۲-۲-۵ پيشنهادهايي براي ساير محققان۲۶۹
۳-۵ محدوديت هاي تحقيق۲۶۹
? پيوستها۲۷۰
پيوست ۱ : پرسشنامه۲۷۰
منابع و مآخذ:۲۷۳
الف- منابع فارسي۲۷۳
ب- منابع لاتين۲۷۸
فهرست جداول و نمودارها
جدول ۱-۳۲۲۶
جدول ۲-۳۲۲۹
جدول ۳-۳۲۳۲
جدول ۱-۴۲۳۶
جدول ۲-۴۲۳۶
جدول ۳-۴۲۳۸
جدول ۴-۴۲۳۹
جدول ۵-۴۲۴۲
جدول ۶-۴۲۴۴
جدول ۷-۴۲۴۵
جدول ۸-۴۲۵۰
جدول ۹-۴۲۵۱
جدول ۱۰-۴۲۵۲
جدول ۱۱-۴۲۵۴
جدول ۱۲-۴۲۵۶
جدول ۱۳-۴۲۵۷
جدول ۱۴-۴۲۵۸
جدول ۱۵-۴۲۵۹
نمودار ۱-۲۳۲
نمودار ۲-۲۴۵
نمودار ۳-۲۶۰
نمودار ۴-۲۶۲
نمودار ۵-۲۷۴
نمودار ۶-۲۷۸
نمودار ۷-۲۱۰۲
نمودار ۸-۲۱۱۹
نمودار ۹-۲۱۷۱
نمودار ۱۰-۲۱۸۷
نمودار ۱-۴۲۴۱
نمودار ۲-۴۲۴۸
نمودار ۳-۴۲۵۴

طرح تحقيق

۱-۱ مقدمه
دنياي پيچيده و پر تلاطم امروز با دارا بودن مشخصه هايي چون پيچيدگي، تنوع و تغييرات آني، حوزه هاي مختلف دانش مديريت و تفکر حاکم بر آن را دستخوش تأثير و تغيير قرار داده است. تحولات کنوني تمامي بخش هاي تصميم گيري، برنامه ريزي و سازماندهي را در برگرفته و ديگر مجالي براي ايجاد و اتخاذ تصميمات يکسويه و بلند مدت به تصميم سازان و مديران نخواهد داد.
در چنين شرايطي ورود به حوزه برنامه ريزي و اداره امور شهرها – که پيش از اين نيز جزء جايگاه هاي سخت مديريتي و داراي تعدد مولفه هاي حاکم بر تصميم گيري بوده است – ما را با جنگل انبوه و بي انتهاي متغيرها بيشتر آشنا خواهد کرد. مضاف بر اين، بروز نيازهاي روزافزون و متنوع انساني و اجتماعي، پيچيدگي حوزه هاي تصميم گيري و انتخاب، به همراه تداخل نقش حوزه هاي مختلف فعاليت در فرآيندهاي برنامه ريزي و سازماندهي بر يکديگر، مشکلات مواجهه با اين موقعيت را براي مسئولين و کارشناسان اداره شهرها صد چندان کرده است. مواردي چون جمعيت و تكنولوژي که از مولفه هاي مهم و موثر حاکم بر مديريت شهرهاي امروز هستند در تضاد با يكديگر عمل مي كند و آينده شهرها را رقم مي‌زنند و بحران هاي شهري را پديد مي آورند.
استراتژي و رويکرد استراتژيک به عنوان راه نجات و برون رفت از گره هاي در هم تنيده برنامه ريزي، در سه دهه گذشته، جان تازه اي به مباحث مديريتي داده و توانسته به نحو مطلوبي افسار مسائل کانوني مديريت و تصميم گيري را کشيده و در دست نگه دارد. رويكرد استراتژيك، به عنوان مجموعه اي از مفاهيم، رويه ها و ابزارها، كه به كمك آنها مي توان پديده هاي پيچيده و آشفته و بحراني را در شرايط عدم اطمينان به درستي هدايت كرد، نويد بخش عصري جديد در مديريت شهري است چرا که ساماندهي و هدايت شهرها روشي خلاق، انعطاف پذير و عملياتي و فراگير و مدبرانه را طلب مي کند. در حالي كه مفهوم “جامع” براي سازماندهي و هدايت شهري از روش عقلايي، محافظه كارانه، بلندمدت و ثابت و با پيش بيني خوش بينانه شرايط آينده بهره مي جست.
فراتر از اين بحث، هنگامي كه نگرش استراتژيك به عنوان نوعي رويكرد به گزاره مديريت و برنامه ريزي افزوده مي‌شود (هم به معني روش هم به معني نگرش)، شيوه مديريت و برنامه ريزي به كلي دگرگون مي‌گردد و حتي تحول ساختاري سازمان مديريت شهري منتج مي شود. اين امري است كه با سرشت پوياي جوامع پيچيده شهري در امواج تحول عصر حاضر، يا به بياني ديگر وضعيت هاي بحراني و عدم اطمينان و پيش بيني ناپذيري تناسب نظري و عملي دارد.
طي ساليان اخير با صعود رويکرد جديد از برنامه ريزي و مديريت استراتژيک به تفکر استراتژيک يا همان کل نگر، شاهد بهبود چشمگيري در اتخاذ ديدگاه هاي درست و نيل دقيق تر به اهداف هستيم. حوزه مديريت شهري نيز از اين رشد بي بهره نبوده و گفتمان هاي جديدي که بر مبناي تفکر استراتژيک در امور اداره شهري شکل گرفته، به ياري مديران و مسئولين شهرها و چه بسا کشورها مي روند.
در کشور ما نيز اتخاذ رويکردها و نقطه نظرات درست و بجا بر اساس پارادايم هاي روزآمد جهاني و رو به رشد کنوني، مدد رسان مديران و تصميم سازان در زمينه هاي کاري پيش روي ايشان خواهد بود. موفقيت برنامه ريزان و مديران شهري ايران مستلزم اعمال تعديلاتي در نگرش ها و روش هاي موجود مي باشد که علاوه بر نگاه کلان و با لحاظ کردن تمامي گزاره مداخله گر در بخش هاي مختلف مديريت شهر، بايستي آنها را با ساختارهاي بومي و محلي انطباق داد؛ يا برعكس، ساختارها را با روش همساز ساخت.

