ضمائم۱۸۹
پرسشنامه۱۸۹
پيوست ها
چكيده انگليسي

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فهرست نمودارها
نمودار(۱-۱) ۶
نمودار(۲-۲)۳۳
نمودار(۳-۲) ۴۵
نمودار(۴-۲)۸۶
نمودار(۵-۲) ۱۴۶
نمودار(۴-۱)۱۴۲
نمودار(۴-۲)۱۴۳
نمودار(۴-۳)۱۴۴
فهرست اشكال
جدول(۲-۱) ۲۴
جدول(۲-۲) ۷۵
جدول(۳-۲۸۱
جدول(۴-۲) ۸۶
جدول ۴-۱) ۱۴۱
جدول(۴-۲) ۱۴۲
جدول(۴-۳)۱۴۳
جدول(۴-۴) ۱۴۵
جدول(۴-۵) ۱۴۸
جدول(۴-۶) ۱۵۱
جدول(۴-۷) ۱۵۴
جدول(۴-۸) ۱۵۵
جدول(۴-۹) ۱۵۹
جدول(۴-۱۰) ۱۵۹
جدول(۴-۱۱) ۱۵۹
جدول(۴-۱۲) ۱۶۰
جدول(۴-۱۳) ۱۶۰
جدول(۴-۱۴) ۱۶۱
جدول(۴-۱۵) ۱۶۱
جدول(۴-۱۶) ۱۶۲
جدول۴-۱۷) ۱۶۳
جدول(۴-۱۸) ۱۶۴
جدول(۴-۱۹) ۱۶۴
جدول(۴-۲۰) ۱۶۵
جدول(۴-۲۱) ۱۶۶
جدول(۴-۲۲) ۱۶۶
جدول(۴-۲۳) ۱۶۷
جدول(۴-۲۴) ۱۶۸
جدول(۴-۲۵) ۱۶۸
جدول(۴-۲۶) ۱۶۹
جدول۴-۲۷) ۱۶۹
جدول(۴-۲۸) ۱۷۰
جدول (۴-۲۹) ۱۷۱
چكيده
پژوهش حاضر با عنوان راهكارهاي غنيسازي برنامهريزي درسي در مدارس عادي از ديدگاه معلمان مقطع دبيرستان شهر تهران درسال تحصيلي ۹۱-۹۰ انجام شد. روش انجام پژوهش، به لحا‌ظ گردآوري داده توصيفي _ پيمايشي به لحاظ هدف پژوهش كاربردي بود. جامعه آماري پژوهش شامل معلمان مقطع دبيرستان ‌شهر تهران درسال تحصيلي ۹۱- ۹۰ به وسيله نمونهگيري خوشهاي تصادفي چند مرحله اي انجام شد و تعداد ۳۴۰ نفر مي باشد. براي تجزيه و تحليل داده هاي جمعآوري شده از آمار توصيفي و آمار استنباطي (آزمون T تك مولفه اي) استفاده شد. به منظور جمعآوري اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته شامل ۳۶ گويه بسته پاسخ تهيه گرديده و براي برآورد، روايي پرسشنامه از روايي متخصصان و صاحبنظران، استفاده شده و بعد از اجراي آزمايشي پرسشنامه با استفاده از روش آلفاي كرونباخ پايايي پرسشنامه ۹۴% برآورد شد. يافته هاي پژوهش نشان ميدهد مولفههاي مورد مطالعه در اين تحقيق (اهداف، محتوا، روش تدريس، ارزشيابي) و در ميانگين بدست آمده بين مولفههاي مورد مطالعه رابطه معنادار وجود دارد. از بين مولفههاي مورد مطالعه مولفه هاي ، حوزه عاطفي از اهداف آموزشي و محتواي تلفيقي و روش تدريس حل مسئله، و استفاده ارزشيابي استاندارد، پيش بيني كننده هاي معنيداري در غنيسازي برنامه ريزي درسي به شمار مي روند.
