– نياز به علم اصول با توجه به مباحث فقه، شرايط زماني، استعداد و ويژگي هاي فقه شهيد ثاني چگونه تعريف شده است ؟
– استعداد و ويژگي هاي فقه شهيد ثاني در رابطه با علم قواعد فقه چيست ؟
– محدوده کاربرد علم رجال در فقه شهيد ثاني چه ميزان است ؟
– شهيد ثاني در فقه صاحب نظر و مبتکر است ؟
2- پيشينه تحقيق
موضوع رساله حاضر مباني فقهي شهيد ثاني در معاملات است . با توجه به جستجو هاي انجام گرفته پايان نامه اي توسط محمدرضا موسويان، در موضوع حكومت اسلامي در انديشه سياسي شهيد ثاني پايان نامه كارشناسي ارشد موسسه آموزش عالي باقرالعلوم (ع ) مورد بررسي قرار گرفته است اما پايان نامه اي در مورد مباني فقهي شهيد ثاني در معاملات موجود نمي باشد.

3- ضرورت و اهداف تحقيق
بررسي و ارزيابي مباني فقهي شهيد ثاني و فراهم کردن زمينه هاي علمي براي پاسخگويي به مطالب زير مي باشد :
– ميزان نياز به علم اصول با توجه به مباحث فقه، شرايط زماني، استعداد و ويژگي هاي فقه شهيد ثاني?روشن گردد .
– استعداد و ويژگي هاي فقه شهيد ثاني در رابطه با علم قواعد فقه بيان شود .
– محدوده کاربرد علم رجال در فقه شهيد ثاني آ شکار گردد .
– نوآورهاي شهيد ثاني در فقه کشف و ارائه شود.
اين رساله با بررسي شيوه استدلالي شهيد ثاني و تحليل مباني فقهي مي تواند در راستاي دانش افزويي دانش پژوهان در گرايش فقه و حقوق مراکز علمي، اعم از حوزه و دانشگاه، موثر واقع شود .

4- فرضيه هاي تحقيق
آنچه تحقيق در صدد بررسي آن است در قالب فرضيات زير خواهد بود :
– ميزان نياز به علم اصول با توجه به مباحث فقه و شرايط زماني و استعداد هاي فقه ??شهيد ثاني گسترده است که به شکل قاعده مند ارائه شده است .
– استعداد و ويژگي هاي فقه شهيد ثاني در رابطه با علم قواعد فقه، پويا و هماهنگ با دانش اصول و کاربردي تر از آن مشاهده مي شود .
– شهيد ثاني در دانش فقه نوآور و صاحب نظر محسوب مي شود .

5 – روش تحقيق
اين تحقيق بر اساس بررسي و تحليل مباني فقهي شهيد ثاني با تاکيد بر فقه معاملات به روش فيش برداري و تحليل علمي داده ها مورد پژوهش قرار مي گيرد .

بخش دوم : مروري بر زندگي شهيد ثاني

شيخ زين ‌الدين ‌بن نور الدين، مشهور به شهيد ثاني، از فقهاي نامدار شيعه اماميه است . وي در قرن دهم هجري حوزه فقاهت شيعه را با تلاش هاي علمي خود رونق بخشيد. در روز سه‌شنبه سيزدهم شوال سال911 هـجري- قمري در روستاي جبع چشم به جهان گشود. جُبَع يا جُباع روستايي کوهستاني در ” جبل عامل ” از مناطق جنوب لبنان بوده که از ديرباز مردمانش دوستدار اهل بيت پيامبر (ص) بوده و افتخار تشيع داشته‌اند1.

