هرچند كشور ايران به ملاحظات گوناگون همواره مورد توجه مردم همه نقاط جهان بوده و هر چند ردپاي جهانگردان از گذشته هاي دور را مي توان در اين سرزمين دنبال نمود، اما پرداختن به موضوع جهانگردي از ديدگاه اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و معرفي كشور و آداب و رسوم و هنر و خصوصيات آن به جهانيان فقط از آغاز تاسيس سازماني جلب سياحان سابق صورت گرفته است. در اينجا نگاهي كوتاه و گذرا به گذشته جهانگردي در ايران مي اندازيم:
۲-۲-۱ جهانگردي در ايران قبل از اسلام
در ايران قبل، از اسلام و قبل از حكومت ارياها و پيش از تدوين تاريخ، نيز مسافر و جهانگردي داراي حقوق و امتيار بوده است كه در حكومتهاي مختلف و در تشكل هاي مدني هر دوره، حدود و ميزان آن يكسان و مشابه نبوده است بلكه با توجه به انگيزه و هدف مسافر يا جهانگرد حقوق و حدود آن، تعيين و اجراء مي شد.
در زمان حكومت ايلامي ها كه كشور ايران به صورت فدرال اداره مي شد سير و سفر معمول بوده و مسافرين نيز از امكانات موجود استفاده مي كردند، اگرچه به سبب فقدان تاريخ و يا روايات مكتوب به چگونگي آن حقوق، دقيقا نمي توان وقوف يافت ولي آنچه مسلم است اين است كه سير و سفر در آن دوران متداول بوده است و مسافرين اعم از ايرانگردان و جهانگردان از طريق و شوارع و تاسيسات و امكانات سرويس دهي مسافرين استفاده نموده اند. ۱
براي نمونه به مندرجات بخشي از كتاب مسافران تاريخ استناد و عينا آنرا نقل مي كنيم:
… بي گمان سير و سفر در آن روز و در آن سرزمين باستاني از رونق و اعتبار ويژه اي برخوردار بوده، و تا قبل از نابودي اين تمدن، مسافران داخلي و خارجي در جاده هاي ميان شوش و ايالات داخلي و سرزمين هاي خارج از آن در رفت و آمد بوده اند و شايد تاسيساتي نيز براي رفاه حال آن مسافران ساخته شده بود كه در حملة آشوريان از ميان رفته است.
الف) دوران مادها و هخامنشيان:
از دوران مادها اطلاع صحيح و مستندي كه نمايانگر سير و سفر و يا وجود تاسيسات و بناهاي مورد استفادة جهانگردي باشد در دست نيست، و در منابع و كتابهاي موجود، نيز در اين زمينه اخبار و اعلامي نشده است. اما از دوران هخامنشي و پادشاهان اين دوران مدارك و مستنداتي موجود است كه انكار ناپذير مي باشد و در آن مستندات از طرق و شوارع و ابنيه، احداث شده و قابل استفاده مسافرين اسم برده شده است.۲
پس از فتح ايران، بوسيلة اسكندر مقدوني و دگرگوني تمدن و فرهنگ كهن ايراني و رواج فرهنگ و تمدن يوناني (هلنيسم) ۳، جهانگردي خصوصاً سير و سفر جهانگردان يوناني به ايران، تحرك بيشتري يافت و با ساخت شهرها و قصبات متعدد، سياحاني با اهداف بازرگاني و تجاري به ايران آمده و از شهرهاي تازه ساخت و امكانات جديد استفاده كرده اند.
