تقديم به
پدر و مادر مهربانم كه همواره در طول حيات پربارشان از حمايت‌هاي بي دريغ آنها بهره‌مند بودم و همچنين همسر و فرزندان عزيزم كه با حمايت، صبر و دلگرمي‌هايشان مرا در حركت در راه موفقيت ياري رساندند. در نهايت اين پژوهش و پايان نامه را به كشور عزيزم ايران تقديم ميكنم.

فهرست مطالب
عنوان صفحه
چكيده۱
فصل اول: کليات پژوهش
۱-۱-مقدمه۳
۱-۲- بيان مسئله۸
۱-۳- ضرورت و اهميت پژوهش۲۱
۱-۴-هدف تحقيق۳۱
۱-۴-۱- اهداف علمي۳۱
۱-۴-۲- اهداف کاربردي۳۱
۱-۵-فرضيه تحقيق۳۱
۱-۶- تعاريف نظري متغير‌ها ۳۲
۱-۶-۱- تعريف مفاهيم۳۲
۱-۶-۱-۱- تعريف نظري۳۲
۱-۷-تعاريف عملياتي متغيرها۳۳
فصل دوم: مباني نظري و پيشينه تحقيقاتي
۲-۱- مباحث نظري ۳۵
۲-۱-۱-مباحث نظري ديابت۳۵
۲-۱-۱-۱ مقدمه۳۵
۲-۱-۱-۲- ديابت از تعريف تا واقعيت۳۶
۲-۱-۱-۳- چاقي،اپيدمي پنهان ۳۷
۲-۱-۱-۴- تاريخچه کوتاه ديابت۳۸
۲-۱-۱-۵- انسولين چگونه در بدن عمل مي‌کند؟۳۹
۲-۱-۱-۶- چرا قند خون بايد تنظيم شود؟۴۰
۲-۱-۱-۷- انواع ديابت۴۱
۲-۱-۱-۸- عوامل خطر ديابت نوع ۲۴۳
۲-۱-۱-۹- علائم ديابت۴۵
۲-۱-۱-۱۰- معيارهاي تشخيص۴۶
۲-۱-۱-۱۱- عوارض ديابت۴۶
۲-۱-۱-۱۲- عوارض زودرس ديابت۴۶
۲-۱-۱-۱۳- عوارض ديررس ديابت۴۷
۲-۱-۱-۱۴- درمان ديابت۵۰
۲-۱-۱-۱۵- اهميت کنترل ديابت ۵۲
۲-۱-۱-۱۶- تأثير اندوه و افسردگي بر ديابت۵۳
۲-۱-۲- مباني نظري سازه تاب آوري۵۳
۲-۱-۲-۱- عناصر تاب آوري و ديدگاهها۵۴
۲-۱-۲-۲- تعريف تاب آوري۵۵
۲-۱-۲-۳- چگونگي شکل گيري تاب آوري۵۷
۲-۱-۲-۳-۱- رويکردهاي نظري پيرامون تاب آوري۵۷
۲-۱-۲-۴- موجهاي پژوهش درباره تاب آوري۵۹
۲-۱-۲-۵-ويژگي‌هاي افراد تاب آور۶۳
۲-۱-۲-۶- نيم رخ فرد تاب آور۶۳
۲-۱-۲-۶-۱- شايستگي اجتماعي۶۳
۲-۱-۲-۶-۲- مهارتهاي مشکل گشايي۶۴
۲-۱-۲-۶-۳- استقلال۶۵
۲-۱-۲-۶-۴- حس هدفمندي۶۵
۲-۱-۲-۶-۵- اعتماد به نفس۶۶
۲-۱-۲-۶-۶- احساس کفايت۶۷
۲-۱-۲-۶-۷- احساس داشتن يک پايگاه ايمن۶۷
۲-۱-۲-۷- ويژگي‌هاي محيط‌هاي تاب آور۶۹
۲-۱-۳- مباحث نظري کانون کنترل سلامت۷۰
۲-۱-۳-۱- منبع کنترل۷۰
۲-۱-۳-۲- سرسختي روانشناختي۷۱
۲-۱-۳-۳- کانون کنترل۷۳
۲-۱-۳-۴- کنترل دروني و بيروني۷۳
۲-۱-۳-۵- كانون كنترل سلامت۷۴
۲-۱-۳-۶- احساس كنترل فردي۷۵
۲-۱-۳-۷- انواع كنترل۷۵
۲-۱-۳-۸- باور فرد در مورد خودش و كنترل۷۷
۲-۱-۳-۹- شكل گيري كنترل فردي۷۸
۲-۱-۳-۱۰- جنسيت و تفاوت‌هاي فرهنگي در كنترل فردي۷۹
۲-۱-۳-۱۱-زماني كه مردم كنترل فردي ندارند۷۹
۲-۱-۳-۱۲- كنترل فردي و سلامت۸۲
۲-۱-۴- مباني نظري سلامت عمومي۸۴
۲-۱-۴-۱- عوامل موثر در سلامت عمومي ۸۵
۲-۱-۴-۲- انواع ديدگاه‌هاي سلامت عمومي ۸۵
۲-۱-۵- هموگلوبين گلوکوزيته۸۹
۲-۱-۶- مديريت گروهي استرس ۹۱
۲-۱-۶-۱- در مورد درمان‌هاي کار آمد۹۱
۲-۱-۶-۲- استرس۹۱
۲-۱-۶-۲-۱- استرس چيست؟۹۱
۲-۱-۶-۲-۲- انواع استرس۹۴
۲-۱-۶-۲-۳- عوامل مؤثر در واکنش به فشار رواني۹۵
۲-۱-۶-۲-۴-عوامل کاهش دهنده فشار رواني۹۶
۲-۱-۶-۲-۵-تکنيک مديريت استرس۱۰۶
۲-۱-۶-۳-تعريف شناخت۱۰۸
۲-۱-۶-۳-۱- شناخت درماني۱۰۸
۲-۱-۶-۴- رفتار درماني۱۱۰
۲-۱-۶-۵- درمان شناختي – رفتاري (C. B. T) 111
2-1-6-6- نظريه‌هاي آرام سازي۱۱۲
۲-۱-۶-۶-۱-نظريه‌هاي تک وجهي۱۱۲
۲-۱-۶-۶-۲- نظريه‌هاي دو وجهي۱۱۳
۲-۱-۶-۶-۳- نظريه‌هاي چند وجهي۱۱۳
۲-۱-۶-۷-تعريف مديريت گروهي استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري ۱۱۵
۲-۱-۶-۷-۱- جلسات گروهي و مدت برنامه۱۱۶
۲-۱-۶-۷-۲- اندازه‌ي گروه۱۱۶
۲-۱-۶-۷-۳- ساختار گروهي بسته۱۱۷
۲-۱-۶-۷-۴- توالي جلسات ۱۱۷
۲-۱-۶-۷-۵-جلسات نگهداري۱۱۸
۲-۱-۶-۷-۶- اهداف طراحي اين برنامه ۱۱۹
