تاريخچه‌ي تجربه‌ي ديني در الهيات مسيحي و سنت عرفان اسلامي:۱۴
تعريف تجربه ديني:۲۱
خصوصيات تجربه‌ي ديني:۲۳
رفع يک شبهه۲۴
متعلق تجربه ديني چيست؟۲۵
انواع تجربه‌ي ديني:۲۹
تقسيمي ديگر براي تجربه ديني:۳۳
کاربردهاي تجربه ديني۳۴
رفع يک شبهه:۳۶
خلاصه:۳۹
فصل دوم: چيستي تجربه‌ي ديني۴۰
مقدمه:۴۰
– ديدگاه متفکران غربي درباره‌ي تجربه ديني:۴۱
اول: نظريه‌ي احساسي، عاطفي:۴۱
نقد و بررسي تجارب عاطفي احساسي:۴۳
دوم: نظريه‌ي ادراکي، شناختي:۴۴
نقد و بررسي تجارب ادراکي، شناختي:۴۵
سوم: نظريه تفسيري۴۷
نقد و بررسي تجربه تفسيري:۴۸
ديدگاه عرفاي اسلامي:۴۹
تعريف مکاشفه يا تجربه‌ي ديني:۴۹
راههاي شناخت از ديد عارف۵۰
۱- قلب:۵۰
۲- عقل:۵۱
۳- حدس۵۱
مراتب درک خدا در تجربه ديني۵۲
چرا تجربه ديني و مکاشفه‌ي ذات خداوند محال است؟۵۴
نقش تجربه‌ي حسي در شناخت امر قدسي۵۶
انواع معرفت در عرفان:۵۹
فتح و فتوحات۶۲
مشاهده و مکاشفه:۶۳
اقسام مکاشفه۶۵
نقش خيال در تجربه‌ي ديني:۶۷
مشاهدات عارف در رؤيا:۶۹
محتواي کشف عارف:۷۱
عرفاء و تکلم بشر با خداوند:۷۶
تکلم بشر با ارواح و انسانهاي برزخي:۷۸
مکاشفات و عقل۸۱
ديدگاه فلاسفه اسلامي۸۴
انواع ادراک و تعداد عوالم از ديد ملاصدرا:۸۵
مراتب تجربه ديني و درک يقيني:۸۸
مراتب کمال عقل نظري و عملي براي درک حقايق:۹۰
موانع مکاشفه و تجربه‌ي ديني از ديد ملاصدرا (حجابها)۹۲
جايگاه معرفتي تجربه ديني در هندسه معرفتي:۹۴
خلاصه:۹۸
فصل سوم: تجربه ديني در قرآن۹۹
مقدمه۹۹
علل ذکر تجارب ديني در قرآن۱۰۰
وحي از نگاه قرآن:۱۰۵
تفاوت ميان وحي، الهام، تحديث۱۰۸
مقامات انساني و درجه پيامبر۱۱۳
محتواي مکاشفات پيامبران۱۱۴
سه ديدگاه درباره پديده وحي:۱۲۱
تجارب ديني مؤمنان و غير مؤمنان ( کفار)۱۲۲
آيات متناسب تجربه ديني احساس:۱۲۸
بررسي آيات تجربه احساسي و عاطفي:۱۳۱
تجربه ديني، تفسيري، تبييني۱۳۳
بررسي آيات مربوط به نظريه تفسيري تبييني:۱۳۴
اشکالات وارد بر اين نظريه:۱۳۵
تجربه ديني ادراکي شناختي در قرآن:۱۳۷
انواع ادراک در تجربه‌هاي ديني قرآن:۱۴۱
بررسي آيات مربوطه به رؤيت خدا۱۵۴
متعلق تجربه ديني۱۵۶
اقسام صاحبان تجربه ديني:۱۶۴
شرايط تجربه ديني:۱۶۹
موانع درک امر قدسي از ديدگاه قرآن:۱۷۴
تجربه‌هاي الهي و غير الهي:۱۷۹
معيار و ميزان تجربه‌هاي الهي و غير الهي۱۸۲
آيا هر تجربة ديني خطاپذير است؟۱۸۶
لغزش‌هاي خيال و وهم:۱۸۸
نفوذ شيطان در ادراک۱۹۰
نقش عالم رويا يا خيال متصل در تجربه ادراکي۱۹۵
اقسام رؤيا۱۹۸
آيا مشاهدات در رؤيا نياز به تعبير دارد۱۹۹
نقش تجارب ديني در سعادت انسان۲۰۱
خلاصه:۲۰۳

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل چهارم: جمع بندي و نتيجه گيري۲۰۵
منابع۲۱۵

مقدمه:
طرح مسأله:
پس از پايان يافتن قرون وسطي و آغاز دورهي روشنگري نقدهاي جدي توسط انديشمندان غرب نسبت به رابطهي عقل و دين صورت گرفت، به گونهاي که برخي وجود هرگونه رابطهاي را انکار نمودند، و معتقد شدند که معارف ديني قابل توجيه عقلاني نيست. زيرا حجيت عقل که پيش از آن به صورت نادرستي موردتأييد قرار گرفته بود، زير سؤال رفت، و ديدگاههاي جديدي پيرامون ماهيت و محدودهي عقل مطرح گرديد. اين تغييرات بيشتر تحت جريان رمانتيسم که به عنوان نقدي بر عقل‌گرايي