۲-۱ بيان مساله
امروزه تفكر استراتژيك و در ادامه آن برنامه ريزي استراتژيك به عنوان يكي از نگاه‌ها و شيوه‌هاي نوين مديريت در جهان شناخته شده‌اند، كه توجه به نگاه‌هاي كلان، آينده نگر و بلند مدت در تمامي اركان آن به چشم مي‌خورد. لذا بايستي با توجه به روند فزآينده گرايش به شهرنشيني و توسعه كلان شهرها كه لزوم طرح ريزي كالبدي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را دوچندان كرده، بلكه طراحي مديريت يكپارچه شهري را غير قابل اجتناب مي‌سازد.
با توجه به اينكه مؤلفه‌هاي زيادي بر مديريت شهر حاكم بوده و از سال‌هاي گذشته شهر تهران بدون برنامه‌اي با لحاظ كردن تمامي مؤلفه‌هاي استراتژيكي لازم، دچار سردرگمي در طراحي و برنامه ريزي كلان شده است. لذا در اين تحقيق سعي بر آن است تا نقش تمامي محورهاي پنج گانه تفكر استراتژيك در جهت بهينه سازي و مديريت جامع شهرها با تأكيد بر اداره شهر تهران و نحوه ظهور و بروز اين تفكر در برنامه ريزي‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
بنابراين مساله اصلي اين است که تفكر استراتژيك در مديران چه تأثيري بر اداره شهر دارد؟ با به عبارت بهتر با تغيير رويکرد از برنامه ريزي جامع و تفکر سنتي به برنامه ريزي استراتژيک و تفکر استراتژيک شاهد تأثير مطلوبي بر طرح ريزي شهر خواهيم بود يا نه؟ آيا کل نگري و لحاظ تمامي مولفه ها در مديريت شهر – با حفظ اصول تفکر منطقي و استراتژيک – راه حل بازگشايي گره هاي کور شهرها خواهد بود؟
لذا حدود مسأله در اين تحقيق تمامي شئون تصميم گيري و مديريتي شهري – با تأکيد بر شهر تهران – است. تا آنجايي که از تغيير در ديدگاه ها و طراحي چشم اندازها تا نحوه انتقال آنها به حوزه اجرايي و عرصه عملياتي شهر، چگونه تأثير گذار خواهد بود؟

۳-۱ ضرورت و اهميت تحقيق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در سال هاي اخير با توجه به رشد بي رويه شهر تهران از نظر جمعيتي و به تبع آن نياز به طراحي راهکارهايي براي حفظ سلامت شهروندان، حمل و نقل، ساخت و ساز و سرمايه گذاري عمراني، ديگر نمي توان به رويکردهاي سنتي و يا برنامه ريزي جامع شهري دلخوش بود. چرا که اگر چنين راهکارهايي توانايي پاسخگويي به نيازهاي روزافزون و پيچيده محيطي را داشت، تهران را به ورطه مشکلات امروز خود نمي انداخت.
در جستجو به دنبال راه حلي براي رفع معضلات کلانِ شهر از قبيل تعارضات حوزه هاي مختلف شهري مانند جمعيت، توسعه پايدار و تکنولوژي که منتج به آلودگي شديد هوا و وارد آمدن فشار رواني شديد به شهروندان شده است هستيم. مي توان گفت وجود مواردي چون:
* وجود نگاه فني و متکي بر نرخ روندها در طرح جامع شهر تهران
* عدم تصويب برنامه استراتژيک شهر تهران تاکنون
* موازي کاري در انجام برنامه ها و تقسيم وظايف
* عدم وجود نگاه يکپارچه در بررسي شئون مختلف شهري
* عدم وجود فرهنگ مشارکت و مديريت مشارکتي در شهر تهران
* اجراي برنامه هاي کلان و پر هزينه که با روح شهر و فرهنگ شهري بي ارتباط و بعضاً متضاد هستند
ناشي از ديد غير استراتژيک و يا فراگير نبودن آن، در مديريت شهر تهران مي باشد و راه حلي مديريتي و سيستمي براي حل اين مشکل در توسعه تفکر استراتژيک و قابليت هاي آن در برنامه ريزي و طراحي خواهد بود.
پس نتايج اين تحقيق ميتواند مديران شهر تهران را به سوي نگاهي يکپارچه و کل نگر رهنمون سازد. مضاف بر اين در طراحي برنامه ها و ساز و کارهايي منطبق بر روح و فرهنگ شهر نيز ياري رسان خواهد بود.

