۲-۲-۱- انواع فقر در مکاتب اقتصادي۳۱
۲-۲-۱-۱- فقر مطلق و فقر نسبي۳۱
۲-۲-۱-۲- فقر دائمي و فقر موقتي۳۴
۲-۲-۱-۳- فقر موردي و فقر فراگير۳۴
۲-۲-۱-۴- فقر مادي و فقر معنوي (فرهنگي)۳۵
۲-۲-۲- انواع فقر در اسلام۳۵
۲-۲-۲-۱- فقر ذاتي۳۵
۲-۲-۲-۲- فقر واقعي و حقيقي۳۶
۲-۲-۲-۳- فقر ديني۳۷
۲-۲-۲-۴- فقر فرهنگي۳۸
۲-۲-۲-۵- فقر روحي و ذهني۳۹
۲-۲-۲-۶- فقر انتخابي۴۱
۲-۲-۲-۷- فقر اقتصادي۴۲
۲-۳- جايگاه فقر در اسلام۴۲
۲-۳-۱- مذمت فقر اقتصادي در روايات۴۲
۲-۳-۲- مدح فقر اقتصادي در روايات۴۴
۲-۳-۳- حل تعارض بين روايات مدح و ذم فقر۴۵
جمع‌بندي۴۸
فصل سوم: علل و پيامدهاي فقر از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع)۵۰
مقدمه۵۱
۳-۱- علل به وجود آمدن فقر از ديدگاه حضرت (ع)۵۱
۳-۱-۱- عموم مردم جامعه۵۱
۳-۱-۱-۱- عدم شکرگزاري و عدم استفاده بهينه از منابع۵۲
۳-۱-۱-۲- حرص مال و ترک قناعت۵۲
۳-۱-۱-۳- اسراف و ترک ميانه‌روي۵۳
۳-۱-۲- اغنيا۵۵
۳-۱-۲-۱- عدم پرداخت حقوق واجب الهي۵۵
۳-۱-۲-۲- ستمکاري، ظلم و تضييع حقوق۵۶
۳-۱-۳- مسئولين۵۷
۳-۱-۳-۱- مالکيت‌هاي کلان اراضي و تيول‌داري حاکمان۵۷
۳-۱-۳-۲- بي‌عدالتي و بي‌تقوايي مسئولين۵۹
۳-۱-۳-۳- فقدان تخصّص و عدم استفاده بهينه از منابع۶۵
۳-۱-۳-۴- سوء تدبير و بي‌دقتي۶۷
۳-۱-۳-۵- بي‌اعتنايي به حال فقرا و شرکت ندادن مستضعفان تصميم‌گيري‌ها۷۱
۳-۱-۴- فقرا۷۳
۳-۱-۴-۱- تنبلي و سستي در کارها۷۳
۳-۱-۴-۲- سوء تدبير و بي‌دقتي (در نحوه مصرف)۷۶
۳-۱-۴-۳- درخواست از غير خدا۷۷
۳-۲- پيامدهاي فقر از ديدگاه حضرت (ع)۸۰
۳-۲-۱- ايجاد نقصان در دين و تمايل به کفر۸۰
۳-۲-۲- اندوه و نگراني۸۲
۳-۲-۳- ذلت و خواري۸۳
۳-۲-۴- بلا و گرفتاري۸۵
۳-۲-۵- ايجاد دشمني و پرخاشگري در جامعه۸۶
۳-۲-۶- کاهش عقل۸۷
جمع‌بندي۸۷
فصل چهارم: شيوه‌هاي مبارزه با فقر در کلام و سيره عملي حضرت (ع)۹۰
مقدمه۹۱
۴-۱- راه‌کارهاي مبارزه با فقر در نظر اقتصاددانان و انديشمندان غير مسلمان۹۱
۴-۲- راه‌کارهاي مبارزه با فقر در کلام و سيره عملي اميرالمؤمنين (ع)۹۴
۴-۲-۱- راه‌کارهاي ساختاري و زيربنايي۹۵
۴-۲-۱-۱- اصلاحات در نظام توليد۹۵
۴-۲-۱-۲- اصلاحات در نظام توزيع۱۱۱
۴-۲-۱-۳- اصلاحات در نظام مصرف۱۱۵
۴-۲-۱- راه‌کارهاي موردي و روبنايي۱۲۵
۴-۲-۲-۱- دستگيري از نيازمندان از طريق واجبات و مستحبات مالي۱۲۵
۴-۲-۲-۲- برقراري عدالت و عدم تبعيض۱۲۹
۴-۲-۲-۳- نقش الگويي حضرت (ع) در زندگي شخصي۱۳۴
جمع‌بندي۱۴۱
فصل پنجم: راه‌کارهاي فقرزدايي در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت بر اساس حکمت علوي۱۴۳
مقدمه۱۴۴
۵-۱- بررسي وضعيت توزيع درآمد و فقر در ايران طي سال‌هاي اخير۱۴۴
۵-۱-۱- ضريب جيني۱۴۵
۵-۱-۲- نسبت پراکندگي (نابرابري)۱۴۶
۵-۱-۳- سهم مصرف فقرا۱۴۷
۵-۱-۴- شاخص‌هاي نابرابري خانوارهاي کشور در طول ۸۰ تا ۹۱۱۴۷
جدول ۵-۱- ضريب جيني و سهم هزينه ناخالص سرانه هر دهک در سال‌هاي ۹۱- ۱۳۸۰ (دهک وزني)۱۴۸
۵-۲- آسيب‌شناسي برنامه‌هاي فقرزدايي در برنامه‌هاي توسعه۱۵۰
۵-۲-۱- برنامه اول۱۵۱
۵-۲-۲- برنامه دوم۱۵۳
۵-۲-۳- برنامه سوم۱۵۴
۵-۲-۴- برنامه چهارم۱۵۶
۵-۳- الگوي اسلامي ايراني پيشرفت در کلام مقام معظم رهبري (دام ظله)۱۶۰
۵-۳-۱- هدف از تدوين الگوي پيشرفت۱۶۰
۵-۳-۲- تعريف الگو۱۶۰
۵-۳-۳- مفهوم الگوي پيشرفت۱۶۰
۵-۳-۴- جايگاه الگوي پيشرفت۱۶۱
۵-۳-۵- زمان تدوين الگوي پيشرفت۱۶۲
۵-۳-۶- مجريان تدوين الگوي پيشرفت۱۶۲
۵-۴- راه‌کارهاي مبارزه با فقر جهت الگوي اسلامي ايراني پيشرفت بر اساس حکمت علوي (راه‌حل جامع فقرزدايي)۱۶۲