1???خاندان شهيد ثاني
شهيد زين‌الدين فرزند شيخ نورالدين، علي‌ بن احمد بن ‌محمد بن علي بن جمال‌الدين بن تقي ‌بن صالح‌ بن مشرف ‌بن عاملي جُبَعي بوده است. پدرش شيخ نورالدين علي، معروف به ” ابن الحجه ” يا ” الحاجه ” در شمار بزرگان عصر خويش به حساب مي‌آمد و اجدادش، در عداد عالمان قرار داشتند. نياي اعلاي او ” شيخ صالح‌ بن ‌مشرف ” از شاگردان علامه حلي بود و از آن جا که اين نسل در طول اعصار زنجيره دانش اسلامي و شيعي را استمرار بخشيده بودند ” سلسله ‌الذهب ” ناميده مي‌شدند. اين سلسله علمي و معنوي در نسل‌هاي پس از شهيد ثاني نيز ادامه يافت و حلقه‌هاي چندي بر آن افزوده شد چنان که در ميان فرزندان و نوادگان او از شيخ حسن صاحب ?” معالم‌الاصول ” و سيد محمد علي عاملي نوه دختري او صاحب کتاب ” مدارک ” مي‌توان ياد کرد. چرا که آثار علمي آن دو چون شرح شهيد ثاني بر اللمعه الدمشقيه تا عصر حاضر از آثار مورد توجه حوزه‌هاي علميه بوده و هست. نسل پاکيزه شهيد ثاني نه تنها خط فقاهت و دانش اسلامي و معرفت شيعي را ادامه دادند که خط شهادت را نيز استمرار بخشيدند چنان که شهيد سيد محمد باقر صدر، فقيه و عالم مبرز امامي و خواهر مجتهد و با فضيلت او شهيد ” بنت الهدي ” و عالم مبارز و روشن‌انديش ” امام موسي صدر ” از مبارزان و مصلحان نسل اويند2.
2- زندگي علمي شهيد ثاني
شهيد ثاني در طفوليت ابتدا روخواني قرآن را فراگرفت و سپس در آغاز نوجواني ادبيات عرب را نزد پدرش ” علي ‌بن ‌احمد عاملي ” فراگرفت و با فراگيري مختصرالنافع و اللمعة الدمشقيه شاگردي خود را نزد پدر ادامه داد تا اين که در سال 925 هـ.ق پدرش چشم از جهان فروبست .
اولين سفر علمي وي هجرت به روستاي ” ميس ” و فراگيري کتاب‌هاي شرايع محقق، ارشاد علامه ، قواعد شهيد اول، نزد شوهرخاله خود، شيخ علي ‌بن عبدالعالي، در طول هشت سال اقامت در آنجا بود. دومين سفر علمي شهيد ثاني به ” کرک نوح ” در اواخر سال 933 هـ .ق بود وي براي تکميل معلومات خود نزد ” سيد بدرالدين حسن‌ بن جعفر اعرجي ” هجرت نمود . سومين سفر علمي وي سفر به ” دمشق ” در سال 937 بود که با درک محضر شمس‌الدين محمد مکي هم نام شهيد اول در زمينه کتاب ” الموجز ” و ” غاية القصد في معرفة الفصد ” که درباره طب نگاشته شده بود و نيز قسمتي از کتاب ” حکمة الاشراق ” سهروردي دانش آموزي نمود . در سال 938 به وطن بازگشت و تا سال 945 هـ .ق در آنجا به تدريس و تحقيق اشتغال داشت . سفرچهارم وي هجرت مجدد به دمشق در سال 945 است که براي آشنايي نزديک با مباحث حوزه اهل سنت و قرائت بخش‌هايي از صحيح بخاري و صحيح مسلم نزد شيخ شمس‌الدين محمد بن طولون دمشقي حنفي که در نهايت به اجازه روايت اين دو اثر نايل گرديد، سفر نمود . پنجمين سفر شهيد ثاني سفر به مصر و ملاقات با شيخ محي‌الدين، عبدالقادر در شهر غزه و مناظره با وي در زمينه مباحث علمي و دريافت اجازه تمام از او بود. سفر ششم به بيت‌المقدس در سن سي و هفت سالگي است که به قرائت بخشي از صحيحين نزد ” شيخ شمس‌الدين بن ابي‌اللطيف مقدسي ” و دريافت اجازه تمام از وي انجاميد. هفتمين سفر شهيد ثاني سفرهاي متعدد ديگري که بيشتر جنبه زيارتي و يا آگاهي اجتماعي و سياسي داشت هر چند دستاوردهاي علمي و اجتماعي و چه بسا سياسي‌اي را به همراه مي‌آورد مثل سفر به حجاز و تشرف به حج و سفر به عراق و ترکيه و قسطنطنيه که البته در سفر اخير هجده روز را در گمنامي مي‌زيست، طي اين مدت کتابي را مشتمل بر ده موضوع تدوين کرد و در اختيار قاضي عسکر روم به نام محمد بن قطب الدين قرار داد3
هشتمين سفر علمي شهيد ثاني هجرت به بعلبک و پنج سال توقف در آن جا و بر عهده گرفتن مسئوليت اداره حوزه علمي آن سامان در اين مدت شهيد ثاني شهرت و مرجعيت يافت و حتي پيروان ساير مذاهب اسلامي از اهل سنت نيز براي آگاهي از تکاليف شرعي خود به او مراجعه مي‌کردند و بر طبق فقه خويش پاسخ مي‌يافتند. شهيد ثاني در اين زندگي علمي پرتلاش توانسته بود در سن سي و سه سالگي به مقام اجتهاد دست يابد.

