علامه سيد جعفر مرتضي………………………………….۱۵۹
علامه عبدالامير قبلان……………………………….۱۶۷
علامه عفيف نابلسي……………………………………۱۶۸
علامه محمد يزبک………………………………………..۱۷۷
شيخ نعيم قاسم…………………………………………..۱۸۴
شيخ شفيق الجرادي…………………………………..۱۹۱
شيخ حسان عبدالله………………………………………۱۹۶
۲- علماي اهل سنت لبنان………..۲۱۴
قاضي أحمد الزين………………………………………..۲۱۴
شيخ عبدالناصر الجبري………………………………۲۲۳
شيخ ماهر حمود…………………………………………۲۳۰
شيخ بلال شعبان………………………………………….۲۳۷
دکتر رضوان السيد……………………………………..۲۴۶
منابع و مأخذ:۲۵۳
بخش اول: کليات و مفاهيم و مباحث مقدماتي؛
فصل اول: کليات:
۱- بيان مسأله و تحقيق و اهميت و فوائد آن
در روزگاري که استکبار جهاني، کمر همت به حاشيه راندن إسلام بسته است و موج جديدي از إسلام ستيزي و إسلام هراسي، عالم را فرا گرفته است، سخن گفتن از تقريب بين مذاهب إسلامي و إتحاد مسلمانان، از ارزنده ترين امور و والاترين مباحث مي باشد و و ضرورت اين بحث، بر کسي پوشيده نيست.
هم چنان که کوبيدن بر طبل اختلاف بين فِرَق إسلام عقلاني نيست، نفي اختلاف هم عقلاني نخواهد بود که طبيعت انسان، إقتضاي اختلاف در اموري را دارد که پيرامون آن، به انديشه و تفکر مي پردازد و اين طبيعت انسان به اختلاف مباني فکري و نوع فهم و چگونگي برداشت هاي عقلي مربوط مي شود. قرآن کريم اين اختلاف را اين گونه بيان مي کند که: مردم قبل از بعثت أنبيا همه يك أمت واحد بودند، خداوند به خاطر اختلافى كه در ميان آنان پديد آمد انبيايى به بشارت و انذار برگزيد و با آنان كتاب را به حق نازل فرمود تا طبق آن در ميان مردم و در آنچه اختلاف كرده‏اند حكم كنند.۱
و اي بسا که در طول تاريخ، دشمني ها و نزاع هاي خونين از اين اختلاف ها ناشي شده باشد، در حالي است که قرآن، همه أمت إسلامي را به حفظ وحدت إسلامي و تقريب دعوت مي کند و مي فرمايد: اين است آئين شما، آئينى واحد و من پروردگار شمايم پس تنها مرا بپرستيد.۲
و همگى به وسيله حبل خدا خويشتن را حفظ كنيد و متفرق نشويد.۳
و سنت نبوي در قضيه وحدت إسلامي و تقريب نمي تواند غير از آيات الهي باشد که پيامبر إسلام فرمودند: هر کس از جماعت مسلمانان جدا شود، مرگي جاهلانه خواهد داشت.۴
أهميت تقريب و وحدت إسلامي از يک سو و أهميت ژئوپلتيک و ژئواستراتژيک لبنان از سوي ديگر باعث شده است که بررسي چالش ها و ظرفيت هاي تقريب مذاهب إسلامي در کشور لبنان، که اکثريت مردم آن را مسلمانان تشکيل مي دهند، از أهميت ويژه اي برخوردار باشد.
ضرورت بررسي چالش ها و ظرفيت هاي تقريب در لبنان، با در نظر گرفتن تاثيرگذاري کشور لبنان در ابعاد ديني و فرهنگي و سياسي، در منطقه و کشورهاي إسلامي، نمايان خواهد بود. اگر سياست هاي استکبار جهاني و در رأس آنها، رژيم صهيونيستي و آمريکا مبني بر اختلاف افکني در بين اتباع فرق و مذاهب و اديان، که به جهت پيشبرد اهدافشان در لبنان دنبال مي شود در نظر گرفته شود، أهميت تقريب مذاهب إسلامي در لبنان، بر کسي پوشيده نخواهد بود.
نتيجه اين که بررسي تقريب در لبنان و واکاوي چالش ها و ظرفيت هاي آن، با توجه به جايگاه و أهميت لبنان به عنوان كانون تقريب و تعامل اديان و مذاهب در منطقه، جهت بهره برداري از پتانسيل اين كشور براي بسط بحث تقريب، انتخاب موضوع براي پژوهشي مستقل، مستدل خواهد بود.
اين رساله در صدد بررسي ظرفيت هاي تقريبي در انديشه کلامي و فقهي عالمان شيعه و سني لبنان با نگاهي به جريان هاي ديني و سياسي لبنان و همچنين بررسي ظرفيت هاي بالفعل و بالقوه تقريب و چالش هاي منتهي به تهديد يا فرصت تقريب در لبنان، مي باشد.