۵-۴-۱- راه‌کارهايي با رويکرد توسعه و رونق بخشي به توليد۱۶۵
۵-۴-۱-۱- اشتغال‌زايي و جلوگيري از بيکاري۱۶۵
۵-۴-۱-۲- حمايت از کشاورزي۱۶۶
۵-۴-۱-۳- گسترش تجارت۱۶۸
۵-۴-۲- راه‌کارهايي با رويکرد فرهنگ‌سازي و آموزش۱۷۱
۵-۴-۲-۱- احياي مساجد۱۷۳
۵-۴-۲-۲- استفاده از رسانه‌هاي جمعي۱۷۹
۵-۴-۲-۳- بازبيني مفاد درسي و برگزاري دوره‌هاي آموزشي۱۸۰
۵-۴-۳- راه‌کارهايي با رويکرد توزيع عادلانه و برقراري عدالت۱۸۱
۵-۴-۳-۱- توازن اقتصادي و توزيع عادلانه۱۸۲
۵-۴-۳-۲- نقش دولت در برقراري عدالت و رفع بي‌عدالتي۲۰۲
جمع‌بندي۲۰۵
فصل ششم: جمع‌بندي و نتيجه‌گيري۲۰۷
۶-۱- نگاهي كلي به اين تحقيق: روند و خلاصه فصول قبل۲۰۸
۶-۱-۱- بررسي مفهوم فقر و انواع آن (فصل دوم)۲۰۸
۶-۱-۳- علل فقر، پيامدها و راه‌کارهاي مبارزه آن از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) (فصل سوم و چهارم)۲۱۰
۶-۱-۳- نتايج (فصل پنجم)۲۱۱
۶-۲- پيشنهادات۲۱۲
منابع و مآخذ۲۱۴
فهرست نمودارها و جداول
نمودار ۲-۲ – خلاصه فصل ۲۴۹
نمودار ۳-۱ – خلاصه فصل ۳۸۹
نمودار ۴-۱ – خلاصه فصل ۴۱۴۲
جدول ۵-۱- ضريب جيني و سهم هزينه ناخالص سرانه هر دهک در سال‌هاي ۹۱- ۱۳۸۰ (دهک وزني)۱۴۸
نمودار ۵- ۱- ضريب جيني کل کشور ۹۱-۱۳۸۰۱۴۹
نمودار شماره ۵-۲- سهم ده درصد ثروتمندترين به ده درصد فقيرترين۱۵۰
نمودار ۵-۳ – رويکردهاي راه‌کارهاي اميرالمؤمنين (ع)۱۶۴
نمودار ۵-۳ – خلاصه فصل ۵۲۰۶
مقدمه
فقر۱، يکي از گسترده‌ترين مشکلات جوامع انساني است و عمري به درازاي زندگي بشر دارد. از زماني که بشر، پا به عرصه گيتي نهاده است، خويش را با اين پديده فراگير، روبه‌رو ديده است. فقر در اشکال مختلف و به درجات متفاوت، در همه جوامع انساني يافت مي‌شود و در جوامع توسعه يافته، از دامنه گسترده‌تري برخوردار است. از سوي ديگر، وجود فقر- خصوصاً اگر گستردگي زيادي نيز داشته باشد- غالباً زمينه‌ساز بروز انحرافات اجتماعي و بستر مناسبي براي وقوع جرم و جنايت است.
مورد استفاده قرار نگرفتن امکانات بالقوه اقتصادي، فقدان سرمايه لازم براي سرمايه‌گذاري، کمبود تقاضا براي نيروي کار، پايين‌بودن دستمزدها و رشد اقتصادي منفي، از آثار اقتصادي فقر است؛ اين آثار در سطح کلان به وابستگي اقتصادي که اغلب با وابستگي سياسي همراه است، مي‌انجامد.
فقر که نمودي از توسعه نيافتگي است، مشکلات مختلفي را در ابعاد گوناگون براي جوامع به بار مي‌آورد از اين روست که موضوع فقر از سوي تمامي کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي توسعه نيافته داراي اهميت فراوان بوده و براي از بين بردن يا کاهش وسعت آن برنامه‌هاي ويژه‌اي را اجرا مي‌کنند. برخي پايين‌بودن رشد اقتصادي را علت اصلي فقر دانسته و بالا بردن توليد ملي را براي مقابله با فقر پيشنهاد داده‌اند. عده‌اي ديگر بي‌عدالتي را عامل گسترش فقر دانسته‌اند و تلاش جوامع براي برقراري عدالت شرط لازم براي ريشه‌کن کردن فقر توصيه کرده‌اند.
اديان و مذاهب و مکتب فکري هر يک به فراخور خود براي حل مشکل فقر راه‌هايي فراروي بشر نهاده‌اند. رهبران ديني به فقر با ديده از ميان برنده فضايل انساني و کرامت‌هاي اخلاقي مي‌نگرند. اميرالمؤمنين علي (ع) در اين باره خطاب به فرزند بزرگوار خويش امام حسن مجتبي (ع) مي‌فرمايند: لَا تَلُمْ‏ إِنْسَاناً يطْلُبُ قُوتَهُ فَمَنْ عَدِمَ قُوتَهُ کثُرَ خَطَاياه‏ (نوري، ۱۴۰۸ ق، ج ۱۳، ص ۱۴) “فرزندم، انساني را که به دنبال روزي خويش است ملامت مکن، زيرا کسي که هيچ نداشت لغزش‌هايش بسيار خواهد شد.”