۴-۱ فرضيات تحقيق
سوال اصلي اين تحقيق اين است: ” تفكر استراتژيك در مديران چه تأثيري بر اداره شهر (با تأكيد بر شهر تهران) دارد.”
بر اين اساس فرضيات تحقيق عبارتند از:
۱٫ تفكر استراتژيك در مديريت شهري مديران شهر تهران باعث كارا شدن مديريت ايشان مي‌شود.
۲٫ اثربخشي فعاليت‌هاي اداره شهر تهران با نگاه استراتژيك بالا مي‌رود.
۳٫ رعايت محورهاي پنج گانه تفكر استراتژيك، طراحي شهر را كارآمدتر مي‌كند.
۵-۱ اهداف تحقيق
اين پژوهش از نظر جهت‌گيري كاربردي و از نظر پژوهشي توصيفي است. در واقع اين تحقيق شامل تشريح و توصيف جنبه‌هاي مختلف تفكر استراتژيك و تأثير پنج محور اصلي آن در اداره و طراحي شهرها (با تأكيد بر كلان شهر تهران) مي‌باشد. در نهايت مي‌خواهيم نقش تفكر استراتژيك را در طراحي و اداره شهر يافته و آن را با مدل‌هاي سنتي و كالبدي مقايسه كنيم که نتايج زير از نخستين دستاوردهاي آن خواهند بود.

* تسريع و تسهيل در اداره و امور مديريتي شهرها
* تغيير نگرش مديران شهري در طراحي بهتر شهرها
۶-۱ روش شناسي طرح
۱-۶-۱ روش تحقيق
روش تحقيق، روش اجراي تحقيق است که مشخص ميکند براي بررسي موضوع از چه روشي استفاده ميکنيم. انتخاب روش تحقيق به هدفهاي تحقيق، ماهيت موضوع پژوهش و امکانات اجراي آن بستگي دارد. به عبارت ديگر هدف ‏از انتخاب روش تحقيق آن است كه محقق مشخص نمايد چه شيوه و روشي اتخاذ كند تا او ‏را هر چه دقيق‌تر، آسانتر، سريع‌تر و ارزان‌تر در دستيابي به پاسخ‌ يا پاسخ هايي براي پرسش ‏يا پرسش‌ها و مساله تحقيقي مورد نظر كمك كند. در اين پژوهش از روش تحقيق توصيفي و پيمايشي استفاده ميشود.
تحقيق توصيفي آنچه را که هست و تفسير ميکند و به شرايط و روابط موجود، عقايد متداول، فرآيندهاي جاري، آثار مشهود يا روندهاي در حال گسترش توجه دارد. تمرکز آن در درجه اول بر زمان حال است، هرچند غالبا رويدادها و آثار گذشته را نيز که به شرايط موجود مربوط ميشوند مورد بررسي قرار ميدهد. (خاکي؛ ۱۳۸۶، ۲۱۰)
در تحقيقات توصيفي محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و مي خواهد بداند، پديده، متغير، شيء يا مطلب چگونه است. به عبارت ديگر، اين تحقيق وضع موجود را بررسي ميکند و به توصيف منظم و نظامدار وضعيت فعلي آن مي پردازد و ويژگي ها و صفات آن را مطالعه و در صورت لزوم ارتباط بين متغيرها را بررسي مي نمايد. (حافظ نيا؛۱۳۸۳: ۵۸)
به دليل آنکه از پرسشنامه براي گردآوري اطلاعات استفاده مي شود، اين تحقيق پيمايشي ميباشد.

۲-۶-۱ روش گردآوري اطلاعات و دادهها
در اين پژوهش براي گردآوري اطلاعات از دو روش استفاده شده است:
الف- بررسي کتابخانهاي (کتابها، نشريات و اينترنت)
ب‌- پرسشنامه
محقق به دلايل ذيل علاقمند به استفاده از روش هاي فوق بوده است:
الف- با مطالعه سوابق و مطالعات انجام شده در اين زمينه و استفاده از نشريات و مقالات موجود و نيز تحقيقات انجام شده در اين زمينه ميتوانيم به جامعه آماري دست پيدا کنيم که نتايج حاصل از آن در بررسي فرضيهها محقق را ياري مينمايد.
ب- پرسشنامه به محقق کمک ميکند تا وضعيت نگرش افراد نسبت به يک واقعيت از طريق آن ارزيابي شود. پرسشنامه يکي از متداولترين ابزارهاي جمع آوري اطلاعات در تحقيقات پيمايشي (از جمله اين تحقيق) مي باشد.