بررسي ظرفيت ها و چالش هاي تقريب مذاهب إسلامي در لبنان، به معني واکاوي ظرفيت هاي تقريب مذاهب إسلامي و وحدت إسلامي در لبنان با در نظر گرفتن تاثيرگذاري کشور لبنان در ابعاد ديني و فرهنگي و سياسي در منطقه خاورميانه و کشورهاي إسلامي است و همچنين بررسي و مطالعه موانع و چالش هاي بالفعل و بالقوه تقريب و همبستگي ديني در لبنان براي از ميان برداشتن چالش ها و يا تبديل چالش ها به فرصت هاي تقريبي.
آرا و انديشه هاي کلامي و فقهي انديشمندان شيعه و سني در لبنان مي تواند رسالت قرآني پيامبر خاتم صل الله عليه و آله و سلم و اهل بيت عليهم السلام که همان همبستگي أمت إسلام است را رقم بزند.
۲- پيشينه تحقيق و امتياز اين پژوهش و کاربرد نتايج تحقيق
تقريب مذاهب إسلامي و وحدت أمت إسلام در طول تاريخ إسلام همواره مورد اهتمام انديشمندان و عالمان شيعه و سني بوده است و عالمان بزرگ شيعه و سني از هر فرصتي براي انسجام أمت إسلام استفاده کرده اند، لکن بررسي مطالعه تقريب در سطح جغرافياي جهان إسلام به صورت کامل انجام نشده است و در بين کشورهاي إسلامي، با وجود کارهاي علمي که در شناسايي لبنان انجام شده است لکن درباره موضوع تقريب در لبنان که همواره مطمع نظر دشمنان إسلام بوده است، تحقيقي صورت نگرفته است. به عبارت ديگر بررسي ظرفيت ها و چالش هاي تقريب در لبنان مسبوق به سابقه نبوده و اين تحقيق در نوع خود بي سابقه مي باشد.
اين رساله با اهدافي که بيان شد مي تواند مورد استفاده سازمان هاي مختلف سياسي، امنيتي و علمي و تبليغي کشور جهت کنترل امنيت و منافع ملي و ديپلماتيک جهموري إسلامي ايران در لبنان و اطلاع از چالش هايي که منجر به اوضاع نابسامان و آشفته اين منطه خواهد بود.
همچنين اين تحقيق مي تواند مورد استفاده مؤسسه ها و دانشگاه هاي داخل و خارج، در عرصه علمي و پژوهشي باشد، هم چنان که مي تواند در محافل بين المللي چون مجمع جهاني اهل بيت مورد استفاده قرار بگيرد.
۳- ضرورت اين انتخاب و انجام تحقيق
هدف تحقيق اين است که با مطالعه ميداني و کتابخانه اي تقريب مذاهب إسلامي در لبنان، سياست هاي استکبار جهاني و در رأس آن، رژيم صهيونيستي و آمريکا مبني بر اختلاف افکني در بين اتباع فرق و مذاهب و اديان، که به جهت پيشبرد اهدافشان در لبنان دنبال مي کنند را با تحقيقات علمي در راستاي عملياتي کردن وحدت إسلامي، قدمي برداشته شود.
بررسي تقريب در لبنان و واکاوي چالش ها و ظرفيت هاي آن، با توجه به جايگاه و أهميت لبنان به عنوان كانون تقريب و تعامل اديان و مذاهب در منطقه، جهت بهره برداري از توانايي هاي اين كشور براي بسط بحث تقريب، انتخاب موضوع را براي پژوهشي مستقل، مستدل خواهد بود.
۴- روش پژوهش و روش گردآوري اطلاعات و داده ها
فيش برداري از کتب و مقالات و استفاده از بانک هاي اطلاعاتي اعم از نرم افزار و سايت هاي مرتبط و پرسش و پاسخ از صاحبان انديشه و علماي لبنان، از ابزار هاي گرد آوري اطلاعات اين تحقيق مي باشد.
بررسي و تحليل اطلاعات بر اساس مقارنه مشاهدات و يافته هاي ميداني با آموزه هاي کلامي و تاريخي انجام خواهد شد.
فصل دوم: مفاهيم و مباحث مقدماتي:
مفهوم تقريب مذاهب اسلامي؛
يکي از چالش ها و بحران هاي پيش روي تقريب مذاهب إسلامي، إبهام در معني و مفهوم تقريب مذاهب إسلامي است. براي شناخت تقريب و أهميت و ضرورت آن ابتدا لازم است مفهومي روشن از تقريب ارائه شود. کساني که به مواضع ضد تقريبي شان شهرت يافته اند، اي بسا از مفهوم و معني تقريب غفلت نموده اند و تقريب را دست شستن از ارزشهاي ديني پنداشته اند. قبل از پرداختن به مفاهيم تقريب مذاهب، ابتدا به پيشينه تقريب اشاره مي نماييم و سپس به مباحث و مفاهيم تقريب مذاهب إسلامي خواهيم پرداخت.