بدين ترتيب چهره تيره و تار فقر بر ارزش‌هاي انساني سايه‌اي سنگين انداخته، آنان را به فراموشي مي‌سپرد. با مطالعه مباني اسلامي، حتي به صورت اجمالي نيک روشن مي‌شود که اسلام در تمامي عرصه‌ها جامعيت داشته و مدعي مبارزه با همه ناهنجاري‌ها و کاستي‌ها و از جمله با فقر است و با علل و عوامل آن نيز به نبردي سترگ برخاسته است زيرا در اصل و فرع و تا کوچک‌ترين احکام خود، در تضاد با مترفان، مسرفان و مستکبران و متکاثران است.
در اين نوشتار، سعي مي‌کنيم نگاهي هرچند گذرا به پديده فقر و ريشه‌هاي آن افکنده، سازوکار مقابله با اين معضل اجتماعي را بررسي کنيم. اعتقاد بر اين است که جهت دستيابي به رفاه حداقلي عموم مردم، مي‌بايست از راه‌کارهايي که اميرالمؤمنين (ع) در مدت حکومتشان به کار بسته و جامعه را به رفاه عمومي۲ رساندند، بهره برد؛ زيرا آن حضرت (ع) براي بهبود وضعيت زندگي مردم تلاش فراوان کردند که نتيجه آن ارتقاي سطح زندگي مردم کوفه بود، چنان‌که خود حضرت (ع) وضعيت معيشتي مردم کوفه را اين‌گونه بيان کردند: ما أَصْبَحَ بِالْکوفَةِ أَحَدٌ إِلَّا نَاعِماً إِنَّ أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَةً لَيأْکلُ الْبُرَّ وَ يجْلِسُ فِي الظِّلِّ وَ يشْرَبُ مِنْ مَاءِ الْفُرَات “تمام مردم کوفه داراي زندگي مرفهي هستند، حتي پايين‌ترين افراد نان گندم مي‌خورند و خانه و سرپناهي دارند و از آب آشاميدني گوارايي (آب فرات) مي‌آشامند.” (ابن شهر آشوب، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۳۶۷).
اميد است که نتايج حاصل از اين تحقيق در ايجاد فضاي بهتر براي زندگي موفق بوده و نقش اساسي در تأمين نيازهاي اساسي۳ همه طبقات جامعه ايفا نمايد.
فصل اول: کليات تحقيق
۱-۱- بيان مسأله و موضوع تحقيق
بحث درباره پديده فقر، شناخت عوامل و راه مبارزه با آن از زمان‌هاي دور مورد توجه مکاتب، صاحب‌نظران و تا حدودي حکومت‌ها بوده است. شايد به ندرت بتوان مسأله‌اي مانند آن يافت که در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي يک جامعه دخالت داشته باشد.
فقر را مي‌توان به غده‌اي سرطاني تشبيه کرد که اگر درمان نشود، تمام پيکره جامعه را در برمي‌گيرد و از پاي درمي‌آورد. اگر چه تا کنون کتاب‌ها، مقالات و راه‌کارهاي زيادي براي مبارزه با فقر ارائه شده، اما کماکان محروميت‌زدايي از اهداف همه نظام‌ها و مکتب‌ها شمرده مي‌شود؛ هر چند درباره رسيدن به آن اختلاف وجود دارد.
اسلام، چون ديگر اديان و مکاتب، به اين مسأله اهميت داده و بر ريشه‌کن کردن فقر و تأمين رفاه عمومي به عنوان يک هدف اقتصادي تأکيد کرده است. مطالعه زندگاني اهل‌بيت (ع) که الگوهاي تمام عيار و عيني عمل به دستورات دين اسلام هستند مي‌تواند ما را با عکس‌العمل صحيح در برابر مشکلات اجتماعي و اقتصادي آشنا کند. و از آنجايي که در بين ائمه معصومين (ع) تنها براي وجود مبارک اميرالمؤمنين (ع) امکان حاکميت حکومت اسلامي فراهم شد، شايسته است در سيره ايشان بيشتر تأمل کنيم تا نکات و راه‌کارهاي مناسب‌تري در زمينه حل مشکلات اقتصادي به دست آوريم. اگرچه دوران حکومت ايشان کوتاه و توأم با حوادث زيادي چون جنگ‌هاي داخلي بود، اما اوضاع اجتماعي و اقتصادي جامعه همواره تحت‌نظر حضرت (ع) بود و با تدابير و سياست‌هاي سنجيده سعي در رشد و شکوفايي کشور داشتند.
از طرفي بنا بر فرمايشات مقام معظم رهبري (دام ظله) الگوهاي توسعه امروز جهان غرب، برگرفته از مباني غربي خودشان است و پيروي از آن الگوها بسيار خطرناک بوده و ضررهاي جبران‌ناپذيري براي ما به دنبال خواهد داشت. (مقام معظم رهبري، ۱۳۸۶) لذا بايد درصدد طراحي يک الگوي اسلامي براي توسعه کشورمان باشيم.
۱-۲- اهداف تحقيق

اصولاً اهداف تحقيق در روند تعريف مسأله و بيان موضوع تحقيق نهفته است. تعيين اهداف تحقيق در حقيقت پاسخ‌گويي به سؤالات مطرح‌شده در طرح مسأله است. بيان اهداف تحقيق ابعاد کاربردي آن را روشن‌تر مي‌سازد. هدف اصلي اين تحقيق دستيابي به راه‌کارهاي مناسب براي فقرزدايي از جامعه امروز با بهره جستن از سخنان اميرالمؤمنين (ع) و راه‌کارهاي عملي ايشان در مدت خلافتشان مي‌باشد.
اما اهداف فرعي تحقيق حاضر که در مسير انجام تحقيق قابل دستيابي است، به شکل زير بيان مي‌گردد:
* شناسايي تعاريف مختلفي که تا کنون در اقتصاد اسلامي و اقتصاد غربي در زمينه‌ي فقر ارائه شده است.