كليد واژه ها : غني سازي، برنامه درسي، اهداف آموزشي، روش تدريس، محتواي تلفيقي، ارزشيابي
فصل اول
مقدمه:
وقوع انقلاب اطلاعاتي از سويي و پيشرفت روز افزون فناوريها از سوي ديگر، نظام آموزشي سنتي را از بسياري جهات به شدت تحت تاثير قرارداده است تحولاتي را به آن متحمل ميكند. عدم كارآيي نظام پيشين حافظه مدار، در شرايطي كه حجم علم در۵-۵/۵ سال دو برابر ميشود، تغيير رويكرد سنتي به رويكرد حل مسئله، را الزامي كرده است. دنيايي كه امروزه دانش آموزان با آن مواجه هستند در حال تغيير است، عصر فن آوري اطلاعات و ايده جهاني شدن، تربيت، شاخصهاي كسب موفقيتهاي زندگي را، دگرگون كرده است (منطقي،۱۳۸۴)
توانايي سازگاري بحران ها و نيازهاي عصر جديد، مستلزم آموزش و يادگيري و مهارتهايي چون تفكر انتقادي، يادگيري اجتماعي، تحليل و تفسير اطلاعات و استفاده بهينه از آن در تصميمگيري به دانشآموزان است. همگام با تحولات روزافزون علم و تكنولوژي، نظام آموزشي نيز تغييرات را به طور سريع پذيرفته، شايد بيشتر از ساير سازمانها و نظامها عرضه تغيير و تحول گرديدهاند و خود زمينه ساز و سرعت دهندهاي از تغيير و تحولات به پشتوانه گسترش و توسعه علم و رونق بخشيدن به انديشه و تفكربوده اند. تغيير اهداف برنامه هاي درسي، مواد و محتواي آموزشي و روشها و مسائل آموزشي و به طور كلي تغيير در فرايند ياددهي_ يادگيري و همگاني شدن با نوآوريها امري مسلم انكارناپذير است، با شكوفاسازي اين استعدادهاي بالقوه افراد كاوشگر، آفريننده، مشكلگشا؛ نوآور، مولد و عامل تغيير را تربيت كند كه شايستگيهاي فردي و اجتماعي لازم را كسب كنند. بدين ترتيب جامعهاي ايدهال ايجاد خواهد شد. و از اين رو از آموزش و پرورش انتظار ميرود كه در قبال اين سرمايههاي عظيم انساني، فضاي آموزشي لازم، فناوريهاي جديد اطلاعاتي و نوآوري در روشهاي آموزشي از اين فرصت استثنايي استفاده كند و از اين رو وظيفه نظامهاي آموزشي نيز در جوامع امروز سنگينتر و تعهدات آنها در قبال جامعه و خانواده ها بيشتر گرديده است(شريعتمداري، ۱۳۷۹)

۱-۱ – بيان مساله
غني سازي۱ يعني تعمق در محتويات آموزشي، جهت سازماندهي اطلاعات و زمينه سازي براي پژوهش فردي است، تا دانشآموزان موضوعات را عميقتر بررسي كنند. به عبارتي يعني تعمق و گسترش بيشتر در موضوعات درسي و ارائه دروسي، كه معمولا در برنامه آموزشي متداول براي سن دانشآموزان گنجانده نميشود، مانند تاريخ باستان، زبانهاي خارجي و..” .قابل توجه است كه اين دروس براستي با برنامه آموزشي حال و آينده متفاوت است حتي در درون يك نظام عادي نيز قابل اجرا است.( منطقي، ۱۳۸۲ به نقل ازهوگ ،۱۹۹۲)
دليل وجودي هر نظام آموزشي؛ تحقق هدفهاي آن نظام است. اگر هدفهاي مورد نظر بدرستي تحليل و الويتهاي آن به روشني تعيين و تصريح نشده باشد، امكان حركت و فعاليت صحيح؛ و در نهايت تحقق هدفهاي آموزشي در درون آن نظام غيرممكن خواهد بود، زيرا براساس هدفهاي آموزشي است كه برنامه ريزي آموزشي، برنامه ريزي درسي و فعاليتهاي درون نظام آموزشي شكل ميگيرد شواهد زيادي دال بر اين مطلب وجود داردكه اگر معلمان هدفهاي آموزشي تعريف شده روشني داشته باشد :۱_فرايند ياددهي _يادگيري بهتر اتفاق خواهد افتاد. ۲- نتايج يادگيري موثرتر و مطلوبتر خواهد بود.۳ – ارزشيابي با كيفيت بهتري انجام خواهد گرفت.۴- دانشآموزان خود ارزشيابي خوبي خواهند شد. بنابراين معلمان نياز دارند، اهداف آموزشي را آنچنان تعيين و تعريف كنند كه ابهامي براي انجام فعاليتهاي ياددهي _ يادگيري وجود نداشته باشد، استفاده از اهداف را به طريقي بياموزند كه كيفيت آموزشي و ارزشيابي آنها ارتقاء يابد. (كوپر،۱۹۹۴ )به نقل از شعباني، ۱۳۸۶).
ساختار سه مولفه اي غني سازي كه رنزولي معرفي كرد مركب از۳ مولفه است :
۱- فعاليتهاي پژوهشي عمومي كه همهي دانش آموزان را تشويق كند تا علايق خود را رشد دهند و بدين منظور از منابع مراكز و مراجع مرتبط بهره گيري ميشود اين فعاليت بر روي كانون علايق هر فرد تاكيد دارد. از طريق اين مولفه دانش آموز حيطهي مورد علاقه خود را تشخيص ميدهد و به پيگيري و بررسي عميق آن مي‌پردازد.
۲- مجموعهاي از فعاليتهاي مهارتيگروهي شكل ميگيرد كه شامل تمرين هاي تقويت كننده براي فرايندهاي تفكر است انواع فرايندهاي تفكر مركب از تفكر خلاق، مشاهده طبقه بندي، تحليل، تركيب ارزشيابي مقايسه و فرضيه سازي است معلمان تمرين فرايند را با استفاده از حيطهي محتوايي كه دانش آموزان در مرحلهي نخست غني سازي تشخيص داده اند فراهم ميآورند .
۳- اين مولفه مركب از افراد يا گروهي كوچكي است كه بر روي مسائل واقعي تحقق ميكند در اين جا دانش آموزان به منزلهي كاوشگراني برروي مسائل واقعي هستند كه از روشهاي شايستهاي پژوهش استفاده ميكند و يافته هاي خود را با شواهد واقعي مرتبط ميسازد. (منطقي ، ۱۳۸۴).