۳-۶-۱ جامعه آماري
جامعه آماري عبارت است از مجموعهاي از افراد يا واحدها که حداقل داراي يک صفت مشترک باشند.
جامعه آماري اين پژوهش شامل كارشناسان و مديران سازمان‌هاي مرتبط با اداره شهر تهران هستند. مهمترين آنها وزارت كشور، سازمان شهرداري‌ها، شهرداري تهران، استانداري و فرمانداري تهران، نيروي انتظامي، شوراي شهر و متخصصان حرفه‌اي حوزه مديريت شهري شهري مي باشند که به صورت مستقيم و غير مستقيم در جهت گيري هاي آينده، تصميم سازي و اداره شهر دخيل مي باشند.

۴-۶-۱ نمونه و روش نمونهگيري
نمونه عبارت است از مجموعهاي از نشانهها که از يک قسمت، يک گروه يا جامعهاي بزرگتر انتخاب ميشود، بهطوريکه اين مجموعه معرف کيفيات و ويژگيهاي آن قسمت، گروه يا جامعه بزرگتر باشد. نمونهگيري فرآيندي است که طي آن تعدادي از واحدها بهگونهاي برگزيده ميشوند که معرف جامعه بزرگتري که از آن انتخاب شدهاند باشند. (خاکي؛ ۱۳۸۶، ۲۷۲)
نمونه گيري يعني انتخاب تعدادي از افراد، حوادث و اشياء از يک جامعه تعريف شده به عنوان نماينده آن جامعه. (دلاور؛ ۱۳۷۱، ۱۴۷)
با لحاظ اينکه جامعه آماري اين پژوهش محدود به کارشناسان شهرداري و مديريت شهري و سازمانهاي تابعه آن و همچنين سازمان هاي دخيل در اداره شهر تهران (مانند شوراي شهر) است، لذا پژوهشگر سعي مينمايد که به اکثر آنها مراجعه کند و با استفاده از روش نمونه گيري خوشه‌اي (در تمامي بخش‌ها به تعداد نسبت در جامعه، كارشناسان انتخاب مي‌شوند) سنجش مناسبي از جامعه آماري خود داشته باشد.

۵-۶-۱ روش تجزيه و تحليل دادهها
هر تکنيک آماري مناسب دادههايي است که فقط در سطح معيني اندازهگيري شده است. پژوهشگر پيش از آنکه تصميم بگيرد که دادههاي خود را چگونه تحليل کند بايد بتواند معين کند که اين دادهها از چه نوعي است و از طرفي فنوني که براي سازمان دادن، خلاصه کردن و نمايش دادهها بکار ميرود بستگي به سطح اندازهگيري متغيرها دارد. (خاکي، ۱۳۸۶، ۳۲۰)
در اين پژوهش براي آزمون فرضيهها از روشهاي موجود در آمار توصيفي و استنباطي استفاده ميگردد. دادههايي که از پرسشنامهها جمعآوري ميشود، در جدولهاي آماري خلاصه گرديده و پس از توصيف مشخصههاي نمونه مورد بررسي و طبقهبندي و خلاصهسازي دادههاي مربوط، آمارههاي نمونه محاسبه ميشود و سپس نسبت به برآورد پارامترهاي جامعه مورد بررسي اقدام ميگردد.
به دليل آنكه لازم است سوالات پرسشنامه در سطح مقياس ترتيبي بر اساس مقياس ليكرت در نظر گرفته شود. لذا براي تجزيه و تحليل از روش‌هاي آماري ناپارامتري استفاده خواهد شد. كه بنا به طراحي پرسشنامه در ادامه كار مشخص خواهد شد اما آزمون نيكويي برازش حتمي خواهد بود.