* شناسايي علل و پيامدهاي فقر از نگاه اميرالمؤمنين (ع)
* استخراج راه‌کارهاي مبارزه با فقر از سخن و سيره عملي حضرت علي (ع)
* تطبيق راه‌کارهاي حضرت (ع) در جامعه امروز جهت تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت
۱-۳- ضرورت و اهميت موضوع تحقيق
در يک ديدگاه کلي پژوهشگر اهميت تحقيق خود را با نوع مسأله‌اي که انتخاب کرده بيان مي‌کند، اما بايد مشخص کند اين تحقيق در چه زمينه‌اي از اهميت بيشتري برخوردار است. همين امر مي‌تواند در ارائه طرح تحقيق بررسي ادبيات و پيشينه تحقيق نقش اساسي ايفا کند (خاکي، ۱۳۸۶).
در طول تاريخ، فقر و تهيدستي از بنيادي‌ترين مشکلات و از ناهنجارترين دردها در زندگي انسان‌ها بوده است، و امروزه نيز اين پديده همچنان مسأله روز و مشکل ملموس جامعه‌هاي انساني است و با همه طرح‌ها و ادعاها از ميزان آن کاسته نشده؛ بلکه طبق آمارهاي دقيق هر روز در حال افزايش است، و فرسايش جسمي و عوارض ناشي از گرسنگي و سوءتغذيه، هر روزه هزاران نفر را به کام مرگ و نابودي مي‌کشاند. اين پديده در همه ادوار تاريخ مورد نکوهش بوده است و همه انديشمندان و زمامداران‌ جامعه‌هاي انساني، از آن به عنوان جريان ناگوار، تلخ و نگران کننده ياد کرده‌اند. کمتر مکتبي در تاريخ يافت مي‌شود که فقر و تهيدستي را ستوده باشد.
از اين رو مي‌نگريم که همواره مبارزه با فقر و زدايش آن از دامن انسان‌ها و اجتماعات، از اهداف و آرمان‌هاي نوع زمامداران و رهبران تاريخ بوده است، و در همه دوران مسئولان و مديران جوامع، نويد زدايش فقر و محروميت را داده و مي‌دهند، و براي آن طرح‌هايي نيز ارائه کرده و مي‌کنند.
بي‌گمان براي نابودي هر نابساماني و ناهنجاري در گام‌هاي نخست، بايد آن نابساماني و ناهنجاري نيک شناخته شود و علل و عوامل آن کشف گردد و ره‌آوردهاي شوم آن در اندام فرد و جامعه بررسي شود، و همچنين راه‌ها و شيوه‌هاي اصولي و علمي مبارزه با آن مشخص گردد. اگر اين شناخت نسبت به اين پديده شوم عميق نباشد، علل و عوامل، و راه‌هاي رويارويي با آن نيز شناخته نمي‌شود و نفي و طرد آن نيز امکان‌پذير نخواهد بود. بنابراين چاره‌جويي درست و مؤثر اين بيماري، به ضرورت شناخت و بررسي واقعيت و حد و حدود آن، فرا مي‌خواند.
هم‌اکنون که کشورمان در اوج تحريم‌هاي اقتصادي قرار گرفته است، فقر که يک معضل اقتصادي است، عوارض گوناگوني بر ابعاد مختلف جامعه از جمله اقتصاد وارد کرده است. از آنجايي که دين اسلام ديني کامل است و علاوه بر سعادت اخروي، سعادت دنيوي را نيز تأمين مي‌کند شايسته است اين پديده را در کلام و سيره اهل‌بيت (ع) بررسي کرده و شيوه‌ي نگاه درست به اين پديده آسيب‌زا را از زندگي يک انسان کامل برداشت کنيم؛ هيچ يک از کتاب‌ها و مقالاتي که در زمينه فقرزدايي نوشته شده است، به طور تخصصي سيره عملي يک امام معصوم (ع) در منصب حاکميت را در مواجهه با فقر مورد بررسي قرار نداده است، و ما در اين پايان‌نامه بر آنيم که سيره امام علي (ع) را با توجه به اين که حدود پنج سال حاکم جامعه اسلامي بودند و در جهت مبارزه با فقر اقداماتي انجام داده‌اند مورد مطالعه قرار دهيم.
از طرفي مقام معظم رهبري (دام ظله) در بياناتشان تأکيد داشته‌اند که رشد و بالندگي انسان‌ها بر مدار حق و عدالت و دستيابي به جامعه‌اي متکي بر ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي است و تحقق شاخص‌هاي عدالت اجتماعي و اقتصادي در گرو الگوي توسعه اسلامي ايراني است. (مقام معظم رهبري، ۱۳۷۸)
ايشان در ضرورت تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت اين‌طور مي‌فرمايند: ” آنچه كه موجب مي‌شود ما الگوى غربى را براى پيشرفت جامعه‏ى خودمان ناكافى بدانيم،در درجه‏ى اول اين است كه نگاه جامعه‏ى غربى و فلسفه‏هاى غربى به انسان-البته فلسفه‏هاى غربى مختلفند؛ اما برآيند همه‏ آنها اين است-با نگاه اسلام به انسان،به كلى متفاوت است؛ يك تفاوت بنيانى و ريشه‏اى دارد. لذا پيشرفت كه براى انسان و به وسيله‏ى انسان است، در منطق فلسفه‏ى غرب معناى ديگرى پيدا مي‌كند، تا در منطق اسلام. پيشرفت از نظر غرب، پيشرفت مادى است؛ محور، سود مادى است؛ هرچه سود مادى بيشتر شد، پيشرفت بيشتر شده است؛ افزايش ثروت و قدرت. اين، معناى پيشرفتى است كه غرب به دنبال اوست؛ منطق غربى و مدل غربى به دنبال اوست و همين را به همه توصيه مي‌كنند. پيشرفت وقتى مادى شد، معنايش اين است كه اخلاق و معنويت را مي‌شود در راه چنين پيشرفتى قربانى كرد. يك ملت به پيشرفت دست پيدا كند؛ ولى اخلاق و معنويت در او وجود نداشته باشد. اما از نظر اسلام، پيشرفت اين نيست. البته پيشرفت مادى مطلوب است، اما به عنوان وسيله. هدف، رشد و تعالى انسان است.” (مقام معظم رهبري، ۱۳۸۶)
لذا در راستاي فرمايشات مقام معظم رهبري (دام ظله العالي) در صدد آنيم که راه‌کارهايي براي فقرزدايي از کشورمان- جهت الگوي اسلامي ايراني پيشرفت- بر اساس حکمت‌هاي علوي ارائه دهيم، إن شاء الله.
