرفي را به رخ کشد.
“سينما را رسانه‌اي نمايشي، ارزان، لذت بخش، از نظر فني هوشمندانه و متعلق به همه‌ي طبقات توصيف كرده‌اند. اما غني‌ترين لذت سينما احساس زيبا شناختي است. اين رسانه در عين حال منبع خطرناکي نيز هست، زيرا مي‌تواند مسائل غير اخلاقي، جنايت، پستي، وحشيگري و بد سليقگي را نيز آموزش دهد،گر چه از قدرت نفوذ آن مي‌توان براي بازسازي و پرورش نيز استفاده کرد. . . اين رسانه در مقايسه با هنرهاي پيش از خود براي انتقال مفاهيم روايي و‌انديشه‌ها و احساسات توانمند‌تر است”(جاوري،۴۷:۱۳۷۶).
خصوصياتي سينما را از ساير رسانه‌ها جدا مي‌سازد. يکي “از اين لحاظ که مردم هنگامي که روزنامه مي‌خوانند، يا به راديو گوش مي‌كنند، از لحاظ محتواي تبليغاتي آگاه‌ترند. از سوي ديگر سينما با فراغت و تفريح نسبت دارد و از اين رو بسيار خطرناک‌تر است”(ولچ، ۴۰۶:۱۳۶۹).
يک فيلم سينمايي مي‌تواند ظريف‌ترين و حساس‌ترين اطلاعات را وارد زندگي افراد کند. سينما در مقايسه با تلويزيون مي‌تواند مؤثر باشد، به چند دليل:
۱- از آن جهت که سينما بايد توسط بيننده انتخاب شود و همين انتخاب مي‌تواند در درصد تأثير سينما مؤثر باشد.
۲- اگر چه سينما با سياست در ارتباط است، اما مردم ارتباط تلويزيون با سياست را بيشتر درک مي‌كنند تا رابطه‌ي سينما با سياست را و همين کم اطلاعي در قبول اطلاعات در سينما، توسط تماشاگر مؤثر است.
۳- جاذبه‌ي بصري سينما نسبت به تلويزيون بيشتر است. يک فيلم سينمايي نسبت به فيلم تلويزيوني، فرصت بيشتري براي استفاده از جاذبه‌هاي بصري دارد. ويژگي‌هاي يک فيلم سينمايي آن است که: “دامنه ي تأثيراتش بسيارگسترده است. فيلم (سينمايي) از بسياري جهات رسانه‌اي بي‌همتاست: توانايي‌اش در ضبط و تجزيه‌ي بصري، قدرتش در انتقال واقعيت موجود، امکاناتش در آشکار ساختن کيفيت‌هاي حيات، توانايي‌اش در رهايي از قيد و بند‌هاي صوري و استعدادش در واقعيت بخشيدن به خيال‌ها و خلق صورت‌هاي انتزاعي به راستي بي‌نظير است (اسپارشات، ۳۰:۱۳۷۶).
۴- فيلم سينمايي، داراي برخي خصوصيات به غير از جاذبه‌ي بصري است که، فيلم تلويزيوني از اين خصوصيت نيزمحروم است: الف) فيلم سينمايي اين امکان را دارد که از راه‌هاي قانوني و غير قانوني، به ساير نقاط دنيا سفر کند و در مدت زمان کوتاهي بخشي از فرهنگ يک جامعه را براي جامعه ديگر به تصوير کشد. در صورتي که فيلم‌هاي تلويزيوني معمولاً از طريق تلويزيون‌ها و مراکز دولتي رد و بدل مي‌شوند و از نظر زماني هم متفاوت از فيلم سينمايي هستند. به طور مثال امروز بيشتر افراد، آمريکا را از آنچه ‌هاليوود عرضه مي‌دارد مي‌شناسند و نه آنچه واقعاً خود آمريکاست! ب) از سويي ديگر تماشاگران يک فيلم سينمايي در جشنواره‌ها معمولاً افراد خاص جامعه هستند مثل هنرمندان و يا افراد تحصيل کرده جامعه. معمولاً اين افراد در جوامع جزء گروه مرجع و صاحب نفوذ جامعه قرار مي‌گيرند در صورتي که تلويزيون بيشتر رسانه‌ي عوام جامعه است.