۲-۱-۶-۷-۷- رهبران گروه۱۲۰
۲-۱-۶-۷-۸- طرح کلي برنامه ۱۲۱
۲-۲- تحقيقات پيشين۱۲۳
۲-۲-۱- استرس و تاب آوري۱۲۳
۲-۲-۲- استرس و کانون کنترل۱۲۵
۲-۲-۳- استرس و سلامت عمومي۱۲۶
۲-۲-۴- استرس و هموگلوبين گلوکوزيته۱۳۱
۲-۲-۵- تاب آوري و سلامت عمومي۱۳۳
۲-۲-۶- کانون کنترل و سلامت عمومي۱۳۴
۲-۲-۷- کانون کنترل و هموگلوبين گلوکوزيته ۱۳۸
۲-۳- جمع بندي۱۳۸
فصل سوم: روش پژوهش
۳-۱- نوع پژوهش۱۴۱
۳-۱-۱- نوع روش تحقيق۱۴۱
۳-۱-۲-جامعه آماري و نمونه پژوهش۱۴۲
۳-۱-۳- روش نمونه گيري ۱۴۲
۳-۱-۴-روش اجراي پژوهش۱۴۲
۳-۲- ابزارهاي پژوهش و روايي وپايايي آنها۱۴۶
۳-۲-۱- پرسشنامه مشخصات فردي۱۴۷
۳-۲-۲-پرسشنامه مقياس تاب‌آوري۱۴۸
۳-۲-۳- پرسشنامه کانون کنترل سلامت۱۴۹
۳-۲-۴- پرسشنامه سلامت عمومي‌گلد برگ و هيل۱۵۱
۳-۲-۵- بررسي ميزان هموگلوبين گلوکزيته ۱۵۳
۳-۳- ملاحظات اخلاقي در شيوه اجرا۱۵۳
۳-۴- روش تحليل داده‌ها۱۵۴
فصل چهارم: يافته‌هاي پژوهش
۴-۱- يافته‌هاي توصيفي مربوط به متغير‌هاي پژوهش۱۵۶
۴-۲- بررسي فرضيه‌هاي پژوهش۱۵۸
فصل پنجم: بحث و نتيجه گيري
۵-۱-خلاصه اي از پژوهش۱۶۷
۵-۲-فرضيه‌هاي پژوهش۱۶۸
۵-۳-بحث ۱۶۹
۵-۴-نتيجه گيري۱۷۹
۵-۵-محدوديت‌ها۱۸۲
۵-۶-پيشنهاد‌ها۱۸۲
پيوست‌ها:
پرسشنامه اطلاعات شخصي۱۸۵
پرسشنامه تاب آوري۱۸۶
پرسشنامه کانون کنترل سلامت۱۸۸
پرسشنامه سلامت عمومي۱۹۰
فهرست منابع
الف) منابع فارسي۱۹۲
ب) منابع لاتين۲۰۳
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول ۱-۲- ديابت در ايران و جهان۲۶
جدول ۲-۱- رابطه ميزان HbA1C و متوسط قند خون ۹۰
جدول ۲-۲- اهداف، راهبرد‌ها و تکنيک‌هاي مداخله‌اي مديريت استرس ۱۲۲
جدول ۳-۱- طرح پيش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل۱۴۱
جدول۳-۲- اهداف، راهبرد‌ها و تکنيک‌هاي مداخله‌اي مديريت استرس به شيوه شناختي – رفتاري۱۴۵
جدول۳-۳- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير جنسيت۱۴۷
جدول۳-۴- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير تأهل۱۴۷
جدول۳-۵- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير تحصيلات۱۴۷
جدول۳-۶- مشخصات افراد نمونه بر حسب متغير سن۱۴۸
جدول۳-۷- ضريب آلفاي كرونباخ در پژوهش حاضر۱۴۹
جدول۳-۸- ضرايب آلفاي كرونباخ در پژوهش حاضر۱۵۱
جدول۳-۹- ضرايب آلفاي كرونباخ در پژوهش حاضر۱۵۳
جدول شماره ۴-۱يافته‌هاي توصيفي متغير تاب آوري مربوط به نمرات گروههاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون۱۵۶
جدول شماره۴-۲ يافته‌هاي توصيفي خرده مقياسهاي متغير کانون کنترل سلامت مربوط به نمرات گروههاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون۱۵۷
جدول شماره ۴-۳ يافته‌هاي توصيفي خرده مقياسهاي متغير سلامت عمومي مربوط به نمرات گروههاي آزمايش و کنترل در پيش آزمون و پس آزمون۱۵۷
جدول ۴-۴ ماتريس همبستگي متغيرهاي مورد مطالعه در پيش آزمون۱۵۸
جدول ۴-۵ ماتريس همبستگي متغيرهاي مورد مطالعه در پس آزمون۱۵۸
جدول شماره ۴-۶ مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در متغير تاب آوري پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پيش آزمون)۱۵۹
جدول شماره ۴-۷ مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در متغير تاب آوري پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پس آزمون)۱۵۹
جدول شماره ۴-۸ مقايسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمايش در ابعاد مختلف متغير کانون کنترل سلامت (پيش آزمون)۱۶۰
جدول شماره۴-۹ اثر پيلايي و لامبداي ويلکز۱۶۱