افراطي به وجود آمده بود صورت گرفت. از سوي ديگر تجربهگرايي هر چه بيشتر قدرت مي‌گرفت و وجود نوعي اعتقادات براساس تجربه احساس نياز ميشد. بنابراين دانشمندان به دنبال اين پرسش به دنبال راه کارهاي مناسب ديگري ميگشتند. براي مثال يکي از راه کارها راه کار (کي ير که گور)۱ بود که بيان ميکرد، که هيچ توجيه عقلاني معتبري براي اثبات باورهاي ديني وجود ندارد. زيرا اصولا ايمان امري برهان ناپذير است. به نظر او ايماني که محصول برهان باشد ايمان نيست، بلکه خود برهان است. در حالي که ايمان نوعي اعتماد به امر ناپيدا و نامعقول است. ايمان نوعي احساس خود رهايي و حرکت به سوي امور غير معقول است. در حقيقت ايمان يک انتخاب بدون جهت و بدون دليل است که امکان برد و باخت در آن است.۲ ولي در صورت پيروزي جوايز بيشماري درانتظار انسان است.
اما راه کار معتقدان به تجربهي ديني خصوصا شلايرماخر چيز ديگري بود. شلايرماخر۳ ميپذيرفت که ايمان و دين امري غيرمعقول است اما در عوض هستهي دين نوعي تجربه است که امري غير شناختي است. هستهي مرکزي همهي اديان تجربه ديني است و تجربهي ديني نوعي احساس و عاطفه است که صاحب تجربه در مسير تجربه امر متعالي کسب مينمايد.۴
همين مطلب از گذشتههاي دور در ميان متفکران اسلامي هم وجود داشت. اين سؤال هميشه مطرح بوده است که آيا دين داراي هسته و مرکز است؟ و اگر هست اين مرکز چيست؟ آيا معارف ديني قابل تبيين عقلاني هستند يا خير؟ و آيا درک خداوند همراه نوعي شناخت و ادراک هست يا خير؟ اصولا نسبت انسان با عالم قدس و عالم غيب چگونه است؟ آيا انسان توانايي ارتباط با عوالم ديگر را دارد ياخير. اگر دارد چه روشي وجود دارد، و آيا همه کس به هر شيوهاي چنين توانايي را دارند يا اينکه شرايط خاصي براي چنين امر مهمي وجود دارد؟ دانشمندان مسلمان براي کشف اين حقيقت تلاشهاي بسياري نمودهاند و در اين باره کتابهاي مختلفي نوشتهاند. اما اين نوشتهها به صورت متمرکز و آنهم به صورت بحث منسجم با روش شناسي جديد نبوده است.
همهي دانشمندان و علماي اسلامي اعتراف دارند که قرآن کاملترين، جامعترين، سودمندترين کتاب در ميان بشر و همچنين مرجع نهايي در فهم و داوري مسائل ديني است. لذا بايد مهمترين نيازهاي بشر را جوابگو باشد. وليکن تلاشها براي دستيابي به موضع قرآن در اين موضوع کافي نبوده است. در تمام جستجوهاي انجام شده از کتب ومقالات معتبر، تحقيقي جامع با محوريت قرآن در اين موضوع نيافتيم. نوشتههاي پراکنده و بعضا غير منطبق با اصول اسلامي، قرآني، ما را بر آن ميدارد که نوشتهاي نسبتاً جامع در اين باره تهيه نمائيم تا ديدگاه‌هاي مختلف علماي مسلمان در علوم و کتابهاي مختلف، حول محور قرآن جمعآوري شود و مورد نقد وکنکاش قرار گيرد.
خصوصا لازم است که اين تلاشها با روش و متد جديد و با نگاهي به علم جديد و کلام جديد در حوزهي غرب صورت بگيرد تا نقصانهاي احتمالي برطرف گردد.
بايد ديد که آيا ميشود که تجربه ديني را به عنوان شاهدي براي مدعيات ديني پذيرفت، يا اينکه آنرا بيشتر يک امر شخصي وغير مستدل بدانيم و همچنين بايد ديد که آيا ميتوان تجربهي ديني را به عنوان بديلي مناسب براي استدلالهاي عقلي پيرامون دين دانست يا اينکه حجيت آنرا بايد خيلي محدود ديد.