3- استادان و شاگردان شهيد ثاني
شهيد ثاني طي هجرت علمي خود نزد بيست و پنج نفر از عالمان و فقيهان توفيق حضور يافته و از هر کدام بهره‌اي برده بود. اين تعداد شامل همه عالماني است که وي آنان را درک کرده است چه امامي چه عامي نام برخي از آنان در زندگي علمي شهيد آورده شده عبارتند از : پدرش احمد عاملي جُبَعي ، شيخ علي ‌بن عبدالعالي مَيسي ، شيخ محمد بن مکي ، سيد حسن‌ بن جعفر کرکي ، شيخ احمد بن جابر ، شمس‌الدين بن طولون ، شيخ ابوالحسن بکري ، شيخ شمس‌الدين. شاگردان وي بسيارند از آن جمله سيد نورالدين علي عاملي جبعي، سيد علي حسيني عاملي جزيني، شيخ حسن‌ بن عبدالصمد حارثي محمد بن حسين، ملقب به حر عاملي جد پدري صاحب وسايل‌الشيعه ، بهاءالدين محمد بن علي عودي معروف به ابن عودي1 .

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4- آثار علمي شهيد ثاني
شهيد ثاني در شمار عالمان پراثر و پرتلاش امامي قرار دارد به گواه ابن عودي دو هزار کتاب از شهيد به جاي مانده است که دويست تاي آن ها به خط وي مي باشد. شهيد ثاني در عمر کوتاه نجاه و چهار ساله اما با برکت خويش توانسته است در موضوعات مختلف از خود تاليفات گران قدر به يادگار گذارد . متاسفانه امروز عمده آثار شهيد از بين رفته اما برخي از آثار وي که در دسترس قرار دارد عبارتند از :
– تمهيد القواعد الاصوليه و العربيه لتفريع قواعد الاحكام الشرعيه : اين کتاب به تحقيق مكتب الاعلام الاسلامي، فرع خراسان در سال1416ه/1374 ش. به چاپ رسيده است .
– حاشيه الارشاد : به تحقيق رضا مختاري و ديگران در مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه قم ، اولين بار در سال 1414-1421 به چاپ رسيده است .
– حاشيه شرائع الاسلام : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه اولين بار در سال 1380 ش منتشر شده است .
– حاشيه المختصر النافع : به تحقيق مركز الابحاث و الدرسات الاسلاميه اولين بار در سال 1422ق به چاپ رسيده است .
– رسائل الشهيد الثاني : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه اولين بار در سال 1421 ـ 1422 ه به چاپ رسيده است .
– روض الجنان في شرح ارشاد الاذهان : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه اولين باردر سال 1422 ه -1380 ش به چاپ رسيده است .
– الروضة البهيه في شرح اللمعه الدمشقيه : به تحقيق و نشر مجمع الفكر الاسلامي اولين بار در سال 1422 ه / 1382 ش به چاپ رسيده است .
– شرح البدايه المطبوع باسم الرعايه لحال البدايه في علم الدرايه : به تحقيق گروه احياء التراث الاسلامي ـ مركز الابحاث و الدرسات الاسلاميه اولين بار در سال 1421ه/1381ش منتشر شده است .
– فوائد القواعد : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه براي اولين بار در سال 1378ش منتشر شده است .
– الفوائد المليه لشرح الرساله النفليه : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه براي اولين بار در سال 1420/1378 ش به چاپ رسيده است .
– الفوائد المليه لشرح الرساله النفليه : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه براي اولين بار در سال 1420/1378 ش به چاپ رسيده است .
– الفوائد المليه لشرح الرساله النفليه : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه براي اولين بار در سال 1420/1378 ش به چاپ رسيده است .
– مسالك الافهام الي تنقيح شرائع الاسلام : به تحقيق و نشر موسسه المعارف الاسلاميه براي اولين بار در سال 1413 – 1419 به چاپ رسيده است .
– منيه المريد في ادب المفيد و المستفيد : به تحقيق رضا مختاري براي اولين بار مكتب الاعلام الاسلامي در سال 1409 ه / 1368 ش منتشر شده است .
– حقايق الايمان : به تحقيق مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه براي اولين بار در سال 1420/1378ش به چاپ رسيده است .