۱- پيشينه تقريب؛
بي شک پيشينه وحدت إسلامي به مانند يک دغدغه‌ي ديني را بايد در کلام قرآن و عصر حضور پيامبر گرامي إسلام جستجو کرد. خداوند متعال مي فرمايد همانا مومنين، برادر يکديگرند، بين آنها اصلاح کنيد و از خدا بترسيد شايد که مورد رحمت قرار گيريد.۵
همانا پيامبر گرامي إسلام بعد از استقرار در مدينه براي نشان دادن اهميت وحدت و الفت ميان مسلمانان، برادري ميان ايشان جاري ساخت و عقد اخوت و برادري در بين مسلمانان اجرا نمود.۶ پيامبر گرامي إسلام همان گونه که در طول عمر شريف خويش بر يکپارچگي أمت إسلام تأکيد مي فرمودند، در واپسين حج شان نيز، خطاب به پيروان شان برادري و يکپارچگي را متذکر شدند و فرمودند: مسلمانان با هم برادرند و خون هايشان از نظر ارزش و اعتبار مساوي هم هستند و خون هيچ شخصي از ديگري ارزشمندتر نيست.۷
بعد از رحلت پيامبر گرامي إسلام و بروز اختلافات در مسأله خلافت و جانشيني پيامبر و فراهم شدن بستر مناسب براي سوء استفاده دشمنان، امام علي بود که براي حفظ همبستگي و وحدت أمت إسلامي تلاش کرد و حتي براي تحقق اين آرمان بزرگ، از خلافت سياسي جامعه إسلامي چشم پوشيد. آنگاه که فرمود: به خدا سوگند، اگر بيم وقوع تفرقه ميان مسلمين و بازگشت كفر و تباهي دين نبود، رفتار ما با آنان به گونه ديگر بود.۸
پيشينه وحدت إسلامي به زمان حيات رسول گرامي إسلام و امام علي بر مي گردد، اين بزرگواران در تمام لحظه هاي حيات با برکت خويش از هيچ فرصتي براي تبيين أهميت يکپارچگي أمت إسلام دريغ نکرده و همواره پيروان مکتب إسلام را به إتحاد و يکدلي دعوت نموده اند.
امامان شيعه نيز همواره بر تقريب مذاهب و وحدت إسلامي تأکيد داشتند. ايشان براي برقراري أخوت إسلامي و ايجاد همدلي و تقريب مذهبي در بين مسلمانان، هميشه در مراسم و مناسک عبادي – اجتماعي که نوعاً از سوي مخالفان برگزار مي شد، شرکت مي کردند و بار ها شيعيان را به حضور و شرکت در آن و همگامي با ديگر مسلمانان سفارش مي کردند.۹
در روايتي از امام صادق آمده است: هر کس با آنها (مخالفين) در صف اول جماعت، نماز بخواند مثل کسي است که با رسول خدا در صف اول جماعت، نماز خوانده است.۱۰
روايتي از امام کاظم که مي فرمايد امام حسن و امام حسين پشت سر مروان بن حکم نماز مي خوانده اند،۱۱ سيره و إهتمام اهل بيت در تحقق وحدت أمت إسلام را آشکار مي سازد.
اين قبيل دستورات را اگر هم “حکم اولي” ندانيم و “تقيه” به شمار آوريم باز هم مي توان گفت که از باب تقيه مداراتي بوده است.۱۲
بعد از عصر ائمه وحدت إسلامي در بُعد علمى و فرهنگى و عقايدى از قرن سوم و بعد از آن توسط عالمان و انديشمندان شيعه و سني دنبال شده است.
انديشمندان و عالمان مسلمان در اواخر قون سوم و بعد از آن، أهميت اين مسأله را درک کرده و بر آن تأکيد زياد داشته‏اند و در پديدار شدن اين امر با موانع زيادى که در بين بود، از هيچ کوششى دريغ نکرده‏اند. شيخ مفيد، سيد مرتضى، شيخ طوسى، علامه حلى، شهيد اول، شهيد دوم، سيد جمال الدين اسدآبادى، سيد محسن امين، سيد عبد الحسين شرف الدين،سيد حسين بروجردى، امام خمينى و مقام معظم رهبري و شيخ محمد علي تسخيري و عالمان و فقيهان اهل سنت چون مصطفى عبد الرزاق، مصطفى مراغى، محمد على علوبه، حاج امين حسينى، شيخ حسن البنا، محى الدين قليبى، شيخ عبد الفتاح مرغينانى، على بن اسماعيل، علامه کواکبى، علامه محمد مدنى، عبد المجيد سليم، عبد الحليم محمود و شيخ محمود شلتوت و نيز غير ايشان که بيان آن از حوصله اين نوشتار خارج است.۱۳
اولين کسي که انديشه وحدت إسلامي را با عنوان تقريب مذاهب إسلامي مطرح کرد، شيخ محمد تقي قمي بود که در سال ۱۳۶۴ه.ش با همکاري و هم فکري برخي انديشمندان مصري، دارالتقريب بين المذاهب الإسلاميه را در قاهره به عنوان مرکز و موسسه مباحث تقريبي خود برگزيدند و از همان مرکز به انتشار مجله “رساله الإسلام” پرداختند.۱۴