سينما امروزه يکي از ابزارهاي مهم اجتماع سازي در دنياي مدرن محسوب مي‌شود، که با استفاده از مواد مختلف مي‌تواند در روند اجتماعي شدن دخيل باشد. دين يکي از مصالحي است که مي‌تواند در دست سينما قرار گيرد و بر روند جامعه‌پذيري و هويت‌يابي جامعه مؤثر باشد. در يک تعبير”دين مجموعه‌اي از اعتقادات و آداب و اعمال، که کم وبيش سازمان يافته بوده و با يک حقيقت ما فوق تجربي و متعالي(همراه) باشد و هم چنين بر آن امر باشد که در درون جامعه معين، يک يا چند وظيفه زير را اعمال نمايد: يک پارچه ساختن، هويت بخشيدن، تبيين تجربه‌ي جمعي به ماهيت و اساساً شکل بخشيدن به حيات فردي و اجتماعي انسان‌ها”(کشاني، ۲۴:۱۳۸۳).
در اين تحقيق، دين اسلام از مجموع دين‌هايي که در جهان امروز حضور دارد مورد توجه است. دين اسلام به عنوان يک دين يکتا پرستي، در درجه اول به صورت عام نوعي هويت را براي انسان تعريف کرده است و در درجه ي دوم و به صورتي خاص نوعي هويت جنسيتي را براي زن و مرد، به صورت جداگانه‌ ترسيم کرده است؛که اين هويت را مي‌توان با در کنار هم قرار دادن آيات قرآن، به عنوان اصلي‌ترين منبع فکري و عقيدتي مسلمانان، تجسم بخشيده و از آن به صورت عملي در زندگي استفاده نمود. اين هويت ساخته شده را از طرق مختلف مي‌توان به اقشار جامعه منتقل کرد که يکي از اين راه‌ها سينما است.
براي تحقق يک زندگي اجتماعي منسجم و سازمان يافته لازم است حداقل، افراد جامعه از يک ذهنيت مشترک در مورد واقعيت‌هاي اجتماعي بين اعضاي جامعه برخوردار باشند،که مذهب و رسانه جزء عوامل عرضه کننده اين ذهنيت مشترک مي‌باشند. پس مهم به نظر مي‌رسد که عوامل شکل دهنده‌ي هويت ديني را يافته و موشکافانه به دنبال آن باشيم که،آيا رسانه‌هاي ما عرضه کننده‌ي اين هويت هستند؟ و مهم‌تر آنکه دريابيم آيا هنر هفتم در کشور ما توانسته است از اسلام به عنوان يک منبع غني اطلاعات انساني استفاده لازم را ببرد؟ پس به دنبال آن هستيم که بدانيم آيا سينما در ايران توانسته است با توجه به ارزش‌هاي ديني، مروج اين ارزش‌ها در جامعه باشد و به طور خاص‌تر در مورد مسائل زنان آيا توانسته است هويت زنانه تعريف شده از سوي دين مبين اسلام را به زنان شناسانده و آنان را با اين هويت آشنا سازد؟ آيا حکومت ايران توانسته است از سينما به عنوان يک ابزار فرهنگي مهم در راستاي‌ترويج فرهنگ اسلامي در جامعه و به خصوص در مورد زنان استفاده کند؟
۱- ۲ ضرورت تحقيق
زنان نيمي از جامعه بشري را تشکيل مي‌دهند و از آنجا که طبق عرف جوامع شرقي بيشترين مسئوليت درخانواده بر عهده‌ي زنان است پس انجام تحقيقاتي که به بهترشدن وضعيت زنان در جامعه و خانواده کمک کند ضروري به نظر مي‌رسد.