۱-۴- سؤالات تحقيق
با توجه به آن چه ذکر شد سؤالات اصلي تحقيق عبارت‌اند از:
۱- مفهوم و علل فقر از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) چيست؟
۲- پيامدها و راه‌کارهاي مبارزه با فقر از نظر اميرالمؤمنين (ع) چيست؟
۳- راه‌کارهاي فقرزدايي از جامعه امروز ايران با توجه به سيره و کلام اميرالمؤمنين (ع) کدام است؟
۱-۵- روش تحقيق
روش انجام پژوهش يکي از عوامل عمده‌اي است که بر تحقيق و نتايج آن اثر مي‌گذارد و به هدف پژوهش، ماهيت موضوع و فرضيه‌هاي تدوين شده بستگي دارد (خاکي، ۱۳۸۶).
روش تحقيق اين پايان‌نامه به لحاظ ماهيت و روش از نوع کتابخانه‌اي و تحليل متن است که ابتدا منابع موجود در حوزه فقر، در دو بخش متون ديني – خصوصاً احاديث و سيره اميرالمؤمنين (ع) – و متون اقتصادي مطالعه شده، و پس از بررسي مفاهيم و ديدگاه‌ها، راه‌کارهاي مبارزه با فقر را جهت تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت استخراج مي‌کنيم.
۱-۶- پيشينه مطالعاتي تحقيق
هدف از گنجاندن تاريخچه تحقيق عبارت است از:
* برقراري ارتباط منطقي ميان اطلاعات پژوهش قبلي با مسأله تحقيق
* دستيابي به چارچوب نظري و يا تجربي براي مسأله تحقيق
* آشنايي به روش‌هاي تحقيق مورد استفاده در پژوهش‌هاي گذشته (خاکي، ۱۳۸۶)
محسن زاده (۱۳۶۱) در کتاب خود با عنوان “اسلام راستين: نابودي فقر” راه‌کارهايي براي رفع فقر ارائه مي‌کند از جمله اعتدال در مصرف و پرهيز از اسراف، جلوگيري از راکد نگهداشتن سرمايه‌ها و کار کردن همه اقشار جامعه. اما در آخر بحث بهترين راه جهت مبارزه با فقر را سرمايه‌گذاري و اشتغال‌زايي بيان مي‌کند. از نظر او سرمايه‌گذاري روزبه‌روز سود بيشتري به دنبال دارد و اگر اين سود از آن يک مسلمان شود او کمک زيادي به قشر محروم جامعه خواهد کرد.
طوسي (۱۳۷۰) در پايان‌نامه خود با موضوع “بررسي پديده فقر از ديدگاه مکاتب سرمايه‌داري و اسلام” پس از تعريف فقر از نگاه مکاتب سرمايه‌داري، مي‌نويسد الغاء مالکيت ابزار توليد و تأمين حداقل معيشت براي همه، از راه‌هاي اصلي رفع فقر است که يک جناح سوسياليست آن را ارائه داده و مارکس۴ آن را کامل کرده است. ايشان وضع خمس و زکات، برقراري عدالت و اهميت دادن به کار را هم از راه‌کارهاي اسلامي در جهت از بين بردن فقر معرفي مي‌کند.
باليساکان۵ (۱۹۹۱ م) در مقاله خود تحت عنوان “راه‌کارهاي کاهش فقر۶” رسيدگي به فقر روستايي را از پرداختن به وضعيت شهرها مهم‌تر مي‌داند و مي‌نويسد: “اولويت نهايي بايد به توسعه‌ي زيرساخت‌هاي روستايي و انتقال تکنولوژي و تحقيقات کشاورزي در مناطق روستايي تعلق گيرد.”
بنائيان (۱۳۷۵) در مقاله خود با عنوان “چارچوب نظري شيوه‌هاي فقرزدايي در ايران اسلامي” برنامه‌ريزي جهت از بين بردن فقر را يک برنامه بلند مدت مطرح مي‌کند و با مثال‌هاي مشخص سعي مي‌کند روشن کند که در کنار مراجعه به روش‌هاي تجربه شده در کشورهاي توسعه يافته بايد چارچوب ارزش‌هاي اسلامي بر راه‌حل‌هاي انتخابي محاط بوده و آن‌ها را اصلاح نمايد.
فراهاني فرد (۱۳۷۸) در کتاب “نگاهي به فقر و فقرزدايي از ديدگاه اسلام” پس از بررسي عوامل پيدايش فقر، علل عقب‌ماندگي را در سه بخش اسلام، مسلمانان و عوامل بيگانه مورد بررسي قرار مي‌دهد و در بخش اسلام اعتقاد غلط و برداشت‌هاي انحرافي از مفاهيمي چون قضا و قدر، تحقير دنيا و توکل و … را علت اصلي عقب‌ماندگي مسلمانان مي‌داند.
او با بهره‌گيري از منابع ديني راهبردهايي چون ايجاد فرصت‌هاي شغلي، بهره‌برداري صحيح از ثروت‌هاي ملي و سپردن مسئوليت‌ها به افراد کاردان را براي مبارزه با فقر پيشنهاد کرده و مي‌نويسد: “مهم‌ترين گام جهت درمان فقر در بلندمدت شناسايي فقرا، طبقه بندي شدت فقر آن‌ها و در نهايت رسيدگي به آن‌ها به ترتيب اولويت است.”