جدول شماره۴-۱۰ تحليل واريانس چند متغيره براي بررسي تفاوت ابعاد کانون کنترل سلامت
گروه کنترل و آزمايش در پس آزمون۱۶۱
جدول شماره ۴-۱۱ مقايسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمايش در ابعاد سلامت عمومي (پيش آزمون)۱۶۲
جدول شماره ۴-۱۲ مقايسه اختلاف نمرات دو گروه کنترل و آزمايش در ابعاد سلامت عمومي (پس آزمون)۱۶۳
جدول شماره۴-۱۳ اثر پيلايي و لامبداي ويلکز۱۶۳
جدول شماره۴-۱۴ تحليل کوواريانس چند متغيره براي بررسي تفاوت ابعاد عملکرد اجتماعي و علائم افسردگي گروه کنترل و آزمايش در پس آزمون۱۶۳
جدول شماره ۴-۱۵ مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در هموگلوبين گلوکوزيته پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پيش آزمون)۱۶۴
جدول شماره ۴-۱۶ مقايسه دو گروه کنترل و آزمايش در هموگلوبين گلوکوزيته پيش از آموزش گروهي مديريت استرس (پس آزمون)۱۶۵
فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل ۲-۱ مدل فرآيند تاب آوري۶۰
شکل ۲-۲- پيوند والديني با تاب آوري از نظر کوون وهمکاران (۱۹۹۶)۶۸
شکل ۲-۳ اعتماد به نفس و تاب آوري از نظر راتر (۱۹۸۷) ۶۸
شکل ۲-۴- مولفه‌هاي تاب آوري از نظر ريچاردسون و وايت (۲۰۰۲)۶۸
شكل ۲-۵ مهارتهاي تطابقي مثبت با تاب آوري از نظر مگناس و همكاران (۱۹۹۹) ۶۹
بررسي اثر بخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوهء شناختي رفتاري بر تاب‌آوري،کانون کنترل سلامت،سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته خون در بيماران مبتلا به ديابت
به وسيله: معصومه ايزدپناهي
چكيده:
پژوهش حاضر با هدف بررسي اثر بخشي آموزش گروهي مديريت استرس به شيوه شناختي رفتاري بر تاب آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته خون دربيماران ديابتي شهر شيراز انجام گرفت.اين پژوهش آزمايشي و از نوع پيش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بوده است. جامعه آماري پژوهش حاضر عبارت از، تقريبا نهصد و پنجاه نفر از افراد ديابتي مراجعه کننده به انجمن ديابت شهر شيراز که از يکسال قبل به انجمن ديابت مراجعه و تشکيل پرونده داده‌بودند. جامعه پژوهش شامل ۶۰نفرکه بصورت نمونه در دسترس از بين بيماران عضو انجمن ديابت شيراز ; به صورت تصادفي انتخاب شدند و بصورت تصادفي در دو گروه ۳۰ نفري آزمايش و کنترل گمارده شدند. در ابتدا پيش آزمون توسط هر دو گروه انجام شد و سپس گروه آزمايش به مدت ۱۰ جلسه ۵/۲ ساعته بصورت هفتگي تحت آموزش گروهي مديريت استرس به شيوه شناختي -رفتاري همراه با تن آرامي وگروه کنترل طي اين مدت تحت آموزش‌هاي ديگر نامرتبط با مديريت استرس مانند آموزش‌هاي دارويي قرار گرفتند. پس از پايان دوره هر دو گروه مجددا به تکميل پرسشنامه پرداختند. همچنين آزمايش هموگلوبين گلوکوزيته با فاصله ۳ ماهه نسبت به تست اول گرفته شد. ابزار اين پژوهش شامل پرسشنامه‌هاي تاب‌آوري، کانون کنترل سلامت ، سلامت عمومي وآزمايش هموگلوبين گلوکوزيته بود. همچنين، داده‌هاي به دست آمده از پژوهش با استفاده از آمار توصيفي (ميانگين، انحراف معيار، فراواني، حد اکثر و حد اقل) آمار استنباطي به روش کوواريانس و مانووا و تي تست مستقل و توسط نرم افزار Spss-18 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. يافته‌هاي اين پژوهش نشانگر آن است آموزش گروهي مديريت استرس به شيو? شناختي-رفتاري باعث افزايش تاب آوري بيماران ديابتي شده و کانون کنترل سلامت را به سمت دروني شدن سوق داده،همچنين باعث افزايش سلامت عمومي و وکاهش هموگلوبين گلوکوزيته خون بيماران ديابتي گرديده است.