تأسيس دارالتقريب بين المذاهب الإسلاميه مهمترين اقدام در راه تقريب علمي بود. دارالتقريب محل اجتماع انديشمندان و علماي شيعه و سني بود. کساني که در دارالتقريب گردهم مي آمدند عبارت بودند از: محمدعلي علوبه پاشا (دانشمندي که بعدها به رياست جمعيت بر گزيده شد)، شيخ عبدالمجيد سليم (رئيس هيئت فتواي دانشگاه الازهر)، حاج امين حسيني (مفتي اعظم فلسطين)، شيخ محمدعبداللطيف (مفتي وزارت اوقاف)، شيخ محمدعبدالفتاح عناني (رئيس مذهب مالکي)، شيخ محمود شلتوت (عضو هيئت کبارالعلماء حنفي )، حسن البَنّا (رهبر جمعيت اخوان المسلمين)، قاضي محمدبن عبداللّه امري (نماينده شيعه زيديه يمن) و شيخ محمد حسين کاشف الغطاء و سيد هبة الدين شهرستاني و سيد عبدالحسين شرف الدين (از علماي نامدار شيعه).۱۵
۲- مفهوم تقريب مذاهب إسلامي؛
تقريب إسم مصدر۱۶ به معناي نزديک کردن و نزديک گردانيدن آمده است.۱۷
مقصود از عنوان تقريب مذاهب إسلامي، تقريب پيروان مذاهب إسلامي چرا که تقريب دو مذهب بدون در نظر گرفتن أتباع مذهب معقول نخواهد بود. تقريب مذاهب إسلامى، تقريب بين اتباع مذاهب، از راه بحثهاى علمى، کلامى، تفسيرى، حديثى، اصولى و فقهى است و تقريب حقيقي با اجتماع عالمان و انديشمندان مذاهب إسلامي براي طرح مسايل نظرى اجتهادى در فضاي سالم و به دور از تعصبات، امکان پذير است. اجتماع علما و انديشمندان براى دستيابى به حقايق و واقعيت هاى إسلام و هم چنين درک و فهم رسالت أمت إسلام در جهان معاصر، جهت بهره مندي پيروان مذاهب مي باشد.
شايان ذکر است که تقريب به معناي دست شستن از ارزشهاي مذهبي نبوده و نيست و هيچ يک از علماي إسلام چنين برداشتي از تقريب ارائه نکرده اند بلکه همواره بر اصول ثابت ارزشهاي ديني و مذهبي تأکيد داشته اند.
محمدي عراقي مي گويد: تقريب همان نزديک شدن به مشترکات مذاهب است و منظور از تقريب مذاهب إسلامي اين نيست که شيعه، سني شود و يا سني، شيعه، بلکه مراد اين است که چون مشترکات ما بسيارند، مي توان در مهم ترين مسائل، حتي در مسائل فقهي، هم فکري و همياري نمود.۱۸
از آنچه گفته شد بدست مي آيد، تقريب مذاهب إسلامي يعني هر مسلمان با هر مذهب إسلامي که دارد، نظر به اشتراکات ديني و نيز دشمن مشترک، لازم است با ساير پيروان مذاهب إسلامي، در راستاي آرمان قرآن که همانا وحدت مسلمانان است و در مقابل دشمنان إسلام در صف واحد بايستند و از هر عملي که به سوء استفاده دشمنان إسلام منجر مي شود دوري کند.
۳- تقريب استراتژي يا تاکتيک؛
آيا بحث از تقريب و و وحدت مسلمانان، مسأله‌ استراتژيكي است يا مسأله اي تاکتيکي و مصلحتي است؟ اگر تقريب را تاکتيک بدانيم و مطلوبيت ذاتي براي آن در نظر نگيريم، چه بسا اهدافي که از تقريب مورد انتظار است دست نيافتني باشد. با مراجعه به قرآن و سنت رسول خدا و سيره امامان معصوم در مي يابيم که تقريب مذاهب إسلامي و وحدت إسلامي مطلوبيت ذاتي دارد و فقط يک شعار و مصلحت نيست.
خداوند مي فرمايد: و اين امّت شما امّت واحدى است و من پروردگار شما هستم پس، از مخالفت فرمان من بپرهيزيد.۱۹ و مي فرمايد: اين (پيامبران بزرگ و پيروانشان) همه امّت واحدى بودند و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش كنيد.۲۰ و مي فرمايد: دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد.۲۱
سنت رسول خدا در إجراي عقد برادري و برابري بين مهاجرين و انصار۲۲ گوياي اهتمام آن حضرت به اتحاد و يکدلي مسلمانان مي باشد.
امام خميني مي فرمايد: آن روزي که اين وحدت از بين برود، مرگ همه ما و به باد رفتن همه نواميس و به باد رفتن زحمت‏هاي انبيا خواهد بود. ۲۳
مقام معظم رهبري مي فرمايد: بنده وحدت إسلامي يك مسأله‌ى استراتژيك مى‌دانم، وحدت إسلامي يك مسأله‌ى تاكتيكى و مصلحتى نيست كه حالا بگوييم مصلحت ما ايجاب مى‌كند كه با مسلمين غير شيعه ارتباط داشته باشيم. مسلمانان، بايد به تدريج از اختلافات مذهبى كم كنند و از بين ببرند؛ چرا که با اختلافات، منافع در خدمت دشمنان است. ۲۴
با توجه به آيات قرآن و سنت عملي رسول خدا و سيره امامان، دعوت به وحدت و تقريب فقط يک نياز مصلحتي و تاکتيک سياسي و اقدام عملي براي حفظ منافع مادي مشترک نيست، بلکه وحدت إسلامي واجبي عيني است که ريشه در اعتقاد به توحيد دارد چرا که لازمه اعتقاد به امت واحد قرآني، عدم تفرق و تنازع مي باشد.