چنين امري با استفاده از فلسفه، کلام قديم، کلام جديد، فلسفه دين، فلسفه غرب، تفسير، عرفان و ساير علوم و معارف مرتبط بدست ميآيد. در حقيقت در يک فرآيند تطبيقي بايد تمام علوم مرتبط را به کار گرفت و همه را حول محور قرآن قرار داد تا بتوانيم نتيجهي مطلوب را بدست آورديم.
جايگاه اين مبحث:
اين موضوع از جهات مختلفي قابل بررسي است که با يکديگر شباهتها و تفاوتهايي دارند. يکي از آن جهات، جهت تفسيري اين مسأله است. زيرا اين موضوع براساس قرآن قابل تبيين و نقد و بررسي است قرآن کريم نسبت به اين موضوع مهم بيتفاوت نبوده است. جهت دوم مسأله بحث کلامي آن است. علم کلام جديد و قديم و همچنين فلسفهي دين به روشني به اين مسأله پرداختهاند و آنرا مورد بررسي قرار دادهاند، به گونهاي که در بسياري از مباحث نقش کليدي را ايفاء ميکند. جهت سوم مسأله وجههي فلسفي مسأله است. اين مسأله براساس فلسفههاي مختلف خصوصا فلسفهي صدرايي قابل بررسي است. فلسفهي صدرا به اين بحث اهميت ويژهاي داده است و در کتب مختلف به اين مسأله پرداخته است. از آنجا که روش صدرا جمع بين قرآن و برهان و عرفان است، اين موضوع باعث رشد و شکوفايي اين مسأله گرديده و بسياري از شبهات ومعضلات مختلف توسط صدرا برطرف شده است. ملاصدرا هدف فلسفه را شناخت خدا و تشبه به او قرار داده است و لذا شناخت خدا که ارتباط مستقيمي با مبحث ما دارد کاملا با فلسفه هم جوشي دارد. جهت چهارم اين بحث در معارف قرآن است. معارف قرآن به سلسله مباحث و موضوعات و علوم داخل قرآن اطلاق ميشود. يکي از اين معارف، مسأله تجربهي ديني است.
اهداف تحقيق:
درهر مبحث علمي شناخت اهداف آن مبحث بسيار مهم است. و اهداف هر بحثي بسته به نقش آن بحث و تأثيرگذاري آن در مباحث ديگر و مسائل روز، مشخص ميشود. شناخت تحولات جديد در حوزهي تجربهي ديني بر ما روشن ميسازد که اين موضوع چه اهدافي را دنبال ميکند. اين بحث در گذشته داراي ارزش چنداني نبود وکسي به اهميت آن پي نبرده بود. اما با ورود علوم جديد ومسائل جديد به داخل کشور، اين بحث آهسته آهسته اهميت خود را نشان داد، به گونهاي که در دورهاي از زمان به محوريترين مباحث کلامي تفسيري تبديل شد. براساس همين بحثها و مقالات و کتابهاي مختلفي در کشور ما مطرح شد که هريک به نوبهي خود داراي ارزش ويژهاي است.
بحث تجربه ديني کليديترين مباحث الهياتي را هدف قرار داده است و آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهد و در صورت کم توجهي به اين مسائل، اساس الهيات را متزلزل ميسازد. و لذا هدف اين تحقيق بررسي جنبههاي مختلف بحث تجربهي ديني، خصوصا جنبهي ادراکي و شناختي آن است. تجربهي ديني در درون خود مسائل بسيار زيادي را دارا ميباشد که توجه به هرکدام از آنها درخور اهميت است. يکي از مباحث مطرح شده در تجربه ديني گوهر دين است. تجربه ديني به اين پرسش پاسخ ميدهد که اساس و محور هر ديني چيست؟ آيا دين داراي هستهاي است و اگر دين به اين شکل ترسيم شود، محور دين چيست؟ برخي بر اين عقيدهاند که محور دين امري معنوي است و ما ميتوانيم با استدلال و تفکر به اين محور دست يابيم.
برخي هم بر اين عقيدهاند که محور دين امري معقول نيست، بلکه امري احساسي است و با استدلال عقلي نميتوانيم به مرکز دين برسيم. در مکاتب فکري و فلسفي دربارهي محور دين اظهار نظرهاي مختلفي شده است و هرکس به اندازهي توان خود به اين پرسش پاسخ داده است. تجربهي ديني محور دين را از جنس امور معنوي ميداند. گوهر دين نزد اين تفکر همان تجربه ديني است. اما ماهيت وچگونگي اين تجربه اختلاف برانگيز بوده است و نحلههاي مختلفي دربارهي محور اين تجربه به وجود آمده است. شلايرماخر تجربه ديني را امري احساسي و غير ادراکي ميدانست،۵ اما عدهاي هم از ادراکي بودن اين تجربه سخن گفتهاند. دسترسي به پاسخ اين مسأله خصوصا از زبان قرآن نيازمند غور در قرآن و تفاسير و روايات است. بنابراين درک درست از تجربه ديني ميتواند در نوع تفکر ما و جهانبيني ما نقش اساسي ايفا کند.