در سال ۱۹۷۷ميلادي رنزولي ساختار سه مولفه اي غني سازي را پيشنهاد كرد كه دو هدف اساسرا مد نظر داشت :
۱- آماده سازي دانش آموزان با موقعيت هايي كه بتوانند علايق خود را پيگيري كنند.
۲- كمك به دانش آموزان كه به تشخيص مسائل قابل حل واقعي خود بپردازند به ويژه مسائلي كه با علايق آنها مرتبط باشد و سرانجام منجر به ارائه فرآورده هاي مشخص شود .
گروهها محلي براي ارضاي نيازهاي مختلف فردي و سازماني ميباشند. از جمله مهمترين مهارتهاي گروهي كه بر خلاقيت تاثير ميگذارد، شامل اندازه، تنوع گروه، انسجام و سيستم ارتباطات گروهي ميباشد. مثلا اندازه گروه ميتواند بر رفتار گروه تاثير گذار باشد. در برنامه ريزي در سي سال گذشته، علاقمندي به تحقيق درباره الگوهاي يادگيري مبتني بر همكاري دوباره زنده شده است. امروزه روشهاي متبحرانه تحقيقاتي به آزمون فرضها و تخمين دقيقتر، اثرات اين الگوها بر رفتار آموزشي، فردي و اجتماعي امكان بهتري داده است. براي ما اين سوال واجد اهميت است كه آيا گروههاي مبتني بر همكاري، در حقيقت آن توانايي را كه منجر به يادگيري بهتر شود به وجود ميآورند. شواهد به طور گستردهاي مويد اين مطلب است، دانشآموزاني كه در كلاسهاي با چنان سازماني در گروه هاي دو نفره و يا گروههاي با اعضاي بيشتر كار ميكنند؛ به يكديگر آموزش ميدهند و از پاداشهاي مشترك برخوردار ميشوند، نسبت به دانشآموزاني كه با روش بررسي فردي و معمول در طرح بازخواني آموزش ميبينند از چيرگي بيشتري بر مطالب درس برخوردارند و همچنين مسئوليت مشترك و تعامل و احساسات مثبتتري نسبت به تكاليف و افراد ديگر ايجاد ميكند؛ روابط بهتر، بينگروهي به وجود ميآورد و منجر به تصوير بهتري از خويشتن براي دانش آموزان با پيشينه پيشرفت تحصيلي ضعيف ميشود. به عبارت ديگر؛ نتايج به طور كلي فرضيههايي را تاييد ميكند كه در استفاده از روشهاي يادگيري مبتني بر همكاري وجود دارد. (بهرنگي، ۱۳۸۶بهنقل از صادق مال اميري،۱۳۸۶ )
سيكز نتمي هالي(۱۹۸۹) ميگويد : ما نميتوانيم به افراد و كارهاي خلاق آنها، جدا از اجتماعي كه در آن عمل ميكنند، بپردازيم. زيرا خلاقيت هرگز نتيجه عمل فرد به تنهايي نيست. آمابيل و همكارش(۱۹۸۸) در مصاحبه هايي كه با ۱۲۰دانشمند در ۲۰رشته مختلف داشته اند به اين نتيجه رسيدند كه نقش عوامل محيطي، در رشد خلاقيت برتر از عوامل شخصي است. ميگويد اين يافتهها اهميت محيط اجتماعي را نشان ميدهد. روشن است كه محيطي كه موجب توليد خلاق شود، به آساني ايجاد نميگردد، و وقتي متحقق گردد بايد مرتب تجديد شكل يافته و كنترل شود. عشق به خلاقيت به تنهايي كافي نيست و افراد خلاق بايد تلاشهاي زيادي كنند تا محيط شخصي آنها در جهت تحكيم اين عشق باشد و از مهمترين عوامل اجتماعي، خانواده و مدرسه است. (حسيني،۱۳۸۱)
نظامهاي آموزشي، با توجه به برنامهها، اهداف، محتوا و امكانات آموزشي خود؛ نقش موثري در فعال سازي يا تضعيف توانايي خلاقيت در افراد دارند. جكو پسودمينسكي(۱۹۸۱) و مارتينسن(۱۹۹۵) ابراز داشتند، دانش آموزان ‌وقتي به مسائل شناختي ميپردازند كه نيازمند به كارگيري روشهاي غير معمول حل مسئله هستند؛ در اين صورت، ناگزير به بازسازي مسئله دست ميزنند. افزايش شناخت از خلاقيت، باعث، برانگيختن افراد در ايدهيابي و توليدات خلاق ميشود. رانكو و چاند(۱۹۹۵) ابراز داشتند: فكري خلاق است كه به انديشهها، راه حل و بينش ابتكاري منجر شود. و اين امر مستلزم وجود مولفه ها و فرايندهاي تعاملي است. كه در نمودار زير مشاهده مي شود.