در زمان سلوكيان و جانشيان اسكندر كه به توسعة راهها و عريض كردن و نگهداري آنها، توجّه ويژه داشتند، تردّد كاروانها مبادلة كالا در طول سال و در نقاط مختلف ايران ، معمول و رايج بوده و سيّاحان تجاري و بازرگاني، از آن امكانات بهره مي بردند.۴
ب) دوران اشكانيان:
در دورن اشكاني كه در سرزمين پارت حكومت داشتند، راههاي مهّمي احداث شده و جادّة ابريشم كه مهمترين شاهراه بازرگاني دنياي قديم بوده، و از كشور چين شروع و از افلات ايران به درياي مديترانه منتهي مي شد، مورد استفاده جهانگردان تجاري آن زمان بوده است؛ از مسافرين دورة اشكاني در زمان حكومت مهرداد دوم (اشك نهم)، جانك نين فرستادة چين استت كه به ايران سفر كرده است.۵
اشكانيان مانند هخامنشيان در منازل بين راه اسبان يدكي داشتند تا با استفاده از آنها در كار حمل و نقل تسريع شود، در آن دوران به منظور فراهم آوردن تسهيلات سفر و آگاه ساختن مسافران‌، از امكانات رفاهي مسيرهايي كه در آن سفر مي كردند، بروشورها و نقشه هاي راهنماي كاروانيان در اختيار آنان گذاشته مي شد.۶
ج ) دوران ساسانيان :
در زمان ساسانيان نيز همانند دوران هخامنشيان، به مساله جهانگردي و سير و سفر توجّ ه مي شد و در آن زمان علاوه بر احداث جادهّ ها، نظير جادة ۲۵۰ كيلومتري فيروزآباد به خليج فارس، كه به طرف بندرطاهري امتداد مي يافت، كاروانسراهاي متعددي، با معماري زمان اشكاني و ساساني ساخته شد كه مورد استفادة مسافرين بوده است.
در اين دوره، دولت نه تنها به امنيت راههاي كاروان رو و وسايل حمل و نقل و ايستگاهها و كاروانسراها و ساير احتياجات توجّه داشت بلكه از عمّال خود براي نظارت در كارهاي تجاري و اقتصادي به مناطق سرحدّي و بنادر مي فرستادند. از دوران پيش از اسلام نوشته هايي در دست است كه خبر از سفر بعضي از يونانيان و روميان به ايران مي دهد. عده اي از اينان چون هردوت و گزنفون نوشته هايي هم راجع به تاريخ و اوضاع و احوال ايران آن روز برجاي گذاشته اند.۷
۲-۲-۲ دوران بعد از اسلام (دوران اسلامي)
نخستين كسي كه از مغرب زمين به ايرن سفر كرد و شرح مسافرت خود را در سفرنامه اي به رشتة تحرير درآورد “بنيامين تودلاي” اسپانيايي است . جهانگردان و ايرانگردان ديگر عصر اسلامي كه از اماكن اقامتي ايران، رباط ها و كاروانسراهاي مهم و از استراحتگاهها و پناهگاههاي آماده براي توقّف و تردّد سيّاحان خسته و درمانده آن روزگاران، در كتابها و سفرنامه هاي خود، ياري نموده اند، عبارتند از :
– خاخام موسي پتاچيا چكسواكي، كه سفرش به ايران از طريق روسيه بوده است.
– ابوالقاسم بن خرداد،‌صاحب كتاب مشهور “المسالك و الممالك”
– خاقاني شرواني، شاعر بلندآوازه و سيّاح ايراني قرن ششم هجري و صاحب مثنوي نفيس “تحفه العراقين”.
– ابوعبدالله مقدسي، جهانگرد و جغرافي نويس قرن چهارم هجري، كه بيشترين شهرتش در زمينة (شهرنگاري) است.
– ابودلف عربستاني، صاحب سفرنامه “ابودلف در ايران”.
– ابوالقاسم محمّد بن حوقل بغدادي، صاحب كتاب “صوره الارض”.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

– شيخ مصلح بن عبدالله، معروف به (سعدي)، نابغة شعر و ادب و جهانگرد مشهور ايران.
– ماركوپولوي ونيزي، سيّاح نامدار جهان كه سفرنامة مشهور وي چندين بار در سراسر دنيا به چاپ رسيده است.