نکتهي مهم ديگري که در بحث تجربه ديني به آن پاسخ داده ميشود اين است که آيا بر فرض وجود چنين تجارب و مکاشفات و مشاهداتي، آيا ارزش معرفت شناختي اين باورها تا چه حد است؟ آيا چنين مشاهداتي ما را در راه رسيدن به باور صادق موجه همراهي ميکند يا نه؟ و آيا اين امور مي‌تواند اعتقادات ما را توجيه کند يا اينکه صرفا به اندازهي تاييدي براي باورهاي ما به شمار ميرود. اگر ارزش معرفت شناسي اين تجارب اثبات شود نقش خود را در نظام اعتقادي ما به خوبي نشان خواهد داد. و ما به صورت موجهي ميتوانيم در نظام باورهاي خود از اين امور استفاده نمائيم.
به علاوه کنکاش در اين تجارب به ما ميفهماند که شروط، اسباب، و موانع يک تجربهي موفق چه چيزهايي هستند. آيا رسيدن به چنين تجربهاي با چه خطرات و موانعي مواجه است و آيا همگان مي‌توانند به چنين تجاربي دست پيدا کنند يا خير. اگر اين راه اختصاصي نيست، شرايط رسيدن به اين هدف چگونه است؟ از آنجا که بسياري از مباحث فلسفي، کلامي، تفسيري، عرفاني مبتني بر اين بحث است و در کشور ما هم اين مسأله مناقشه برانگيز بوده است، لذا به نظر ميرسد که تلاش هر چه بيشتر ما در اين راه، کمک شاياني به ساير مباحث از اين دست مينمايد.
قرآن کريم به عنوان متن اصلي اسلامي و محور تمامي علوم اسلامي توجه خاص به اين گونه تجارب و دريافتهاي قدسي نشان داده است. تلاش ما در اين پايان‌نامه نشان دادن ميزان اهتمام قرآن به اين بحث و بررسي موارد ذکر شده در کلام الهي و پي بردن به نگرش قرآن دربارهي حجيت اين تجارب ميباشد.
دلائل انتخاب موضوع:
نگارندهي اين پايان‌نامه بعد از مشورتهاي بسياري با اساتيد محترم اين موضوع را انتخاب نمود. زيرا اين موضوع داراي ويژگيهاي مثبت زيادي است که در اينجا به برخي از آن موارد اشاره ميکنيم:
۱- به روز بودن موضوع. اين موضوع از موضوعهاي جديد است که در دوران اخير درجامعهي ما مطرح و به ارزش آن پي برده شده است. بررسي اين موضوع در جوامع دانشگاهي و حوزوي مؤيد اين مدعاست لذا براي روشن شدن اين موضوع کتابهاي بسياري نوشته شده است که هر کدام در حد توان خود به گوشهاي از زواياي اين موضوع اشاره نموده است. لذا بر خود لازم ديديم که ما هم يک زاويهي کوچک اين موضوع که بسيار با اهميت است مورد بررسي قرار دهيم.
۲- حساسيت موضعگيري در تبيين آن و تأثير فراوان اين موضعگيري در ابعاد مختلف الهيات و فلسفه دين. از آنجا که اين موضوع از موضوعات کليدي و مطرح در جامعه ميباشد، نوع نگرش ما به اين موضوع و تعيين جهتگيري ما در سراسر نظام عقيدتي ما تأثير گذار است، و لذا تصميم گيري در اين زمينه ميتواند ابعاد مختلف معارف، از جمله فلسفه، کلام، تفسير را تحت تأثير مستقيم خود قرار دهد.
۳- ضرورت طرح مباحثي اين چنين کليدي و اصلي از منظر قرآن کريم. قرآن به عنوان معجزهي جاويد پيامبر اسلام به بررسي مهمترين نيازهاي بشر پرداخته است. يکي از مهمترين مسائل مطرح که به عقيدهي برخي هسته و گوهر هر ديني است بحث تجربهي ديني است و لذا قرآن بايد که در اين باره هم اظهار نظر نموده باشد. بررسي موضوعاتي از اين قبيل و جستجوي آنها از منظر قرآن امري لازم و اساسي است.
۴- ضرورت نگرش به قرآن به عنوان منبع جاري ادراک و تبيين مفاهيم انديشه ديني: همانطور که براي همگان روشن است، قرآن صرفا کتابي تاريخي و قديمي نيست بلکه منبع و سرچشمه بسياري ازعلوم معارف است و ميتواند بسياري از مشکلات روز مرهي ما را پاسخگو باشد. مسائل مربوط به ادراک و مفاهيم ديني از جمله مواردي است که در قرآن بايد مورد جتسجو قرار گيرند.