انگيزه دانش
نمودار- ۱-۱ نموداردورديفي تفكرخلاق رانكو وچاند (۱۹۹۵)
رانكو و چاند(۱۹۹۵) كوشيدند، از طريق اين الگو، ساختار پيچيده تفكر خلاق و خلاقيت را نمايش دهند. آنها بر اهميت دانش، آْگاهي و انگيزه در ايجاد تفكر خلاق تاكيد كردند. دانش نظري، شامل اطلاعات ساده اي است كه تفكر خلاق با آن درگير است، اما دانش عملي تفكري؛ راهبردي است كه رانكو و چاند از آن به عنوان توانايي فراشناختي ۲ياد ميكنند. بررسي رانكو و چاند حاكي از آن است كه انگيزه در تفكر خلاق؛ به خصوص انگيزه دروني دريافت مسئله اهميت دارد. انگيزه دانشآموز وقتي بيشتر ميشود كه در انتخاب نقش خود اختيار داشته باشند، زيرا اين امر باعث ميشود كه كاري براي او معني دار شود. رانكو و چاند به مربيان پيشنهاد ميدهند كه زمان زيادي را به مهارتهاي تبيين مسئله اختصاص دهند ؛ زيرا اهميت آن كمتر از حل مسئله نيست و در آن از انگيزههاي بيروني بر اساس پرورش انگيزههاي دروني استفاده مي شود. آنها تاكيد داشتند كه انگيزه به فرايند شناختي و فراشناختي مانند تشخيص بستگي دارد.(حسيني ،۱۳۸۵).
از طرفي، تحقيقات انجام شده بر افزايش سطح بهره وري آموزش از طريق غني سازي محيط هاي آموزشي، با استفاده از فناوريهاي جديد تاكيد دارد. علاوه بر آن متخصصان فناوريآموزشي استفاده از رسانههاي نوين آموزشي را در فرايند سيستماتيك ياددهي_يادگيري مورد تاكيد قرار ميدهند. همانطور كه ميدانيم امروزه اطلاعات نقش كليدي در توسعه و پيشرفت جوامع را ايفا ميكند. در شرايط كنوني دستيابي به دانش نوين و مديريت آن امكان توسعه و پيشرفت براي اكثر جوامع فراهم نموده است، بنابراين زندگي در دنياي كنوني نيازمند آموزش و پرورش مبتني بر دانايي و تحقق و نوآوري است و استفاده از فناوري جديد ارتباطي ما را در اين امر ياري ميكند و سبب :۱) ارتقاي كيفيت فرايند ياددهي _ يادگيري ۲) ايجاد فرصت هاي برابر۳) توجه به تفاوتهاي فردي ۴) كمال بخشيدن به خود و محيط پيرامون ميگردد.(حمزه بيگي؛۱۳۸۳ص۳۶)
پيشرفت فناوري اطلاعات به شكل گستردهاي بر آموزش تاثير داشته و به طور روز افزون در اين زمينه مورد استفاده قرار ميگيرد و ديگر كسي نسبت به نتايج مثبت بكارگيري فناوري اطلاعات در امرآموزش ترديدي ندارد. از طرف ديگر روز به روز بر قابليت هاي فناوري اطلاعات در توليد و ارائه و انتقال دادههاي آموزشي افزوده ميشود و شكل جديدي از آموزش با رويكردي فراگير- محور به عرصه ظهور در آمده است و همه شواهد نشان دهنده ضرورت و كارآيي فناوري اطلاعات در زمينه آموزش و تدريس است. بنابراين لازم است كه تا با نگاه تازهاي نسبت به اين عامل در عرصه آموزش نگريسته شود تا بتوان به نحوا حسن در پر بار ساختن آموزش استفاده شود.(حسن زاده ،۱۳۸۴)
به گزارش كو و هارلين؛ (۲۰۰۱)؛ در عصر حاضر در سطح جهان حركتي از سوي روشهاي آموزشي سنتي به سمت روشهاي غير سنتي پديد آمده است و توجه به واقعياتي همچون انقلاب اطلاعاتي در جهان معاصر از سويي و ضرورت كارآمدتر كردن آموزش از سويي ديگر، سبب شده است كه نظام آموزشي غرب چه در سطح همگاني و چه در سطح عالي، به سمت غني سازي آموزشي گرايش يابد و به صراحت، توجه كردن و سرمايه گذاري در اين زمينه را خواستار شود. وارد،(۲۰۰۰) رئيس انجمن آموزش امريكا از قرار گرفتن غنيسازي آموزشي در محور هر موسسه آموزشعالي حمايت و تاكيد كرده است كه برنامهريزيهاي راهبردي و انعطافپذير، موسسات آموزش عالي را به سوي تحولات قرن جديد هدايت خواهد كرد. با توجه به اين كه غني سازي آموزشي كه در غرب صورت گرفته و در نظام آموزشي آنها استفاده داشته است و ما درعصري به سر ميبريم كه زندگي انسان و محيط پيرامون او در ابعاد گوناگون، با سرعتي فزاينده در تغيير است. برخورد جوامع بشري با مسائل ناهمگون و بيشمار آنها را نيازمند به يافتن راه حلهاي مطلوب كرده است در چنينعصر و زماني، داشتن تواناييهاي بالفعلي چون انتخاب ، استدلال، تصميمگيري و حل مسئله از ضروريات است. ايجاد چنين تواناييهايي؛ تنها از طريق شناسايي و پرورش ذهن هاي خلاق ميسر خواهد شد. در كشور ما نظام آموزشي با سيستم و روشهاي سنتي موجود نميتوانند پاسخ درخور به مسائل حاضر بدهد و از طرفي دوراني كه تغييرات فناورانه و اجتماعي در دنيا به شدت از برنامه هاي آموزشي كنوني ما پيشي گرفته است، بايد تحول و دگرگوني در نظام آموزشي، كشور خود را بپذيريم. اگر نتوانيم در اين نظام و روشهاي آن تغييراتي پديد آوريم، مشمول كهنگي خواهيم شد و اين كهنه شدن ما را از توليد، پديد آوردن و خلق كردن بازخواهد داشت.