۴- أنواع تقريب؛
تقريب مذاهب إسلامي و وحدت إسلامي مي تواند چند نوع باشد چرا که تقريب و وحدت مي تواند دامنه و تحقق متفاوتي داشته باشد، بدين جهت وحدت إسلامي و تقريب مذاهب إسلامي را به سه نوع مي توان تقسيم کرد:
۴-۱- وحدت و تقريب مطلق: منظور از اين نوع وحدت، ذوب مذاهب در مذهب واحد و اين که علما و اتباع مذاهب در اعتقاد واحد و معارف ديني واحد و أحکام إسلامي و أصول و فروع واحد اجماع نظر داشته باشند، اين نوع از وحدت با وجود آزادي انديشه و لزوم پيمودن مسير اجتهاد در دين، بعيد بلکه محال است.
۴-۲- وحدت و تقريب مصلحتي: اتفاق نظري که نتيجه عوامل اجتماعي سياسي مي باشد و جامعه إسلامي نظر به اين عوامل که معمولا هم خارجي هستند، احساس خطر نموده و به اجبار تن به وحدت و تقريب مي دهد. اين نوع از تقريب عاري از حقيقت بوده و صوري مي باشد و طبيعي است که نمي تواند بر آرمان قرآن و سنت رسول خدا مبني بر اتحاد و يکپارچگي أمت إسلام جامه عمل بپوشاند.
۴-۳- وحدت معقول و ممکن: اين نوع از تقريب عبارت است از قرار دادن قرآن و سنت رسول خدا به عنوان مرجعيت مشترک بين مسلمانان و اختلاف هاي موجود ميان مسلمانان را به ديده اجتهادهاي شخصي و فرهنگ اقليمي نگريستن است، اين نوع از وحدت مطلوب و معقول و ممکن است.
۵- مباني تقريب؛
۵-۱- قرآن كريم: مرجع أساسي شريعت اسلام بوده و مذاهب اسلامي در اين اصل مهم، مشترك مي باشند و حجيت ساير منابع به استناد به اين مرجع اصلي مي باشد.
بي شک اولين منادي وحدت در بين مسلمانان، قرآن است که مي فرمايد: و اين امّت شما امّت واحدى است و من پروردگار شما هستم پس، از مخالفت فرمان من بپرهيزيد.۲۵
و مي فرمايد: اين (پيامبران بزرگ و پيروانشان) همه امّت واحدى بودند و من پروردگار شما هستم پس مرا پرستش كنيد.۲۶
در اين دعوت، وحدت به مذهب و برداشت خاصي از إسلام، محدود نشده و معيار امت واحد، اعتقاد به توحيد مي باشد علاوه بر اين که وحدت امت هم شأن توحيد دانسته شده است. وحدت از نظر قرآن، وعظ و خطابه نيست بلکه يک واجب و وظيفه شرعي است، بدين معني که مسلمان موظف است براساس توحيد، خدا را عبادت کند و وحدت و يکپارچگي مسلمانان تلاش کند.
قرآن کريم مي فرمايد: دو برادر خود را صلح و آشتى دهيد و تقواى الهى پيشه كنيد، باشد كه مشمول رحمت او شويد.۲۷ رفع اختلاف بين مسلمانان و حفظ وحدت در جامعه اسلامي اهميت زيادي دارد، چرا که قرآن اختلاف را موجب متلاشي شدن کيان إسلام و از بين رفتن قدرت مسلمانان مي داند و مي فرمايد: و نزاع و كشمكش نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت و شوكت شما از ميان نرود.۲۸ قرآن راهکار وحدت مسلمانان را اين گونه بيان مي کند که: و همگى به ريسمان خدا (قرآن و اسلام، و هر گونه وسيله وحدت‏) چنگ زنيد، و پراكنده نشويد. نعمت بزرگِ خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهاى شما، الفت ايجاد كرد، و به بركتِ نعمتِ او، برادر شديد. ۲۹
قرآن مي گويد اختلاف و تفرقه ديگران بايد براي شما درس عبرتي باشد تا مانند ايشان اختلاف نکنيد: كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند، و به دسته ها و مذاهب مختلف تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه‏اى با آنها ندارى.۳۰
و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند (آن هم) پس از آنكه نشانه‏هاى روشن (پروردگار) به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمى دارند. ۳۱
بيش از پنجاه آيه به موضوع وحدت و روش هاي پيشگيري از اختلاف و راهکارهاي وحدت وجود دارد، که نشانه اهتمام قرآن به اين موضوع مي باشد.