۵- علاقهي شخصي به اين بحث: پيشينهي فلسفي، قرآني اينجانب مرا ترغيب مينمود که در مباحثي تطبيقي در اين زمينه قلم بزنم. زيرا معتقدم که علوم همپايه ميتوانند کاستيهاي يکديگر را جبران کنند. مباحث مربوط به کلام جديد، خصوصا تجربه ديني از جمله مسائل مورد علاقهي اينجانب است و لذا قصد دارم در راه تعالي تفکر ديني گام کوچکي بردارم.
روش تحقيق:
تحليلي، کتابخانهاي است. يعني تحليل اين موضع براساس منابع اسلامي به خصوص تفاسير قرآن و ساير منابع خواهد بود.
نقد ادبيات موضوع:
در حوزهي اسلامي در اين باره کتابهاي مختلفي نوشته شده است که در نوع نگرش بسيار متفاوتاند. يکي از اين کتابها مربوط به عبدالکريم سروش به نام بسط تجربة نبوي است. نويسندهي اين کتاب از کساني است که به بسط بحث تجربهي ديني در ايران کمک زيادي کرده است، اما نگرش او با نگرش سنتي اسلامي داراي تفاوتهاي جدي است. وي در اين کتاب تجربه ديني را اصلي‌ترين شاخص نبوت مي‌شمارد. وي تجارب ديني پيامبر را داراي سير تکاملي مي‌داند و لذا پيامبر به گفتة او هر روز پيامبرتر مي شد.۶ يکي از عوامل رشد تجارب پيامبر عوامل بيروني مانند سؤال‌ها و درخواست‌هاي مردم بود. دين امري بشري با روحي قدسي است.۷ معناي قرآن از سوي خدا و الفاظ آن مخلوق پيامبر است امّا اين از حيث شناختي معرفتي قرآن چيزي کم نمي‌کند.
انسانهاي ديگر نيز مي‌توانند در معناي حقيقي کلمه با پيامبر در اين تجربه همراه شوند.۸
او در کتاب خود بيان ميدارد که وحي نوعي تجربه ديني است و تجربه ديني امري بشري است و امر بشري قابل تکامل و تحول است و پيامبر کاملترين ونهاييترين تجربه ديني را ندارد و امکان تحول تجربه‌ي او وجود دارد. البته به نظر نويسنده پايان‌نامه اين گفتارها داراي مقدماتي غير متقن و ادلهي قابل مناقشه است و نميتوان از اين مقدمات به چنين نتيجهاي رسيد. اما از آنجا که پايان‌نامه ما داراي موضوعي متفاوت با اين کتابهاست بررسي اين نظريات را به موضع مناسب آن ارجاع ميدهيم.
ايشان در اين باره کتابها و مقالات ديگري هم مکتوب نمودهاند. کتاب قبض و بسط تئوريک شريعت و مقاله “زنبور يا طوطي” از مشهورترين آثار اوست.
کتاب تجربة ديني و مکاشفة عرفاني نوشتة محمد تقي فعالي نيز در همين زمينه است. ايشان پس از مطرح کردن مباحث مقدماتي در اين خصوص به بررسي تجربه ديني مي‌پردازد. وي تجربه ديني را امري شناختي مي‌داند. امّا در ميزان معرفت بخشي آن، دو کلام مختلف دارد. وي به بررسي آراء مختلف در اين زمينه از جمله ويليام جيمز و آلستون پرداخته و انواع تجربه ديني را بيان مي‌کند. کتاب وي با وجود مطرح کردن مباحث گوناگون داراي مسير منطقي مناسبي نمي‌باشد.
کتاب ديگر، وحي و افعال گفتاري نوشته استاد محترم قائمي نيا است. نويسنده در اين کتاب از نوع خاصي از تجربه ديني که ما آنرا با نام وحي ميشناسيم صحبت ميکند. او در اين کتاب سعي دارد که نگرش نوين براساس اصول ومباني اسلامي در باب وحي بنا کند، ايشان وحي را نوعي تجربه ديني از سنخ فعل گفتاري ميداند زبان قرآن را اصالتاً و ذاتاً عربي ميداند و آنرا کلام خدا ميداند و پيامبر را جز صفت پيام رساني و گيرندهگي داراي سمتي ديگر نميداند۹٫ پيامبر حق دخالت در محتواي وحي را ندارد وي در اين کتاب به بررسي ارکان وحي و اقوال دانشمندان دربارهي آن ميپردازد سپس به بررسي اقوال عرفاء دربارهي تجربه ديني و ماهيت آن و بررسي شباهت آن با وحي دست ميزند.