با توجه به مطالعات زيادي كه توسط محققين داخلي در مورد وضعيت فعلي نظام آموزشي انجام شده و از جمله خلخالي ،۱۳۸۱، منطقي،۱۳۸۴ و از طرفي برنامههاي درسي حال حاضر نميتواند پاسخگوي نيازهاي فعلي ما براي پرورش دانشآموزان با ذهنهاي خلاق و…باشد و از طرفي ما نياز به دانشآموزاني كه داراي تفكر خلاق و تفكر انتقادي كه توانايي انجام كارها و فعاليتهاي گروهي و توانايي استفاده از امكانات و فناوريهاي جديد و توليد خلاقانه و حل مسئله داشته باشند را در جامعه داريم چگونه نظام آموزشي فعلي، ما ميتواند سبب ايجاد انگيزه و علاقه كند و در آن دانشآموزاني با تفكر خلاق و نقاد و مسئوليت پذير پرورش دهد و مهمترين عناصر لازم براي راه كارهاي غنيسازي برنامهريزي درسي شامل چه چيزي مي تواند مي باشد؟ كه ما بتوانيم به خواسته هاي فوق دست بيابيم .
۱-۲- اهميت و ضرورت تحقيق
عصر حاضر، عصر تحولات و تغييرات پيوسته و برق آسا در حوزه هاي گوناگون حيات بشري است و اين تحولات پيامدهايي در آموزش و پرورش دارد، در اين راستا پژوهشها و مطالعات و طرحهايي انجام مي شوند كه همگي در تكاپوي جستن روشها و راهكارهاي براي اصلاح محيط يادگيري و بهبود عملكرد نظام آموزشي هستند، به عبارت ديگر تلاشها صرف آن ميشود، كه روشها و راهكارها به لحاظ فني و علمي درست طراحي و تدوين شوند، تا هر چه بيشتر با نيازها و مسائل نظام آموزشي تناسب داشته باشد. يعني چگونگي استقرار طرحهاي نوآورانه در بدنه نظام آموزشي و راه يابي آنها به مدرسه و كلاس درس. بررسي سير تحول نظام جديد آموزش و پرورش ايران نشان ميدهد كه انطباق اجتماعي نوآوريها در بازسازي و اصلاح اين نظام آنچنان مدنظر نبوده است و بيشتر آنها به صورت دستوري و بخشنامه اي به بدنه نظام آموزشي تحميل شده اند و در بررسي سير تاريخي گسترش و تعميق نوآوريهاي آموزشي در كشور حكايت از مقاومت در برابر اين گونه تغييرات دارد، به اين معنا كه مخاطبان تغييرات آموزشي از مسئولان آموزش و پرورش گرفته تا مديران، معلمان و حتي اولياي دانشآموزان و خود دانشآموزان به دلائل نا آشنايي، آمادگي نداشتن، ضرورت پيش گرفتن برخوردهاي خلاق و مانند آن در برخورد غنيسازي آموزشي در نفي و انكار آنها ميكوشند. برنامه موانع و مشكلات فرا روي نوآوران آموزشي در ايران بيانگر آن است، كه اين افراد علاوه برداشتن مشكلاتي مشابه مشكلات همكارانشان در ديگر نقاط جهان، و به دليل شرايط خاص فرهنگي و اجتماعي ايران با مشكلات ديگري نيز روبرو هستند. در بررسي موانع و مشكلات فرا روي غنيسازان آموزشي در ايران كه توسط مرتضي منطقي و همكاران ايشان انجام شده به موانع و مشكلات برون سازماني و درون سازماني در آموزش و پرورش اشاره داشتند.