۷-۱ محدوديتهاي تحقيق
۱٫ کمبود منابع علمي معتبر در رابطه با موضوع مورد تحقيق به دليل تازگي و کمبود پژوهشهاي علمي انجام شده در داخل کشور.
۲٫ پراکندگي و کثرت جامعه مورد مطالعه که شامل همه سازمانهاي درگير با مديريت تهران ميباشند.
۳٫ بروکراسي اداري که نتيجه آن اتلاف زمان و طولاني شدن تحقيق ميباشد.
۸-۱ تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي طرح
? استراتژي۱:
در زبان فارسي به استراتژي “سوق الجيش” و “راهبرد” گفته مي شود که به مفهوم هنر سرداري يا سپهسالاري است. (پهلوانيان، حسين، ۱۳۸۷، ص۱۴) استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپکتيو، سياست يا تصميمي است که سمت و سوي ديدگاه‌ها و جهت حرکت سازمان را نشان مي‌دهد. استراتژي مي‌تواند تحت سطوح سازماني ، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود. (رشد، مرداد۱۳۹۰)
استراتژي را به صورت خيلي ساده به عنوان رساندن سازمان(از اينجا به آنجا) تعريف ميکنند. يک استراتژي، اغلب چارچوب يا طرحي است در مورد نحوه ساخت چيزي يا رخ دادن واقعه اي. (پهلوانيان، حسين، ۱۳۸۷، ص۴۲)
? تفكر استراتژيك۲:
در مورد تفکر استراتژيک تعاريف زيادي وجود دارد. هر يک از تعاريف از منظري به اين موضوع نگريسته اند که با يکديگر تفاوت هاي زيادي دارند. (ناظمي و جعفرياني، ۱۳۸۹، ص۱) اما در نهايت در ادبيات مديريت استراتژيک بر چيزي که تفکر استراتژيک خوانده مي شود توافق و سازش چنداني وجود ندارد. (کلا سنگياني، ۱۳۸۶، ص ۲)
اگرچه همه اين تعاريف در جاي خود ارزشمند هستند اما شايد بتوان ادعا کرد که ديدگاه هنري مينتزبرگ، تعريف هراکلئوس و گري هامل جامع تر از ساير تعاريف باشد. هنري مينتزبرگ به عنوان يکي از پيشروان در زمينه مديريت استراتژيک در توضيح تفاوت بين برنامه ريزي و تفکر استراتژيک عنوان مي دارد که برنامه ريزي استراتژيک ، برنامه ريزي نظام گرايي از استراتژي هاي از پيش مشخص شده است که از درون آن برنامه عملي بيرون مي آيد، در حالي که تفکر استراتژيک، فرايندي ترکيبي از شم و خلاقيت است که خروجي آن يک ديد يکپارچه نسبت به سازمان است و هر يک از اين اصطلاحات بر مرحله اي متفاوت در فرايند توسعه و طراحي استراتژي توجه دارند. شبيه اين تعبير، توسط گري هامل ذکر شده است که وي رويکرد سنتي به برنامه ريزي را به عنوان فرم پر کردن مي داند و تفکر استراتژيک را “هنر ساخت و بنا کردن استراتژي” يا به عبارتي معماري هنرمندانه استراتژي برمبناي خلاقيت و فهم كسب و كار توصيف مي كند . (ناظمي و جعفرياني، ۱۳۸۹، ص۱۶)
به طور کلي، مي توان گفت که تفکر استراتژيک در برگيرنده فکر کردن و عمل کردن در تحت شرايط مشخص، به چالش کشيدن فرضيه ها و گزينه هاي عملي موجود و در نهايت ارائه فرضيه ها و گزينه هاي جديد و مناسب تر مي باشد.
? برنامه ريزي استراتژيك۳:
برنامه‌ريزي استراتژيک گونه‌اي از برنامه‌ريزي است که در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست. از آنجايي که استراتژي مي‌تواند عمر کوتاه يا بلند داشته باشد برنامه‌ريزي استراتژيک مي‌تواند برنامه‌ريزي بلند‌مدت يا کوتاه‌مدت باشد اما رويکردي متفاوت دارد. (رشد، مرداد۱۳۹۰)
هر دو واژه تفکر استراتژيک و برنامه ريزي استراتژيک از متن ادبيات مديرت استراتژيک استخراج شده اند. يکي از اصلي ترين مشکلاتي که در اين زمينه وجود دارد اين است که جايگاه تفکر استراتژيک در برنامه ريزي استراتژيک و مديريت استراتژيک کماکان مبهم است . بسياري از نظريه پردازان و کارگزاران عرصه مديريت از تفکيک اين دو مفهوم عاجز مانده اند. دليل اين امر کاملا مشخص است؛ زيرا همانطور که ذکر شد هنوز براي تفکر استراتژيک جايگاه روشني در ارتباط با برنامه ريزي استراتژيک تعريف نشده است. (ناظمي و جعفرياني، ۱۳۸۹، ص۱۷)
? شهر۴:
طي دهه هاي اخير از سوي انديشمندان علوم جغرافيا، جامعه شناسي،اقتصاد، جمعيت شناسي و برخي علوم ديگر، تعاريف متعددي از شهر ارائه شده است و جامعه‌شناسان شهر را محل تمرکز جمعيت، ابزار توليد، سرمايه، نيازها و احتياجات و غيره مي دانند که تقسيم کار اجتماعي نيز در آنجا صورت گرفته است. جغرافي دانان ، شهر را منظره‌اي مصنوعي از خيابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهايي مي دانند که زندگي شهري را امکان‌پذير مي‌سازد.
مورخان شهر را با توجه به قدمت آن تعريف مي کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جايي اطلاق مي شود که معيشت غالب ساکنان آن بر پايه کشاورزي نباشد. جمعيت شناسان نيز تعداد جمعيت يک نقطه را، ملاک شهري بودن آن نقطه مي دانند. در ايران، جايي که به طور رسمي شهر شناخته شده است، طي سرشماري هاي ۱۳۳۵ الي ۱۳۷۵ متفاوت بوده است.
در سرشماري سال ۱۳۶۵ دارا بودن جمعيت ۰۰۰/۵ نفر از تعريف حذف شده است و شهر به جايي اطلاق شده است که در زمان سرشماري داراي شهرداري باشد. اين تغيير با توجه به تعريف شهر در قانون جديد تقسيمات کشوري ايجاد شد که در آن کليه نقاط داراي شهرداري در زمان تصويب قانون را شهر دانسته و ايجاد شهرداري در نقطه اي ديگر را در آينده موکول به داشتن حداقل ۰۰۰/۱۰ نفر جمعيت نموده است. در سرشماري سال ۱۳۷۵ نيز اين تعريف، يعني دارا بودن شهرداري، ملاک تفکيک شهر از روستا شده است. (بيگي، ۱۳۸۸، ص۱۱)
? كلانشهر:
تعاريف متفاوتي از كلانشهر ارائه شده است، بهگونهاي كه به جنبههاي مختلف آن پرداخته شده است. منظور از كلانشهر در ايران، شهرهاي با بيش از يك ميليون نفر جمعيت است که شامل هشت شهر است. (بيگي، ۱۳۸۸، ص۱۱)
? مديريت شهري۵:
مديريت شهري از تنوع و تاحدودي ابهام مفهومي برخوردار است. گاه مديريت شهري همان اجراي سياست يا مديريت عمومي در عرصه شهر تلقي شده و زماني ديگر به کليه فعاليتهايي اطلاق شده است که براي نيل به توسعه شهر انجام ميشود. از نظر UNCHS مديريت شهري بهطور کلي بهعنوان الگويي براي مديريت و توسعه سکونتگاههاي شهري، اعم از شهرهاي کوچک و بزرگ و مادرشهرها مطرح ميشود و همه بازيگران فعال در امور شهري نظير شرکتهاي خصوصي، مجامع غيردولتي (NGO)، مجامع مدني و ديگر افراد وگروههايي که در شهر، کار و زندگي ميکنند را در برميگيرد.
نظام مديريت شهري از ديدگاه سيستمي عبارت است از يک سازمان گسترده متشکل از تمام عناصر و اجزاي رسمي و غيررسمي ذيربط و موثر در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و کالبدي حيات شهر با هدف اداره، هدايت، کنترل و توسعه همهجانبه و پايدار شهر مربوطه. (کاظميان و سعيدي رضواني؛ ۱۳۸۲، ۵۶-۵۲)
? طرح ريزي شهر:
عبارت از مطالعه کيفيت فضاها، کيفيت فيزيکي طرح ها، ارايه طرح هاي فيزيکي از فضاها و شناخت کيفيت فيزيکي شهري. بوجود آوردن مجموعه هاي فيزيکي است که در آن بيشتر به کيفيت فضاها و کيفيت فيزيکي طرح ها توجه مي شود. هدف طرح ريزي شهري جستجوي کيفيات زيبايي بصري از فرم شهري است که بر اساس مصرف اراضي پيش بيني شده در برنامه ريزي شهري قرار دارد. سياست هايي را که شهرداري ها در رابطه با ضوابط ساختماني شهر اعمال مي نمايند، مي توان جزئي از طرح ريزي شهري دانست. طرح ريزي شهري بيشتر با عوامل زيبايي شهري سروکار دارد. (UMIC)
9-1 نحوه سازماندهي فصول
در اين تحقيق، کليه مطالب در پنج فصل مجزا به شکل زير سازماندهي شده است:
در فصل يک کليات تحقيق مطرح شده است و بخشهاي عمده آن عبارتند از: بيان مسئله، اهميت موضوع، اهداف تحقيق، فرضيهها، روش تحقيق، روشهاي گردآوري اطلاعات، محدوديتها و تعريف واژگان تخصصي.
در فصل دوم به مرور مباني نظري و ادبيات تحقيق پرداخته شده است.
در فصل سوم به بررسي روش تحقيق پرداخته شده است و در آن مباحثي چون جامعه آماري، روش نمونهگيري ابزار جمعآوري اطلاعات و روش تجزيه و تحليل اطلاعات به تفصيل توضيح داده شده است.
فصل چهارم شامل يافتههاي تحقيق و تجزيه و تحليل آنهاست.
در فصل پنجم نيز به نتيجهگيري و ارائه پيشنهادها پرداخته شده است که شامل پيشنهادهاي مرتبط با فرضيات، پيشنهادهاي جانبي و برخي از پيشنهادهاي کارشناسان مرتبط ميباشد.