کتاب ديگر وي تجربه ديني و گوهر دين است که به بررسي دقيقتر و شاملتري دربارهي تجربهي ديني دست ميزند و تقسيمات مختلفي را بيان ميکند. نويسنده در اين کتاب اصول تجربه ديني ومباني آنرا به روشني بيان مينمايد. از نظر وي اگر چه گوهر دين تجربه ديني است، امّا ميان تجارب ديني عرفاء و انبياء تفاوت زيادي وجود دارد، و در حقيقت اينها از دو سنخ گوناگون‌اند. ميزان معرفت بخشي آن دو نيز در يک سطح نيست. اين کتاب به آيات و روايات و تفاسير اسلامي توجه چنداني ننموده و بيشتر مباحث برون ديني را مطرح نموده است. وي داراي مقالات و سوابق زيادي در اين بحث ميباشد.
از ديگر آثار منتشره در باب تجربهي ديني کتاب مباني نظري تجربه ديني نوشتهي علي شيرواني است. نويسنده در اين کتاب سعي ميکند بحثي تطبيقي ميان ديدگاههاي ابن عربي و رودلف اتو انجام دهد. اين کتاب هم از کتب ممتاز و زيبا در اين زمينه ميباشد که نقش مهمي در شناسايي بحثهاي تطبيقي دارد و راه را کاملاً روشن ميسازد.
يکي از آثار معتبر ديگر در اين زمينه کتاب خصائص التجربة الصوفية است که به زبان عربي نوشته شد، است جبوري نويسندهي اين کتاب به بررسي کاملي از تجارب عرفاء و تقسيمبندي آراء آنها دست زده که باعث شده کتاب او از منابع مهم اين علم به شمار برود. نويسنده سعي نموده بحث تجربه ديني را در کتابهاي عرفاني اسلامي جستجو کند و ابعاد مختلف آنرا معرفي کند. نويسنده اين کتاب مفاهيم و اصطلاحات عرفاني را به خوبي توضيح داده است و مشاهدات و مکاشفات عرفاء را موشکافي نموده است.
مقالات مختلفي نيز دربارة تجربة ديني نگاشته شده است. از جمله مقالات گردآوري شده در مجلّه نقد و نظر است که يکي از آنها به پرسش و پاسخ ميان ملکيان و لگن هاوزن مي‌پردازد. ايشان ماهيت تجربه ديني و ميزان معرفت بخشي آنرا مورد بررسي قرار مي‌دهند. مقالة محمد تقي فعالي در همين نشريه هم در همين زمينه مي‌باشد.
همانطور که به صورت اختصار نشان داده شده موضوع تجربه ديني از موضوعات مهم و پر دامنهاي است که فکر بسياري را به خود مشغول داشته است. اين موضوع بسياري از مباحث ديگر را نيز درون خود دارد و بررسي دقيق آن ميتواند ما را در علوم ديگر نيز ياري دهد. اما آنچه ما را بر آن داشت که در اين زمينه پايان‌نامه‌اي تهيه بنمائيم اين است که آثار گذشته هيچکدام به قرآن به عنوان محور اين بحثها نگاه ننمودهاند. هيچکدام از آثار گذشته به صورت جامع و کامل بحثي دربارهي اين موضوع براساس قرآن تنظيم ننموده است و ديدگاه قرآن را در اين باره از زبان خود قرآن جستجو ننموده است. اين نقص در حوزهي ادراکي و شناختي تجربهي ديني خود را واضح‌تر نشان ميدهد. زيرا مهمترين وجههي تجربهي ديني وجههي ادراکي آن است و اهميت کاوش در آن براساس مباني قرآن بيش از پيش به چشم ميخورد. عليرغم آنکه قرآن مباحث زيادي حول تجربه ديني و مکاشفات عرفاني دارد، و شناخت اين مسأله نقش مهمي در درک قرآن دارد، اما بحث مستقل و جامعي پيرامون نظر قرآن در اين باره صورت نگرفته است. تنها چيزي که در اين باره به چشم ميخورد استدلالهاي پراکنده حول برخي آيات قرآن است که بدون بررسي مباني و لوازم آيات در کتب مختلف شده است. تفسير ابن عربي هم به عنوان يک تفسير عرفاني نتوانسته بسياري از معضلات اين مباحث را نشان دهد.
مخصوصاً که بعد از بحثهاي داغ و آشکار شدن مباحث جديد و مطرح شدن شبهات زياد پيرامون اين موضوع مهم، لزوم بحثهاي روز و جديد در اين باره هرچه بيشتر به چشم ميخورد. لذا به نظر ميرسد که قرآن که مهمترين کتاب آسماني و جامعترين آنهاست در زمينهاي که بسيار بشر به آن نياز دارد ساکت نمانده و کاوشهاي جديد در اين درياي بيکران لازم به نظر ميرسد.
اما ويژگي همهي اين کتابها و مقالات اين است که از منظر قرآن و اسلام اصيل به موضوع نگاه نکردهاند همهي آنها از لحاظي بحث برون ديني و برون قرآني بودهاند، اما هيچکس پاي صحبت قرآن ننشسته است تا حقيقت را از زبان خود قرآن بشنود. اگر هم به آياتي از قرآن اشاره شده به صورت پراکنده و ناقص بوده است.