– جيواني دمونته كورينو، سيّاح اروپايي
– ريكولده دامونته كورچه، جهانگرد غربي
– اودوريكو داپور دنون، جهانگرد غربي
– فريرر جوردانوس، سيّاح اروپايي
– ناصر خسرو قبادياني شاعر نامدار قرن چهارم هجري كه از سيّاحان مشهور دوران اسلامي است پس از هفت سال سير و سفر به تمامي نقاط ايران در سفرنامة خود از تعداد رباطهايي اسم برده كه يا در طول سفر خود در آنها اقامت نموده و يا اين كه با ديدن آنها به توصيف امكانات و تسهيلات اقامتي موجود در آن رباطها پرداخته است.۸
ازدوران حكومت مغولها، امر سيّاح دوستي و مسافرپروري، بدين شرح شده است :
… در اين دوران سيّاح دوستي و مسافرپروري در سراسر كشورهاي اسلامي، شعار امرا و بزرگان بود و سيّاحان و مسافران وسيلة تبليغاتي مهمّي بودند، كه مي توانستند خبر احسان و كرم ارباب قدرت را از شهري به شهري برند و نام آوازة آنان را در اكناف عالم بپراكنند.
سيّاح دوستي، آنچنان در همه جا مرسوم و متداول بود كه مردي گمنام و ناآشنا چون ابن بطوطه با دست خالي از طنجه مراكش به راه افتاد و طي ۳۰ سال در نهايت عزّت و احترام تا اقصي نقاط چين مسافرت نمود. ۹
جوزافا باربارو و آمروزيو كنتاريني كه از سفراي دولت و نيز در دوران حكومت آق قويونلوها مي باشند؛ و با آنكه آنها خصوصاً (باربارو) سالهاي طولاني در ايران اقامت داشته و شهرهاي مهم آن زمان نظير اصفهان، كاشان، يزد، شيراز و هرمز و لار و قم و تبريز را ديده است و از جادّه هاي متعدّدي عبور كرده و قنوات داير را مشاهده نموده و پس از بازگشت به اروپا سفرنامه نيز نوشته است. ولي مشاهدات و نوشته هاي او خالي از برداشته هاي مربوط به حقوق و امتيازات جهانگردان است.۱۰
دوران صفويه (حكومت شاه عباس)

كنستانتين لاسكاري سيّاح ونيزي، لود ويكوري و ارتماي ايتايايي و لوئيچي رانچينوتو ونيزي از سياحان غربي زمان صفويه مي باشند و جان كين سون، سفيري است انگليسي كه از سوي اليزابت ملكة انگليس به حضور شاه طهماسب صفوي رسيد و همچنين دالساندري ونيزي سياح ديگري است كه در زمان شاه طهماسب به ايران سفر كرد.۱۱
سيّاحان دورة شاه عباس نيز به علت وجود امنيت عمومي و ثبات سياسي در كشور، متعدد و بيش از زمان شاهان ديگر صفويه بوده اند.
آنتوني شرلي۱۲ و رابرت شرلي۱۳ از مشهورترين سيّاحان زمان حكومت شاه عباس اول مي باشند. اين برادران در سفرنامة خود از رفتار ايرانيان با خارجيان چنين نقل كرده اند: بايد دانست كه مملكت ايران براي سكناي اهل خارجه به مراتب بهتر از عثماني است زيرا كه پادشاه ايران از حين جلوس خود حكومت و مملكت خود را به طوري مطيع و امن كرده است كه شخص، مي تواند در تمام مملكت مسافرت كند، بدون اينكه حربه يا اسلحه اي با خود داشته باشد، اهالي خيلي مودّب و نسبت به خارجيان مهربان هستند.
دلاواله ايتاليايي از مشاهير سياحاني است كه در زمان شاه عباس اول به ايران سفر كرده و بهترين سفرنامه را در پيرامون مشاهدات خود، خصوصا از زيبايي هاي طبيعت و از معماريهاي ارزشمند قصر سلطنتي و چهار باغ و خيابانهاي بزرگ و خانه هاي بزرگ كوچك و آب نماي چهار باغ كه به نظر او بسيار جالب و اعجاب انگيز مي باشد و از جاده ها و كاروانسراهاي متعدد و شهرهاي مختلف بويژه از شهرهاي مازندران و كاخهاي سلطنتي و از ‌آداب و روسم مردم ايران نوشته است.