کليد واژه ها:آموزش گروهي مديريت استرس،تاب آوري،کانون کنترل سلامت،سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته.
فصل اول:
کليات پژوهش

۱-۱-مقدمه
سلامت و بيماري مفاهيمي‌داراي همپوشي هستند که در طيفي گسترده قرار دارند. يک طرف طيف را سلامت، وضع جسمي، رواني و اجتماعي مطلوب تشکيل مي‌دهد که در طول زمان متغير است. طرف ديگر، طيف بيماري قرار دارد که با علائم بيماري و ناتواني توام است. در طول تاريخ بويژه قرن بيستم، در مقايسه با زمان‌هاي گذشته، الگوي بيماري تغيير کرده است. امروزه مردم در سنين بالا و به علل ديگري مي ميرند. بيماري‌هاي عفوني، ديگر دليل اصلي مرگ در جوامع صنعتي نيست. امروزه در جهان بيماري‌هاي مزمن مشکل اصلي بشمار مي ايند (سارافينو، ۱۳۸۳).
ديابت يکي از بيماري‌هاي شايع در ايران و جهان مي‌باشد که مزمن،پيشرونده و پر هزينه است و عوارض متعددي ايجاد مي‌کند.براي فرد مبتلا به ديابت قبول و پذيرش اين موضوع که بايستي روش زندگي خود را بر اساس بيماري تغيير دهد،هميشه مشکل مي‌باشد.از آنجا که اين بيماران اغلب از عوارض کوتاه مدت و طولاني مدت بيماري اطلاع ندارند، ايجاد اختلالات خلقي و روانشناختي در اين افراد دور از ذهن نخواهد بود (موسوي، ۱۳۸۷).
عوامل رواني در کنترل ديابت از اهميت زيادي برخوردار است. خصوصا در مواردي که برقراري حالت تعادل و ثبات در اين بيماري مشکل باشد،بنابراين سازگاري افراد با عوارض اين بيماري و نحوه تسلط فرد بر محيط و احساس کنار آمدن با خودش در چگونگي کنترل ديابت بسيار موثر خواهد بود از اين رو به نظر مي‌رسد در ميان بيماريها، ديابت پديده‌اي فراگير و مادام العمر است که تمام جنبه‌هاي زندگي فرد را در بر مي‌گيرد. بنابراين اينکه بيماران ديابتي با بيماري و عوارض روانشناختي آن چگونه کنار مي آيند از اهميت خاصي بر خوردار است(وقار انزابي، ۱۳۸۱).
تاثير ديابت محدود به عوارض زودرس وديررس آن از قبيل هيپوگليسمي، عوارض عروق کوچک و بزرگ و غيره نميشود. بلکه ديابت نيز مانند ساير بيماري‌هاي مزمن با روبرو کردن بيمار با چالش‌هاي متعدد از قبيل فشارهاي ناشي از کنترل و درمان بيماري،رعايت برنامه‌هاي درماني، مراقبتي پيچيده و هزينه بردار، نياز به مراجعه مکرر به پزشک و انجام آزمايشهاي مختلف و متعدد، نگراني در باره آينده بيماري و احتمال ابتلاي فرزندان، اختلال در روابط اجتماعي و خانوادگي، مشکلات جنسي، اختلال در ويژگي‌هاي روانشناختي کار و غيره منجر به کاهش کيفيت زندگي فرد مبتلا مي‌شود(لاريجاني باقر، ۱۳۸۶).