علاوه بر اينکه در اين زمينه به آراء مفسرين، عرفاء، و فلاسفهي مسلمان کم توجهي شده است. عليرغم اينکه بزرگان ما از اين بحث غافل نبودهاند، و اصول و مباني آنها قابليت استفاده در بحثهاي جديد را دارد. بزرگان ما داراي آثار متقن و با ارزشي هستند که براساس موازين اسلامي و قرآن عزيز نگاشته شده است، لذا لازم بود که مقالهاي مجزّا و مستقل در اين باره نگارش يابد تا در حد توان خود به اين موضوع بپردازد و گام نخستين در اين راه باشد.
سؤال اصلي:
آيا با استفاده از آيات قرآن کريم ميتوان تجربه ديني را نوعي شناخت و ادراک دانست؟ (حوزهي اين شناخت، شرايط، موانع اين شناخت و نقش آن در توجيه باورهاي ديني).
سؤال فرعي:
۱- تحليل برون ديني دربارهي تجربه ديني و چيستي آن چگونه است؟

۲- تحليل درون ديني نسبت به پديدة تجربة ديني چگونه است؟
۳- ماهيت تجربه ديني چيست؟
۴- موانع رسيدن به اين تجارب کدامند؟
۵- آيا تجارب ديني براي نوع بشر امکان پذيرند؟
۶- ارزش معرفت شناختي تجارب ديني تا چه ميزان است؟
۷- آيا تجربهي ديني مختص به تجربهي امر قدسي است يا داراي حوزهي وسيعتري است؟
۸- کداميک از تقسيمات سه گانه (ادراکي، احساسي، تفسيري) مورد تأييد قرآن است؟
۹- آيا همه تجارب ديني از ارزش يکساني برخوردار هستند؟
۱۰- آيا تجارب ديني لزوماً همه الهياند يا تجارب شيطاني هم وجود دارند؟
مفروضات:
۱- تجربه ديني به عنوان وضعيتي خاص که بعض انسانها از سرگذراندهاند در عالم وقوع يافته است (امکان چنين تجربهاي)
۲- تجربه ديني موضوعي اساسي در الهيات، عرفان و فلسفه دين است.
۳- اتخاذ موضع در باب تجربه ديني ميتواند در بخشهاي مختلف انديشه ديني تأثير گذار باشد (تأييدي بر باورهاي ديني)
۴- قرآن کريم کتاب هدايت و تعليم است و ميتواند از آن پاسخ سؤالات معرفتي متناسب دريافت کرد.
۵- سؤالات پيرامون تجربه ديني متناسب با حيطهي تعاليم قرآن مجيد است.
۶- براساس قاعدهي (جري) قرآن ميتواند پاسخگوي نيازهاي معرفتي باشد.
فرضيه:
تجربهي ديني از ديدگاه قرآن نوعي ادراک و معرفت است و نتايج آن با شرايط خاص و تا حدودي حجيت دارد.
مفاهيم:
تجربهي ديني، شناختي، احساسي، مکاشفه.
تجربه ديني: “تجربه‌اي است که فاعل آن تجربه در توصيف پديدار شناسانه آن از واژه‌هاي ديني استفاده کند”۱۰
شناختي (شناختاري، ادارکي، معرفتي): يک ديدگاه دربارة تجربة ديني است که از سوي کساني چون آلستون مطرح شده و تجارب ديني را داراي خصوصيت معرفت بخشي بودن مي‌دانند.۱۱
احساسي (عاطفي): ديدگاهي دربارة تجربة ديني که آنرا داراي خصوصيت عاطفي و غير شناختي مي‌دانند.۱۲
مکاشفه: اصطلاحي در عرفان اسلامي که بر معنايي شبيه به تجربة ديني دلالت مي‌کند. به طور کلي عرفاء مکاشفه را راهي براي شناخت حقايق به صورت غير استدلالي و از طريق تزکيه نفس مي‌دانند.۱۳
تفصيل اين مفاهيم در فصل بعد به صورت کامل مورد بحث قرار خواهد گرفت.
ضرورت مسأله:
اين موضوع از جهات مختلفي داراي ضرورت است.اولين جهت آن اين است که نوع نگرش ما در اين موضوع در نوع تفسير ما از قرآن تأثير مستقيم خواهد گذاشت. کسي که وجود چنين امري را بپذيرد، در تمامي مسائل قرآني با نگاهي متفاوت وارد خواهد شد. شايد يکي از اسباب اختلاف در تفاسير گذشته و حال را در همين امر بدانيم. از آنجا که اين موضوع يک بحث کليدي و محوري را مطرح ميکند، نوع نگرش ما ميتواند در تمامي مسائل ديگر تفسيري و کلامي تأثير بسزايي بگذارد.