از مهمترين ويژگيهاي زمان حكومت شاه عباس اول كه باعث رواج سير و سفر و جلب سياحان بسيار زياد گرديد، علاقة شخص او به اعزام فرستادگاني نزد سلاطين كشورهاي مسيحي، به منظور رونق امور تجاري و صنعتي در كشور و پذيرش سفرايي از آن كشورها و جلب سياحان مختلف براي انتقال علم و تكنولوژي مي باشد در زمان حكومت شاه عباس اول جهانگردان به ندرت گرفتار ناامني و ملول بي ثباتي كشور شده و همواره مصون از خشونت و تعرضات بوده و جانشان ايمن و مالشان محفوظ بوده است.۱۴
ژان باتيسيت تاورنيه۱۵ از بزرگترين سياحان قرن هفدهم ميلادي است كه در زمان حكومت شاه صفي و شاه عباس، شش بار به ايران مسافرت كرده و آنگونه كه گفته مي شود او كسي است كه ايران مسافرت كرده و آنگونه كه گفته مي شود او كسي است كه ايران را بهتر از ايرانيان همزمان خود شناخته است، مشاهدات او كه در سفرنامة معروفش سفرنامه تاورنيه منعكس است از مطمئن ترين مستندات و صادق ترين روايات تاريخي است زيرا با نظري دقيق به همة امور نگريسته و با صراحت و صداقت بدون اغراق آنچه را كه ديده به زبان و قلم آ‌ورده است.
ژان شاردن ۱۶ فرانسوي از سياحان مشهور ديگر زمان صفويه است، كه مفصل ترين و ارزشمندترين سفرنامه ها دربارة ايران را در ۱۰ جلد نوشته است. ژان شاردن فرانسوي اوضاع حكومت شاه عباس دوم و مخصوصا دورة حكومت شاه سليمان صفوي را به دقت تصوير كرده و نوشته هاي او بدون اغراق به دور از هرگونه تعصب و با داوري هاي بسيار صائب و به حق است و به همين علت او را معرف تمدن و فرهنگ دورة صفويه نزد ملل غرب مي دانند، سفرنامة او را دايره المعارف تمدن ايران مي شناسند. شاردن در سياحت نامه خود در زمينة وجود امنيت، سهولت جهانگردي در ايران اين گونه مي نويسد:
… در تمام جهان، كشوري مانند ايران براي سياحت و جهانگردي وجود ندارد، از لحاظ قلت خطرات و از لحاظ امنيت طرق، كه مواظبت دقيقي در اين مورد به عمل مي آيد و خواه از جهت كمي مخارج كه معلول كثرت تعداد عمارات عمومي مخصوص مسافرين در سرتاسر امپراتوري در بلاد و بيابان است . در اين عمارات به رايگان سكونت مي كنند، بعلاوه در نقاط صعب العبور، پل ها و جاده هاي مسطحي (شوسه) وجود دارد، كه براي كاروانها و كلية كساني كه براي كسب نفع در حركتند تعبيه شده است.۱۷
بعد از حكومت صفويه كه عصر طلايي ايران آن زمان ناميده شد، و شكست سلطان حسين صفوي از محمود افغان، سير و سفر در ايران از رونق افتاد ولي در زمان نادرشاه تلاش براي بهبود امور سياحتي و توسعة آن حتي با تعمير و تعويض راهها و احداث جاده هاي جديد صورت گرفت. معروفترين فردي كه در اين دوره به ايران مسافرت كرد ويليام فرانكلين افسر ارشد سپاه بنگالمي باشد كه در فاصلة سالهاي ۱۷۸۷ – ۱۷۸۶ ميلادي به ايران سفر كرد.۱۸