در ايجاد و بروز هر بيماري عناصر و شرايط گوناگوني از جمله زمينه‌هاي وراثتي، تعامل اجتماعي، ويژگي‌هاي روانشناختي و رفتاري انسان نقش دارند. يکي از مهمترين عوامل روانشناختي موثر در بروز بيماري‌هاي جسمي استرس است.استرس از طريق تاثير بر رفتار و دستگاه‌هاي بدن، از جمله دستگاه قلبي – عروقي، غدد درون ريز و دستگاه ايمني، بر سلامت انسان تاثيري منفي دارد و باعث بروز بيماري‌هاي جسمي از قبيل بيماري‌هاي قلبي عروقي، فشار خون بالا، بيماري‌هاي گوارشي، ديابت، بيماري‌هاي پوستي و انواع ديگربيماري‌ها ميگردد(سارافينو، ۱۳۸۳).
يافته‌هاي باليني نشان مي‌دهد فشار رواني ناشي از رويدادهاي روز مره زندگي به تدريج فعاليت سيستم‌هاي مختلف بدن را تحت تاثير قرار داده و عملکرد آنها را مختل مي سازد و يا با تضعيف سيستم ايمني، استعداد ابتلا به بيماري‌هاي رواني و جسمي‌را افزايش ميدهد. از نشانه‌هاي شايع استرس، خستگي، سردرد، تنش ماهيچه اي، اختلالات گوارشي، سرگيجه، بالا رفتن قند خون و. . . مي‌باشد. استرس بالا قادر است موجب کاهش سطح سلامتي و رفاه افراد گردد(نعمتي، پارسايي، ۱۳۸۸).
از بين اين عوامل استرس مي‌تواند اثرات منفي شديدي بر سلامتي افراد داشته باشد. در هر حال استرس مي‌تواند فرد را در برابر بيماري‌هاي جسمي آسيب پذير و در دراز مدت به سوي مرگ بکشاند(آقايي، آتش پور، ۱۳۸۰).
البته مي‌توان گفت رابطه استرس و بيماري يک رابطه دو طرفه و تعاملي است، بدين معني که بيماري‌هاي جسمي نيز به نوبه خود، به ويژه اگر به صورت مزمن در آمده باشند،از استرس‌ها و حوادث مهم زندگي به شمار مي آيند(پاورز۱، ۲۰۰۵).
مقابله سازگارانه با استرس‌هاي مرتبط با بيماري‌هاي مزمني چون ديابت آسان نيست و بسياري از اين بيماران در اين زمينه با مشکلات زيادي روبرو هستند، زيرا مديريت اين بيماري تمام جنبه‌هاي زندگي شخصي، خانوادگي، اجتماعي را تحت تاثير قرار مي‌دهد. بنابراين شناخت مشکلات روانشناختي اين بيماران و تلاش در جهت رفع ويا کاهش اين مشکلات، به ويژه در کشورهايي همچون ايران که از شيوع نسبتا بالاي ديابت برخوردار است و هزينه‌هاي درماني بالايي براي افراد و جامعه در بر دارد ضروري است (ابوالحسني، مهاجراني، ۱۳۸۴).
به دنبال فعاليت‌هاي اوليه و روشن گر گارمزي در حدود سال ۱۹۷۰، گروهي از دانشمندان تحولي، توجه خود را به کودکاني معطوف کردند که علي رغم تجربه خطر، موفقيت تجربه مي‌کردند. اين پژوهشگران بر اين عقيده اند که مطالعه تاب آوري مي‌تواند براي تدوين برنامه‌ها، سياست‌ها و مداخلات معطوف بر شايستگي و پيشگيري يا تخفيف مشکلات در زندگي، آگاهي بخش باشد. انديشه‌هاي پيشگامان اين حوزه (مانند گارمزي، ۱۹۹۱؛ راتر۲، ۱۹۸۵؛ ماگان۳، مورتيمور۴، و اوستون۵، ۱۹۷۹؛ ورنر۶، ۱۹۹۳ورنر و اسميت۷، ۱۹۹۲؛ به نقل از زيمرمن۸ وآرونکمار۹، ۱۹۹۴)،الهام بخش سه دهه پژوهش در زمينه تاب آوري بود که مدل‌ها، روش‌ها و اطلاعاتي را با تلويحاتي براي نظريه، پژوهش و مداخله فراهم نمود(به نقل از نيکوزاده، ۱۳۹۰).
تاب آوري به توانايي غلبه بر رويدادهاي داراي بار استرس زياد، شامل آسيب‌هاي شديد، مرگ، فاجعه، ضايعه اقتصادي، آشوب‌هاي سياسي و تغييرات فرهنگي و حفظ سلامت رواني و شوخ طبعي، به رغم مواجهه با اين رويدادهاي ناخوشايند اشاره مي‌کند(کردميرزا، ۱۳۸۸).
تاب آوري به معناي مهارت‌ها،خصوصيات و توانمندي‌هايي تعريف مي‌شود که فرد را قادر مي سازد با سختي‌ها، مشکلات و چالش‌ها سازگار شود.هر چند برخي از ويژگي‌هاي مرتبط با تاب آوري به صورت زيستي و ژنتيکي تعيين مي‌شوند، اما مهارت‌هاي مربوط به تاب آوري را مي‌توان ياد داد و تقويت نمود(الورد۱۰، ۲۰۰۵، به نقل از همان منبع ).