5- شهادت
وي علاوه بر جايگاه علمي از مقامي معنوي برخوردار بود چنان که برخي او را در رتبه پس از معصوم ياد کرده‌اند. نفوذ او در ميان مسلمانان ـ اماميه ، عامه ـ سبب شد تا برخي مخالفان نزد سلطان عثماني از او بد گويند و او را عامل جذب مسلمانان به باورهاي شيعه معرفي کنند بدين سبب سلطان عثماني، دستور جلب او – که در سفر حج بود – صادر کرد ماموران او را پس از نماز عصر در مسجدالحرام دستگير کرده و به سمت استانبول به حرکت درآوردند اما در ميان راه در روز جمعه ماه رجب سال 966 هـ .ق مامور متعصب عثماني وي را به شهادت رسانيد4. سلام بر او و همه آنان که در راه ايمان جان باختند .

فصل اول

مباني اجتهادي شهيد ثاني

بخش اول : اصول فقه از منظر شهيد ثاني
مباني اجتهادي شهيد ثاني در فقه معاملات بر دو بخش علم اصول فقه و علم رجال تقسيم مي شود .

مبحث اول : بيان مباني اصولي شهيد ثاني

در اين بحث به بيان مباني فقهي شهيد ثاني در زمينه علم اصول مي پردازيم تا ميزان نياز به علم اصول، با توجه به مباحث فقه، شرايط زماني، استعداد و ويژگي هاي فقه شهيد ثاني روشن شود .

1- حقيقت شرعيه
از منظر شهيد ثاني حقيقت در برابر مجاز بر سه قسم است حقيقت لغويه، حقيقت عرفيه، حقيقت شرعيه5. ازديدگاه وي نقل الفاظ از معاني لغوي به معاني شرعي در زمان شارع مقدس تحقق پذيرفته است در نتيجه حقيقت شرعيه ثابت است. هرگاه شک شود به ترتيب، بر حقيقت شرعيه، حقيقت عرفيه ودر مرتبه آخر برحقيقت لغويه حمل مي شود6.

2- مشتق
از منظر وي مشتق، حقيقت است هم در مورد کسي يا چيزي که در حال حاضر متلبس به مبداء است و هم در مورد کسي يا چيزي که در گذشته متلبس به مبداء بوده و مبداء اشتقاق از او سپري شده است7 ادله اين ديدگاه تبادر و عدم صحت سلب است8.
3- صحيح و اعم
از منظر شهيد ثاني الفاظ عبادات و معاملات براي صحيح وضع شده اند نه براي صحيح و اعم9 ادله اين ديدگاه، تبادر، صحت سلب است10.

4- اوامر
از منظر وي ماده امر و مشتقات حقيقتا بر طلب فعل وضع شده اند و طلب با اشاره و قرائن مفهمه، امر حقيقي محسوب نمي شود. لفظ امر براي وجوب و ندب وضع شده به خلاف صيغه افعل که حقيقتا تنها در وجوب وضع شده است11 لفظ امر به معناي طلب وضع شده است براي اعم از طلب وجوبي و طلب استحبابي. از ديدگاه شهيد ثاني و مشهور اصوليون، صيغه امرتنها براي وجوب وضع شده است اگر قرينه اي بر خلاف آن وجود نداشته باشد12. اگر مکلف صرف نظر از امر،علاقه به انجام ماموربه دارد صيغه امر در چنين موردي دلالت بر وجوب نمي کند زيرا هدف از واجب کردن مامور عبارتست از بعث و تحريک کردن مکلف در جهت تحقق امر و فرض اين است که چنين تحريکي في نفسه هست از جمله فروعي که بر اين قاعده مترتب مي شود اين که اگر شخصي في نفسه رغبت شديد به ازدواج دارد،وجوب ازدواج در حق او لغو است13 . ظهور امر پس از تحريم دلالت بر وجوب مي کند زيرا امر،وجوب را مي رساند و حرمت آن را دفع مي کند14. صيغه امر نه دلالت بر مره دارد و نه دلالت بر تکرار مگر به وسيله قرينه پس تنها بر طلب دلالت دارد زيرا صيغه امر تنها بر طلب نفس طبيعت از آن جهت که طبيعت است از حيث هي هي دلالت مي کند15. هرگاه صيغه امر به صورت مطلق باشد اگر گفتيم دلالت بر تکرار مي کند بايد بگوييم دلالت بر فور نيز دارد و اگر امرِ مطلق را دلالت کننده بر تکرار ندانستيم دلالت کننده بر فور يا تاخير نيز نخواهيم دانست بلکه در اين صورت تنها بر خواستن فعل و کاري دلالت مي کند که امر بدان تعلق گرفته است و فوريت و تاخير فقط از طريق قرينه هاي خاص خود فهميده مي شود16.