۱۰-۱ فرآيند انجام مطالعات محقق در تحقيق حاضر
با توجه به اهداف تحقيق، محقق ابتدا به مطالعه مباني تحقيق پرداخت و در اين راستا منابع فارسي و لاتين مورد مطالعه قرار گرفت.
مطالعات در دو جهت اصلي ادامه يافت؛ “مطالعه سوابق داخل کشور” و “مطالعه سوابق و تجربيات ساير کشورها”. مطالعه سوابق داخل کشور با رجوع به قوانين و مصوبات، طرحهاي پيشنهادي توسط سازمانهاي مختلف و مقالات و جرايد منتشر شده صورت گرفت. مطالعه سوابق و تجربيات ساير کشورها با استفاده از منابع اينترنتي و مقالات منتشر شده در اين زمينه، بررسي گرديد. براي دستيابي به نتايج بهتر، سوالاتي در قالب پرسشنامه بين کارشناسان سازمانهاي مربوط با اداره شهر توزيع شد. سپس به تجزيه و تحليل اطلاعات بدست آمده پرداخته شد و در نهايت از تجزيه و تحليل اطلاعات نتيجهگيري شده و پيشنهاداتي ارائه گرديد.

مباني نظري تحقيق

۱-۲ سير تكاملي مديريت و تفكر استراتژيك
۱-۱-۲ ظهور استراتژي و تفکر استرتژيک
۱-۱-۱-۲ نگرشي نو
براي آغاز بحث در مورد ظهور و بسط رويکرد و تفکر استراتژيک، ابتدا بايد قدري پيرامون بستر شکل گيري اين ديدگاه و نحوه حرکت به سمت آن تعمق کرد. اينکه نياز به تغيير و تحول در باورها چه نقشي را در طي اين مسير ايفا کرده و يا سبک تفکر و دانش حاکم بر اداره جوامع و سازمان ها چه کمبودهايي را تجربه کرده است.
نياز به دميدن هوايي تازه در فضاي مديريت پيش رو و ظهور افکار و ايده هاي نو، نقطه آغاز تحول است. آنچه که بيش از همه مانع نوانديشي ميشود، نه کمبود تکنيک و روشهاي هوشمندانه است بلکه افکار و باورهاي کهنه و تاريخ مصرف گذشته است. اينها بيهيچ زيربناي عملي و يا ژنتيکي همچون حقايقي خدشهناپذير از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشوند. (کياني، ۱۳۸۹، ص ۴۰) بايد آموخت و باور کرد که دانش و باورهايمان اگر هم درست باشند تاريخ مصرف دارند. مارک تواين ميگويد: “علت بروز مشکلات، ناداني افراد نيست بلکه بيشتر دانستههايي است که حقيقت ندارند”. با پيشفرضهاي غلط نميتوان به راهحل درست رسيد. اينشتين معتقد است که: “مسايل اساسي پيش روي ما، در همان دستگاه تفکر که ايجاد شدهاند قابل حل نيستند”. يک ضرب‌المثل نيز ميگويد: “اگر دو راه پيش روي شماست راه سوم را برگزينيد”. اين بدان معناست که در دستگاه فکري حاضر بيش از دو راه نمييابيد ولي با تغيير برخي از پيش فرضهايتان چه بسا به راهحلهاي ديگري نيز دست يابيد. (همان، ص ۴۳)
ظهور استراتژي و برنامه ريزي استراتژيک۶ در مراحل اوليه اگرچه براي بسياري از موانع و سردرگمي ها راه حل هاي مناسبي ارائه نمود، اما همه ماجرا نبود. با وجود تمام برنامه ريزي هاي دقيق نياز به نگاه هاي نو و کلان نگر هنوز احساس مي شد. مزيت تفکر استراتژيک نيز در به عرصه رساندن ايه هاي نو با شکست دستگاه فکري حاضر و نمايان کردن چشم اندازهاي جديد و صحيح براي سازمان با توجه به محيط پيراموني آن است. كنشگران استراتژيك با ايجاد چشم انداز۷ صحيح به حركت در آوردن سازمان در راستاي آن، موفقيت را در ابعاد سهم بازار و خلق ثروت (براي خود، سازمان و جامعه) تجربه مي كنند و اين در حالي است كه توانمندي دانشمندان استراتژي صرفاً در تبيين چگونگي اين موفقيت تجلي مي يابد. (غفاريان و کياني، ۱۳۸۹، ص ۱۶) چشم انداز راه دستيابي به مزيت هاي رقابتي را نشان مي دهد و سازمان را قادر مي سازد تا در مقابل تحولات و پديده هاي نو ظهور به درستي عمل نمايد. در ايجاد چشم انداز بيش از داده هاي سخت و كمي، داده هاي نرم و كيفي نقش داشته و ايده هاي خلاقانه، فهم و بصيرت از محيط كسب وكار و قابليت هاي ادراكي دورنمايه هاي اصلي كار هستند.