در بيماري ديابت که نيازمند مشارکت بيمار در فرايند درمان مي‌باشد، پيامد درمان به باورهاي بهداشتي بيمار و درک وي از بيماري وابسته است.يکي از عوامل تاثير گذار بر رفتارهاي خود مراقبتي، کانون کنترل سلامت است که در واقع درجه اعتقاد فرد به اين امر است که سلامت او تحت کنترل عوامل دروني است يا عوامل بيروني.
افرادي که کانون کنترل سلامتي از نوع بيروني دارند بر اين اعتقادندکه پيامدهاي معين و حوادث رخ داده در زندگي آن‌ها به واسطه نيروهايي مانند پزشکان، شانس، سرنوشت و بخت و اقبال تعيين مي‌گردند در عوض افرادي که داراي کانون کنترل سلامتي از نوع دروني هستند به اين امر معتقدند که پيامد‌ها و حوادث معين در نتيجه رفتار واعمال خود آنها مي‌باشد و تعيين کننده سلامتي آنها به طور مستقيم اعمال و رفتار‌هاي آنان مي‌باشد(والستون۱۱، ۱۹۷۸).
کانون کنترل سلامتي به عنوان يک متغير موثر بر توسعه و پيشرفت رفتارهاي بهداشتي و ظرفيت درماني و تبيين مشکلات بهداشتي شناخته مي‌شود. کانون دروني کنترل سلامت به طور مثبت با آگاهي و نگرش، وضعيت روانشناختي، رفتارهاي بهداشتي و سلامت و بهداشت بهتر همراه مي‌شود. در مقابل، بيشتر منابع بيروني کنترل سلامت(به خصوص افراد قدرتمندوبا نفوذ وبخت و اقبال)با رفتارهاي بهداشتي منفي و وضعيت روانشناختي ضعيف همراه مي‌شوند(مالکرن و هميلتون۱۲، ۲۰۰۵).
(شورتز۱۳، ۲۰۰۰)درپژوهشي نشان داد که کانون کنترل دروني سلامت در پيشگيري از بيماري و اميدواري نسبت به زندگي موثر است. همچنين حجم عمده اي از تحقيقات دلالت بر اين دارند که هنگام مواجهه با مشکلات بهداشتي، ظاهرا افراد داراي کانون کنترل دروني نسبت به بيروني به طور کلي پاسخ‌هاي سازگارانه در دامنه اي از به کار گيري مراقبت‌هاي بهداشتي پيشگيرانه و توام بااحتياط تا راهبردهاي درماني به هنگام بروز بيماري يا اختلال قرار مي‌گيرند.
پژوهشهاي زيادي، ارتباط بين کانون کنترل دروني و سازگاري روانشناختي را در بيماري‌هاي مزمن مورد تاييد قرار داده اند(کاونگروس۱۴، ۲۰۰۵)، با اين حال مطالعات ديگر ارتباط آشکاري بين اين دو متغير نيافته اند(لو۱۵، ۱۹۹۸).
اكنون به بررسي اين نكته مي پردازيم كه فشار رواني چگونه مي تواند موجب بيماري يا تشديد آن شود . نجفيان و گلستان هاشمي (۱۳۸۲) بيان مي كنند به دو علت اساسي فشار رواني مي تواند موجب بيماري يا تشديد آن شده و سلامت عمومي را به خطر اندازد. عامل اول اين كه در هنگام وضعيت پرفشار رواني بروز عوارض آن مانند افسردگي، نگراني و اضطراب معمولاً باعث اختلال در روند انجام رفتار‌ها و اعمال مرتبط با حفظ سلامتي مانند خوراك متعادل، ورزش، خواب و استراحت كافي مي شود . و عامل دوم اين كه در هنگام وضعيت پر فشار رواني عملكردهاي دستگاه ايمني بدن شرايط مساعد و كارايي ندارد. بررسيهاي انجام شده در سال‌هاي اخير به عنوان مثال يافته‌هاي عديلي و همكاران (۲۰۰۶) نشان مي دهد كه به طور كلي روان درمان گري از جمله درمانگري‌هاي شناختي – رفتاري، در بهبود علائم جسمي و ناراحتي‌هاي هيجاني آن دسته از بيماران ديابتي كه از افسردگي و اضطراب رنج مي برند، مؤثر است. بر همين اساس همكاري نزديك بين متخصصان ديابت و روان شناسان مورد تاكيد قرار گرفته است(تيلور۱۶ ۲۰۰۳).
افزايش و ارتقاي سلامت عمومي مستلزم آموزش روش دستيابي به سبک زندگي سالم، رفتارهاي مقابله‌اي سازگارانه و نيز کمک به افراد در معرض خطر است. مطالعات نشان داده است افرادي که خود را به مجموعه‌اي از مهارت‌ها و توانمندي‌هاي مقابله اي تجهيز کرده اند در رويارويي با مشکلات موفق ترند. استفاده از پاسخ‌هاي مقابله اي موثر، به آنها در غلبه بر مشکلات جسماني و رواني، روابط بين فردي، اجتماعي و تعارضات فردي کمک مي‌کند، در نتيجه اين افراد از کيفيت زندگي و سلامت روان بهتري برخوردارند. در مقابل، افرادي که از راهبرد‌هاي هيجاني يا اجتنابي استفاده مي‌کنند بيشتر در معرض فرسودگي عاطفي، هيجاني و نگرشي قرار مي‌گيرند(اکبري، ۱۳۹۱).