از آنچه گذشت اينطور استناد مي شود كه كشور ايران از قديم الايام همواره مورد توجه جهانگردان بوده است و كساني كه در طي ساليان متمادي براي شناخت تمدن و فرهنگ كهن سرزمين ما به ايران آمده اند به شدت مسحور و مفتون هنر و اخلاق و خصوصيات مردم ايران شده و بررسيهاي فراواني در اين خصوص بعمل آورده اند. در قرن نوزدهم ميلادي و مقارن دولت حكومت قاجاريه، سياحت وجهانگردي در ايران بر خلاف زمان افشاريه و زنديه رونق پيشين خود را بازيافته و همانند عصر صفويه تعداد زيادي جهانگرد مخصوصاً از كشورهاي اروپايي با انگيزه ها و اهداف مختلف به ايران سفر كرده اند. به هر حال از قرن نوزدهم به بعد است كه جهانگردي بصورت امري منظم و دسته جمعي و ضروري در مي آيد و چنان وسعتي كه خود مي گيرد كه كم و بيش ضرورت توجه به آن در همه جا احساس مي شود. اين امر از آن جهت مورد توجه قرار مي گيرد كه جهانگرد با خود رونق و ثروت به ارمغان مي آورد.۱۹
۲-۳ تعريف اصطلاحات:
۱- توريسم : توريسم از كلمه Tour در ريشه يوناني Tourionis اخذ شده و معني آن گشت و سياحت است. در فرهنگ آكسفورد‌(oxford) معاني مختلفي براي توريسم بيان شده از جمله مسافرتي كوتاه (قرباني، ۱۳۸۱ ، ص ۷۶)
اما طبق تعريفي كه در سال ۱۹۶۴ ازطرف سازمان ملل و براساس پيشنهاد كنفرانس بين المللي تورانسپورت و جهان گردي آن سازمان در روم به تصويب رسيد، جهان گردي عبارتست از فعاليت هاي افرادي كه براي استراحت، تفريح، ديدار دوستان و خويشان، تجارت، امور حرفه اي ، درمان بيماري، انگيزه هاي مذهبي، زيارتي و … به خارج از محيط معمول خويش مسافرت كرده كه حداقل ۱ شب و حداكثر ۱ سال به طور متوالي در آنجا اقامت داشته باشد. (سينائي، ۱۳۸۲ ، ص ۱۵).
۲- صنعت توريسم: صنعت به عملي اطلاق مي شود كه اشتغال زا و توليدي باشد. به مجموعه فعاليت ها و خدماتي كه در خدمت توريست و به جهت توسعه آن انجام مي گيرد، صنعت توريسم گفته مي شود.
به طور كلي به هر نوع از مجموعه فعاليت هاي مولد اقتصادي عنوان صنعت مي توان اطلاق كرد و از آنجا كه جهان گردي امروزه نقش موثري در اقتصاد هر كشور يا منطقه اي مي تواند داشته باشد، به فعاليت هاي مرتبط با آن صنعت توريسم گفته مي شود .(قرباني، ۱۳۸۱ ، ص ۷۷)
۳- صنايع دستي: به موجب تعريفي كه از طرف دفتر بين المللي كار (I.L.O) براي صنايع دستي شده است، به كليه فعاليت هاي توليدي و خدماتي وابسته كه در موسسات با كمتر از ۱۰ نفر كارگر صورت مي گيرد صنايع دستي گفته مي شود. (تحقيقي پيرامون سفال لالجين، ۱۳۶۳)
برحسب تعريفي كه در شوراي صنايع دستي ايران از اين رشته فعاليت به عمل آمده است، به آن رشته از صنايع اطلاق مي شود كه تمام يا قسمتي از مراحل ساخت فرآورده هاي آن با دست انجام گرفته و درچهارچوب فرهنگ و بينش فلسفي و ذوق هنري انسانهاي هر منطقه با توجه به ميراث هاي قومي آنان ساخته و پرداخته مي شود. (تاج، ۱۳۸۵ ، ص ۲)
۴- اوقات فراغت : فراغت ترجمه معادل فرانسوي Loisir و انگليسي Leisure و يا معادل آلماني Freizeit است كه در زبان فارسي رايج گشته است، برداشتهايي كه از ديدگاههاي مختلف علوم انساني از اوقات فراغت مي شود بسيار متنوع هستند و روي اين اصل تاكنون تعاريف متفاوتي از جنبه هاي گوناگون براي اوقات فراغت ارائه شده است. از نظر جغرافيايي اوقات فراغت عبارت است از زمان بيداري كه انسان در طول آن از كار و اشتغال ووظايف اجتماي روزمره فارغ گشته و مي تواند به طور دلخواه آن را در نواحي مختلف صرف كند. به طور كلي مجموع اوقاتي كه انسان در اختيار دارد به صورت زير حرف مي شود:
۱- اوقاتي كه صر ف كار براي امرارمعاش مي شود.