جهت دوم ضرورت مسأله اين است که موضوع مورد بحث ما در تمامي علوم اسلامي تأثيرگذار است. زيرا مسألهي مورد بحث در قرآن کريم به عنوان متن اصلي اسلام وجود دارد و تمامي علوم مرتبط با قرآن را تحت تأثير قرار ميدهد. به عنوان مثال: کلام، تفسير، عرفان، فلسفه. و لذا جهتگيري در اين موضوع نقش بسزايي در علوم مختلف خواهد داشت.
جهت سوم، مناقشه برانگيز بودن اين موضوع است. از آنجا که اين بحث از بحثهاي روز و کارآمد و در تمامي محافل روشنفکري مطرح و بسيار هياهو به پا کرده است، و با اينکه دو دهه از طرح اين مسأله درجامعهي ما ميگذرد هنوز مقالات و کتابها و سخنرانيهاي متعددي را به خود مشغول کرده است آخرين موردي که در موقع نگارش اين پايان‌نامه وجود دارد، نامهي سروش به جناب سبحاني تحت عنوان “زنبور يا طوطي” است که به همين مسأله ميپردازد و سبب گفتگوهاي وسيعي شده است. لذا بر ماست که در اين ميان جهتگيري خود را مشخص نمائيم تا از آسيبهاي احتمالي در امان بمانيم.

فصل اول

کليات
تاريخچهي تجربهي ديني در الهيات مسيحي و سنت عرفان اسلامي
اگر ما بخواهيم هرچه بيشتر دربارهي سرچشمه بحث تجربهي ديني جستجو کنيم، ميتوانيم هرچه بيشتر عقب برويم و سرچشمههاي آنرا در دورانهاي بسيار دور مشاهده کنيم. زيرا بشر همواره اعتقاد داشته است که موجودي برتر از او وجود دارد و ميتوان از راههاي گوناگون به شناخت اين موجود پي برد. يکي از اين راهها مشاهدهي مستقيم موجود برتر بوده است. در سنت غرب اين مطلب به دوران باستان۱۴ برميگردد و در کتب مختلف فلسفي و غير فلسفي آثاري از چنين عقايدي به چشم ميخورد. در جهان شرق به ويژه ايران هم چنين انديشههاي در اديان سنتي پيش از اسلام وجود داشته است. و اين نگاه بعدها در اسلام و در قرآن کريم به وضوح به چشم ميخورد. سنتهاي عرفاني اسلامي۱۵ حاکي از همين امر است لذا در کتب عرفاني و بررسي حالات عرفاء اموري به نام مکاشفه و مشاهده۱۶ که بسيار شبيه تجربهي ديني در جهان غرب است به چشم ميخورد. عرفاء همواره از تجربههايي طبيعي و غير طبيعي از خداوند سخن گفتهاند. لذا کتب عرفان اسلامي يکي از مهمترين منابع دسترسي به چنين تجاربي است. البته مطلب منحصر در تجارب ديني مسلمانان نيست، و تجارب عرفاي هندويي نيز که در کتب مختلفي مثل او پانيشادها۱۷ موجود است نيز گواه اين مطلب است. کتبي که به گفتهي اساتيد محترم تا اندازه‌اي مورد تأييد بزرگان ما مانند علامه طباطبايي قرار گرفته است.
اما اگر بخواهيم تاريخچه‌ي سخن را در دورهي جديد جستجو کنيم بايد شلاير ماخر (۱۷۶۸- ۱۸۳۴) را به عنوان اولين قهرمان اين موضوع نام ببريم. پس از گذشت قرون وسطي و سپري شدن دوران تاريک جهل و تاريکي، جنبش‌هاي مختلفي ظهور نمودند. جنبش پروتستانيسم و رنسانس از اين جملهاند. در اين ميان جنبش رنسانس بيشتر به جنبه‌هاي اجتماعي و فرهنگي و سياسي ميپرداخت و جنبش پروتستان بيشتر جنبهي مذهبي داشت. اين حرکتها به نهضت روشنگري ختم شد که از مردم ميخواست که با ديدي عقلاني تمامي مباحث را مورد نقد و بررسي قرار دهند.
شايد بتوان مهمترين کساني را که غرب را از خواب سنگين بيدار کردند، دکارت۱۸ و هيوم۱۹ ناميد، اگر چه نميتوان ديگران را هم ناديده گرفت. اين دو به طرق مختلف مسائل پيشين را مورد نقد و کنکاش قرار دادند و در حجيت امور گذشته ترديد نمودند. هيوم حجيت عقل را به تمسخر گرفت و عقل را حس ضعيف شده و بيارزش ناميد. اين تکانهاي شديد، جهان غرب را به لرزه انداخت، به طوري که به گفتهي کانت يکي از بزرگترين انديشمندان غرب “هيوم مرا از خواب جزميّت بيدار کرد.”

دسته بندی : 22

پاسخ دهید