ياسين و طهير (۱۹۹۹ م) در مقاله‌اي با عنوان “فقرزدايي از منظر اسلامي؛ رهيافت عملي تعادل عمومي۷” مي‌کوشند تا در بخش‌هاي مربوط به سياست عمومي انگيزه‌هايي اقتصادي کشف کنند که وابسته به اجراي حداقل خواسته‌هاي شريعت از يک مسلمان است. او به آثار زکات اشاره کرده و مي‌گويد: “زکات در جامعه مصرف کوتاه‌مدت را بالا برده و از طريق اثر مضاعف باعث بالا رفتن تقاضاي کل، سرمايه‌گذاري و اشتغال در بلندمدت مي‌شود.” آن‌ها در مطالعه خودشان ثابت مي‌کنند که تأمين مالي اسلامي و توزيع عادلانه۸ در گرو کارآمدي و تساوي حقوق۹ است و در صورتي امکان‌پذير است که به صورت منطقي در قالب يک طرح قوي براي اسلامي سازي دنبال شود.
سيراگلدين۱۰ (۲۰۰۰ م) در مقاله خود با عنوان “فقرزدايي؛ چالش‌ها و راه‌کارهاي اسلامي” فقر را يکي از پيامدهاي فقدان رشد و نابرابري مي‌داند. او بر روي عامل رشد متمرکز شده زيرا او معتقد است که رشد فرصت‌هايي را ايجاد مي‌کند براي مبارزه با فقر ضروري است. همچنين از نظر او تساوي حقوق امري لازم براي رفع فقر است که البته بايد در متن يک دوره بلند مدت توسعه متوازن قابليت‌ها و کسب فرصت‌ها ديده‌شود و استدلال او اين است که بنا بر نظام اخلاقي اسلامي، شأن انسانيت بر اساس وابستگي نيست. او مي‌نويسد: “اعانه‌دادن به کاهش فقر، جزو تعهدات شخصي هر فرد است که بايد از طريق پرداخت زکات انجام شود.” به طور خلاصه راه‌کار پيشنهادي او بر اساس اصل ترقي رشد اقتصادي همراه با توزيع منصفانه توليد پايه‌گذاري شده است.
اصغري (۱۳۸۱) نويسنده فصل دهم کتاب “پديده شناسي فقر و توسعه” علل فرهنگي فقر را مورد بررسي قرار مي‌دهد. او معتقد است فقدان آينده نگري، برداشت‌هاي نادرست، خودباختگي و وابستگي فرهنگي و فرهنگ مصرفي از علت‌هاي فرهنگي فقر هستند و از نظر او مردم کشورهاي فقير تحت تأثير شديد تبليغات وسايل ارتباط جمعي غرب هستند. او مي‌نويسد: “فرهنگي پويا و هدايتگر، جاي خود را به بي‌هويتي فرهنگي داده است؛ فرهنگي که نمي‌تواند در تفکر، احساسات و اعمال مردم تأثير بگذارد و نظرات آن‌ها را درباره زندگي و کار تغيير دهد. جهان سومي‌ها نياز به اصلاح فرهنگ کار، مصرف، انضباط و آينده‌نگري دارند.”
محمدي ري شهري (۱۳۸۲) در جلد چهارم کتاب “دانشنامه اميرالمؤمنين (ع)” نحوه حکومت داري حضرت را مورد بررسي قرار داده و پس از بيان سياست‌هاي اجتماعي و امنيتي ايشان، سياست‌هاي اقتصادي اميرالمؤمنين (ع) را اجمالاً مورد بررسي قرار مي‌دهد، که برخي از آن‌ها عبارت‌اند از: توسعه تجارت، توسعه صنعت، اخذ منصفانه ماليات، عدم تأخير در توزيع اموال عمومي و صرفه‌جويي در اموال عمومي.
بانک جهاني۱۱ در سال ۱۳۸۸ طي گزارشي با عنوان “يادداشتي از سياست‌هاي کشاورزي جمهوري اسلامي ايران” چگونگي پراکندگي فقر را در ايران به نمايش گذاشته و مي‌نويسد: “آمار نشان مي‌دهد که در ۷۰ سال اخير مجموع ميزان فقر روستايي در مناطق مختلف کشور ايران، ۵/۱ برابر فقر شهري بوده است و براي کاهش آن بايد به سياست‌هاي کشاورزي و توسعه آن بيشتر اهميت داده شود.” اين گزارش علت اصلي بيشتر بودن فقر روستايي را نظام ارباب و رعيتي حاکم بر روستاها در ساليان قبل از انقلاب و مهاجرت روستاييان به شهرها مي‌داند که البته پس از انقلاب از ميزان آن کاسته شد ولي هنوز هم آثار آن باقي است.
آکوم۱۲ (۲۰۰۸ م) در مقاله خود تحت عنوان “جهاني شدن، توسعه و فقر” مي‌کوشد بين توسعه و فقر رابطه‌اي منطقي برقرار کند، و معتقد است که روش‌هايي که باعث توسعه و رشد يک کشور مي‌شود نه تنها فقر را کاهش نمي‌دهد، بلکه بر ميزان فقر نيز مي‌افزايد.
ميسمي (۱۳۸۸) در کتاب “فقر، نابرابري درآمدي و مؤلفه‌هاي سرمايه انساني از ديدگاه اسلام” مي‌نويسد: “اگر کشورهاي اسلامي به نيروي انساني توجه خاص کنند مي‌توانند بسياري از مشکلاتي که در زمينه فقر و نابرابري دارند را حل کنند و علم آموزي، رفع سوء تغذيه و رسيدگي به سلامت نيروي کار را در اولويت راه‌کارهاي پيشنهادي خود مطرح مي‌کنند.”
زريباف (۱۳۸۸) در طرح الگوي جامع نهضت ملي مبارزه با فقر مي‌نويسد: “در تفکر اسلامي مهم‌ترين ابزار رفع فقر، تحقق نظام عادلانه توزيعي، با سه معيار نياز، شايستگي و اشتراک در کالاهاي مشترک است و کاربرد عدالت توزيعي در تخصيص منابع، کالاها و خدمات است.” همچنين با تأکيد بر اين که عمده تعاريف فقر عدم امکان رشد متوازن را منتشر مي‌کند، سعي مي‌کند الگويي براي مبارزه با فقر طراحي کند که محوريت آن عدالت است و موضوع برقراري توازن نسبي بين الگوي مصرف و نظام توليد که از مسير مبادله اتفاق مي‌افتد را مورد توجه خاص قرار دهد.