با توجه به اينکه ميزان هموگلوبين گلوکوزيته مهم ترين شاخص کنترل قند خون در بيماران ديابتي است، در پژوهش حاضر به عنوان فاکتور فيزيولوژيک مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
بنابراين در رابطه با تاثيرآموزش شناختي رفتاري گروهي مديريت استرس برتاب آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته بيماران ديابتي مطالعات چنداني صورت نگرفته، بر اين اساس اين پژوهش بر آن است تا با شناسايي و بررسي اين موضوع و پر کردن خلاءاطلاعاتي در اين حيطه، زمينه را براي انجام اقدامات لازم در جهت آموزش و کمک به بيماران ديابتي فراهم کند.
در مجموع، پژوهش‌ها نشان مي‌دهند که مداخلات روان شناختي مبتني بر اصول شناختي رفتاري و مديريت استرس بر حالات روان شناختي بيماران ديابتي در کشور‌هاي مختلف به صورت معني‌داري مفيد بوده است (عديلي و همکاران، ۲۰۰۶) ولي نتايج همه پژوهش‌ها در اين زمينه مويد اين تاثير نيست و به دليل تناقضات و ابهامات موجود نياز به انجام پژوهش‌هاي بيشتر و دقيق تر احساس ميشود. به ويژه در کشورهايي مثل ايران که ديابت شيوع بسيار بالايي دارد (استقامتي، گويا، عباسي، دلاوري، عليخواني و علاءالديني، ۲۰۰۸).

۱-۲- بيان مسئله
سلامتي کيفيتي از زندگي است که تعريف آن مشکل و اندازه گيري واقعي آن تقريبا غير ممکن است. چون فکر سالم داشتن، توانا بودن و برخورداري از جسم طبيعي در کانون و ارزيابي اغلب مردم جاي دارد. بيمار شدن ممکن است به احساس امنيت فرد و تصويري که فرد از خود دارد لطمه وارد سازد. اين امر نه تنها باعث مي‌شود که طرز تلقي از خود مورد تهديد قرار گيرد، بلکه بيش از همه به فرد بفهماند که او به راستي آسيب پذير است. بدين ترتيب باعث مي‌شود که زندگي فرد در زمينه‌هاي عمده دگرگون شود، در نتيجه، سازگاري بيماري ممکن است نيازمند تلاش باشد (گالتون و لازاروس، ۱۹۷۹؛ به نقل از سارافينو، ۱۳۸۳).
ديابت از قديمي‌ترين بيماري‌هاي شناخته شده در انسان مي‌باشد. نام کامل آن ديابت مليتوس است که از واژه‌هاي يوناني سيفون و قند گرفته شده است و به منظور توصيف علائم غير قابل کنترل آن يعني دفع مقادير زياد ادرار به همراه قند به کار مي‌رود. ديابت تغييري دائمي‌در شيمي‌داخلي بدن است که نتيجه آن وجود گلوکز بسيار زياد در خون مي‌باشد. علت اين بيماري کمبود هورمون انسولين است. هورمون يک پيام آور شيميايي است که در يک قسمت از بدن (در اين مورد پانکراس) ساخته مي‌شود و درون جريان خون آزاد مي‌گردد تا بر روي قسمت‌هاي دورتر بدن تاثير بگذارد. در ديابت نوع اول فقدان کامل انسولين ممکن است مشاهده شود اما در ديابت نوع دوم ممکن است کمبود جزئي انسولين و نيز کاهش پاسخ بدن به انسولين مشاهده شود. اين حالت را مقاومت به انسولين مي نامند (بيلوس، ۱۳۸۵).
ديابت وضعيتي است که در آن سلول‌هاي بدن دچار کمبود انرژي مي‌شوند و دليل آن اينست که قند به جاي اينکه وارد سلول شود در خون باقي مي ماند. انسولين هورموني است که از غده لوزالمعده (پانکراس) ترشح مي‌شود. در خون همه افراد در حالت طبيعي مقداري قند يافت مي‌شود. اين مقدار در حالت طبيعي ۱۱۰-۷۰ ميلي گرم در دسي ليتر است. انسولين موجب ورود قند به سلول‌ها مي‌شود تا اين قند براي تامين انرژي مورد استفاده قرار گيرد، يا براي مصارف بعدي ذخيره گردد. انسولين ماده کليدي و اصلي است که سبب انتقال قند از خون به سلول‌هاي بدن مي‌شود. بدون وجود انسولين قند نمي‌تواند از جريان خون خارج و وارد سلول‌ها (به جز سلول‌هاي مغزي) گردد (شهشهان، ۱۳۸۱).
ديابت يک بيماري مزمن و از شايعترين بيماريها دراغلب جوامع است و عليرغم پيشرفت قابل توجه علم پزشکي هنوز هم نشانه‌اي از توقف آن ديده نمي‌شود. اين بيماري براي فرد مبتلا به آن يک مبارزه دائمي است. زيرا افراد مبتلا به آن به دليل وجود يک بيماري لاعلاج و احتمال بروز عوارض شديد و کوتاه شدن طول عمر مورد تهديد قرار مي‌گيرند. بر اساس پيش‌بيني فدراسيون بين‌المللي ديابت شمار بيماران ديابتي در جهان قريب به۱۴۰ ميليون نفر مي‌باشد(فدراسيون بين‌المللي ديابت IDF17، ۱۹۹۸).