آنها مشكلات برون سازماني آموزش و پرورش ايران را شامل اين موارد ميدانستند: نبود بسترهاي لازم براي بروز خلاقيت در جامعه، فقدان فرهنگ خلاقيت در محيط اجتماعي، بي توجهي جامعه به غني سازي آموزشي، همكاري نداشتن سازمانها و نهادها در امر گسترش غني سازي آموزشي پيشنهادي معلمان، بي ثمر ماندن امكاناتي مانند مساجد در جهت گسترش و تعميق غنيسازي آموزشي به كارگرفته شوند وجود كنكور به عنوان سدي در برابر نوانديشي و نوآوري معلمان، دانشآموزان و اولياي آنان، فضاي فرهنگي برخي از شهرهايي كه همكاري معلمان متاهل زن و مرد را نيز تحمل نميكنند، و از مشكلات درون سازماني: سازمان آموزش و پرورش، ادارات و مناطق آموزشي و كتابهاي درسي، نبود امكانات آزمايشگاهي در مدارس و مديران مدارس، همكاران آموزشي ، اولياي دانش آموزان و بعضا خود دانشآموزان.(منطقي ،۱۳۸۴)
در بررسي پژوهشي لازم براي شناخت موانع موجود بر سر راه غني سازي آموزشي، كمك به افراد نوآور و انجام برخي حمايتهاي مالي براي ممانعت از شكست ابتكارات آموزشي، تهيه مواد آموزشي ارزان قيمت، غنيسازي برنامه كاركنان آموزشي و تربيت اخلاق آنان، فراهم ساختن امكانات مناسب براي مسئولان امور آموزشي، ايجاد امكاني براي تبادل اطلاعات بين افراد دست اندركار در نظام آموزشي، ايجاد شرايط لازم براي اجراي انعطافپذير برنامههاي آموزشي اعطاي استقلال بيشتر به معلمان براي پيشبرد برنامههاي درسي خود، زمينه سازيهاي فرهنگي لازم براي خانوادههاي دانشآموزان وجامعه، و در نظر گرفتن شرايط فرهنگي خاص موجود در ايران در بن بست قرار داده است به اين معنا كه بسترهاي اجتماعي گسترش غني سازي در سطح كلان جامعه و بسترهاي گسترش آن در آموزش و پرورش به درستي فراهم نيامده است. (منطقي ،۱۳۸۴)
كودكان و نوجوانان هر جامعه، ذخاير انساني آن جامعه به شمار ميروند، بنابراين يكي از وظايف اوليه مسئولان نظام، توجه به شكوفاسازي اين استعدادهاست. با شكوفا سازي اين استعدادهاي بالقوه، افراد شايستگيهاي فردي و اجتماعي لازم را كسب ميكنند و بدين ترتيب جامعهاي ايدهآل ايجاد خواهد شد .از اين رو از آموزش و پرورش انتظار ميرود كه در قبال اين سرمايه هاي عظيم انساني با احساس مسئوليت بيشتر ظرافت و دقت كافي برخورد كند و با تدارك ديدن محتوا و فضاي آموزشي لازم از اين فرصت استثنايي بهره مند شود تجربيات جهاني بيانگر آن است كه غني سازي آموزشي در زمينه محتواي آموزشي(مانند طرح موضوعهايي نو، همچون تفكر فراملي درباره حفظ محيط زيست، بهرهگيري از تئاتر، روزنامه نگاري وهنرها براي آموزش درس ها، آشنا كردن دانشآموزان با اجتماعي كه درآن زندگي ميكنند، آموزش دربطن جامعه، آشنا كردن دانشآموزان با فرصتهايشغلي ومشاغل گوناگون) بهرهگيري از فناوريهاي اطلاعاتي(مانند طراحيهاي رايانهاي، آموزشهايي براساس شبيهسازي، آموزشهاي مجازي، خلق آثار هنري بابهرهگيري ازرايانه ومانندآنها) غنيسازي در روشهاي آموزشي(مانند تغييردادن نقش معلمان ازيك منبع اطلاعاتي به يك راهنماي پژوهش طراحي روش و برنامهآموزشي بويژه براي دانش آموزاني مانند كودكان بزهكار، داراي ناتواناييهاي يادگيري و مانند آنها كه در معرض شكست تحصيلي و اخراج ازمدرسه اند)و تغيير و تحول در مراكز آموزشي(مانند،ايجاد مدارس مجازي،كاهش تمركزقدرت وتصميم گيري درسطح مديريت و مراكزآموزشيو گسترش آزادي عملدر محيطهاي آموزشي) تحقق يافتهاند از اين رو آگاهي از تحولات مذكور و تلاش به منظور بررسي امكان گسترش، تعميق و بومي كردن روشهاي مزبور در سراسر ايران، امري است ضروري كه اهميت آن بركسي پوشيده نيست.(منطقي ،۱۳۸۴).
از بيش از سه دهه قبل رايانه و تكنولوژيهاي مربوطه به عنوان ابزارهاي كمك آموزشي براي آموزشياران و مدرسان مطرح گرديد. امروزه با كاربردهاي گوناگون و قابليت هاي بالايي كه فناوري اطلاعات از خود نشان داده است، به صورت گسترده اي در امر آموزش مورد استفاده قرار ميگيرد و ديگر تصور آموزش بدون فناوري اطلاعات (مهمترازهمهرايانه) خيلي مشكل به نظر ميرسد.(كاساكووسكي؛۱۹۹۸) از رايانهها در جمعآوري اطلاعات، نگهداري و ارائه آنها، اخذ بازخورد و اصلاح ساختار و تدوين شيوه هاي آموزش موثر استفاده مي شود. (حسن زاده؛۱۳۸۴)
يونسكو نيز محورهاي عمده كاربرد فاوا در آموزش را در موارد زير ذكر مي كند :
۱- استفاده از ابزارها و الگوها مانند پروژه هاي فردي و گروهي كه به وسيله دانشآموزان در ساختن مدل ها و شبيه سازها و ساختن صفحه وب انجام مي شود.
۲- استفاده از مدلها و شبيه سازها مانند يادگيري با سرعت شخصي،تقويت متون درسي و ديگر منابع و آزمايشگاه هاي مجازي است .
۳- پست الكترونيكي مانند رابطه معلم _ دانش آموز، دانش آموز _ دانش آموز جهت توسعه دسترسي به منابع علمي و آموزش است.
۴- منابع فرارسانه اي مانند، دروسي كه منابعي براي يادگيري خود هدايت شده و خود تنظيم شده هستند كه با مطالعه شخصي كه به وسيله معلم هدايت شده است و همچنين اسناد ساختاردهي شده كه شامل چند رسانه اي ها و پيوندهاي فرامتني است .