۵-۲- سنت نبوي: بعد از قرآن کريم، سنت رسول خدا ، منبع و مرجعي براي مذاهب إسلامي مي باشد. هر چند روايات و سنت رسول خدا بين مسلمانان از اختلاف ها مصون نبوده ولي روايات مشترک در بين مذاهب به قدري فزوني دارد که موجب حل و فصل اختلاف هاي جزئي مذاهب شود. علاوه بر اين که رسول خدا همواره مسلمانان را به بهانه هاي مختلف و در مناسبت هاي متفاوت به برادري و يکدلي دعوت مي کردند که نمونه بازر آن اجراي عقد برادري در بين مسلمانان در مکه و مدينه مي باشد.
رسول خدا در مکه بين خود و امام علي و بين ابوبکر و عمر و بين عثمان و عبدالرحمن بن عوف و بين زبير و عبدالله بن مسعود برادري ايجاد نمود و زماني که به مدينه هجرت نمودند بين مهاجرين و انصار عقد برادري و برابري برقرار نمودند.۳۲ اين سيره و سنت رسول خدا حاکي از اهتمام ايشان به اتحاد و يکدلي مسلمانان مي باشد.
۵-۳- ايمان به اصول و اركان مسلماني:
از مباحث مهمي که روشن شدن آن در عصر حاضر موجب حل و فصل بسياري از معضلات و ناهنجاري هاي جهان إسلام مي شود، اصول و ارکان إسلام است. بدين معني که إسلام فرد چگونه محقق مي شود و به چه کسي مسلمان گفته مي شود؟
در مذاهب إسلامي إسلام با اقرار به توحيد و نبوت محقق مي شود هر چند که برخي از مذاهب التزام به دستورات ديني را نيز شرط مسلماني مي دانند ولي نظريه غالب در بين مسلمانان، همان إقرار به توحيد و نبوت است. ۳۳
۵-۳-۱- ايمان به وحدانيت خداوند متعال.
۵-۳-۲- ايمان به نبوت وخاتميت رسول گرامي إسلام و إيمان به سنت ايشان به عنوان يكي از مراجع دين.
۵-۳-۳- ايمان به قرآن كريم و مفاهيم آن و مصونيت آن از تحريف.
۵-۳-۴- ايمان به معاد و لوازم آن.
۵-۳-۵- عدم انكار ضروريات دين مانند نماز، زكات، روزه، حج، جهاد.
۵-۴- مشروعيت اجتهاد و به رسميت شناختن اختلافات فكري در چارچوب منابع اصلي اسلامي
اشاره شد که اختلاف هاي مذاهب اسلامي در اصول نبوده بلکه اختلافات در مسائلي است که عدم باور به آن موجب کفر و خروج از دين نمي شود و منشأ اين اختلاف ها، اختلاف در دريافت ها و برداشت ها از باور‌هاي بنيادي است که نمونه اين اختلافات را مي‌توان در درون هر مذهب در فقه و کلام نيز سراغ گرفت و اين همان اجتهادي است که طي فرآيندي منطقي، عقلي، و مورد تأييد شريعت مي باشد و خطاهاي آن نيز مأجور و سزوار پاداش مي باشد. ۳۴
۶- اهداف تقريب؛
فوايدي که تقريب مذاهب إسلامي و وحدت إسلام مي تواند داشته باشد و يا اين که مي توان از آن انتظار داشت عبارت است از:
۶-۱- حفظ کيان إسلام؛
اين هدف از وحدت به دست امام علي بعد از رحلت رسول خدا صورت پذيرفت، چرا که بعد از رحلت رسول خدا که أمت إسلام در آستانه فروپاشي از داخل بودند و تهديدهاي خارجي کيان إسلام را هدف قرار داده بود، امام علي که مي توان از او به امام وحدت و تقريب ياد کرد با سياست هاي وحدت گرايانه کيان إسلام را از خطر دسيسه هاي خارجي و تفرقه اهي داخلي نجات دادند.
۶-۲- سروسامان بخشيدن به أوضاع جهان إسلام و بيرون کردن مسلمانان از تنش هاي داخلي و مذهبي؛
اين هدف مي تواند مسلمانان را از وضعيت کنوني که در آن به سر مي برند نجات دهد. اکنون عدد مسلمانان جهان بيش از يک و نيم ميليارد نفر است، ولي همواره تحت سيطره قدرت هاي غير مسلمان مي باشند. به نظر مي رسد شايسته جهان إسلام نباشد در برابر تهاجم دشمنان إسلام در اين حد آسيب پذير باشد، مثلاً قبله اول مسلمانان به دست يهوديان صهيونيزم اشغال شده ولي مسلمانان به جاي انديشيدن در راه نجات قدس و مسلمانان فلسطين به تفرقه هاي داخلي و فتنه هاي قومي مي پردازند.
۶-۳- ناأميدي کساني که چشم طمع در جهان إسلام دارند و مي خواهند بر ايشان حکومت کنند؛
در طول تاريخ إسلام، همواره کساني بودند که دندان براي به دست آوردن منافع در سرزمين هاي إسلامي تيز کرده اند و اين طمع هيچ گاه تمامي نداشته و نخواهد داشت و تنها راه ناأميد کردن قدرت هاي استکباري و استعماري از سرزمين هاي إسلامي، وحدت مسلمانان و تقريب مذاهب إسلامي است. اتحاد مسلمانان عنصر مهم و کليدي در خاموش کردن آتش دسيسه ها مي باشد.