در عصر حاضر که مرزهاي اطلاعاتي بازتر از گذشته شده‌اند و افراد از منابع مختلف مي‌توانند آگاهي خود را وسعت بخشند ضروري به نظر مي‌رسد که تحقيقاتي انجام شوند تا نشان دهند چه آگاهي‌هايي و از چه طريقي به دست افراد جامعه مي‌رسد. در اين ميان مسأله هويت از اهميت خاصي برخوردار است چرا که مرز ميان هويت داشتن و بي هويتي و يا داشتن هويت درست يا غلط، بسيار حساس و ظريف است. شايد بتوان گفت زنان در هويت‌يابي وضعيتي حساس‌تر از مردان را تجربه مي‌كنند چرا که نقش مادري را بر عهده دارند پس به تعبيري هويت‌يابي زنان به معني هويت‌يابي نسل آينده است. از طرفي مدل زندگي زنان و دشواري‌هاي زن بودن باعث شكل‌گيري جنبش‌هاي حمايت از زنان شد که شاخص‌ترين آن‌ها فمنيسم است. تعريفي که فمنيسم از هويت زن ارائه مي‌كند بر اساس عقلانيت افراد ارائه دهنده نظريه بوده و متمايل به تفکرات غربي مي‌باشد؛ پس اين نظريه داراي اشکالاتي مي‌باشد که مانع مفيد بودن آن مي‌گردد. در نتيجه ارائه هويتي مطابق با فرهنگ و مذهب جامعه ايراني ضروري به نظر مي‌رسد.
۱-۳ اهداف تحقيق
۱-۳-۱ اهد ف کلي
– ارائه هويت جنسيتي براي زنان با توجه به معيارهاي اسلامي.
۱-۳-۲ اهداف فرعي

– بررسي ميزان فعاليت سينماي ايران در جهت معرفي هويت زنان از منظر اسلام.
– بررسي ميزان نوسانات عرضه‌ي هويت ديني زنان در سينما در دهه هشتاد.
۱-۴ پرسش‌ها و فرضيه تحقيق
۱-۴-۱ پرسش‌ها
-آيا فيلم‌هاي سينمايي اکران شده دهه هشتاد در ايران توانسته‌اند يک هويت درست اسلامي مختص زنان را براي جامعه به تصوير کشند؟
-آيا دولت توانسته است از سينما به عنوان يک ابزار فرهنگي مهم، براي‌ ترويج هويت ديني استفاده لازم را ببرد؟
۱-۴-۲ فرضيه
-فيلم‌هاي اکران شده در دهه هشتاد نقش مثبت و مؤثري در‌ترويج هويت ديني زنان نداشته‌اند.
۱- ۵ روش تحقيق و مراحل آن
اين تحقيق با روش بررسي تحليل محتوا کمي و کيفي انجام شده است. ابتدا با تحليل محتواي قرآن و احاديث پيامبر (ص) به عنوان منابع مشترک بين شيعه و سني، مؤلفه‌هاي هويت زن از نظر اسلام تبيين مي‌شود و در انتها با تحليل فيلم‌هاي سينمايي به دنبال يافتن زناني با اين هويت در فيلم‌ها بوده‌ايم. مقادير بدست آمده از فيلم‌ها بصورت کمّي دسته بندي شده‌اند. نتايج بدست آمده از تحقيق در دو مرحله کمّي و کيفي تفسير شده‌اند.
جامعه آماري اين تحقيق فيلم‌هاي اکران شده از ابتداي فروردين۱۳۸۰ تا انتهاي اسفند۱۳۸۹ است. در اين مدت حدود ۷۳۸ فيلم ساخته شده، که ۴۶۷ فيلم اکران شده است كه به عنوان نمونه ۹۴ فيلم از اين تعداد بررسي شده است. روش نمونه‌گيري، تصادفي مي‌باشد که بر‌اساس سال ساخت و موضوع فيلم انتخاب شده است. داده‌هاي گرد آوري شده توسط نرم افزارSpss مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
۱-۶ پيشينه
پيشينهي هر موضوع از سويي نشان مي‌دهد که هر موضوع چقدر مورد توجه محققان بوده است و از سويي ديگر راهگشاي تحقيقات تازه است براي انجام تحقيقات غيرتکراري و مثمر ثمر. در اين تحقيق عليرغم تمام تلاش انجام شده، هيچ پژوهشي که کاملاً موضوع اين پايان نامه را پوشش دهد يافت نشد. به همين علت سعي شده است در بين تحقيقات داخلي و خارجي نزديکترين پژوهش‌ها به اين رساله ذکر شود.