اين بيماري از شايع ترين بيماريهاي غدد درون ريز است که پس از بيماريهاي قلبي عروقي، سرطان، بيماري‌هاي اسکلتي وعضلاني، چهارمين علت عمده مرگ و مير در گروه‌هاي سني مختلف است (اميني، به نقل ازحيدري، ۱۳۸۰).
فرد مبتلا به منظور حفظ جان نياز به تزريق روزانه انسولين و آزمايشهاي مکرر و درد ناک و نيز صرف وقت و هزينه زياد جهت درمان دارد و همواره با مشکلات فردي، اجتماعي، اقتصادي و خانوادگي زيادي روبرو مي‌باشد که موجب افسردگي، اضطراب و پرخاشگري مي‌گردد (کانکو۱۸، ۱۹۸۶، به نقل از جواهري زاده، ۱۳۷۳).
از طرفي يکي از جدي ترين مسائل بشر از دير باز تاکنون، استرس يا فشار رواني است. استرس مي‌تواند نقش گسترده‌اي در سلامت عمومي افراد ايفا کند بدين صورت که تلاش براي غلبه بر استرس مي‌تواند بر پاسخ‌هاي جسماني و روانشناختي تاثير گذارد که ممکن است نتيجه آن پاسخ‌ها به وجود آمدن مشکلات مربوط به سلامتي باشد (فلدمن۱۹، ۲۰۰۲).
بر اساس فرهنگ لغت آکسفورد، استرس، نيرو يا فشاري است که مي‌تواند باعث اختلال و از هم گسيختگي موازنه و تعادل سيستم يا ارگانيسم گردد (دوازده امامي، روشن، محرابي، ۱۳۸۸).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

همچنين در ايجاد و بروز هر بيماري عناصر و شرايط گوناگوني از جمله زمينه‌هاي وراثتي، تعامل اجتماعي، ويژگي‌هاي روانشناختي و رفتاري انسان نقش دارند. يکي از مهمترين عوامل روانشناختي موثر در بروز بيماري‌هاي جسمي استرس است. استرس از طريق تاثير بر رفتار و دستگاه‌هاي بدن، از جمله دستگاه قلبي – عروقي، غدد درون ريز و دستگاه ايمني، بر سلامت انسان تاثيري منفي دارد و باعث بروز بيماري‌هاي جسمي از قبيل بيماري‌هاي قلبي عروقي، فشار خون بالا، بيماري‌هاي گوارشي، ديابت، بيماري‌هاي پوستي و انواع ديگربيماري‌ها مي گردد (سارافينو، ۱۳۸۳).
استر س بخشي از زندگي روزمره است. استرس کارکردي انطباقي دارد: انگيزه مطالعه را براي امتحان فراهم مي‌کند و سبب ترشح زياد آدرنالين مي‌شود که شور و حال خاصي براي انجام کارها در حضور جمع را ايجاد مي‌کند، چه اين کار ورزش باشد و چه ارائه يک مقاله در يک سمينار. اکثر ما دوره‌هايي از اضطراب ناخوشايند را تجربه کرده ايم. معمولا اين دوره‌ها محدود هستند و خود بخود بر طرف مي‌شوند. اما حتي وقتي نيازمند درمان نيستند، اثرات منفي فيزيولوژيک آنها همچنان از طريق تشديد اختلالات ديگر يا مخدوش کردن وضعيت باليني سلامت را به مخاطره مي افکنند (آلدر، ۱۳۸۹).
وجود رابطه بين تجربه‌هاي پر استرس و ديابت همواره مورد سوال بوده است. شواهد به دست آمده حاکي ازآن است که تجربه‌هاي پر استرس ممکن است در شروع و نيز تشديد ديابت نقش داشته باشد (حري، حقيقي، اميني و همکاران، ۱۳۸۷).
بي يورن تورپ۲۰ تلاش کرد رابطه‌ي فيزيولوژيک بين تجربه‌هاي استرس زا و شروع ديابت نوع ۲ را توضيح دهد. در تئوري جالب او امده است که استرس‌هاي روحي با يک واکنش احساس شکست يا درماندگي باعث فعال شدن محور هيپوتالاموس -هيپوفيز-ادرنال۲۱ شده که خود منجر به اختلال‌هاي هورموني شامل بالا رفتن سطح کورتيزول سرم و پايين آمدن سطح استروئيدهاي جنسي و هورمون رشد مي‌شود که اين روند مخالف عمل انسولين است. موي۲۲ و همکاران در سال ۲۰۰۰ در جريان غربالگري ديابت وجود يک رابطه بين تعداد استرس‌هاي تجربه شده و شيوع ديابت نوع ۲را مشخص کردند. همچنين نوربگ۲۳ و همکاران استرس‌هاي شغلي و حمايت روحي ضعيف را همراه با شانس خطر ابتلا به ديابت در زنان گزارش کردند (همان منبع).

دسته بندی : 22

پاسخ دهید