دوگراوا۱۳ (۲۰۰۹ م) در مقاله‌اي با عنوان “کاهش فقر از طريق نهادهاي زکات و وقف” مي‌گويد: “مسلمانان بايد تلاش کنند تا با تأسيس نهادهاي چالاک زکات و اوقاف در جوامعشان، فعاليت دولت‌هايشان در مبارزه با فقر و ديگر مشکلات اجتماعي را تقويت کنند.” او به‌کارگيري رسانه‌هاي جمعي مثل روزنامه‌ها و مجلات را براي گسترش فرهنگ وقف و زکات ابزاري مفيد معرفي مي‌کند.
هاسيبوان۱۴ (۲۰۱۰ م) در مقاله خود با عنوان “فقرزدايي؛ راه‌کار اسلامي” علت فقر در اندونزي را بررسي کرده و يک راه‌کار اسلامي براي از بين بردن آن معرفي مي‌کند. او مي‌گويد: “علت فقير ماندن ۳۴ ميليون نفر از ساکنان اندونزي بعد از ۶۴ سال برنامه‌هاي متعدد فقرزدايي دولت، فقدان غذا نيست، زيرا کشور اندونزي در سال ۲۰۰۹، ۱۰۰٫۰۰۰ تن صادرات برنج داشته است.” او علت اصلي فقر را ضعف برنامه‌هاي فقرزدايي دولت در تدبير و اجرا مي‌داند و به نظر او بد عمل کردن سيستم ناشي از يک خطاي سيستمي است. او اين خطا را نتيجه گسترش تفکر سرمايه‌داري در اندونزي که منافي اعتقاد به خدا و پايبندي به ارزش‌هاي انساني است، مي‌داند و راه اصلي مقابله با فقر را تغيير سيستمي نظام اقتصادي پيشنهاد مي‌کند.
غفور زاده (۱۳۹۱) در پايان‌نامه خود با عنوان “تحليل مقايسه‌اي مؤلفه‌هاي الگوي اندازه گيري خط فقر بر مبناي شريعت اسلام و اقتصاد متعارف” مؤلفه‌هاي خط فقر از ديدگاه اسلام و اقتصاد متعارف با يکديگر مقايسه کرده و مي‌نويسد: “در مقايسه خط فقر در اسلام و اقتصاد متعارف اين نتيجه حاصل شد که معيارهاي خط فقر اسلامي بيشتر به جنبه فقر نسبي۱۵ توجه دارد تا فقر مطلق۱۶، و به دنبال اين است که فقرا را به سمت سطح ميانگين جامعه و حتي سطح غني و بي‌نيازي برساند”. او در پايان‌نامه خود به اين نتيجه مي‌رسد که: گرچه مواردي را که اقتصاد متعارف به عنوان اجزاي سبد کالايي در نظر گرفته مورد تأييد اسلام نيز هست. ولي منظور از هزينه‌هاي متعارف در نزد فقها، هزينه‌هاي مطابق شأن و منزلت خانواده است. بنابراين نگاه اسلام به مسأله فقر بسيار جامع‌تر، عمقي‌تر و داراي يک ديد وسيع‌تر است.
۱-۷- مشکلات و محدوديت‌هاي تحقيق
به عنوان يک واقعيت، حرکت به سوي هر هدفي توسط محدوديت‌ها دچار کندي مي‌شود، وجود محدوديت‌هايي که بر سر راه هر تحقيق قرار دارد، پژوهشگر را در دستيابي به اهدافش دچار مشکل مي‌کند. بنابراين به منظور قضاوت عادلانه و صحيح‌تر در رابطه با نتايج تحقيق، لازم است محدوديت‌هاي تحقيق عنوان شود. (خاکي، ۱۳۸۶)
از اولين مشکلاتي که در مسير اين تحقيق وجود دارد مي‌توان به نبود تعريف و معياري واحد براي فقر در مباني نظري جهاني اشاره کرد. در واقع هر محقق و يا نهاد محلي، ملي و بين‌المللي با توجه به زمينه کاري، علائق، پس زمينه‌هاي فکري و عقيدتي خود تعريفي درباره فقر ارائه کرده است. در عين حال مي‌توان پس از بررسي‌هاي فراوان در مباني نظري موجود، اصول مشترکي را از بين تعاريف و شاخصه‌هاي مطرح شده استخراج نمود. به همين دليل، به دست آوردن تعريف واحد براي فقر اقتصادي با سختي همراه است.
از سويي ديگر با توجه به اين که خيلي از مسائل و مشکلاتي که امروزه در زندگي شهري با آن روبرو هستيم، از قبيل ازدحام بالاي جمعيت در شهرها، افزايش مهاجرت‌ها از شهر به روستا، انتقال سريع فرهنگ‌هاي غير اسلامي به کشورهاي اسلامي از طريق وسايل ارتباط جمعي پيشرفته و …، در زمان صدر اسلام وجود نداشته و راه‌کاري متناسب با اين فضاها در منابع ديني‌مان در دست نداريم، ناچاريم با مراجعه به اين منابع اصول و راه‌کارهاي کلي را استنتاج کرده و آن‌ها را بر وضعيت موجود جامعه امروز تطبيق دهيم.

فصل دوم: بررسي مفهوم فقر و انواع آن از ديدگاه اقتصاد اسلامي و ساير مکاتب اقتصادي
مقدمه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

علي‌رغم اين‌که تا کنون دولت‌ها براي کاهش فقر برنامه‌هاي متعددي طراحي و اجرا کرده‌اند، هنوز در بسياري از جوامع فقر مهم‌ترين معضل اقتصادي است که مردم و مسئولين از آن رنج مي‌برند. به نظر مي‌رسد علت اين‌که اين برنامه‌ها موفقيت قابل توجهي کسب نکردند و بعضاً با شکست مواجه شدند، عدم جامعيت آن‌ها و در نظر نگرفتن تمام جوانب فقر است.