۱-۶-۱پيشينه خارجي
عبدالرحمن عواض(۲۰۰۲) وضعيت زنان در رسانه‌هاي جهان عرب را در يک مقاله با عنوان “بازنمايي تصوير زن در رسانه‌هاي عربي ” مورد بررسي قرار داده است. وي اين مقاله را در کنفرانس زن و رسانه ارائه کرد که در امارات متحده عربي با شرکت استادان و پژوهشگراني از کشورهاي مختلف عربي برگزار شد. نويسنده اين پرسش که آيا تصوير يکساني از زن عرب در رسانه‌ها وجود دارد و يا با تنوع رسانه‌ها و مناطق اين تصوير نيز متفاوت است؟ را در مقاله خود پاسخ داده است و مي‌کوشد با بهره‌گيري از پژوهش‌هاي گوناگون به بررسي رسانه‌هاي نوشتاري، ديداري و شنيداري بپردازد و نقش آنها را در بازنمايي چهره واقعي زن عرب و بلکه زن مسلمان تو ضيح دهد. وي با توجه به نقش مهم تبليغات بازرگاني، چگونگي حضور زن را در آن مورد بررسي قرار مي‌دهد و نقش ايفا شده را در بيشتر موارد منفي مي‌داند و خواستار تصحيح نگاه به اين مقوله مي‌شود. به نظر وي اين نقش، زن را تا حد يک شيء همچون لوازم منزل و ديگر کالاهاي تبليغ‌شده تنزل مي‌دهد و او را از هويت و شخصيت انساني خود دور مي‌کند. آنگاه به بحث در مورد محتواي رسانه‌هاي خاص زنان مي‌پردازد و توجه افراطي به مسايلي مانند مد لباس، آرايش و زيبايي، تجمل‌گرايي و … و نيز ناديده گرفتن مسايل اصلي، ديدگاه‌ها، مشکلات و واقعيت‌هاي مربوط به زنان را مورد بررسي قرار مي‌دهد و نقش رسانه‌ها را در واژگون نشان دادن چهره‌ زنان و نيز ساختن الگوهاي نامناسب براي آنان باز مي‌نمايد.
وي همچنين به بررسي وضعيت زنان شاغل در رسانه‌ها مي‌پردازد و نشان مي‌دهد حضور آنان نتوانسته است به تأثير جدي در ارائه چهره مناسب از زنان در رسانه‌ها منتهي شود. نويسنده در پايان پيشنهادهايي براي بهبود کار رسانه‌ها در مورد زنان ارائه مي‌دهد و آنها را به آشنايي بيشتر با مسايل واقعي جامعه و خودداري از نسخه‌برداري صرف از رسانه‌هاي غربي فرا مي‌خواند.
درايه (۲۰۰۹): درمقاله اي به اين نتايج رسيد كه وضعيت زنان در ايران نابرابر با مردان است. از خاتمه ي جنگ تحميلي زنان بيشتر تلاش كرده‌اند که از حالت نامرئي يا تحت‌الحمايه ديگران بودن رهايي يابند و رسانه راهي براي اين مشکل بوده است. آنان بدنبال هويتي هستند که بدون شوهر، برادر يا پسر و پدر در جامعه شناخته شود. زنان فهميده‌اند با اين حال که ساليان دراز است حق رأي و شرکت در پارلمان را يافته‌اند. اما ريشه تبعيض جنسيتي در خانواده و در جامعه‌ي مرد سالار ايران است. زنان سازنده فيلم از ۱۹۹۰نشان داده‌اند که بي‌عدالتي جنسيتي در جامعه ايران فراگير است. او معتقد است در دولت محمد خاتمي موقعيت بهتري براي اجراي عدالت براي زنان فراهم بوده است اما در دولت احمدي نژاد اينگونه نيست.
۱-۶-۲پيشينه داخلي

دسته بندی : 22

پاسخ دهید