چشم انداز علاوه بر راستاي حركت، انگيزه حركت نيز ايجاد مي كند. تعهد كاركنان سازمان به يك چشم انداز حقيقي و استراتژي مرتبط با آن از جاذبه “حقيقت” سرچشمه مي گيرد. آنتوني سن اكسوپري (A.S.Exupery) مي گويد: “اگر مي خواهيد كشتي بسازيد لازم نيست مردم را فراخوان كنيد، چوب گرد آوريد و براي هر كس وظيفه اي مشخص سازيد، كافي است به آنها عظمت بي پايان دريا را نشان دهيد.” بدين ترتيب چشم انداز به صورت يك آرمان مشترك، سازمان را يكپارچه و “هم انگيزه” مي سازد. (غفاريان و کياني، ۱۳۸۹، ص ۵۴)
كليد مسأله در توجه بيشتر به توسعه “ديدگاه ها و نگرش” مديران نهفته است. اشكال اساسي مباحث آموزشي (به شيوه اي كه ما آن را دنبال مي كنيم) در اين است كه روش ها و برنامه هاي موجود عمدتاً متوجه “دانش افزايي” است، در حاليكه تغيير رفتار و شيوه تفكر مديران به توسعه “ديدگاه و نگرش” آنان نياز دارد. اين تفاوت دقيقاً همان فاصله اي است كه “تفكر” استراتژيك را از “برنامه ريزي” استراتژيك متمايز مي سازد. (همان، ص ۱۷) توجه کافي به احوال پديدهها به ما بصيرت و فهم ميدهد و اين بهترين راه براي توسعه ظرفيت تفکر استراتژيک است. رابطه ادراکي ما با پديدهها به دو شکل صورت ميگيرد. نخست رابطه مبتني بر کسب دانش و دوم رابطه مبتني بر کسب فهم.
آنزمان که به تجزيه و تحليل پديده يا يک سيستم ميپردازيم و تمرکز مشاهداتمان بر اجزاي سيستم است و ما دانشمان را در مورد پديده توسعه ميدهيم. هنگامي که ما پديده را در ارتباط با ديگر سيستمها و پديدههاي اطرافش بررسي ميکنيم و به دنبال کشف رابطه بين آنها ميباشيم در اينصورت ما به فهم خود ميافزاييم. به عنوان مثال اگر از مشاهداتمان در مورد يک اتومبيل در خيابان از مرز اتومبيل به داخل آن رفته و به آگاهيمان بيافزاييم مثلاً اين که اين نوع اتومبيل چه امکاناتي دارد و يا چگونه کار ميکند، به دانشمان افزودهايم. ولي اگر مشاهداتمان از مرز اتومبيل به بيرون از آن متمرکز شود و رابطه آنرا با جاده، با ترافيک و يا با سيستم حمل و نقل شهر مورد دقت و بررسي قرار دهيم فهم خود را توسعه دادهايم. دانش از تجزيه سيستم و فهم از تجميع سيستم با سيستم بالاسري و يا ديگر سيستمها حاصل ميشود. دانش با “چگونگي” و فهم با “چرايي” پديده سروکار دارد. دانش به کار مديريت سيستم و فهم به کار رهبري سيستم ميآيد. دانش با کارايي و فهم با اثربخشي سيستم سروکار دارد. دانش، دانشمند ميسازد و فهم انديشمند. (کياني، ۱۳۸۹، ص ۶۰ و ۶۱)
باتوجه به دو حوزه ادراکي متفاوت ياد شده در انسان، بايد به اين نکته نيز توجه داشت که تفکر استراتژيک از نوع فهم است؛ فهم شرايط، فهم قواعد بازي، فهم فرصتها، فهم مقصدي که سازمان قصد آن را کرده است، فهم موضوعهاي اساسي. (همان، ص ۶۲)

۲-۱-۱-۲ تاريخچه
بيش از نيم قرن است که دانشمندان صحنه استراتژي درباره اين مفهوم مينويسند و زواياي جديدي از آن را روشن ميسازند. اين در حالي است که يک طرف بر ژرفا و گستردگي مفهوم استراتژي دلالت ميکند و از طرفي ديگر نشان از گسترش ديدگاه انسان در فهم معناي استراتژي دارد. (کياني، ۱۳۸۹، ص ۱۹) با آنکه واژه استراتژي يوناني است و زادگاه آن طبعا بايد مغرب زمين باشد اما با پژوهشي در تاريخ نظامي و اجتماعي مشرق زمين (ايران و چين) مي توان ادعا کرد که زادگاه استراتژي به مفهوم رزم آوري در اين خطه از عالم است و از اينجا به اروپا و ساير نقاط جهان راه يافته است. بهترين نمونه، نبرد ترموپيل بين ايران و يونان باستان است که با پيروزي ايرانيان خاتمه پذيرفت. جنگ هاي ايران با امپراطوري روم و عثماني نيز مي تواند شاهد خوبي بر اين ادعا باشد. (پهلوانيان، ۱۳۸۷، ص۱۴)

دسته بندی : 22

پاسخ دهید