براي اين‌که بتوانيم برنامه‌اي جامع براي مقابله با فقر تنظيم کنيم لازم است شناختمان را نسبت به پديده فقر بالا برده و با ابعاد مختلف آن آشنا شويم. در اين فصل ابتدا به تعريف لغوي و اصطلاحي فقر از ديدگاه مکاتب گوناگون اقتصادي و اسلام پرداخته و پس از آن انواع فقر را از نگاه طرفين مطرح مي‌کنيم. در آخر هم روايات متناقض اهل‌بيت (ع) پيرامون جايگاه فقر در اسلام را بيان کرده و به رفع تناقض مي‌پردازيم.
۲-۱- تعريف فقر
فقر از لحاظ لغوي و اصطلاحي تعاريف گوناگوني دارد که به توضيح آنهاهاهاها‌ها مي‌پردازيم:
۲-۱-۱- تعريف لغوي
“فقر” در کتب معجم و لغت به معاني زير به کار رفته است:
الف : شکسته شدن مهره‌هاي پشت بدن. برخي اهل لغت بر اين عقيده‌اند که: فقر در لغت به معناي حفر کردن و سوراخ کردن است، همان‌طور که گفته مي‌شود، زمين را براي کاشت نهال حفر کردم يا مهره را سوراخ کردم (محب الدين، ۱۴۱۴ ق، ج ۷، ص ۳۵۷) يا اين‌که گفته مي‌شود: کلمه “فقر” به معناي شکافي است که در عضو و غير آن بوده باشد؛ و “فقير” يعني کسي که مهره پشتش شکسته است. و انسان فقير را از اين حيث “فقير” گويند که گويا مهره پشتش به خاطر ذلت و خواري از ناحيه‌ي “فقر” شکسته است. (ابن فارس، ۱۴۰۴ ق، ج ۴، ص ۴۴۳؛ مصطفوي، ۱۴۰۲ ق، ج ۹، ص ۱۱۸)
ب :نياز و حاجت. اکثر اهل لغت فقر را به معني نياز و حاجت آورده‌اند.) سعدي، ۱۴۰۸ ق، ص ۲۸۹؛ فراهيدي، ۱۴۱۰ ق، ج ۵، ص ۱۵۰؛ محمود عبدالرحمان، بي‌تا، ج ۳، ص ۴۸؛ صاحب بن عباد، ۱۴۱۴ ق، ج ۵، ص ۴۰۰؛ طريحي، ۱۴۱۶ ق، ج ۳، ص ۴۴۱)
ج :نداشتن به اندازه کفايت. همچنين برخي بر اين نظرند که: “فقير” در برابر غني است و غني به کسي گفته مي‌شود که به اندازه کفايت و رفع حاجت خود و خانواده، در اختيار داشته باشد؛ لذا فقير کسي است که دارائي‌اش به اين اندازه نيست. (ابن منظور، ۱۴۱۴ ق، ج ۵، ص ۶۰؛ محب الدين، ۱۴۱۴ ق، ج ۷، ص ۳۵۴)
در کتاب “مفردات الفاظ قرآن”، راغب اصفهاني فقر را به چهار صورت معنا کرده است: نيازمندي‌هاي مادي و زيستي موجودات زنده، عدم برخورداري از وسايل و امکانات اوليه و اساسي زندگي، آزمندي و بسنده نکردن به امکانات موجود و بالاخره به معني احساس هميشگي نياز به خدا آورده و بديهي است که از چهار مورد ياد شده، نخستين آن‌ها ضروري و فطري است، دومي امري منطبق با واقعيت است، سومي صفتي است ناپسند و نکوهيده و چهارمي صفتي است پسنديده و ضروري براي هر فرد موحد و مؤمن. (راغب اصفهاني، ۱۴۱۲ ق، ص ۶۴۱)
در فرهنگ لاروس فرانسه ذيل واژه فقير۱۷، فقير را به مفهوم فردي که منابع، اموال و پول کمي در اختيار دارد و يا توليد ناکافي داشته باشد، تعريف کرده است و فقر را وضعيت فردي که فقير است، ذکر کرده است. و در بسياري از فرهنگ‌ها نيز فقر به معناي عدم تکافوي ضروريات زندگي تعريف شده است. (شيخاوندي، ۱۳۷۹، ص ۱۹۸)
سال‌هاست که محافل اقتصادي به تعيين استانداردي براي فقر که قابل قبول همه‌ي افراد باشد، دست نيافته‌اند و آن را مقوله کيفي قلمداد کرده‌اند و تعريف آن را از نقطه‌اي به نقطه‌اي ديگر متفاوت مي‌دانند. زيرا، خصوصيات اجتماعي اقتصادي متفاوت در نقاط مختلف جهان طبعاً تعاريف متفاوتي را به همراه خواهد داشت. (تربيت مدرس، ۱۳۸۰)
با وجود اين، نگاهي اجمالي به تعاريف افراد و گروه‌هاي گوناگون از اين پديده، خالي از لطف نيست و جنبه‌هاي گوناگوني که تاکنون در مورد مفهوم فقر مورد بررسي قرار گرفته است را نشان مي‌دهد.
۲-۱-۲- تعريف اصطلاحي
۲-۱-۲-۱- مفهوم فقر در مکاتب اقتصادي
فقر اقتصادي در جوامع انساني، مترادف با ناتواني در برآورده نمودن نيازهاي اساسي زندگي است و مصداق آن وضعيت افراد و خانوارهايي است که از توان و امکان کافي براي تأمين حداقل نيازهاي زندگي خود شامل غذا، پوشاک، سلامتي و مسکن برخوردار نباشند. محروميت از ديگر ضروريات اوليه و متعارف زندگي نظير آموزش، اشتغال، مشارکت اجتماعي و … نيز از مواردي به شمار مي‌رود که نبود آن‌ها از عوامل ايجاد کننده فقر محسوب مي‌شود (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور، ۱۳۷۹).

دسته بندی : 22

پاسخ دهید