5- نواهي
از منظر شهيد ثاني ماده نهي بر لزوم ترک فعل دلالت دارد و به حکم وضع بر اين معنا دلالت دارد و لفظ نهي بر حرمت و کراهت اطلاق مي شود17 . صيغه نهي هرگاه خالي از قرائن باشد تنها بر حرمت حمل مي شود. از منظر وي نهي دلالت بر تکرار و فور دارد و فرق بين نهي و امر واضح است18 پس بايد بگوييم نهي بر فوريت دلالت خواهد داشت زيرا دوام مستلزم فوريت است و هرکس که تکرار را نفي کند فوريت را نيز نفي خواهد کرد19. نهي در عبادت، تباه کننده عبادت است هرچند نهي به وصفي که خارج از ذات عبادت است، تعلق گرفته باشد. در غير عبادات در صورتي که خود ماهيت مورد نهي قرار گرفته باشد فاسد کننده است نه امري که خارج از حقيقت است بنابر اين بيعي که مشتمل بر ربا است فاسد مي باشد اما بيع در وقت نماز جمعه صحيح است چون در مورد اول از عين حقيقت بيع نهي شده و در مورد دوم از وصفي که خارج از حقيقت آن است نهي شده است20.

6- مفاهيم
از منظر شهيد ثاني مفهوم به دو نوع مفهوم موافقت – فحوي خطاب و لحن خطاب- و مفهوم مخالفت يادليل خطاب تقسيم مي شود. در حجيت داشتن مفهوم موافقت هيچ نزاعي نيست و به عقيده تمامي اصولي ها حجت است زيرا حکم در مسکوت، اولي تر از منطوق است21. وي در بحث حجيت مفهوم شرط و وصف پس ازبيان اقوال در تمهيد القواعد معتقد است در مفهوم شرط و وصف فرقي در حجيت و عدم حجيت نيست يا هردو حجت اند يا هر دو حجت نيستند22. اما در الروضة البهيه ميان اين دو مفهوم در حجيت و عدم حجيت تفاوت قائل شده مفهوم وصف را فاقد حجت مي داند اما مفهوم شرط را حجت مي داند23. مفهوم لقب نزد اکثر اصوليون حجت نيست در نتيجه خود موضوع هيچ دلالتي ندارد بر اين که حکم بر اين عنوان معلق شده است.اگر مفهوم لقب حجت باشد مانند اين که محمد رسول الله است پس بر نفي رسالتِ رسولان، به غير ايشان دلالت دارد و اين معنا کفر است24.پس کلام ظهور در انحصار حکم براي اين عنوان ندارد. وي ديدگاه خود را درمورد مفهوم عدد با ياد کرد مثالي از قرآن کريم بازگو مي گويد ؛ مفهوم عدد را جمعي از انديشمندان اصول حجت دانسته به اين استدلال که آن گاه که آيه نازل شد ” اگر هفتاد مرتبه براي آنان استغفار کني، خداوند آنان را نمي بخشد “25 پيامبر (ص) فرمودند ” سوگند به خدا من بيشتر از هفتاد بار استغفار خواهم کرد ” اين نشانگر حجيت مفهوم عدد و وصف است اما اهل تحقيق بر اين نظرند که مفهوم عدد و وصف حجيت ندارد مگر اين که قرينه اي درکار باشد26 .