۲- اوقاتي كه براي تعادل صرف حيات مي گردد.
۳- اوقاتي كه انسان در طي آن فارغ از كار و خواب بوده و مي تواند آن را به دلخواه بگذارند. همان گونه كه انسان از طريق كار يا خواب به نحوي وجود خود و نتايج منبعث از آن در جامعه و محيط پيرامون خود عينيت مي بخشد، به همين ترتيب مي تواند از طريق گذران اوقات فراغت خود محيط پيرامون را دگرگون نمايد .(رضواني، ۱۳۸۵، ص ۱۲۰)
۵- خدمات توريستي: آنچه كه تحت عنوان خدمات توريستي مطرح مي گردد، شامل موارد گوناگون و متنوعي است كه نه تنها موجب رونق بخشيدن به جريانهاي توريستي هر كشوري مي شود، بلكه توجه به آن، به امر برنامه ريزي توريستي نيز كمك مي نمايد و بدين وسيله به رشد و توسعه صنعت توريسم مي افزايد. خدمات توريستي شامل اين موارد مي شود: آموزش نيروي انساني، راهنمايان تور، خدمات تبليغات، خدمات سازماندهي تور، خدمات و تسهيلات ويزايي و گذرنامه، خدمات گمركي و عوارض، خدمات بانكي و تسهيلات ارزي، خدمات بيمه و امداد پزشكي.
۲-۴ تعريف و مفهوم جهانگردي:
بيشتر لغت نامه ها واژه ساده مسافرت (travel) را عمل جابجائي تعريف كرده اند، كه البته در مفهوم جهانگردي اين واژه تعريف ديگري دارد كه عبارت است از : “عمل جابجائي به خارج از جامعه براي تجارت يا تفريح و نه براي انجام كار روزمره يا تحصيل. براي اينكه مسافرت نوعي صنعت به حساب آيد، بايد در سايه اينگونه فعاليت ها نوعي ارزش اقتصادي ايجاد شود. در نيمه اول قرن بيستم، ورود و خروج مسافران و جهانگردان به ندرت ثبت مي شد، اگر هم اين كار انجام مي گرفت روش ثبت از كشوري به كشور ديگر فرق مي كرد. در ضمن شمارش نهايي اين مسافران و جهانگردان به علت وجود تعريف هاي مختلفي از جهانگردان، امكان نداشت و فقط از روي گذرنامه هاي افراد خارجي امكان اين ثبت ايجاد مي شود. سرانجام با ارائه تعريف استانداردي از اين صنعت، پژوهشگران جهانگردي ، درباره صنعت مربوطه مفروضات علمي قابل اتكائي ارائه دادند و اين صنعت به سرعت گسترش يافت و باعث شد اين صنعت نقش فوق العاده در سيستم اقتصاد جهاني ايفا كند. اين صنعت هنوز به عنوان يك رشته آموزشي و علمي فاقد تحقيقاتي است كه در ساير رشته هاي بازرگاني مشاهده مي شود.
سازمان جهاني جهانگردي (كه بسياري از دولت ها در آن عضويت دارند) راهي را براي ارائه تعريفي عمومي از جهانگردي نشان داده است. در سال ۱۹۹۱ ، سازمان جهاني جهانگردي و دولت كانادا كنفرانس بين المللي درباره مسافرت و آمارهاي جهانگردي در اوتاكوا، كانادا تشكيل دادند.
اين تعريف مبتني بر تعريفي است كه اين سازمان ارائه نموده است:

دسته بندی : 22

پاسخ دهید