۵- سيستم آموزشي هوشمند : مانند يادگيري خود تنظيم شده كه بوسيله خود شاگرد روند يادگيري تنظيم ميشود (يونسكو،۲۰۰۵)
تغييرات موسسات آموزشي به تحولهايي اشاره دارد كه در نظام آموزشي رخ داده است اين تغييرات سبب افزايش مشاركت فراگيران و در نتيجه افزايش كارآيي مراكز آموزشي ميشود(منطقي،۱۳۸۴).
اولويتهاي به دست آمده در پاسخ معلمان زن و مرد در پرسشهاي واقع نگر و آينده نگر كه مرتضي منطقي در ميان مدارس راهنمايي و دبيرستان هاي كشور انجام داده است.
ترويج يادگيري مشاركتي يا گروهي در كلاس درس، نشاط بخش كردن محيط آموزشي، تحكيم رابطه دست اندركاران مدرسه با خانواده دانشآموزان، جذب كمكهاي مردمي و خيرخواهانه براي مدارس، تلاش براي افزايش انگيزههاي درسي دانشآموزان، تدارك تمهيدات خاص براي كمك به دانشآموزان مسئله دار مدرسه، جلب همكاري دانشآموزان در پيشبرد اهداف مدرسه، دادن استقلال نسبي به معلمان در آموزش دروس، تدوين مطالب درس بر اساس نيازها و مسائل اجتماعي، ايجاد امكان تبادل تجربيات ميان معلمان، تربيت دانش آموزان خلاق، تلاش براي افزايش انگيزههاي درسي دانشآموزان، گسترش دانش و اطلاعات معلمان، ترغيب معلمان به تحقيق و پژوهش، تربيت و جذب معلمان خلاق و نوآور، تدوين مطالب درسي بر اساس نيازها و مسائل اجتماعي، پيشه كردن آموزش فعال در مدارس، بهرهگيري از فناوريهاي جديد در فرايند آموزش، معرفي الگوهاي برتر علمي، فرهنگي، اجتماعي، به دانشآموزان، تدوين محتواي كتابهاي درسي بر اساس نيازهاي بومي دانشآموزان(منطقي ،۱۳۸۴). به نوعي ضرورت بكارگيري استفاده از غني سازي علمي در مدارس كشور را ضروري ميرسد و نياز به سرمايه گذاري جدي آموزش و پرورش در زمينه منابع انساني و مالي دارد.
۱-۳- اهداف تحقيق
هدف كلي
راهكارهاي غني سازي برنامه ريزي درسي در مدارس عادي از ديدگاه معلمان مقطع دبيرستان شهر تهران
هدف جزيي :
بررسي ميزان تاثير توجه به اهداف آموزشي در غني سازي برنامه ريزي درسي.
بررسي ميزان تاثير توجه به حيطه عاطفي ، در غني سازي برنامه ريزي درسي.
بررسي ميزان تاثير توجه به حيطه شناختي ، در غني سازي برنامه ريزي درسي.
بررسي ميزان تاثير توجه به حيطه رواني وحركتي ، در غني سازي برنامه ريزي درسي.
بررسي تاثير نوع، محتواي درسي در غني سازي برنامه ريزي درسي.
بررسي تاثير بكارگيري روشهاي مناسب تدريس، در غني سازي برنامه ريزي درسي.
بررسي تاثير استفاده از فناوريهاي جديد، در كلاس درس توسط معلمان در غنيسازي برنامهريزي درسي.
بررسي تاثير انواع ارزشيابي، در غني سازي برنامه ريزي درسي.
۱-۴- سوالهاي تحقيق:
بكارگيري چه مولفههايي در حيطه عاطفي دربرنامهريزي درسي تا چه اندازه ميتواند در غنيسازي برنامهريزي درسي موثر باشد ؟
بكارگيري چه مولفههايي در حيطه شناختي دربرنامهريزي درسي تا چه اندازه ميتواند در غني سازي برنامهريزي درسي موثر باشد ؟
بكارگيري چه مولفههايي در حيطه رواني_حركتي دربرنامهريزي درسي تا چه اندازه ميتواند درغني سازي برنامهريزي درسي موثر باشد؟
استفاده از چه نوع محتوايي مي تواند در غنيسازي برنامه ريزي درسي موثر باشد؟
استفاده از چه نوع روش تدريسي مي تواند در غنيسازي برنامهريزي درسي موثر باشد؟
به كارگيري چه نوع ارزشيابي توسط معلم در كلاس درس در غنيسازي برنامهريزي درسي ميتواند موثر باشد؟
استفاده از چه نوع فناروي توسط معلمان در كلاس درس ميتواند در غنيسازي برنامهريزي درسي موثر باشد؟
تعاربف و نظري عملياتي متغيرها
?تعريف نظري:
غنيسازي آموزشي : غنيسازي يعني تعمق در محتويات آموزشي، جهت سازمان دهي اطلاعات و زمينه سازي براي پژوهش فردي است، تا دانشآموزان موضوعات را عميقتر بررسي كنند. به عبارتي يعني تعمق و گسترش بيشتر در موضوعات و ناظر بر محتواي آموزشي، روشهاي مورد استفاده در تدريس، بهره گيري از فناوريهاي جديد، استفاده از امكانات آموزشي توسط معلمان، روز آمد كردن معلمان، استفاده از مشاركت خانواده، و ارزشيابي توصيفي موسسات آموزشي هستند.(منطقي،۱۳۸۲)