۶-۴- تحقق آرمان قرآن و رسول خدا ؛
شکي نيست که مهر و محبت مسلمانان نسبت به رسول گرامي إسلام توصيف ناپذير است، چرا که رسول گرامي إسلام، پدر أمت إسلام است و اختلاف و جدايي در أمت إسلام، موجبات ناراحتي و ايذا پدر أمت را در پي خواهد داشت، قرآن و رسول خدا به هيچ وجهي به عداوت و شکاف بين مسلمانان راضي نخواهند بود که قرآن مي فرمايد: شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند.۳۵ و از انصاف به دور خواهد بود که تلاش هاي ۲۳ ساله رسول خدا در راستاي توحيد کلمه بين مسلمانان به تفرقه و جدايي بين مسلمانان تبديل شود.
۶-۵- محصور کردن إختلاف ها در دايره اجتهاد؛
چنان که در درون يک مذهب، فقها و متکلمين در استنباط حکم و عقيده از ادله شرعي اختلاف مي کنند ولي هيچ گاه اين اختلاف به تفرقه و فتنه و شکاف بين اتباع و علماي مذهب کشيده نمي شود، در درون نظام إسلام نيز مي توان اختلاف هاي مذاهب را با رويکرد اجتهاد حل و فصل کرد که هم ارزش هاي مذهبي در هر مذهب به رسميت شناخته شود و هم اتحاد و يکپارچگي مسلمانان صدمه نبيند.
۶-۶- دست يافتن به اين موضوع که مشترکات بين مذاهب إسلامي بيش از اختلاف هاي است؛
صوت اختلاف همواره بلندتر از صوت اتحاد بوده است، کوبيدن بر طبل اختلاف در طول ساليان دور و دراز اين توهم را در اذهان گنجانده است که اختلاف هاي مذاهب به حدي است که برخي را دايره إسلام خارج کرده است در حالي که مشترکات مذاهب إسلامي بيش از اختلاف ها مي باشد. آيت الله محسني۳۶ مشترکات مذاهب إسلامي را بيش از نود در صد مي داند.۳۷

۷- چالش هاي تقريب
از آن جا كه تقريب و وحدت مسلمانان آرمان پيامبر گرامي إسلام و دين إسلام بوده است و آثار مثبتي در زندگي مسلمانان به دنبال داشته، دشمنان إسلام، خارج از مرزهاى إسلامى همواره در تلاش بوده اند در تحقق تقريب و وحدت إسلامي، موانعي ايجاد کنند و متأسفانه بايد إذعان داشت که اين موانع به موانع بيروني منحصر نبوده بلکه با تلاش دشمنان إسلام و جهالت و غفلت برخي مسلمانان اين موانع در درون جامعه إسلامى نيز ظهور و بروز داشته است و در داخل مرزهاى إسلام نيز، برخي مسلمانان همگام با دشمنان إسلام به تفرقه افكنى و ايجاد اختلاف در بين مسلمانان پرداخته اند که از اين موانع سر راه وحدت إسلامي و تقريب مذاهب إسلامي با عنوان چالش هاي تقريب ياد مي شود.
چالش هاي تقريب که از آن به موانع هم تعبير مي شود، به هر عمل و گفتار و رفتاري گفته مي شود که مانع از رسيدن به هدف مطلوب اتحاد مسلمانان باشد. چالش هاي تقريب بر دو قسم نظري و عملي منقسم مي شود. منظور از چالش نظري آن است که به لحاظ نظري مانع رسيدن به هدف تقريب مي شود بدين بيان که شخص يا اعتقادي به تقريب ندارد، يا نوع برداشت شخص و يا پيش فرض هاي ذهني وي، زمينه تقريب را از بين مي برد. در حالي که چالش عملي مجموعه رفتارهايي هستند که مانع تحقق تقريب و وحدت مي شوند. در چالش عملي اي بسا شخص باور به تقريب دارد و يا در اين باره تصورات خاص ندارند، ولي رفتارهايي از وي روي مي دهد که عملاً مانع تقريب شده و اختلاف را شدت مي بخشد.
به عبارت ديگر مقصود از موانع تقريب، عوامل يا رفتارهائي هستند که حرکت يا فعاليت هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي يا علمي را مختل کرده و اين فعاليت ها را از رسيدن به هدف مطلوب و نهايي که همان وحدت مسلمانان باشد، باز مي دارند.