7- عموم و خصوص
از منظر شهيد ثاني و بيشتر اصوليون در لغت عرب براي عموم، صيغه هاي خاصي وضع شده است. مانند ” کل، جميع، اجمع، سائر، من، ما شرطيه يا استفهاميه “27 افاده عموم مي کنند. اگر جمع اضافه شود يا محلي به ال باشد و براي عهد نباشد، بر عموم دلالت دارد. در مقام شک هرگاه احتمال دهيم ال براي عهد است يا ال جنس يا عموم بر عهد حمل مي شود زيرا اصل برائت از زائد است .پس هنگام شک بين اقل و اکثر به اقل که يقيني است عمل مي شود28 .
اگرجمع مضاف نباشد و ال بر آن داخل نشود اقل جمع سه تا است29. نکره در سياق نفي، نکره در سياق شرط دلالت بر عموميت دارند . نکره در سياق اثبات اگر براي امتنان باشد دلالت بر عموميت دارند زيرا امتنان با عموميت سازگار است30. هنگامي که لفظ کل اطلاق مي شود دلالت بر تفصيل مي کند پس ثبوت حکم براي هر يک از افراد تحت عام است اما گاهي نيز با وجود قرينه بر کل مجموعي دلالت مي کند31 .
از منظر شهيد ثاني چيزي قابليت تخصيص دارد که يک حکم براي متعدد از جهت لفظ يا معنا ثابت شده باشد عموم يا لفظي است يا معنوي، تخصيص از جهت معنا مانند تخصيص علت، تخصيص مفهوم موافق، تخصيص مفهوم مخالف. در موردتخصيص علت بعضي از اصوليون آن را جايز دانسته اما اکثر اصوليون آن را جايز نمي دانند. از جمله نمونه فقهي تخصيص علت، بيع عراياست . شارع از بيع رطب به خرماي خشک نهي کرده و آن علت عبارتست از کم شدن وزن خرماي تر به هنگام خشک شدن، در حالي که اين علت نيز به عينه در بيع عرايا موجود است اما اجماع فقها وجود دارد بر اين که بيع عرايا جايز است پس اين علت در بيع عرايا و غير آن عموميت دارد اما اين عموم تعليل تخصيص خورده است32. در نتيجه اجماع دليل تخصيص است .
تخصيص مفهوم موافق؛ آيه شريفه ” … فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ … “33به وسيله منطوق بر حرمت تافيف دلالت مي کند و بوسيله مفهوم موافق بر حرمت ضرب و ساير آذار دلالت دارد در نتيجه مفهوم موافق به عموم خود بر حرمت تمامي آزار و اذيت ها دلالت مي کند اما اگر پدري به دليل ندادن نفقه فرزندش حبس شود اين حبس جايز است اگرچه باعث اذيت پدر مي شود .پس عموم مفهوم موافق تخصيص خورده است34. مخصص بر دو قسم لفظي و معنوي تقسيم مي شود.

مخصص لفظي بر هشت قسم شرط35، صفت، غايت، حال36، تمييز37، زمان، مکان و استثناء تقسيم پذير است . ازنظر وي استثناء چيزي است که اخراج به الا و نحو آن است .در اين جا الايي مد نظر است که وصفي نباشد38. استثناء در عدد معين و غير معين جايز است39. در استثناء شرط است که مستثني منه به مستثني متصل باشد البته منظور از اتصال، اتصال عادي است يعني بين مستثني منه و مستثني فاصله زياد يا سکوت طولاني نباشد. مستثني نبايد در اول کلام مقدم شود زيرا معناي آن برعکس مي شود40. استثناء منقطع صحيح است البته از باب مجاز به اين مورد استثناء گويند در نتيجه هرگاه شک شود در اين که آيا اين مورداستثناء متصل است يا استثناء منقطع، بر متصل حمل مي شود زيرا متصل حقيقت و منقطع مجاز است در نتيجه تا جايي که امکان دارد لفظ بر حقيقت حمل مي شود استثناء مجهول باطل است41.
مخصص معنوي يا عقلي42بر شش قسم است ؛ تخصيص به نيت، تخصيص به عرف شرعي، تخصيص به عرف استعمالي يا قرينه43، تخصيص به عادت44، تخصيص به شاهد حال45، تخصيص به اجماع46. از منظر شهيدثاني خبر واحد عموم قرآن را تخصيص مي زند47. هرگاه عام و خاص با يکديگر تعارض کنند و معلوم نباشد که تاريخ کدام مقدم است، تا جايي که امکان دارد بين دو دليل جمع مي شود تا به هر دو دليل عمل کرده باشيم . اين مبنا شهيد در فقه تحت عنوان ” الجمع مهما امکن اولي من طرح ” بيان شده است. در نتيجه با مقدم داشتن خاص، ديگر نيازي نيست که تاريخ تقدم و تاخر دليل ها دانسته شود48. هرگاه لفظي بيان شود در حالي که افاده عموم مي کند اما اين لفظ به دليل واقعه اي بيان شده باشد، در اين جا به عموم لفظ تمسک مي شود و خصوصيت مورد نمي تواند مخصص باشد. همين طور است درسبب عام و لفظ خاص باز آنچه معتبر است لفظ است49 .

دسته بندی : 22

دیدگاهتان را بنویسید