اهداف : يك برنامه درسي، به قصد ايجاد تغييرات در رفتار يادگيرنده اجرامي شود. اين تغييرات همان هدفهاي برنامه است به بياني ديگر “فراگيرنده، بايد اختلاف بين دادههاي مربوط به حل يك مسله حساب را از دادههاي نامربوط به آن ، تشخيص دهد و يا فراگيرنده بايد براي لذت بردن مطالعه كند(مشايخ،۱۳۸۶)
محتوا : عبارت از مجموعه مفاهيم و مهارتها و گرايشهايي كه از سوي برنامه ريزان انتخاب و سازمان دهي ميشود در عين حال محتوا آثار حاصل از فعاليتهاي ياددهي _ يادگيري معلم و شاگرد را نيز در بر مي گيرد.(ملكي،۱۳۷۴ )
برنامه درسي : مجموعه قواعد و ظوابطي كه به مجموعه عوامل و عناصر مرتبط به يادگيري منطبق و سازمان مي دهد برنامه درسي است.(ملكي ،۱۳۷۶ )
تدريس : عبارت است از تعامل يا رفتار متقابل معلم و شاگرد، بر اساس طراحي منظم و هدفدار معلم براي ايجاد تغيير در رفتار شاگرد. اين تعريف دو ويژگي خاص براي تدريس مشخص ميكند: الف: وجود تعامل يا رابطه متقابل بين معلم و شاگرد ب : هدفدار بودن فعاليتهاي معلم.(سيف،۱۴۱۳۶۸و۱۵)
روش تدريس : به مجموعه تدابير منظمي كه معلم براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امكانات اتخاذ مي كند روش تدريس۳ ميگويند.(شعباني،۱۳۸۵ )
ارزشيابي : واژه ارزشيابي۴در كل به معناي تعيين ارزش و بهاي يك شيي، يك فرايند، يك عمل و يك رفتار در نظر گرفته ميشود ارزشيابي عبارت از فرايند تعيينكردن، بدستآوردن، فراهم ساختن اطلاعات توصيفي و قضاوتي در مورد ارزش و مطلوبيت هدفها، طرحها و اجراء نتايج به منظور هدايت تصميمگيري، خدمت به نيازهاي پاسخگويي درك بيشتر از پديدهاي مورد بررسي.(كيامنش،۱۳۸۳ص۱۵۹)
?تعريف عملياتي :
غنيسازي آموزشي : موارد ابتكاري و خلاقي هستند كه سبب تحول در نظامآموزشي سنتي و بهينهسازي و ارتقاي كيفي آن مي شوند .
اهداف آموزشي۵: درباره نوع عملكردي كه از دانشآموزان پس از يادگيري يك درس، و يا يك واحد يادگيري يا يك دوره يادگيري انتظار مي رود و انتظار داريم پس از يادگيري در دانشآموزان عملكردهاي لازم راببينيم.
محتواي آموزشي و خلاق و غني شده :محتواي است كه ضمن افزايش انعطاف پذيري فكري دانشآموزان ، سبب ارائه ايده ها و كارهاي بديع از سوي آنها ميشود و توليدات فكري آنها را افزايش ميدهد و هدف ارائه برنامه درسي است كه هم از لحاظ عمق و هم از لحاظ كمييت گستردهتر باشد و نيازهاي فراگيران در حيطه خاص تامين نمايد. در اينجا از محتواي تلفيقي مورد مطالعه قرار ميگيرد.
روشهاي فعال تدريس : منظور از تدريس فعال آن نوع تدريس است كه متمايل به يادگيرنده بوده و به او آزادي عمل دهد و نقش اساسي آن تسهيل يادگيري پايدار و موثر رشد و تمامي عناصر آن در جهت يادگيري فعال باهم اثر تعاملي و اثر بخش دارند و پاره اي از روشها را نيز به لحاظ عدم درگيري فراگير در فرايند يادگيري و يا يكطرفه بودن تدريس جزء روشهاي غيرفعال به حساب ميآورند و در اين تحقيق روش تدريس فعال حل مسئله، الگوي كاوشگري و مفهوم آفريني مورد مطالعه قرارمي گيرد.
ارزشيابي توصيفي : الگوي كيفي است كه تلاش ميكند به عمق و كيفيت يادگيري همه جانبه دانشآموزان توجه كند و توصيفي از وضعيت يادگيري آنها را ارائه دهد كه موجب اصلاح و بهبود توسعه مهارتها؛ دانشها؛ و نگرشهاي دانشآموزان شود. در اين پژوهش ارزشيابي توصيفي و ارزشيابيهاي ملاك مدار و هنجار مدار مورد مطالعه قرار مي گيرد.
بهره گيري از فناوريهاي جديد : به كارگيري رايانه، وسايل چند رسانهاي و موارد همانند آنها در نظامآموزشي است
امكانات آموزشي : به مجموعه امكانات و تجهيزات موجود در يك مدرسه كه يك معلم ميتوانند با بهره گيري از آن در تدريس سبب بهبود و ارتقاء آموزش شود گفته ميشود.

روزآمد كردن معلمان : استفاده معلمان از كلاسهاي ضمن خدمت و يا كلاسها و دورههايي كه معلمان از جديدترين روش ها و اطلاعات جهت تدريس در كلاس استفاده كند.
فصل دوم

دسته بندی : 22

پاسخ دهید