بايد دانست که اختلاف هاي نوع بشري به سبب ذات انسان امري طبيعي بوده و است و در نظام إسلامي اختلاف هاي أمت إسلامي، امر جديد و نوظهوري نيست به گونه اي که ريشه اين اختلاف ها را مي توان بين مسلمانان نزديک به عصر رسول خدا نيز مشاهده نمود. ولي آنچه در اين بحث حائز أهميت است اين که ريشه اين اختلاف ها در مسائل سياسي و اجتماعي و براي رسيدن به قدرت بوده و ريشه اختلاف ها اساساً اعتقادي و فکري نيست. امام علي مي فرمايد: بين ما و معاويه اختلافي در قرآن و سنت رسول الله نيست مگر اختلاف در خون خليفه سوم عثمان بن عفان.۳۸
در يک تقسيم بندي کلي موانع تقريب مذاهب إسلامي را در دو بخش مي توان دسته بندي کرد:
الف موانع داخلي
ب: موانع خارجي.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

۷-۱- موانع داخلي
موانع داخلي موانعي است که از درون جهان إسلام نشأت مي گيرند و مسبب بروز اختلاف هاي مسلمانان هستند، اين موانع عبارتند از:
۷-۱-۱- تعصبات مذهبي؛
تعصب مذهبي عبارت است از طرفداري از اعتقاد و مذهب خاص بدون استدلال و توجيه منطقي كافي.۳۹
تعصب در واقع يک نوع کجروي روحي رواني است که در رفتار ظاهري انسان و در عقلانيت و قضاوت او اثر مي گذارد و انسان را از درک و فهم حقيقت و واقعيت باز مي دارد تا حدي که شخص در مقابل حقيقت، مقاومت کرده و آن را نمي پذيرد.
محمدتقي قمي، از بانيان دارالتقريب در قاهره، تعصب را چنين ارزيابي مي کند: چه مصيبت هائي که اين تعصب بر سر مسلمانان آورده است و خون هائي که به واسطه آن ريخته شده و شمشيرهائي که به جاي کشتن دشمن به روي برادر کشيده شده است.۴۰
در طول تاريخ تعصبات مذهبي وجود داشته است و امروز نيز تعصب مذهبي به عنوان مهم ترين و اساسي ترين مانع در راه وحدت و تقريب مطرح است که اگر با تدبير مناسب اين مشكل حل نشود، پيامدهاي منفي آن گريبان گير جهان إسلام خواهد شد چرا که تعصب مذهبي موجب ايجاد اختلاف و شکاف ميان مسلمانان و از بين رفتن وحدت مي شود و استعمار و استکبار بيشترين بهره را از اين نقطه ضعف جهان إسلام خواهد برد.
۷-۱-۲- بدبيني و خود برتر بيني؛
اين توهم که إسلام من، برتر و خالص تر از إسلام ديگران است و ديگر مذاهب از دايره إسلام خارج گشته اند، از موانع تقريب مذاهب إسلامي مي باشد. برخي از أتباع مذاهب اسلامي گمان مي کنند که مذهب ديگر، از اسلام حقيقي به دورند و إسلام با کفر در آميخته اند، در حالي که قدم اول براي رسيدن به نتيجه مطلوب در مناظرات تقريب و وحدت إسلامي، حسن ظن به طرف مقابل و دوري از سوء ظن و بدبيني است.
ذهبي مي گويد: چنان که ما هر پيشوائي را که در اجتهاد خود درباره مسائل جزئي اشتباه قابل گذشتي کند، بدعت گذار بدانيم و در مقابل او قيام کنيم و تبعيديش نمائيم، در آن صورت نه ابن نصر و نه ابن منده و نه کساني که از آنها بزرگتر هستند، باقي نخواهند ماند.۴۱
اين سوء ظن و بدبيني بين دو گروه شيعه و سني وجود دارد. غالي دانستن شيعه و ناصبي ناميدن اهل سنت از اين بدبيني هاست. شيعه و سني زماني مي توانند به تقريب حقيقي دست يابند که بدبيني و سوءظن را در تعامل با مذاهب ديگر کنار بگذارند.
برتر ديدن خود نيز از موانع گفتگوي صحيح در فضاي سالم است، حتي وجود روح بي نيازي از تقريب و وحدت از سوي مذاهبي که اکثريت برخوردارند، از خود برتر بيني ناشي مي شود.
۷-۱-۳- نسبت هاي ناروا؛
نسبت هاي ناروا در طول تاريخ إسلام، ضربات فراواني به اسلام و وحدت مسلمانان وارد ساخته است، و معمولا اين گونه نسبت ها از سوي نويسندگاني روي مي دهد که اطلاع کافي از مذاهب اسلامي ندارند و زمينه بدبيني أتباع مذاهب را فراهم مي آورند.
مثلا برخي نويسندگان نسبت هايي به شيعه مي دهند که بدبيني اهل سنت را نسبت به شيعه فراهم آورده است به گونه اي که آن ها شيعيان را از کافران و مشرکين بدتر دانسته و ريختن خون او را مباح و گاهي واجب مي دانند که بعضي از اين دروغ ها و تهمت ها عبارتند از:
۷-۱-۳-۱-شيعه در معني به خدا بودن علي معتقد است.
۷-۱-۳-۲-جبرائيل مأمور بود که به علي نازل شود، اشتباها بر پيامبر نازل شد.
۷-۱-۳-۳- شيعه براي از بين بردن اسلام به وجود آمده است.
۷-۱-۳-۴- شيعه سوره هائي را جزء قرآن دانسته و مي خواند که از قرآن نيست.
۷-۱-۳-۵- قرآن شيعه غير از قرآن ساير مسلمانان است.
۷-۱-۳-۶- شيعه به جاي سجده بر خدا بر تربت علي يا تربت کربلا سجده مي کند.
۷-۱-۴- رفتارهاي حساسيت برانگيز؛

دسته بندی : 22

پاسخ دهید